مثالهای قرآن سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
مثالهای قرآن
صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 70
  1. #31
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : مثالهای قرآن






    اقسام حيات و زندگى

    حيات و زندگى بر سه قسم است:



    1ـ حيات و زندگى گياهى و نباتى، كه علامت آن سه چيز است:
    الف ـ رشد و نمو; ب ـ تغذيه; ج ـ توليد مثل.


    2ـ حيات و زندگى حيوانى، كه علاوه بر داشتن ويژگى گياهان زنده، حسّ و حركت نيز دارد.

    3ـ حيات و زندگى انسانى، كه علاوه بر پنج ويژگى كه در زندگى نباتى و حيوانى ذكر شد، از ويژگى هاى علم و دانش; ايمان و اخلاق، و عشق و اراده نيز برخوردار است. لذا اگر زندگى انسانى فاقد اين سه ويژگى باشد، به زندگى حيوانى تبديل مى‏شود!
    بر همين اساس، قرآن مجيد كسانى را كه مسلمان نيستند، مرده تلقّى مى‏كند; و سپس زندگانى آنها را از رهگذر اسلام مى‏شناسد.


    مثالهای قرآن





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  2. تشكر

    parsa (20-02-1389)

  3. #32
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : مثالهای قرآن






    منظور از حيات در آيه مثل

    بى شك منظور از حيات در اين آيه شريفه، حيات انسانى است; يعنى حمزه، يا عمّار، يا هر شخص ديگرى كه مسلمان شود، به وسيله ايمان به خداوند زنده مى‏گردد، سپس علم و دانش; اخلاق و ايمان; و عشق و اراده - كه از آثار زندگى انسانى است ـ در او نمايان مى‏شود. از اين رو، بر اساس آيه مثل عمّار ياسرها، حمزه ها و شهيدان راه خدا زنده اند و زندگى حقيقتى از آن آنهاست[5]); ولى ابوجهل ها مرده و فاقد حيات انسانى هستند (اَمْواتٌ غَيْرُ اَحْياء).[6])


    چرا عرب جاهلى را مرده مى‏پندارند؟

    حضرت على(عليه السلام) در خطبه 26 نهج البلاغه اين مطلب را مورد بررسى قرار داده، مى‏فرمايد: «هنگامى كه حضرت محمد(صلى الله عليه وآله) مبعوث شد و خداوند او را امين وحى و انذار كننده جهانيان قرار داد، شما عرب ها ـ كه در سايه اسلام زنده شديد و حيات انسانى يافتيد ـ داراى ده ويژگى بوديد كه هر يك از ديگرى شرم آورتر است:


    1ـ پيرو بدترين كيش بوديد; چه اين كه بدترين خرافه، پرستش بت هاست! مگر انسان عاقل مى‏تواند قطعه سنگى را با دست خود بتراشد; سپس در مقابل او راز و نياز كند و حوائج و خواسته هايش را از او طلب كند و بدتر از آن، براى رسيدن به آرزوهايش فرزند خويش را در مقابل يك بت بى جان و بى روح قربانى كند و در هنگام گرسنگى همان بت را ـ كه از خرما ساخته شده است ـ غذاى خود قرار دهد!

    2ـ صلح و آسايش در بين شما نبود و در بدترين سرزمين ها به سر مى‏برديد. دائماً، آتش جنگ و ستيز در بين شما شعلهور بود و آن قدر در اين موضوع مصرّ بوديد كه كينه ها را براى فرزندانتان به ارث مى‏گذاشتيد و هرگاه موفّق به انتقام نمى‏شديد و مرگ به سراغ شما مى‏آمد، به فرزندانتان وصيّت مى‏كرديد كه حتماً انتقام شما را بگيرند!

    3 و 4 ـ فقير و بدبخت بوديد. در ميان سنگهاى خشن و مارهاى خطرناكى ـ كه فاقد شنوايى بودند ـ زندگى مى‏كرديد. بيابان بستر شما بود و آسمان روپوشتان.

    5ـ آب آشاميدنى شما آلوده و كثيف بود و هرگز زلال ننوشيديد;

    6ـ غذاهايتان ناگوار بود و از آن لذّتى نمى‏برديد;

    7ـ خون همديگر را مى‏ريختيد و ناامنى در بين شما حاكم بود;

    8ـ پيوند خويشاوندى را قطع نموديد و حتّى به فرزندان خود رحم نكرده، آنها را زنده به گور مى‏كرديد;

    9ـ بت ها در ميان شما برپا و مورد احترام بود;

    10ـ گناه وجودتان را فرا گرفته بود و سر تا پا غرق در گناه بوديد».
    از فرمايش اميرالمؤمنين(عليه السلام) استفاده مى‏گردد كه فقر بر آنها حاكم بود; فقر دينى،فرهنگى، سياسى، اقتصادى، امنيّتى و... خداوند مهربان در ميان چنين مردمى ـ كه از هر جهت مرده بودند ـ پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) را برانگيخت و علم و دانش را براى آنها به ارمغان آورد.
    بدين وسيله عربهاى عصر جاهليّت و مسلمانان بعد از ظهور اسلام، با علم و دانش آشنا شدند و طولى نكشيد كه آنها پيشواى جهان دانش شدند. از اين رو، زمينه ساز جنبش و حركت اروپا، آثار دانشمندان اسلامى بود كه حدود چهار الى پنج قرن پيش سبب روى آوردن آنها به علم و دانش شد. اگرچه متأسّفانه، مسلمانانى كه وارثان علم و امير دانش جهان بودند، از فراگيرى علوم تجربى و صنعت بازماندند و امروز دست نياز به كشورهاى اروپايى دراز كردند و آنها نيز با اعزام كارشناسان خود، حامل فساد و فحشاء شدند.

    اكنون بر فرهيختگان علم و دانش لازم است تا تاريخ و آثار دانشمندان اسلامى، اعترافات دانشمندان غربى به پيشرفتهاى مسلمانان در علم، اختراعات و ابتكارات علمى مسلمانان قبل از نهضت اروپا و...را مورد توجه قرار داده، با تدريس اين گونه مطالب در دانشگاهها و مراكز علمى، نسل جوان را براى فعّاليّت هر چه بيشتر، با نسل پيشين پيوند دهند.


    مثالهای قرآن





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  4. تشكر

    parsa (20-02-1389)

  5. #33
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : مثالهای قرآن






    آثار و بركات نور

    در مثال دوّم، ايمان به نور و كفر به ظلمت تشبيه شده است. براى روشن شدن و درك عظمت نور ايمان، شايسته است به آثار و بركات نور مادّى اشاره شود:

    لطيف ترين و سريع ترين موجود در عالم ماده، نور است; چه اين كه نور در يك ثانيه 300 هزار كيلومتر را طى مى‏كند. به عبارت ديگر، نور با سرعت خود در يك ثانيه مى‏تواند، هفت و نيم بار به دور كره زمين بچرخد! زيرا قطر كره زمين در خط استوا 40 هزار كيلومتر است و حاصل تقسيم 300 هزار بر 40 هزار، هفت و نيم خواهد بود.

    از اين رو، همه بركات عالم ماده، از نور است; چه اين كه به بركت نور، موجودات زندگى مى‏كنند; به بركت نور، بيمارى ها و ميكروبهاى بيمارى زا نابود مى‏شوند; به بركت نور، گياهان رشد و نمو مى‏كنند; به بركت نور، ميوه ها به ثمر مى‏رسند; به بركت نور، فضا گرم مى‏شود; به بركت نور، فضاى اطراف روشن مى‏شود و بالاخره به بركت نور، باران رحمت الهى مى‏بارد.

    اسلام و ايمان نيز همچون نور، روشنايى دارد; چه اين كه حضرت حمزه و عمّار پيش از اسلام، همانند ساير عرب هاى جاهليّت مرده بودند; سپس با گرايش به خداوند به وسيله اسلام و نور ايمان زنده شدند و با همين نور حقيقت ساز، راه خود را انتخاب كردند. قطعاً، دارنده چنين نورى، همانند كسى نيست كه غرق در ظلمات است!


    مثالهای قرآن





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  6. تشكر

    parsa (20-02-1389)

  7. #34
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : مثالهای قرآن






    نور فرقان

    يكى از آيات قرآن كه در اين زمينه نازل شده و بسيار پرمعنا و نويدبخش است، آيه 29 سوره انفال است: «يا اَيها الَّذينَ آمَنُوا اِنْ تَتَّقُوالله يَجْعَلْ لَكُمْ فُرقاناً» اى كسانى كه ايمان آورديد! اگر تقواى الهى پيشه كنيد، خداوند براى شما فرقان را قرار مى‏دهد.
    فرقان در لغت، تميز حقّ از باطل است; يعنى اگر انسان باتقوا شد، خداوند نور و روشنايى در دل او قرار مى‏دهد كه مى‏تواند حقّ را از باطل تميز دهد. از اين رو، گاهى در ميان مردم عوام و درس ناخوانده، افرادى يافت مى‏شوند كه داراى چنين نورى هستند كه با آن از حوادث و ماجراهاى گنگ و تاريك باخبرند; به گونه اى كه هم منشأ حوادث را مى‏دانند و هم از هدف آنها آگاهند. دارندگان نور فرقان، نه آلت دست شيطان مى‏شوند; و نه گرفتار شيّادهاى گمراه; زيرا نور فرقان چراغ هدايت و راهنماى آنهاست و به همين جهت، رسول گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله)فرموده است: «اَلْمُؤمِنُ يَنْظُرُ بِنُورِ الله» انسان مؤمن با نور خدا حركت مى‏كند.[7])



    مثالهای قرآن





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  8. تشكر

    parsa (20-02-1389)

  9. #35
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : مثالهای قرآن





    تقوا ثمره روزه و فرقان ميوه تقوا


    ماه مبارك رمضان، ماه تقوا و نور است، انسان مسلمان با روزه دارى براى خدا، به تقواى بيشترى دست مى‏يابد به گونه اى كه نهال تقوا در وجود او ريشه مى‏دواند (لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون). بنابراين، تقوا ثمره و نتيجه روزه است و بر اساس آيه شريفه، فرقان نيز ثمره تقواست. شايسته است در اين شب ها و روزهاى پربركت رمضان ـ مخصوصاً در هنگام سحر ـ دست به دعا برداريم و تقوا و فرقان را از خدا طلب كنيم (اللهمّ آمين!).

    زيبا جلوه كردن اعمال زشت در نظر كفّار


    در پايان آيه شريفه، خداوند مى‏فرمايد: «اعمال زشت كفّار در نظر آنها تزيين شده و زيبا جلوه كرده است.»; زيرا حُبّ ذات، هواپرستى، خودخواهى، غرور و مانند اينها، سبب مى‏گردد تا آنها توجهى به اعمال زشت خود نكرده، عمل خود را تزيين شده و خدمت به ديگران بپندارند.




    -------------------------------------------------------------------------------------------

    1- تفسير نمونه، جلد 5، صفحه 424.

    2- شهادت او در جنگ صفين غائله اى به پا كرد، زيرا حضرت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) فرموده بودند كه عمّار به دست گروه سركش كشته مى شود. از اين رو، وقتى او شهيد شد، عده اى از مردم و ياران معاويه نسبت به معاويه بدبين شدند; ولى با يك تفسير غلط خود را نجات داده، گفت: ما عمّار را نكشتيم، بلكه عمّار را كسى به قتل رساند كه او را به اين جنگ روانه كرده است!

    3- تفسير نمونه، جلد 5، صفحه 425.

    4- سوره حج، آيه 73.

    5- سوره بقره، آيه 154.

    6- سوره نحل، آيه 21.

    7- بحار الانوار، جلد 64، چاپ بيروت، صفحه 75
    مثالهای قرآن





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  10. تشكر

    parsa (25-02-1389)

  11. #36
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پاسخ : مثالهای قرآن






    سيزدهمين مثال: شرح صدر


    خداوند متعال در سيزدهمين مثل از آيه هاى قرآن مجيد، در آيه 125 سوره انعام مى‏فرمايد: «فَمَنْ يُرِدِ الله اَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلاِْسْلامِ وَ مَنْ يُرِدْ اَنْ يُضِله يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَاَنَّما يَصَّعَّدُ فِى السَّماءِ كَذلِكَ يَجْعَلُ الله الرِّجْسَ عَلَى الَّذينَ لايُؤمِنونَ» آن كس را كه خدا بخواهد هدايت كند، سينه اش را براى ]پذيرش [اسلام، گشاده مى‏سازد; و آن كس را كه ]به سبب اعمال زشتش[ بخواهد گمراه سازد، سينه اش را آن چنان تنگ مى‏گرداند كه گويا مى‏خواهد به آسمان بالا برود; اين گونه خداوند پليدى را بر افرادى كه ايمان نمى‏آورند، قرار مى‏دهد!

    دورنماى بحث

    آيه شريفه، در صدد بيان زمينه هاى روحى مردم در پذيرش حق است، آنچه از ظاهر آيه استفاده مى‏گردد اين است كه: مردم در اين جهت متفاوتند; بعضى از مردم آن قدر روحشان پاك و قلبشان نورانى است كه با اوّلين برخورد با قرآن، با آغوش باز اسلام را پذيرايند و خداوند هم در عوض به آنان شرح صدر مى‏بخشايد. در مقابل، افرادى هستند كه زمينه پذيرش حق در آنان نيست و چنانچه تمام قرآن بر آنان خوانده شود، تأثيرگذار نيست; از اين رو، خداوند قلب آنها را تنگ و تاريك مى‏گرداند.

    شرح و تفسير


    «فَمَنْ يُرِدِ الله اَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلاِْسْلامِ» هر كسى را كه خداوند بخواهد هدايت كند و او را رهنمون شود، سينه اش را گشاده و فراخ مى‏گرداند و براى دريافت حق به او شرح صدر مى‏بخشايد. به عبارت ديگر، او را دريا دل و با ظرفيّت قرار مى‏دهد. «وَ مَنْ يُرِدْ اَنْ يُضِله يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً» هر كس را كه بخواهد گمراه كند، سينه اش را تنگ و تاريك و ظلمانى قرار مى‏دهد; به گونه اى كه طاقتش سلب مى‏شود و با كوچكترين مشكلى تعادل فكرى خويش را از دست مى‏دهد.
    «كَاَنَّما يَصَّعَّدُ فِى السَّماءِ...» آن قدر سينه اش را تنگ و تاريك مى‏گرداند كه گويا مى‏خواهد به آسمان پرواز كند; يعنى همان گونه كه پرواز به آسمان براى انسان بدون وسيله محال است، تحمّل اين تاريكى و تنگى نيز براى اين عده مشكل و محال است و خداوند اين گونه پليدى و كفر را، در دل افراد بى ايمان قرار مى‏دهد.
    مثالهای قرآن





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  12. تشكر

    parsa (25-02-1389)

  13. #37
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پاسخ : مثالهای قرآن




    پيام هاى آيه

    1ـ هدايت و ضلالت به دست خداست


    آنچه مطابق با ظاهر آيه است، اين است كه هدايت و ضلالت انسانها از طرف خداوند صورت مى‏گيرد و مفهوم آن چيزى جز جبر نيست. در اين صورت، اسلام و كفر دو امر غير اختيارى است و قبول آن به عقيده ما با عدالت خداوند سازگار است. از اين رو، براى روشن شدن مطلب، لازم است مقدّمه اى ذكر گردد:
    در ميان فِرَق و گروههاى اسلامى ـ كه از سرچشمه زلال ولايت و امامت دور مانده اند ـ گروهى مذهب «جبر» را پذيرفته اند و معتقدند كه انسان در كارهاى خود اختيارى ندارد. اعتقاد به اين مذهب ـ كه مخالف عقيده شيعه است ـ مساوى با انكار اصول پنجگانه دين است.
    اوّلين اصلى كه بر اساس اين مذهب ناديده گرفته مى‏شود، عدل الهى است; چه اين كه اگر انسان در كارهايش مجبور باشد، عذاب كافر و ثواب مؤمن بر خلاف عدالت است; زيرا نه كافر در كفرش اختيار داشته است; و نه مؤمن در ايمانش. به همين جهت، قائلين به جبر عدل الهى را نمى‏پذيرند.
    دوّمين اصلى كه با اعتقاد به جبر ناديده گرفته مى‏شود، اصل توحيد است; چه اين كه خدايى كه عادل نباشد و مردم مجبور را بى جهت كيفر و پاداش دهد، شايسته خدايى نيست و نمى‏تواند اين جهان پهناور را ـ كه بر اساس نظم و حكمت اداره مى‏شود ـ تدبير كند.
    از اين رو، ارسال رُسُل و بعثت پيامبران نيز بى معنا خواهد بود. چه اين كه انبيا توان هدايت كفّار را ندارند; زيرا آنها بى اختيار كفر مىورزند، و نيز انبيا بر ايمان مؤمنان بى تأثيرند; زيرا با جبرى كه وجود دارد ـ احتمال انحراف در آنها نمى‏رود، به عبارتى اوّلى محال است و دوّمى تحصيل حاصل; و هر دو از نظر فلسفى غير ممكن.
    امامت نيز ـ كه تداوم بخش نبوّت است ـ به دليل فوق، باطل مى‏شود. آخرين اصلى كه با اعتقاد به جبر باطل مى‏گردد، اصل معاد است; چه اين كه معاد مبتنى بر اختيار است. بنابراين، اگر همه انسانها مجبور و بى اختيار باشند، كيفر و پاداش; بهشت و جهنّم; قيامت و رستاخيز; همه و همه بى معنا مى‏شود.
    در نتيجه با اعتقاد به جبر نه مى‏توان مسلمان بود; و نه اصل اسلام را پذيرفت.[1]) از اين رو شيعه بايد با تمام وجود خداوند را شاكر باشد كه به بركت وجود ائمه و در پرتو نور ولايت معصومان(عليهم السلام) نه در وادى تاريك «جبر» گرفتار شده است; و نه به بيابان ظلمانى «تفوض» قدم گذاشته، بلكه در بين اين دو مكتب انحرافى، راه مستقيم و روشنى را انتخاب كرده است.

    با توجه به اين مقدّمه، آيا آيه مذكور دليل بر «جبر» نيست؟
    آنچه آيه شريفه بر آن دلالت دارد، اين است كه: گام اوّل هدايت و ضلالت را خود انسان برمى دارد آنگاه، در صورتى كه اوّلين گام را به سمت هدايت برداشت، مشمول هدايت الهى مى‏گردد; و در صورت ديگر، كه اوّلين گام را به سمت ضلالت برداشت، مشمول ضلالت الهى مى‏شود; مثلاً سلمان فارسى از ايران حركت مى‏كند و براى رسيدن به سرچشمه نور، سختى ها و مشكلات فراوانى را تحمّل مى‏كند; حتّى به بردگى گرفته مى‏شود. تا اين كه به سرچشمه نور مى‏رسد و مسلمان مى‏گردد. او چون گامهاى اوّليه را با اختيار خود برداشته بود مشمول هدايت الهى قرار گرفت و خداوند به او شرح صدر و سينه اى گشاده عنايت كرد.
    امّا ابوجهل و ابولهب ـ با اين كه از اوّل در كنار چشمه هدايت بوده اند ـ ولى گامهاى اوّليه لجاجت و عناد و دشمنى را به اختيار خود و به تبعيّت از شيطان برداشتند و چشم و گوش خود را در مقابل نداى حق بستند. بر اين اساس، خداوند نيز آنها را گمراه كرد و قلب آنها را تنگ و تاريك نمود; پس هدايت و ضلالت الهى، نتيجه و مجازات گامهاى اوّليه خود آنهاست. بنابراين، آيه شريفه فوق و ديگر آيات، هيچ منافاتى با اختيار انسان ندارد.[2])
    مثالهای قرآن





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  14. تشكر

    parsa (25-02-1389)

  15. #38
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : مثالهای قرآن




    اعجاز علمى قرآن در آيه مَثَل

    اگر چه مفسّران جمله «كَاَنَّما يَصَّعَّدُ فِى السَّماءِ» را كنايه از كار غير ممكن و محال دانسته اند; ولى امروزه با توجه به پيشرفت علوم بشرى و دستيابى به فضا، تفسير ديگرى نيز مى‏توان براى آن جمله بيان كرد كه نشانگر اعجاز علمى قرآن مجيد است.[3])
    دانشمندان كشف كرده اند كه اطراف كره زمين را هوا (اكسيژن) فرا گرفته است، و اين هوا از هر طرف تا ارتفاع 30 كيلومترى ادامه دارد; ولى آنچه از اين اكسيژن ها استفاده مى‏شود، تنها فضاى چند كيلومترى پايين آن است; چه اين كه هر چه اكسيژن به طرف بالا برود، استفاده از آن مشكل تر و سبب تنگى نفس مى‏شود.

    به همين جهت، كوهنوردانى كه به ارتفاعات بلند صعود مى‏كنند، گاهى از اوقات دچار هواگرفتگى مى‏شوند; يعنى به همان هوايى مى‏رسند كه استفاده از آن مشكل است و باعث تنگى نفس آنها مى‏گردد و چه بسا، سبب بيهوشى و مرگ آنها مى‏شود!
    و نيز به همين جهت، هواپيماهايى كه در ارتفاع بالا پرواز مى‏كنند، بايد به قدرى مجهّز باشند كه هواى داخل هواپيما را تنظيم كنند; در غير اين صورت، مسافران نمى‏توانند از هواى آن ارتفاع استفاده كنند و اگر دستگاه تنظيم هوا دچار مشكل گردد، مسافران بايد از ماسكهاى مخصوص كه براى چنين لحظاتى تهيه شده است، استفاده كنند وگرنه هواپيما مجبور است براى حفظ جان مسافران در ارتفاع پايين به پرواز خود ادامه دهد.
    در آن هنگامى كه آيه فوق نازل شد، انسان از اين مسأله علمى مهم بى اطّلاع بود; ولى قرآن مجيد در آن زمان (1400 سال پيش) پرده از اين راز علمى برداشت و قابل استفاده نبودن هواى آسمانها را بيان كرد و انسانهاى گمراه را به كسانى تشبيه كرد كه در چنين هوايى تنفّس مى‏كنند و دچار تنگى نفس مى‏شوند.
    مثالهای قرآن





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  16. تشكر

    parsa (25-02-1389)

  17. #39
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : مثالهای قرآن




    3ـ شرح صدر

    وقتى حضرت موسى(عليه السلام) به مقام نبوّت نائل شد، چند چيز از خداوند طلب كرد; يكى از آنها شرح صدر بود (قالَ رَبِّ اشْرَحْ لِى صَدْرِى...) [4])
    و نيز پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) بى آن كه تقاضا كند ـ اين نعمت بزرگ الهى را از خداوند متعال دريافت نمود (اَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكْ؟)[5])
    خلاصه اين شرح صدر چه معنايى دارد؟
    «صدر» در اينجا به معناى سينه نيست، بلكه به معناى روح و فكر است; بنابراين «شرح صدر» به معناى داشتن فكر و روح باز است; يعنى كسى شرح صدر دارد كه داراى تفكّر عميق، صبر و حوصله زياد و فكر و روحى وسيع باشد; به گونه اى كه در برابر سخت ترين حوادث نلغزد. به همين جهت، شرح صدر يكى از لوازم مهمّ ترقّى و تعالى به سوى خدا شناخته شده است.
    مثالهای قرآن





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  18. تشكر

    parsa (25-02-1389)

  19. #40
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پاسخ : مثالهای قرآن





    پيامبر(صلى الله عليه وآله) و همسايه يهودى

    يكى از همسايگان آن حضرت ـ كه مردى يهودى بود ـ هر روز به هنگام عبور آن حضرت، از بالاى بام به بهانه ريختن خاكروبه ها در كوچه، خاكسترى همراه با آتش بر سر و صورت آن حضرت مى‏ريخت. اين برنامه هر روز ادامه داشت; تا آن كه روزى پيامبر(صلى الله عليه وآله) از كوچه گذشت و متوجه خاكستر همسايه يهودى نشد. آن حضرت كنجكاو گشته، علّت آن را جويا شد. اصحاب و ياران عرض كردند: بحمدالله مريض شده است و در بستر بيمارى به سر مى‏برد; پيامبر به قصد عيادت به طرف منزل يهودى حركت كرد، هنگام در زدن، همسر آن مرد يهودى از پشت در منزل گفت: كيست؟ حضرت جواب داد: پيامبر اسلام! زن گفت: كارت چيست؟ حضرت فرمود: به عيادت شوهرت آمده ام! زن بى اختيار در را باز كرد. حضرت داخل شد و كنار بستر يهودى قرار گرفت. پيامبر(صلى الله عليه وآله) با احوالپرسى به گونه اى برخورد كرد كه گويا اين يهودى هيچگونه اذيّت و آزارى نسبت به پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)روا نداشته است!
    وقتى يهودى اين شرح صدر و گذشت و اغماض پيامبر(صلى الله عليه وآله) را ديد، عرض كرد: يا رسول الله! آيا اين برخورد جزء برنامه دين توست، يا از اخلاق شخصى شماست؟ حضرت فرمودند: جزء برنامه دين اسلام است.
    من بد كنم و تو بد مكافات كنى***پس فرق ميان من و تو چيست بگو
    از اين نمونه، در زندگى پيامبران، امامان و عالمان دينى فراوان است.
    مثلاً شخصى در شيراز، نامه اى به يكى از علماى آن شهر مى‏نويسد و بى اندازه آن عالم را مورد فحّاشى و هتّاكى قرار مى‏دهد. آن عالم روز بعد نويسنده آن نامه را ديده، به او مى‏گويد: نامه اى به من نوشته بودى آن را انداختم.[6])
    ظاهراً مشكل مالى داشتى; اين پول را بگير انشاءالله مشكلت با آن حل شود! نويسنده نامه خوشحال شده، با خود مى‏گويد: «خوب شد آقا نامه ما را مطالعه نكرده است!»
    بنابراين، يك انسان مسلمان بايد با تأسّى به پيامبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) داراى شرح صدر، سينه گشاده و دريا دل باشد. با همّت بلند ناملايمات را تحمّل كرده، با كوچكترين مشكل ناسپاسى نكند و انتقام جويى و كينه جويى را پيشه خود قرار ندهد.
    پروردگارا! به بركت اين ماه (رمضان)، شرح صدر و تحمّل ناملايمان را به همه ما ارزانى فرما.


    -----------------------------------------------------------------

    1- اعتقاد به جبر علل و عوامل مختلفى دارد، براى مطالعه بيشتر به كتاب «پنجاه درس اصول عقايد»، صفحه 118 به بعد ر.ك.

    2- براى توضيح بيشتر به كتاب «پنجاه درس اصول عقايد»، صفحه 137 به بعد ر.ك.

    3- اعجاز قرآن شاخه هاى مختلفى دارد كه يكى از آن، اعجاز علمى است; براى توضيح بيشتر به تفسير پيام قرآن، جلد 8، صفحه 113 به بعد ر.ك.

    4- سوره طه، آيه 25.

    5- سوره شرح، آيه 1 و ديگر آياتى از قبيل: سوره نحل آيه 106 و سوره زمر، آيه 22.

    6- آن عالم نامه را خوانده بود و به پشت كتابها انداخته بود به همين جهت توريه كرد و گفت: نامه ات را انداختم. او منظورش اين بود كه نامه را به پشت كتابها انداختم; ولى نويسنده نامه تصوّر كرد كه آن عالم نامه را نخوانده، گم كرده است
    مثالهای قرآن





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  20. تشكر

    parsa (25-02-1389)

صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •