خاطراتی ناب از مدافع حرم ،شهید مهدی عزیزی سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
خاطراتی ناب از مدافع حرم ،شهید مهدی عزیزی
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2
  1. #1
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    sham خاطراتی ناب از مدافع حرم ،شهید مهدی عزیزی







    خاطراتی ناب از مدافع حرم ،شهید مهدی عزیزی


    مکبرمسجد

    مادر بزرگ که آماده می شد، صدایش صدا می زد:مهدی! بریم؟

    مهدی خوشحال و خندان دست مهربان مادر بزرگ را می گرفت و با هم راهی مسجد می شدند. بعد از مدتی مهدی شروع کرد به تمرین تکبیر گفتن و کم کم شد مکبر مسجد.

    مادر بزرگ با خوشحالی به پدرو مادر مهدی گفت : آخر و عاقبت این بچه سعادت و خوشبختی است. سال های پیش مادر بزرگ به رحمت خدا رفت و نبود تا ببیند مهدی با شهادت به سعادت رسید.

    بسته های کالا

    بعد از شهادتش، از سرکارش چند بسته کالا آوردند و گفتند: اینها برای مهدی است. او همیشه بسته ی کالایش را می برد برای خانواده های نیازمند.
    وقتی موتورش را جلوی بیمارستان طرفه به سرقت بردند،ناراحتی اش برای این بود که وسیله ی کمک رسانی و هیئت رفتنش را برده اند.

    عکس شهدا

    عباس آقا خادم مسجدامام رضاعلیه السلام تعریف می کرد:
    یک روز نشسته بودم توی حیاط مسجد. مهدی آمد کنار من نشست . یک دفعه چشمش افتاد به عکس شهدا که بالای دیوارهای مسجد نصب شده بود.
    روبه من کرد و با حسرت گفت: یعنی می شه یک روز هم عکس ما را هم بزنند آن بالا پیش شهدا؟
    گفتم: آنها برای زمان خوشان بودند. تو باید بروی زمان خودت را پیدا کنی.حال عباس آقا داشت دنبال عکس مهدی می گشت تا بزند آن بالا پیش شهدا.

    آخرین پیامک مهدی

    مهدی قبل از رفتن به سوریه، آخرین پیامکش را برای یکی از دایی هایش فرستاد:
    دایی ! من رفتم. دستمال اشکهام روبا کمی تربت کربلا گذاشته ام لای قرآن روی طاقچه. اگه یه وقت طوری شد، آنها بگذارید کنارم.

    وصیت تلفنی

    پنجشنبه دهم مرداد ماه بود که زنگ زد به برادرش و گفت سال خمسی ام رسیده. یه ماشین دربست بگیر و برو قم خمس من رو بده و برگرد.
    ۳۰۰ تومن هم به نونوایی لواشی بدهکارم اونم پرداخت کنید.

    خدا این شهید عزیز رو مورد رحمت خود قرار بده و جایگاه بلند ایشون رو مرتفع تر کنه..






    خاطراتی ناب از مدافع حرم ،شهید مهدی عزیزی
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  2.  

  3. #2
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    بوی کبـــوتر

    با خنده ای که عکس تو در بر گرفته است
    دیوار خانه چهره ی دیگر گرفته است


    بعد از تو برق شور و شعف را هجوم اشک
    از چشم های خسته ی مادر گرفته است


    بی شک شبیه کوچه ی ما، کوچه های عرش
    از نام پر شکوه تو زیور گرفته است


    حالا منم، کنار تو، اینجا که پر زدی
    اینجا که خاک، بوی کبوتر گرفته است


    ای انعکاس دست علی! برق ذوالفقار!
    افلاک، پشت نام تو سنگر گرفته است


    اینجا، نماز چلچله ها رو به دست توست
    دستی که رنگ غیرت حیدر گرفته است


    چشمان من همیشه همین جا کنار توست
    اینجا که خاک، بوی کبوتر گرفته است........






    خاطراتی ناب از مدافع حرم ،شهید مهدی عزیزی
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •