غروب خورشید عدالت * ویژه نامه ضربت خوردن و شهادت مولای متقیان حضرت علی علیه السلام* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
غروب خورشید عدالت * ویژه نامه ضربت خوردن و شهادت مولای متقیان حضرت علی علیه السلام*
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 27
  1. #11
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,744 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض









    «غربت تمام شد»

    شمشیر فرود آمد.
    پیشانی دریا شکافت، محراب در خون شناور شد.


    قرآن، ورق ورق کاسه صبر لبریز.
    در افلاک غلغله شد و قدسیان بی ‏تاب؛ فاطمه گریست.

    شمشیر فرود آمد... .
    ماه، دو تکه شد، تاریخ، طعم تلخ یتیمی را مزه مزه کرد.


    بادها شیون‏ کنان، مصیبت را وزیدند.
    درختان، مویه‏ کنان نالیدند.

    ریگ ‏ها، از داغ گریستند.
    رودخانه‏ ها بر سرزنان، خروشیدند.

    ابرها، ضجه ‏زنان باریدند.
    عرش، ترک برداشت آفتاب گرفت.

    روز، شب شد.
    کوه‏ ها، رشته رشته شدند.
    گل ‏ها، رنگ باختند.


    اندوه جهان همیشگی شد.
    خانه ‏زاده کعبه در محراب، به خون غلطید.

    شمشیر فرود آمد...
    عطش کینه ‏ای زهرآلود، سیراب شد.
    شصت و سه سال رنج مداوم، به ثمر نشست.

    فضیلت ‏ها، بی ‏پدر شدند.
    مهربانی‏ ها، ناتمام ماندند. پرچم هدایت بر زمین افتاد.

    کانون ایمان لرزید. ساقی کوثر، دیده فرو بست.
    کوفه تنها شد.

    کوفه ماند و یک محراب خالی.
    کوفه ماند و تا همیشه حسرت.

    کوفه ماند و یک عمر فقدان عدالت.
    کوفه ماند و خاطره شیرین پنج سال عدالت محض.


    کوفه ماند و یک عمر اندوه حق نشناسی.
    کوفه ماند و داغ غریب بی‏ کسی.

    شمشیر فرود آمد!
    «فزت و رب الکعبه»

    غربت مولا تمام شد.



    خدیجه پنجی


    غروب خورشید عدالت * ویژه نامه ضربت خوردن و شهادت مولای متقیان حضرت علی علیه السلام*
    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 02-04-1395 در ساعت 15:46


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ




  2. تشكرها 3


  3. #12
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,796      تشکر : 57,611
    171,675 در 50,211 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض












    مردی بود از قبیله آفتاب با دلی به وسعت‏بی‏کرانه‏ها
    او را نه زمانه می‏شناختش، نه زمانیان

    اندیشناک بود بر «قوم خویش‏» و بر «ابنای روزگار» و
    بیمناک بر هوس هایی که چشم های بصیرت را به یغما برده بود.

    به قدری که بر سرگذشت پیشینیان آگاه بود،
    بر سرنوشت آیندگان نیز اندیشه می‏کرد...

    چه شامگاهان که سر بر بالین آسایش نمی‏نهاد
    مگر با قیام و قعود عارفانه‏ اش


    و چه صبحگاهان که برنمی‏خاست
    جز با کمر بستن به خدمت خلق

    به که می‏مانست که کسی را با وی مانندی نبود
    و که چون او می‏دانست که دانای اسرار مگو او بود.


    در شجاعتش همه دانند که «اسد بیشه فتوت‏» بود و

    بر عدالتش همه معترف،
    تا بدانجا که «شهید عدالت‏» نام ‏گرفت.

    هیچ کس، چون او آن مقام نیافت، کعبه به یمن قدمش چاک می‏زند
    و مسجد به خونش، غسل طهارت می‏کند.

    کدام مرشد و مرادی توانی یافت چون محمد که در لیله ‏المبیت پیشمرگی او کند
    و کدام همسری توانی جست جز فاطمه که کوثر در شان اوست.
    در نبرد هماوردی نداشت و در دوستی، نظیری نه!

    روح بی‏قرارش جز درگاه نیایش، قرار نمی‏یافت،
    لطایف حکمی و آیات قرآنی حد کلام او بود
    و عمل به احکام آن مرام او...

    درس آموخته مکتب وحی بود و شکوه دین،
    جلوه‏ای از شگفتی‏های او. به برق نگاهی،

    رعدی در دلها برمی‏فروخت و به اشاره سرانگشتی،
    مس وجود، طلای حقیقت می‏شد و ...

    اما آیا از غربت این اول مظلوم عالم همه شنیده ‏ای!!

    از نجوای شبانه‏ اش با چاه ؟!
    از گریه ‏های غریبانه‏ اش در نماز؟!
    از شکیبایی ۲۵ سال، سکوت و خانه ‏نشینی ؟!

    از تازیانه‏های ناجوانمردانه‏ای که بر پیکر فاطمه ‏اش زدند.
    از طعنه‏ ها و سبک‏سری‏ هایی که چون گرز گران
    بر سرش می‏کوفتند. و بیش از همه.......





    غروب خورشید عدالت * ویژه نامه ضربت خوردن و شهادت مولای متقیان حضرت علی علیه السلام*
    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 20-03-1396 در ساعت 13:58
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  4. #13
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,744 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    تنهاترین مرد جهان


    ولادت در خانه خدا؛ شهادت هم در خانه خدا.
    یعنی علی از آنِ خدا بود و به سوی خدا شتافت

    یعنی حضور بی ‏پرده پروردگار، هنگام ولادت
    و شهادت علی یعنی اظهار شوق آفریدگار
    نسبت به عاشق خویش، علی بن ابی‏طالب علیه ‏السلام .

    چه معنی‏ دار بود نیمه ‏شب‏ های علی علیه‏ السلام
    آن‏گاه که دردمندانه با آوای جانسوزش
    نخل‏ های خاموش را گواه غربت و تنهایی خویش می‏گرفت.

    بیست و چند سال، خار در چشم و استخوان در گلو
    غم ‏نامه خویش را تنها به چاه گفته و بیست و چند سال
    خون‏ رنگ ‏تر از شهادت، کتاب عمر خویش را ورق زده بود.


    «روزگار، با خون علی و فرزندش رنگ گرفته است
    و فجر و شفق؛ و همین‏ سان است تا روز قیامت».

    آه ای تنهاترین مرد جهان!
    نمی‏دانم چه سرّی است در روزگاران که زمین
    حضور طولانی تو را بر نمی‏ تابد!

    «زمین به دوش خود اَلوند و بیستون دارد
    غبار ماست که بر دوش او گران آمد»


    سید محمود طاهری



    غروب خورشید عدالت * ویژه نامه ضربت خوردن و شهادت مولای متقیان حضرت علی علیه السلام*


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ




  5. تشكرها 3


  6. #14
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,744 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض









    «کوچه ‏ای بی‏ ماه»


    شب است و ستارگان، چشم به تاریکی زمین دوخته ‏اند؛ جایی در
    کوچه پس کوچه‏ های کوفه روشنایی خانه‏ ای، طعنه به ساکنان ملکوت می‏زند.

    علی ـ بزرگ‏مرد تاریخ عرب ـ از خواب برمی‏خیزد، پا به حیاط خانه می‏گذارد
    چشم می‏ دوزد به بلندای آسمان: «بار خدایا! کی می‏رسد آن ساعتی
    که محاسنم به خون سرم خضاب شود»؟


    مویه ‏های علی به گوش دختر می‏رسد. دختر در آستانه در به زانو در می‏ آید.
    آری! امشب همان شب است؛ شب موعود، شب یتیمی عرب.

    ستارگان، چشم از این خانه برنمی‏دارند.
    فرشتگان، فوج در فوج به انتظار نشسته ‏اند و خدا ملکوت
    خود را برای علی آذین بسته است.

    سحر نزدیک است؛ هر بار، علی پا به حیاط خانه گذاشته،
    چشم به آسمان می‏دوزد، نماز می‏خواند، مویه سر می‏دهد.

    خداوندا!
    علی را چه می‏شود امشب؟
    چه می‏گذرد بر ولی تو؟

    تو را با علی چه پیمانی است که لحظه می‏شمارد ساعت دیدار را.
    و علی عبا بر دوش، پا به حیاط خانه می‏گذارد و عزم رفتن به مسجد دارد.
    اشک از دیدگان ملائک بر زمین می‏چکد.

    علی به آستانه در می‏رسد. شالی که در کمر بسته به دستگیره درگیر
    می‏کند و علی به زمین می ‏افتد. خم می‏شود.

    شال را دوباره دور کمر می‏بندد؛ زیر لب زمزمه می‏ کند:
    «اشدد حیاز بمک للموت...؛ هان ای فرزند ابوطالب!


    کمر خویش را برای مرگ ببند، چرا که مرگ در راه است
    و به دیدارت می ‏آید...» و علی قدم در تاریکی کوچه می‏گذارد.

    خدای من! تقدیر تو چیست که این‏گونه پریشان کرده است کائناتت را؟
    غم در سینه حجر بن عدی ـ یار باوفای مولا ـ چنگ می‏زند.


    آرام ندارد. به مسجد می‏رود تا به انتظار مولایش بنشیند.
    علی را که ببیند آرام خواهد گرفت. می‏نشیند، چشم می‏دوزد به جای
    خالی علی در محراب، خیره می‏شود به در.

    ناگاه زمزمه ‏ای شوم، در گوش حجر می‏ پیچد:
    «آماده باش! چیزی نمانده است. اکنون می‏رسد کارش را یک‏سره کن!»

    این صدای شوم اشعث است که از حنجره سیاهش خطاب به ابن ‏ملجم
    ـ شقی‏ ترین آدمیان ـ بیرون می ‏آید. شعله‏ های خشم به چشمان
    بی‏ تاب حجر هجوم می ‏آورد.

    برمی‏خیزد. میان سینه ‏اش آشوب است. رو به سوی کوچه سحرگاهان
    علی می‏گذارد: «می ‏بینمش، نخواهم گذاشت پا به مسجد بگذارد.
    از همین کوچه خواهد آمد، می‏دانم».


    کوچه را تا انتها می‏رود، هنوز خبری از علی نیست.
    حجر اندکی آرام می‏گیرد: «می ‏بینمش، به او خواهم گفت....»

    به سمت خانه دختر علی می‏رود. می‏داند که علی آن شب را
    در خانه اوست. در می‏زند. دختر در را می‏گشاید؛

    بی ‏تابی در چشمان دختر موج می‏زند. زانوان حجر به لرزه درمی‏آید.
    لب می‏گشاید: «علی؟» دختر تکیه خود را به در می‏دهد:
    «رفت، بابایم رفت.»

    حجر سراسیمه در میان کوچه ‏ها می‏دود.
    کوچه‏ های کوفه سیاه ‏تر از همیشه‏ اند.

    گویی ماه سر به چاه برده که شب این‏سان تاریک است:
    ظلمت از در و دیوار شهر می ‏بارد و حجر به آستان مسجد می‏رسد.

    ندایی در فضا طنین ‏انداز است:
    «فزت و رب الکعبه»

    چیزی در درون حجر فرو می‏ریزد.
    حجر به کوچه سحرگاهان علی می‏اندیشد.
    علی آن شب را به آن کوچه پا نگذاشته بود.

    باران رضایی


    غروب خورشید عدالت * ویژه نامه ضربت خوردن و شهادت مولای متقیان حضرت علی علیه السلام*


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ




  7. تشكرها 3


  8. #15
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,796      تشکر : 57,611
    171,675 در 50,211 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    اي قرار ِ دلِ پريشانم
    كه ز دل آه ميكشي گاهي

    با من ِ دل پريش حرفي زن
    گريه ام را اگر نميخواهي

    ميتواني اگر پدر وا كن
    لحظه اي چشم هاي بسته تان

    نيمه جان،جانِ من به لب آمد
    با نگاهِ سر ِ شكسته تان

    جان زينب به خاطر مادر
    بار ديگر بايست بر سر پا


    كوري چشم ابن ملجم ها
    حال تو خوب ميشود بابا

    بعدِ مادر نديده بودم كه
    موي خود ذره اي خضاب كني


    نكند قصد كردي از داغت
    خانه را بر سرم خراب كني

    نذر كردم مُفَتِحُ الابواب
    دري از روي لطف بگشايد


    چه كنم هرچه ميكنم آخر
    سر ِ بشكسته هم نمي آيد

    با دو شيشه گلابِ چشمانم
    شسته ام خونِ خشك گيسويت


    ياد پهلوي مادر افتادم
    با تماشاي وضع ابرويت

    چشم ِ من ردِّ خون سر را از
    مسجد كوفه تا به اينجا ديد


    يادِ آن ردِّ خون كه از خانه
    تا در ِ مسجد مدينه چكيد



    غروب خورشید عدالت * ویژه نامه ضربت خوردن و شهادت مولای متقیان حضرت علی علیه السلام*
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  9. #16
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,796      تشکر : 57,611
    171,675 در 50,211 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    آسمان شهر باید
    صاعقه خون بر زمینیان بباراند.

    و کوههای درهم و سخت ا
    ز خون فرو بریزند.

    بیدهای مجنون
    سرهای خمیده را به زمین بیاسایند.

    گلهای پَرپَر و شمعهای سوزان
    گرد خانه حیدر به طواف برخیزند.

    کودکان با چشمان اشکبار
    و قلبهای درهم تپیده نالان،
    سرهای یتیمی را به آستانه در می کوبند.

    کاسه های شیر لبریز و چشمان منتظر،
    در دل و دعایشان خدایا حیدر«پدر ما»؛

    ای کاش هیچ کس به یتیمان نگوید
    شیر خدا چشمانش را فرو بست.

    ای کاش صدای ناله حسنین
    و پسران ام البنین به بیرون برنخیزد.
    کاش صدای ناله ها به آسمان برنخیزد.
    دختر علی طاقت ندارد.

    گاه مولا سرش را میان چاه فرو می برد.
    و گاه غریبانه میان نخلستان های کوفه می گریست.

    که نکند زینبش اشک چشمان
    و سوز ناله دل غریبش را بشنود.

    مولایم راز دلش،سلام های بی جواب!
    چادر خاکی صورت نیلی و غریبی کودکانش را؛
    با چاه همنوا می شد.

    ای خدا دخت علی چه می بیند؟
    آن روز دستهای بسته
    و امروز فرق شکسته



    صلی الله علیک یا امیرالمؤمنین علیه السلام




    غروب خورشید عدالت * ویژه نامه ضربت خوردن و شهادت مولای متقیان حضرت علی علیه السلام*
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  10. #17
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,796      تشکر : 57,611
    171,675 در 50,211 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض









    نــخــورده سفــره‌ات جز خشک‌نانی

    نــدیــده کـام تو جز استخوانی

    نـــــدارد آســـمـــــان حــجـــره تـــو

    به جز اقلیم اشکت کهکشانی

    نـدیـدم پـهــن غیــر از بـــال جبــریل

    مــیــان خــانــه‌ات فرش گرانی

    به دست ذوالفقارت می‌نهی دست

    بـه دنبال خودت سر می‌دوانی

    بــرای درک تــو یـک پله هم نیست

    نـدارد بـام هـسـتــی نــردبانی







    غروب خورشید عدالت * ویژه نامه ضربت خوردن و شهادت مولای متقیان حضرت علی علیه السلام*
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  11. #18
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,744 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    «.... و علی علیه‏ السلام رفت»

    ناگهان برقی زد و بارانی از خون، آسمان محراب را جاری کرد؛
    باران یکریزی که قرن‏ هاست چشمان عدالت خواه زمین را شعله ‏ور کرده است.

    رمضان چهلم هجری، این ثانیه‏ های دهشتناک را خوب به خاطر دارد؛
    لحظاتی که کوچه‏ های کوفه از بارقه‏ های آفتاب، تهی شد و آسمان
    و زمین، دست در گردن یکدیگر، فاجعه را گریستند.


    علی رفت و این دو روزه پست دنیا را به طالبانش واگذاشت؛
    او رفت و شهر، در غربتی جاویدان، روزهای سیاهش را به سوگ نشست.




    غروب خورشید عدالت * ویژه نامه ضربت خوردن و شهادت مولای متقیان حضرت علی علیه السلام*
    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 05-04-1395 در ساعت 17:13


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  12. #19
    کاربر عادی

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 4      تشکر : 56
    15 در 5 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سعادتمند آنلاین نیست.

    پیش فرض




    بسم الله الرحمن الرحیم

    امیرالمؤمنین‌_علیه_السلام
    ضربت_خوردن
    سحر_نوزدهم



    چقدر طرز نگاهت پدر عوض شده است

    چقدر مضطرب و دل پریش و حیرانی

    ندیده بودمت اینقدر تُو خودت باشی

    مگر نیامده ای خانه ام به مهمانی؟


    -

    خدا نکرده مگر بد گذشته این گونه

    سکوت کرده و بامن سخن نمیگویی

    اگرچه مادر من نیست درد و دل بکنی

    چرا تو حرف دلت را به من نمیگویی؟




    بگو چه میگذرد؟ در دلت بگو چه شده؟

    و یا بگو که قرارست ای پدر چه شود؟

    چقدر زیر لب امن یجیب می خوانی

    بلا به دور؛ قرارست در سحر چه شود؟




    منم که دل نگران تو و دلت هستم

    تویی که درهمه ی عمر باورم شده ای

    ببین دلم چه قدر شور می زند بابا

    چرا تو این همه مانند مادرم شده ای




    به یاد مادری و درد و چشم تو دیدم

    که دیدنش همه ی آرزوی آخر توست

    نمی شود عوض تو حسن رود مسجد

    که بودنت همه امید قلب دختر توست




    مرو که طاقت داغ تو را ندارم من

    مرو که آتش قلبم تو شعله ور نکنی

    تورا به جان عزیزت - نمی شود بابا؟

    که داغ مادرمان را تو تازه تر نکنی




    تو را به حق همان زخم پهلوی مادر

    که با عزای تو من هم عذاب می بینم

    چگونه تاب بیارم که بر روی دستت

    هنوز هم رد زخم طناب می بینم
    غروب خورشید عدالت * ویژه نامه ضربت خوردن و شهادت مولای متقیان حضرت علی علیه السلام*
    امام باقر ع:

    پشیمانے از گناه، برای توبہ کافیست.

    ان شاالله همگے مون در راه جبرانِ خطاهامون قدم برداریم.


  13. #20
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,996      تشکر : 52,572
    86,744 در 28,695 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض









    کعبه را بدین گریانی، چشمی ندیده است.
    «سعی»، از «صفا» افتاده است.
    «زمزم» نمی جوشد.

    پروازِ معرفت، در «مشعر» و «مِنی» اوج نمی گیرد.
    مدینه به دلداری کوفه نمی آید و همه جا بیت الاحزان علوی است.


    امروز، عدالت را گلویی حق گو گم شده است و حقیقت
    را از مدار خود دور کرده اند.

    گل های معرفت و مهربانی، یک یک پژمردگی را رودررویند
    و آواز کبوترهای حرم چه حُزنی دارد.

    ذوالفقار، از جهاد، غمگین باز می گردد و محراب
    و منبر دیگر نمی گریانند، بلکه می گریند.

    آیا آسمان، عهدی را که با زمین بسته بود، از یاد برده است؟
    آسمان را با زمین پیمانی بود که هرگز سایه از او بر نگیرد
    و هماره او را در پناه خود دارد.


    این گریستن ها را پایانی نیست؟
    این «دریغا» گفتن ها را آرامگه کجاست؟

    علی آن آموزگار سروری، بر سر و روی اهل زمین، دیگر نمی تابد
    و خورشید حقیقت خود را به پشت ابرهای دنیا کوچانده است.
    فریاد از این همه جفا که بر سعی و صفا می رود!


    زمین و زمان بگریند بر زمزمه های قلب زمزم.
    کعبه از این بیش خود را نیاراید و سیه جامه بر تن کند
    که اقبالِ دوران را قبله های اموی به خود خوانده است.

    او را از خاکیان، قدمی چند دور کردند و کلید خانه او را به
    بال افلاکیان بستند؛ امّا تا همیشه زمان، خاک و افلاک وامدار پاکی اوست.






    غروب خورشید عدالت * ویژه نامه ضربت خوردن و شهادت مولای متقیان حضرت علی علیه السلام*
    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 20-03-1396 در ساعت 13:56


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •