شعر و شاعران کهن سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
شعر و شاعران کهن
صفحه 9 از 11 نخستنخست ... 567891011 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 90 , از مجموع 110
  1. #81
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شعر و شاعران کهن




    حافظ

    خواجه شمس الدین محمد متخلص بحافظ از معروفترین شعرا و غزلسرایان ایران است . پدر وی در زمان اتابکان سلغری از اصفهان بشیراز رفت و حافظ درحدود سال 726 در شهر شیراز بدنیا آمد. حافظ در کودکی از داشتن پدر محروم شد و بی سرپرست ماند. وی در شرایط سختی امرار معاش می نمود ودرنهایت فقر و تنگدستی تحصیل علم کرد. حافظ از شاگردان قوام الدین عبدالله بود و با کمک حافظه قوی خود قرآن رااز حفظ داشت. و بسیار نیکو تفسیر می نمود. بهمین سبب وی تخلص حافظ گرفت. علاوه بر این در حکمت- لغت- ادبیات فارسی و عربی استاد بود. در عصر حافظ انقلابات و خونریزی های شدیدی در شیراز روی داد که هریک از این وقایع تاثیری عمیق درروحیه شاعر نمود و موجب سرودن اشعاری شد.
    دیوان خواجه حافظ شامل مثنوی- قصیده- ملمع- غزل- قطعه- ترجیع بند- رباعی- مغنی نامه و ساقی نامه است که بعد از وفات وی بهمت دوستش محمد گلندام جمع آوری شد. حافظ در سال 791 با 792 هجری در شیراز وفات یافت و ویرا در حومه شیراز که بحافظیه معروف است دفن نمودند.


    پیش ازاینت بیش ازاین اندیشه‌ی عشّاق بود
    مهرورزی تو با ما شهرهٔ آفاق بود
    یاد باد آن صحبت شبها که با نوشین‌لبان
    بحث سرّ عشق و ذکر حلقهٔ عشّاق بود
    پیش ازین کاین سقف سبز و طاق مینا برکشند
    منظر چشم مرا ابروی جانان طاق بود
    سایهٔ معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد
    ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود
    حسن مهرویان مجلس گرچه دل می‌برد ودین
    بحث ما در لطف طبع و خوبی اخلاق بود
    شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد
    دفتر نسرین و گل رازینت اوراق بود
    شعر و شاعران کهن

  2. #82
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شعر و شاعران کهن




    سعد الدین تفتازانی

    مسعودبن عمر تفتازانی در سال 722 هجری د رتفتازان خراسان متولد شد. در تحصیل علوم زمان خود استاد بود. تیمور پس از آنکه بخراسان دست یافت تفتازانی را بسمرقند آورد و مورد احترام و توجه قرار داد و تا آخرین دم حیاتش مورد تکریم تیمور بود که بسال 791 یا بقولی 797 هجری درگذشت.
    شعر و شاعران کهن

  3. #83
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شعر و شاعران کهن




    بسحق الاطعمه

    فخرالدین( یا جمال الدین) احمد ابواسحق الاطعمه ( بزبان عامیه بسحق مینامند) از شعرای اواخر قرن هشتم هجری است. وی در شیراز متولد شد و در همانجا هم زندگی میکرد. بسحق با ابتکار خاص خود غزلهای حافظ و عماد فقیه و سایر شعرای پیشین را تضمین میکرد و بخصوص اسامی خوراکی و اطعمه را بطرز جالبی در اشعارش آورده است.
    دیوان بسحق ازنظر تحقیق چگونگی خوردنی ها برای سرگرمی و تفنن بسیار جالب است. بعضی از تذکره نویسان وفات وی را 803 متذکر شده اند. ولی هرمان اته در صفحه 188 کتاب خود وفات او را 827 یا 830 هجری نوشته است.


    رفیق مهربان و یار همدم
    همه‌کس دوست می‌دارند و من‌هم
    سعدی
    برنج زرد و مرغ و قند باهم
    همه‌کس دوست می‌دارند و من
    ‌هم زحلوا زله می بستند زین پیش
    نه این بدعت من آوردم به عالم
    اگر گویی که میل کشککم نیست
    من این دعوی نمی‌دارم مسلم
    وگر گوئی که صفرائی مزاجم
    مسلم دارمت والله واعلم
    در آن‌دم وصف نان می‌گفت بسحق
    که از گندم حذر می‌کرد آدم
    بسحق
    مقام امن و می بیغش و رفیق شفیق
    گرت مدام میسر شود زهی توفیق
    حافظ
    برنج زرد پر از روغن و رفیق شفیق
    اگر حلاوه بود در برش زهی توفیق
    ببر زدنبه بریان نواله‌ای امروز
    که در کمینگه عمرند قاطعان طریق
    چنان فرو برم انگشت‌ها به قعر برنج
    که دیده خیره بماند در آن چو بحر عمیق
    شده‌ست مرغ مسمی به بحر روغن غرق
    بیار کشتی صحن و بگیر دست غریق
    به نزد قلیه‌برنج این طعام‌ها هیچ است
    هزاربار من این نکته کرده‌ام تحقیق
    کماج گرم به دست‌آر و یخنی، ای بسحاق
    که هرکجا که رَوی، مثل این‌دو نیست رفیق
    بسحق
    مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو
    یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو
    حافظ
    طبق پهن فلک دیدم و کاس مه نو
    گفتم ای عقل به ظرف تهی از راه مرو
    اگرم گندم بغرا نبود، بفروشم
    خرمن مه به جُوی، خوشهٔ پروین به دو
    جو دست بر دنبه بریان زن و یخنی بگذار
    سخن پخته همین است، نصیحت بشنو
    بسحق
    آن شمع‌ها که در دل بسحاق برفروخت
    از رهگذار نور برنج شماله بود
    بسحق
    من آن نی‌ام که زحلوا عنان بگردانم
    که تَرکِ صحبت شیرین نه کار فرهاد است
    حسد چه میبری ای کاسه‌لیس بربسحاق
    برنج زرد و عسل، روزی خدادادست
    بسحق
    عشق یخنی دل ما برده به یغما امروز
    مطبخی، خیز و برو دیگ کلان نِه بربار
    بسحق
    چو نعمت نماند به کس پایدار
    همان به که آشی بود یادگا
    ر به شهنامه گر مدح گبران بود
    به دیوان ما وصف بریان بود
    درآنجا اگر پهلوان رستم است
    مُزَعفَر به مردی چه از وی کم است؟
    چه رستم، چه بیژن، چه این و چه آن
    دوانند، سرگشته از بهر نان
    بسحق

    شعر و شاعران کهن

  4. #84
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شعر و شاعران کهن




    بابا کمال خجندی

    کمال الدین مسعود که اهل خجند ماورالنهر بود از شعرای غزلسرای اواخر قرن هشتم هجری است. وی عارف بود و غزلهای او عرفانی است. بابا کمال دنیا را بهیچ میگرفت و زمانی که فوت نمود در خانقاه وی جز حصیری که بروی آن می خوابید و سنگی که سر بر آن میگذارد چیزی نیافتند.
    از شعرای معاصر باباکمال مغربی تبریزی است که او هم بسال 803 هجری وفات یافت مغربی چون بابا کمال شاعری عارف بود.
    شعر و شاعران کهن

  5. #85
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شعر و شاعران کهن




    شاه نعمت الله ولی کرمانی

    وی موسس سلسله مشهو رنعمت اللهی بود که در عرفان دارای مقامی بلند است. و شاهرخ بن تیمور و احمد شاه والی دکن و عده زیادی از دانشمندان معاصر نسبت بوی ارادتی مخصوص داشتند. از او رسالات متعددی باقی است که د رخصوص عرفان نوشته شده. دیوان اشعار شاهنعمت الله عرفانی است. شاه نعمت الله بسال 834 هجری وفات یافت.

    گوهر بحر بی‌کران مائیم
    گاه موجیم و گاه دریائیم
    ما از آن آمدیم در عالم
    تا خدا را به خلق بنماییم
    شعر و شاعران کهن

  6. #86
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شعر و شاعران کهن




    جامی

    نورالدین عبدالرحمن جامی در سال 817 هجری در خرجرد جام متولد شد. وی در جوانی باتفاق پدرش از جام بهرات رفت و در مدرسه نظامیه آنجا مشغول تحصیل شد. جامی بعلت ارادتی که بشیخ الاسلام احمد جام داشت ونام مولدش تخلص جامی گرفت. وی از علماء و عرفای بزرگ ایرانست جامی صوفی و از پیروان طریقه نقش بندیه و سنی بود ولی از تعصبات خشک این مذهب برکنار بود.
    جامی نتنها در ایران مشهور بود بلکه درهندوستان، افغانستان و آسیای صغیر هم معروف بود سلطان حسین بایقرا وزیر او امیر علیشیر نوائی وی را محترم می شمردند و او را اکرام می کردند. سلاطین عثمانی با او مکاتبه و روابط دوستانه داشتند.
    جامی بعلت اطلاعات زیادی که درخصوص علوم مختلفه داشت آثار وی بسیار و مختلف است بحدی که او بکثرت تالیفات شهرت یافته. بعضی آثار او را بحساب حروف تخلص وی 54 رساله و کتاب ذکر نموده اند از مهمترین آثارمنثور جامی بهارستان، نفحات الانس، نقد النصوص لوایح، شواهد النبوه و اشعة اللمعات می باشد.
    دیوان وی شامل قصیده- ترجیع بند- غزل – ملمع – قطعه رباعی است. علاوه بر این هفت مثنوی بنام سبعه یا هفت اورنگ سروده است جامی در سال 898 هجری وفات یافت.


    ای به یادت تازه جان عاشقان!
    ز آب لطفت تر، زبان عاشقان!
    از تو بر عالم فتاده سایه‌ای
    خوبرویان را شده سرمایه‌ای
    عاشقان افتاده‌ی آن سایه‌اند
    مانده در سودا از آن سرمایه‌اند
    تا ز لیلی سر حسنش سر نزد
    عشق او آتش به مجنون در نزد
    تا لب شیرین نکردی چون شکر
    آن دو عاشق را نشد خونین، جگر
    تا نشد عذرا ز تو سیمین‌عذار
    دیده‌ی وامق نشد سیماب‌بار
    تا به کی در پرده باشی عشوه‌ساز
    عالمی با نقش پرده عشقباز؟
    وقت شد کین پرده بگشایی ز پیش
    خالی از پرده نمایی روی خویش
    در تماشای خودم بی‌خود کنی
    فارغ از تمییز نیک و بد کنی
    عاشقی باشم به تو افروخته
    دیده را از دیگران بردوخته
    گرچه باشم ناظر از هر منظری
    جز تو در عالم نبینم دیگری
    در حریم تو دویی را بار نیست
    گفت و گوی اندک و بسیار نیست
    از دویی خواهم که یکتای‌ام کنی
    در مقامات یکی، جای‌ام کنی
    تا چو آن ساده‌ی رمیده از دویی
    «این منم» گویم «خدایا! یا توئی؟»
    گر منم این علم و قدرت از کجاست؟
    ور تویی این عجز و سستی از که خاست؟
    شعر و شاعران کهن

  7. #87
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شعر و شاعران کهن




    بابا افغانی

    بابا افغانی از شعرای دربار سلطان یعقوب آق یو قونلو بود. وی اشعار خود را بسبک هندی می سرود. بابا افغانی در سال 927 هجری درگذشت.
    شعر و شاعران کهن

  8. #88
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شعر و شاعران کهن




    هاتفی خرجردی

    هاتفی خواهرزاده جامی شاهنامه ای بنام شاه اسمعیل سروده است. وی خمسه ای دارد که چندان شهرتی ندارد هاتفی بسال 927 هجری درگذشت.

    خداوندا به عشقم زندگی ده
    به فرقم تاج عزّ بندگی ده .
    هفت منظر را با این بیت شروع میکند:
    ای نگارنده صحیفه غیب
    نام تو صدر صفحه لاریب .
    آغاز تمرنامه بدینگونه است :
    به نام خدائی که فکر و خرد
    نیارد که تا کنه او پی برد
    شعر و شاعران کهن

  9. #89
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شعر و شاعران کهن




    هلالی جغتائی

    بدرالدین یا نورالدین هلالی جغتائی یکی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم هجری است. وی اهل استر آباد است، اما انطور که تذکره نویسان متذکر شده اند تمام و یا قسمتی از عمرش را در هرات گذرانیده. هلالی زیر نظر امیر علیشیر نوائی تربیت شده. چند مثنوی از او بنام شاه و درویش، صفات العاشقین و لیلی مجنون از او باقی است ولی شهرتش بیشتر بخاطر غزلیاتی که سروده می باشد. هلالی در سال 927 یا 936 هجری بفرمان ابوالغازی عبیدالله خان بن ازبک پنجمین پادشاه سلسله شیبانیان ازبک و بدست سیف الله نامی د رچهار سوق شه رهرات بقتل رسید.

    آرزومندم توام، بنمای روی خویش را
    ورنه از جانم برون کن آرزوی خویش را
    جان در آن زلف است، کمتر شانه کن
    تا نگسلی هم رگ جان مرا هم تار موی خویش را
    خوبرو را خوی بد لایق نباشد، جان من
    همچو روی خویش نیکو ساز خوی خویش را
    چون به کویت خاک گشتم پایمالم ساختی
    پایه بر گردون رساندی خاک کوی خویش را
    آن نه شبنم بود ریزان در وقت صبح از روی گل
    گل ز شرمت ریخت بر خاک آبروی خویش را
    مرده‌ام، عیسی دمی خواهم که یابم زندگی
    همره باد صبا بفرست بوی خویش را
    بارها گفتم هلالی، ترک خوبان کن
    ولی هیچ تأثیری ندیدم گفتگوی خویش را
    شعر و شاعران کهن

  10. #90
    عضو خودماني

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 1,355      تشکر : 0
    487 در 324 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درج آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شعر و شاعران کهن




    اهلی شیرازی

    اهلی شیرازی از شعرای دوره صفویه است. این شاعر در تجنیس و سایر صنایع بدیع استاد بود. شهرت وی بیشتر بخاطر رباعی است که در وصف قلیان سروده و این در زمانی ساخته شده که توتون و تنباکو بوسیله تجار پرتقالی وارد ایران شد.

    وفات او را در سال 942 یا 943 نوشته اند.
    خندید گل و غنچه شکفت و چمن آراست
    آن غنچه پژمرده که نشکفت، دل ماست
    با خار غمم خار گل ای مرغ چمن چیست؟
    کاین خار من اندر جگر و خار تو در پاست
    گلگشت چمن بر دل آزاده بود خوش
    مرغان چمن را به گل و سرو چه پرواست
    شعر و شاعران کهن

صفحه 9 از 11 نخستنخست ... 567891011 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •