بررسی مواضع و رویکرد سازمان مجاهدین خلق سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
بررسی مواضع و رویکرد سازمان مجاهدین خلق
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6
  1. #1
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض بررسی مواضع و رویکرد سازمان مجاهدین خلق






    بررسی مواضع و رویکرد سازمان مجاهدین خلق
    در جنگ تحمیلی




    در سال های نخستین انقلاب هرازگاهی سازمان مجاهدین خلق برای ابراز هویت خویش دست به اعمال ننگینی می‌زدند تا شاید به‌وسیله آن اعلام موجودیت کنند غافل از این که سریع‌تر از زمانی که پیش‌بینی می‌شد باطن منافقانه خود را ظاهر و به طور علنی مواضع خصمانه خود با انقلاب نوپای ایران را نمایان ساختند.

    جیغ بنفش
    اشاره:
    در سال های نخستین انقلاب هرازگاهی سازمان مجاهدین خلق برای ابراز هویت خویش دست به اعمال ننگینی می‌زدند تا شاید به‌وسیله آن اعلام موجودیت کنند غافل از این که سریع‌تر از زمانی که پیش‌بینی می‌شد باطن منافقانه خود را ظاهر و به طور علنی مواضع خصمانه خود با انقلاب نوپای ایران را نمایان ساختند. تفکر التقاطی آن‌ها که الگویی از کشورهای مارکسیستی را تداعی می‌کرد پیش از آنکه به بار بنشیند چون موریانه‌ای پایه‌های نه‌چندان مستحکم ایدئولوژی آن‌ها را طعمه خود قرار داد و به نابودی کشاند.

    این شد که منفور جامعه اسلامی ایران قرار گرفتند و همین‌گونه هم باقی ماندند. مقاله زیر، گذری است بر مواضع و رویکردهای آن سازمان و روایتی از آنچه که بر‌ آن‌ها سپری شده است. باهم آن را می‌خوانیم.

    سازمان مجاهدین خلق، سریع‌تر از زمانی که انتظارش می‌رفت، روند روبه افول خود را در نمودار صحنه مبارزاتی سیاسی آغاز کرد و پاسخ آموزه‌های التقاطی خویش را گرفت. سازمانی که در سال 1344 توسط از بند رهیدگانی چون محمد حنیف‌نژاد، سعید محسن و علی‌اصغر بدیع‌زادگان (بدیل حسن‌ عبدی مارکسیست) با مشی و مرامی مسلحانه و مخفی و ایدئولوژی‌ای اسلامی پایه‌ریزی شد، از همان آغازین سال‌های فعالیت، مرعوب فضای کمونیست‌زده کشورهایی چون کوبا، چین، ویتنام، نیکاراگوئه و به‌ویژه الجزایر بود. آثار التقاطی شناخت، اقتصاد به زبان ساده، راه انبیا راه بشر و راه حسین(ع) نشان‌گر این ارعاب است.

    فراتر از ارعاب، انفعال مجاهدین در برابر برخی گروه‌های چپ از جمله سازمان چریک‌های فدایی خلق است. گروهی که در مقطع زمانی 50-1349 عملیات‌های قهرآمیز، ترور و سرقت از بانک‌ها و ماجرای خونین سیاهکل (19 بهمن 49) را در کارنامه فعالیت‌هایش داشت.
    خروج از انفعال یکی از دغدغه‌های اصلی رهبران اولیه مجاهدین بود و از برای آن حاضر شدند تا با سازمان الفتح ارتباط برقرار کنند. در همین اوضاع و در شرایط در هم ریختگی فکری و تشکیلاتی (در آبان 1349) بود که شش1 تن از اعضای مجاهدین که قصد داشتند از طریق شیخ‌نشین امارات متحده عربی به اردوگاه‌های نظامی فلسطین بروند در تور شرطه‌های (پلیس) دبی گرفتار آمدند و سازمان مجاهدین را در معرض تهدید و انقراض زودرس قرار دادند.

    مجاهدین به‌سرعت دست به کار شدند و سه تن2 از چالاک‌ترین، جسورترین و آماده‌ترین نیروهای خود را برای رهایی دوستان در بندشان به دبی اعزام کردند. آن‌ها موفق شدند طی یک برنامه‌ریزی هواپیمای حامل دستگیرشدگان و پلیس دبی را از مسیر دبی بندرعباس بربایند و نهایتاً در بغداد فرو بنشانند و این آغازی بود برای ارتباط با حکومت بعثی که بیشتر گروه‌های چپی آن را انقلابی می‌دانستند. میهمانان ناخوانده با کتک و شکنجه پذیرایی شدند چراکه حکومت بعث به آن‌ها بی‌اعتماد بود و اگر نبود دخالت ابونضال (نماینده ساف در عراق) معلوم نبود که کار این ن‍ُه تن به کجا می‌انجامید.

    هرچه بود و هرچه گذشت این ماجرا نقطه عطفی شد در روابط مجاهدین با دولت بعثی عراق؛ پس از آن عراق پلی شد برای گذر به لبنان و سوریه و رفتن به پایگاه‌های نظامی الفتح و طی دوره‌های آموزش نظامی و چریکی.

    ضربه شهریور 1350 ساواک به مجاهدین و دستگیری قریب به پنجاه نفر از اعضای کادر مرکزی و بعد ناموفق بودن عملیات‌های رهایی‌بخش مانند «گروگان‌گیری والاگهر شهرام» (فرزند اشراف پهلوی) و «انفجار دکل برق تهران» و دستگیری تعدادی دیگر از اعضای رهبران از جمله حنیف‌نژاد و بدیع‌زادگان، تحلیل دیگری را در سازمان رقم زد که خلاصه آن اشتباه در «عمل‌زدگی» بود.

    فرار مرموز و مشکوک محمدتقی شهرام از زندان ساری و پیوستن او به مرکزیت سازمان منجر به تشکیل «جمع‌های بررسی و تصمیم و تحولات ایدئولوژیکی سازمان» شد.
    چنین روندی آن حداقل اعتنا به ایدئولوژی اسلامی را نیز از بین برد و سازمان غرق در تئوری تحلیل‌های مادی‌گرایانه مارکسیسم شد، اما این‌همه در درون و آن هم در میان اعضایی بود که برای انجام پروسه تغییر و تحول انتخاب شده بودند. تا اینکه پس از ترور خونین مجید شریف‌واقفی و ترور ناموفق مرتضی صمدیه لباف توسط رهبران قدرت‌طلب و مارکسیست پرده ‌برون افتاد و اعلامیه «مواضع ایدئولوژیک» در شهریور 1354 منتشر شد و رسماً گرویدن سازمان به مارکسیسم اعلام شد.3
    اعضای مسلمان سازمان از این حادثه به‌سادگی عبور نکردند و انشعاباتی در سازمان پدید آوردند که با تصفیه‌های خونین و ترور (مانند ترور محمد یقینی، ترور علی میرزا جعفر علاف و تصفیه مرگبار رفعت افراز در ظفار) از طرف رهبران تغییر ایدئولوژی مواجه شدند.

    بررسی مواضع و رویکرد سازمان مجاهدین خلق

  2. تشكر

    parsa (22-01-1389)

  3.  

  4. #2
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : بررسی مواضع و رویکرد سازمان مجاهدین خلق




    اعضا و رهبران مؤثر سازمان که در آن ایام در زندان به سر می‌بردند به «اپورتونیستی» (فرصت‌طلبانه) خواندن تغییر ایدئولوژی در سازمان اکتفا کردند و به جای پاسخ‌گویی به شبهات ایدئولوژیک به انسجام تشکیلاتی، یادگیری و استبدادی کردن ساختار سازمان پرداختند؛ هم ایشان بودند که پس از پیروزی انقلاب اسلامی با بسط ساختار هژمونی‌طلب سازمان رهبری و هدایت آن را به عهده گرفتند.

    سازمانی که بر بنای التقاطی شکل گرفته و با ترور و تصفیه‌های خونین مخالفان به راه خود ادامه داده بود، با پیروزی انقلاب در تداوم همان خصلت خودمحوری و قدرت‌طلبی خواستار تسخیر تمام ارکان حکومتی و ملی بود.
    مسعود رجوی که به ی‍ُمنِ وزیدن نسیم پیروزی انقلاب از زندان رهیده بود در رأس سازمان، خواستار انحلال ارتش شد و آن را «ارتش آمریکایی» و «ارتش ضد خلقی» نامید و اگر نبود ذکاوت و دوراندیشی حضرت امام(ره) در جلوگیری از این توطئه، معلوم نبود که با متلاشی شدن ارتش در مواجهه با گروه‌های ضدانقلاب و جنگ تحمیلی چه بر سر این مرز و بوم می‌آمد؟!

    سازمان مجاهدین خلق پس از پیروزی انقلاب به یکی از کارآمدترین ابزار سیاست‌های آمریکا در رویارویی با انقلاب اسلامی بدل شد.
    قدرت‌طلبی و فزون‌خواهی سازمان مرزی نداشت و تا آنجا پیش رفت که پس از همراه کردن ابوالحسن بنی‌صدر (رئیس‌جمهور وقت) با خود، در سی‌ام خرداد 1360 اعلام قیام مسلحانه علیه انقلاب و نظام جمهوری اسلامی کرد.

    پیش از این مقطع سازمان بسیار کوشید تا با سیاست خدعه و فریب و روند استدراج در میان توده مردم پایگاهی دست و پا کند. عده‌‌ای جوان پرشور، هیجانی و احساساتی نیز اسیر تبلیغات آن‌ها شدند و جذب تشکیلات میلیتاریسم سازمان گردیدند، اما وقتی نامزدهای آن‌ها به‌رغم تأیید صلاحیت به صحنه رقابت انتخابات نمایندگان مجلس در دور اول آمدند مردم از اعتماد به آن‌ها روی‌گردان شدند، آن‌هایی هم که رأی آوردند توسط دیگر منتخبان مردم اعتبارنامه‌هایشان مورد تصویب قرار نگرفت.

    مجاهدین در رفتار، گفتار و سیاست خود به دنبال آن بودند تا نظام جمهوری اسلامی را سیستمی ارتجاعی و در راستای اهداف امپریالیسم معرفی کنند.

    در ماجرای گروگان‌گیری و اشغال لانه جاسوسی واکنش و مقاومت نظام را در برابر این جریان «دگم ضدامپریالیستی سیستم» تحلیل می‌کردند یعنی اینکه سیستم ضدامپریالیستی نیست، آنچه هست دگماتیسم و تعصبی است که به رخ کشیده می‌شود و به این ترتیب درصدد بودند تا بنمایانند که جمهوری اسلامی به‌رغم این اقدام که حضرت امام(ره) آن را «انقلاب دوم» خواندند، سیستمی است نهایتاً در خدمت امپریالیسم.

    مجاهدین با توجه به خصوصیات هژمونی‌طلب خویش، بروز هر مشکل و مسئله‌ای را در سطح کشور که طبیعت بسیاری از انقلاب‌های جهانی است، تبدیل به یک بحران می‌کردند و جنگ نیز در تمام ابعاد از زمینه‌ها و متن تا سرانجام و نیز آثار آن، همواره فرصتی برای بحران‌آفرینی آن‌ها بوده است.

    پیش از آغاز جنگ یک تعامل پنهانی بین دولت بعثی و مجاهدین در جریان بود، دولت عراق پس از پیروزی انقلاب با پخش برنامه‌هایی از بخش فارسی رادیو عراق که با استفاده از نشریات مجاهدین و دفاعیات شهدای اولیه سازمان تهیه می‌شد درصدد بود تا مجاهدین را جذب و با خود همراه و هم‌نظر کند.

    تحلیلی که مجاهدین در اولین روزهای جنگ ارائه می‌کردند بسیار جالب است:
    جنگ ایران و عراق جنگی است ارتجاعی و ناعادلانه، انگیزه ایران از این جنگ صدور انقلاب است، انگیزه عراق قطب شدن در منطقه و ادعاهای مرزیست...
    ولی چون (عراق) وابسته نیست، این کار از وی ساخته نیست. اما به لحاظ حمایت‌هایی که از دو کشور شده است، کشورهایی نظیر اردن و عربستان از عراق حمایت می‌کنند و سازمان‌های مسلمان مرتجع نظیر ا‌َم‍َل و... از ایران؛
    حمایت سوریه از ایران به خاطر تضادهایش با رژیم عراق است و حمایت الجزایر که رژیم ایران ادعا می‌کند دروغ است...



    بررسی مواضع و رویکرد سازمان مجاهدین خلق

  5. تشكر

    parsa (22-01-1389)

  6. #3
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : بررسی مواضع و رویکرد سازمان مجاهدین خلق




    به لحاظ مسائل داخلی نیز، چون مسائل داخلی ایران بیشتر است، اگر جنگ دراز مدت بشود، باعث سقوط رژیم ایران خواهد شد ولی عراق به‌رغم داشتن یک‌سری مسائل داخلی، چون قدرت سازماندهی دارد، قادر است که مسائلش را حل نماید...4(؟؟!!)

    و جالب‌تر اینکه در تداوم خط‌دهی به اعضا و سمپات‌ها در جزوه «شیوه تحلیلی سیاسی» می‌نویسند:
    اگر یک هوادار نتوانست تشخیص بدهد حکومتی آیا مردمی و انقلابی است و یا اینکه حکومتی مرتجع و وابسته است، معیار شناخت حق آن است که ببینند هم‌پیمان دو رژیم چه حکومت‌هایی هستند، آیا رژیم‌های مترقی و انقلابی هستند و یا اینکه مرتجع و وابسته.5

    بدیهی است که این مواضع درون‌سازمانی در بیرون و در میان مردم خریداری ندارد و لازم است که مواضع بیرونی حداقل همدل و همراهی با مردم را نشان دهد، لذا به تاریخ 20 شهریور 1359 اطلاعیه‌ای صادر و ضمن اعلام آمادگی برای حضور در جبهه‌ها آن را منوط به اجازه مقامات می‌کنند! و فراتر از این، شرط حضور در دفاع را در اختیار گرفتن جبهه مستقلی برای خود اعلام می‌کنند که در آن هیچ نظارتی از طرف دولت و ارتش ایران وجود نداشته باشد!

    آنان طی نامه‌ای به تاریخ 14 آبان 1359 خطاب به بنی‌صدر می‌نویسند:

    «جناب آقای بنی‌صدر ریاست جمهوری و فرمانده کل قوا:
    همان‌طور که طی نامه‌هایی خطاب به مقامات مسئول و همچنین طی اطلاعیه‌های رسمی اعلام کرده‌ایم، نیروهای سازمان مجاهدین خلق ایران از اولین روزهای آغاز تجاوز عراق به میهن ما، در کنار مردم و نیروهای رزمنده و در صفوف مقدم جبهه به دفاع از مرزها و مردم کشور پرداخته‌اند(؟!)

    مسئله مهم‌تر اینکه ما در آغاز جنگ تلاش کردیم تا برای شرکت در دفاع از مردم و میهنمان که آن را حق مشروع و غیرقابل صرف ‌نظر کردن برای تمام انقلابیون این میهن می‌دانیم، تجویز مقامات مسئول را نیز کسب کنیم.

    تمام این فشارها را صرفاً به این دلیل باید تحمل کنیم که حاضر نشده‌ایم به گرایشات انحصارطلبانه برخی پاسخ مثبت دهیم.

    رونوشت به ریاست محترم مجلس6
    از آنجا که مجاهدین به دفاع از کشور اعتقاد قلبی و درونی نداشتند، حضور در خط مقدم جبهه را تلف شدن نیروهای خود می‌دیدند لذا به بهانه‌های مختلف از حضور مستقیم در جبهه‌های جنگ طفره می‌رفتند و بیشتر در پی آن بودند تا به‌عنوان نیروی شبه‌نظامی در مناطقی حضور یافته که آسیبی به آ‌ن‌ها نرسد ولی امکان تبلیغ سیاسی برایشان مهیا شود. تکرار درخواست «تجویز از طرف مقامات» از این دست بهانه‌ است، چه‌بسا باید از ایشان پرسید، آن‌طور که ادعا می‌کنید که در اولین روزهای آغاز جنگ در کنار مردم به دفاع پرداختید،(!!) مگر از مقامات اجازه داشتید؟!

    تشکیل «ستاد رزمندگان مجاهد» نیز از دیگر نیرنگ‌ها و فریب‌هاست، مجاهدین در پرتو ایجاد چنین ستاد فورمالیستی به مظلوم‌نمایی پرداختند و داد از خون‌های شهدای مجاهد سردادند و به سیاست‌گذاران و مسئولان جمهوری اسلامی حمله کردند و آن‌ها را «واپسگرایان»ی خواندند که در ضدیت با مجاهدین خلق هستند.

    با تمام جاروجنجال‌هایی که مجاهدین راه انداختند یرواند آبراهامیان تعداد کشته ‌شدگان ایشان را در جنگ تا 30 خرداد 1360، 28 نفر (هفت معلم، چهار کارگر، چهار سرباز ارتش، چهار دیپلمه، دو دانشجو، یک دانش‌آموز، یک فارغ‌التحصیل دانشگاه، یک کارمند یک پزشک و سه نفر ناشناس اعلام می‌کند.7

    همان‌طور که گفته شد جبهه‌های جنگ برای مجاهدین نه جبهه عمل و شهادت بلکه جبهه فرصت، تبلیغ و کسب قدرت بود، همانا وقتی ایشان در جبهه‌ها حاضر می‌شدند تمام هم‍ّشان مصروف جمع‌آوری اطلاعات، اسلحه و عکس از مناطق و مواضع استقرار و جمع‌آوری آمار و ارقام از استعداد و امکانات و تجهیزات می‌شد. و وقتی با این‌گونه اعمال آن‌ها مقابله می‌شد باز صدایشان را بلند کردند و از همین برخورد هم برای تبلیغ و مظلوم‌نمایی استفاده می‌کردند‌ و آن را باعث جری‌تر شدن عراق و تداوم تجاوز تحلیل می‌کردند.

    وقتی هم که سیاست‌های کج‌دار و مریز سازمان در قبال جنگ و اصالت انقلاب، رنگ باخت، سعی کردند با سخنرانی‌های جابه‌جا و انتشار نشریه و بولتن ایران را مسئول بروز جنگ معرفی کنند،
    لذا این بحث را پیش کشیدند که تحریکات ایران در زمینه صدور انقلاب به کشور عراق دلیل و بهانه اصلی آغاز جنگ بوده است:
    آیا ایران نمی‌توانست از همان ابتدا با اتخاذ سیاستی مناسب، انقلابی و هوشیارانه و با اعلام اینکه تحت هیچ عنوانی از ‌جمله صدور مکانیکی انقلاب قصد تحریک و دخالت در امور
    دیگران را ندارد، بهانه به دست عراق ندهد.8



    بررسی مواضع و رویکرد سازمان مجاهدین خلق

  7. تشكر

    parsa (22-01-1389)

  8. #4
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : بررسی مواضع و رویکرد سازمان مجاهدین خلق




    چنین ادعاها و تبلیغاتی در حالی است که حضرت امام خمینی(ره) قبل از آغاز جنگ تحمیلی در 18 مرداد 1359 به فلسفه صدور انقلاب پرداخته و آن را به صدور معنویت انقلاب اسلامی به جهان تفسیر کرده بودند:

    ما که می‌گوییم انقلابمان را می‌خواهیم صادر کنیم می‌خواهیم این مطلب را همین معنایی که پیدا شده ما می‌خواهیم این را صادر کنیم. ما نمی‌خواهیم شمشیر بکشیم و تفنگ بکشیم و حمله کنیم. عراق به ما الان مدت‌هاست دارد حمله می‌کند9 و ما هیچ حمله‌ای به آن‌ها نمی‌کنیم آن‌ها حمله می‌کنند ما دفاع می‌کنیم. دفاع لازم است. ما می‌خواهیم که این انقلاب ما را، انقلاب فرهنگی‌مان را، انقلاب اسلامی‌مان را به همه ممالک اسلامی صادر کنیم.»10

    همین‌طور معظم‌له پس از آغاز جنگ تحمیلی در سخنرانی مورخ 28 مهر 1359 فرمودند:
    «ما اینکه می‌گوییم باید انقلاب ما به همه‌جا صادر بشود، این معنی غلط را از او برداشت نکنند که ما می‌خواهیم کشورگشایی کنیم... معنی صدور انقلاب ما این است که همه ملت‌ها بیدار بشوند و همه دولت‌ها بیدار بشوند و خودشان را از این گرفتاری که دارند و تحت سلطه بودنی که هستند و از اینکه همه مخازن آن‌ها دارد به باد می‌رود و خودشان به نحو فقر زندگی می‌کنند نجات بدهند.»11

    کدام منطق و سیاست اصولی می‌پذیرد تا به سازمانی که در راه خیانت به وطن قدم برمی‌دارد و کشورش را عامل بروز جنگ معرفی می‌کند اجازه قدرت‌نمایی و بهره‌برداری دهد و امکان حضور در جبهه (مستقل؟!) را برایشان فراهم آورد.
    ایزوله شدن مواضع اپورتونیستی (فرصت‌طلبانه) مجاهدین سبب شد تا آن‌ها بنی‌صدر را به یاری خود فراخوانند و تنها او را صاحب صلاحیت برای اظهارنظر در نحوه و چگونگی حضور آن‌ها در جبهه‌های جنگ بدانند.

    ابوالحسن بنی‌صدر در بهمن 1358 با آرای مردم عهده‌دار ریاست‌جمهوری شد و در اسفند همان سال از طرف حضرت امام(ره) به عنوان فرمانده کل قوا منصوب شد، با شروع جنگ، وی امیدی به راه حل‌های نظامی نداشت و توان نظامی ایران را برای رویارویی با یورش همه‌جانبه ارتش بعث ناکافی می‌دانست و بیشتر دل در گرو حل سیاسی و دیپلماسی فعال داشت.
    از آنجا که وی تنها عامل آغاز جنگ را احساس خطر غرب از «صدور انقلاب اسلامی» و رهبری حضرت امام(ره) تعبیر و تفسیر می‌کرد، مواضعی در جهت تضعیف حضرت امام(ره) اتخاذ کرد و درصدد برآمد تا با طرح و اجرای کودتای خزنده علیه معظم‌له کنترل اوضاع را در داخل کشور به دست گیرد و آن‌طور که خود می‌خواست جنگ را به پایان ببرد.

    در 14 اسفند 59 عده‌‌ای از مجاهدین و هواداران ایشان، در دانشگاه تهران گرد‌ آمدند و در حمایت از بنی‌صدر شعارهای تندی سردادند که به این ترتیب پیوندی نامبارک بین ایشان به وجود آمد.

    از این‌روست که مجاهدین در تنگناهای سیاسی چشم‌ امید به مانورها، تصمیمات و برنامه‌های بنی‌صدر داشتند تا از خاکستر سیاست‌های وی سر برون آورند و شعله‌ زبانه کشند.
    عزل بنی‌صدر از فرماندهی کل قوا به تاریخ 20 خرداد 1360 توسط حضرت امام‌(ره) و برکناری او از ریاست‌جمهوری در 31 خرداد همان سال با رأی عدم کفایت مجلس شورای اسلامی، تمام آرزوها و آمال مجاهدین را نقش بر آب کرد و نسبت و موضع آن‌ها را با انقلاب روشن کرد.
    مجاهدین به خشم آمده از عزل بنی‌صدر از فرماندهی کل قوا اطلاعیه دادند:

    عزل رئیس‌جمهور که بی‌شک جان او را نیز جداً در معرض تهدید قرار می‌دهد، عملاً مفهومی جز اعلام جنگ مرتجعین به تمامی خلق ایران ندارد و در بحبوحه جنگ با عراق خیانتی آشکار به مصالح ملی ایران است که قطعاً نمی‌تواند بدون پشتوانه سازش‌کارانه امپریالیستی متصور باشد.

    لکن ما یقین داریم که خلق قهرمان ایران جنگ‌افروزان انحصارطلب را (چنانچه باز هم در خطی که در پیش گرفته‌اند اصرار ورزند) بر جای خود خواهد نشاند و تمامی کید و مکرهای شیطانی آنان را به خودشان باز خواهد گرداند.12

    سازمان مجاهدین در سی‌ام خرداد 1360 حرکت مسلحانه خود را علیه نظام جمهوری اسلامی علنی کردند و فجایعی را به بار آوردند؛ انفجار مسجد ابوذر و مجروح شدن حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی (در هفتم تیر 1360) و انفجار دفتر نخست‌وزیری (در هشتم شهریور 1360) از آن جمله است.




    بررسی مواضع و رویکرد سازمان مجاهدین خلق

  9. تشكر

    parsa (22-01-1389)

  10. #5
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : بررسی مواضع و رویکرد سازمان مجاهدین خلق




    از این پس سیاست متفق رجوی و بنی‌صدر بر براندازی جمهوری اسلامی قرار گرفت، این دو در زمانی که در اختفا به سر می‌بردند با صدور اعلامیه‌هایی جنگ روانی را علیه نظام اسلامی ایران سازمان‌دهی و رهبری می‌کردند.

    مجاهدین پیش‌تر به جنگ روانی تمسک جسته بودند، اما امواج آن را خیلی با ظرافت به جریان درمی‌آوردند و هدایت می‌کردند.

    مجاهدین در ایجاد جنگ روانی با سیاه‌نمایی اوضاع و احوال کشور و نشر شایعات و تحریف اخبار و پرداختن به موضوعاتی چون آوارگان جنگی، کمبود کالاها و مایحتاج عمومی، بحران آب و برق، چاپ اسکناس بدون پشتوانه، غیرواقعی اعلام کردن آمار شهدای جنگ و اعزام اجباری سربازان سعی در تشویش اذهان و افکار عمومی کردند و به قول خود به تحلیل «بحران اعتماد عمومی» نشستند:

    «این جریان چنان گسترده است که می‌توان به آن عنوان «بحران عمومی» داد. بحران بی‌اعتمادی مردم نسبت به گردانندگان امور و نسبت به آنچه آن‌ها می‌گویند و می‌کنند.
    دولت‌های مردمی که هیچ سر‌ّی پنهانی با خلق ندارند اگر در جنگی درگیر شوند، که البته جنگی عادلانه و به خاطر مردم است، مردم نیز طبعاً خود را برای تحمل همه‌گونه عواقب آن آماده می‌کنند، لذا این دولت‌ها ترسی ندارند از اینکه تلفات و ضایعات خاص جنگ و هم آثار جنبی آن را همان‌گونه که هست و با خود مردم در میان بگذارند و از ایشان استمداد بطلبند.

    اما مقامات مملکت ما نه‌تنها از بیان واقعیت رویدادها و تلفات و ضایعات نیروهای ما در جبهه به مردم خودداری کرده و می‌کنند، بلکه حتی از قبول واقعیت‌هایی نظیر کمبود کالا و نظایر آن‌که مردم در همه‌جای کشور آن را لمس می‌کنند نیز خودداری می‌ورزند.»13

    مجاهدین در این مقاله با لحنی دلسوزانه وارد مسئله شده و از آنجا که دولت را بی‌مبالات و بی‌توجه نسبت به مشکلات و تنگناهای مردم معرفی می‌کنند غیرمستقیم آن را غیرمردمی می‌خوانند که در خفا و غفا معادلاتی دیگر غیر از منافع عمومی را می‌جوید و از این‌رو مسئولان و رهبرانی که مردم را این‌چنین وارد کارزار جنگ می‌کنند عامل این جنگ ناعادلانه هستند؛ چراکه این حرکت‌ها به خاطر مردم نیست.

    مجاهدین با نگارش این‌گونه مقالات و صدور بیانیه‌ها و به مسخره گرفتن دفاع مقدس دقیقاً به دنبال القای «بی‌اعتمادی عمومی» نسبت به حاکمیت هستند.
    آن‌ها همچنین سه ماه پس از آغاز جنگ بحث مفصلی در خصوص «درس‌هایی از جنگ ایران و عراق»14 به میان می‌کشند و به ارزیابی جنگ می‌پردازند. آن‌ها دو دیدگاه برای برخورد با جنگ طرح می‌کنند:

    1. دیدگاه دفاع از طریق تکیه بر ارتش کلاسیک؛ پیروان این دیدگاه را متعلق به جریان‌های وابسته می‌دانند که اتکا به ارتش کلاسیک دارند، که لازمه چنین ارتشی تجهیزات و سلاح‌های مدرن است و دستیابی به این سلاح‌ها ممکن نیست مگر درغلتیدن مجدد در ورطه وابستگی.


    2. مجاهدین در ارزیابی دیگری برای جنگ دیدگاه مردم‌گرایانه مبتذل را برشمرده‌اند که حامیان آن در اصل حکومت‌مدارانی هستند که به دنبال تحمیق ملت هستند، در وصف همین دیدگاه است که آنان تمسک به ایمان و شعار الله‌اکبر علیه اشغالگر را به سخره گرفته‌اند.

    از آنجا که مجاهدین از زمانی که چشم گشودند مرام و مانیفست خود را بر روی سلاح حک کرده و در حرکت مسلحانه غوطه ‌زده‌اند نسبت هرچیز را با اسلحه می‌سنجند؛ دیدگاه اول را تکیه صرف و مطلق به سلاح و لازمه آن را وابستگی به امپریالیسم و دیدگاه دوم را «ضدیت کور با عصر تکنولوژی» تحلیل و تفسیر نمودند، و برای ضدامپریالیستی نشان دادن خود مدعی شدند:

    «عظیم‌ترین تهدیدات نمی‌تواند توجیهی برای هر نوع گرایش به سمت کشورهای امپریالیستی برای تأمین سلاح باشد.»

    مجاهدین با چنین تحلیل و تفسیرهایی است که پنج ماه پس از آغاز جنگ تحمیلی به این نتیجه می‌رسند که جنگ فرسایشی شده و راه حل نظامی ندارد:
    بخش‌هایی از خاک میهن ما همچنان در اشغال تجاوزگران است و جنگ مدت‌هاست که به یک جنگ فرسایشی تبدیل شده و در چشم‌انداز نزدیک هم نشانی از خاتمه آن به طریق نظامی وجود ندارد.15

    مجاهدین با عدم تفوق در جنگ تبلیغاتی و روانی، دشمنی و عداوت خود را با نظام جمهوری اسلامی علنی کردند و با ایجاد حرکت مسلحانه در 30 خرداد 1360 عملاً به جمهوری اسلامی اعلان جنگ دادند که قبلاً برخی فجایع خونین این نوع حرکت آن‌ها را برشمردیم.





    بررسی مواضع و رویکرد سازمان مجاهدین خلق

  11. تشكر

    parsa (22-01-1389)

  12. #6
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : بررسی مواضع و رویکرد سازمان مجاهدین خلق




    پس از این مقطع، مجاهدین ابعاد جدیدی از جنگ روانی را رقم زدند و به مراحل قبلی افزودند. مسعود رجوی و بنی‌صدر که تا مدتی خود را مخفی کردند و از پشت پرده با نیروها و هوادارانشان سخن می‌گفتند طرحی نو در انداختند.
    اتحاد نامیمون آن‌ها منجر به صدور اعلامیه مشترکی به نام «میثاق» در اواخر تیر 1360 شد که به قلم بنی‌صدر نوشته شده بود. این اعلامیه صف‌آرایی جدیدی را در مقابل جمهوری اسلامی معرفی کرد که پس از فرار بنی‌صدر و رجوی (آن هم با قیافه‌های مبدل به فرانسه و خلیدن در سایه سیستمی که روزی آن را «لیبرال سرمایه‌داری» می‌خواندند) تکمیل شد و در شمایل «شورای ملی مقاومت» در خارج از کشور شروع به یارگیری کردند:

    منصور بیات‌زاده یکی از بریدگان سازمان مجاهدین معتقد است: شورای ملی مقاومت در تاریخ 27 تیر 1360 تحت عنوان «میثاق» اعلام موجودیت کرد.

    مهدی خانبابا تهرانی از پایه‌گذاران شورای متحد چپ و از پیوستن به شورای ملی مقاومت، برنامه‌های تنظیمی و پیوستی، اعلامیه‌ میثاق از جمله «برنامه ائتلاف» را برای برخی کسان ناکافی و مانع از پیوستن ایشان به شورای ملی مقاومت تحلیل می‌کند و معترف است «برنامه دولت موقت» رجوی بر اساس داده‌‌ها و واقعیت‌های جامعه ایران تنظیم نشده و بلکه بیشتر بر اساس الگوی کشورهایی چون الجزایر، ویتنام و به‌ویژه نیکاراگوئه مورد بررسی قرار گرفته بود و در آن بنی‌صدر رئیس‌جمهور و رجوی نخست‌وزیر بود (؟!)16

    خانبابا تهرانی در برابر سؤالی ترکیب اولیه شورای ملی مقاومت را چنین برمی‌شمرد: (نمایندگانی از سازمان مجاهدین، ‌حزب‌ دموکرات کردستان، جبهه دموکراتیک ملی ایران، شورای متحد چپ، سازمان استادان متعهد دانشگاه‌های ایران، کانون توحیدی اصناف، سازمان اتحاد برای آزادی کار و سازمان اقامه حرب کار ایران، جنبش زحمت‌کشان گیلان و مازندران، اتحادیه کمونیست‌های ایران (سربه‌داران و سازمان چریک‌های فدایی خلق)17 اما دیری نپایید که همین سازمان‌ها و گروه‌ها متوجه خصائل هژومونی‌طلب و انحصارگرایانه و غیردموکراتیک سازمان مجاهدین در شورای ملی مقاومت شدند و یکی پس از دیگری از آن جدا شدند و شورا را بدیلی از سازمان معرفی کردند.

    اولین گمانه‌های افتراق‌آمیز در بین اعضای شورا برمی‌گردد به ملاقات طارق عزیز (معاون اول نخست‌وزیر عراق) با مسعود رجوی مسئول مجاهدین و شورای ملی مقاومت به تاریخ 19 دی 1361 (9 ژانویه 1983).
    این مذاکرات بدون اطلاع و هماهنگی سایر اعضای شورا و حتی بنی‌صدر صورت گرفت که در آن طارق عزیز «تمایل دوستانه» (؟!) عراق را نسبت به امضای صلح با در نظر گرفتن استقلال، تمامیت ارضی (دو کشور)، احترام به آزادی عقیده ملت‌های ایران و عراق و عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر به مسعود رجوی ابراز داشته است‌(؟!)، او ضمناً از جانب رهبری از رجوی دعوت کرد تا دیداری از عراق داشته باشد.

    بدیهی است که این حرکت عراق موجب بهره‌برداری تبلیغاتی سیاسی شد و عراق حلقومی ایرانی یافت تا از آن، تجاوز خود را به ایران توجیه و حقانیت (؟!) خود را فریاد بکشد، از آن پس، هم مجاهدین و هم نظام بعثی عراق شروع به نشر و بسط این تحلیل نمودند که «این جنگ برادرکشی» است.
    همچنین عراق سیاست جذب مجاهدین را در قبال تأسیس «مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق» در ایران دنبال می‌کرد تا خود را به وضعیت متعادلی برساند.

    منظرهای دیگر جنگ روانی مجاهدین حمله آنان به فراخوان و بسیج عمومی برای جنگ از سوی حضرت امام(ره) بود که می‌خواستند در پرتو آن از افزایش توان نظامی ایران و تشویش اذهان عمومی بهره‌ ببرند. شعارهای ایشان در چنین فضایی «نابود باد جنگ»، «سربازان از جبهه بگریزید» و «شانه‌های مادران زیر اجساد فرزندان خم شد» بود.
    این کوشش از زوایای دیگری همچون ارائه آمار غلط و دروغ از شهدا و خسارات ایران و مفلوک جلوه دادن نیروهای مسلح قابل بررسی بود.

    در این راستا به عنوان نمونه آن‌ها فردی به نام «محمدعلی آریافر» را در لندن علم کردند و از او به عنوان کاپیتان سابق نیروی دریایی ایران که به اروپا گریخته بود نقل کردند:
    «نیروی زمینی مفلس است، نیروی هوایی توانایی رزمی خود را از دست داده و نیروهای دریایی بی‌رمق است.
    این نیرو پانزده تا بیست درصد از کشتی‌های خود را از دست داده، پوشش دفاعی هوایی ندارد و هشتاد درصد از هلی‌کوپترهایش از بین رفته است.»18




    بررسی مواضع و رویکرد سازمان مجاهدین خلق

  13. تشكر

    parsa (22-01-1389)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •