۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩
صفحه 18 از 35 نخستنخست ... 814151617181920212228 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 171 تا 180 , از مجموع 350
  1. #171
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    goll پاسخ : ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩








    آثار تسبیح و سیاحت در عالم معنویت

    فرشتگان خود را اهل تسبیح و تقدیس بر می شمارند و از این که آدم را برای مقام خلافت برگزیده است اعتراض می کنند که انسان نمی تواند به این مقام دست یابد و اهل تسبیح باشد. در داستان آفرینش انسان و آدم این مساله از آن جا مطرح می شود که آدمی از خاک آفریده می شود و عنصر ماده موجب می‌شود تا آفریده از آن نتواند تسبیح گر خداوند باشد و به تقدیس وی بپردازد. از این رو خداوند به آنان می فرماید که انسان به جهت تعلیم اسمایی می تواند افزون بر مقام تسبیح به مقام تشبیه نیز دست یابد و نقش خلافت الهی را در هستی ایفا کند. این مقام تشبیه به تنهایی برای خلافت الهی کفایت نمی کند ، زیرا موجب می شود تا تشبیه گر در دام الوهیت و ربوبیت بیافتد و خود را برتر یابد؛ از این روست که تسبیح و تشبیه به کمک یک دیگر می تواند کمال انسانیت را بنماید و مقام خلافت وی را بازتاباند.


    ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم



  2. #172
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    goll پاسخ : ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩







    آثار و کارکردهای تسبیح

    برای تسبیح آثار و کارکردهایی در دنیا و آخرت بیان شده است که نشان دهنده ارزش و اهمیت این مساله در آموزه های قرآنی است.
    نخستین کارکردی که قرآن برای تسبیح بیان می کند ، تجردگرایی و رسیدن به مقام عقل محض و ورود به عالم مجردات و فرشتگان است. از این رو در آغاز سوره اسراء سخن از تسبیح است و پیامبر با تسبیح الهی سیر و سلوک معراجی خود را آغاز کرد. کسی که می خواهد در آسمان معنویت و عالم مجردات سباحت و شناگری کند می بایست اهل تسبیح باشد و در فکر و اندیشه و عمل آن را در خود تجلی دهد.
    رسیدن به مقام رضا و دست یابی به آن نیز به تسبیح خداوندی شدنی است و کسی که می خواهد خشنودی و رضایت الهی را به دست آورد می بایست اهل تسبیح باشد.(طه آیه ۱۲۰)
    از کارکردهای دنیایی تسبیح می توان به رهایی و نجات از گرفتاری های روزمره زندگی و درد و رنج هایی است که بدان مبتلا می شود. چنان که حضرت یونس (ع) با ذکر یونسی ( لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین ) توانست از مصیبت و گرفتاری رهایی یابد.( انبیاء آیه ۸۷)
    رهایی از غم و اندوه و دلتنگی ها(حجر آیه ۹۷ و ۹۸) نیز با تسبیح گویی خداوند شدنی است (انبیاء آیه ۸۸) چنان که در روایتی پیامبر (ص) به این مساله اشاره می کند( المیزان ج ۱۲ص ۱۹۵) و برخورداری از نورانیت خانه ها به صلح و صفا و آرامش نیز بدان ممکن می شود.(نور آیه ۳۵ و ۳۶)
    مصونیت از عذاب اخروی و دنیوی نیز از آثار و کارکردهای تسبیح است که قرآن در آیه ۲۰ تا ۲۸ سوره قلم به آن اشاره می کند.
    کسانی که می خواهند دعاها و خواسته های ایشان از سوی خداوند اجابت شود می توانند با بهره گیری از ذکر تسبیح زمینه استجابت دعا را فراهم آورند.. قرآن با بیان داستان یونس به این نکته اشاره می کند که چگونه دعای یونس در بدترین و سخت ترین شرایط اجابت شد در حالی که یونس در آن زمان به جهت عملی که رضایت خداوند در آن نبوده است و خود به ظلم بودن آن اشاره می کند، گرفتار خشم الهی شده بود. بنابراین حتی در بدترین شرایط که امید استجابت وجود ندارد می توان با تسبیح رهایی برای رهایی و حتی جلب محبت و مهر خداوندی با تسبیح گشود چنان که حضرت یونس (ع) چنین کرد و خداوند در همان آیه سوره انبیاء بیان می کند که اگر دیگر مومنان نیز در حالتی مشابه گرفتار شده اند می توانند با تسبیح گویی و اقرار در نزد خداوند از شر خشم الهی در امان مانند و حتی دعا و خواسته ایشان اجابت شود.
    در منابع شیعی نسبت به تسبیحات فاطمه زهرا (س) توجه فراوانی شده‌ است و اهمیت آن بسیار زیاد قلمداد می‌شود.



    ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩
    ویرایش توسط شكوفه ياس : 17-02-1389 در ساعت 02:56

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم



  3. #173
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پاسخ : ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩





    ... و فاطمه آن چنان بين فشار در و ديوار قرار گرفته که بچه‏اش (که نام آن را محسن گذاشته بودند) سقط شد، صداي زهرا عليهاالسلام بلند شد:
    يا ابتاه! يا رسول‏اللَّه هکذا يفعل بحبيبتک و اِبنتک... :
    «اي بابا! اي رسول خدا بنگر که اين‏گونه به محبوب دل و دختر تو رفتار مي‏شود...»
    از آن پس فاطمه عليهاالسلام بستر شد و پس از چهل روز يا 15 روز بستري شدن، در حالي که 18 سال بيشتر نداشت در راه دفاع از حريم ولايت و رهبري حق، به شهادت رسيد .
    بیت الاحزان ص144 / بحار ج 8 ص222

    ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  4. تشكرها 3


  5. #174
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩




    تمام شمع وجود تو، آب شد مادر!
    دعاي نيمه شبت، مستجاب شد مادر!
    تو پرپر شد و به خاک افتاد
    بهشت آرزوي ما، خراب شد مادر!
    شمع که سوزد به قبر پنهانت
    علي، کنار مزار تو، آب شد مادر!
    شمن که مي‏زدند تو را
    دلم به غربتت کباب شد مادر!
    مايت از پدرم را گناه دانستند
    که کشتن تو در امت، ثواب شد مادر!
    اد ناله‏ي مظلوميت دلم سوزد
    که چون سلام پدر، بي‏جواب شد مادر!
    **
    ... هنوز مادرت انتظار انتقام میکشد... .


    ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  6. تشكرها 3


  7. #175
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩






    تو ستون استحکام عرشی بانو! این‌گونه بر زمین نیفت!


    برخیز؛ وگرنه آسمان بر زمین سقوط خواهد کرد. برخیز و چنین رنجور به دیوار تکیه نده که تمام عالم به تو اتکا دارد.
    برخیز! همه زخم‌هایت را پنهان کن تا دشمن، آرزوی پیروزی را برای خویش به گور ببرد.
    هنوز باید باشى. هنوز اسلام نیازمند خطبه‌های توست. هنوز امیرالمؤمنین علی(ع) انقلاب و غیرت فاطمى تو را پشتوانه خویش می‌خواهد. برخیز و با همین نیمه‌جان مجروح، با همین پیکر زخم‌خورده در کوچه‌های شهر جاری شو.
    در تمام خانه‌های خواب برده را با دست‌های عصمت خویش بکوب تا بیدارشان کنى؛ تا تنها ماندن حجت خداوند را بدانند و به پا خیزند، تا پای‌مال شدن وصیت و میراث رسول را سکوت نکنند.
    پس از تو غمگین نباید بود.
    اکنون که تو رفته‌اى، تمام دردهایت به پایان رسیده‌اند. اینک در جوار پیامبر خاتم نشسته‌ای و بی‌شک، غصه‌هایت را سر بر دامان او از یاد می‌برى. امّا اندوه من از بی‌تو ماندن است...، از تنها شدنِ حقیقت بر روی این خاک پرفریب...، از درد دل‌های تلنباری که پس از تو تنها قلب پرسکوت چاه، یارای شنیدنش را خواهد داشت.
    تو را پنهان از چشم‌های بخیل روزگار به خاک سپردم تا حسرت دیدار مزارت تا قیامت، دل‌های گنه‌کارشان را به آتش بکشد. تو را که ناموس حق بوده‌اى، دور از دست‌ها و چشم‌های نامحرم زمین دفن کردم. بگذار همه تا ابد بدانند دختر معصوم رسول خدا (ص) چنان از امت خویش در ستم بود که نخواست هیچ‌کس نشان مزارش را بداند. بگذار این بی‌نشانى، به نشانه اعتراضی ابدی در دل تاریخ جاودانه شود.
    اینک من برای روزهای بعد از این غمگینم؛ روزهایی که باید بی‌تو نفس کشید و سکوت کرد و خون دل خورد. من برای این دنیای ستم‌کار و در غفلت غمگینم که از این پس قرار است نشانه‌های خداوند را بر روی زمین، یک به یک بیازارند و بر گمراهی خویش بیفزایند. از این پس اندوه من ابدی‌است؛ تا آن زمان که به تو بپیوندم.
    شانه‌ای که پس از تابوت تو خسته و غمگین به خانه بازمی‌گردد، هیچ آرزویی جز ندیدن دنیا ندارد. دیگر دنیا با تمام فراخی‌اش برای من تنگ است؛ وقتی تو را در هیچ جای زمین نمی‌توان سراغ گرفت.
    دیگر هیچ‌کس انگار در دنیا نیست؛ وقتی بین ازدحام مردم، بانوی بهشتی من حضور ندارد.
    آه بانو! این کلبه محقر با تو فردوس برین بود برای من...، برای من و فرزندانی که دیگر طاقت نگاه‌های سوگوارشان را ندارم.
    وقتی که تو بودى، سفره خالی و بی‌رونقمان گوارا بود؛ آنچنان که گویا مائده‌های آسمانی برایمان پهن بود و گرسنگی را کنار این سفره بی‌نان، با شمیم بهشتی تو از یاد می‌بردیم.
    بانو! هنوز زمین نیازمندت بود. هنوز گرسنگان مشتاقند که در خانه تو را بکوبند و تو افطار فقیرانه خود و خانواده‌ات را انفاق کنی و با لب‌های روزه‌دار، از خداوند بشنوی که: «وَیُطْعِمُونَ الطّعَامَ عَلَى حُبّهِ مِسْکِیناً وَیَتِیماً وَأَسِیراً».
    ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  8. تشكرها 2


  9. #176
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩





    از میان شعله ها

    قسمت ۳
    من صدّیقه ام، اینجا مدینه است، و سال هاى اوّل و دوّم هجرت پدرم.
    اکنون فاطمه اى نه ساله شده ام و پدرم پنجاه و چهار ساله و بازهم براى او مادرى مى کنم.
    این روزها همسر جدید پدرم عایشه با زبانش مرا مى آزارد و پدرم که خبردار مى شود چنان او را توبیخ مى کند و مرا تعریف که او پشیمان از گفته اش دیگر دَم نمى زند.
    اسلام روز به روز اوج مى گیرد و رفته رفته فراگیرتر مى گردد.
    بنا به رسم عرب در همین سنین براى من خواستگاران بیشمارى مى آیند. هر روز خواستگارى جدید با عنوان و ادّعایى جدید. دیگر کسى باقى نمانده که به خواستگارى من نیامده باشد. از اشراف و بزرگان قبایل، از تجّار و ثروتمندان، از...، ولى هم من رضایت نداشتم و هم پدرم، تا اینکه:
    روزى پسر عموى پدرم على بن ابى طالب- که جوانى بیست و چهار ساله بود- به خانه ى ما آمد. پس از لحظاتى پدرم نزد من آمد و گفت که على براى خواستگارى تو آمده؟! و من این بار تنها سکوت کردم. پدرم رضایت کامل مرا از این برخورد دریافت و صدا برآورد:
    «اللَّه اکبر، سکوت دخترم علامت رضایت اوست.»
    از سوى دیگر جبرئیل از طرف خداوند بر پدرم نازل شد و خبر داد:
    خداوند عقد فاطمه و على را در آسمان ها جارى نموده و در میان ملکوتیان غوغایى به پاست و بر این پیوند مبارک جشن گرفته اند.
    پدرم هم در زمین مراسم عقد ما را برپا نمود و اوّل پایه کلمه ى «اهل بیت» شروع شد.
    مهریه ى من چهارصد و هشتاد درهم بود که با فروش زره همسرم تهیّه شد و با همان هم جهاز من خریدارى شد. جهیزیّه ى من هم همان اساس خانه ام بود:
    پیراهنى به هفت درهم، چارقدى به چهار درهم، قطیفه ى مشکى بافت خیبر، تخت خوابى بافته از برگ خرما، دو تشک که رویه هاى آن کتان سبز بود یکى را با لیف خرما و دیگرى را با پشم گوسفند پر کرده بودند، چهار بالش که از گیاه بوریا پر شده بود، پرده اى از پشم، یک تخته بوریاى بافت هجر، آسیاى دستى، لَگَنى مسى، مشگى از چرم، قدحى چوبین، کاسه اى گود براى دوشیدن شیر، مشکى براى آب، ابریقى اندوده به زفت، سبویى سبز و چند کوزه ى گلى.
    جهاز من همین ها بود، و البتّه مهریّه ى من نه فقط چهارصد و هشتاد درهم. من به عنوان مهریّه با خداى خود عهدها نمودم و قول ها گرفتم.
    مثل شفاعت امّت راستین پدرم در قیامت، و خدا هم جاهایى از زمین را مهریّه ام نمود. مثل چهار رود بزرگ: فرات، دجله، نیل، رود بلخ، و یک چهارم زمین.
    زمانى از عقدمان گذشته بود که مراسم عروسى ما فرارسید.
    شبان هنگام بود. پس از مراسمى مرا سوار بر استر نمودند. سلمان زمام استر را گرفته بود و مردان قریش و صحابه- به رسم محلّى- پشت سر سواره ام و زنان در اطراف و پیشاپیش، شادى کنان و هلهله کنان مرا به خانه ى شویم بردند.
    در مراسم عروسیم ملکوتیان نیز زمینى شده بودند. جبرئیل و میکائیل و هزاران فرشته ى دیگر همراه موکب عروسى من بودند. شاید آنها نیز تا به حال چنین مجلسى عروسى ندیده بودند. عروسى با این کیفیت و عروسى که پیراهن شب عروسیش را در راه عروسى به سائل رهگذر مى بخشد!!
    اوائل شب بود که پدرم وارد اطاق ما شد و امر نمود همه بیرون بروند و رفتند و من ماندم و شوهرم على و پدرم پیامبر صلى اللَّه علیه و آله. پدرم نگاهى کرد تا دیگر کسى نمانده باشد که دید شبحى کنار اطاق دیده مى شود:
    - که هستى؟
    - اسمائم.
    - مگر نشنیدى گفتم همه بیرون بروند؟
    - شنیدم یا رسول اللَّه، ولى من باید امشب نزد فاطمه ات بمانم. من وصیت مادر او خدیجه در لحظه ى وفاتش است.
    پدرم تا نام مادرم عزیزم را شنید- که شب عروسیم را ندید- مثل همیشه اشکش جارى شد و من خوب مى دانستم به چه مى گرید.
    سپس پدرم دست مرا گرفت و در دست امیرالمؤمنین على گذارد و فرمود:
    یا على، خداوند دختر پیامبر را براى تو مبارک گرداند. فاطمه خوب همسرى است و اى فاطمه على نیکو شوهرى است. باشید تا برگردم.
    پدرم رفت و پس از اندى بازگشت و بعد از مراسمى دعا نمود و خود نیز از نزد ما خارج گشت.
    ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین










  10. #177
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩




    قسمت ۴
    من دختر نبوّت و مادر امامتم، اینجا مدینه و خانه ى همسرم است، و سال هاى زندگى ما اهل بیت.
    زندگى در کنار همسرى چون امیرالمؤمنین على بن ابى طالب علیه السّلام به همه ى عوالم مى ارزد.
    همسرم اوّل شخصى است که به پدرم ایمان آورده، و روزى نمى گذشت مگر اینکه پدرم فضیلتى از او مى گفت و این منم که سراپا شادى ام.
    پدرم پس از عروسیمان به دیدنم آمد، و باز هم به دیدنم آمد. مى دانستم چه حالى دارد. آخر نه سال تمام من و او با هم بودیم. و من هم دخترش بودم و هم مادرش. به خصوص بعد از خدیجه که امید و دلخوشى اش من بودم و حال هم که در خانه ى او نبودم.
    اى کاش پدرم در خانه تنها مى ماند و عایشه در کنارش نبود. من خوب مى دانستم پدرم چه مى کشد. پدرم دیگر بیش از این همین فاصله ى کم بین خانه ى خود و زندگى ما در خانه ى همسرم على را تحمّل ننمود و ما به یکى از خانه هاى نزدیک مسجد منتقل شدیم.
    سال سوّم هجرى بود و نیمه ى ماه رمضان که فرزندم پا به جهان گذاشت، فرزندى به زیبایى و ملاحت پدرم که از طرف خداوند او را «حسن» نامید و خانه ى ما شد یکى دنیا شادى و سرور. شاید از قدم حَسَنم همراه با پیروزى مسلمین که تازه از جنگ «بدر» بازگشته بودند.
    روزهاى شادى سپرى مى شدند که خبر لشگرکشى دوباره ى کفّار قریش به گوش مسلمانان رسید و جنگ «اُحد» شروع شد.
    در این جنگ با نیرنگ جنگجوى کفّار «خالد بن ولید» مسلمانان پس از پیروزى، شکست نسبى داشتند و مدینه در ماتم شهادت بسیارى از یاران پدرم به سوگ نشست. یارانى چون حمزه بن عبدالمطلب عموى پدرم، مصعب بن عمیر و...، و حتّى پدرم در خطر شدید واقع شده بود.
    من و زنان مهاجرین و انصار در مدینه بودیم که شنیدیم صدایى مى گوید:
    محمّد کشته شد.
    همگى سراسیمه به سوى رزمگاه و کوه «اُحد» شتافتیم و زمانى رسیدیم که جنگ پایان یافته بود و بیش از هفتاد تن از مسلمانان روى زمین افتاده بودند. از مشرکین هم بسیار کشته شده و بقیّه گریخته بودند.
    آن سوتر صورت پدرم را غرق در خون پیشانى و با دندان شکسته دیدم و در کنار او همسرم با هفتاد زخم عمیق شمشیر به دست ایستاده بود.
    به سویشان شتافتم. همسرم با اینکه خود جانى نداشت آب آورد و من پدرم را شستشو نمودم و زخم هایش را بستم و دیگر مجروحان را نیز چنین کردند و همسرم را هم. او که تا مدّتى در بستر مداوا مى شد. اینها گذشت.
    اوایل سال چهارم هجرى بود و سوّم ماه شعبان. شادى غم آلودى خانه ى ما را گرفته بود. مدّتى مى گذشت که همه اش گریه بود و اشگ و حرف از عطش و تشنگى. از مظلومیّت و شهادت و همه ى اینها درباره ى فرزندى بود که همان روزها باید پا به جهان مى گذاشت.
    حمل این فرزند شش ماه شد و او به دنیا آمد و پدرم از سوى خداوند او را «حسین» صدا زد. حسین یعنى حسن کوچک و به راستى چنین بود.
    من بودم و دو فرزند در آغوشم:
    حسن بسیار زیبا، و حسین بسیار نمکین و خواستنى، که همیشه در آغوش پدرم بودند.
    گاهى به مسجد مى رفتند و در میان نماز جماعت بر گردن پدرم مى نشستند و پدرم به قدرى سجده اش را طولانى مى کرد تا حسن و حسین خود برخیزند.
    گاهى آنها را بر روى خود مى نشاند و به دور اطاق مى چرخید و گاهى آنها را دنبال مى نمود.
    بارى آن قدر حسینم را دنبال کرد تا بالاخره او را گرفت و سر و صورت و سینه اش را غرق بوسه کرد. عایشه که در اطاق بود به پدرم اعتراض نمود و پدرم هم مثل همیشه سخت او را توبیخ کرد.
    آرى روز به روز جمع اهل بیت گرم تر مى شد و یک به یک به دنیا آمده بودند. هر روز صداى پدرم را مى شنیدم که بر در خانه ى ما مى ایستاد و با صداى بلند مى گفت:
    «السلام علیکم یا أهل البیت». و سپس آیه ى تطهیر را تلاوت مى نمود:
    «إنّما یرید اللَّه لیذهب عنکم الرجس أهل البیت و یطهّرکم تطهیرأ [ترجمه: خداوند چنین اراده نموده که هر گونه پلیدى را از شما اهل بیت دور گرداند و شما را پاک بدارد. سوره احزاب، آیه ۳۳.]».
    گاهى پدرم مى آمد و دست مرا مى بوسید! سینه ام را مى بوسید و مى فرمود:
    فاطمه بهشت من است. من از فاطمه ام بوى بهشت مى شنوم.
    مدّتى گذشت و همه چشم انتظار کودکى دیگر بودند و از همه چشم انتظارتر فرزندم حسین! تا بالاخره دخترم به دنیا آمد.
    به دنیا آمد و از ابتدا شروع کرد به گریه. او را به پدرم دادند ساکت نشد. به شوهرم دادند باز هم گریه. به من دادند که شاید آغوش مادر مى خواهد ولى نه. او را به آغوش برادرش دادیم تا شاید کودکى او آرام شود ولى نشد. فقط یک نفر باقى مانده بود:
    فرزندم خردسالم حسین!!
    دیدنى بود که تا این دختر را در آغوش او گذاردند لبخندى به صورت برادرش زد و با هم تبسّم کردند و این تبسّم نه کارى بود کودکانه، که هزاران معنى داشت!
    این دختر همه اش عجیب بود و نامش هم. پدرم از سوى خداوند او را «زینب» نامید. زینب یعنى زین آب و به راستى چنین بود. زینت و افتخار پدر.
    اکنون من بودم و همسرم على علیه السلام و سه فرزند، و مدّتى از تولّد زینبم مى گذشت که فرزند چهارمم به دنیا آمد:
    دخترم «ام کلثوم».
    ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  11. تشكرها 2


  12. #178
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩




    قسمت ۵
    من همسر ولایتم، اینجا مرکز اسلام مدینه است، و سال نهم هجرى.
    اکنون نه بهار است که از هجرت پدرم مى گذرد و شانزده بهار از زندگانى من، و در طول این چند سال زندگى ما پر از خاطره و واقعه.
    جنگ هاى پى درپى که اکثرش با پیروزى مسلمانان بود و دلاورى هاى همسرم. روزى خبر افتادن «عمرو بن عبدود» شجاع مشهور عرب را به دست شوهرم على شنیدم، و بارى به دو نیم شدن قهرمان خیبرى به نام «مرحب» را، و سپس کندن دروازه ى سنگى قلعه ى خیبر با یک دست همسرم امیرالمؤمنین.
    «امیرالمؤمنین»، و به راستى امیرمؤمنان و متّقیان. چقدر مى دیدم پدرم اصحابش را امر مى فرمود به شوهرم با این لقب سلام کنند. به خصوص گروه منافقین و دو سر دسته شان ابوبکر و عمر.
    آرى، زندگانى عجیبى داشته ایم. با این همه شجاعت و شهرت، همسرم براى معاشِ ما نخلستان هاى مدینه را آبیارى مى کرد و با اُجرت آن روزگار مى گذراندیم. تا آن روز کسى نشنیده بود چادرى وصله دار کسى را هدایت کند و یهودى را مسلمان، ولى در زندگانى ما شد:
    روزى بر ما گذشت که دیگر هیچ غذایى نداشتیم. شوهرم چادر مرا که دوازده وصله داشت نزد یهودى به عاریه گذارد تا طبقى جو بگیرد! و همان چادر با نورِ خود آن یهودى و قومش را مسلمان نمود.
    هر روزِ ما یاد خاطره هاى انبیاى پیشین را زنده مى کرد، بلکه بالاتر.
    پس از حضرت مریم (مادر حضرت عیسى علیه السلام) کسى نشنیده بود زنى دعا کند و براى او از بهشت غذا نازل شود، ولى براى من شد.
    بارى پدرم با عدّه اى بسیار به خانه ما مهمان آمدند و باز هیچ چیز در خانه نداشتیم. من هم به سجّاده ى خود رفتم و از خدا خواستم تا خود از مهمانان من پذیرایى کند و چنین هم نمود. «مائده» از آسمان آمد و همگان از آن خوردند. و روزى دیگر:
    من و شوهرم و فرزندانم براى شفاى دو پسرم حسن و حسین همگى روزه گرفته بودیم. لحظه ى افطار همگى قرص نانِمان را به فقیر که بر درِ خانه آمده بود دادیم. فردا هم به مسکین و روزِ واپسین به اسیر، و سه روزِ تمام بدون هیچ خوراکى با آب افطار کردیم.
    کار که بدینجا رسید سوره ى «هل أتى» درباره ى ما بر پدرم نازل گشت، و این از همه ى دنیا بارى ما ارزشش بیشتر بود، به راستى شنیدن آیه اى از سوى خدا درباره ى ما به همه ى عوالم مى اَرزَد:
    «و یطعمون الطعام على حبّه مسکیناً و یتیماً و أسیراً - إنّما نطعمکم لوجه اللَّه لا نرید منکم جزاءاً و لا شکوراً [ترجمه: و بر دوستى او (خداوند) طعام را به فقیر و یتیم و اسیر مى دهند- (و مى گویند:) ما فقط براى رضاى خدا به شما طعام مى دهیم و از شما هیچ پاداشى و سپاسى هم نمى طلبیم. سوره ى انسان، آیه ى ۸ و ۹.]».
    نه فقط همین یک آیه بود، که شیرینى پیروزى مسلمانان در جنگ خیبر ممزوج شد با شیرینى نزول آیه ى «ذوى القربى»:
    «و آت ذى القربى حقّه [ترجمه: و حقّ ذوى القربى را بده. سوره ى اسراء، آیه ى ۲۶، و در سوره ى روم، آیه ى ۳۸: «فآت ذى القربى حقّه».]». و پدرم فدک را به دستور پروردگار به من بخشید.
    همه ساله درآمد فدک- که باغ هاى مفصّلى در آن منطقه بود- را مى آوردند و در اطاق خانه ى ما روى یکدیگر انباشته مى کردند. یک پُشته از سکّه هاى طلا، و تا غروبِ نشده یک سکّه هم باقى نمى ماند و همه را در راه خدا مى دادیم.
    دیگر روزى، پدرم به خانه ام آمد و از من عبایى خواست. من هم عبایى آوردم و پوشاندَمَش. از آن پس پسرم حسن و سپس حسینم و بعد همسرم امیرالمؤمنین آمدند و یک یک به زیر همان عبا در کنار پیامبر جاى گرفتند، و من هم رفتم. پنج تن در زیر عبا بودیم و ملائک زیباترین منظره را تماشاگر. پدرم دو دست خود را به دو طرف عبا گرفت و سر به سوى آسمان فرمود:
    «خداوندا، اینان اهل بیت مَنَند و خاصّان و خویشان من. گوشت اینان از گوشت من است و خون ایشان از خون من. آنچه اینان را بیازُرد مرا آزرده و آنچه اینان را محزون بدارد مرا نیز محزون مى نماید. هر که با اینان سرِ جنگ داشته باشد من با او سرِ جنگ دارم و هر که با اینان مسالمت کند من نیز با او سِلم هستم. دشمنم با هر که با اینان دشمنى کند و دوست دارم دوست دارندگانشان را. من از اینان و اینان از مَننَد. پس صلوات و برکات و رحمت و بخشش و رضاى خود را برایشان قرار ده و هر گونه پلیدى را از اینان به دور کن و نیکو پاکشان بدار.
    چه بگویم که گویى در کنار عرش بودیم و عوالم همه هیچ. هنوز دعاى پدرم تمام نشده بود که جبرئیل نازل گشت و آیه ى تطهیر را براى ما پنج تن خواند:
    «إنّما یرید اللَّه لیذهب عنکم الرجس أهل البیت و یطهّرکم تطهیراً [ترجمه: خداوند چنین اراده نموده که هر گونه پلیدى را از شما اهل بیت پاک کند و شما را نیکو پاک گرداند. سوره ى احزاب، آیه ۳۳.]». و گفت خداوند مى فرماید که من تمامى عوالم و موجودات را براى پنج تن که در زیر عبایند خلق نموده ام.
    همسرِ نیکوکارِ پدرم اُم سّلمه، در کنار حجره نشسته بود. چون این دریاى فضیلت را دید از پدرم اجازه خواست تا او نیز به جمع ما بپیوندد، ولى پدرم به او فرمود که گرچه تو نیکو بنده اى هستى ولى اینجا و در زیر این کساء و عبا و شامل این آیه فقط ما پنج تن هستیم.
    باز هم بگویم:
    پدرم درهایى که از خانه ى مهاجرین و انصار به مسجد باز مى شد همه را بست و فقط درب خانه ى ما را باقى گذارد، به دستور پروردگار.
    معلوم بود دل هاى کینه توز از این کار پدرم چه پُر تلاطم شده است. حتّى عمر گفت درِ کوچکى، پنجره اى و در آخر به روزنه اى به اندازه ى یک چشم از خانه اش به مسجد هم راضى شد ولى پدرم به قدرِ سرِ سوزن هم اجازه نداد.
    آرى، پدرم همچنین مى نشست و برمى خاست از ما اهل بیت مى گفت. از همسرم امیرالمؤمنین علیه السلام، چه فضیلت هاى او را یا مسئله ى ولایت و امامت. از حسن و حسینم و از همه ى ما.
    به خصوص من که دختر و پاره ى قلب او بودم. به همه سفارش مرا مى نمود. به مهاجرین، به انصار، به زنان و به همه:
    «فاطمه پاره ى تن من است هر کس او را بیازارد مرا آزرده است و هر کس مرا بیازُرد خدا را آزُرده است».
    «فاطمه سرورِ زنان عالمیان است».
    «فاطمه روح بین دو پهلوى من است».
    «فاطمه گل من است».
    ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  13. تشكرها 2


  14. #179
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩









    زیارت حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها

    اعوذ و بالله من الشیطان الرجیم
    بسم الله الرحمن الرحیم
    یَا مُمْتَحَنَهُ امْتَحَنَکِ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَکِ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَکِ فَوَجَدَکِ لِمَا امْتَحَنَکِ
    صَابِرَهً وَ زَعَمْنَا أَنَّا لَکِ أَوْلِیَاءُ وَ مُصَدِّقُونَ وَ صَابِرُونَ لِکُلِّ مَا أَتَانَا بِهِ
    أَبُوکِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ أَتَى (أَتَانَا) بِهِ وَصِیُّهُ‏ فَإِنَّا نَسْأَلُکِ إِنْ کُنَّا صَدَّقْنَاکِ
    إِلاَّ أَلْحَقْتِنَا بِتَصْدِیقِنَا لَهُمَا لِنُبَشِّرَ أَنْفُسَنَا بِأَنَّا قَدْ طَهُرْنَا بِوِلاَیَتِکِ‏
    اَلسَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ نَبِیِّ اللَّهِ
    السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ حَبِیبِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ خَلِیلِ اللَّهِ‏
    السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ صَفِیِّ اللَّهِ
    السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ أَمِینِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ خَیْرِ خَلْقِ اللَّهِ‏
    السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ أَفْضَلِ أَنْبِیَاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ مَلاَئِکَتِهِ‏
    السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ خَیْرِ الْبَرِیَّهِ
    السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا سَیِّدَهَ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ‏
    السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا زَوْجَهَ وَلِیِّ اللَّهِ وَ خَیْرِ الْخَلْقِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ‏
    السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا أُمَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ سَیِّدَیْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّهِ
    السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الصِّدِّیقَهُ الشَّهِیدَهُ
    السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الرَّضِیَّهُ الْمَرْضِیَّهُ السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْفَاضِلَهُ الزَّکِیَّهُ
    السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْحَوْرَاءُ الْإِنْسِیَّهُ
    السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا التَّقِیَّهُ النَّقِیَّهُ السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمُحَدَّثَهُ الْعَلِیمَهُ
    السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمَظْلُومَهُ الْمَغْصُوبَهُ
    السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمُضْطَهَدَهُ الْمَقْهُورَهُ
    السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا فَاطِمَهُ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ وَ رَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ
    صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکِ وَ عَلَى رُوحِکِ وَ بَدَنِکِ‏
    أَشْهَدُ أَنَّکِ مَضَیْتِ عَلَى بَیِّنَهٍ مِنْ رَبِّکِ وَأَنَّ مَنْ سَرَّکِ
    فَقَدْ سَرَّرَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏
    وَ مَنْ جَفَاکِ فَقَدْ جَفَا رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏
    وَ مَنْ آذَاکِ فَقَدْ آذَى رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏
    وَ مَنْ وَصَلَکِ فَقَدْ وَصَلَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏
    وَ مَنْ قَطَعَکِ فَقَدْ قَطَعَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏
    لِأَنَّکِ بَضْعَهٌ مِنْهُ وَ رُوحُهُ الَّذِی بَیْنَ جَنْبَیْهِ کَمَا قَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏
    أُشْهِدُ اللَّهَ وَ رُسُلَهُ وَ مَلاَئِکَتَهُ أَنِّی رَاضٍ عَمَّنْ رَضِیتِ
    عَنْهُ سَاخِطٌ عَلَى مَنْ سَخِطْتِ عَلَیْهِ‏
    مُتَبَرِّئٌ مِمَّنْ تَبَرَّأْتِ مِنْهُ مُوَالٍ لِمَنْ وَالَیْتِ مُعَادٍ لِمَنْ عَادَیْتِ‏ مُبْغِضٌ لِمَنْ
    أَبْغَضْتِ مُحِبٌّ لِمَنْ أَحْبَبْتِ وَ کَفَى بِاللَّهِ شَهِیداً وَ حَسِیباً وَ جَازِیاً وَ مُثِیباً


    ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  15. تشكرها 2


  16. #180
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩







    ترجمه زیارت حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها


    به نام خداوند بخشنده مهربان

    اى آن که خدایى که تو را خلق کرد پیش از خلقت بیازمود و در آن آزمایش بر هر گونه بلا و مصیبت تو را شکیبا و بردبار گردانید
    و ما چنین پنداریم که دوستان شما هستیم و مقام بزرگى شما را تصدیق مى‏کنیم و بر هر دستور و تعلیمات الهى که پدر شما و وصیّش که درود حق بر او
    و آلش باد براى ما آورد صبور و مطیع خواهیم بود
    پس ما درخواست مى‏کنیم هرگاه که مصدق و مؤمن به شما هستیم که ما را بواسطه این تصدیق به رسول و وصیش خدا به شما ملحق فرماید
    تا به ما مژده رسد که بواسطه دوستى شما ما را از گناهان پاک سازد
    سلام بر تو اى دختر رسول خدا سلام بر تو اى دختر پیغمبر خدا
    سلام بر تو اى دختر حبیب خدا سلام بر تو اى دختر دوست خاص خدا
    سلام بر تو اى دختر بنده خالص خدا سلام بر تو اى دختر امین خدا سلام بر تو اى دختر بهترین خلق خدا
    سلام بر تو اى دختر بهترین پیغمبران و رسولان و فرشتگان خدا
    سلام بر تو اى دختر بهترین خلق سلام بر تو اى سیده زنان عالم از اولین و آخرین
    سلام بر تو اى زوجه ولى خدا (امیر المؤمنین) و بهترین تمام خلق بعد از رسول خدا
    سلام بر تو اى مادر حسن و حسین دو سید جوانان اهل بهشت
    سلام بر تو اى صدیقه طاهره که به راه دین شهید گردیدى
    سلام بر تو اى آنکه خدا از تو خوشنود و تو از خدا خوشنودى
    سلام بر تو اى صاحب فضیلت‏و پاکیزه صفات سلام بر تو اى انسیه حوراء
    سلام بر تو اى ذات متقى پاک گوهر سلام بر تو اى آنکه به الهام خدا دانا بودى
    سلام بر تو اى مظلوم (و داراى عصمت) که حق تو را غصب کردند
    سلام بر تو اى ستم کشیده و مقهور دشمنان دین
    سلام بر تو اى فاطمه دختر رسول خدا و رحمت و برکات حق بر تو باد
    درود خدا بر تو و بر جسم و جان تو باد
    گواهى مى‏دهم که چون تو از جهان رفتى با مقام یقین و دلیل روشن از جانب پروردگار بودى و هر که تو را مسرور و شاد ساخته
    رسول خدا که درود خدا بر او و آلش باد را شاد ساخته
    و هر که در حق تو جفا و ظلم کرد
    به رسول خدا که درود خدا بر او و آلش باد ظلم و جفا کرده

    و هر که تو را آزرده کرد رسول خدا که درود خدا بر او و آلش باد را آزرده است
    و هر که به تو پیوست به رسول خدا که درود خدا بر او و آلش باد پیوسته
    و هر که از تو بریده از رسول خدا که درود خدا بر او و آلش باد بریده است
    زیرا تو پاره تن پیغمبر و روح مقدس آن بزرگوارى
    خدا را گواه می‏گیرم و رسول او و فرشتگان را که من از آن کس راضیم که شما از او راضى هستید و خشمگینم از هر که شما از او خشمگین هستید
    بیزارم از آنکه شما از او بیزارید دوستم با آن که شما با او دوستید و دشمنم با هر که شما با او دشمنید
    ناراضیم از هر که شما از او ناراضى هستید و محبوب من است هر که محبوب شماست و بر صدق گواهى من خدا کافى است
    که گواه و محاسب و جزا دهنده و ثواب بخشنده است.
    خدا را گواه مى‏گیرم و پیغمبران و فرشتگان را خدا را گواه مى‏گیرم و فرشتگان را که من دوستم با دوستان شما
    و دشمنم با دشمنان شما و با هر که محاربه کند با شما محاربم
    من اى مولاى من به مقام عصمت و عظمت تو و پدر بزرگوارت و شوهر و فرزندانت که پیشوایان دین منند یقین دارم
    و به ولایت و امامت شما ایمان دارم و ملتزم اطاعت شما هستم
    گواهى مى‏دهم که دین همان است که آنها راست و حکم خدا همان حکم است که آنها کنند و آنها حکم خدا را البته به خلق رسانیدند
    و امت را به راه خدا به طریق حکمت و برهان و پند و اندرز نیکو دعوت کردند و از ملامت لائمان نیندیشیدند
    و درود بر تو و بر پدر بزرگوار و شوهر و ذریه و فرزندانت که امامان پاک گوهرند اى پروردگار درود فرست بر محمد (ص) و اهل بیتش
    و درود فرست بر بتول طاهره و صدیقه معصومه باتقواى پاکیزه روح
    که از خدا راضى است و خدا از او راضى است پاک گوهر با رشد و هدایت و مظلوم و مقهور امت که حقش را غصب
    و ارثش را منع کردند و استخوان پهلویش را شکستند و به شوهرش ستم نمودند و فرزندش را شهید کردند
    اى خدا فاطمه دخت رسول توست و پاره تن و باطن قلب و جگر گوشه پیغمبر توست
    تحیت و درود از توبر او باد و او تحفه گرانبهاى توست که خاصه به وصى رسولت اعطا فرمودى و حبیب حضرت مصطفى و قرین حضرت مرتضى
    و بزرگ زنان عالم و بشارت دهنده اولیاء و ملازم ورع و زهد
    و سیب باغ فردوس و بهشت خلد تو مولدش را به شرف زنان بهشتى شرافت دادى
    و انوار ائمه طاهرین را از نسل پاک او مقرر داشتى و در برابرش پرده نبوت را بیاویختى
    پروردگارا درود فرست بر او درودى که مقامش نزد تو بیفزاید و نزد تو شرافت یابد و از مقام رضا و خشنودیت منزلت گیرد از ما تحیت و سلام به روح پاک آن بزرگوار برسان و بواسطه دوستى و محبت او ما را فضل و احسان و رحمت و مغفرت کرامت فرما که تو اى خدا داراى مقام عفو با لطف و کرامتى



    ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  17. تشكرها 2


صفحه 18 از 35 نخستنخست ... 814151617181920212228 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •