۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩
صفحه 35 از 35 نخستنخست ... 253132333435
نمایش نتایج: از شماره 341 تا 350 , از مجموع 350
  1. #341
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩







    علی در سوگ زهرا علیهماالسلام

    ... ساعتی چند از شب گذشته است. شبی به غایت تاریک از نخستین شب‌های جمادی الثانی، که ماه هنوز فرصت نورافشانی و خودنمایی و جلوه‌گری نیافته است. مدینه را سکوتی غریب فراگرفته و چشمان بی‌فروغ منافقان، علیرغم همدردی کاذبانه با علی علیه السلام و خانواده‌اش در شهادت زهرا سلام الله علیها، در خوابی آرام(!) فرو رفته و رؤیاهای شیرین(!) را تجربه می‌کنند. و در این میان تنها، عده‌ای معدود از ساکنان شهر رسول الله صلی الله علیه و آله، در اندوه این مصیبت بی‌بدیل، در غربتی جانسوز سرشک غم از دیدگان فرو می‌ریزند.
    اما در خانه گلین و محقر علی علیه السلام بساط سوگواری رونقی دو چندان دارد!! علی با قلبی آکنده از اندوه، خاطرات روزهای با زهرا بودن را از نظر می‌گذراند و غریبانه می‌گرید. گاه گذشته را می‌کاود و گاه چشم دل به آینده خیره می‌کند. آینده‌ای که باید بی حضور زهرا از میان «حوادث»، ناچار عبور کند. علی خود مرد حماسه‌ها و حادثه‌هاست. مرد لیلة المبیت و لیلة الهریر، مرد یوم البدر و یوم الاحد، مرد خندق و خیبر و صدها حادثه کوچک و بزرگ دیگر، ولی آنچه او را در این حوادث استوار می‌داشت، دو چیز بود؛ یکی ایمان بی چون و یقین متقن به هستی‌بخش یکتا و دیگر حضور پر طراوت و با صلابت رسول الله صلی الله علیه و آله، که به او و دیگر مؤمنان قوت قلب می‌بخشید، چرا که خود فرمود:
    «کنا اذا احمر البأس اتقینا برسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ...؛ هر گاه آتش جنگ شعله می‌کشید، ما به رسول خدا پناه می‌بردیم... .»(1)
    علی علیه السلام می‌فرماید: در آن هنگام - که با یتیمان فاطمه در گریه و اندوهشان همراه بودم - خدای را شاهد می‌گیرم که فاطمه نیز شروع به ناله و آه نموده و دست‌های خویش را از کفن بیرون آورده و دو پسر خویش را مدتی به خویش چسبانید.»(2) «این منظره برای اهل آسمان نیز که چشمانشان متوجه و خیره به آن نقطه از منزل علی علیه السلام گردیده بود سخت تکان دهنده بود پس تعجبی ندارد فرشتگان نیز ضجه زنند و با اهل آن خانه در گریه همراهی نمایند. و مانعی نیز نخواهد داشت که علی علیه السلام صدای یکی از آنان را بشنود که ندا می‌دهد: یا علی! آن دو را از روی بدن مادر بلند کن چرا که فرشتگان آسمان را به گریه انداختند. حبیب و دوست یعنی خداوند، مشتاق حبیبه خود فاطمه زهراست. امام پیش آمد تا دو طفل خود را از سینه مادر بلند کند در حالی که از دو چشم او اشک به شدت می‌بارید.»

    و آنگاه که رسول گرامی صلی الله علیه و آله رحلت فرمود، حضور زهرا سلام الله علیها که خلقاً و خلقاً شباهتی تام به پدر داشت برای او موجب تسلای دل بود و قوت قلب، ولی این که از آن همراه همدل، تنها جسم بی روحی باقی مانده که آن نیز تا ساعتی دیگر در دل تیره خاک مأوا می‌گیرد و این چنین است که در مدینه امشب، هیچ دل و جانی را محزون‌تر از علی نخواهی یافت.

    و اما یتیمان زهرا، حسنین به همراه زینب و ام‌کلثوم علیهم السلام. اینان نیز در کنار پیکر مادر که لحظاتی پیش علی علیه السلام به دستیاری «اسماء بنت عمیس» او را غسل داده و در کفن پیچیده بود، مویه می‌کنند و هر یک به زبانی با مادر خفته در آغوش مرگ، نجوا می‌نمایند و البته حسن و حسین را سوز دیگری است. چرا که همواره میان مادر و پسر، انس و علاقه‌ای بوده که دختران را از آن بهره‌ای نبوده کما این که میان پدر و دختر نیز الفتی بوده که پسران را نه، و از همین روی آنگاه که فرزندان زهرا سلام الله علیها بر پیکر مادر افتاده و صدا به گریه و ناله بلند کرده بودند: «واقعه‌ای رخ داد که قلم از شرح و تحلیلش عاجز و ناتوان است، قضیه‌ای که قوانین طبیعت را زیر پا می‌نهد و از قواعد ماوراء الطبیعی نشأت می‌یابد، قضیه‌ای که در حد خود عجیب است زیرا که خرق عادت و سنن طبیعی را می‌نماید. علی علیه السلام می‌فرماید: در آن هنگام - که با یتیمان فاطمه در گریه و اندوهشان همراه بودم - خدای را شاهد می‌گیرم که فاطمه نیز شروع به ناله و آه نموده و دست‌های خویش را از کفن بیرون آورده و دو پسر خویش را مدتی به خویش چسبانید.»(2) «این منظره برای اهل آسمان نیز که چشمانشان متوجه و خیره به آن نقطه از منزل علی علیه السلام گردیده بود سخت تکان دهنده بود پس تعجبی ندارد فرشتگان نیز ضجه زنند و با اهل آن خانه در گریه همراهی نمایند. و مانعی نیز نخواهد داشت که علی علیه السلام صدای یکی از آنان را بشنود که ندا می‌دهد: یا علی! آن دو را از روی بدن مادر بلند کن چرا که فرشتگان آسمان را به گریه انداختند. حبیب و دوست یعنی خداوند، مشتاق حبیبه خود فاطمه زهراست. امام پیش آمد تا دو طفل خود را از سینه مادر بلند کند در حالی که از دو چشم او اشک به شدت می‌بارید.»(3)

    ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  2. تشكر

    حور العین (28-02-1389)

  3. #342
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩







    ... شب به نیمه نزدیک می‌شود. علی علیه السلام به آسمان می‌نگرد. مبادا سپیده سر زند و وصیت زهرا سلام الله علیها که فرموده بود: «وصیت می‌کنم ترا که نگذاری بر جنازه من حاضر شوند یکی از آنهایی که بر من ستم کردند و حق مرا گرفتند؛ چه ایشان دشمن من و دشمن رسول خدایند و نگذاری که احدی از ایشان و اتباع ایشان بر من نماز کنند و مرا در شب دفن کنی در وقتی که دیده‌ها در خواب باشد.»(4)
    قاصدی فرا می‌خواند و به سوی برخی خویشان و اصحاب گسیل می‌دارد. «عمار و مقداد و عقیل و زبیر و ابوذر و سلمان و بریده و گروهی از بنی‌هاشم»(5) یکی یکی و به آرامی وارد می‌شوند. همگی می‌دانند که باید سکوت کرده و صدا به ناله بلند نکنند، مبادا منافقان مدینه از خواب نوشین(!) بیدار شده و در راه اجرای وصیت زهرا سلام الله علیها مانع شوند. بغض گلوها را می‌فشرد و سینه‌ها مالامال درد و اندوه است، ولی خفقان حاکم بر مدینه جرأت نالیدن را از آنان گرفته و به ناچار باید سکوت کرده سکوتی که صد البته از هزاران فریاد رساتر است، چرا که در آینده‌ای که با طلوع سپیده چهارم جمادی الثانی سال یازدهم هجری، آغاز می‌شود تا همیشه تاریخ، وجدان‌‌های بیدار و جان‌های آگاه را به پاسخ جوئی از این سؤال فرا می‌خواند که: چه اتفاقی روی داده و چه شرایطی بر جامعه مسلمانان حاکم شد که تنها دو ماه و اندی از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله گذشته، باید مراسم تشییع پیکر تنها یادگارش در سکوت و شبانه برگزار گردد.
    ... شب به نیمه نزدیک می‌شود. علی علیه السلام به آسمان می‌نگرد. مبادا سپیده سر زند و وصیت زهرا سلام الله علیها که فرموده بود: «وصیت می‌کنم ترا که نگذاری بر جنازه من حاضر شوند یکی از آنهایی که بر من ستم کردند و حق مرا گرفتند؛ چه ایشان دشمن من و دشمن رسول خدایند و نگذاری که احدی از ایشان و اتباع ایشان بر من نماز کنند و مرا در شب دفن کنی در وقتی که دیده‌ها در خواب باشد.»


    ... چون شایستگان مدینه برای اقامه نماز بر جنازه زهرا سلام الله علیها، گرد آمدند، علی علیه السلام به امامت ایستاد و حاضران به همراه او و در قفای او، بر پیکر دخت رسول صلی الله علیه و آله، نماز گزاردند. آنگا پیکر نحیف زهرا سلام الله علیها را بر دوش جسم، و اندوه عظیم فقدانش را بر دوش جان گذارده و تا محل دفن پیش آوردند. علی علیه السلام مکان خاکسپاری صدیقه طاهره سلام الله علیها را می‌نمایاند و گروهی از همراهان به حفر قبر مشغول می‌شوند.
    ... اینک قبر آماده است. ولی کدام دست را یارای آن است که خورشید را در دل زمین پنهان کند؟! علی علیه السلام هم که باشی؛ باز در این کار سترگ از یاری دیگران گریزی نخواهی داشت!! جمعی از اصحاب به یاری شما می‌آیند و آن پیکر نحیف و لاغر را نزدیک قبر می‌برند. علی علیه السلام خود داخل قبر می‌شود. با دستانی لرزان و قلبی اندوهناک، پیکر زهرا سلام الله علیها را می‌گیرد تا در گودال قبر قرار دهد. «ابن شهر آشوب و دیگران روایت کرده‌اند که چون آن حضرت را خواستند که در قبر گذارند دو دست از میان قبر پیدا شد شبیه به دست‌های رسول خدا صلی الله علیه و آله و آن حضرت را گرفت و به قبر برد.»(6) و علی علیه السلام به نجوا پرداخت: «ای زمین امانت خود را به تو سپردم، این دخت رسول خداست، بسم الله الرحمن الرحیم. بسم الله و بالله و علی ملة رسول الله محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله. ای صدیقه تو را به کسی تسلیم کردم که از من به تو سزاوارتر و شایسته‌تر است، و راضی شدم برای تو آنچه را که خدای تعالی برای تو راضی شود.»(7)
    آنگاه خشت‌ها را چید و از قبر خارج شد. قبری که محبوب‌ترین خلق خدا را بدان سپرده بود. قبری که شبیه‌ترین خلق خدا از حیث سیما و رفتار به رسول الله در آن خفته بود. قبری که پیکر بهترین حامی و یاورش را در بر گرفته بود. ولی اگرچه جسمش از آن گودال بیرون آمد ولی یقیناً دل و جانش هنوز در کنار زهرا سلام الله علیها بود.
    ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  4. تشكر

    حور العین (28-02-1389)

  5. #343
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩




    ... اطرافیان به کار خاک افشانی پرداختند و آرام آرام گودال از انبوهی از خاک پر شد و علی علیه السلام فقدان زهرا سلام الله علیها را با تمام وجود احساس کرد. تا پیش از این لحظه اگرچه زهرا سلام الله علیها دیگر با او سخن نمی‌گفت و نگاه مهربانش را در نگاه او گره نمی‌زد، ولی باز هم حضور آن پیکر بی روح باعث تسلای خاطرش بود، و با نگاه بدان، قدری آرام می‌گرفت، ولی حال دیگر حتی آن جسم بی جان هم حضور ندارد و علی علیه السلام با تمام وجود، بار سنگین اندوه و فراق را بر پشت خویش و در دل آگاه و پر دردش احساس می‌کند و اینجاست که آن کوه صبر و استقامت و قامت استوار امامت لب می‌گشاید و سوگوارانه مویه می‌کند و نخست رسول گرامی را مخاطب قرار داده و به او می‌گوید:
    در خانه گلین و محقر علی علیه السلام بساط سوگواری رونقی دو چندان دارد!! علی با قلبی آکنده از اندوه، خاطرات روزهای با زهرا بودن را از نظر می‌گذراند و غریبانه می‌گرید. گاه گذشته را می‌کاود و گاه چشم دل به آینده خیره می‌کند. آینده‌ای که باید بی حضور زهرا از میان «حوادث»، ناچار عبور کند. علی خود مرد حماسه‌ها و حادثه‌هاست. مرد لیلة المبیت و لیلة الهریر، مرد یوم البدر و یوم الاحد، مرد خندق و خیبر و صدها حادثه کوچک و بزرگ دیگر، ولی آنچه او را در این حوادث استوار می‌داشت، دو چیز بود؛ یکی ایمان بی چون و یقین متقن به هستی‌بخش یکتا و دیگر حضور پر طراوت و با صلابت رسول الله صلی الله علیه و آله، که به او و دیگر مؤمنان قوت قلب می‌بخشید.

    «سلام بر تو ای رسول خدا از من سلام بر تو از دخترت و زیارت کننده‌ات و آن کس که بقعه شما در خاک آرمیده، خدا زود رسیدن او را نزد تو برایش برگزیده.
    ای رسول خدا! شکیبایی‌ام از فراق محبوبه‌ات کم شد و خودداریم در فراق سرور زنان جهان از بین رفت جز این که من در پیروی از تو که در مصیبت‌ها گریه می‌کردی گریه می‌کنم ولی با توجه به تأثری که من در فقدان شما داشتم در این مصیبت جای تسلیت و خویشتن داری‌ام وجود دارد.
    زیرا من سر تو را در لحد آرامگاهت نهادم ، بعد از آن که جان مقدس به میان گلو و سینه من ریخت (هنگام جان دادن سرت بر سینه من بود) و من به دست خود چشمانت را بستم.
    و انجام مراسم غسل و کفن و دفن تو را من عهده‌دار بودم.
    آری در برابر تقدیر خدا جز قبول چاره‌ای نیست
    که می‌فرماید:
    انالله و اناالیه راجعون ؛ پس امانت پس گرفته شد. و گروگان دریافت گشت.
    ای رسول خدا!
    اما اندوهم همیشگی است، و اما شبم در بی خوابی می‌گذرد، و غم پیوسته در دلم خانه کرده است.
    تا خدا خانه‌ای را که تو در آن اقامت داری برایم برگزیند.
    غصه‌ای دارم که دلت را خون می‌کند و اندوهی دارم که به جوشش در آمده است.
    چه زود خدا میان ما جدائی انداخت و من از این فراق به خدا شکایت می‌برم.
    و به زودی دخت شما برای شما خبر خواهد آورد که امت شما بر علیه من با یکدیگر همدست شدند.
    و برخوردن حق وی نیز.
    سرگذشت ما از او بپرس و گزارش را از او بخواه. زیرا چه بسا درد دل‌هایی داشت که چون آتش در سینه‌ات می‌جوشید و در دنیا راهی برای گفتن آن نیافت.
    ولی به زودی خواهد گفت و خدا، داوری خواهد کرد که او بهترین داوران است.
    و سلام بر هر دوی شما باد ای رسول خدا !
    سلام وداع کننده‌ای که؛
    نه دلتنگ است و نه خشمگین زیرا اگر از اینجا برگردم به واسطه دل تنگی‌ام نیست.
    و اگر بمانم به واسطه بدگمانی به آنچه خدا به صابران وعده فرموده نمی‌باشد.
    آنگاه که رسول گرامی صلی الله علیه و آله رحلت فرمود، حضور زهرا سلام الله علیها که خلقاً و خلقاً شباهتی تام به پدر داشت برای او موجب تسلای دل بود و قوت قلب، ولی این که از آن همراه همدل، تنها جسم بی روحی باقی مانده که آن نیز تا ساعتی دیگر در دل تیره خاک مأوا می‌گیرد و این چنین است که در مدینه امشب، هیچ دل و جانی را محزون‌تر از علی نخواهی یافت.


    ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  6. تشكر

    حور العین (28-02-1389)

  7. #344
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩




    به به!
    باز هم بردباری مبارک‌تر و پسندیده‌تر است.
    و اگر بیم چیرگی دشمنان بر ما نبود،
    در کنار قبر تو ای فاطمه اقامت اختیار می‌نمودم.
    و درنگ نزد تو را مانند معتکفان بر می‌گزیدم.
    و مانند مادری که جوانش مرده باشد بر این مصیبت بزرگ می‌گریستم.
    آری پیامبر، در محضر خدا، دختر تو مخفیانه به خاک سپرده شد.
    و با زور و قهر حقش را خوردند. و علناً وی را از ارثش باز داشتند. با آن که زمان رفتن شما از دنیا طولانی نشده بود. و یاد شما کهنه نگردیده بود.
    پس ای رسول الله! من شکایت فقط به سوی خدا می‌برم.
    و بهترین دلداری از جانب توست (چون تو درباره صبر بسیار سخن گفتی)
    پس درودهای خدا بر فاطمه و بر تو یا رسول الله و رحمت و برکات خدا.»(9)
    ... چون خطبه تمام گشت، به کار ساختن قبر پرداخت و صورت چندین قبر تازه را در مکان‌های متفاوت ایجاد کرد، تا منافقان مدینه از مکان دفن زهرا سلام الله علیها مطلع نشوند و وصیت آن یکتا گوهر اقیانوس نبوت به بهترین شکلی اجراء گردد. محدث قمی(ره) می‌گوید: «حضرت امیر علیه السلام بر دور قبر آن حضرت هفت قبر دیگر را آب پاشد که قبر آن مظلومه در میان آنها مشتبه باشد، و به روایت دیگر قبر آن حضرت را با زمین هموار کرد که علامت قبر معلوم نباشد. اینها برای آن بود که عین موضع قبر آن حضرت را ندانند و بر قبر او نماز کنند و خیال نبش قبر آن حضرت را به خاطر نگذرانند و به این سبب در موضع قبر آن حضرت اختلاف واقع شده است. بعضی گفته‌اند که در بقیع است نزدیک قبور ائمه بقیع علیهم السلام و بعضی گفته‌اند مابین قبر حضرت رسالت صلی الله علیه و آله و منبر آن حضرت مدفون است، زیرا که حضرت رسول اکرم فرمودند: مابین قبر من و منبر من باغی است که از باغ‌های بهشت و منبر من بر دری است از درهای بهشت. و بعضی گفته‌اند که آن حضرت را در خانه خود دفن کردند و این اصح اقوال است چنانکه روایت صحیحه بر آن دلالت می‌کند.»(10)

    پی‌نوشت‌ها:

    1- نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، ص 690، کلام 9. 2- فاطمه زهرا (س) از ولادت تا شهادت، سید محمد کاظم قزوینی، ترجمه دکتر حسین فریدونی، ص 601. 3- همان، ص 602. 5- همان، ص 304 . 6- همان. 7- فاطمه زهرا (س) از ولادت تا شهادت، سید محمد کاظم قزوینی، ترجمه دکتر حسین فریدونی. 8- اصول کافی، ثقة الاسلام کلینی، ترجمه شیخ محمدباقر کمره‌ای، ج 3، ص 321، ص 605 . 9- فاطمه زهرا (س) از ولادت تا شهادت، سیدمحمد کاظم قزوینی، ترجمه دکتر حسین فریدونی، ص 607 تا ص 611 . 10- منتهی الامال، شیخ عباس قمی، تحقیق و ترجمه: صادق حسن زاده، ص 304 . 4- منتهی الامال، شیخ عباس قمی، تحقیق و ترجمه: صادق حسن زاده، ص 301، ج اول .
    منبع:
    روزنامه کیهان، 16/4/84 ، محتشم مومنی

    ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  8. تشكر

    حور العین (28-02-1389)

  9. #345
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩





    فاطمه سوخت


    اى به طوفان بلا، يار على
    همدم آه شرر بار على

    مهر و قهرت، سبب ردّ و قبول
    فاطمه! روح على! جان رسول


    اى ز سيلى شده نيلى رويت
    كشت آزردگى پهلويت


    تا على را سوى مسجد بردند تا
    نازنينْ قلب ترا، آزردند


    رابط فيض خدا را كشتند
    مادر زهد و ريا را، كشتند


    آنكه نان و نمكش را خوردند
    به تلافى، فدكش را بردند!


    تا كه بيت الشرف فاطمه سوخت
    عرش را ز آتش غم، قائمه سوخت


    هستى شير خدا رفت ز دست
    تا كه زهراى وى از پاى نشست

    تقی براتی

    ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  10. #346
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩








    حضرت زهرا (س) :

    همانا خوشبخت حقيقي كسي است كه علي ( عليه السلام ) را دوست بدارد .

    إن السعيد ، كل السعيد ، حق السعيد من أحب عليا .

    مجمع الزوائد علامه هيثمي ، ج 9 ، ص 132


    ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  11. #347
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩






    قبر مخفی مادرم

    تا ابد یه غم به سینه می ماند

    عقده های مدینه می ماند

    کوچه های مدینه بی روحند
    آه زهرا به کوچه می ماند

    گر به پایان رسد غم عالم
    داغ زینب همیشه می ماند

    بی تو ای آرزوی گم شده ام
    زینب با بهانه می ماند

    در سپهر دو دیده ام باقی
    تا ابد تازیانه می ماند

    قصه را تازیانه می داند
    در و دیوار خانه می داند

    تا هویدا شود گل نرگس
    قبر تو بی نشانه می ماند
    ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩
    ویرایش توسط شكوفه ياس : 28-02-1389 در ساعت 19:38

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  12. #348
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩







    فاطمه ، فاطمه است



    فاطمه (س) در كلام دكتر علی شریعتی
    تقارن شهادت بی بی دوعالم حضرت زهرا (س) و سالگرد درگذشت دكترعلی شریعتی بهانه ای شد تا تورقی دوباره در اثر جاودانه او « فاطمه فاطمه است » بیندازم و خوشه ای ازكلام او را بر چینم و تقدیم شما نمایم.
    توصیه می كنم پس از خواندن این چكیده به خوانش كتاب دست زنید كه بی شك نكته های جذاب بسیاری برای شما خواهد داشت .
    دكتر شریعتی در این كتاب به مسائل بی شماری من جمله از نقش زنان در جامعه اسلامی و الگو قرار دادن حضرت فاطمه زهرا (س) و مسائل متعدد دیگر سخن می گوید .
    شریعتی بعد از بحث در مورد جایگاه زن در دنیای امروز و بررسی نقش فرهنگی و پایگاه اجتماعی او در عصر جدید از جایگزینی جنسیت به جای عشق در نظام مصرفی سخن می گوید و با بررسی دیدگاههای شرق و غرب در مورد زن به نام مبارك فاطمه فاطمه می رسد و او را چنین معرفی می كند : « ، چهارمین دختر پیامبر بزرگ اسلام بود و كوچكترین ، هم دختر آخرین خانواده ای كه پسری برایشان نمانده بود و هم در جامعه ای كه ارزش هر پدری و هر خانواده ای به پسر بود.» با این كلام جایگاه زن در عصر جاهلیت را مورد بررسی قرار می دهد و باز از فاطمه می گوید : « فاطمه ، وارث همه ی مفاخرخاندانش ، وارث اشرافیت نوینی كه نه از خاك و خون و پول ، كه پدیده ی وحی است ، آفریده ی ایمان و جهاد و انقلاب و اندیشه و انسانیت و ... بافت زیبایی ، از همه ی ارزش های متعالی روح . محمد ، نه به عبدالمطلب و عبد مناف ، قریش و عرب ، كه به تاریخ و بشریت پیوند خورده و وارث ابراهیم است و نوح و موسی و عیسی و فاطمه ، تنها وارث او .
    انا اعطیناك الكوثر ، فصل لربك وانحر ، انّ شانئك هو الابتر.
    به تو « كوثر » عطا كردیم ای محمد (ص) . پس برای پروردگارت نماز بگذار و شتر قربانی كن . همانا ، دشمن كینه توز تو هم « ابتر » است .»
    « اكنون ، یك دختر ملاك ارزش های پدر می شود ، وارث همه ی مفاخر خانواده می گردد و ادامه ی سلسله ی تیره و تباری بزرگ ، سلسله ای كه از آدم آغاز می شود و بر همه ی راهبران آزادی و بیداری تاریخ انسان گذر می كند و به ابراهیم بزرگ می رسد و موسی و عیسی را به خود می پیوندند و به محمد می رسد و آخرین حلقه ی این زنجیر عدل الهی ، زنجیر راستین حقیقت فاطمه است . »
    و در ادامه كتاب به سیر زندگی فاطمه در كنار پیامبر (ص) و شویش علی (ع)می پردازد و با بیانی شیوا داستان رنج ها و دردهایی را كه بر اسلام و پیامبر می رود و فاطمه كه سنگ صبور پدر است و امید زندگی او و با گذر از این دوران به روز وداع می رسد . وداع سخت پدر از دختر و پدری كه فاطمه را تسلیت می بخشد و امیدش می دهد كه : « اما تو دخترم ، نخستین كسی خواهی بود ، از خانواده ی من ، كه از پی من خواهی آمد و به من خواهی پیوست . »
    « لب های پدرم بسته شد . لب هایی كه پیام وحی را می گذاشت ، لب هایی كه بر دخترش ، بر كودكان دخترش ، بوسه می زد . نگاهش مدتی ما را نگریست و سپس فرو خفت ، از حلقومش خون آمد .
    سرش بر سینه ی علی بود ، علی سكوتی وحشتناك و سنگین داشت ، گویی پیش از پیغمبر مرده است . عایشه بر سر پدرم خم شد ، و زنان دیگر .
    آری ، آری . لحظه های وحشت ، در سكوت مرگ گذشتند ؛
    ناگهان دست های او كه به نشانه ی دعا ، بر سر اسامه گذاشته بود ، به دو پهلویش افتاد ، لب هایش تكان خورد : الی الرفیق الاعلی – همه چیز تمام شد .
    ابتاه ، یا ابتاه .
    اجاب رباً دعاه .
    الی جبریل ننماه . »
    و حالا فاطمه بود و دردهایی كه باید تنها بر دوش می كشید . نامحرمان چه به روز اسلام آورند و چه بی حرمت ها كه به خانه وحی ننموده اند . علی را خانه نشین كردند و هدیه پدر را از دستان فاطمه ربودند.
    « هر كسی می داند كه این ها كینه ی ضربه های قهرمانی بدر و خندق و ... است كه این چنین چركین شده و سرباز كرده است . »
    « فاطمه ، كه اكنون همچون پرنده ای مجروح در میانه ی دو فاجعه ی سنگین فشرده می شود : مرگ پیامبر و شكست علی ، سر در گریبان غم های سیاه خویش فرو برده است و به گذشته می اندیشد و به پدر كه آن همه نگران فردا بود ، و به آینده ، كه سرنوشت مذهب عدالت و رهبری چه خواهد شد ؟ .... ناگهان هیاهوی بسیاری از مسجد بلند شد و فاطمه ، در میان صداهای كه بر هم می خورد و همهمه می شد فریادهای تند و هولناك عمر بن خطاب را شنید كه دمادم نزدیك می شود .


    ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  13. #349
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    goll پاسخ : ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩






    - من این خانه را با اهلش به آتش می كشم .
    این جمله را فاطمه به روشنی شنید .. اكنون خیلی نزدیك شده اند . درِ خانه ی فاطمه به مسجد باز می شود . و شنید كه صداهایی با شگفتی به او می گویند :
    - گرچه در این خانه فاطمه باشد ؟
    و عمر با همان لحن قاطع :
    - باشد
    به راستی هم ، غلام عمر ، از خانه آتش به مسجد آورده است .
    اكنون ، آتش بر در خانه ی فاطمه .
    وهیاهوی جمع و در میانه ی فریاد رعب آور عمر كه :
    - ای علی ، بیرون بیا .
    در خانه به شدت تكان می خورد و زبانه های آتشی كه آورده اند ، از روزنه های در پیداست و فریادهای عمر كه هر لحظه تندتر و مهاجم تر می شود .
    ناگهان فریاد فاطمه ، كه پشت در آمده بود برخاست . فریادی كه تمامی اندوه عالم را با خود داشت :
    - ای پدر ، ای رسول خدا . بعد از تو از پسر خطاب و پسر ابی قحافه چه ها كه ندیدم !»
    « به ام ارفع گفت :
    - بستر مرا در وسط اطاق بگستران .
    آرام و سبك بار بر بستر خفت ، روبه قبله كرد ، در انتظار ماند .
    لحظه ای گذشت و لحظاتی ...
    ناگهان از خانه شیون برخاست .
    پلكهایش را فرو بست و چشمهایش را به روی محبوبش – كه در انتظار او بود – گشود.
    شمعی از آتش و رنج ، در خانه ی علی خاموش شد .
    و علی تنها ماند با كودكانش .
    از علی خواسته بود تا او را شب دفن كنند ، گورش را كسی نشناسد ، آن دو شیخ جنازه اش را تشییع نكنند .
    و علی چنین كرد .
    اما كسی نمی داند كه چگونه ؟ و هنوز نمی داند كجا ؟
    در خانه اش ؟ یا در بقیع ؟ معلوم نیست .
    و كجای بقیع ؟ معلوم نیست .
    آنچه معلوم است ، رنج علی است ، امشب بر گور فاطمه . »
    و بند های آخر كتاب :
    « از شخصیت فاطمه سخن گفتن بسیار دشوار است . فاطمه ، یك زن بود ، آن چنان كه اسلام می خواهد كه زن باشد . تصویر سیمای او را پیامبر خود رسم كرده بود و او در كوره های سختی و فقر و مبارزه و آموزش های عمیق و شگفت انسانی خویش پرورده و ناب ساخته بود .
    وی در همه ی ابعاد گوناگون « زن بودن » نمونه شده بود .
    مظهر یك « دختر » ، در برابر پدرش .
    مظهر یك « همسر » ، در برابر شویش .
    مظهر یك « مادر » ، در برابر فرزندانش .
    مظهر یك « زن مبارز و مسئول » ، در برابر زمانش و سرنوشت جامعه اش .
    ... نمی دانم چه بگویم ؟ بسیار گفتم و بسیار ناگفته ماند .
    در میان همه ی جلوه های خیره كننده ی روح بزرگ فاطمه ، آنچه بیش از همه برای من شگفت انگیز است این است كه فاطمه همسفر و همگام و هم پرواز روح عظیم علی است .
    ... نمی دانم از او چه بگویم ؟ چگونه بگویم ؟
    خواستم از « بوسوئه » تقلید كنم ، خطیب نامور فرانسوی كه روزی در مجلسی با حضور لوئی از « مریم » سخن می گفت .
    گفت : هزار و هفتصد سال است كه همه ی سخنوران عالم درباره ی مریم داد سخن داده اند.
    هزار و هفتصد سال است كه همه ی فیلسوفان و متفكران ملت ها در شرق و غرب ، ارزش های مریم را بیان كرده اند .
    هزار و هفتصد سال است كه شاعران جهان در ستایش مریم همه ی ذوق و قدرت خلاقه شان را به كار گرفته اند .
    هزار و هفتصد سال است كه همه ی هنرمندان ، چهره نگاران ، پیكره سازان بشر ، در نشان دادن سیما و حالات مریم هنرمندی های اعجازگر كرده اند .
    اما مجموعه ی گفته ها و اندیشه ها و كوشش ها و هنرمندی های همه در طول این قرن های بسیار ، به اندازه ی این كلمه نتوانسته اند عظمت های مریم را بازگویند كه :
    « مریم مادر عیسی است . »
    و من خواستم با چنین شیوه ای از فاطمه بگویم .
    باز درماندم :
    خواستم بگویم : فاطمه دختر خدیجه ی بزرگ است .
    دیدم كه فاطمه نیست .
    خواستم بگویم كه : فاطمه دختر محمد (ص) است .
    دیدم كه فاطمه نیست .
    خواستم بگویم كه : فاطمه همسر علی است .
    دیدم كه فاطمه نیست .
    خواستم بگویم كه : فاطمه مادر حسنین است .
    دیدم كه فاطمه نیست .
    خواستم بگویم كه : فاطمه مادر زینب است .
    باز دیدم كه فاطمه نیست .
    نه ، این ها همه هست و این همه ی فاطمه نیست .
    فاطمه ، فاطمه است.

    ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  14. #350
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩








    بسم الله الرحمن الرحیم


    إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ «1»
    فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ «2»
    إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ «3»



    به نام خداوند بخشنده مهربان

    ما به تو كوثر (= خير و بركت فراوان‏) عطا كرديم‏! «1»
    پس براى پروردگارت نماز بخوان و قربانى كن‏! «2»
    [و بدان‏] دشمن تو قطعاً بريده‏نسل و بى‏عقب است‏! «3»

    ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩
    ویرایش توسط شكوفه ياس : 29-02-1389 در ساعت 16:12

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


صفحه 35 از 35 نخستنخست ... 253132333435

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •