مثل شاخه های گیلاس سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
مثل شاخه های گیلاس
صفحه 7 از 12 نخستنخست ... 34567891011 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 112
  1. #61
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,268
    14,097 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    مثل پرطاووس!

    قدیم‌ها وقتی که قرآن می‌خواندند، برای این‌که نشانه بگذارند که تا کجا خوانده‌اند
    از پر طاووس استفاده می‌کردند، و هیچ گاه هیچ کس از پر کلاغ استفاده نمی‌کرد،
    چون قرآن زیباست و چیزی هم که در دل آن قرار می‌گیرد باید زیبا باشد.

    امام حسین(ع) حقیقت قرآن است،
    پس اگر کسی می‌خواهد در دل او جای بگیرد و در کنار او قرار بگیرد،
    و همراه و همگام با او باشد شرطش این است که یک
    زیبایی‌هایی از خود نشان بدهد.

    حبیب بن مظاهر به خاک و خون کشیده شده بود،
    امام حسین(ع) بر بالین او آمد و یک جمله به او
    گفت که اشاره به همین حقیقت داشت.

    حضرت فرمود: «لَقَد کُنتَ فاضِلاً»
    حبیب تو آدم با فضیلتی بودی،

    یعنی آن چیزی که مرا به تو پیوند داد، فضیلت تو بود.
    و این یک درس و بلکه یک پیغام به همه ماست که اگر می‌خواهید
    با من حسین بن علی(ع) جوش بخورید و پیوند و
    ارتباط برقرار کنید، باید اهل فضیلت باشید.




    مثل شاخه های گیلاس
    ویرایش توسط *خادمه رقیه خاتون(س)* : 27-02-1395 در ساعت 01:33




    .


  2. #62
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,268
    14,097 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    مثل نان سنگک!

    نان سنگک تا خمیر و خام است، به سنگ‌ها حتی به ریزترین آن‌ها می‌چسبد،
    اما همین که پخته شد، خیلی راحت از همه آن‌ها جدا خواهد شد.

    انسان هم همین‌طور است؛ تا خام است، دلبسته و وابسته است،
    اما همین که پخته شد، خیلی راحت از این چیزهایی که
    به آن‌ها وابسته و دلبسته است، دل برمی‌کند.

    اصحاب سیدالشهدا(ع) بر اثر آتش عشق اباعبدالله(ع) پخته شده بودند،
    لذا خیلی راحت از این دلبستگی‌ها، و از عزیزترین
    کسان و بستگان خود گذشتند.

    وقتی هم که تهدید شدند که خانه‌هاشان را خراب خواهند کرد،
    خیلی سریع و صریح آدرس و نشانی خود را به تیرها بستند و به وسیله کمان‌ها
    به سوی آن‌ها پرتاب کردند، چون هیچ دلبسته نبودند.




    مثل شاخه های گیلاس
    ویرایش توسط *خادمه رقیه خاتون(س)* : 27-02-1395 در ساعت 01:33




    .


  3. #63
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,268
    14,097 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    مثل تعویض خودرو!

    تعویض خودرو را دیده‌اید؟
    طرف ماشین مدل پایین و فرسوده خود را می‌برد و تحویل می‌دهد
    و آن‌گاه پیش چشم خودش شیشه‌ها را خرد می‌کنند و ماشین را پرس می‌کنند.
    صاحب ماشین هم وقتی که می‌بیند و تماشا می‌کند لذت می‌برد،
    چون ماشین مدل بالاتری به او می‌دهند.

    و این تعریف دقیق مرگ است.

    این بدن‌ها مثل یک ماشین است و یک روزی جمع می‌شود،
    خاک می‌شود، و ما تماشا می‌کنیم و لذت می‌بریم. چرا؟
    چون یک قالب نورانی و روحانی به ما می‌دهند.

    سّر این‌که اصحاب سیدالشهدا(ع) بی‌باکانه در برابر تیر و تیغ و نیزه و سِنان
    سینه سپر می‌کردند، همین بود که مرگ را خوب فهمیده بودند.
    ما نیز اگر مرگ را خوب بفهمیم، زندگی برایمان
    شیرین خواهد شد.




    مثل شاخه های گیلاس
    ویرایش توسط *خادمه رقیه خاتون(س)* : 27-02-1395 در ساعت 01:34




    .


  4. #64
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,268
    14,097 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    مثل حبه‌های زغال!

    کنار منقل بنشین و حبه‌های زغال را خوب تماشا کن!
    ببین چه گرمایی! و چه دوامی دارند!
    چرا؟ چون با هم‌اند.
    اگر با هم نبودند یا به قول معروف صله رحم نداشتند
    و جدا از یکدیگر می‌سوختند، خیلی زود خاموش می‌شدند،
    یعنی عمرشان کوتاه می‌شد و هم انرژی و گرمای چندانی نداشتند.

    پس بیا پای منقل بنشینیم البته نه مثل بعضی که می‌نشینند و آن کار دیگر می‌کنند؛ نه.
    بنشینیم درس بیاموزیم، درس با هم بودن.

    مگر نه این‌که امام کاظم(ع) فرمود:
    از هر چیزی می‌شود چیزی آموخت.


    پس از منقل هم می‌شود آموخت.
    می‌شود آموخت که طول عمر در صله‌ی رحم است.
    و می‌شود آموخت که افزایش رزق و روزی در صله‌ی رحم است.

    و این همان چیزی است که وجود نازنین سیدالشهداء(ع) می‌فرمود:

    «مَن سَرَّهُ اَن یُنسِأَ فِی اَجَلِه وَ یزادَ فِی رِزقِه فَلیَصِل رَحِمَه»
    هر کس خوشحال می‌شود از این‌که در اجلش تأخیر شود، یعنی عمر طولانی پیدا کند
    مثل همان حبه‌های ذغال، و رزق و روزی‌اش افزایش یابد مثل همان حبه‌های ذغال که
    به خاطر با هم بودن گرمای بیشتری یافتند، باید صله‌ی رحم کند.


    و این یعنی هر کس اهل صله رحم نباشد هم عمرش کوتاه خواهد بود
    و هم در زندگی دخلش با خرجش نمی‌خواند.

    پس دیگر نگو صبح تا شب می‌دوم، اما هشتم گرو نه است.
    به جای این حرف‌ها، مادرت و پدر پیرت را دریاب و برو به جای دست،
    پای ایشان را ببوس، دلشان را به دست بیاور، لبخندی
    به لب‌هاشان بنشان و از آن‌ها بخواه تا برایت دعا کنند.

    نشنیدی پیامبر(ص) می‌فرمود:
    دعای پدر و مادر در حق فرزند مثل دعای پیامبر
    در حق امت خویش است؟

    نشنیدی آن جوان به محضر پیامبر خدا(ص) آمد و گفت:
    هر گناهی که بگویی کرده‌ام آیا امید آمرزش برای من خواهد بود؟
    و پیامبر خدا(ص) فرمود: پدر و مادر داری؟
    گفت: مادر نه، اما پدر دارم.
    فرمود: پدرت را دریاب و به او خدمت کن!

    البته همین که جوان رفت، فرمود:
    ای کاش! مادر داشت، چون زودتر نتیجه می‌گرفت.





    مثل شاخه های گیلاس
    ویرایش توسط *خادمه رقیه خاتون(س)* : 27-02-1395 در ساعت 01:34




    .


  5. #65
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,268
    14,097 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    مثل دانه‌های انار!

    دانه‌های انار چون کنار هم‌اند، چون دوشادوش هم‌اند به یکدیگر شکل و شخصیت می‌دهند.
    ما هم مثل دانه‌های اناریم؛ یعنی وقتی هویت پیدا می‌کنیم و معنا
    و معنویتی به چنگ می‌آوریم که با هم باشیم.

    به خاطر همین بود که علی(ع) وصیت کرد:
    «اِیّاکُم وَ التَقاطُع وَ التَدابُر و التَفرُّق»

    بپرهیزید از گسستگی و پشت کردن به یکدیگر و جدایی.
    یادمان باشد جدایی و پشت به یکدیگر کردن آدم‌ها را بی‌خاصیت می‌کند.
    می‌گویی: نه؟ یک اره را بردار و نگاه کن!
    دنده‌های ارّه را ببین! ببین چگونه شانه به شانه هم‌اند!
    ببین چگونه پا به پای هم‌اند! به خاطر همین هم است که برش دارند و می‌بُرند
    و پیش می‌روند و کار را هم پیش می‌برند.

    حالا اگر دنده‌ها از هم جدا بودند یا به یکدیگر پشت می‌کردند،
    یعنی یک دنده رویش این‌طرف بود و یک دنده رویش آن‌طرف بود،
    آیا می‌توانستند برش داشته و یا کارایی داشته باشند؟ هرگز.

    حال ما هم همین‌طور، یعنی این داستان، داستان ما هم هست به‌خصوص بستگان و
    خویشان که اگر با هم نباشیم و با یکدیگر صله رحم نکنیم فَشَل می‌شویم.

    این است که علی(ع) می‌فرمود:
    «وَیلکَ قَطِیعَةَ الرَحِم»
    وای بر تو اگر قطع رحم کنی.

    البته قطع رحم نکردن یا صله رحم کردن، تنها به معنی رسیدن به یکدیگر نیست،
    بلکه به معنای رسیدگی نسبت به یکدیگر است، و این بالاترین صله رحم است.

    شب عاشورا را ببین.
    حضرت به خانواده خود فرمود:
    من کسی را سراغ ندارم که مثل شما صله رحم کرده باشد.
    یعنی صله رحم فقط این نیست که در کنار سفره با هم باشیم،
    بلکه صله رحم واقعی این است که حتی در صحنه کارزار و در دل
    سختی‌ها و تا پای جان با هم همراه و همدل باشیم.





    مثل شاخه های گیلاس
    ویرایش توسط *خادمه رقیه خاتون(س)* : 27-02-1395 در ساعت 01:35




    .


  6. #66
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,268
    14,097 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    مثل کلید گنج!

    یک کلید باید راست باشد تا قفلی را باز کند وگرنه با کلیدی کج هیچ قفلی گشوده نمی‌شود.
    همان‌طور که یک خط‌ کش باید راست باشد تا بتواند خطی راست پدید آورد،
    وگرنه خط کشی که خود کج است کجا می‌تواند خطی را راست نماید.

    حال دروغ مثل کلید کج و خط‌ کش کج است، و کجا می‌تواند گره‌های ما را بگشاید
    و کجی‌ها را از ما دور کند. دروغ خود زشت است آن هم آن‌قدر زشت که
    دروغگو از دروغگو بدش می‌آید.
    حال چیزی چنین زشت آیا می‌تواند زندگی ما را زیبا کند؟

    و قصه یوسف(ع) این حقیقت را به نمایش گذاشت که دروغ فروغ ندارد
    و نه پیش می‌رود و نه پیش می‌برد.
    اگر قرار بود دروغ کارها را به سامان کند و گره‌ها را بگشاید، گره از کار فروبسته
    برادران یوسف می‌گشود؛ مگر آنان کم دروغ گفتند؟
    گفتند: یوسف را به تفریح و بازی می‌بریم اما دروغ بود.
    گفتند: به مسابقه رفتیم، اما دروغ بود.
    گفتند: گرگ آمد یوسف را درید، اما دروغ بود.
    جامه‌اش را با خون بزغاله‌ای خونین کردند و گفتند:
    خون یوسف است، اما دروغ بود.
    اشک می‌ریختند، اما دروغ بود.
    سراپا دروغ بودند و دروغ گفتند.

    «دستشان کژ، پای شان کژ، چشم کژ
    مهرشان کژ، صلحشان کژ، خشم کژ»





    مثل شاخه های گیلاس
    ویرایش توسط *خادمه رقیه خاتون(س)* : 27-02-1395 در ساعت 01:35




    .


  7. #67
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,268
    14,097 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    مثل ماهی!

    ماهی بیچاره گذارش به کنار ساحل می‌افتد، کرمی معلق می‌بیند و غافل از آن‌که
    در پس آن قلابی تیز در کمین نشسته است، با چه حرص و شتاب و ولعی شتابان
    به سراغ آن می‌رود و آن را به دهان می‌کشد و همین که از دریا
    بالا آمد، چه لرزه‌ای بر اندام او می‌افتد.

    تازه می‌فهمد چه داده و چه گرفته است.
    آنچه داد دریاست و آنچه گرفت، یک کرم، آن هم مرده و فرو نبرده!

    حال قصه یوسف(ع) یک چنین معامله‌ای را به نمایش می‌گذارد،
    و از مردمی یاد می‌کند که یوسف(ع) را دادند و در عوض درهمی چند گرفتند.
    آنان یوسف را فروختند به بهایی اندک یعنی درهمی چند.
    و آنان نسبت به یوسف بی‌رغبت بودند.

    البته چنین معامله‌ای برای ما نباید جای هیچ شگفتی داشته باشد،
    چون در حقیقت این داستان داستان ما نیز بوده و هست.

    «بشنوید ای دوستان این داستان
    خود حقیقت نقد حال ماست آن»


    به قول مولانا اگر باور نمی‌داری سری به بازار شهر بزن تا با چشم خود
    و به عیان چنین معامله‌ای را بارها و بارها ببینی.

    «در شهر ما نک احمقی خوش می‌فروشد یوسفی
    باور نمی‌داری ز من، بازار شو، بازار شو»


    با این تفاوت که آن‌ها یوسف را فروختند و ما خدای یوسف را.
    چون وقتی کسی به دروغ جنسی که ده تومان ارزش دارد را به یازده تومان می‌فروشد،
    او خدا را به یک تومان داده است، پس باز هم به فروشندگان یوسف!

    این است که حافظ خیرخواهانه نصیحت می‌کرد و می‌گفت:

    «یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد
    آن‌که یوسف به زر ناسره بفروخته بود»





    مثل شاخه های گیلاس
    ویرایش توسط *خادمه رقیه خاتون(س)* : 27-02-1395 در ساعت 01:35




    .


  8. #68
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,268
    14,097 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    مثل دارو!

    روی تمام دارو‌ها نوشته: «مصرف طبق دستور پزشک.» چرا؟
    چون دارو اثر دارد، به‌خصوص روی اطفال.
    به همین خاطر می‌نویسند: از دسترس کودکان دور نگه دارید.

    یادمان باشد سخن و حرف هم در نگاه قرآن کریم و اهل بیت(ع) چیزی شبیه داروست.
    یعنی مثل دارو اثرگذار است، به‌خصوص روی بچه ها.
    این است که سخن گفتن هم باید طبق دستور طبیب باشد.
    و طبیب خداست.
    یکی از نام‌های خدا در جوشن کبیر طبیب است.
    پس، او باید بگوید چه چیزی بگو و چه چیزی نگو.
    در قرآن کریم کم نداریم که خداوند می‌گوید: بگو، یا می‌گوید: نگو.

    خیلی از انحرافاتی که امروز در فرزندان خود می‌بینیم، به خاطر حرف‌هایی است
    که در کودکی به خورد آن‌ها داده‌ایم؛ یعنی متأسفانه روی حرف‌ها دقت نکردیم.
    پدر یا مادر همیشه به فرزند خود می‌گفت: بچه خوشگلم! بچه قشنگم! غافل از این‌که
    این «قشنگم»،یا «خوشگلم»، دارو بود و بی‌جا به او می‌داد.

    عوارض و آثارش هم امروز پیداست. مثلاً دائم برابر آینه می‌ایستد. چرا؟
    چون خوشگلی و قشنگی در ذهنش شکل گرفته.
    وقت ازدواج هم که می‌شود آنچه برایش مهم است قشنگی و زیبایی طرف مقابل است.
    هیچ چیز دیگر برایش مهم و ملاک نیست، چون از بچگی با او این‌جوری حرف زده‌اند.
    اگر همان وقت می‌گفتند: بچه عاقلم! دیگر عقل و فهم در پیش او
    معنا پیدا می‌کرد و محور می‌شد.

    و دیگر این‌قدر به ظاهر خود توجه نمی‌کرد، و این قدر به ظاهر دیگران توجه نداشت
    و وقتی که می‌خواست ازدواج کند تنها به قیافه طرف نگاه نمی‌کرد
    بلکه به فهم و عقل و درایت او هم التفات داشت.

    ببینید قرآن کریم به عیسی مسیح(ع) کلمه گفته است.
    می‌گوید او کلمه‌ای است از نزد ما چرا چنین می‌گوید؟
    چون می‌خواهد کلمه و سخن را معنا کند.

    می‌خواهد بگوید: من به چیزی کلمه می‌گویم که مثل عیسی مسیح(ع) پاک باشد،
    و مثل او حیات‌بخش باشد، و مثل او مبارک، و مثل او
    پخته و مثل او شفابخش باشد.

    خلاصه، کلمه باید پیامبری کند، هدایت کند،
    و راهی را روشن کند، و خط و جهتی بدهد.

    حال به خود راست بگوییم، آیا تا کنون کلمه‌ای به زبان رانده‌ایم،
    آیا در میان آنچه گفته‌ایم، کلمه‌ای هم به چشم می‌خورد؟





    مثل شاخه های گیلاس
    ویرایش توسط *خادمه رقیه خاتون(س)* : 27-02-1395 در ساعت 01:36




    .


  9. #69
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,268
    14,097 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    مثل قبله‌نما!

    عقربه‌های قبله‌نما را ببین که پیوسته لرزان‌اند،
    مگر زمانی که همسو با قبله باشند.

    دل آدمی نیز همین طور است، لرزان و مضطرب است
    مگر این‌که با خدا همسو شود و همواره در یاد خدا باشد.

    پیامبر(ص) همواره دلی آرام داشت.
    چرا؟ چون پیوسته در یاد خدا بود:

    «لایقُومُ وَ لایَجلسُ اِلّا علی ذکرِ اللهِ»

    در تمام نشست‌ها و برخاست‌ها یاد خدا می‌کرد.
    البته نه به این معنا که دائم تسبیح به دست بود.
    بلکه هر کجا می‌خواست کاری انجام دهد، می‌گفت:
    اگر خدا الان جای من بود، چه می‌کرد؟
    و یاد خدا به این معناست.



    مثل شاخه های گیلاس
    ویرایش توسط *خادمه رقیه خاتون(س)* : 27-02-1395 در ساعت 01:36




    .


  10. #70
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1393
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    نوشته : 7,419      تشکر : 24,268
    14,097 در 6,129 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *خادمه رقیه خاتون(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    مثل داماد!

    آقا داماد‌ها را در شب خواستگاری ببین!
    ببین چه مؤدب‌اند! چه با وقار! چه سر به زیر! چه کم‌حرف! چه مرتب!
    خانواده‌ها و همراهان گل می‌گویند، و گل می‌شنوند، همه شوخی و مزاح می‌کنند،
    اما داماد ساکت و سنگین و موقر و خاموش گوشه‌ای نشسته، و دلهره تمام وجودش را گرفته،
    و هرگز خودش را همراه و همرنگ با دیگران نمی‌کند. چرا؟

    چرا داماد همرنگ نمی‌شود، چرا مثل دیگران راحت نیست؟
    چون پیش خود می‌گوید: آن‌که زیر نظر است یا آن‌که قرار است
    انتخاب شود منم، نه دیگران.

    یادمان باشد کسی که آن بالا نشسته، و به ما نظر دوخته قرار است انتخاب کند.
    اگر این حقیقت را می‌دانستیم نگاهمان از دیگران گرفته می‌شد و از دیگران تأثیر نمی‌گرفتیم
    و هم‌ساز دیگران نمی‌شدیم و همیشه همان گونه بودیم که آقا دامادها!

    مولوی، شب خواستگاری پسرش گفت:
    پسرم! همیشه چنان باش که امشب.
    یعنی می‌بینم امشب خیلی سنگین و رنگین نشسته‌ای.
    می‌بینم حساب شده نگاه می‌کنی، حساب شده حرف می‌زنی.
    می‌بینم خائف و ترسان هستی، پاک و تمیزی، با خود گل و شیرینی داری،
    و کام دیگر را شیرین می‌کنی. می‌بینم که خودت را همرنگ جماعت نمی‌کنی.
    پسرم! همیشه چنان باش.

    همه مشکل ما آدم‌ها همین «همه» است،
    همه‌اش می‌گوییم: همه چنین‌اند و چنان‌اند.
    یادمان باشد این همه، همه را زمین می‌زند.


    چرا مثل دونده‌ها نباشیم که در دویدن نگاهشان فقط به پیش است
    و به خط پایان و هرگز به همراهان هیچ کاری ندارند،
    بلکه می‌خواهند همیشه از آن‌ها جلوتر باشند.

    یکی از تعلیمات بزرگ و البته غیر مستقیم نماز همین است.
    چرا می‌گویند نماز صبح را بلند بخوان،
    یا نماز ظهر را آهسته بخوان!

    چون صبح زمان سکوت است، می‌گوید:
    بلند بخوان یعنی خودت را همرنگ با شرایط نکن!

    و ظهر سرو صداست و پر از شلوغی، به همین خاطر می‌گوید
    آهسته بخوان یعنی خودت را همراه نکن!




    مثل شاخه های گیلاس
    ویرایش توسط *خادمه رقیه خاتون(س)* : 27-02-1395 در ساعت 01:37




    .


صفحه 7 از 12 نخستنخست ... 34567891011 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •