يك روز از زندگي آيت الله بهجت(ره) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
يك روز از زندگي آيت الله بهجت(ره)
صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 33
  1. #11
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,273
    14,099 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    روزگار تحصيل در كربلا و نجف چگونه گذشت؟


    حاج آقا 4 سال در كربلا مشغول طلبگي و تحصيل بود و سپس به نحف اشرف رفت.
    چنان در كلاس‌هاي درس استعدادش را نمايان كرد كه حتي استادان متعجب مي‌شدند.
    شيخ ابوالقاسم خويي درباره‌اش گفته بود:
    «مرحبا به شاگرد بهتر از استاد.»

    خودش تعريف مي‌كرد كه اوايل كه به كربلا رفته بود،با اينكه آن زمان هنوز به سن بلوغ نرسيده بود،
    وقتي در نماز مرحوم ناييني شركت كرد، مي‌گفت:
    «چه مقاماتي را در نمازش طي كرد ؛ نگفتني.»

    اين نكته نشان مي‌داد كه خودش هم با همان سن كم، به مقامات معنوي بالايي در نماز رسيده بود
    كه مي‌توانست حالات مرحوم ناييني را در نمازش كه براي كسي مكشوف نبود، درك كند.

    بعد از 4 سال اقامت در كربلا، به نجف اشرف مشرف شد و در جوار بارگاه ملكوتي حضرت اميرالمومينن(ع)
    به درس اساتيدي وارد شد كه آن موقع بسياري از مردم قدر آنها را نمي‌شناختند،
    مانند شيخ مرتضي طالقاني، ميرزاي ناييني، شيخ‌محمدحسين غروي اصفهاني، شيخ محمدكاظم شيرازي و....

    در عين حال به كلاس آيت‌الله سيدعلي قاضي طباطبايي وارد شد.
    حتي يك‌بار بعد از اينكه مشكل درسي آيت‌الله قاضي را حل كرده بود،
    آيت‌الله قاضي گفته بود: «اشهد انك فاضل» و او را با عنوان «فاضل گيلاني» صدا مي‌زد.

    12سال هم در نجف مشغول تلاش علمي و جهاد عملي بود و سختي‌هاي زيادي در اين راه تحمل كرد.
    براي رفع كسالت و تغيير آب و هوا به كاظمين و سامرا و كربلا مي‌رفت.
    درنهايت وقتي 29ساله بود به فومن برگشت.




    يك روز از زندگي آيت الله بهجت(ره)




    .


  2. #12
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,273
    14,099 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    ماجراي آشنايي حاج آقا با آيت‌الله قاضي چگونه بود؟

    چندين بار مي‌خواستم درباره آيت‌الله قاضي و نحوه آشنايي با ايشان بپرسم
    اما چون حاج آقا كتمان مي‌كرد اينطور سؤال كردم كه
    «اولين بار اسم آقاي قاضي را چطور شنيديد؟»

    لبخندي زده و فرمود:
    «در كربلا كه بودم، آقايي بود كه شب‌هاي جمعه به زيارت حضرت سيدالشهدا(ع) مي‌آمد.
    در مدرسه ما در حال وضو گرفتن بود، كم كم با او آشنا شدم و بعد از آن هربار اول مهمان من مي‌شد
    و به حجره‌ام مي‌آمد و بعد از آن به زيارت مي‌رفت.

    ايشان آيت‌الله سيدمحمدحسن الهي، برادر علامه طباطبايي و شاگرد آيت‌الله قاضي بود.»
    به اين ترتيب وارد درس آيت‌الله قاضي شد.

    خودش درباره اين كلاس‌ها مي‌گفت: «هرگز در اين كلاس‌ها اشكال نكردم.
    البته يك اشكال هم نماند كه ايشان بي‌جواب بگذارد.»
    بعد لبخندي زد و گفت:
    «ما پيش اساتيدمان هم سؤال نمي‌كرديم.
    چرا؟ مي‌دانست سؤال ما را.»




    يك روز از زندگي آيت الله بهجت(ره)




    .


  3. #13
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,273
    14,099 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    از زندگي خانوادگي آيت‌الله بهجت(ره) و نحوه تعامل ايشان با اعضاي خانواده كمتر
    مطلبي مطرح شده است.معيار ايشان براي گزينش همسر چه بود؟


    هميشه سخت‌ترين راه‌ها را انتخاب مي‌كرد و معتقد بود كه اين سختي‌ها براي تكامل نفس مفيد است.
    وقتي در كربلا مشغول تحصيل بود به پدرش كه در فومن زندگي مي‌كرد،
    نامه‌اي نوشته و وكالت داده بود تا همسري برايش انتخاب كند.

    در نهايت بعداز مراجعت به فومن دختر يكي از خانواده‌هاي شهر را براي او انتخاب مي‌كند.
    حاج آقا به فومن برگشت و چند‌ماه بعد از ازدواج، راهي قم شد.

    قصد داشت دوباره به نجف برگردد اما وقتي خبر وفات اساتيدش در نجف را ‌شنيد،
    عزمش سست شد و تصميم گرفت در جوار بارگاه حضرت معصومه(س)
    سير معنوي‌اش را ادامه بدهد.




    يك روز از زندگي آيت الله بهجت(ره)




    .


  4. #14
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,273
    14,099 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    در فضاي خانواده، تندي و خشونتي از ايشان به‌خاطر داريد؟

    حاج آقا 3 پسر داشت و من فرزند دوم هستم.
    در تمام طول زندگي‌اش نديدم كه حتي يك‌بار اعتراضي كند و ياحتي جوابي بدهد.
    هميشه اهل صبر بود و سكوت مي‌كرد.

    در خانواده ما ميزان صميميتي كه پدر با مادر داشت خيلي بيشتر از صميميتي بود
    كه مادر با ايشان داشت. ايشان آنقدر فروتن بوده كه هيچ منيتي براي خود قائل نبود
    و دغدغه تعلقات دنيايي و ماديات را نداشت.

    به اين ترتيب هر يك از اطرافيان كه به‌دنبال منيت خودش بود
    وقتي مي‌ديدند كه زندگي مرفهي براي خود فراهم نكرده، ‌
    دنبال كارهاي خود مي‌رفت اما من از كودكي عادت كرده بودم
    كه روزي 3-2 ساعت به ايشان خدمت كنم.




    يك روز از زندگي آيت الله بهجت(ره)




    .


  5. #15
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,273
    14,099 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    مشغوليت‌هاي خودتان در آن دوران چه بود؟

    از دوره نوجواني، ساعتي را براي كار منزل گذاشتم تا به خانواده خدمت كنم. در مجموع دنبال درس بودم
    و در كنار درس حوزه، فلسفه، عرفان و مقداري رياضيات و ستاره‌شناسي خوانده‌ام.


    چه شد كه انگيزه خدمت به ايشان در وجود شما تقويت شد؟

    حدود سال 63بود كه مرحوم علامه جعفري (ره) به منزل ما آمده بود.
    هشداري به من داد و با همان لهجه زيباي خودش گفت:
    «يادت باشد كه تو هنوز پدرت را نشناخته‌اي. من عالم را گشته‌ام و همين يك نفر باقي مانده.
    تا وقتي زنده است نه مي‌شناسي‌اش و نه مي‌گذارد كه بشناسي‌اش.
    وقتي او را از تو گرفتند تازه متوجه مي‌شوي چه‌كسي بود.
    اصلا هم معلوم نيست كه تا چند صد سال ديگر همتايش به اين دنيا بيايد.
    پس همه زندگي‌ات را صرف خدمت به اين پير كن.»

    حتي نصيحتي به من كرد و بر آن تأكيد داشت كه تا به حال در ذهن دارم.
    مي‌گفت: «براي نسل آينده امانتدار باش. هر مطلبي را كه پدرت مي‌گويد يادداشت و ضبط كن.
    حتي اگر حرفي زد كه خودت متوجه نشدي، آن را هم يادداشت كن و نگهدار.»


    من هم از آن موقع روزي 4- 3 ساعت به رسيدگي به امور حاج آقا اضافه كردم
    و مدتي بعد تقريبا روزي 15ساعت را به اين كار اختصاص مي‌دادم.
    از سال 81تا زمان وفات حاج آقا هم تمام مدت شبانه روز در خدمتش بودم،
    غيراز ساعتي كه از خانه بيرون مي‌رفتند.




    يك روز از زندگي آيت الله بهجت(ره)




    .


  6. #16
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,273
    14,099 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض









    فرزندان ديگر حاج آقا تا اين اندازه در كنارشان بودند؟

    نه؛ آنها اينقدر نمي‌آمدند.


    بيشتر وقت ايشان به تدريس و مطالعه و عبادت مي‌گذشت. برخوردهايشان با خانواده چگونه بود؟

    حاج آقا نسبت به امور خانواده، همسايه‌ها، آشنايان و حتي مردمي كه نمي‌شناخت هم توجه خاص داشت.
    زندگي زاهدانه‌اي داشت و اهل قناعت بود. به ياد دارم وقتي مقداري ميوه براي خانه تهيه مي‌كرديم،
    هديه مي‌داد به ديگران. بيش از حد به فكر ديگران بود و حتي خيلي بيشتر از حد متعارف به ديگران كمك مي‌كرد،
    باز هم سفارش مي‌كرد كه يك‌سوم ميوه‌ها را به همسايه‌ها بدهم،
    يك سوم را براي خانواده خودم بردارم و يك سوم را هم در خانه بگذارم
    كه وقتي مهمان آمد از او پذيرايي شود.


    براي معاشرت و تعامل با همسر و فرزندان، برنامه نانوشته‌اي داشتند.
    با وجود اينكه زمان خالي برايشان باقي نمي‌ماند، يا مشغول ذكر و عبادت بوده
    و يا به درس‌ها مي‌پرداختند، تدبيرشان براي پرداختن به امور خانواده اين بود
    كه در وعده‌هاي غذا كه در كنار خانواده بودند، با وجود اينكه كم‌غذا مي‌خوردند
    اما به آرامي و با طمأنينه اين كار را انجام مي‌دادند تا بيشتر در كنار خانواده باشند.
    شايد در تمام عمرشان نديدم كه با سرعت غذا بخورند و بروند.

    در وعده‌هاي غذايي به پرس‌وجو از اقوام و همسايه‌ها و مريض‌هاي آنان مي‌پرداخت
    و به صله ارحام و پرس و جو از نيازها و رفع گرفتاري هاي آنهايي كه مي‌شناخت
    سفارش مي‌كرد.
    هركسي را مي‌ديد، از فردي خبري مي‌گرفت؛
    از خويش يا آشنا يا همسايه.




    يك روز از زندگي آيت الله بهجت(ره)




    .


  7. #17
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,273
    14,099 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    يك روز از زندگي آيت الله بهجت

    آيت‌الله العظمي بهجت(ره) شبانه روز عمرش
    را صرف عبادت و مطالعه
    و كارهاي نيك مي‌كرد.

    وقت را طلا مي‌دانست
    و حاضر نبود حتي يك لحظه را هم از دست بدهد.
    حتي وقتي بلند مي‌شد تا كتابي را از قفسه بردارد،
    يا درفكر بود يا زير لب ذكر مي‌گفت.







    يك روز از زندگي آيت الله بهجت(ره)




    .


  8. #18
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,273
    14,099 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    برداشت اول

    2ساعت و حتي گاهي 3ساعت پيش از اذان صبح از خواب بيدار مي‌شد
    و از همان لحظه، عبادتش شروع مي‌شد.

    زير لب ذكرمناجات داشت و گاهي شعرهايي را زمزمه مي‌كرد،
    مانند: «اگر لذت ترك لذت بداني/ دگر هيچ لذت تو لذت نداني»

    در حال وضو هم اذكارش ادامه داشت. بعد از وضو مشغول
    نماز شب و راز ونياز با خداي متعال مي‌شد.


    برداشت دوم


    وقت نماز را خودش تشخيص مي‌داد.
    به مسجد مي‌رفت و نماز را به جماعت اقامه مي‌كرد.
    بعد از نماز صبح هم به تعقيبات مشغول مي‌شد.



    برداشت سوم

    بعداز نماز صبح به حرم مطهرحضرت معصومه(س) مي‌رفت
    و 2 ساعت در آنجا عبادت مي‌كرد؛
    يك ساعت ايستاده و يك ساعت نشسته.





    يك روز از زندگي آيت الله بهجت(ره)




    .


  9. #19
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,273
    14,099 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض










    برداشت چهارم


    در مسير رفت‌وآمد به حرم هم بيكار نبود.
    دعاهايي مثل يستشير و صباح را مي‌خواند.
    وقتي به خانه مي‌رسيد، صبحانه مختصري مي‌خورد،
    15دقيقه استراحت مي‌كرد و مشغول مطالعه مي‌شد.
    بسياري از شعرهايي كه از ايشان به جا مانده را هم
    در همين استراحت كوتاه سروده بود.


    برداشت پنجم

    براي تدريس فقه به مسجد مي‌رفت.
    هر روز زيارت عاشورا مي‌خواند؛ با صدلعن و صدسلام.
    لعن و سلام زيارت عاشورا را هم در همين فاصله‌هايي
    كه آماده رفتن به جلسه درس مي‌شد، مي‌خواند.



    برداشت ششم

    گاهي بعد از درس به خانه نمي‌رفت و تا نمازظهر آنجا مي‌ماند.
    نمازظهر و تعقيبات بعد از آن،2 ساعت و نيم طول مي‌كشيد؛
    مدتي در مسجد و مدتي درخانه.





    يك روز از زندگي آيت الله بهجت(ره)




    .


  10. #20
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,273
    14,099 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    برداشت هفتم

    روزهاي جمعه درس تعطيل بود و در مجلس روضه مسجد فاطميه شركت مي‌كرد.
    جلسه پاسخ به استفتائات هم شب‌هاي پنجشنبه برگزار مي‌شد.
    عبادت‌ها و پاسخ به نامه‌هايي كه درخواست راهنمايي داشتند
    و تاليف هم در شب روزجمعه بيشتر بود.



    برداشت هشتم

    اوقات حضور در مسجد فرصتي براي ديدارهاي عمومي بود.
    چه بسيار مردمي كه درهمين مدت كوتاه، شفاي مريضشان را گرفتند،
    مشكلاتشان حل شد، يا پاسخ پرسش‌هايشان را گرفتند.




    يك روز از زندگي آيت الله بهجت(ره)




    .


صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ★*★*★زيباترين پيامك هاي تبريك ميلاد مولاي منتظران★*★*★
    توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* در انجمن پیامک های مناسبتی
    پاسخ: 181
    آخرين نوشته: 08-05-1389, 14:08
  2. پودر ديورتيك
    توسط رایکا در انجمن داروشناسي
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 28-04-1389, 16:42
  3. روحاني شهيد علي ابراهيمي بويك
    توسط نرگس منتظر در انجمن شهداي روحاني
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 27-04-1389, 21:01
  4. پاسخ: 50
    آخرين نوشته: 15-09-1388, 19:19

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •