از حسین گفتن... تا حسینی شدن سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
از حسین گفتن... تا حسینی شدن
صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 36
  1. #21
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,273
    14,097 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    انگيزه‌ي اصلي سيّدالشّهداء عليه السلام از قيام خود


    در اين خطبه امام عليه السلام هدف اصلي خود را بيان نموده، مي‌فرمايد:

    انگيزه‌ي من از اين قيام جز اين نيست كه به حقّ عمل شود،مگر نمي‌بينيد به حقّ عمل نمي‌شود و از باطل جلوگيري نمي‌گردد؟من مرگ را سعادت مي‌دانم و زندگي با ستمگران موجب ملال و دلتنگي است.در اينجا باز هم سخن از مرگ است.

    و لذا جمله‌ي ابن‌ابي‌الحديد در اينجا جمله‌اي گوياست كه:


    اِختياراً لَهُ عَلَي الدَّنِيَّة؛


    يعني اباعبدالله الحسين عليه السلام كه سيّد اَهْل الاِباء است مرگ زير برق شمشيرها را بر زندگي پست دنيا برگزيد.

    يعني همه بدانند كه امام عليه السلام به استقبال شهادت مي‌رود. مبادا ديگران غير از اين فكر كرده، غافلگير شوند.






    از حسین گفتن... تا حسینی شدن




    .

  2. #22
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,273
    14,097 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض





    معنا و مفهوم هَيهاتَ مِنَّا الذّلة


    مطلب مهمّ اين است كه امام حسين عليه السلام همه‌ي قصدش اين بود كه بفهماند اي پيروان من،شما كه اين قدر براي من به سر و سينه مي‌زنيد بدانيد من براي چه جانم را با خطر مواجه كردم و زن و بچّه‌ام را به اسارت انداختم.

    اگر آن حضرت شعار جاودانه‌ي "هيهات منّا الذلّة"را سر داد مگر مقصودش اين نبود كه من نمي‌خواهم ذليل بشوم، من نمي‌خواهم تسليم بشوم؟!

    اگر هدف اين بود پس چرا امام سجّاد عليه السلام اسير شد؟ مگر اسارت،ذلّت به اين معنا نيست؟اگر قرار بود امام حسين عليه السلام شخصاً در مقابل يزيد سر فرود نياورد كه امر مهمّي نبود و اين كار را افراد عادي هم انجام مي‌دهند.اشخاصي هستند كه داراي طبع بلندي مي‌باشند و نمي‌خواهند در مقابل كسي سر فرود بياورند و تسليم او شوند.حاضرند كشته بشوند ولي تسليم نشوند.

    مطلب اين نيست.





    از حسین گفتن... تا حسینی شدن




    .

  3. #23
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,273
    14,097 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    خاندان عصمت عليهم‌السلام نه اين كه نمي‌خواستند در مقابل كسي خم نشوند بلكه هدفشان اين بود كه نمي‌خواستند دين به ذلّت كشيده شود.

    اگر بنا بود كه خودشان به اسارت بيفتند و به زنجير كشيده شوند ولي نتيجه‌ي آن به احياي دين منجر شود حاضر بودند و هر مصيبتي را در اين راه تحمّل مي‌كردند ، هم‌چنان كه امام سجاد عليه السلام حاضر شد دست و پاي مباركش به غل و زنجير كشيده شود.

    امام زين العابدين عليه السلام هم مانند امام حسين عليه السلام مي‌توانست فرياد بكشد و بگويد من اجازه نمي‌دهم غل و زنجيرم كنند و با آنان بجنگد تا سرانجام كشته شود.چنين چيزي ممكن بود.

    حضرت اميرالمؤمنين علي عليه السلام بيست و پنج سال سكوت كرد.كدام فرد عادي حاضر است ببيند وحشيانه به خانه‌اش بريزند و هجوم بياورند و همسر عزيزتر از جانش را مورد اهانت قرار دهند؟ولي اميرالمؤمنين علي عليه السلام كه يك جوان سي و سه ساله بود به محض اين كه اين صحنه‌ي دلخراش و ناراحت كننده را ديد در عين قدرتمندي بر خويشتنِ خويش مسلّط شد و حتّي غلاف شمشير و طناب آوردند و به گردنش انداختند و نگفت من ذليل شما نمي‌شوم.او را بر روي زمين كشيدند و به همين حال به مسجد بردند.

    چون امام عليه السلام تشخيص داد اگر اينگونه رفتار كند نتيجه‌ي آن احياي دين است.امام عليه السلام ديد اگر بخواهد دست به شمشير ببرد و در مقابل آنها بايستد حيات دين و اساس دين به خطر خواهد افتاد.

    امام عليه السلام راضي به رضاي الهي و تسليم امر اوست.هر چه را كه به صلاح دين است عمل مي‌كند.

    براي امام حسين عليه السلام مصلحت الهي بر اين بود كه بايد در مقابل ظالم زمان و حاكم غاصبِ فاسدِ مفسد بايستد و كشته شود.




    از حسین گفتن... تا حسینی شدن




    .

  4. #24
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,273
    14,097 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    اگرچه مثال مؤمن،مثال سُنبل است كه پيامبراكرم صلي الله عليه و آله فرمود:

    تُحَرِّكُّهَا الرّيحُ، تَقْعُدُ تَارَة وَ تَقُومُ اُخري؛


    انسان مؤمن كامل مانند سنبل گندم است كه وقتي باد مي‌وزد خم مي‌شود و بعد مي‌ايستد؛ امّا درخت چنار در مقابل باد و طوفان راست مي‌ايستد تا آنجا كه ريشه‌كن مي‌شود.

    مؤمن با بررسي شرايطي كه در آن قرار گرفته وظيفه‌ي خود را تشخيص مي‌دهد، جايي كه لازم است بايستد مي‌ايستد و مقاومت مي‌كند تا كشته شود و در جايي هم كه شرايط اقتضا مي‌كند عكس‌العمل نشان ندهد و صبور باشد حتّي زنجير و طناب هم به گردنش بيفكنند، مي‌پذيرد و مقاومت نمي‌كند.

    مثلاً امام موسي بن جعفر عليهماالسلام را چهارده سال در زندان هارون‌الرّشيد حبس مي‌كنند و او سخت‌ترين شرايط را تحمّل مي‌كند.

    پس عبارت"هيهات مِنَّا‌الذِلّة" معنايش اين نيست كه من تسليم نمي‌شوم و هميشه در مقابل شما مي‌ايستم.

    بلكه مفهوم آن اين است كه من در شرايطي كه امر حاكم موجب ذلّت دين شود كوچك‌ترين انعطافي از خود نشان نمي‌دهم، ولي در جايي كه حيات دين بسته به انعطاف است، انعطاف از خود نشان مي‌دهم و صبوري مي‌كنم.




    از حسین گفتن... تا حسینی شدن




    .

  5. #25
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,273
    14,097 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    لزوم تجديد نظر طرفداران حسيني



    بنابراين معلوم است كه امام حسين عليه السلام چه خواسته و هدفي داشت.

    او حقّ را مي‌خواست.

    بنابراين اگر ما مرتّب از حقّ دم مي‌زنيم و براي امام حسين عليه السلام بر سر و سينه‌ي خود مي‌زنيم امّا در زندگي‌مان حقّ را مي‌كُشيم، در آن صورت چگونه مي‌توانيم بگوييم:

    يا لَيْتَنا كُنّا مَعَكَ فَنَفوزَ فَوزاً عَظيماً؛

    اي حسين جان!اي كاش ما هم با تو بوديم و به فوز عظيم مي‌رسيديم.

    مبادا از نظر حضرتش در اين سخن دروغگو قلمداد شويم. حسين عليه السلام مي‌فرمايد من از شما عمل به حقّ را مي‌خواهم و به شما مي‌گويم:

    اَلا تَرَوْنَ اَنّ الْحَقّ لا يُعْمَلُ بِهِ؛


    آيا نمي‌بينيد كه به حقّ عمل نمي‌شود؟


    چرا در زندگي به حقّ عمل نمي‌كنيد؟چرا زن در مقابل شوهرش به حقّ عمل نمي‌كند؟چرا شوهر در مقابل زن و فرزندانش به حق عمل نمي‌كند؟چرا كاسب بازار مسلمان به حقّ عمل نمي‌كند؟اگر راست مي‌گوييد، به حقّ عمل كنيد و بدانيد كه امام حسين عليه السلام حقّ است و از او صادقانه پيروي كنيد.

    امام حسين عليه السلام كم‌سخن بود ولي پر عمل. مِثل ما پرحرف كم‌عمل نبود.

    اگر سخنان امام حسين عليه السلام را جمع‌آوري كنيم از لحظه‌اي كه از مدينه حركت كرد تا هنگامي كه به كربلا رسيد سخنان محدودي از آن حضرت ثبت شده است.امّا در اين فاصله‌ي كوتاه آن امام همام يك دنيا عمل از خود نشان داد. ظرف چند ساعت در يك روز، عملي بزرگ و ماندگار انجام داد كه تا جهان، جهان است باقي و جاودان است و به سبب همين عمل خالصانه‌ي اوست كه سخنانش را دل‌هاي حقّ‌پذير مي پذيرند و شخصيّت ممتازش محبوب جهانيان قرار گرفته است.




    از حسین گفتن... تا حسینی شدن




    .

  6. #26
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,273
    14,097 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    چرا همگان به حسين بن علي عليه السلام عشق مي‌ورزند؟


    رمز اين جاودانگي و جهان‌شمولي حسين بن علي عليه السلام جز اين نيست كه او فاني در حقّ شد.
    صورت شخصي خود را از دست داد و صورت حقّ به خود گرفت و از آنجا كه بشر فطرتاً عاشق حقّ است و حقّ مطلوب همه‌ي انسان‌هاست،از اين رو نوع مردم جهان عاشق امام حسين عليه السلام هستند، زيرا حسين عليه السلام فاني در حق شد.

    اِنَّ لِلحُسَينِ مَحَبَّة مَكنُونَة في قُلُوبِ الْمُؤمِنين؛( بحارالانوار،جلد43،صفحه‌ي272 ،بااندكي تفاوت.)

    محبّت مكنون و پنهاني در دل‌ها نسبت به حسين عليه السلام هست.

    ما كه پيرو حسينيم و از عشق و ارادت به او دم مي‌زنيم بايد درعمل تابع حقّ و در مقام احقاق حقّ باشيم و حقّ را زنده كنيم و اگر در عمل توانستيم حقّ را در زندگي شخصي خود اجرا كنيم آن وقت قادر خواهيم بود در خارج از وجود خود هم حقّ را احيا كنيم.ولي تا زماني‌كه ما در زندگي خود به حق‌كشي عادت كرده‌ايم و به سبب هواهاي نفساني كه بر ما و عقل ما غلبه كرده حقوق نزديكان خود را مراعات نمي‌كنيم چطور مي‌توانيم در مقابل دشمن خارجي بايستيم و مدافع حق باشيم؟

    اگر توانستيم در درون خود، نفس امّاره را به زانو درآوريم آن وقت مي‌توانيم مدّعي باشيم كه در خارج از وجودمان مي‌توانيم كفّاري را كه آنها هم نفس امّاره‌ي جامعه هستند به زانو درآوريم و لذا فرمود:

    مانند من از حقّ تبعيّت كنيد تا ادّعاي "يا لَيْتَنا كُنّا مَعَكم" شما هم مقرون به صداقت باشد.


    بياييد قدري عملاً احترام به اهل بيت عليهم‌السلام را حفظ كنيم و كاري نكنيم كه باعث هتك حرمت آنان بشود،بلكه به همين جهت به ما عنايتي داشته باشند.





    از حسین گفتن... تا حسینی شدن




    .

  7. #27
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,273
    14,097 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    رفيق زهير مي‌گويد:
    ما در خيمه نشسته بوديم و مشغول خوردن غذا بوديم كه مردي وارد شد و گفت: من فرستاده‌ي حسين بن علي هستم.آقا شما را(اشاره به زهير) به حضور طلبيده‌اند.زهير تا اين جمله را شنيد بهت‌زده شد.قدري تأمّل كرد و به فكر فرو رفت.همسرش از پشت پرده با صداي بلند رو به او كرد و گفت: زهير! پسر فاطمه اين قدر حقّ به گردن تو ندارد كه حدّاقل پيام او را بشنوي؟چرا معطّلي،برخيز و برو و ببين فرزند زهرا چه كار و چه پيامي دارد.گاهي بعضي از زن‌ها وسيله‌ي سعادتمندي مردها مي‌شوند.اين سخنِ زن، شوهر را بيدار كرد.نتوانست در مقابل عِتاب زن بايستد و لذا برخاست و به خيمه‌ي امام حسين عليه السلام رفت.

    رفيق زهير مي‌گويد: وقتي او از جانب امام عليه السلام برگشت ديديم حالش كاملاً دگرگون شده،منقلب است و از چشمانش اشك سرازير است، در عين حال چهره‌اش شاداب و بشّاش و سخنانش گيرايي خاصّي پيدا كرده است و با لحن خاصّي مي‌گويد: من ديگر حسيني شده‌ام.خيمه‌ام را برچينيد و آن را در كنار خيمه‌ي فرزند زهراي اطهر نصب كنيد.


    گر مخيّر بكنندم به قيامت كه چه خـواهي

    دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را

    ياحسين!

    آن كس كه تو را شناخت جان را چه كـند

    فـرزند و عـيـال و خانمان را چه كند

    ديـوانه كـني هـر دو جـهـانـش بـخـشي

    ديوانه‌ي تـو هـر دو جهان را چه كند




    از حسین گفتن... تا حسینی شدن




    .

  8. #28
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,273
    14,097 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    تأثير كلام امام را بر قلب معيوب امّا مستعدّ زهير ببين كه او ساعاتي قبل از اين، اسير گاو و گوسفند و شتر بود.ميكروب حبّ دنيا بر همه‌ي وجودش مستولي شده و چيزي نمانده بود كه او را بيچاره و بدبخت كند.امّا دستِ غيبي به سراغ و مدد او آمد و دستش را گرفت و در مقابل تابش انوار آفتاب حسيني قرارش داد.خورشيد ولايت مستقيماً شعاع تابانش را بر قلب او تاباند و آن ميكروب‌هاي تعلّقات دنيوي را به كلّي سوزاند و از بين برد و لذا مس وجود زهير با اكسير ولايت حسيني به طلا مبدّل شد و مسير باطل خود را عارفانه و عاشقانه تغيير داد،پس به همسر و همراهان خود رو كرد و گفت:دارايي خود را هر چه هست به شما بخشيدم.شما برويد من هم مي‌روم. زن خود را هم به يكي از همراهان مورد اعتمادش سپرد كه به خانه‌اش برساند، تا اين كه روز عاشورا فرا رسيد.در روز عاشورا اين مرد سعادتمند چنان توفيقي نصيبش شد كه با بدني مجروح از زخم‌هاي گوناگون و غلبه‌ي تشنگي و خونريزي فراوان، بي‌تاب و توان شد و احساس كرد آخرين لحظات عمر خود را سپري مي‌كند.آمد مقابل امام حسين عليه السلام ايستاد و دست بر شانه‌ي آن حضرت گذاشت و در حالي كه با چشمان بي‌ فروغ خود به چهره‌ي مبارك امام عليه السلام نگاه مي‌كرد عرضه داشت:

    فَدَتْكَ نَفْسي يا هادياً مهديّاً؛

    جانم قربان تو اي حيات‌بخش من.جانم قربان تو اي نجات‌بخش من.تو مرا زنده كردي،تو مرا از لجنزار شهوات حيواني بيرون كشيدي. نزديك بود به هلاك ابدي مبتلا شوم،به دادم رسيدي و نجاتم دادي.حال هيچ غم و غصّه‌اي ندارم.همين الآن است كه قفس تن بشكند و اين پرده‌ي آخر هم از مقابل ديدگان من كنار برود و در خاك و خون خود بغلطم و با روي سفيد با جدّ ارجمندت ملاقات كنم و با سربلندي به محضر مباركش شرفياب شوم و با پدر بزرگوارت عليّ مرتضي عليه السلام همنشين شوم.در حال گفتن اين جملات بود كه مقابل امام عليه السلام بر زمين افتاد و شهيد شد.

    هَنيئاً لاَربابِ النَّعيم نَعيمُهُم؛


    پروردگارا، به حرمت امام حسين عليه السلام به همه‌ي ما توفيق بهره‌برداري از محبّت و معرفتش را عنايت فرما.



    والسّلام عليكم و رحمة الله و بركاته





    از حسین گفتن... تا حسینی شدن




    .

  9. #29
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,273
    14,097 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    گزيده‌اي از خطب سيّدالشّهداء عليهم‌السلام



    (1)

    و من خطبة له عليه السلام عِنْدَ عَزْمِهِ عَلَي المَسيرِ اِلَي العِراق


    اَلحَمدُ لِلّهِ، ما شاءَ اللهُ، وَ لا قُوَّة اِلاّ بِاللهِ، وَ صَلَّي اللهُ عَلي رَسولِه، خُطَّ المَوتُ عَلي وُلدِ آدَمَ مَخَطَّ القِلادَة عَليَ جيدِ الفَتاة، وَ ما أولَهَني اِليَ اَسلافي اِشْتياقَ يَعقُوبَ اِلي يُوسُفَ، وَ خِيرَلي مَصْرَعٌ اَنَا لاقيهِ. كَاَنّي بِأَوصالِي تَتَقَطَّعُها عُسْلانُ الفَلَواتِ بَيْنَ النَّواويسِ وَ كَربَلاءَ، فَيَمْلَأَنَّ مِنّي اَكراشاً جُوفاً وَ اَجْرِبَة سُغُباً.

    لا مَحيصَ عَنْ يَومٍ خُطَّ بِالْقَلَمِ. رِضَا اللهِ رِضانا اَهْلَ الْبَيْتِ، نَصْبِرُ عَليَ بَلائِهِ، وَ يُوَفّينا اُجُورَالصّابِرينَ.لَنْ تَشُذَّ عَنْ رَسُولِ اللهِ صلي الله عليه و آله لُحْمَتُهُ، بَلْ هِيَ مَجْمُوعَة لَهُ في حَظْيرَة القُدْسِ تَقَرُّ بِهِم عَيْنُهُ، وَ يُنجَزُ بِهِمْ وَعْدُهُ.
    مَن كانَ باذِلاً فينا مُهْجَتَهُ،وَ مُوَطِّناً عَليَ لِقاءِ اللهِ نَفْسَهُ فَلْيُرحَلْ مَعَنا، فَاِنّي راحِلٌ مُصْبِحاً اِن شاءَ اللهُ.
    ( اللهوف،سيّد بن طاووس،صفحات25و26؛ مثيرالاحزان،اِبن نما،صفحه‌ي41.)


    به سوي شهادت از سخنان امام حسين عليه السلام زماني‌كه تصميم گرفت به سوي عراق حركت كند



    سپاس به درگاه خداوند، آنچه او خواهد انجام گيرد، و نيرويي نيست جز به اراده‌ي ذات اقدس او.همان گونه كه گردن‌بند زينت ملازم دختران جوان است،مرگ نيز ملازم لاينفكّ اولاد آدم است.آن چنان كه يعقوب شوق ديدار يوسف داشت،من نيز به شدّت اشتياق ديدار پدران و گذشتگانم دارم.دست تقدير الهي براي من قتلگاهي برگزيده است كه بايد به ديدار آن بشتابم.مي‌بينم كه به همين زودي گرگ‌هاي گرسنه‌ي "نواويس" و "كربلا" مرا در محاصره انداخته، بندبند اعضاي بدنم را از هم جدا مي‌كنند و شكم‌هاي خود را از آن پر مي‌كنند و عطش دروني خود را با كشتن من فرو مي‌نشانند.

    از چنين روزي كه قلم تقدير بر آن گذشته است تدبير و فراري امكان‌پذير نيست. ما اهل بيت به آنچه خداوند راضي باشد رضايت داريم،بر اين بلا كه براي ما خواسته است صبر مي‌نماييم و البتّه او نيز پاداش صابران به ما عطا خواهد فرمود.ما پاره‌هاي تن پيامبريم و پاره‌ها‌ي تن پيامبر از او جدا نمي‌شوند،بلكه در بهشت اطراف پيامبر گرد خواهند آمد و با ديدن آنان چشم پيامبر روشن شده، وعده‌هايي كه داده شده است در حقّ آنان عملي خواهد شد.


    اينك در ميان جمع ما هر كس جان بر كف آماده‌ي شهادت است و خود را براي مرگ و ملاقات الهي مهيّا ساخته است به همراه ما كوچ كند كه من فردا صبح به ياري خدا رونده‌ام.






    از حسین گفتن... تا حسینی شدن




    .

  10. #30
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,273
    14,097 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    (2)


    و من كلام له عليه السلام عِنْدَ مَسيرِهِ اِلَي العِراق

    اِلْتَفَتَ اِلَي ابنِ عبّاس و قال:

    ما تَقُولُ في قَومٍ اَخْرَجُوا ابْنَ بِنتِ نَبِيِّهِم مِن وَطَنِهِ وَ دارِهِ وَ قَرارِهِ وَ حَرَمِ جَدِّهِ، وَ تَرَكُوهُ خائِفاً مَرعُوباً لا يَسْتَقِرُّ في قَرارٍ، وَ لا يَأْوِي اِلَي جِوارٍ، يُرِيدونَ بِذلِكَ قَتْلَهُ وَ سَفْكَ دِمائِهِ، لَمْ يُشرِكْ بِاللهِ شَيْئاً، وَ لَمْ يَرْتَكِبْ مُنْكَراً وَ لا اِثْماً؟
    قال لَهُ ابْنُ عبّاس: جُعِلْتُ فِداك يا حسين، اِن كانَ لابُدَّ مِنَ المَسيرِ اِلَي الكوفة فَلاتُسْرِ بِاَهْلِكَ وَ نِسائِك.

    فَقال عليه السلام : يَا بنَ العَمِّ، اِنّي رَأَيْتُ رَسُولَ اللهِ صلي الله عليه و آله في مَنامي وَ قَد اَمَرني بِاَمرٍ لا اَقْدِرُ عَليََ خِلافِهِ، وَ اِنَّهُ اَمَرَني بِاَخْذِهِنَّ مَعي.( لمعهْْ من بلاغهْْ الحسين عليه السلام ، سيّدمصطفي اعتمادي،صفحه‌ي29، به نقل از ذكري الحسين عليه السلام .)


    در مسير حركت به سوي عراق


    رو به جانب ابن‌عبّاس كرده، فرمود:
    درباره‌ي مردمي كه پسر دختر پيامبر خود را از وطن و خانه و قرارگاه و حرم جدّش بيرون كرده، او را تك و تنها رها ساخته، تسليم ترس و رعبش مي‌نمايند چه مي‌گويي؟ نه مي‌تواند در محلي قرار گيرد و نه ياراي آن دارد كه در همسايگي كسي بماند.با آن كه نه به خداوند شرك ورزيده است و نه مرتكب منكر و جرمي شده است،كمر به قتلش بسته، مي‌خواهند خونش را بريزند.


    ابن‌عبّاس در پاسخ حضرت عرض كرد: حسين جان! فدايت شوم، اگر از سفر كوفه ناگزير هستي ديگر اهل بيت و زنانت را همراه خود مبر.


    حضرت فرمود: عموزاده! رسول خدا صلي الله عليه و آله را در خواب ديدم و به من دستوري داده كه نمي‌توانم خلاف آن عمل كنم؛رسول خدا صلي الله عليه و آله دستور داده كه اهل بيت و زنان را نيز با خود همراه ببرم.





    از حسین گفتن... تا حسینی شدن




    .

صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •