ابوالاسود دئلي سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
ابوالاسود دئلي
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض ابوالاسود دئلي




    ظالم بن عمرو، معروف به ابو الأسود دُئِلي، از چهره‏هاي برجسته و صحابيان بلند آوازه مولا علي عليه السلام است. او به روزگار پيامبر خدا صلي الله عليه وآله اسلام آورد ؛ امّا توفيق ديدار ايشان را نيافت. او از شيفتگان علي عليه السلام و دوستدار راستين فرزندان اوست که اين شيفتگي و شيدايي را مي‏توان از اشعار زيباي او دريافت. .
    شرح‏حال‏نگاران از او با عناويني چون:علوي، شاعري شيعه، و از سرشناسان شيعه، ياد کرده‏اند.
    ابو الأسود در نبردهاي مولاعليه السلام عليه فتنه‏آفرينان، در جَمَل و صِفّين، شرکت کرد و امام عليه السلام پس از آن که ابن عبّاس را به حکومت بصره گمارد، سمت قضاوت آن جا را به ابو الأسود سپرد. .
    ابن عبّاس، او را مي‏نواخت و چون از بصره بيرون مي‏رفت، مسؤوليتش را به او واگذار مي‏کرد و علي عليه السلام نيز او را تأييد مي‏کرد. ابو الأسودّ، دانش نحو را که علي عليه السلام بنياد نهاده بود، به دستور وي بگسترد و استوار ساخت. او اوّلين کسي است که قرآن را اِعرابگذاري کرد .
    ابو الأسود، در ادبيات عرب، جايگاهي بس والا دارد. او را از فصيح‏ترين افراد برشمرده‏اند. نمونه‏اي از اين فصاحت، در شعر زيباي او در رثاي علي عليه السلام تبلور يافته است که نمونه‏اي است از عشق به مولاعليه السلام و کين و خشم نسبت به دشمنان او.
    او از حقگزاري و دفاع از علي عليه السلام هرگز دريغ نمي‏کرد و گفتگوها و مناظراتش با معاويه، گواهي است بر صراحت، شجاعت و استوار گامي او در شناخت خلافت حق و حقّ خلافت و جايگاه والاي علي عليه السلام.
    ابو الأسود، پس از شهادت مولاعليه السلام، خطابه‏اي پرشور و از سرِ سوز و گداز ايراد کرد و از مردم براي خلافت امام حسن عليه السلام بيعت گرفت. ابو الأسود به سال 69 هجري زندگي را بدرود گفت. .
    6375. ربيع الأبرار:زياد بن ابيه، از ابو الأسود درباره محبّتش به علي پرسيد. او گفت:دوستي علي‏عليه السلام در دل من، هر روز بيشتر مي‏شود، همان گونه که دوستي معاويه در دل تو افزون مي‏شود. من با دوستي علي، جوياي خدا و سراي آخرتم و تو با دوستي معاويه، زينت دنيا را مي‏جويي. مَثَل من و تو همان است که شاعر مَذحِجْ گفته است :
    دو دوستيم که کارمان با هم تفاوت دارد
    من علاء را مي‏خواهم و او يَمَن را.
    من خون‏هاي قبيله بني مالک را دوست مي‏دارم
    ولي او شيفته سپيدي شير است. .
    6376. العِقْد الفريد:چون ابو الأسود دُئِلي در سال جماعت بر معاويه درآمد، معاويه به او گفت:اي ابو الأسود! چنين به من خبر رسيده که علي بن ابي طالب مي‏خواسته است [ در جريان حَکَميّت، ] تو را يکي از دو داور قرار دهد. اگر مي‏شدي، چه حکمي مي‏کردي؟
    [ ابو الأسود] پاسخ داد:اگر مرا يکي از دو داور قرار مي‏داد، هزار نفر از مهاجران و فرزندانشان و هزار نفر از انصار و فرزندانشان را گِرد مي‏آوردم. سپس آنها را قسم مي‏دادم که بگويند آيا مهاجران و فرزندانشان به اين امر (حکومت) سزاوارترند يا آزادشدگان؟
    معاويه به او گفت:خدا پدرت را بيامرزد! عجب داوري بودي، اگر به داوري انتخاب مي‏شدي! .
    6377. تاريخ دمشق:ابو الأسود از همراهان علي عليه السلام و از دوستداران راستين او و فرزندانش بود و در اين باره، سروده است :
    قبيله پست بني قُشَير مي‏گويند
    در درازي روزگار، او (ابو الأسود) علي را فراموش نمي‏کند.
    من، محمّد صلي الله عليه وآله را سخت دوست دارم
    و نيز عبّاس و حمزه و وصيّ، علي(ع) را.
    پس اگر دوستي‏شان هدايت باشد، بدان رسيده‏ام
    و اگر هم نباشد، خطايي مرتکب نشده‏ام.
    او در ميان قبيله بني قُشَير در بصره مي‏زيست و شب‏ها او را به خاطر محبّتش به علي عليه السلام سنگباران مي‏کردند. پس چون صبح مي‏شد، سنگپراني‏شان را به آنان گوشزد مي‏کرد. مي‏گفتند:خداوند، تو را سنگباران کرده است. او پاسخ مي‏داد:دروغ مي‏گوييد. اگر خدا مرا با سنگ مي‏زد، حتماً به من اصابت مي‏کرد ! شماييد که سنگ مي‏زنيد و اصابت نمي‏کند. .
    6378. سير أعلام النبلاء - به نقل از ابو الأسود -:بر علي عليه السلام وارد شدم و او را سر در گريبان ديدم. گفتم:اي امير مؤمنان! به چه مي‏انديشي؟ فرمود:«در شهر شما، جمله‏هايي را غلط شنيدم. پس تصميم گرفتم کتابي در اصول ادبيات عرب، تدوين کنم». گفتم:اگر چنين کني، ما را زنده ساخته‏اي.
    پس از چند روز، نزدش رفتم. کتابي به من داد که در آن نوشته بود:«هر کلمه‏اي، يا اسم يا فعل و يا حرف است. اسم، آن است که از مُسَمّا خبر مي‏دهد و فعل، آن است که از حرکت مسمّا خبر مي‏دهد و حرف هم از معنايي خبر مي‏دهد که نه اسم است و نه فعل».
    سپس به من فرمود:«دنباله اين را بگير و بر آن بيفزاي». من هم چيزهايي را گِرد آوردم و بر او عرضه کردم.
    6379. الأغاني:به ابو الأسود گفته شد:اين دانش نحو را از کجا آوردي؟ گفت:اصول آن را از علي بن ابي طالب‏عليه السلام فراگرفتم. .
    6380. الأربعون حديثاً - به نقل از علي بن محمّد -:دختر ابو الأسود دُئِلي را ديدم که به پدرش مي‏گويد:از اين حلواي چرب و شيرينِ پيش رويت به من بخوران. گفت:دهانت را بگشاي.
    او گشود و پدرش به اندازه يک بادام از آن حلوا در دهانش نهاد و سپس به او گفت:خرما بخور که سودمندتر است و بهتر سير مي‏کند.
    دخترش گفت:اين، سودمندتر و پر فايده‏تر است.
    گفت:اين خوراک را معاويه برايمان فرستاده است تا ما را به وسيله آن، از دوستي علي‏عليه السلام منحرف کند.
    گفت:خدا زشتش بدارد! ما را با حلواي زعفراني از سرور روحاني جدا مي‏سازد؟ نفرين بر فرستنده و خورنده‏اش!
    سپس کاري کرد تا آنچه خورده بود، بالا آورْد و در حالي که مي‏گريست، چنين سرود :
    اي پسر هند! آيا در برابر حلواي زعفراني
    اسلام و دينمان را به تو بفروشيم؟
    به خدا سوگند، نه ! اين گونه نمي‏شود
    زيرا که مولاي ما امير مؤمنان است.
    ر. ک:ج 10، ص 283 (بنيانگذار علم نحو).
    ابوالاسود دئلي

  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •