۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩
صفحه 9 از 35 نخستنخست ... 567891011121319 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 90 , از مجموع 350
  1. #81
    مدیر افتخاری
    ganjineh آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,150      تشکر : 122
    736 در 462 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ganjineh آنلاین نیست.

    پیش فرض انوار وحی در خطبه زهرا(سلام الله علیها)




    پیوند قرآن و عترت بر اساس حدیث متواتر ثقلین، پیوندی عمیق و جاودانه است، که صد البته ادراک مقامات بلند غیبی، معنوی و عرفانی آنها اگر ممتنع نباشد برای فهم ما فوق طاقت و بسیار مشکل می‏باشد (۱) ; در حقیقت، آنان دریای ژرف‏اند که به عمق ناپیدایشان راهی نیست. در این میان، عصمت کبرا، حضرت زهرا(س) ویژگیهای بخصوصی دارد:
    فضل زهرا را بشر کی می‏توان احصا کند قطره را قدرت نباشد وصف از دریا کند
    روح متعالی و بلند او که «از ادراک آن حیران شود عقول‏» جبرئیل(ع) را تنزل داد و پایین آورد، (۲) و در آن ایام سخت و دشوار، جبرئیل(ع)، مسائل و حوادث پیش رو تا بر پایی قیامت را به اطلاع آن دردانه پیامبر(ص) رساند و امیرمؤمنان(ع) ، آنها را نگاشت و بدین ترتیب صحیفه فاطمه(س) شکل گرفت:
    جمله اسرار «ما اوحی‏» در اوست علم کل انبیا پیدا در اوست
    که از امامی به امام بعدی سپرده می‏شد:
    وارث آن مصحف عالی مقام بعد زهرا نیست کس غیر از امام و اینک نیز در دست مبارک حجت‏بر حق الهی، آن صدف دریای رحمت رحمانی‏«علیه‏السلام و عجل الله تعالی فرجه‏» قرار یافته است. آری، سابقه نداشته است که جبرئیل(ع) جز با طبقه اول از انبیای عظام: این چنین آمد و شدهای مکرر با کسی داشته باشد، و این همان فضیلت‏بزرگی است که عارف بزرگ قرن ما خمینی کبیر(ق س) آن را بالاترین ضیلت‏برای حضرت فاطمه زهرا(س) می‏دانستند. (۳)
    آن بانوی مقدس و مطهر در زمینه‏های مختلف، جملات ژرف و زیبایی به کام تشنگان حکمت و حقیقت جاری ساخته‏اند که محور برخی از سخنان آن وجود نازنین را می‏توان در این بخشها خلاصه کرد: عرفانی - تربیتی و مسائل خانواده (تلاش و کار در منزل، همراهی با همسر در تحمل مشکلات و سختیهای زندگی، ساده زیستی و پرهیز از تجملات و ...)، حقوقی (حق زن، حق همسایه، حق کارگر، حق میهمان و ...)، اجتماعی (عفاف و حجاب برای بانوان و ...)، اقتصادی، دفاع از ولایت و سیاستهای پدر و شوهر خویش (اعتراض به اقدامات خلیفه اول و دوم، طرح قضیه فدک و اعتراض شدید نسبت‏به غصب آن از طرف حکومت‏به عنوان بهانه‏ای برای ریشه‏کن کردن انحراف عظیمی که در خلافت رسول خدا(ص) پیش آمده بود، بیان فضائل و مناقب علی مرتضی(ع) و نکوهش مخالفان وی، نقل احادیثی از پدر در شان ولایت‏شوی وی فرموده بود مانند حدیث غدیر و منزلت، وصایا و سفارشات در آخرین لحظات عمر خویش مبنی بر دفن شبانه و تحریم شرکت‏خلفای اول و دوم در مراسم نماز بر وی و دفن ایشان و ...)، فقهی (برخی از احکام باب طهارت، حج، ارث، قضاء و ...) آن پرورده صبر و رضا با بیانات فصیح و بلیغ نسیمی جان فزا در پیکر فسردگان راه، وزان کرده است و گاه نیز برای بیان افکار بلند خویش از شعر استفاده نموده‏اند. اشعاری که به ایشان منسوب است‏به بیش از ۷۰ بیت می‏رسد که عمدتا در موضوعاتی نظیر: فضائل علی بن ابی‏طالب(ع) و اطاعت از وی، ایثارگری، غم جانکاه و جگرسوز شهادت پدر(ص)، خبر از شهادت و آرزوی مرگ، تنهایی امیرالمؤمنین(ع) می‏باشند. (۴)
    مادر این مقاله در پی آنیم تا با نیم نگاهی به یکی از خطبه‏های آن جگرگوشه رسول خدا(ص) میزان استفاده وی از آیات قرآن را نظاره کنیم، تا سرمشقی برای دلدادگان آن بانوی دو سرا، به ویژه خواهران و دختران ما باشد که در گفتار و کردار خویش هر چه بیشتر با قرآن عزیز انس گیرند، و شاهد انوار وحی از لبان کوثر باشند.
    خطبه مورد نظر در این مقال همان خطبه فدکیه است که آن جوهر صدق و صفا در میان جمعی از زنان بنی‏هاشم در مسجد پیامبر(ص) از پشت پرده در حضور مردم ایراد کرد. این سخنرانی شیوا و خطبه غرا، در کتب معتبر ثبت گشته است. (۵) و شیعیان مخلص از دیرباز آن خطبه با ارزش را نسل اندر نسل حفظ و به فرزندان خویش تعلیم می‏دادند، امید آنکه مسؤولین برنامه‏ریزی در امور فرهنگی ما نیز با تدوین برنامه‏های اصولی و حساب‏شده در مقاطع مختلف تحصیلی و علمی به این امر مهم عنایت‏بیشتری مبذول دارند.
    به هر ترتیب ما کلام کوثر در این سخنرانی پرشور را به ۴ دسته تقسیم کرده‏ایم:
    - دسته اول: استدلالها به آیات قرآن.
    - دسته دوم: اقتباسها از آیات. (۶)
    - دسته سوم: جملات ناظر به آیات.
    - دسته چهارم: کلمات حکیمانه.
    توضیح آنکه: در دسته اول آیاتی که حضرت(س) برای اثبات ارث بردن خویش از رسول خدا(ص) بدانها تمسک و استدلال نموده است را آورده‏ایم و در دسته دوم جملاتی که اقتباس از آیه‏های قرآن می‏باشد، آورده شده که خود به دو گروه تقسیم شده‏اند: الف - اقتباسهای بدون تغییر. ب - اقتباسهای همراه با تغییر.
    و اما در دسته سوم نیز به جملاتی از خطبه نظر داریم که ناظر به آیات قرآن می‏باشند. به دیگر عبارت آنکه: مفاد این دسته از جملات با توجه به قرائنی مانند: همسانی فعل یا یکی از متعلقاتش و یا ... با همتای خود در آیات، نظر به آیات مزبور دارد. و بالاخره در دسته چهارم نیز جملات حکیمانه آن آفتاب چرخ عصمت(س) جای دارد که پرداختن به آنها خارج از محور بحث ما در این مقاله است.
    در این خطبه جذاب بسیاری از فنون مختلف و صنایع گوناگون ادبی و آرایه‏های لفظی و معنوی استفاده شده است. و البته برای آنان که حتی مقدار اندکی معرفت نسبت‏به خاندان عصمت و طهارت(ع) داشته باشند جای هیچگونه تعجبی نخواهد بود، چرا که آن خاندان همگی اهل حکمت و فصاحت‏بوده‏اند و اینها همه نمی است از یم بیکران آن انوار تابناک الهی. همان اشباح نوری که قرنها پیش از خلقت دنیا در جوار عرش رحمان عز و جل به تسبیح، تحمید، تقدیس و تمجید الهی مشغول بودند (۷) و سجده بر آدم «علی نبینا و آله و علیه السلام‏» نیز به خاطر وجود این انوار پاک در صلب وی بوده است.
    اینک نوبت پرداختن به اصل بحث است که چنانکه گذشت، ما جملات کریمانه این خطبه با عظمت را به چند دسته تقسیم کرده‏ایم که تفصیل آن چنین است:
    دسته اول: استدلالها به آیات قرآن
    در پی اثبات و احقاق حق خویش مبنی بر ارث بردن از پدر خویش (به دیگر اینکه اصولا فرزندان انبیاء نیز از پدران خویش ارث می‏برند.) به آیات ذیل استدلال کرده‏اند:
    ۱ - صدر آیه‏۱۶ سوره نمل: «و ورث سلیمان داود ..» [ (حضرت) سلیمان از (پدر خویش، حضرت) داود ارث برد.]
    ۲ - ذیل آیه ۵ و صدر آیه‏۶ سوره مریم: «.. فهب لی من لدنک ولیا یرثنی و یرث من آل یعقوب ..» [(حضرت زکریا به خداوند سبحان عرضه داشت:) بارالها از جانب خود فرزندی به من عطا کن تا از من و از آل یعقوب ارث ببرد ..]
    ۳ - صدر آیه ۱۱ سوره نساء: «یوصیکم الله فی اولادکم للذکر مثل حظ الانثیین...» [ خداوند به شما در مورد فرزندانتان چنین سفارش و توصیه می‏کند که برای پسران دو برابر سهم دختران قائل شوید.]
    ۴ - ذیل آیه ۱۸۰ سوره بقره: «.. ان ترک خیرا الوصیه للوالدین والاقربین بالمعروف حقا علی المتقین‏» [ (بر شما واجب گشته، هنگامی که یکی از شما را مرگ در رسد،) اگر چنانچه چیز خوبی (اموال) از خود بجا گذارده، برای پدر و مادر و نزدیکانش بطور شایسته وصیت کند، این حقی است‏بر گردن پرهیزکاران (که بایستی از عهده‏اش برآیند).]
    دو مورد اول تصریح داشت که فرزندان انبیا از پدران خویش ارث می‏برند و دو مورد اخیر نیز بر اساس شمول و عمومیت آنها نسبت‏به فرزندان انبیاء در اثبات مطلب دلالتی واضح دارند.
    ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩
    12سال اهنگر نفس خود بودم برکوره ریاضت می نهادم و بر اتش مجاهده می تافتم و بر سندان مذمت می نهادم و پتک ملامت بر او می کوفتم تا نفس خویش را اینه ساختم و اسلامی تازه اوردم و همه خلق مرده دیدم.
    *بایزید بسطامی*
    مركز انجمنهاي اعتقادي گنجينه الهي:http://ganjineh-elahi.com/
    مركز انجمنهاي تخصصي گنجينه دانش:http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

  2. تشكر

    شكوفه ياس (09-02-1389)

  3. #82
    مدیر افتخاری
    ganjineh آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,150      تشکر : 122
    736 در 462 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ganjineh آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انوار وحی در خطبه زهرا(سلام الله علیها)




    دسته دوم: اقتباسها از آیات:
    الف - گروه اول:
    ۱ - پس از بیان حکمت‏برخی از احکام و مسائل دین اسلام در مورد اینکه انسان باید تقوی پیشه کند و حق تقوی را ادا کند و واقعا خداترس گردد و تا دم مرگ و آخرین لحظه عمرش اسلام خود را حفظ نماید قسمتی از آیه ۱۰۱ سوره آل عمران را اقتباس کرده‏اند: «(ف)-اتقوا الله حق تقاته و لا تموتن الا وانتم مسلمون.»
    ۲ - خشیت عبارت است از خوفی که همراه با درک عظمت‏حق «جل و علی‏» و صفات جلالیه او باشد و این جز با ترک گناه حاصل نخواهد شد، پس گنهکار نمی‏تواند ادعا کند که از خدا خشیت دارد و فقط آگاهان از مقام ربوبی دارای چنین صفتی می‏باشند (که مصداق کامل آن علی(ع) می‏باشد)، «انما یخشی الله من عباده العلماء» قسمتی از آیه ۲۸ سوره فاطر می‏باشد که حضرت آن را اقتباس فرموده‏اند.
    ۳ - در مورد معرفی خویش می‏فرماید من دختر همان پیامبری هستم که از جنس خود شما بود و رنج و گرفتاری شما برایش سخت و نگران کننده بود و بر هدایت نمودن شما اصرار داشت و امیدوار بود و اصولا نسبت‏به مؤمنین رافت داشت و به آنها مهربانی می‏کرد. که این فرمایش اقتباس است از آیه ۱۲۸ سوره توبه: «لقد جآءکم رسول من انفسکم عزیر علیه ما عنتم حریص علیکم بالمؤمنین رؤف رحیم‏».
    ۴ - برای یادآوری وضعیت ناشایست اعراب قبل از اسلام و اینکه همواره در پی جنگ و خونریزی‏های بی‏هدف و ناشی از هواهای نفسانی بودند و در واقع در لبه پرتگاه و سقوط در آتش جهنم بودند قسمتی از آیه‏۱۰۳ سوره آل عمران را اقتباس کرده‏اند: «.. و کنتم علی شفا حفره من النار...»
    ۵ - در ادامه توصیف مردم و ویژگیهای آنان قبل از اسلام در مورد نداشتن امنیت می‏فرماید شما در آن دوران ترس این را داشتید که مبادا شما را بربایند. که این فرمایش اقتباس از قسمتی از آیه‏۲۶ سوره انفال می‏باشد: «.. تخافون ان یتخطفکم الناس...»
    ۶ - در بیان نجات مردم بواسطه بعثت وجود نازنین پیامبر اکرم(ص) قسمتی از آیه‏۱۰۳ سوره آل عمران را اقتباس کرده و می‏فرمایند: «.. فانقذکم...»
    ۷ - در مورد اینکه پدر بزرگوارشان برای تبلیغ اسلام هر رنجی را بر خود خریدند و همواره با فتنه‏انگیزی و آتش افروزی مخالفان روبر می‏گشتند ولی به مدد غیبی الهی آن فتنه‏ها سرکوب می‏شد و حضرت به راه خویش ادامه می‏دادند، از قسمتی از آیه ۶۴ سوره مائده اقتباس کرده‏اند: «.. کلما او قدوا نارا للحرب اطفاها الله ..»
    ۸ - در پی توبیخ مردم نادان که دنبال هواها و آرزوهای فانی خود رفتند و حق را رها نمودند و مساله سقیفه و غصب خلافت را پیش آوردند و اینکه در گناه و فتنه واقع گشتند و در واقع هم اکنون جهنم آنها را احاطه کرده و در قیامت هم این احاطه تجلی خواهد یافت و تا ابد در آتش سوزان دوزخ خواهند ماند، قسمتی از آیه‏۴۹ سوره توبه را اقتباس کرده‏اند: «.. الا فی الفتنه سقطوا و ان جهنم لمحیطه بالکافرین‏»
    ۹ - در ادامه توبیخ ستمکاران که بجای پیروی از احکام قرآن بدنبال هوسهای فانی دنیوی خویش شتافتند و جای گزین بدی بجای تبعیت از احکام قرآن برگزیدند، ذیل آیه ۵۰ سوره کهف را اقتباس کرده‏اند: «.. بئس للظالمین بدلا»
    ۱۰ - در ادامه سرزنش آنان که از دین فاصله گرفتند می‏فرماید آن کسی که غیر از اسلام (و تسلیم محض در برابر خداوند) دینی دیگر برای خویش انتخاب کند از او پذیرفته نگردد و در آخرت نیز از زیان‏کاران خواهد بود، این فرمایش اقتباسی است از آیه ۸۵ سوره آل عمران: «و من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه و هو فی الآخره من الخاسرین‏»
    ۱۱ - پس از رد اعتقاد حاکمان غاصب مبنی بر عدم ارث بردن فرزندان انبیاء از پدران خود، می‏فرماید: آیا (با وجود احکام نورانی اسلام) باز هم سراغ احکام جاهلیت می‏روید. و اصولا کدام حکم از حکم خدا برای آنان که اهل یقین می‏باشند بهتر و نیکوتر است؟ این فرمایش اقتباس است از آیه ۵۰ سوره مائده: «افحکم الجاهلیه یبغون ومن احسن من الله حکما لقوم یوقنون‏»
    ۱۲ - در مورد تهدید ظالمین و اینکه برای وعیدهای الهی زمانی مشخص وجود دارد و ستمکاران بالاخره به عذاب دچار خواهند شد، می‏فرمایند: هر خبر و وعیدی که پیامبران از جانب خدا داده‏اند وقت معینی دارد. که این فرمایش اقتباس است از صدر آیه‏۶۷ سوره انعام: «لکل نباء مستقر ..»
    ۱۳ - در ادامه تهدید به عذابهای الهی می‏فرمایند: بزودی خواهید دانست که کدام یک از ما یا شما دچار عذاب ذلت‏بار شده و عذاب همیشگی و جاودان دامن گیرش خواهد گشت. این فرمایش اقتباسی است از آیه‏۳۹ سوره هود: «فسوف تعلمون من یاتیه عذاب یخزیه و یحل علیه عذاب مقیم‏» (۸)
    ۱۴ - در مورد اینکه مرگ برای پدر گرامیشان همچون انبیای سابق قضای حتمی بوده است می‏فرماید: محمد(ص) جز پیامبری (از جانب خدا) نیست که پیش از او نیز پیامبرانی بوده‏اند (که از
    این جهان خاکی رخت‏بربسته‏اند) اگر او نیز بمیرد یا به شهادت برسد، آیا دوباره به دین و مرام جاهلیت‏باز خواهید گشت؟ هر کس که عقب‏گرد کند و مرتد شود به خدا ضرر نرسانده و البته خداوند، آنها را که در دین ثابت قدم ماندند و راه ارتداد را پیش نگرفتند نیز پاداش شکرگزاریشان را خواهد داد. این جملات اقتباسی است از آیه ۱۴۴ سوره آل عمران: «و ما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل افان مات او قتل انقلبتم علی اعقابکم و من ینقلب علی عقبیه فلن یضر الله شیئا و سیجزی الله الشاکرین.»
    ۱۵ - پس از خطاب به مردم و طلب کمک و یاری از آنان برای احقاق حق، آنان را تشویق می‏کند و می‏خواهد با برانگیختن غیرت آنها ترس از جو حاکم را از وجودشان بشوید لذا از آیه‏۱۳ سوره توبه اقتباس کرده و می‏فرمایند: «الا تقاتلون قوما نکثوا ایمانهم و هموا باخراج الرسول و هم بدؤکم اول مره اتخشونهم فالله احق ان تخشوه ان کنتم مؤمنین‏» [ آیا با آنان که عهد شکنی کرده و بر اخراج پیامبر (از مکه) اهتمام ورزیدند، پیکار نمی‏کنید؟ و حال آنکه آنها بودند که نخستین بار (دشمنی و پیکار با شما را) آغاز کردند، آیا از آنان می‏ترسید؟ با آنکه خداوند سزاوارتر است که از او بترسید، اگر مؤمن می‏باشید.]
    ۱۶ - پس از اظهار یاس و ناامیدی از یاری مردم، می‏فرماید: اگر شما و تمام آنانکه روی زمین زندگی می‏کنند همگی کافر شوید (به خدا زیان نمی‏رسانید) که خدا از همگان بی‏نیاز است و ستوده. این فرمایش اقتباس است از قسمتی از آیه ۸ سوره ابراهیم: «.. ان تکفروا انتم و من فی الارض جمیعا فان الله لغنی حمید»۱۷ - در توصیف آتش قهر الهی که در انتظار غاصبین خلافت می‏باشد می‏فرماید: آتش برافروخته الهی است که (درون انسان را پیش از جسم و ظاهر وی شعله‏ور می‏سازد و) از دلها سر می‏زند. این فرمایش اقتباسی است از آیه‏۶ و۷ سوره همزه: «نار الله الموقده التی تطلع علی الافئده‏»
    ۱۸ - در ادامه تهدید مجرمان زمان خویش ذیل آیه‏۲۲۷ سوره شعراء را اقتباس کرده‏اند: «و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون‏» [ آنان که ظلم و ستم روا داشتند بزودی خواهند دانست که به چه کیفر گاهی (در دوزخ) بازگشت می‏کنند.]۱۹ - در ادامه تهدید داعیان باطل خلافت می‏فرماید: شما منتظر جزای اعمال (پست) خود باشید ما هم در انتظار نتیجه و پاداش اعمال خود می‏باشیم. این فرمایش اقتباسی است از آیه ۱۲۲ سوره هود: «وانتظروا انا منتظرون.»
    ۲۰ - در مقابل طفره رفتن غاصبان حکومت و عدم پذیرش حق ذیل آیه ۱۸ سوره یوسف را اقتباس کرده‏اند: «.. بل سولت لکم انفسکم امرا فصبر جمیل و الله المستعان علی ما تصفون‏» [ حضرت یعقوب در برابر دروغ‏گویی برادران یوسف که گفتند: «یوسف را گرگ درید و این پیراهن خون‏آلود اوست‏» فرمود: بلکه این کار زشت را هوسهای نفسانی شما در نظرتان زیبا جلوه داده و آراسته نموده است. (و البته من در برابر این حادثه) صبری جمیل و زیبا پیشه می‏سازم (و بردباری همراه با شکر در درگاه الهی از خود نشان خواهم داد) و از خدا (نیز) در مقابل آنچه شما اظهار می‏دارید، یاری می‏طلبم.]
    ۲۱ - در مورد قیامت و رسوایی ستمکاران و اهل باطل که به حق اهل بیت: ظلم و ستم روا داشتند ذیل آیه ۷۸ سوره غافر را اقتباس کرده‏اند: «.. و خسر هنا لک المبطلون‏»
    ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩
    12سال اهنگر نفس خود بودم برکوره ریاضت می نهادم و بر اتش مجاهده می تافتم و بر سندان مذمت می نهادم و پتک ملامت بر او می کوفتم تا نفس خویش را اینه ساختم و اسلامی تازه اوردم و همه خلق مرده دیدم.
    *بایزید بسطامی*
    مركز انجمنهاي اعتقادي گنجينه الهي:http://ganjineh-elahi.com/
    مركز انجمنهاي تخصصي گنجينه دانش:http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

  4. تشكر

    شكوفه ياس (09-02-1389)

  5. #83
    مدیر افتخاری
    ganjineh آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,150      تشکر : 122
    736 در 462 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ganjineh آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انوار وحی در خطبه زهرا(سلام الله علیها)




    ب - گروه دوم:
    ۱ - در بیان اهتمام و کوششهای طاقت فرسای پدر عزیزش در راه تبلیغ دین اسلام و انذار مردم از عذاب الهی قسمتی از آیه ۹۴ سوره حجر: «فاصدع بما تؤمر ..» را اقتباس کرده و فرموده‏اند: «.. صا دعا بالنذاره‏».
    ۲ - در ادامه توصیف پیامبر اکرم(ص) صدر آیه ۱۲۵ سوره نحل: «ادع الی سبیل ربک بالحکمه والموعظه الحسنه‏» را اقتباس کرده و فرموده‏اند: «.. داعیا الی سبیل ربه بالحکمه والموعظه الحسنه‏» [ .. مردم را به راه پروردگارش فراخوان بود و روش او در این کار حکمت (و برهان) و موعظه نیکو بود].
    ۳ - در هم شکسته شدن هیمنه بت پرستان و از هم گسیختگی آنان به دست توانای پیامبر اسلام(ص) را با استفاده از اقتباس آیه ۴۵ سوره قمر: «سیهزم الجمع و یولون الدبر» بیان کرده و فرموده‏اند: «(حتی) هزم (انهزم) الجمع و ولوا الدبر. »
    ۴ - در توصیف حالت مردم تن پرور زمان خویش می‏فرماید: در حالیکه پیامبر(ص) و علی(ع) در دوران سختی و فشارهای همه جانبه از سوی دشمنان برای پیشبرد اهداف مقدس اسلام از خود گذشتگی می‏نمودند و آسایش را از خود سلب کرده بودند، شما دنبال رفاه و عیش و نوش خویش بودید و این مطالب را با یک کلمه «فاکهون‏» افاده کرده‏اند که اقتباسی است از آیه‏۲۷ سوره دخان: «(و نعمه کانوا فیها) فاکهین‏»۵ - پس از بیان زحمات و رنجهای امیرالمؤمنین(ع) در راه اسلام و سرزنش مردم منافق صفت‏بخاطر راحت‏طلبی و رفاه زدگی آنان به یاد ایشان می‏آورد که شما در آن دوران سخت و کمرشکن هماره منتظر آن بودید که حوادث دردناکی (مانند شهادت پیامبر(ص)) برای ما پیش آید تا شما به اهداف خود برسید: «.. تتربصون بنا الدوائر». این فرمایش اقتباسی است از قسمتی از آیه ۹۸ سوره توبه: «.. و یتربص بکم الدوائر ..»
    ۶ - پس از توبیخ و سرزنش ابوبکر که مدعی بود: «چون زهرا(س) فرزند پیامبر است لذا نمی‏تواند از پدرش ارث ببرد»، می‏فرماید: آیا در کتاب خدا آمده که تو از پدرت ارث ببری اما من از پدرم ارث نبرم؟ اگر چنین نسبتی به کتاب خدا بدهی: لقد جئت‏شیئا فریا [ کار بسیار زشت و عجیبی مرتکب شده‏ای]. این فرمایش اقتباسی است از ذیل آیه‏۲۷ سوره مریم: «.. لقد جئت‏شیئا فریا».
    ۷ - برای تهدید غاصبان خلافت رسول خدا(ص) ذیل آیه‏۲۷ سوره جاثیه: «.. یوم تقوم الساعه یومئذ یخسر المبطلون‏» را اقتباس کرده و فرموده‏اند: «و عند الساعه یخسر المبطلون‏» [ هنگام قیامت اهل باطل به خسران و زیان خویش واقف می‏شوند].
    ۸ - انذار پیامبر(ص) نسبت‏به عذابهای الهی را یکی از اوصاف پدر خویش برشمرده و از ذیل آیه‏۴۶ سوره سبا: «ان هو الا نذیر لکم بین یدی عذاب شدید» اقتباس کرده و فرموده‏اند: «انا ابنه نذیر لکم بین یدی عذاب شدید» [ من دختر همان بیم دهنده شما در برابر عذاب شدید الهی هستم (آن چنان عذابی که گویی پیش روی شماست، چرا که قیامت نزدیک است)].
    ۹ - در مورد عدم عمل به قرآن و پشت‏سر انداختن احکام آن توسط حکومت جور زمان خویش می‏فرماید: «و نبذتموه وراء ظهورکم‏» که اقتباسی است از قسمتی از آیه‏۱۸۷ سوره آل عمران: «.. فنبذوه وراء ظهورهم..».
    ۱۰ - پس از سرزنش مردم به جهت عدم همراهی آنان در راه احقاق حق اهل‏بیت: که سبب آن عدم درک حقیقت قرآن و آن نیز معلول تیرگی قلب و دل آنان بواسطه جهل و نفاق بود می‏فرمایند: «افلا تتدبرون القرآن ام علی قلوب اقفالها؟» که اقتباسی است از آیه ۲۴ سوره محمد: «افلا یتدبرون القرآن ام علی قلوب اقفالها؟».
    ۱۱ - در ادامه سرزنش مردمان تیره‏دل از آیه ۱۴ سوره مطففین: «کلا بل ران علی قلوبهم ما کانوا یکسبون‏» اقتباس کرده و فرموده‏اند: کلا بل ران علی قلوبکم ما اساتم من اعمالکم [ .. چنین نیست، بلکه ظلمت ظلم و تیرگی اعمال ناشایست‏شما موجب زنگار قلبهایتان گشته (و از این روی است که قرآن را نمی‏فهمید تا بدان عمل کنید)].
    ۱۲ - در پی توبیخ و بیان علت ارتکاب اعمال مجرمین وقت از قسمتی از آیه‏۴۶ سوره انعام: «قل ارایتم ان اخذ الله سمعکم و ابصارکم ..» اقتباس نموده و فرموده‏اند: «.. فاخذ بسمعکم و ابصارکم‏» [ آن زنگار قلب شما باعث‏شده تا گوش و چشم های شما کر و کور گردد (و از درک حقیقت‏باز مانید)].
    ۱۳ - به دنبال توبیخ و سرزنش مردم دل مرده و غفلت زده از قسمتی از آیه ۲۲ سوره ق: «... فکشفنا عنک غطاءک ..» اقتباس کرده و فرموده‏اند: «.. اذا کشف لکم الغطاء» [ هنگامی که بمیرید و پرده غفلت از جلوی چشمانتان کنار زده شود خواهید دانست که چه عذابهای دردناکی در انتظار بوده است.]
    ۱۴ - در توصیف عذاب شدید الهی در قیامت ذیل آیه‏۴۷ سوره زمر: «.. وبدا لهم من الله ما لم یکونوا یحتسبون‏» را اقتباس کرده و فرموده‏اند: «و بدا لکم من ربکم ما لم تکونوا تحتسبون.» [ در قیامت از جانب خدا برای شما عذابهایی رو می‏شود که هرگز به ذهن و فکرتان هم خطور نکرده بود.]
    ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩
    12سال اهنگر نفس خود بودم برکوره ریاضت می نهادم و بر اتش مجاهده می تافتم و بر سندان مذمت می نهادم و پتک ملامت بر او می کوفتم تا نفس خویش را اینه ساختم و اسلامی تازه اوردم و همه خلق مرده دیدم.
    *بایزید بسطامی*
    مركز انجمنهاي اعتقادي گنجينه الهي:http://ganjineh-elahi.com/
    مركز انجمنهاي تخصصي گنجينه دانش:http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

  6. تشكر

    شكوفه ياس (09-02-1389)

  7. #84
    مدیر افتخاری
    ganjineh آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,150      تشکر : 122
    736 در 462 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ganjineh آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : انوار وحی در خطبه زهرا(سلام الله علیها)




    دسته سوم: جملات ناظر به آیات:
    ۱ - در مورد حکمت تشریع و وجوب زکات می‏فرماید: «.. والزکاه تزکیه للنفس و نماء فی الرزق‏» [ و (خداوند) زکات را بدان جهت واجب ساخت تا موجب تزکیه نفس (و پاکی روح از گناهان) گردد و علاوه بر آن باعث زیاد شدن رزق و روزی شود]. قسمت اول این فرمایش ناظر است‏به صدر آیه‏۱۰۳ سوره توبه: «خذ من اموالهم صدقه تطهرهم و تزکیهم بها ..» و قسمت دوم آن فرمایش ناظر است‏به ذیل آیه‏۳۹ سوره روم: «.. و ما آتیتم من زکوه تریدون وجه الله فاولئک هم المضعفون. »
    ۲ - درباره حکمت وجوب اطاعت از اهل بیت عصمت و طهارت: و در باب امامتشان می‏فرماید: .. و طاعتنا نظاما للمله و امامتنا امانا للفرقه [ .. و (خداوند) وجوب اطاعت ما خاندان را وسیله‏ای جهت‏سامان دادن به ملت و امامت ما را مانع تفرقه و پراکندگی امت قرار داد.] این فرمایش ناظر است‏به قسمتی از آیه‏۱۰۳ سوره آل‏عمران: «و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا واذکروا نعمت الله علیکم اذ کنتم اعداء فالف بین قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخوانا..» (۹)
    ۳ - پیرامون حکمت وفای به نذر می‏فرماید: «.. و الوفاء بالنذر تعریضا للمغفره‏» [ وفای به نذر موجب آن می‏شود که انسان در معرض مغفرت و آمرزش الهی قرار گیرد (و به پاداشهای بزرگ نائل آید.)] این جمله ناظر است‏به آیاتی که در باب وفای به نذر در قرآن بدانها اشاره شده، از جمله آیه‏۷ به بعد از سوره «هل اتی‏» که در شان خود حضرت زهرا(س) و شوهر و فرزندان عزیزشان (امام حسن(ع) و امام حسین(ع)) نازل شده است: «یوفون بالنذر .. فوقاهم الله شر ذلک الیوم و لقاهم نضره و سرورا» [ آنها به نذر خود وفا کردند .. بدین جهت است که خدا نیز آنان را (مورد لطف و عنایت‏خاص خویش قرار داده) و از شر (و سختی) آن روز (قیامت) محفوظ می‏دارد و آنها را در حالیکه غرق شادی و سرورند پذیرا می‏گردد.]
    ۴ - در مورد فلسفه و حکمت نهی از کم فروشی می‏فرماید: «.. وتوفیه المکائیل والموازین تغییرا للبخس‏» [ فروشنده و مشتری هنگام معامله خود نباید در جنس و بهای آن کم گذارند (که این ظلم است) بلکه بایستی تماما به یکدیگر تحویل دهند که در غیر اینصورت مبتلا به نقص خواهند گشت (یا در اموال خود در همین دنیا دچار کمبود می‏گردند یا در فردای قیامت نامه اعمال خود را در حالی که کمبود خیرات دارد مشاهده می‏کنند و یا هر دو که هم در دنیا و هم در آخرت با کمبود مواجه می‏شوند.)] این فرمایش ناظر است‏به قسمتی از آیه ۸۵ سوره اعراف: «.. فاوفوا الکیل والمیزان و لاتبخسوا الناس اشیاءهم ..»
    ۵ - در بیان حکمت نهی از شرابخواری می‏فرماید: .. والنهی عن شرب الخمر تنزیها عن الرجس [ شرابخواری بدان جهت تحریم گشته که موجب تنزیه و پاکسازی روح از پلیدی‏ها و گناهان است.] این فرمایش ناظر است‏به قسمتی از آیه‏۹۰ سوره مائده: «یا ایها الذین آمنوا انما الخمر .. رجس .. فاجتنبوه..»
    ۶ - حکمت نهی از تهمت‏به زنان پارسا را مبتلا نشدن به لعنت دانسته و می‏فرماید: «.. و قذف المحصنات اجتنابا للعنه.» این فرمایش ناظر است‏به قسمتی از آیه‏۲۳ سوره نور: «ان الذین یرمون المحصنات .. لعنوا ..»
    ۷ - در ضمن شمارش اوصاف و ویژگیهای پدر بزرگوارشان می‏فرماید: .. یجذ الاصنام‏» [ .. بتها (این معبودهای چندین هزار ساله جاهلان) را در هم شکست.] این فرمایش ناظر است‏به قسمتی از آیه‏۵۷ و ۵۸ سوره انبیاء که درباره بت‏شکنی حضرت ابراهیم «علی نبینا و آله و علیه السلام‏» می‏باشد: «و تالله لاکیدن اصنامکم .. فجعلهم جذاذا ..»
    ۸ - پیرامون گمراه شدن مردم و تبعیت آنها از شیطان می‏فرماید: «.. فالفاکم لدعوته مستجیبین‏» [ (شیطان) شما را در حالی یافت که لبیک گوی ندایش بودید] این فرمایش ناظر است
    به قسمتی از آیه ۲۲ سوره ابراهیم: «و قال الشیطان .. و ما کان لی علیکم من سلطان الا ان دعوتکم فاستجبتم لی ..»
    ۹ - در توصیف و بیان شدت حادثه غمبار و جانسوز ارتحال پدر خویش می‏فرماید: «.. و خشعت الجبال‏» [ و کوهها هم خاشع گشتند.] این فرمایش ناظر است‏به قسمتی از آیه ۲۱ سوره حشر که در مورد عظمت قرآن است: «لو انزلنا هذا القرآن علی جبل لرایته خاشعا ..»
    در پایان، بار دیگر تذکر این نکته بایسته است که موارد ذکر شده در قالب دسته‏بندی‏های فوق، تنها مربوط به یک سخنرانی حضرت فاطمه زهرا(س) می‏باشد وگرنه با توجه به مقدمه این مقاله، انوار وحی از زلال زندگی کوثر قابل تفکیک نمی‏باشد و به دیگر عبارت قرآن با زهرا(س) عجین گشته است.
    منبع:
    ۱و۲-ءو - برگرفته از بیانات حضرت امام خمینی‏۱، صحیفه نور ج‏۱۹: ص‏۲۷۸، انتشارات سازمان مدارک.
    ۳- صحیفه نور ج‏۱۹: ص‏۲۷۹.
    ۴- برای نمونه ر. ک. مناقب ابن شهر آشوب‏۱: ۲۴۲، انتشارات علامه - قم; احقاق الحق (که از کتب اهل سنت نقل کرده است) ۱۰:۴۳۳ و۱۹:۱۵۹، انتشارات کتابخانه آیه‏الله مرعشی; - قم; بحارالانوار۴۳:۱۷۶، المکتبه الاسلامیه - تهران.
    ۵- از جمله: بلاغات النساء، تالیف احمد بن ابی‏طاهر (از علمای اهل سنت در قرن سوم) ص‏۲۳; علل الشرائع (به‏۳ سند) تالیف شیخ صدوق، متوفی: ۳۸۱، ص‏۲۴۸، انتشارات داوری - قم; الشافی تالیف سید مرتضی، متوفی:۴۳۶، ج‏۴: ص‏۶۸، مؤسسه الصادق(ع) -ء طهران; الاحتجاج تالیف طبرسی، متوفی: ۵۴۸، ص‏۶۱، مطبعه مرتضویه - نجف; شرح ابن ابی‏الحدید (از علمای اهل سنت در قرن هفتم): ج‏۱۶ ص‏۲۱۱، منشورات مکتبه آیه‏الله المرعشی;; کشف الغمه تالیف اربلی، متوفی‏۶۹۳ (به نقل از کتاب «السقیفه‏» تالیف ابی بکر احمد بن عبدالعزیز الجوهری)، ج‏۲: ص‏۱۰۶، مکتبه بنی‏هاشمی - تبریز; بحارالانوار تالیف علامه مجلسی، متوفی ۱۱۱۱، ج‏۲۹ ص‏۲۱۵، دارالرضا(ع) - بیروت.
    ۶- طبق نقل اهل لغت، علمای علم بدیع اقتباس را آن می‏دانند که اندکی از قرآن یا حدیث را در عبارت خود (چه بصورت نظم و شعر باشد و چه بصورت نثر) بیاوریم و اشاره نکنیم که از قرآن یا حدیث می‏باشد. و هم ایشان تصریح کرده‏اند که تغییر در آن مقدار از قرآن یا حدیث که در عبارت خود آورده‏ایم اگر چنانچه تغییر مختصری باشد، اشکال ندارد و جائز می‏باشد. و این بیت از خاقانی را مثال زده‏اند:
    نقد عمر زاهدان در توبه از می سشد تلف قل لهم ان ینتهوا یغفر لهم ما قد سلف
    که شاعر در این مصراع اخیر قل «للذین کفروا» را به قل «لهم‏» تغییر داده است (آیه ۳۸ سوره انفال)، مطالب گفته شده در ادبیات فارسی و عربی یکسان است. [..اما الاقتباس فهو ان یضمن الکلام - نظما کان او نثرا - شیئا من القرآن او الحدیث لا علی انه منه .. ولا باس بتغییر یسیر فی اللفظ المقتبس .. (مختصر المعانی، تالیف سعد الدین تفتازانی، متوفی: ۷۹۱، ص‏۲۲۱، انتشارات مصطفوی)] البته در مورد اینکه فرق بین اقتباس و تضمین چه می‏باشد، مشهور بدیعیین معتقدند که اقتباس اختصاص به نظم و نثر ندارد ولی تضمین فقط در شعر واقع می‏شود، اما مخفی نماند که نظریه برخی دیگر از دانشمندان بدیع آن است که صنعت تضمین نیز اختصاص به شعر ندارد، به تحریر التحبیر تالیف ابن ابی الاصبع متوفی ۶۵۴ ه، ص‏۱۴۰، چاپ مجلس اعلای مصر و همچنین به الفوائد المشوق الی علوم القرآن و علم البیان تالیف ابن جوزی متوفی ۷۵۱ ه ص‏۱۹۵ مراجعه شود.
    ۷- اشاره به روایتی در «علل الشرائع: ۲۰۸، انتشارات داوری - قم‏».
    ۸- این آیه در دو جا عینا آمده است: ۱ -۳۹/هود ۲ -۳۹ و۴۰/زمر.
    ۹- بر اساس احادیث و روایات، مقصود از حبل الله، خاندان پیامبر و ائمه معصومین(ع) می‏باشد (به تفسیر مجمع البیان و تفسیر عیاشی، ذیل آیه مذکور مراجعه شود) البته در برخی دیگر از روایات و احادیث نیز، مراد از حبل الله را «قرآن‏» دانسته که بعید نیست منظور هر دوی آنها باشد.
    ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩
    12سال اهنگر نفس خود بودم برکوره ریاضت می نهادم و بر اتش مجاهده می تافتم و بر سندان مذمت می نهادم و پتک ملامت بر او می کوفتم تا نفس خویش را اینه ساختم و اسلامی تازه اوردم و همه خلق مرده دیدم.
    *بایزید بسطامی*
    مركز انجمنهاي اعتقادي گنجينه الهي:http://ganjineh-elahi.com/
    مركز انجمنهاي تخصصي گنجينه دانش:http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

  8. تشكر

    شكوفه ياس (09-02-1389)

  9. #85
    مدیر افتخاری
    ganjineh آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,150      تشکر : 122
    736 در 462 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ganjineh آنلاین نیست.

    پیش فرض فاطمه زهرا علیهاالسلام الگوی جاودان انسان آرمانی




    در این بخش به سه محور اصلی تربیتی و وجودی حضرت فاطمه علیهاالسلام پرداخته شده است که این محورها عبارتند از: وجود آن حضرت علیهاالسلام به عنوان صاحب ولایت مطلقه و اسرار باطنیه؛ وجود آن حضرت علیهاالسلام به عنوان تربیت‏یافته آموزه‏های پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ؛ و در نهایت، حضرت فاطمه علیهاالسلام به عنوان یک الگوی تربیتی و شخصیتی. در بخش دوم، از منظر «فرایند رشد شخصیت»، به شخصیت و وجود آن حضرت علیهاالسلام نگاه شده است. این بررسی در دو سطح «تعالی جهان‏بینی» و «معیارهای شناخت شخصیت‏های متعالی» به انجام رسیده است.
    قرار گرفتن انسان در جریان رشد و فراروی، در همه لایه‏ها و سطوح زندگی فردی و اجتماعی، چکیده و مبنای همه تلاش‏های انسان‏ها و مکاتب و ادیان الهی و غیرالهی در طول تاریخ بشری بوده است. «اندیشه شرقی» از منظر جامعه‏شناسی امروز، و «هدایت»، «فلاح» و «رستگاری» در دیدگاه دینی، تلاشی برای همین قرار گرفتن در جریان رشد و فراروی به شمار می‏آیند. در این میان، نیاز بشر به انسان هادی و راهبر برای راهنمایی او به درست قرار گرفتن در این جریان و همراهی و تا منتهای بلوغ و شکوفایی آدمیت، همواره وجود داشته و احساس می‏شده است.
    این مقاله کوششی است برای ترسیم خطوط کلی الگوی شخصیت سالم در نگاه بانوی بزرگ؛ اینکه چگونه آدمی می‏تواند از مرز «بهنجار» فرا رود و به گنجینه استعداد، خلاّقیت، نیرو و انگیزش پنهان دست یازد، از خویشتن فرا رود و کمال خویش را در رویش و رستگاری و پیوستگی با هستی و کمال مطلق دریابد و در این پیوستگی، خلق را تا مراتب مطلوب اعتلا و ترقّی، همراهی و راهبری کند.
    این مقاله در دو قسمت به موضوع پرداخته است:
    در قسمت اول (شناخت‏های نخست)، تلاش شده است تا نگاهی اجمالی از منظر اندیشه ترقّی و روان‏شناسی کمال به بانوی بزرگ صورت گیرد و سه جریان اصیل تربیتی و وجودی معرفی شوند:
    ۱. جریان وجودی او به عنوان صاحب ولایت کبرا و اسرار باطنی؛
    ۲. جریان وجودی او به عنوان پرورده و تربیت‏یافته آموزه‏های پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ؛
    ۳. جریان وجودی او به عنوان انسان راهبر.
    در قسمت دوم (نگاه به حضرت فاطمه علیهاالسلام از منظر فرایند رشد شخصیت)، به بررسی چگونگی تبلور جریان‏های عظیم وجودی در شخصیت و زندگی بانو اشاره شده است. این بررسی در دو سطح انجام شده است:
    ۱. تعالی‏یابی بینش و نگرش به هستی؛
    ۲. معیارهای شناختی شخصیت فرارونده.
    ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩
    12سال اهنگر نفس خود بودم برکوره ریاضت می نهادم و بر اتش مجاهده می تافتم و بر سندان مذمت می نهادم و پتک ملامت بر او می کوفتم تا نفس خویش را اینه ساختم و اسلامی تازه اوردم و همه خلق مرده دیدم.
    *بایزید بسطامی*
    مركز انجمنهاي اعتقادي گنجينه الهي:http://ganjineh-elahi.com/
    مركز انجمنهاي تخصصي گنجينه دانش:http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

  10. تشكر

    شكوفه ياس (09-02-1389)

  11. #86
    مدیر افتخاری
    ganjineh آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,150      تشکر : 122
    736 در 462 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ganjineh آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فاطمه زهرا علیهاالسلام الگوی جاودان انسان آرمانی




    ترقّی و تعالی؛ نگاهی برگزیده به سنّت بانوی بزرگ
    ترقّیِ فارغ از تبعیض جنسیتی، مطلوب اصلی زن امروز از دین است که این، خود مبنای فلسفی همه مفاهیم مربوط به تعالی و توسعه است که باید تعریف سزاواری از آن به دست داد. در مفهوم پیشینی، «ترقّی» به مفهوم گرایش به تغییرات بادوام و مستمر مطلوب‏تر در همه ابعاد، ارکان، وجه نظرها و گرایش‏های فردی و ساختار و رفتار و فرایند اجتماعی و نیز در سیاست و اقتصاد است.
    اعتقاد به ترقّی مفهومی است دارای ماهیتی نظری ـ تجربی و بر پایه گرایش به بهینه‏سازی انسان و جامعه بر قوانین معیّنی استوار است. یک مفهوم درونی این عقیده آن است که عقل جزئی و ابزارانگار در خدمت بینش آرمانی به وضعیت مطلوب و عقل کلی نگر و آرمان‏خواه و نیز تعالیم وحیانی قرار گیرد. «ترقّی» متشکّل از تغییراتی است که در جهت معیّنی صورت می‏پذیرند و از این‏رو، به سمت مطلوب‏تر شدن اوضاع و احوال نسبت به وضعیتی قبلی است.
    ترقّی و تعالی از نگاه و تفسیر دینی و در نمونه آن سنّت فاطمه زهرا علیهاالسلام ، «هدایت» است و فلاح و رشد، و دین اسلام «الگو و روش هدایت» به صراط مستقیم تا توحید.
    قرآن کریم و سنّت (زبان و زندگی) پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و امامان معصوم علیهاالسلام گزارشگر آموزه‏های دیانت حق و فراخوان به بینشی عمیق و فراگیر و کارآمد در ابعاد هدایت اسلامی هستند و هدایت دینی، که خود شامل «تربیت انسانی» است، از سازندگی و راهبری فرد و شکوفایی قابلیت‏ها و استعدادهای انسانی به منظور سازندگی و به ثمر رساندن بهینه قابلیت‏ها و امکانات جامعه آغاز می‏شود.
    فاطمه زهرا علیهاالسلام ؛ نشانه انسانیت و جامعه آرمانی
    فاطمه زهرا علیهاالسلام انسان هادی است و پرسش ما از آن آستانه بزرگ، ترقّی، تعالی، هدایت و فلاح برای فرد و جامعه است. پرسش، منظر ما در شناخت سنّت بانوی بزرگ است.
    فاطمه علیهاالسلام الگوی تربیت و حضور اصلاحی در جامعه، الگوی جاودان انسان آرمانی، زن راهنما و نشانگر انسان و جامعه ایده‏آل است. از امام زمان علیه‏السلام نقل شده است:
    «و فی ابنهِ رسولِ اللّهِ لی اسوهٌ حسنهٌ.»(۲)
    او الگوی حسن، الگوی صادق و سعادت‏آفرین حرکت و سلوک، و حیات و کمال پایدار فرد و جامعه است.
    پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله می‏فرماید:
    «... فاقتدوا بالزهرهِ (... والزهرهُ فاطمهُ).»(۳)
    و امام باقر علیه‏السلام خطاب به زنی که الگو و معیارِ روش سزاوار زندگی است، می‏فرماید:
    «اگر طالب فضیلتی، راه زهرا علیهاالسلام را پیش گیر.»(۴)
    حضور این الگو را، به ویژه در رویارویی با جاهلیت همواره تاریخ بشریت، به طور مقایسه‏ای بهتر می‏توان شناخت. آن‏گاه شناختی کلی از زهرای مرضیه علیهاالسلام و به آموزگاری او، زینب کبری علیهاالسلام و فاطمیان و زینبیان سده‏های پس از وی، برای دانستنی‏های بعدی ضرورت می‏یابد. و این‏گونه می‏توان تصویر روشن‏تری از نقش دین و سنّت فاطمه زهرا علیهاالسلام در زندگی بشر داشت.
    ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩
    12سال اهنگر نفس خود بودم برکوره ریاضت می نهادم و بر اتش مجاهده می تافتم و بر سندان مذمت می نهادم و پتک ملامت بر او می کوفتم تا نفس خویش را اینه ساختم و اسلامی تازه اوردم و همه خلق مرده دیدم.
    *بایزید بسطامی*
    مركز انجمنهاي اعتقادي گنجينه الهي:http://ganjineh-elahi.com/
    مركز انجمنهاي تخصصي گنجينه دانش:http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

  12. تشكر

    شكوفه ياس (09-02-1389)

  13. #87
    مدیر افتخاری
    ganjineh آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,150      تشکر : 122
    736 در 462 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ganjineh آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فاطمه زهرا علیهاالسلام الگوی جاودان انسان آرمانی




    فاطمه علیهاالسلام در عرصه سه جریان و سه شناخت
    بانو از آن اولین هنگام که جان آدمی آگاهی‏ها را درمی‏یابد و پرورش می‏گیرد، تحت تعلیم و پرورش آموزه‏های وحی، خانواده و بخصوص پدر قرار گرفت و بدین‏گونه آموخت و بالید. وجود صدیقه طاهره علیهاالسلام فراگیر سه جریان وجودی است و شناخت او در گرو شناخت این سه جریان عظیم تربیتی و وجودی او:
    اول. جریان وجودی خود به عنوان صاحب ولایت کبرا و اسرار باطنی
    نفس قدسی زهرای مرضیه علیهاالسلام از سرداق عالم ربوبی برای هدایت آدمیان به این جهان آمده است. جریان عظیم وجودی، اساس هستی‏شناختیِ پایدار و حقّانیت و فراتر بودن وی از زمان و مکانِ سنّت است و مبنای نظری ـ کلامی نظام تربیتی ـ اجتماعیِ قابل استنباط از سنّت او را توضیح می‏دهد، و همین خاستگاه هستی‏شناختی است که کلام او را، زندگی او را، مرگ او را، تنهایی‏ها و خروش‏ها، اشک‏ها و فریادها و سلوک و سیره او را الگویی می‏دارد جاودان و جاری در همه عرصه‏های زندگی جامعه و تاریخ بشری.
    فاطمه زهرا انسان هادی است.(۵) در اسلام، انسان هادی پس از نفس الوهیِ پیامبر اعظم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، همان کسانی هستند که در حدیث نبوی و مسلّم «ثقلین»، عِدل و لنگه قرآن کریم قرار گرفته‏اند. انسان هادی ـ ناگزیر ـ معصوم است. «عصمت» به معنای پاکیزگی از خطا و گناه است. «علمِ صحیح» و «اختیار خلاّق» (برآمده از جوهره عبودیت) ملازم با عصمت‏اند و عصمت ملازم با علم صحیح و اختیار خلاّق. آیات «تطهیر» و «مباهله» عصمت زهرا علیهاالسلام را توضیح می‏دهند.
    دوم. جریان وجودی خود به عنوان تربیت‏یافته آموزه‏های پیامبر
    وجود فاطمه علیهاالسلام در وجهه انسانی، عرصه جریان‏های عظیم شناختی، روحی و رفتاری است:
    ـ جریان عظیم شناختی در برخورد با انسان، زندگی، هستی، خداوند، جامعه، تاریخ، رسالت، مسئولیت، تکلیف، دنیا و آخرت؛
    ـ جریان عظیم وجود او به عنوان بنده‏ای خاشع و عارفی عاشق در اوج عرصه‏های حماسه و تدبیر؛
    ـ جریان عظیم وجود او به عنوان انسانی مسئول در ارتباط با عمیق‏ترین دغدغه‏های بالندگی انسانی؛
    ـ جریان عظیم وجود او به عنوان پاسدارترین انسان از ارزش‏های انبیایی؛
    ـ جریان عظیم وجود او به عنوان فداکارترین یاور و مام پیامبر خاتم؛
    ـ و بسیاری جریان‏های عظیم دیگر.
    سوم. جریان وجودی خود به عنوان انسان راهبر
    فاطمه یک زن است و خود یک هادی، یک شاهد و یک امام، یک اسوه برای هر زنی که می‏خواهد چگونه بودن و چگونه شدن خویش را خود برگزیده باشد. او در بینش و اندیشه و احساس و باور و انگیزه و سلوک و سیره و رفتار و زندگی‏اش، آموزگار چگونه بودن و چگونه شدن زن در هر دو عرصه فردی و اجتماعی است. در وجود فاطمه علیهاالسلام جریان عظیم انسان هادی دینی است:
    ـ جریان عظیم وجودی او به عنوان دردمندترین همراه با خلق و همنشین باورها و رنج‏های زن در تاریخ؛
    ـ جریان عظیم وجودی او برای پیشنهاد زن الگو؛
    ـ جریان عظیم وجودی او به عنوان مصلح‏ترین حکیم و حکیم‏ترین حماسه و حماسی‏ترین عاشق و عاشق‏ترین تبیین‏گر حق و افشاگر باطل؛
    ـ و دیگر جریان‏های عظیم شناختنی و ناشناختنی.
    ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩
    12سال اهنگر نفس خود بودم برکوره ریاضت می نهادم و بر اتش مجاهده می تافتم و بر سندان مذمت می نهادم و پتک ملامت بر او می کوفتم تا نفس خویش را اینه ساختم و اسلامی تازه اوردم و همه خلق مرده دیدم.
    *بایزید بسطامی*
    مركز انجمنهاي اعتقادي گنجينه الهي:http://ganjineh-elahi.com/
    مركز انجمنهاي تخصصي گنجينه دانش:http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

  14. تشكر

    شكوفه ياس (09-02-1389)

  15. #88
    مدیر افتخاری
    ganjineh آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,150      تشکر : 122
    736 در 462 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ganjineh آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فاطمه زهرا علیهاالسلام الگوی جاودان انسان آرمانی




    انگیزه توسّل به بانو
    شناخت قابلیت آدمی برای تعالی و گسترش توانایی‏های خویش، در گرو شناخت سالم‏ترین شخصیت‏ها و بهترین نمونه‏های بشری است. تحلیل و بررسی انواع جماعت‏های انسانی با شیوه‏های گوناگونی از قبیل تحلیل سیره، مصاحبه، تداعی آزاد و زندگی‏نامه‏های خود نوشت و آراء و اندیشه‏ها و سخنان آنان، نشان می‏دهد که همه انسان‏ها با نیازهایی شبه غریزی(۶) به دنیا می‏آیند. این نیازهای مشترک، انگیزه رشد و کمال و تحقق خود قرار می‏گیرند و انسان را به تبدیل شدن به آنچه در توان اوست، فرامی‏خوانند. بدین‏سان، استعداد بالقوّه برای کمال و سلامت روان از بدو تولّد، وجود دارد، اما اینکه استعداد بالقوّه آدمی تحقق یا فعلیت می‏یابد یا نه، به نیروهای فردی و اجتماعی‏ای بستگی دارد که «تحقق خود» را می‏پرورد یا بازمی‏دارد.
    چرا ما نیازمند توسّل به بانوییم؟ باید تحلیل کرد که آدمی در سرّ سویدایِ وجودش، چه خواهش و نیازهایی دارد که وی را برمی‏انگیزند تا برای تأمین آن‏ها، دست در ولای فاطمه علیهاالسلام زند؟
    بر کنار از نیازهای اصلی جسمانی مشترک ما با حیوانات، به عنوان مؤثرترین عامل در شخصیت انسان، نیازهای روانی درمیانند. انگیزه‏های انسان ـ خواه سالم و خواه ناسالم ـ نیازهای روانی اویند و تفاوت میان آدمیان از ارضای نیازهای مزبور ناشی می‏شود.
    سنّت بانو طریقه‏ای زایا و بارور برای تأمین این نیازهاست:
    «اِنّا تَوجّهنا واستشفَعنا و توسَّلنا بِکِ اِلیَ اللّهِ و قدّمناکِ بینَ یَدی حاجاتِنا.»(۷)
    خودآگاه شدن نیازهای اصیل انسانی همراه با شناخت درست بانو، آدمی را برمی‏انگیزد تا برای جهت‏دهی به نیازها و جنبه‏های گوناگون زندگی، یعنی پاسخ‏های فکری، عاطفی و حسی به مردم و موضوع‏ها و رویدادها ـ خواه در جهان و خواه در خود ـ به او روی کند؛ نیازهایی مانند:
    ـ نیاز به صیانت، فعلیت و اعتلای تمام جنبه‏های شخصیت و تحقق خود و روند خود شدن و پرورش ویژگی‏ها و استعدادهای یکتای خود؛
    ـ نیاز به حقیقت در همه عرصه‏های هستی؛
    ـ نیاز به خوبی، نیکی، زیبایی و به معناداری زندگی و پرمعنایی آن؛
    ـ نیاز به تعلّق داشتن به وجودهای برتر از خود، نیاز به پیوند و ایمان و عشق به جهان، به هستی، به خداوند و به آرمان‏های برتر و نیاز به فراروی از دوگانگی و سرّ زندگی و فراشدن؛
    ـ نیاز به فرارفتن یا استعلا از نقش فعل‏پذیر، نیاز به آفرینندگی و خلاّقیت زندگی خویشتن (فرزند، اندیشه، هنر، تربیت خلایق و یا کالای مادی) و از این طریق، تأمین نیاز به آزادی و هدف‏داری؛
    ـ نیاز به حس هویّت و فردیت و یکتایی؛ هویّتی که آدمی را با این احساس و خودآگاهی و شعور که «چیست و کیست» فردیت تکامل یافته‏ای می‏بخشد، بدان‏گونه که احساس می‏کند زندگی‏اش را با خود تدبیر می‏کند و در قلمرو فرمان خود است و دیگران به آن شکل نمی‏بخشند و در همین جهت، نیاز به یگانگی و تمامیت؛
    ـ نیاز به نظم و قاطعیت؛
    ـ نیاز به عدالت و قسط؛
    ـ نیاز به استغنای تمامیت و جامعیت؛
    ـ نیاز به موازین و ضوابطی برای جهت‏گیری بارور و همساز و همنوای تعامل با همه هستی؛
    ـ همه این نیازها در نیاز به رویش و رستگاری و فلاح و کمال و توبه، یکجا حضور دارند. نیاز مداوم انسان به جست‏وجو برای خویشتن، در حقیقت، برای معنایی است که به هستی ما منظوری ببخشد و هرچه بیشتر بتوانیم پس از گذار به خود و عبور از دنیای بیرون، از خود فراتر رویم و در این فراسوی خود شدن، خود را در راه آرمان‏های بالاتر ایثار کنیم. این نیازها، هنگامی که خودآگاهند و آدمی بر تأمین آن‏ها با روشی زایا، بارور و خلاّق عزم جزم کرده است و هنگامی که زبان بیانی روشنی بیابد، «دعا» نامیده می‏شوند.
    ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩
    12سال اهنگر نفس خود بودم برکوره ریاضت می نهادم و بر اتش مجاهده می تافتم و بر سندان مذمت می نهادم و پتک ملامت بر او می کوفتم تا نفس خویش را اینه ساختم و اسلامی تازه اوردم و همه خلق مرده دیدم.
    *بایزید بسطامی*
    مركز انجمنهاي اعتقادي گنجينه الهي:http://ganjineh-elahi.com/
    مركز انجمنهاي تخصصي گنجينه دانش:http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

  16. تشكر

    شكوفه ياس (09-02-1389)

  17. #89
    مدیر افتخاری
    ganjineh آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,150      تشکر : 122
    736 در 462 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ganjineh آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فاطمه زهرا علیهاالسلام الگوی جاودان انسان آرمانی




    ماهیت شخصیت بالنده
    بزرگ بانوی اسلام تصویر روشنی از شخصیت بالنده به دست می‏دهد. چنین انسانی اندیشه و بینش و شعور دارد، قوّه تعقّل و اندیشه و ادراکش را پرورانده است، جهان و خود را به طور عینی ادراک می‏کند، نگاه نقّادانه‏ای به جامعه و تاریخ خویش دارد، عمیقا عشق می‏ورزد، آفریننده است؛ حس هویّت پایداری دارد؛ با جهان در پیوند است و در آن ریشه دارد، و حاکم و عامل خود و سرنوشت خویش است.
    یک آموزه بلند بانو آن است که شخصیت سالم، رونده است، نه مانا؛ مسیر است نه مقصد؛ برای تحقق خود پیش می‏رود، هیچ‏گاه پایان نمی‏پذیرد و وضعیتی ایستا ندارد. این هدف رو به آینده، فردا را به پس می‏راند و همه جنبه‏های خود را دگرگون می‏سازد و می‏پروراند.
    نگاه به حضرت فاطمه علیهاالسلام از منظر فرایند رشد شخصیت
    ابعاد و ساحت‏های وجودی انسانی، بعد فکری، روحی، رفتاری و جریان رویش انسانی در مراحل شناختی، روحی و رفتاری تا مرحله عرفان و دعا دانسته شده و بر این اساس، جریان آن تعالیم در این ساحت‏ها و جریان تربیتی مرور می‏شوند. آموختگان و پروردگان این تعالیم نیز خود، آموزگار این جریان عظیم انسانی‏اند و هم پیش‏تر، با زندگی‏شان تبلور این آموزه‏هایند.
    آموزه‏های بانوی بزرگ در وجهه تربیت و سازندگی فکری
    اولین گام جریان تربیت و نخستین بعد رشد وجودی انسان، تربیت فکری و شکل‏گیری بر صواب آگاهی‏ها و رشد شناخت‏ها و بینش‏ها و شعورهای انسانی است که اسوه‏های پرورده دین، مانند بانوی بزرگ، خود آموزگار آنند؛ شناخت‏هایی که با خودآگاهی و روشن‏بینی پیوند خورده‏اند و جهت‏دهنده گرایش‏های انسانی ما هستند:
    اول. تعالی‏یابی بینش و نگرش به هستی
    فرایند عظیم خودآگاهی، انسان‏شناسی، خداشناسی، جهان‏شناسی، جامعه و تاریخ‏شناسی، شناخت دنیا، آخرت و قیامت، شناخت زندگی و بسیاری شناخت‏های دیگر از زمره اولین آموزه‏های دین هستند. خطبه آن حضرت در مسجد مدینه در برابر مهاجران و انصار در احتجاج با ابوبکر، نمونه‏ای از اندیشه‏های آن بزرگوار است که نوع این تعالیم را در خود دارد.
    زمانی که این شناخت‏ها برای آدمی شکل بگیرند، خود قلمرو پهناورتری از اشیا و اشخاص را فرامی‏گیرد و در این جهت، خود گسترش می‏یابد. برخی از این تعالیم، مانند:
    الف. بینش‏ها و شناخت‏ها درباره خود به عنوان انسان: شرط اول برای ساخت «خود» و تهذیب و تربیت آن، شناختن آن است. آدمی تا به نیازها، استعدادها، ابعاد و ارزش‏های وجودی و خلقت خویش پی نبرد و تا کرامت‏ها و نقش و جایگاه رسالت و مسئولیت خود و جریان عظیم رویش و رستگاری ممکن برای خویش را نشناسد و به «خودآگاهی» نرسد، برای تربیت و ساختن و فعلیت بخشیدن و رویش خویش تلاش نمی‏کند و برای بهره جستنِ بر صواب از آن‏ها همّتی به کار نمی‏بندد.
    در شناخت و فهم «خود»، بانوی بزرگ برای ما آموزه‏های بلندی دارد؛ مانند:
    «شما بندگان خدا نگهبانان حلال و حرام و حامل دین و احکام و امانتداران حق و رسانندگان آن به خلقید.»(۸)
    ب. بینش‏ها و شناخت‏ها درباره جهان (جهان‏شناسی): برخی از تعالیم «زن الگو»، درباره شناخت جهان است. این آموزه‏ها دربردارنده مباحثی مانند آفرینش جهان، پدیده‏های عالم غیب (فرشتگان و شیطان) و سنّت‏های الهی در تدبیر عالم و آفرینش انسان و جهان و معاد و قیامت است؛ مانند:
    «همه چیز را از هیچ پدید آورد و بی‏نمونه‏ای انشا کرد؛ نه به آفرینش آن‏ها نیازی داشت و نه از خلقت آن سودی برداشت، جز آنکه خواست قدرتش را آشکار سازد و آفریدگان را بنده‏وار بنوازد و بانگ دعوتش را در جهان اندازد.»(۹)
    ج. بینش‏ها و شناخت‏ها درباره خداوند: با بانوی بزرگ در کانونی‏ترین و بالاترین و والاترین شناخت‏ها، به شناخت خدا و حاکم و پروردگار خویش می‏رسیم که او ما را آفریده و با ما مهربان است و بی‏نیازمان کرده و قدرتمان داده و بر سلوک و زندگانی ما بیناست و در ما آگاهی و عشق به خیر و خوبی را گذاشته و ما را به آدمیت و عبودیت فراخوانده است. آدمی با این شناخت و با آن خودآگاهی، اینک در خود نیز راکد نمی‏ماند. از خودِ اینجایی عبور می‏کند و در جریان والایشِ خودی به شناخت خدا می‏رسد و درمی‏یابد که تنها در او می‏توان آرام گرفت. «گواهی می‏دهم که خدای جهان یکی است و جز او خدایی نیست. ترجمان این گواهی دوستی بی‏آلایش است و پایندان این اعتقاد، دل‏های با بینش، و راهنمای رسیدن به آن، چراغ دانش.»(۱۰)
    د. بینش‏ها و شناخت‏ها درباره حجت خداوند (نبوّت، قرآن کریم، امامت): بینش و شعور و شناخت باورساز به حجت (نبوّت و رسالت و وصایت و ولایت و امامت)، آموزه دیگر بانوی بزرگ است.
    «گواهی می‏دهم که پدرم محمّد بنده او و فرستاده اوست. پیش از آنکه او را بیافریند، برگزید و پیش از پیامبری، تشریف انتخاب بخشید و به نامی نامیدش که می‏سزید ... ما خاندان را در میان شما به خلافت گماشت و تأویل کتاب اللّه را به عهده ما گذاشت؛ حجت‏های آن آشکار است و آنچه درباره ماست پدیدار و برهان آن روشن.»(۱۱)
    ه. بینش‏ها و شناخت‏ها درباره جامعه و تاریخ: نیز با تعالیم بانوی بزرگ، جهان را و جامعه را و تاریخ را می‏شناسیم و جایگاه خود را در عرصه هستی درمی‏یابیم تا نقش و رسالت خویش را و واقعیت‏های اجتماعی را خودآگاهانه فهم کنیم و عبرت‏آموزی از تاریخ داشته باشیم.
    «پس از آن‏همه رنج‏ها که دید و سختی‏ها که کشید، رزم‏آوران و سرکشان درنده‏خو و جهودان دین به دنیا فروش و ترسایان حقیقت نانیوش از هر سو بر وی تاختند و با او نرد مخالفت باختند ... و گاهی که گم‏راهی سربرداشت یا مشرکی دهان به ژاژ انباشت، برادرش علی را در کام آنان انداخت. ... هنوز دو روزی از مرگ پیغمبرتان نگذشته و سوز سینه ما خاموش نگشته، آنچه نبایست، کردید و آنچه از آنتان نبود، بردید و بدعتی بزرگ در دین پدید آوردید ... پسر ابوقحافه! ... اکنون تا دیدار آن جهان، این ستورِ آماده و زین برنهاده تو را ارزانی. وعده‏گاه، روز رستاخیز!»(۱۲)
    و. بینش‏ها و شناخت‏ها درباره دنیا و آخرت: و هم با تعالیم فاطمه علیهاالسلام دنیا و آخرت و قیامت را درمی‏یابیم.
    سیر در دنیا و حضوری از سر تربیت و تدبیر در آن، در گرو شناخت درست دنیا، زندگی دنیا و رخدادها و آدم‏ها و عناصر آن است.
    «وعده‏گاه، روز رستاخیر؛ خواهان، محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ؛ و داور، خدای عزیز. آن روز، ستم‏کار رسوا و زیان‏کار، و حق ستم‏دیده برقرار خواهد شد. به زودی خواهید دید که هر خبری را جایگاهی است و هر مظلومی را پناهی.»(۱۳)
    آدمی پس از شناخت خود بر مدار شناخت خدا، شناخت خود و حیات و همنشینی با درون خود، درمی‏یابد که برای تأمین آن‏همه نیازهای عظیم انسانی و سیرابی عطش وجدان، باید که از خود نیز به حقیقت هجرت کند؛ از خود به من نهایی خود؛ به من مطلق؛ هجرتی به نزدیک‏تر از خود؛ به سوی نامحدودِ آگاهِ مهربان. این سیر و سلوک اندیشه‏ای و بینشی و شعوری با آگاهی و شناخت خداوند و هستی شکل می‏گیرد. هنگامی که آدمی درمی‏یابد که خداوند از او به او نزدیک‏تر است، دیگر نمی‏تواند از او جدا شود، حتی اگر خودش را از دست بدهد. انسان بی‏خداوند با خود چه کند، در حالی که انسان بی‏خودش با اوست و با انتخاب و در انتخابش ادامه می‏یابد؟
    با آن تفکر و شناخت از خود و در نتیجه، تفکر و شناخت درباره خدا، نوبت به والایش عشق و ایمان در وجود آدمی می‏رسد.
    نشر و گسترش بینش الهی و خداباوری در شناخت‏ها و باورها، زمینه دیگر شکل‏گیری آرامش درون است.
    ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩
    12سال اهنگر نفس خود بودم برکوره ریاضت می نهادم و بر اتش مجاهده می تافتم و بر سندان مذمت می نهادم و پتک ملامت بر او می کوفتم تا نفس خویش را اینه ساختم و اسلامی تازه اوردم و همه خلق مرده دیدم.
    *بایزید بسطامی*
    مركز انجمنهاي اعتقادي گنجينه الهي:http://ganjineh-elahi.com/
    مركز انجمنهاي تخصصي گنجينه دانش:http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

  18. تشكر

    شكوفه ياس (09-02-1389)

  19. #90
    مدیر افتخاری
    ganjineh آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,150      تشکر : 122
    736 در 462 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ganjineh آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : فاطمه زهرا علیهاالسلام الگوی جاودان انسان آرمانی




    دوم. معیارهای شناختی شخصیت فرارونده
    الف. واقع‏بینی: بزرگ بانوی اسلام می‏آموزد که انسان سالم باید از دنیای پیرامون خود شناخت عینی داشته باشد. این ادراک عینی همان شناخت هستی است. او می‏آموزد که انسان در تب و تاب تعالی، هستی را آن‏گونه که هست، می‏بیند و نه آن‏گونه که می‏خواهد و یا نیاز دارد که باشد. داوری خواستاران تحقق خود درباره دیگران، به عنوان بخشی از عینیت ادراک دقیق است و آنان قادرند ریاکاری و نادرستی را به سرعت تشخیص دهند. دانایی و خردمندی از اولین ویژگی‏های بانوی بزرگ است.
    «فاطمه علیهاالسلام را از آن‏رو «فاطمه» نام نهادند که خداوند از علم خویش آن‏قدر او را سرشار ساخته است که از هر استادی بی‏نیاز باشد.»(۱۴)
    اشخاص سالم به جهان خویش عینی می‏نگرند، به عکس روان‏نژندها که ناچارند واقعیت‏ها را تحریف کنند تا با خواسته‏ها، نیازها و ترس‏هایشان سازگار شود. انسان بالنده بر پایه ادراک و جهان‏بینی ژرف و گسترده خود و تجربه‏ها و پختگی‏ها و ظرافت‏ها، مردمان را و موقعیت‏های پیش‏روی خویش را یکسره نیک یا بد نمی‏انگارد. واقعیت را همان‏گونه که هست، بی‏واهمه‏ای و سانسوری می‏پذیرد و تبیین می‏کند.
    نگاه تحلیلی بانو به وضعیت عصر خویش را بنگرید:
    به خدا! دنیای شما را دوست نمی‏دارم و از مردان شما بیزارم. درون و برونشان را آزمودم و از آنچه کردند، ناخشنودم، چون تیغ زنگار خورده نابرّا. و گاه پیشروی واپسگرا و خداوندان اندیشه‏های تیره و نارسا، خشم خدا را به خود خریدند و در آتش دوزخ جاویدند.»(۱۵)
    ب. گسترش مفهوم «خود»: زمانی که «خود» گسترش می‏یابد، قلمرو پهناورتری از اشیا و اشخاص را فرامی‏گیرد. در ابتدا، خود فقط معطوف به فرد است، اما با افزایش تجربه، خود وسعت می‏یابد و ارزش‏های مجرّد و آرمان‏ها را دربرمی‏گیرد. بلوغ آدمی از جمله در گرو توجه به گستره عظیم روابط خویش است. اما داشتن رابطه با چیزی یا کسی فراسوی خود فردی، به تنهایی کافی نیست. انسان باید نقشی مستقیم و کامل بیابد. ادامه شناخت دیگر ارکان هستی و درک روابط با آن‏ها، درک وضعیت در این وسعت است که از رهگذر آن، نوبت به بینش و به نقش خود در عرصه این روابط می‏رسد. چنین نقشی را می‏توان «مشارکت انسان در قلمروهای تلاش انسانی» خواند. آدمی خود را در این عرصه گسترش می‏بخشد. با فعالیتی که از سر احساس مشارکت در عالم روابط رفتاری، نقش خود را می‏یابد.
    «خود» در این فعالیت‏های معنادار، گسترش می‏یابد و این فعالیت‏ها دامنه‏های گسترده حس خود می‏شوند. هستی مطلق با همه اوصاف و اسمائش، جهان، جامعه و تاریخ می‏توانند در گستره فکر و روح و سلوک آدمی حضور یابند و همپای بلوغ و پختگی و ظرافت وی، دنیای درونش بستر جریان اسما و اوصاف کمال مطلق الهی شود. این رابطه یافتن و مجموعه این روابط، به شکل‏گیری نقش انسان در گستره این روابط می‏انجامد. نقشی که در هر وضعیتی و به تناسب هر موضوعی حکمی و تکلیفی بر آدمی هموار می‏سازد. چنین نقشی همان «مشارکت مطمئن در قلمروهای متنوّع تلاش‏های انسانی» است؛ رابطه رفتاری با خود (فعل اخلاقی)، با خداوند (فعل عبادی)، با جامعه (حقوق اجتماعی) و با طبیعت (حقوق طبیعی(۱۶)). و در این رفتار و عملی که حکم خداوند را با خود دارد، آدمی خود را گسترش می‏بخشد. خود در این فعالیت‏های پرمعنا، سرمایه‏گذاری می‏شود و این فعالیت‏ها، دامنه‏های گسترده حس خود می‏شوند. بسیاری از مردمان ادراکی از عالم و هستی دارند، اما دنیایشان گسترده نیست و خودی‏شان خالی از حضور آن‏هاست.
    گستره وجودی زن الگو، حضور خداوند در اسما و صفاتش را در خویش دارد. با بانوی بزرگ در کانونی‏ترین و بالاترین و والاترین شناخت‏ها به شناخت خدا و حاکم و پروردگار خویش می‏رسیم که او ما را آفریده و با ما مهربان است و بی‏نیازمان کرده و قدرتمان داده و بر سلوک و زندگانی ما بیناست و در ما آگاهی و عشق به خیر و خوبی را گذاشته و ما را به آدمیت و عبودیت فراخوانده است. با این شناخت، آدمی با آن خودآگاهی، اینک در خود نیز راکد نمی‏ماند؛ از خودِ اینجایی عبور می‏کند و در جریان عبور از خودی به شناخت خدا می‏رسد و درمی‏یابد که تنها در او می‏توان آرام گرفت.
    «گواهی می‏دهم که خدای جهان یکی است و جز او خدایی نیست. ترجمان این گواهی دوستی بی‏آلایش است و وسیله وصول به این اعتقاد، دل‏های با بینش، و راهنمای رسیدن به آن، چراغ دانش.»(۱۷)
    منبع:
    ۱ دکترای مطالعات و توسعه و عضو هیأت علمی دانشگاه بین‏المللی امام خمینی رحمه‏الله .
    ۲. محمّدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۱۷۹ ـ ۱۸۰.
    ۳. شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص ۱۱۴ـ۱۱۵.
    ۴. محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج ۲۳، ص ۵۱.
    ۵. درباره «انسان هادی» نک: محمّد رضا حکیمی، کلام جاودانه، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۰، ص ۴۸ـ۵۹.
    ۶. Instinctoid-needs، نیازهای غریزی نما، شبه غریزی.
    ۷. شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، دعای توسل.
    ۸. سید جعفر شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا، ص ۱۲۸، به نقل از: احمد بن ابی طاهر مروزی، بلاغات النّساء، چ بیروت، ص ۲۳ـ۲۴.
    ۹. همان، ص ۱۲۷.
    ۱۰. همان.
    ۱۱. همان، ص ۱۲۷ ـ ۱۲۸.
    ۱۲. همان، ص ۱۳۰ ـ ۱۳۳.
    ۱۳. همان، ص ۱۳۳.
    ۱۴. محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج ۴۳، ص ۱۳.
    ۱۵. سید جعفر شهیدی، پیشین، ص ۱۵۰ ـ ۱۵۱.
    ۱۶. البته مراد از این تعبیر، معنای رایج اصطلاحِ حقوق طبیعی نیست.
    ۱۷. همان، ص ۱۲۷.

    ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩
    12سال اهنگر نفس خود بودم برکوره ریاضت می نهادم و بر اتش مجاهده می تافتم و بر سندان مذمت می نهادم و پتک ملامت بر او می کوفتم تا نفس خویش را اینه ساختم و اسلامی تازه اوردم و همه خلق مرده دیدم.
    *بایزید بسطامی*
    مركز انجمنهاي اعتقادي گنجينه الهي:http://ganjineh-elahi.com/
    مركز انجمنهاي تخصصي گنجينه دانش:http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

  20. تشكر

    شكوفه ياس (09-02-1389)

صفحه 9 از 35 نخستنخست ... 567891011121319 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •