آمدم حال تو را از در و دیوار بپرسم... سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
آمدم حال تو را از در و دیوار بپرسم...
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9
  1. #1
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,741 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض آمدم حال تو را از در و دیوار بپرسم...







    آمدم حال تو را از در و دیوار بپرسم...

    آمدم حال تو را از در و دیوار بپرسم. ای سفر کرده جاوید من، ای مادر خوبم. آمدم بر غمِ بی مادری ‌ام زار بگریم. آمدم باز که سر بر در این خانه بکوبم.

    آه ای ظلمت سنگین پر اندوه. نیک دانی که چه شب‌ها لب او گرم دعا بود؟ آخ ای خانه خورشید، گواهی. که به هر لحظه به لب‌های زنی غم‌زده گلبانگ خدا بود.

    وای، وای ای در و دیوار که این گونه خموشید بدانید‌، آن‌که یک عمر پر از حادثه مهمان شما بود، آن‌که کوچید از این خانه به سرمنزل جاوید، پای تا سر همه آئینه ایمان و صفا بود...

    آه ملک‌ها، آه ای همه وسعت تاریکیِ شب‌های مدینه بدانید... بدانید که در گوشه‌ی سجاده‌ی مادر، همه نور خدا بود و همه درد ولا بود. به هر دور تسبیح که چرخید، همهْ عالم و آدم، در آن سوزِ دعا بود.





    آمدم حال تو را از در و دیوار بپرسم...


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  2.  

  3. #2
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,741 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    آمدم مادر خوبم، آمدم تا که به خود بار دگر زهر یتیمی بچشانم. آمدم تا که به یاد تو شبی زار بگریم. تا که شرح غم بی‌مادری ام را، به فضا و در دیوار بگویم.

    آمدم تا که پیشانی خود را، چو تو برخاک عبادت بگذارم. گل اشکی بفشانم، آبی از دیده ببارم...
    آمدم باز که سر بر در این خانه بکوبم، آمدم بر غم بی مادریم زار بگریم...


    آه ای مادر غم‌ها، آه ای مادر خوبم... تا آن روز، اگر کسی نتوانسته بود ناله‌ ی شب‌های علی (علیه السلام) را در نخلستان‌ها بشنود؛ پای جنازه‌ ی فاطمه (علیهاالسلام) امّا شنید.

    جگرش می‌ گداخت و اشک می ‌ریخت. می‌ سوخت از این‌که هیچ کس برای دفاع از فاطمه ‌اش برنخواست.

    هیچ کس به ‌خاطر دختر رسول خدا، حاضر نشد یک سیلی بخورد! می ‌سوخت چون فاطمه ‌اش خیلی «جوان» بود.




    آمدم حال تو را از در و دیوار بپرسم...
    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 13-12-1393 در ساعت 09:46


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  4. #3
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,741 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    این فقط قصه نیست که بنشینید و به یکی بود و یکی نبودم گوش کنید. اصلاً، سیاه ‌مشق‌های من را، هر چقدر دوست دارید بخوانید، بسوزید، حس کنید، اگر چشمان‌تان هم تَر شد، اشکالی ندارد

    . فقط شما را به خدا، به این سوال فکر کنید که «چرا فاطمه این‌قدر جوان پرکشید؟!». «چرا این‌قدر لاغر شده بود؟!». ناحِلَت الجسم شده بود. مُنهَدَّت الرکن شده بود.


    در توصیفش، نوشته اند: «کالشَّبَه» یعنی به قدری لاغر شده بود که در بسترِ خواب، به شَبَهی می‌ مانْد. امروزش با دیروزش فرق می‌ کرد.

    زن‌های مدینه می ‌آمدند و سوال می ‌کردند: «خانم، بیماری شما چیست که این‌قدر شما را از پای در آورده‌است؟»


    می‌ فرمود: «بیماری من، تنها از تنم نیست. بل‌که می ‌سوزم از ظلمی که به «علی» رفته است. «پرواز پدرم» و «ظلم به علی»، این دو، جسمم را کاهانده‌ است.»




    آمدم حال تو را از در و دیوار بپرسم...


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  5. #4
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,741 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    گفتند: «ای کاش پدر بزرگوارت، جریان ولایت امیرالمومنین را تمام می ‌کرد که اختلافی پیش نیاید و خیال مردم راحت شود!» فاطمه (علیهاالسلام) پاسخ داد: «هل تَرَک أبی عُذرٍ بَعد غدیر؟ مگر
    غدیر نبودید که پدرم فریاد زد و تا پایان، پایش ایستاد؟ مگر پدرم عذری گذاشت؟
    »

    هنوز هفتاد هشتاد روز از شهادت پیامبر (صلی الله علیه و آله) نگذشته بود. امّا آمدند و گفتند: «مردم یادشان رفته! چرا علی خودش نمی ‌آید از حق خودش دفاع کند؟ علی خودش باید دست به کار شود!»

    فاطمه (علیهاالسلام) بر پهنه ‌ی تاریخ فریاد کشید که: «مَثَلُ الإمام مَثَل الکَعبَه: حال که مردم به او پشت کرده اند، علی فریادِ چه بزند؟ کدام گوشِ پنبه ای را شنوا کند! مردم باید سراغ امام بروند نه امام.»

    این ها بود که دانه دانه، جواهرات چشم‌های فاطمه (علیهاالسلام) را بیرون می ‌کشید. که با چهار کودک بیاید و کنار بقیع، زار بزند. چون با تمام وجود حس می‌ کرد که بشریّت، فقط و فقط سی سال فرصت دارد که از دریای معرفت و عدل و علم اولین و آخرین «علی» استفاده کند.


    ولی افسوس که بیست و پنج سال خانه نشینی در راه است و پنج سال باقی مانده هم به جنگ! بعد از آن هم، بشریت، برای همیشه حسرت وجود «علی» را خواهد کشید.




    آمدم حال تو را از در و دیوار بپرسم...


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  6. #5
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,741 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    پس صدیقه طاهره (علیهاالسلام) از درون می ‌سوخت. و کنار قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) ناله می ‌زد:

    یا رسول الله! بابا! به خدا بعد از تو تنها شده ‌ام. بابا! برخیز و ببین مردم جواب سلام علی را هم نمی ‌دهند. بابا! فاطمه زائری برای قبر خودش نمی‌ خواهد فقط دعا کن زودتر پیشِ تو بیاید!»
    علی (علیه السلام) هم در غم از دست دادن چنین فاطمه‌ ای باید این چند روز، چند سالی پیر شده باشد!


    پای جنازه‌ ی فاطمه (علیهاالسلام)، مرور کرد تمام آن روزهای زیبای گذشته را. که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نزد فاطمه (علیهاالسلام) آمد و فرمود: «فاطمه جان، این دیگر عبدالرحمن عوف و دیگری با آن وعده‌ های آن‌چنانی نیست.

    این «علی» است به خواستگاریت آمده است!» فاطمه‌ ی جوان، نرگس چشم هایش را به زمین دوخت و فقط یک جمله فرمود: «آیا خدا و شما پدر راضی خواهید بود؟ أ رَضِی ال‍له لِی و رَسولُه؟»


    همین دیروز بود که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) پرسید: «علی جان، فاطمه را چطور یافتی؟» و فقط یک جمله جواب شنید: «بهترین همراه برای اطاعت خدا!»

    تا آن روز، اگر کسی نتوانسته بود ناله ‌ی شب‌های علی را در نخلستان‌ها بشنود؛ پای جنازه‌ی فاطمه امّا شنید...

    می‌ خواهم «نوشته»‌ را تمام کنم اما چه کنم که دلم نمی ‌آید.




    آمدم حال تو را از در و دیوار بپرسم...


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  7. #6
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,741 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    حضرت فاطمه و پیامبر (سلام الله علیهما) نشسته بودند که جبرئیل آمد. کمی بعد، پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «فاطمه جان! می‌ دانی جبرئیل چه می‌ گوید؟»

    فاطمه (علیهاالسلام) سر را پائین انداخت و پاسخی نداد. پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «خداوند علیّ اعلی می ‌فرماید: سلام مرا به فاطمه برسان و بگو هر حاجتی دارد بخواهد که برآورده می‌ کنم!»


    فاطمه (علیهاالسلام) قدری فکر کرد و فرمود: «لا حاجَهَ لِی غَیر النَّظر إلی وجهِهِ الکریم: حاجتی ندارم جز این‌که بتوانم صورت زیبای خدایم را ببینم.»

    فدای قلبت ای مادر غم‌ها، مادر خوبم، و اشک‌هایت یا علی...



    سید محمدحسن لواسانی



    مدرّس حوزه علمیّه

    بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان
    آمدم حال تو را از در و دیوار بپرسم...


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  8. #7
    عضو آشنا
    roya1000 آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1394
    صلوات
    2110
    دلنوشته
    3
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    نوشته : 20      تشکر : 391
    53 در 21 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    roya1000 آنلاین نیست.

    پیش فرض





    آمدم حال تو را از در و دیوار بپرسم...


  9. #8
    مدیر بخش اهل بیت علیهم السلام
    رفیق حاج همت آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 433      تشکر : 582
    748 در 344 پست تشکر شده
    وبلاگ : 26
    دریافت : 0      آپلود : 0
    رفیق حاج همت آنلاین نیست.

    shamee یا زهرا






    یا زهــــــــــــــرا
    خداحافظ ای یار و یاور زینب ***خداحافظ ای یاس پر پر زینب
    چه خاکی شد اخر خدا به سَرم
    خداحافظ ای یار و یاور زینب ***خداحافظ ای یاس پر پر زینب
    چه خاکی شد آخر خدا به سَرَم

    زهرام یه خداحافظی داره دیگه:
    خداحافظ ای کوچه های مدینه***خداحافظ ای کوچه های مدینه
    خداحافظ ای میخ و پهلو و سینه** یا زهـــــــــرا

    خداحافظ ای نماز نشسته ***خداحافظ ای در باز و سینه ی شکسته
    خداحافظ ای گوشواره شکسته ***خداحافظ ای کوچه های مدینه
    دیگه ناله مو نمیشنوی...
    مادر جوونم از دست رفت

    اصولا وقتی یه مادری داره میمیره تو یه محلی،همه ی زنهای اون محل جمع میشن خونه ی این مادره،مخصوصا اگه این مادر دختر داشته باشه
    اما زینب هی اینور اونورو نگاه کرد،هی در رو نگا کرد

    گوردیم که گَلَن یوخدی***اوزیمینن قارداشلاریم آغلادوخ آلله
    آمدم حال تو را از در و دیوار بپرسم...
    خورشید منی و جبرئیل کند نوکریت را حسین،سخت است ببینم غم بی یاوریت را


  10. #9
    مدیر بخش اهل بیت علیهم السلام
    رفیق حاج همت آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 433      تشکر : 582
    748 در 344 پست تشکر شده
    وبلاگ : 26
    دریافت : 0      آپلود : 0
    رفیق حاج همت آنلاین نیست.

    kabotar.




    اگه میشه نفس بزن***اگه میشه دووم بیار
    اگه میشه پا روی این**خواهش آخرم نذار
    اگه میشه نفس بزن**اگه میشه دووم بیار
    اگه میشه پا روی این**خواهش آخرم نذار
    دلت میاد بری زهرا؟؟؟علی تنهای تنها شه؟


    نتونه بعد تو حتی** دیگه از رو زمین پاشه؟

    آخه تکیه ی دستامی**آخه قوت زانومی
    تو با هرچی که بود ساختی**خدایی خیلی خانومی
    اگه میشه نفس بزن**اگه میشه دووم بیا
    اگه میشه پا روی این **خواهش آخرم نذار
    دلت میاد بری زهرا؟؟علی تنهای تنها شه؟


    نتونه بعد تو حتی** دیگه از رو زمین پاشه؟؟
    آخه تکیه ی دستامی**آخه قوت زانومی
    تو با هرچی که بود ساختی**خدایی خیلی خانومی
    سه ماهه که جون علی**پی صدای خندتم
    بابت اون روز پشت در**به خدا من شرمندتم


    کابوسِ تلخ مردی که شاهد میخ در میشه
    واسه اینه ک با من هستی واسه تو دردسر میشه
    واسه من تو زمین خوردی**واسه من سخته که مَردم
    وسطِ کوچه افتادی**منم هی گریه میکردم


    آمدم حال تو را از در و دیوار بپرسم...
    خورشید منی و جبرئیل کند نوکریت را حسین،سخت است ببینم غم بی یاوریت را


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •