شعر و شاعران کهن سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
شعر و شاعران کهن
صفحه 4 از 11 نخستنخست 12345678 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 110
  1. #31
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پاسخ : شعر و شاعران کهن




    کسائی مروزی
    وی معاصر نوح بن منصور سامانی بود و در مدح او و سلطان محمود غزنوی قصایدی چند دارد. کسائی مذهب شیعه داشت وی اولین کسی است که عقاید مذهبی و مطالب فلسفی را بشعر درآورد.
    تولد341 هجری، وفات اوایل قرن پنجم هجری

    گل نعمتی است هدیه فرستاده از بهشت
    مردم کریمتر شود اندر نعیم گل
    ای گل‌فروش! گل چه فروشی به جای سیم؟
    وز گل عزيزتر چه ستانی به سیم گل؟
    شعر و شاعران کهن

  2. #32
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پاسخ : شعر و شاعران کهن




    ابوالموید بلخی- عماره مروزی - رابعه بنت قزداری از شعرای دوره سامانیان بوده اند


    رابعه بنت قزداری

    رابعه نخستین زنی است که پس از استیلای عرب بارسی شعر میگفته.
    هدایت در مجمع الفصحاء نگاشته که وی از شاهزادگان است پدرش کعب نام داشت ودر اصل عرب بود، کعب پدر رابعه پسری داشت که حارث نام داشت. رابعه عاشق بکتاش غلام ترک و خوبروی حارث شد.
    روزی حارث در مجلسی این ماجرا را از رودکی شنید بشدت غضبناک شد تا بحدی که کمر بقتل خواهر بست و دستور داد تا رابعه را در حمامی بیفکنند و رگزن رگهای او را قطع کند و پس از آن در حمام را با گل بگیرند بکتاش را نیز در چاهی زندانی نمایند.
    زمانی که بامر حارث رگهای رابعه را در حمام بریدند وی با خونی که از بدنش جاری بود بر دیوار حمام ترانه هایی نوشت تا جان داد.
    بکتاش وقت یاز این ماجرا باخبر شد از چاه گریخت و خود را بمشوق رسانید ولی دیر شده بود و رابعه جانداده بود.
    بکتاش دیوانه وار خود را به حارث رسانید و پس از آنکه سر از بدن او جدا نمود با دشنه بزندگ یخود خاتمه داد.

    نمونه اي از اشعاررابعه :

    عشق او بازاند آوردم به بند
    كوشش بسيار نامد سودمند
    عشق دريايي كرانه ناپديد
    كي توان كرد شنا، اي هوشمند ؟
    عشق را خواهي كه برپايان بري
    بس كه بپسنديد بايد ناپسند
    زشت بايد ديد و انگاريد خوب
    زهر بايد خورد و انگاريد قند
    توسني كردم، ندانستم همي
    كز كشيدن تنگ تر گردد كمند
    شعر و شاعران کهن

  3. #33
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پاسخ : شعر و شاعران کهن




    دقیقی

    ابو منصور محمد بن احمد دقیقی از شعرای دربار چخانیان و سامانیان بود. گرچه این شاعر عم رکوتاهی داشت ولی با این عمر کوتاه شهرتی بسزا یافت. شهرت وی بیشتر به خاطر شاهنامه ایست که بامر نوح بن نصر شروع بنظم آن کرد و قریب هزار بیت آن را فردوسی طوسی در شاهنامه آورده است. دقیقی زرتشتی بود تعصبی شدید نسبت بمذهب زرتشت ابراز و خود بدین مذهب مباهات میکرد.
    از دقیقی جز شاهنامه و ابیاتی چند اثر دیگری بجا نمانده است. شاهنامه دقیقی که در حدود 1058 بیت است شامل تولد زرتشت و ظهور او در سلطنت گشتاسب و جنگ او با ارجاسب میباشد که بعلت قتلش ناتمام ماند. فردوسی اشعار دقیقی را در مقدمه شاهنامه خود عینا آورده و علت آنرا این طور بیان میکند که شبی دقیقی را درخواب دیدم و اواز من تقاضا کرد که اشعارش را از تند باد حوادث محفوظ بدارم.
    دقیقی بسال 320 یا 330 هجری تولد یافت. در سال 369 هجری شبی بدست غلام ترک خود کشته شد.
    وی تالیفات مهمی در تاریخ دارد کتاب او( سنی ملوک الارض و الانبیاء) از حیث مطالب و اطلاعات اهمیت بسزایی دارد.

    برخيز و برافروز هلا قبله زردشت
    بنشين و برافکن شکم قاقم بر پشت
    بس کس که ز زردشت بگرديده دگربار
    ناچار کند رو بسوي قبله زردشت
    من سرد نيابم که مرا زآتش هجران
    آتشکده گشته ست دل وديده چو چرخشت
    گر دست به دل برنهم از سوختن دل
    انگِشت شود بيشک در دست من انگشت
    اي روي تو چون باغ و همه باغ بنفشه
    خواهم که بنفشه چِنَم از زلف تو يک مشت
    آنکس که ترا کشت ترا کشت و مرا زاد
    وآنکس که ترا زاد ترا زاد و مرا کشت .
    چرخ گردان نهاده دارد گوش
    تا ملک مرو را چه فرمايد
    زحل از هيبتش نمي داند
    که فلک را چگونه پيمايد
    صورت خشمش ار ز هيبت خويش
    ذره اي را به دهر بنمايد
    خاک دريا شود بسوزد آب
    بفسرد نار و برق بخْشايد.
    شعر و شاعران کهن

  4. #34
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پاسخ : شعر و شاعران کهن




    امیر ابو ابراهیم اسمعیل منتصر

    وی آخرین نهال از خاندان سامانی است که با همتی مردانه توانست ستاره خاندان خود را که در حال افول بود درخشش بخشد او مبارزی بزرگ بودکه با اصول جنگ و گریز توانست در مقابل غزنویان و ملک خانیان در ماورءالنهر مقاومت کند و بالاخره د رتاریخ 395 هجری اوا با خدعه کشتند.
    با آنکه وی همیشه در گیرو دار جنگ بود گاهی که فرصت میفت مکنونات قلبی خود را بصورت شعر در می آورد و گاهی بوسیله این اشعار یاران وفادا رخود را بنبرد و مبارزه علیه دشمن تشیع میکرد
    شعر و شاعران کهن

  5. #35
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پاسخ : شعر و شاعران کهن




    حکیم ابوالقاسم حسن بن اسحق شرفشاه فردوسی

    فردوسی از بزرگترین شعرای زبان فارسی و زنده کننده تاریخ ایران باستان است و شاهنامه شاهکار جاویدان وی می باشد.
    فردوسی بسال 329 یا 330 هجری در ده باژ از ناحیه طابران طوس بدنیا آمد. وی از ملاکین طوس بود. دردوران حیاتش دولت سامانی رو بضعف نهاد و در نتیجه غلامان ترک قدرت یافته و هریک بر مسندی تکیه کرده بودند. مشاهده این اوضاع فردوسی را رنج می داد و در نتیجه همین رنجها و احساسات میهن پرستانه شاهنامه شروده شد. وی شاهنامه را در حدود سال 371 هجری شروع بنظم نمود.
    از حوادث ناگوار زندگی فردوسی مرگ فرزندش بود.
    شاهنامه شامل داستانهای افسانه ای پهلوانی و تاریخی می باشد.
    معروف است که ماخذ اصلی فردوسی در نظم شاهنامه خوذای نامک خداینامه و کتاب اوستا است فردوسی زنده کننده زبان پارسی است.
    مثنوی یوسف و زلیخا که در قرن ششم هجری بنظم درآمد عدهای منتسب بفردوسی می دانند و دسته ای دیگر معتقدند که از آن فردوسی نیست.
    اشعاری پرامنده هم از غزل- قطعه و رباعی و قصیده باقی مانده.
    فردوسی پس از هشتاد و اندی در حدود سال 411 و یا بقولی 416 در طوس وفات یافت و او را در باغ مسکونی اش دفن نمودند.

    نباشد همی نیک و بد پایدار
    همان به که نیکی بود یادگار
    دراز است دست فلک بر بدی
    همه نیکویی کن اگر بخردی
    چو نیکی کنی، نیکی آید برت
    بدی را بدی باشد اندرخورت
    چو نیکی نمایدت کیهان‌خدای
    تو با هر کسی نیز، نیکی نمای
    مکن بد، که بینی به فرجام بد
    ز بد گردد اندر جهان، نام بد
    به نیکی بباید تن آراستن
    که نیکی نشاید ز کس خواستن
    وگر بد کنی، جز بدی ندروی
    شبی در جهان شادمان نغنوی
    شعر و شاعران کهن

  6. #36
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پاسخ : شعر و شاعران کهن




    حکیم ابونصر احمد بن منصور متخلص به اسدی

    اسدی به استاد فردوسی شناخته شده وی اولین کسی بود که فن مناظره را در شعر فارسی ابتکار کرد از اشعار معروف او مناظره تیرو کمان وروز وشب میباشد.


    زجمع فلسفيان با مغي بدم پيكار
    نگر كه ماند ز پيكار در سخن بيكار

    و را به قبله زرتشت بود يكسره ميل
    مـرا بـه قبــله فــرخ محمـــد مختـــار

    نخست شرط بكرديم كان كه حجت او
    بـود قـوي‌تـر, بر ديــن او دهيــم اقـــرار

    مــغ آنگــهي گفــت ز قبــله تــو قبــله مــن
    به است كز زمي آتش آرد به فضل به بسيار

    به تف آتش بر خيزد ابر و جنبد باد
    زمي قوتش آرد بر و درختان بار

    ...جواب دادم و گفتم تو فضل ز من
    شنو يكايك و بر حُجَتم خرد بگمار

    زمين چه باشد اگر زير آتش است كه او
    فروتن است و فروتن بدان نباشد عار

    گذار مؤمن و كافر به حشر جمله بر اوست
    هم او در آخر در دوزخ است با كفار.....7
    شعر و شاعران کهن

  7. #37
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پاسخ : شعر و شاعران کهن




    فرخی

    ابوالحسن علی بن جولوغ متخلص بفرخی از شعرای معروف و بنام زمان غزنویان است وی در سیستان خدمت دهقانی میکرد و چون ذوق ادبی داشت و بمهارت شعر میگفت و در آن زمان در دربار چغانیان در دوران ابوالمظفر چغانی از شعرا و ادبا استقبال شایانی میشد فرخی هم بدربار چغانیان راه یافت و پس از آنکه شهرتی یافت بدربار غزنین روی آورد و در خدمت سلطان محمود بمنتهای شهرت و مقام رسید فرخی در مدح سلطان محمود- محمد- مسعود – امیرسیف- امیر نصر برادر محمود و چندی از وزراء و ندمای سلطان قصائدی ساخته واز هریک صله های نیکو گرفته است.
    فرخی در لشکر کشی های سلطان محمود شرکت میکرد ودرمیدان های نبرد حاضر میشد و بهمین دلیل فتوحات سلطان را بخوبی شرح داده وقایع را چون نقاشی زبر دست مجسم نموده است.
    دیوان فرخی شامل غزل- قطعه- قصیده – رباعی و ترجیع بند است کههمه ساده و روان میباشد. فرخی علاوه بر هنر شعر سرودن باستادی چنگ مینواخت. وی بسال 350تولد و بسال 429 هجری در غزنین وفات یافت..

    گل بخندید و باغ شد پدرام
    ای خوشا این جهان بدین هنگام
    چون بناگوش نیکوان شد باغ
    از گل سیب و از گل بادام
    هم‌چو لوح زمردین گشته‌ست
    دشت هم‌چون صحیفه زر خام
    گل سوری به دست باد بهار
    سوی بوده همی‌دهد پیغام
    که مرا با تو ار مناظره‌ای‌ست
    من به باغ آمدم،به باغ خرام
    شعر و شاعران کهن

  8. #38
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پاسخ : شعر و شاعران کهن




    عنصری

    ابوالقاسم حسن بن احمد بلخی متخلص به عنصری در سال 350 هجری در بلخ متولد شد وی دوران جوانی بخدمت نصربن ناصر الدین برادر کوچکتر سلطان محمود رسید و پس از چندی بوسیله امیر نصر بدربار محمود راه یافت و درخدمت سلطان بمقام ملک الشعرائی رسد. عنصری در نتیجه بذل و بخشش های محمود به ثروت و مکنتی بی حد و حساب رسید و تابجائی که گویند چهارصد غلام زرین کمر در خدمت او بودند. عنصری شاگرد ابوالفرج سگزی شاعر قرن چهارم بود. دیوانش را قریب بسه هزار بیت نوشتاند، ولی اکنون مجموع اشعار وی در حدود دو هزار بیت استکه در دسترس میباشد.
    فوت عنصری را سال 431 هجری گویند.


    باد نوروزی همی در بوستان بتگر شود
    تا ز صنعش هر درختی لعبتی دیگر شود
    باغ هم‌چون کلبهٔ بزاز پر دیبا شود
    راغ هم‌چون طبلهٔ عطار پر عنبر شود
    روی‌بند هر زمینی حلهٔ چینی شود
    گوشوار هر درختی رشتهٔ گوهر شود
    چون حجابی لعبتان خورشید را بینی به ناز
    گه برون آید ز میغ و گه به میغ اندر شود
    افسر سیمین فروگیرد ز سر، کوه بلند
    باز میناچشم و زیباروی و مشکین‌سر شود

    شعر و شاعران کهن

  9. #39
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پاسخ : شعر و شاعران کهن




    منوچهری

    ابوالقاسم احمد بن قوص بن احمد منوچهری دامغانی از شعرای نیمه اول قرن پنجم هجری است که در اواخر قرن چهارم و یا اوایل قرن پنجم متولد شده است.
    اوتخلص خود را از ممدوح خویش فلک المعالی منچهربن شمس المعالی قابوس بن وشمگیر بن زیار دیلمی گرفت. میر محمد تقی کاشانی ( از کتاب خلاصه الافکار) را عقیده بر این بود که منوچهری شاگرد ابوالفرج سگزی بوده.
    منوچهری از سال 421 ببعد بدربار غزنه رفت و جزء شعرای سلطان محمود غزنوی شدوی در جوانی بآموختن ادبیات عربی همت گماشت. او جوانی با استعداد بود و از علم طب و نجوم بهره داشت و زبان عربی را بخوبی می دانست.
    منوچهری بدلیل وسعت اطلاع درباره شعر و ادبیات عربی قصائد بعضی از شاعران عرب را استقبال نموده. منوچهری در اشعار خود طبیعت و زیبائی را به تمام مظاهرش باستادی وصف نموده و در تجسم مناظر طبیعی مهارتی بخرج داده که کمتر شاعری توانسته بپای او برسد.
    منوچهری بسال 432 وفات یافته.
    عسجدی مروزی یا (هروی)
    وی از جمله شعرائیست که از اشعار او جز چند قصیده و اشعاری پراکنده چیزی در دست نیست. عسجدی بسال 432 هجری وفات یافت.


    خیزید و خز ‌آرید که هنگام خزان‌ست
    باد خنک از جانب خوارزم وزان‌ست
    آن برگ رزان بین که برآن شاخ رزان‌ست
    گویی به مثل پیرهن رنگرزان‌ست
    دهقان به تعجّب سر انگشت گزان‌ست
    کاندر چمن و باغ نه گل ماند و نه گلنار
    شعر و شاعران کهن

  10. #40
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پاسخ : شعر و شاعران کهن




    باباطاهر عریان

    باباطاهر عریان اهل همدان و مورد احترام و تکریم عموم مردم بودهاست بحدی که گویند وقتی طغرل بهمدان رفت بملاقات بابا طاهر رفت از اسب بزیر آمد و دست وی را بوسید.
    دوبیتی هائی که از بابا طاهر بزبان لری باقی مانده بهترین معرف عقاید عرفانی و معرف روح بلندوی می باشد. دوبیتی های باقیمانده وی بسبک اشعار 12 هجائی دوره سامانی است.
    متاسفانه از شرح حال و زندگی باباطاهر بیش از این در دسترس نیست.
    تولد باباطاهر اواخر قرن چهارم هجری گفته اند.



    به صحرا بنگرم صحرا ته وینم
    به دریا بنگرم دریا ته وینم
    بهر جا بنگرم کوه و در و دشت
    نشان روی زیبای ته وینم
    شعر و شاعران کهن

صفحه 4 از 11 نخستنخست 12345678 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •