۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩
صفحه 27 از 35 نخستنخست ... 17232425262728293031 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 261 تا 270 , از مجموع 350
  1. #261
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩








    استغاثه به آن حضرت با نماز و دعا

    از امام صادق علیه‏السلام روایت شده: هرگاه حاجتى داشتید كه نسبت به آن بسیار در سختى قرار گرفته‏اید، دو ركعت نماز گذارده، پس از نماز سه بار تكبیر گفته، آنگاه تسبیح حضرت زهرا علیهاالسلام را بگوید، سپس سجده كرده و صد بار بگو:
    یا مَوْلاتى فاطِمِةُ، اَغیثینى
    اى مولاى من اى فاطمه، بفریادم رس
    .

    آنگاه گونه راستت را بر زمین قرار ده و همین ذكر را تكرار كن، آنگاه دوباره سجده كن و صد و ده بار آنرا بگو، و حاجتت را ذكر كن، خداوند حاجتت را برآورد.

    استغاثه به آن حضرت با نماز و دعا
    دو ركعت نماز مى‏خوانى، آنگاه سجده كرده و صد بار مى‏گوئى: اى فاطمه، سپس گونه راستت را بر زمین نهاده و همین ذكر را مى‏گوئى، آنگاه گونه چپ خود را بر زمین نهاده و آن را تكرار مى‏نمائى، آنگاه سجده كرده و صد و ده بار آن را ذكر نموده، و مى‏گوئى:
    یا امِناً مِنْ كُلِّ شَىْ‏ءٍ وَ كُلُّ شَىْ‏ءٍ مِنْكَ خائِفٌ حَذِرٌ، اَسْاَلُكَ بِاَمْنِكَ مِنْ كُلِّ شَىْ‏ءٍ وَ خَوْفِ كُلِّ شَىْ‏ءٍ منْكَ، اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ تُعْطِیَنى اَماناً لِنَفْسى وَ اَهْلى وَ مالى وَ وَلَدى، حَتَّى لا اَخافُ اَحَداً وَ لا اَحْذَرُ مِنْ شَىْ‏ءٍ اَبَداً، اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَدیر.
    اى آنكه از هر چیز در امنیت بوده و هر چیز از تو در خوف و هراس مى‏باشد، به امنیتت از هر چیز و هراس هر چیز از تو، از تو مى‏خواهم كه بر محمد و خاندانش درود فرستى و در جان و خاندان و اموال و فرزندانم به من امنیتى عطا نمائى كه از كسى نترسم و هرگز از چیزى هراسى به دل راه ندهم، تو بر هر چیز قادرى.
    استغاثه به آن حضرت با دعا
    پانصد و سى بار بگو:
    اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى فاطِمَةَ وَ اَبیها، وَ بَعْلِها وَ بَنیها، بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِه عِلْمُكَ
    خداوندا! بر فاطمه و پدرش و شوهرش و فرزندانش، به اندازه آنچه علمت بدان احاطه دارد، درود فرست.
    استغاثه به آن حضرت با دعا
    اِلهى بِحَقِّ فاطِمَةَ وَ اَبیها، وَ بَعْلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها
    بار الها! به حق فاطمه و پدرش و شوهرش و فرزندانش و سرّى كه در او به امانت نهاده شده است.



    ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  2. تشكرها 8

    parsa (25-02-1389), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (26-02-1389), كيان (25-02-1389), محب فاطمه (25-02-1389), نرگس منتظر (25-02-1389), آسیه سادات (25-02-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (25-02-1389), درگاه محبوب (25-02-1389)

  3. #262
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩







    نور چشم و میوه دل من

    پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:
    «... ان فاطمة بضعة منی و هی نور عینی وثمرة فؤادی ... ; (12)
    فاطمه علیها السلام پاره تن و نور چشم و میوه دل من است .»
    خشم و خشنودی فاطمه علیها السلام
    پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:
    «ان الله لیغضب لغضب فاطمة ویرضی لرضاها; (13)
    بی شک خداوند با خشم فاطمه علیها السلام به خشم می آید و با خشنودی او خشنود می شود .»


    ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  4. تشكرها 7

    parsa (25-02-1389), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (26-02-1389), كيان (25-02-1389), محب فاطمه (25-02-1389), نرگس منتظر (25-02-1389), آسیه سادات (25-02-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (25-02-1389)

  5. #263
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,839      تشکر : 57,673
    171,696 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    sham1 پاسخ : ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩







    وای اگر فاطمه - علیهاالسلام - نفرین می‌کرد؟!

    ابن شهر آشوب از شیخ طوسی نقل کرده که در کتاب «اختیار معرفة الرجال» از امام صادق علیه السلام و سلمان فارسی، چنین آورده است:
    وقتی امیرمومنان علی علیه السلام را از خانه‌اش بیرون آوردند، فاطمه علیهاالسلام از منزل خارج شد و به سر تربت پاک پیامبر اکرم حضور یافت و خطاب به مردم فرمود: دست از پسر عمویم بردارید! سوگند به خدایی که محمد را به حق و راستی فرستاد و به پیامبری برانگیخت، اگر دست از او برندارید، گیسوانم را افشان می‌کنم، پیراهن پیامبر خدا را بر سر می‌گذارم و با ناله و شیون به خدای متعال، شکایت می‌کنم. به خدا سوگند! شتر صالح، نزد خدای متعال شریف‌تر و بزرگوارتر از فرزندانم نیست.
    سلمان گفت: به خدا سوگند! در این هنگام دیوارهای مسجد را دیدم که از بنیان بلند شد. به گونه‌ای که عبور از زیر آنها میسر بود. لذا نزدیک فاطمه رفتم و عرض کردم: بانویم و سرورم! خداوند تبارک و تعالی، پدرت را پیامبر رحمت قرار داد. بنابراین شما، دردآور و بلاخیز نباشید. فاطمه آرام گرفت و دیوارهای مسجد به جای خود بازگشتند. به گونه‌ای که گرد و خاک از آنها برخاست و بینی ما را آکنده ساخت.(1)
    در برخی روایات هم آمده که حضرت علی علیه السلام به سلمان فرمود که به زهرا بگو علی می‌گوید نفرین نکن که خانم دو سرا نفرین نمی‌کند.
    کلینی با سند خود از ابوجعفر علیه السلام، نقل کرده که فرمود:
    به خدا سوگند! اگر فاطمه – علیهاالسلام - گیسوانش را افشان می‌کرد، همه آنها نابود می‌شدند.(2)

    منبع:
    1- ابن شهر آشوب، مناقب، ج 3، ص 339 .
    2- کلینی، کافی، ج 8، ص 238، ح 321 .




    ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  6. تشكرها 7

    parsa (25-02-1389), كيان (25-02-1389), محب فاطمه (25-02-1389), نرگس منتظر (25-02-1389), آسیه سادات (25-02-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (25-02-1389), درگاه محبوب (25-02-1389)

  7. #264
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩




    دشمن فاطمه علیها السلام در دوزخ است
    پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:
    «... یا فاطمة! لو ان کل نبی بعثه الله وکل ملک قربه شفعوا فی کل مبغض لک غاصب لک ما اخرجه الله من النار ابدا; (14)
    ای فاطمه! اگر تمام پیامبرانی که خدا برانگیخته و تمام فرشتگانی که مقرب درگاه خود گردانده است، برای هر کینه توزی که حق تو را غصب نموده است، شفاعت کنند، هرگز خدا او را از آتش [دوزخ] خارج نمی سازد .»
    اختر تابناک امام صادق علیه السلام می فرمایند:
    «... فاطمة کوکب دری بین نساء اهل الدنیا ... ; (15)
    فاطمه علیها السلام اختری تابناک در میان زنان دنیاست .»
    سرور زنان
    امام صادق علیه السلام می فرمایند:
    «... فاطمة سیدة نساء العالمین من الاولین والاخرین; (16)
    فاطمه علیها السلام سرور زنان جهانیان از اولین تا آخرین است .»
    ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  8. تشكرها 7

    parsa (25-02-1389), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (26-02-1389), محب فاطمه (25-02-1389), نرگس منتظر (25-02-1389), آسیه سادات (25-02-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (25-02-1389), درگاه محبوب (25-02-1389)

  9. #265
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پاسخ : ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩









    فاطمه حوریه ای بهشتی
    پیامبر خدا می فرمودند: «فاطمه حوریه ای است به صورت انسان و من هر گاه مشتاق بهشت می شوم فاطمه را می بویم»

    مونس مادر

    روزی پیامبر وارد منزل شدند. صدای خدیجه را شنیدند که با کسی صحبت می کرد. نزدیک آمد. کسی را نزدیک خدیجه ندید.
    ـ «خدیجه! با کسی صحبت می کردی؟»
    خدیجه گفت: با فرزندی که در شکم دارم.
    آری اگر عیسی بن مریم در طفولیت سخن می گفت، فاطمه قبل از تولد هم صحبت مادر بود.
    ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  10. تشكرها 6

    parsa (25-02-1389), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (26-02-1389), محب فاطمه (25-02-1389), نرگس منتظر (25-02-1389), آسیه سادات (25-02-1389), درگاه محبوب (25-02-1389)

  11. #266
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham1 پاسخ : ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩







    زهرا ( س) پس از پدر


    بالاترین ظلمها ، غصب وصایت رسول اکرم (ص) است و مهمترین اقدام ، احقاق این حق ، که هدایت بی همرهی عترت محال است، محال.

    و زهرا (س) این اسوه ی همیشه بیدار و هشیار ، گرچه با آن همه تأکیدها و سفارش های رسول اکرم (ص) وجودش نشانه راه است و با علی (ع) بودنش علامت همه چیز ، اما به همین قناعت نمی کند، که اقدامها می کند و گامها بر می دارد.


    گامهای زهرا ( س) اثنتا عشره عیناً

    1-فریاد
    " چه زود، روز پرشکوه غدیر و خاطره ی بیعتتان را از یاد بردید.! "
    شبها با علی (ع) و حسنین ( ع) بر در خانه ها ی مهاجرین و انصار می رفت و آنها را به یاد بیعتشان در عقبه و غدیر ، دریای فضائل علی ، از واقعه تبوک و مباهله گرفته تا احادیث ثقلین و سد ابواب و .... می انداخت تا شاید چلچراغی برافروزد.

    هیچ دری بر پاشنه نچرخید، که از شمشیر علی (ع) کینه ها داشتند و از بدر و احد خاطره ها.
    هنوز هم تاریخ در انتظار لبیک می سوزد.

    2- همراه با حقیقت
    " آیا به راستی می خواهی بیت وحی را به آتش بکشی و مرا با علی و فرزندانم بسوزانی ؟ "
    زهرا (س) را زخمی به کناری افکندند و علی (ع) را به مسجد کشاندند با شمشیرهای آخته ، درِ خانه درآتش کینه ها می سوخت.

    زهرا(س) با بالی شکسته ، خود را به مسجد رسانید و با تهدید نفرین ، علی (ع) – امامش- را رهانید و دست در دست ، آرام به خانه اش برد. هیچ کس به پا نخاست، هیچ کس آبی نریخت ، آه ، آه چه غربتی !!

    3- فدک
    "آیا در کتاب خداست که تو از پدرت ارث ببری اما من ارث نبرم؟ چه سخن ناروایی "
    به بهانه غصب فدک در مسجد به افشاگری پرداخت، خصم می پنداشت که او بر زمین از دست رفته می نالد و تو نگو تنها اشارتی به زمین است و نمامی از آسمان ولایت.

    تحریک و حمایت ،افشا و شماتت ،نزدیک بود که کار تمام شود ،آه در حسرت غیرتی

    ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩

  12. تشكرها 4


  13. #267
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham1 پاسخ : ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩






    4- سکوت
    "دیگر هرگز با شما دو تن سخن نخواهم گفت."
    گاهی بلندترین فریادها را از دهان سکوت باید شنید. همه می پرسیدند کز چه روی خورشید در چنبره کسوف فرو رفت؟


    5- انذار
    "شمشیر آخته ، هرج کامل ، استبداد دائم ،
    ذلتی فراگیر ، جمعی پراکنده ، فتنه ای کور

    بشارتتان باد ! اگر این آب رفته به جوی باز نگردد، و صدف جای خزف ننشیند " اینها انذارهای بلند منذری بیدار و فوران سبز کوثری زخمی در بستری دردآلود بر زنانی مقهور بود.


    6- اذان
    "بلال بار دگر اذان بگو"
    این طنین بیدار چشمه آفتاب بود.


    شاید که با احیای خاطرات دوران رسول اکرم (ص) ، سئوالی در اذهان این جماعت مفلوک شکل بگیرد که : گلدسته از جلوت ( آراستگی ) بلال چرا تهی ماند؟


    7- سرشک
    "شب و روز اشک خواهم ریخت تا به ملاقات خدایم برسم و شکایت بر او برم. "
    آنجا که فریادها کارساز نیست ، شاید اشکها از دل سنگها ، چشمه ای جاری کند و در اذهان فسرده این توده مرعوب ، سئوالی را به تصویر کشد کز چه روی خورشید را خونابه می بارد؟


    ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩

  14. تشكرها 4


  15. #268
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham1 پاسخ : ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩







    8- سایبان
    "چند روزی بیش مهمان شما نخواهم بود" کشتی شکسته ما در سایبان بقیع در کناره ی قافله ها پهلو گرفت، بگذار فریاد مظلومیت ولـّیِ قریب ، به آفاق پر کشد. شاید همتی بیدار ، ساحت رفعت او را پاسخ گوید. آیا امید لبیکی هست؟
    ای تولد بالغ تاریخ

    ای بلوغ بیداری

    9- اقرار
    "همه شاهد باشید این دو تن مرا آزردند ، هرگز از آنها نخواهم گذشت ". با خود می پنداشتند که می توان قبل از غروب خورشید سند مظلومیت را ربود. این اوج تزویر بود . اما زهرا (س) بیدار، روی بر دیوار ، تا بگیرد اقرار .
    در شهر هو افتاد....

    10- وصیت
    "نماز و تشییعم بر تبار قابیل حرام "
    همه جا همهمه شد! این هم تیری دیگر از چله بیداری !


    11- آیه
    "قبر من پنهان ، نشانش بی نشان است". اگر قبرت را نشانی نیست چه باک ،
    هر سنگ نبشته ای حکایت تو را دارد .


    12- تسلیت
    "خداحافظ علی جان ، خدایا به سوی تو و در جوار کوی تو " مرد خیبر ، مرد خندق ، تا شنید ، از پای افتاد.
    آبی بیاورید...

    در کنارش می گفت :

    "ای کوثر خدا ، ای دختر رسول ، ای انس مهربان ، این دل رمیده ، ما را دیگر چه کسی انیس و مونس باشد؟ "

    آبی بیاورید....

    یک بار دیگر آسمان گرفت و خنجر تبار قابیل ، خورشیدی دیگر را که در ابتدای طلوع خود بود بر سجاده خون از پای انداخت.
    رسول اکرم (ص) از تنهایی در آمد.
    و علی (ع) ، غربت خود را به سوگ نشست.
    و حرامیان سرمست ، که علی (ع) تنها شد؛ چون بی همتا شد.


    ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩

  16. تشكرها 4


  17. #269
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩




    قسمت ۸
    من زینبم، اینجا مسجد جدّم رسول اللَّه است، و حدود یک ماه پس از او. تا به حال این گونه مادرم به مسجد نیامده بود.
    چندى پیش مادرم در بستر بیماریَش در خانه بود که ناگهان نمایندگانش در فدک آمدندو خبر دادند ابوبکر آنها را از فدک اخراج نموده و خود با نیرنگ فدک را صاحب شده است. و اضح بود که غصب فدکِ مادرم تنها غصب یک باغستان عظیم نیست. بلکه دشمنان در پسِ پرده ى آن فراوان قصدهایى دارند و هزاران فتنه. اکنون هم مادرم به مسجد مى رود تا در کنار بازستاندن حقّش تمام نقشه هاى آنان را برملا کند و براى آخرین بار با این مردم و سر کرده اشان ابوبکرِ بر منبر نشسته سخن گوید و بگوید آنچه از جانب خدا وظیفه دارد. مى خواهند بپذیرند یا نپذیرند که قبول نکردنِ این مردمِ منافق خود بهترین علامتِ عصمت مادرم و گفته هایش است. و لى من حجاب مادرم را خوب دیده ام که هرگز اینگونه به مسجد نخواهد رفت. پس دستور داد پرده اى نصب کردند و خود در میان عدّه اى از زنان به راه افتاد در حالى که قامت خود را نمى توانست راست بگیرد و لباسش زیر پایش مى رفت و من هم با او بودم. یعنى او مرا با خود بُرد و همه به پُشت پرده رفتیم.
    مسجد پُر است از جمعیّت و همه مُستَمِعین منبرِ ابوبکر!
    همین که رسیدیم مادرم زهرا از دل و چنان ناله اى کرد که قلبم را لرزاند و همه ى اهل مسجد را به گریه درآورد، آن هم آن مردم را. مثل اینکه به یاد جدّم رسول اللَّه افتادند.
    مادرم، صبر کرد تا همه ساکت شدند. تا خواست سخن شروع کند باز صداى گریه ى مردم بود که در مسجد پیچید، و این چند مرتبه تکرار شد. تا بالاخره آرام شدند و مادرم خطابش را شروع نمود:
    « أبتدى بحمد من هو أولى بالحمد والطول والمجد ألحمداللَّه على ما أنعم و ».
    صد حیف که چه معصومه اى و چه کلماتى براى چه کسانى و چه قلب هایى. و لى نه، مادرم اگر تنه براى آن مردم و آن دو نفر (ابوبکر و عمر) و تنها گرفتنِ فدکش بود که به مسجد نمى آمد و خطبه نمى خواند.
    مادرم خطبه مى خواند تا خطبه ى پدرش پیامبر در غدیر خم را- که دو ماه و اندى پیش در بازگشت از مکّه خواند- تفسیر نماید.
    مادرم فاطمه خطبه مى خواند تا آیندگانِ امّت و قیامت بدانند عصمت در کیست و ولایت چیست. بدانند ظلم یعنى چه و بدتر از ابلیس یعنى که.
    مادرم زهرا سخن مى گفت تا مسلمانان بلکه جهانیان بدانند خلافتى که از پدرم امیرالمؤمنین على غصب شده همه ى پایه هاى آن و حتّى منبع مالىِ آن بر روى نفاق و دزدى است.
    بدانند این غاصبین مقامى را از اهلش گرفتند که دیگر باز پس نخواهد آمد مگر به دستِ منتقمِ ما اهل بیت.
    مادر عزیزم خطبه مى خواند تا منِ زینب را که همچون او به ناچار و از روى اضطرار در بازار کوفه و پس از شهادت برادرم حسین سخن مى گویم درس داده باشد و بیاموزد که چه بگویم و چگونه شاگردانِ اینان را مفتضح سازم.
    مادر معصومه ام خطبه مى خواند تا یک دنیا معارف و حقایق را به بزرگان بشر بیاموزد. و مادر مظلومه ام خطبه مى خواند تا فدکش را بگیرد و حقِّ غصب شده اش را بازگرداند.
    این منم که خطبه ى مادرم را از ابتدا تا انتها حفظ نموده ام و به نسل هاى آینده مى رسانم که این کار در این سنّ تنها از من برمى آید و بس.
    مادرم ابتدا حمد و ثناى خداوند را نمود و سپس مبعوث شدن جدّمان رسول اللَّه را یادآور شد و از آن پس:
    رو به مهاجرین و انصار نمود و آنان را متوجه مقام ولایت و اهل بیت نمود و گفت از تقوا و ایمان و مختصرى وظایف که همه گوشه اى از علمِ بى مُنتهاى او بود . سپس فرمود:
    « اى مردم، بدانید من فاطمه ام و پدرم محمّد است، کلام اوّل و آخر من این است، ».
    از زحمات پدرش در راه تبلیغ رسالت گفت که آن مردم خود همه را شاهد بودند، چه در مکّه و یا در مدینه. و از زحمات همسرش و پدرم امیرالمؤمنین در جنگ ها گفت.
    سخن که بدینجا رسید از رفتار مردم پس از شهادت پیامبر گفت و اینکه چرا این مردم اینگونه کرده اند.
    مادرم همچنان سخن مى گفت و آن مردَکِ بر منبر نشسته که از ابتدا انتظار داشت مادرم از فدکش گوید، تا به حال متحیّر مانده بود که فاطمه ى زهرا چه مى گوید. او خوب مى دانست که مادرم اینها را مى گوید تا بفهماند اقدام به غصب فدک تنها براى غصب ثمره ى باغى نیست، بلکه براى از بین بردن این معارف و مطالب است که بازگو مى کند و هم براىِ غصب خودِ فدک.
    مادرم که تا بدینجاى سخنش ریسیده هاى سقیفه را خوب بازکرده بود، از فدکش نیز گفت:
    « اى پسر ابى قُحافه (ابوبکر)، آیا در کتاب خداست که تو از پدرت ارث ببرى ولى من از پدرم ارث نبرم؟ مطلبى تعجّب آور و متحیّرکننده آورده اى که از روى جرأت بر قطعِ رحمِ رسول اللَّه و شکستنِ پیمان چنین اقدامى کرده اید! ».
    دیگر مثل اینکه دلِ مادرم به تنگ آمده بود. پس خطاب به پدرش درد دل هایى نمود.
    مردم، در تمام این مدّت مات بودند و گوش فرامى دادند. آیا این پیامبر است که زنده شده و یا جبرئیل مستقیماً با آنان سخن مى گوید؟! که صداى مادرم قلبشان را لرزاند:
    « ، این چه سُستى است در یارىِ من و چه ضعفى است در کمک به من و چه کوتاهى است درباره ى حقّ من و چه خوابى است که در مورد ظلمِ به من شما را در ربوده است؟ » و گفت آنچه آنان با ما کرده بودند و یا تماشاگر بودند.
    توبیخشان کرد که چرا بپا نمى خیزید و اینگونه زبون وار و متملّق گونه سر خم مى نمایند و دستِ ناحقّ مى فشارند. چرا تا این حدّ راضى به حق کُشى و حقیقت پوشى اند؟ گفت کسى که دختر پیامبر را عزیز ندارد بر اوست عار و عذابِ خداوند. و باز هم از فرموده هاى پدرش درباره ى خودش را بیان کرد و در این مدّت مهر سکوت بر دهان همه خورده بود. تا مادرم ساکت شد.
    مادرم که ساکت شد از بالاى منبر صدایى آمد که دورویى و حیله اش را با چشم هم مى شد دید و از پشت پرده دانستم صداى ابوبکر است:
    شروع به تعریف از مادرم نمود و این کارِ همیشگى او بود، آرامش با نفاق. گریه ى با تزویر و اظهار محبّت با خیانت.
    سپس براى اینکه غصب فدک را شرعى! و قانونى جلوه دهد، حدیثى را عنوان کرد که:
    « ما گروه انبیاء ارث بُرده نمى شویم (کسى از ما ارث نمى بَرَد)، آنچه از ما مى ماند صدقه است». و لى ندانست با مادرم یعنى فاطمه ى زهرا سخن مى گوید و او برتر از انبیاست. مادرم با خواندن چند آیه درباره ى ارث بُردنِ انبیا همچون حضرت داوود کلام آنان را باطل کرد و جوابشان را داد و جهالت آنان را بر ملا نمود.
    کار که اینگونه شد آن معدنِ نیرنگ حیله اى دیگر ریخت و این بار حرف از مردم به میان آورد که من براى اینان چنین نمودم و همه به غصبِ فدک راضیَند. مادرم چون چنین شنید و مى دانست مردم همه بدَشان مى آید فدک غصب شود، از این پس آنان را توبیخى سخت نمود. چون در میان مردم بسیارى بودند که کینه ى بخشش فدک از سوى پیامبر و به امر خداوند به مادرم فاطمه را به دل گرفته بودند. کینه و حسد از این موهبت الهى. و مادرم از مسجد بیرون آمد در حالى که حجّتِ الهى را بر همگان تمام نموده بود و خود بى رَمَق به خانه بازگشت.
    اکنون چند روزى از حادثه ى مسجد مى گذرد.
    براى آخرین اتمام حجّت و اینکه مبادا هیچ گونه بهانه اى بیاورند که ما ندانستیم و نمى خواستیم چنین شود، مادرم همراه برادرم حسن نزد غاصب فدک (ابوبکر) رفت و با او احتجاجى سخت نمود. آن چنان سخن گفت که او مجبور شد فدک را به صورت نوشته اى باز پس دهد، و مادرم همراه با سَنَد فدک و دست در دست برادرم حسن از نزد او خارج شد.
    اما: هنوز چیزى از راه نیامده بود که غاصبِ دوّم (عمر) از مقابل نمایان شده بود. اینها را بعد من فهمیدم. عمر آمده بود و گویا این بار نیز از سوى خودِ ابوبکر مأموریّتى داشت. چون از مادرم سوال نموده بود از کجا مى آیى، و این سؤال هیچ معنایى ندارد مگر اینکه او سابقه اى از قضیّه داشته باشد!
    مادرم گفته بود از خانه ى ابوبکر مى آیم و از بازستانىِ فدکم. عمر سند نوشته شده ى ابوبکر را خواسته که مادرم نداده بود و او چون به هر صورت باید این سند را مى گرفت چنان !
    نمى دانم بگویم یا نه؟ ولى بگذار بگویم. بگذار بنالم و همه ى عالم بشنوند چه کسانى با مادرمان و دختر پیامبر چه کردند. پس با اینکه از عُمق درون مى سوزم فریاد مى زنم:
    چنان به صورت مادرم سیلى زده بود که مادرم به یک طرف افتاده بود، سندِ فدک به سوى دیگر و برادرم حسن آن طرف و گوشواره ى مادرم آن سوتر. و این باباى مظلومم على است که از پشت در مرتّب سَر مى کشد و انتظارِ بازگشت مادرم را دارد.
    نمى دانم. حتماً برادرم حسن مادرم را به خانه رسانده بود.
    مادرم، چون از راه مى رسد از ماجراى کوچه و دیگر قضایا هیچ نمى گوید. تنها سؤال مى کند که چرا پدرمان اینگونه زانوى غم بغل نموده و حقّش آنگونه غصب مى شود. آخر تا این حدّ صبر و تحمّل و دست نگهدارى ؟!
    پدرم مظلوممان هم خاطر او را به دست مى آورد و اینکه فعلاً باید صبر نمود. خوب به یاد دارم مادرم که از راه رسیده چادرش خاکى بود و از آن روز به بعد همیشه از ما کودکانش و پدرمان روى خود را مى پوشاند!! و دیگر مادرمان زمین گیر شد.
    آرى، فدک اینگونه رفت.
    دل مادرمان شکست و این دلِ شکسته هیچگاه بازنگشت و راضى نشد. مادرم فاطمه ى زهرا تا آخرین لحظات نفرین و غصب بر غاصبین خلافت و فدک داشت و همان گونه چشم از این جهان بست.
    ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  18. تشكرها 2


  19. #270
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩




    قسمت ۹
    من راضیه ام، اینجا خانه ى من است، و مدّتى از شهادت پدرم مى گذرد.
    از آن روزى که به درِ خانه ام ریختند و گفتم که چه کردند روز به روز شکسته تر مى شوم.
    گریه امانم نمى دهد و به هیچ طرف نمى توانم بنگرم.
    این سو درِ خانه است و پشتِ در که مرا به یاد طفل نازنینم «محسن» مى اندازد.
    آن طرفِ خانه فرزندان زانو بغل گرفته ام اند که بى صدا اشک مى ریزند.
    آن سوتر قبر پدرم است، در مسجد هم نامردان و دشمنان همسرم و از همه دردناکتر چهره ى غم بار همسرم امیرالمؤمنین. این روزها چروک هاى پیشانیَش کاملاً پیداست که او دو چندانِ من مصیبت دارد.
    او به اضافه ى همه ى اینها مرا هم مى بیند که در بستر افتاده ام و تمام کارهایم را با یک دست انجام مى دهم! مى بیند که وقتِ برخاستن چگونه برمى خیزم و همیشه به یک پهلو مى خوابم و مى بیند چگونه مى گریم و خود نمى تواند کارى انجام دهد که پیامبر چنین دستورش داده است. و لى دلخوشىِ من این است که تا به حال نگذارده ام روى مرا ببیند. هرازگاه که او یا هر کدام از فرزندانم داخل مى شوند رویم را مى گیرم تا لااقلّ غصّه ى این یکى را نخورند. آخر رویم کاملاً کبود شده و چشمم آسیب دیده و گوشم هم.
    آرى، این است حال و روز خانه ى من و کار شب و روز من آه و ناله، گریه و اشک و غصّه و درد.
    صبح و ظهر و شب و همه وقت مى گریم و مى نالم.
    آن قدر مى گریم که با این مدّت کم گریه کردنم مرا یکى از گریه کنندگان عالَم- که پنج نفرند- مى دانند، تا اینکه روزى: همسرم را مى بینم که با هزار زحمت مى خواهد کلامى را بگوید و نمى گوید، تا بالاخره چنین بیان مى نماید:
    فاطمه ام، مردم مدینه به من مى گویند گریه و زارىِ فاطمه استرحت را از ما گرفته است. به او بگو یا روز گریه کند یا شب. و من هیچ تعجّب نمى کنم.
    از مردمى که چند روزِ قبل- که تازه پدرم را به خاک سپرده بودیم- به خانه ام ریختند و آن چنان کردند و با همسرم آن گونه نمودند و جز سلمان و ابوذر و مقداد و عمّار همه از او برگشتند و مرتدّ شدند و تنهایش گذاردند، دیگر این حرف ها تعجّبى ندارد و براى من هم تازگى ندارد. شاید هم این بهانه اى دیگر است براى مقصودى شومتر؟!
    من هم که دیگر با گریه عجین شده بودم و جدایى من از گریه معنى نداشت. مگر مى شود این منظره ها را ببینم و بدانم دشمنان چه با دینِ خدا کرده اند و ساکت بنشینم.
    پس هر روز دست حسن و حسینم را مى گیرم و آنها را با خود به بیرون مدینه مى بَرم و به دور از این شهر غریب زیر سایه ى درختى مى نشینم و زار مى زنم. آخر در این شهر دیگر نمى توان به تنهایى رفت و آمد کرد!
    عجیب است که در شهر پیامبر و چند هفته پس از او تنها خانه اى که ایمن نیست خانه ى تنها دختر و فرزند اوست و تنها خانواده اى که امان ندارند تنها یادگارانِ اویند. دخترش و دامادش و نوه هایش!
    آن قدر رفتم و گریستم که آن محلّ «بیت الأحزان» (خانه ى غمها) نام گرفت. امّا مگرِ من مجروح و منِ غم دیده چقدر طاقت دارم؟ منى که سینه ام مجروح است و پهلویم آزُرده. منى که صورتم کبود است و چشمم آسیب دیده و منى که بازویم وَرَم کرده و فرزندِ نارسیده ام را با ضرب لَگَد چیده اند.
    با اینکه توان رفتن به آنجا را ندارم ولى باز هم مى روم تا مبادا استراحت این مردم از بین برود.
    روزى که آمدم بنشینم و عقده هاى دلم را کمى تسکین دهم، دیدم سایه بانِ مرا قطع کرده اند!!
    حالا معلوم شد که گریه هاى من استراحت و خواب آنها را نگرفته بود. گریه هاى من همچون تیرهایى بود که بر قلبشان مى نشست و روز به روز مفتضح تر مى شدند و آنها از این مى هراسیدند.
    همسرم، بى حرمتى را که تا به این حدّ دید، خود آمد و چهار دیوارى درست نمود تا من بگریم. هر روز مى رفتم و در آن چهار دیوارى مى گریستم و روزها همچون سال هاى پُر درد و رنج مى گذشت.
    اکنون کاملاً بسترى شده ام و برخاستن از جایم هم برایم مشکل است و من بیش از هجده بهار ندیده ام. در این دو ماهِ پس از پدرم بیش از پنجاه سال شکسته شده ام و این خود عجیب است. آخر من در این دو ماه بیش از پنجاه سال مصیبت دیده ام. چه مصیبت هاى روحى و چه مصیبت هاى جسمى.
    ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  20. تشكرها 2


صفحه 27 از 35 نخستنخست ... 17232425262728293031 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •