سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 21

موضوع: مقام پيامبر اعظم در عرفان اسلامي

  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض









    *فرمودید صادر نخستین، حقیقت محمدیه است، اما صادر نخستین را در مفهوم کلی ذات اقدس اله تعبیر می‌کنیم. چگونه است که حقیقت محمدیه نخستین صادر محسوب می‌شود، مگر خودش مخلوق اول نیست؟




    در فضای عرفان، یک مفهوم صادر نخستین و یک مفهوم خلق نخستین داریم.

    در برابر هر دوی اینها حق تبارک و تعالی قرار دارد که مصدر است، مصدر یعنی محل صدور.

    .
    آنچه که در نخستین مرحله از مصدر صادر می‌شود، صادر نخستین نامیده می‌شود. در برابر این دو، خلق نخست قرار دارد.





    امضاء


  2. Top | #12

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض










    آنچه که در نخستین مرحله از مصدر صادر می‌شود، صادر نخستین نامیده می‌شود. در برابر این دو، خلق نخست قرار دارد.

    در فضای عرفان به این صورت است؛ گرچه در فضای فلسفه، صادر نخستین همان خلق نخستین محسوب می‌شود و فرقی با همدیگر ندارند.

    در فضای فلسفه چه بگوئیم صادر نخستین و چه بگوئیم خلق نخستین فرقی بین آنها وجود ندارد.







    امضاء


  3. Top | #13

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض










    هر دوی آنها بر عقل منطبق می‌شود که در روایات هم هست.«أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَهُ الْعَقْلُ» اول حقیقتی که خدای تبارک و تعالی آنرا آفرید عقل است، لذا گفته می‌شود عقل، مخلوق اول است و به تعبیر فلاسفه صادر نخستین است.




    در عرفان صادر نخستین غیر از عقل است. عقل اول، مخلوق اول یا خلق اول است اما هیچ گاه بر عقل اول، صادر نخستین اطلاق نمی‌شود.

    صادر نخستین، حقیقت محمدیه(ص) است که فوق عقل اول است که اصلا تعبیر خلق و مخلوق برای او مناسب نیست و آنرا به کار نمی‌گیرند بلکه تعبیر برزخیت را برایش قائل هستند. برزخیت یعنی واسطه و حد وسط، نه خلق است و نه حق.









    امضاء


  4. Top | #14

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض













    *چرا خلق نیست؟



    چون خلق با محدودیت هم آغوش است. مخلوق، محدود است و چون مخلوق، محدود است و خلق با محدودیت هم آغوش است، و حقیقت محمدیه محدود نیست ، به حقیقت محمدیه عنوان خلق را نمی‌دهند.





    امضاء


  5. Top | #15

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض













    *چرا عنوان حق را نمی‌توانیم به او بدهیم؟



    چون حق، مطلق است به اطلاق حقیقی (اطلاق مقسمی)، اما حقیقت محمدیه، چنین نیست.

    لذا به حقیقت محمدیه، تعین اول می‌گوییم و از این جهت، به او، صادر نخستین می‌گوئیم، نه حق می‌گوئیم و نه خلق.



    پس در عرفان نظری این دو عنوان از همدیگر جدا می‌شود. خلق نخستین، مخصوص عقل می‌شود و صادر نخستین مخصوص حقیقت محمدیه که مرتبه‌ای فوق عقل است.








    امضاء


  6. Top | #16

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض












    * در روایات هست که پیغمبر اکرم(ص) فرمودند که « أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَهُ رُوحِی» یا «أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَهُ نُورِي»،یا در روایت دیگر آمده « أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَهُ الْعَقْلُ»، یا در روایت دیگری هست «اول ما خلق اللّه الماء» یا در روایت دیگری آمده «أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَهُ الْقَلَمُ». اینها را چگونه تفسیر می‌کنید؟



    هر یک از اینها، به اعتباری، اشاره به یک حقیقت دارد. می‌دانید که حقیقت قلم در این خلاصه می‌شود که ابزاری در دست نویسنده است که آنچه را که اراده می‌کند با آن می‌نویسد.

    حقیقت رسول الله(ص) به منزله قلمی است در دست حق تبارک و تعالی که به وسیله این قلم، سایر کلمات وجودی را نوشته است، لذا می‌شود واسطه فیض، حقیقتی که اگر آن حقیقت باشد نوبت به بقیه می‌رسد تا از فیض حق تبارک و تعالی برخوردار شوند.







    امضاء


  7. Top | #17

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض











    از جهت اینکه مایه حیات است از ایشان به آب، تعبیر شده است. از جهت اینکه خود، باری و خالق خود و تمام معقولات عالم را تعقل می‌کند از او به عقل تعبیر می‌شود. از جهت اینکه مجرد است به نور تعبیر شده است و همین طور تعابیر گوناگون دیگری که برای آن حضرت وجود دارد.



    بالاتر از این، همان صادر نخستین است که ما به آن حقیقت محمدیه می‌گوئیم و همان طور که عرض کردم راز و رمز اینکه این حقیقت را حقیقت محمدیه می‌نامیم این است که شخص رسول الله(ص) در مقام عروج و مقام ترقی آنقدر اوج می‌گیرد که با آن حقیقت متحد می‌شود.

    در سوره النجم، این آیه اشاره به این مقام عروج رسول الله دارد که فرمود: «... دَنَا فَتَدَلَّى*فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى».








    امضاء


  8. Top | #18

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض












    * لطفا همین آیه را توضیح دهید. اتفاقا برای فهم ما سنگین است و ممکن است شبهه‌ای ایجاد شود!



    پیغمبر اکرم (ص) نزدیک شد «دَنَا»، «فَتَدَلَّى» پس تدلی پیدا کرد، یعنی آویزان شد یا چسبید. اینها کنایه است از شدت نزديكى که اهلش متوجه می‌شوند.

    ظاهرش همین چیزی است که عرض می‌کنم اما در ورای این تعابیر و ظواهر حقایقی را به ما تفهیم می‌کنند.




    «فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى»، در مرتبه به جایی رسید که فاصله‌ای بین او و حق تبارک و تعالی به اندازه دو قوس بود یا نزدیک‌تر از دو قوس.








    امضاء


  9. Top | #19

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض















    «فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى»، در مرتبه به جایی رسید که فاصله‌ای بین او و حق تبارک و تعالی به اندازه دو قوس بود یا نزدیک‌تر از دو قوس.



    در عرفان، دو قوس را تفسیر و تأویل می‌کنند به قوس وجوب و امکان. یعنی مرتبه‌ای که در آن قوس وجوب از امکان و قوس امکان از وجوب امتیاز پیدا می‌کند. یعنی اسماء فواعل از اعیان قوابل جدا می‌شوند.



    بعد می فرماید: «أَوْ أَدْنَى» یا نزدیک‌تر از این، که مقام «أَوْ أَدْنَى»، تعین اول است و این تعین اول مقام حضرت ختمی است. مرتبه انسانیت ختمی و مرتبه حقیقت محمدیه است و شخص رسول الله حضرت محمد(ص) در مقام عروج با آن یکی می‌شود.








    امضاء


  10. Top | #20

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض













    تاکید می‌کنم باید بین صادر نخستین و شخص رسول الله(ص) فرق بگذاریم، شخص رسول الله(ص) غیر از آن حقیقت محمدیه است از جهتی و عین آن است از جهتی دیگر.



    از جهت اینکه در مقام عروج با آن حقیقت یکی می‌شود و به آن مرتبه دست پیدا می‌کند و صاحب آن مرتبه می‌شود، عین اوست و اما قبل از اینکه عروج پیدا کند شخص رسول الله(ص) را باید جدا از آن مرتبه فرض کنیم.




    در پایان، سالروز وفات حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله و شهادت سبط اکبرش حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام و امام هشتم حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام را به شما و خوانندگان گرامی تسلیت عرض می‌کنم.
    پایان/

    پایگاه اطلاع رسانی استاد رمضانی







    امضاء


صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی