مثالهای قرآن سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
مثالهای قرآن
صفحه 7 از 7 نخستنخست ... 34567
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 70
  1. #61
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : مثالهای قرآن




    فلسفه مثل
    براى دست يابى به فلسفه مثل، به سه نمونه از ويژگى زندگى دنيا اشاره مى‏شود
    :

    1- زندگى دنيا زودگذر است و ثبات و دوامى ندارد.

    2- زندگى دنيا تهى است; ظاهرى فريبنده و جذّاب دارد، ولى باطنى بى محتوا دارد; همانند زندگى بعضى از انسانها كه از فاصله دور بسيار جالب و جاذب مى‏نماياند به گونه اى كه حسرت آور است، ولى وقتى انسان به آن نزديك مى‏شود، خداى را هزاران بار سپاس مى‏گويد كه چنان زندگانى ندارد.

    «برق را در خرمن مردم تماشا كرده است***آنكه پندارد كه حال مردم دنيا خوش است»

    3- زندگى دنيا غافل كننده است.

    بر همين اساس پيامبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) در روايتى كوتاه به اين سه ويژگى اشاره داشته، مى‏فرمايد: «اَلدُّنْيا تَغُرُّ وَ تَضُرُّ وَ تَمُرُّ»; يعنى دنيا فريبنده، ضررآفرين و گذرا و بى ثبات است.[4])
    حال، فلسفه مثل از اينجا روشن مى‏شود كه بدون مثال درك ماهيّت و ويژگى دنيا ناممكن به نظر مى‏رسد. ذكر مثل سبب مى‏شود تا انسان بهتر به حقيقت و ماهيّت دنيا دست يابد. بدين جهت است كه خداند براى شناساندن دنيا تمسّك به مثل جسته است.

    تفسير و تطبيق مثال مذكور

    در آيه مثل، انسان و زندگى دنيوى او به باران تشبيه شده است; يعنى انسان نيز همچون باران استعداد فراوانى دارد. وقتى اين استعدادها فعّال شود، همانند بارانِ باطراوت شروع به بارش مى‏كند و ثمره آن ابتكارات مختلف و خلاّقيت هاى متنوّعى است كه از انسان سر مى‏زند. تمام نيرو و توان خود را در جهت زندگى بهتر به خدمت مى‏گيرد; در زمينه هاى مختلف فعّاليّت مى‏كند و در راه رسيدن به هدف، بسيارى از نيروهاى خود را از كف مى‏دهد تا اينكه به زندگى دنيوىِ خود سامان ببخشد; ولى ناگهان با ايجاد حادثه اى تمام آمال و آرزوهايش نقش بر آب مى‏شود; به گونه اى كه گويا از اوّل عمر تا كنون هيچ فعّاليّتى نداشته و هيچ توشه اى برنگرفته است!
    اين حوادث كه همان «امر» و فرمان الهى است، گاهى از درون جسم انسان برمى خيزد كه در اين هنگام اين انسان مغرور با كوچك ترين حادثه اى، تسليم مى‏شود; مثلاً اگر قسمتى از خون در يكى از رگهاى بدن انسان لخته شود و اين حالت ادامه يابد تا اينكه به رگهاى ورودى قلب سرايت كرده، رگ را مسدود سازد، ناگهان ايست قلبى ايجاد مى‏شود و سبب سكته قلبى مى‏گردد، همچنين اگر اين لخته به سمت مغز حركت كند و در رگهاى منتهى به مغز متوقّف شود، باعث ايست مغز مى‏شود و يكباره، يا نيمى از بدن انسان فلج مى‏شود، يا از دنيا مى‏رود.
    از اين آسان تر گاهى خداوند اين مأموريّت را به يك سلول از ميليونها سلولى كه در بدن انسان وجود دارد وا مى‏گذارد. اين سلول خارج از برنامه به توليدمثل و تكثير مى‏پردازد; به گونه اى كه يك سلول به دو عدد تبديل مى‏شود و دو سلول به چهار عدد و چهار سلول به هشت و هشت سلول به شانزده و... ناگهان تبديل به يك غده سرطانى شده، به سرعت در بدن ريشه مى‏دواند و سرانجام پس از چندى، انسان را از پاى در مى‏آورد «فَجَعَلْناهُ حَصيداً كَاَنْ لَمْ تَغْنَ بِالاَْمْسِ» به گونه اى كه گويا سالها مرده است! آرى; به همين سادگى انسان مى‏ميرد و تمام آرزوها و زحمت هاى خود را بر باد رفته مى‏بيند.
    و ممكن است فرمان عذاب الهى بر عهده يك حادثه برونى از قبيل زلزله، رانش زمين، طوفان، صاعقه، شهاب هاى آسمانى و... نهاده شود.
    اين مثل و مانند آن، و اين حوادث مختلف كه بارها آنها را مشاهده كرده ايم، هر كدام زنگ خطر و بيدارباشى است براى ما كه فريب ناپايدارى دنيا را نخوريم و براى نيل به آرزوها مرتكب هر جنايتى نشويم و به دنيا دل نبنديم.
    شايسته است كه در اين آيه شريفه و امثال آن با دقّت زياد تفكّر و تعمّق نمائيم و همواره آن را بسان چراغى فروزان فراسوى خويش قرار دهيم.




    مثالهای قرآن





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  2. #62
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    جديد پاسخ : مثالهای قرآن




    پيام هاى آيه

    1- تعليم خداشناسى.

    خداوند در آيه مَثَل با تشبيه زندگى به آب باران، درس خداشناسى به ما مى‏آموزد و ايمان ما را به يكتا بودن خويش راسخ تر مى‏كند. آيه به ما مى‏آموزد كه خداوند از همين آب بى رنگ و زمين واحد، هزاران رنگ خلق مى‏كند. همه زمين ها با يك آب سيراب مى‏شود (يُسْقى بِماء واحِد)[5]); ولى ميوه ها، درختان و سبزى هاى مختلف و رنگارنگ ميرويد; شيرين ترين و ترش ترين ميوه ها، تلخ ترين سم ها و زيباترين گلها، از همين آب و خاك بى رنگ توليد مى‏شود. واقعاً قدرت و علم پروردگار عالم عجيب است! ولى افسوس كه حجاب عادت، مانع از تفكّر در اين كتاب گوياى خداشناسى شده است.

    2- در جهان هستى همه چيز بر اساس نظم آفريده شده است. خداوند آب باران را سبب بركت و آبادانى قرار داده است. اگر همين باران زيادتر از اندازه ببارد، ويرانى و نابودى به ارمغان خواهد آورد و اگر نبارد يا كمتر از نياز ببارد، سوغاتى جز خشكسالى و قحطى نخواهد داشت.
    اين نيز درسى است براى همه انسانها كه در زندگى خود برنامه و نظم داشته باشند و اعتدال را در همه چيز رعايت نموده، از إفراط و تفريط بپرهيزند.
    حتّى در دشمنى ها نيز زياده روى نكنند. به همين جهت، اسلام در مورد آداب جنگ، دستورات زيبا و جالبى دارد تا مسلمانان درباره دشمنانشان هم زياده روى نكنند. بنابراين، در تمام شئون زندگى، شخص مسلمان بايد اهل نظم و برنامه باشد.

    3- گاهى «نعمت» تبديل به «نقمت» مى‏شود; يعنى ممكن است آنچه مايه حيات و زندگى انسان است، سبب سيه روزى انسان شود و خداوند همان را مأمور مرگ انسان قرار داد. آبِ مايه حيات، ممكن است تبديل به سيل ويرانگر شود!

    4- آب اگر جريان داشته باشد، خوشبو، سالم، گوارا و مايه حيات است; امّا اگر راكد بماند، متعفّن، آلوده، و غيرقابل استفاده مى‏گردد و در اين صورت نه تنها عامل حيات نيست، بلكه منشأ آلودگى هايى نيز خواهد بود. ثروتها و سرمايه ها نيز همين حكم را دارد; تا هنگامى كه در گردش است و باعث شكوفايى اقتصاد كشور است يك ارزش به شمار مى‏رود; ولى هنگامى كه احتكار شود و در جايى راكد بماند، سبب ركود و بيمارى دستگاه اقتصادى كشور مى‏گردد.

    5- دورنماى برخى از گياهان، بسان گياهان و گلهاى زينتى مى‏مانند; ليكن از نزديك سمّى و كشنده هستند.
    «برق را در خرمن مردم تماشا كرده است***آنكه پندارد كه حال مردم دنيا خوش است»
    از اين رو، نبايد فريب ظاهر زيباى آن را خورد، بلكه بايد با تفكّر و تعمّق به ماهيّت آن پى برد; آنگاه آن را انتخاب كرد.
    بدين جهت، در پايان آيه نسبت به تفكّر و انديشه توصيه شده و براى متفكّران و انديشمندان ارج نهاده شده است.
    در روايتى رسول گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) فرموده است: «اُعْطُوا اَعْيُنَكُمْ حَظها مِنَ الْعِبادَةِ; از عبادت چشم هايتان، بهره اى را به آنها بدهيد. اصحاب عرض كردند: يا رسول الله! عبادت چشمها چيست؟ حضرت فرمود: نگاه به قرآن و تفكّر و انديشه در آن».[6])
    در آيات قرآن تفكّر و انديشه كنيد; به سرنوشت نمرودها، فرعونها، ابولهب ها; و از طرف ديگر سليمانها، موسى ها، داودها و... بيانديشيد. در عجايب آيات قرآن توقّف و تدبّر كنيد و تنها به قرائت و تلاوت قرآن بسنده نكنيد اگرچه تلاوت و قرائت كلام وحى - مخصوصاً در ماه مبارك رمضان - اجر و ثوابى بس عظيم دارد.

    ----------------------------------------------------------------------

    1- سوره عنكبوت، آيه 64.

    2- تفسير علمى «صاعقه» و تفاوت آن با «رعد و برق» در بحثهاى پيشين گذشت.

    3- ر.ك. به ميزان الحكمه، باب 3253، حديث 15920 (لا عبادة كالتفكر فى صنعة الله عزوجل).

    4- بحارالانوار، چاپ بيروت، جلد 7، صفحه 119. اين روايت در نهج البلاغه، كلمات قصار، كلمه 385 از حضرت على(عليه السلام)نيز نقل شده است.

    5- سوره رعد، آيه 4

    6- محجّة البيضاء، جلد 2، صفحه 231; و تفسير البرهان، جلد اوّل، صفحه 331، حديث 11.




    مثالهای قرآن





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  3. #63
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    جديد پاسخ : مثالهای قرآن





    نوزدهمين مثال: مَثَل كافر و مؤمن

    خداوند متعال در آيه 24 سوره هود مى‏فرمايد:

    «مَثَلُ الْفَريقَيْنِ كَالاَْعْمى وَ الاَْصَمِّ وَ الْبَصيرِ وَ السَّميعِ هَلْ يَسْتَوِيانِ مَثَلاً اَفَلا تَذَكَّرُونَ»

    حال اين دو گروه (مؤمنان و كافران)، حال نابينا و كر و بينا و شنواست; آيا اين دو، همانند يكديگرند؟! آيا پند نمى‏گيريد؟!

    دورنماى بحث


    خداوند بزرگ در اين مَثَل، به مقايسه حال كافران و مؤمنان پرداخته است و اين دو گروه را به انسانهاى كر و كور و بينا و شنوا تشبيه كرده است; زيرا ايمان و تقوا سبب بينايى و شنوايى; و لجاجت، تعصّب و بى ايمانى مانع اين دو موهبت الهى مى‏گردد.

    اشاره اى به آيات قبل از آيه مَثَل

    قبل از آنكه آيه مثل مورد بررسى قرار گيرد، لازم است نگاهى اجمالى به آيات قبل - كه بيانگر حال انسانهاى مؤمن و بى ايمان است - داشته باشيم. تا با بينش بيشترى به تفسير آيه مثل بپردازيم.





    مثالهای قرآن
    ویرایش توسط خادمه صدیقه طاهره(س) : 27-03-1389 در ساعت 23:59





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  4. #64
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : مثالهای قرآن





    شرح حال كافران

    آيه 19 سوره هود شرح حال كافران را بيان كرده و مى‏فرمايد: «اَلَّذينَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبيلِ الله وَ يَبْغُونَها عِوَجاً وَ هُمْ بِالاْخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ». كافران كسانى هستند كه مردم را از راه خدا باز مى‏دارند; و راه حق را كج و معوج نشان مى‏دهند، و به سراى آخرت كافرند.

    در اين آيه شريفه سه ويژگى براى كفّار بيان شده است:

    1- كفّار مانع راه خدا هستند و از راه يافتن ديگران به راه حق، جلوگيرى مى‏كنند.

    2- كافران مايل هستند راه مستقيم حق و خدا را كج و معوج بنمايند; در حالى كه راه خداوند بر اساس آيه شريفه سوره حمد، مستقيم است و إعوجاج و كجى و إفراط و تفريط در آن وجود ندارد; بلكه متعادل و ميانه است.

    3- سومين ويژگى كافران، انكار معاد و جهان پس از مرگ است. و به نظر مى‏رسد بزرگترين عامل سيه روزى آنها همين مسئله است; زيرا وقتى منكر رستاخيز شدند، راه راست را نيز به ديگران كج و معوج نشان مى‏دهند و از هدايت ديگران به سوى حق مانع مى‏شوند.

    سپس در آيه 22 مى‏فرمايد: «لا جَرَمَ اَنهمْ فِى الاْخِرَةِ هُمُ الاَْخْسَرُونَ» بناچار آنها در سراى آخرت، از همه زيانكارترند!

    يعنى كفّارى كه اوّلاً مانع از هدايت مردم به راه حق هستند و سپس راه مستقيم را كج و معوج نشان مى‏دهند و در نهايت منكر معاد هستند، در روز رستاخيز زيانكارترين مردم به شمار مى‏روند.





    مثالهای قرآن





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  5. #65
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : مثالهای قرآن





    شرح حال مؤمنان

    آيه 23 سوره هود به بررسى گروه دوم (مؤمنان) پرداخته، مى‏فرمايد: «اِنَّ الَّذينَ امَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَ اَخْبَتُوا اِلى رَبهمْ اُولئِكَ اَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فيها خالِدُونَ»

    كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند و در برابر پروردگارشان خضوع و خشوع كردند، آنها اهل بهشتند; و جاودانه در آن خواهند ماند.

    آيه شريفه مذكور براى مؤمنان سه ويژگى بيان داشته:

    1 و 2- ويژگى اوّل و دوم، ايمان و عمل صالح است. اين دو در بسيارى از آيات قرآن با هم ذكر شده است. بنابراين، لازم و ملزوم و از هم تفكيك ناپذيرند[1]) بدين جهت، مدّعيان ايمان كه فاقد عمل صالح هستند، در واقع فاقد ايمان نيز هستند و از سوى ديگر، انسانهاى بى ادّعايى كه عمل صالح دارند، مؤمنان راستين و واقعى به شمار مى‏آيند; زيرا - همانطور كه گذشت - ايمان و عمل صالح، شاخ و برگ يك درخت هستند.

    3- سومين ويژگى كه آيه بدان اشاره داشته، ويژگى «اخبات» است.

    «اخبات» جمع كلمه «خبت» است; و «خبت» در لغت به معناى بيابان وسيع و هموار است; سپس به بعضى از حالات و ويژگى هاى انسان نيز اطلاق گرديده است كه به سه حالت آن اشاره مى‏شود:

    الف - اين كلمه براى انسانهايى كه روحى متواضع دارند، استعمال گرديده است; زيرا همانگونه كه بيابان صاف و هموار در مقابل آب متواضع است و به راحتى آب به همه جاى آن سير مى‏كند، روح انسان متواضع نيز به سادگى در مقابل حضرت حق تسليم مى‏شود.

    ب - واژه «مُخْبِتْ» علاوه بر انسانهاى متواضع، به انسانهاى تسليم درگاه خداوند نيز اطلاق مى‏شود; يعنى همانگونه كه زمين صاف تسليم است، انسان مؤمن نيز تسليم خداوند است.

    ج - اين واژه بر انسانهاى داراى اطمينان به خداوند نيز اطلاق شده است; يعنى همانطور كه انسان به هنگام حركت بر زمين صاف با اطمينان گام برمى دارد - بر خلاف هنگام حركت بر كوه و دره و تپه كه با دلهره و ترديد گام برمى دارد - انسان مؤمن نيز به خداى خويش اطمينان دارد و در راه عبوديّت و بندگى او با اطمينان حركت مى‏كند.

    بنابراين، مؤمنان داراى اين صفات (ايمان، عمل صالح و اخبات)، جزو بهشتيان به شمار مى‏روند و جاودانه در بهشت خواهند ماند و از نعمت هاى آن بهره مند خواهند گشت.




    مثالهای قرآن





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  6. #66
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : مثالهای قرآن





    شرح و تفسير آيه مثل

    مَثَلُ الْفَريقَيْنِ كَالاَْعْمى وَ الاَْصَمِّ وَ الْبَصيرِ وَ السَّميعِ: خداوند متعال پس از بيان ويژگيهاى مؤمنان و كافران در آيات پيشين، مى‏فرمايد: مثل آن دو گروه (مؤمنان و كافران) مثلِ دو گروه نابينا و كر و شنوا و بيناست، مؤمنان بسان انسانهاى بينا و شنوا هستند و كافران به انسانهاى كر و كور مى‏مانند.

    هَلْ يَسْتَوِيانِ مَثَلاً اَفَلا تَذَكَّرُونَ: آيا اين دو گروه، مانند هم هستند؟! آيا كران و شنوايان با هم يكسانند؟! آيا بينايان و نابينايان مساوى هستند؟! آيا كفر و ايمان برابر است؟!

    آيا از اين مثل و مقايسه بين افراد فاقدِ حسّ شنوايى و بينايى و دارندگان آنها متذكّر نمى‏شويد؟!

    براى پى بردن به عمق اين مطلب و درك آثار ايمان و قدرت نامتناهى پروردگار عالم، نخست لازم است اهميّت چشم و گوش و نقش آن دو در بدن انسان مورد بررسى قرار گيرد.



    مثالهای قرآن





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  7. #67
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : مثالهای قرآن





    چشم، يكى از بزرگترين آيات الهى

    بى شك چشم از بزرگترين آيات الهى به شمار مى‏رود; بلكه مى‏توان گفت عجيب ترين آيت خداوند - كه در دسترس ما انسانها قرار دارد - همين چشم است. ساختمان چشم، بسيار بسيار پيچيده است. عجيب تر آنكه اين ساختمان بسيار پيچيده، از مود اوليه بسيار ساده اى تشكيل شده است; مقدار كمى چربى، مختصرى گوشت و كمى مايع!

    دليل بر قدرت خداوند همين بس كه با ابزار ساده، وسايل بسيار پيچيده اى همچون چشم مى‏آفريند. چشم انسان، هفت طبقه ممتاز و جدا از هم دارد كه هر يك بر روى ديگرى به صورت مستقل و بسيار لطيف نهاده شده و خداوند براى هر طبقه وظيفه ظريف و خاصّى قرار داده است.

    هيچ دستگاه فيلم بردارى و عكس بردارى در دنيا وجود ندارد كه مانند دستگاه عظيم و حيرت آور چشم انسان، به صورت خودكار و بدون عكّاس و فيلم بردار، از محيط اطراف خود فيلم بردارى كند; بى آنكه كسى عدسى آن را تنظيم كند، در كمترين زمان براى دورترين و نزديك ترين نقطه عدسى آن تنظيم مى‏گردد، در حالى كه در دوربين هاى عكّاسى و فيلم بردارى، تنظيم عدسى براى فاصله هاى مختلف وقت زيادى مى‏طلبد و در فيلم برداريهاى مهم، گاهى اين كار حتّى تا يك ساعت به طول مى‏انجامد.

    در مورد تنظيم نور نيز چنين است; مثلاً اگر در محيطى - كه همه چراغهاى آن روشن است و چشم ما به روشنايى عادت كرده است - ناگهان برق قطع گردد و فضا تاريك شود، در ظرف چند ثانيه چشم ما با محيط تاريك اطراف عادت كرده، به گونه اى كه مى‏توان با همان نور ضعيف اشياى اطراف خود را ديد; يعنى چشم در كمترين زمان خود را با نور ضعيف تطبيق مى‏دهد و مردمك آن باندازه كافى گشاد مى‏گردد. خداوند قادر، براى چشم عضلاتى قرار داده است كه در شش جهت حركت مى‏كند; كره چشم علاوه بر جهات چهارگانه (چپ، راست، بالا و پائين)، به سمت جلو و عقب نيز حركت مى‏كند.

    از ديگر عجايب چشم، مايعى است كه از چشم تراوش مى‏كند كه آن را اشك ناميده اند. اشك، هم ماده غذايى چشم است و هم ابزار شستشوى اين ساختمان دقيق و ظريف، و هم وسيله اى ضدعفونى كننده براى چشم.

    از ديگر ويژگى هاى چشم، اين است كه خود به ترميم اشكالات و نقصهاى وارده، مى‏پردازد.

    آيا هيچ يك از مصنوعات انسان چنين ويژگى دارد؟ انصافاً، اگر در عالم هستى هيچ علامت و نشانه اى براى اثبات وجود خداوند جز ساختمان عجيب و حيرت آور چشم وجود نداشت، همين كفايت مى‏كرد.[2]) چگونه مى‏توان باور كرد كه طبيعت بى شعور و فاقد درك، چنين دستگاه باعظمتى را خلق كرده باشد؟



    مثالهای قرآن





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  8. #68
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : مثالهای قرآن





    گوش آيتِ ديگر خداوند

    اگرچه ساختمان گوش به پيچيدگى و ظرافت دستگاه چشم نيست; ولى آن نيز حكايت از قدرت نمايى ذات حضرت حق دارد. گوش بيرونى، گوش ميانه و گوش درونى، سه قسمت اصلى ساختمان گوش را تشكيل مى‏دهند كه در سه منطقه جدا از هم و با وظايف و مسئوليّت هاى مستقل ساخته شده اند. استخوانهايى به صورت چكش و سندان در گوش تعبيه شده است كه عامل انتقال صدا به مغز است و عجيبت تر آنكه گوش علاوه بر اينكه صدا را درك مى‏كند، جهت و محلّ ايجاد صدا را نيز تشخيص مى‏دهد. اين دو نعمت بزرگ الهى - كه در اختيار ما انسانها قرار دارد - بسيار عجيب است و در شرح عجايب آن كتابها نوشته شده است و هر كدام متخصّصى مخصوص به خود دارند، بلكه خود چشم رشته هاى تخصّصى مختلفى دارد.

    چشم و گوش دو ابزار مهمّ شناخت

    مهم ترين ابزار شناخت انسان چشم و گوش اوست، آدمى در ابتداى تولّد فاقد هر گونه علم و دانش است (وَ الله اَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ اُمهاتِكُم لا تَعْلَمُونَ شَيْئاً).[3])تمام علوم و دانش هاى انسان پس از رشدِ لازم از طريق چشم و گوش به او مى‏رسد; حتّى علوم عقلى.

    علوم تجربى از طريق چشم منتقل مى‏شود; انسان در آزمايشگاه مسايل مختلف را تجربه كرده، مى‏بيند و بدان واقف و آگاه مى‏شود امّا علوم نقلى كه ديگران آن را منتقل مى‏سازند - مخصوصاً دانش هايى كه از طريق وحى به انسان منتقل مى‏شود - از طريق گوش نصيب آدمى مى‏گردد. البته علوم عقلى نيز بر پايه علوم حسّى است; يعنى اگر چيزى ديده يا شنيده نشود، عقل نمى‏تواند مسايل آن را درك كند; زيرا بنيان علوم عقلى، بر اساس «تجريد» و «تعميمِ» محسوسات است. بدين جهت، اگر انسانى فاقد حسّ بينايى و شنوايى باشد - كه طبعاً لال نيز خواهد بود - هرچند مغزى همچون مغز بوعلى سينا هم داشته باشد، به اندازه بچه پنج ساله اى نخواهد فهميد; زيرا چنين انسانى، دو پايه اساسى علوم عقلى; يعنى بينايى و شنوايى را از دست داده است.



    مثالهای قرآن





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  9. #69
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : مثالهای قرآن





    كفّار فاقد ابزار شناخت هستند

    بنابر آيه شريفه، افراد بى ايمان و كافر كر و كور هستند; يعنى آنها فاقد ابزار و وسايل شناخت هستند و منابع شناخت از آنها سلب شده است. به همين جهت از نور ايمان چيزى را درك نمى‏كنند. امّا مؤمنان در پرتو نور ايمان، كاملاً بينا و شنوا هستند و از تمام علوم و دانش ها و ابزار شناخت بهره مند مى‏گردند.
    چرا كفّار كر و كور هستند؟

    با توصيف هايى كه در آيات پيشين براى آنها گفته شد، كافران بدين جهت كر و كور هستند كه كفر، پرده و حجابى در مقابل چشم آنها قرار داده كه بينايى و شنوايى آنها را سلب كرده است (خَتَمَ الله عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى اَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ)[4]).

    لجاجت در مقابل پروردگار، تسليم نبودن در مقابل ذات حق و ديگر صفات رذيله، سبب شده است تا كافران نتوانند حقايق را درك كنند.

    امام عارفان، حضرت سجاد(عليه السلام)، در دعاى عارفانه و عاشقانه ابوحمزه ثمالى مى‏فرمايد: «اِنَّكَ لا تَجُبُ عَنْ خَلْقِكَ اِلاّ اَنْ تَحْجُبُهُ الاَْعْمالُ دُونَكَ»; خدايا! تو از بندگان، محجوب و پنهان نيستى، مگر اينكه اعمال مردم، خود، حجاب مى‏شود وگرنه تو از هر ظاهرى آشكارترى.

    در بعضى از نسخه هاى دعا، به جاى كلمه «اعمال»، «آمال» ذكر شده است. كه بنابرآن، آرزوهاى طولانى حجاب مى‏گردد و انسان را از حقايق و معارف الهى باز مى‏دارد.

    اما وقتى ايمان در درون انسان جلوه كرد، حجاب هاى تعصّب، جهل، خودخواهى و كبر نابود شده، همه چيز براى انسان روشن مى‏شود; بلكه خداوند، خود، او را از تاريكى ها به نور ايمان هدايت مى‏كند. از اين رو، مى‏فرمايد: «اَلله وَلِىُّ الَّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ اِلَى النُّورِ وَ الَّذينَ كَفَرُوا اَوْلِيائُهُمُ الطّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ اِلَى الظُّلُماتِ اُولئِكَ اَصْحابُ النّارِ فيها خالِدُونَ»; خداوند، ولىّ و سرپرست كسانى است كه ايمان آورده اند; آنهارا از ظلمت ها به سوى نور بيرون مى‏برد. ]امّا [كسانى كه كافر شدند، اولياى آنها طاغوت ها هستند; كه آنها را از نور، به سوى ظلمت ها بيرون مى‏برند; آنها اهل آتشند و هميشه در آن خواهند ماند.[5])

    چگونه حجاب ها را از خود برهانيم؟

    چگونه مى‏توانيم چشم و گوش قرآنى و چشم حقيقت بين داشته باشيم؟


    بر اساس آيه شريفه، اگر بخواهيم حجاب ها را كنار بزنيم و پرده هاى جهالت، تعصّب و لجاجت را بدريم و ببينيم آنچه را كه اولياى خداوند مى‏بينند، بايد مؤمن شويم.

    در روايات اهلبيت(عليهم السلام) براى «مؤمن» علامت هاى مختلفى ذكر شده است كه به منظور در پى گرفتن آن در اين مختصر تنها به ذكر دو نمونه از آن بسنده مى‏گردد.



    مثالهای قرآن





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  10. #70
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : مثالهای قرآن





    علامتهاى مؤمن

    1- در روايتى نبىّ مكرم اسلام، حضرت محمد(صلى الله عليه وآله)، فرموده است: «لا يُؤْمِنُ عَبْدٌ حَتّى يُحِبَّ لِلنّاسِ ما يُحِبُّ لِنَفْسِهِ»; هيچ انسانى به حقيقت ايمان نايل نمى‏گردد مگر اينكه آنچه را ]از نيكى ها[ كه براى خود دوست مى‏دارد، براى ديگران نيز دوست بدارد.[6])

    2- در روايت ديگرى از امام صادق(عليه السلام) ذكر شده است: «اِنَّ مِنْ حَقيقَةِ الاْيمانَ اَنْ تُؤَثِّرَ الْحَقَّ، وَ اِنْ ضَرَّكَ، عَلَى الْباطِلِ، وَ اِنْ نَفَعْتَ»; حقيقت ايمان اين است كه حق را، اگرچه به ضرر تو باشد، بر باطل، اگرچه به نفع تو باشد، مقدم بدارى.[7])

    بنابراين روايت شريفه، پرهيز از ناراستى و حفظ راستى از حقايق ايمان شناخته شده است.

    از اين رو، اين روايت پيام آور درسى است براى احزاب و جناح هاى سياسى كشور كه پيوسته جانب راستى را گرفته، از ناراستى بپرهيزند. آنان اگر به اين مرحله دست يافتند كه سخن شخص صالحِ جناح مخالف را بر سخن ناصالحِ جناحِ خود مقدّم بدارند، بى شك حقيقت ايمان را درك كرده اند; در غير اين صورت ادّعاى ايمان چيزى جز گزافه نيست. خداوند به همه مسلمانان، ايمان كامل عنايت فرمايد.

    ----------------------------------------------------------------------------------

    1- ايمان و عمل صالح، در نزديك به هفتاد آيه از قرآن در كنار هم آمده است.

    2- شرح بيشتر را در تفسير نمونه، جلد 27، صفحه 18 به بعد، مطالعه فرمائيد.

    3- سوره نحل، آيه 78.

    4- سوره بقره: آيه 7.

    5- سوره بقره: آيه 257.

    6- ميزان الحكمه، جلد اوّل، صفحه 193.

    7- بحارالانوار، جلد 67، صفحه 106.





    مثالهای قرآن





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


صفحه 7 از 7 نخستنخست ... 34567

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •