سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 4 از 18 نخستنخست 1234567814 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 177

موضوع: ♥╬♥╬ ♥ اشك قلم درسوگ ياس بي نشان ♥ ╬♥╬ ♥

  1. Top | #31

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    45
    نوشته
    2,557
    تشکر
    4,053
    مورد تشکر
    5,627 در 2,309
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ♥╬♥╬ ♥ اشك قلم درسوگ ياس بي نشان ♥ ╬♥╬ ♥






    یا علی رفتم بقیع اما چه سود
    هر چه گشتم فاطمه آنجا نبود

    یا علی قبر پرستویت کجاست
    آن گل صدبرگ خوشبویت کجاست

    هر چه یاشد من نمک پرورده ام
    دل به عشق فاطمه خوش کرده ام


    از فاطمه اکتفا به نامش نکنید
    نشناخته توصیف مقامش نکنید

    هر کس که در او محبت زهرا نیست
    علامه اگر هست سلامش نکنید





    امضاء

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  2. تشكرها 2


  3. Top | #32

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اسفند 1388
    شماره عضویت
    283
    نوشته
    392
    تشکر
    1,991
    مورد تشکر
    750 در 283
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ♥╬♥╬ ♥ اشك قلم درسوگ ياس بي نشان ♥ ╬♥╬ ♥



    به نام آرام جان
    منکه از عشق علی چون شمع شیدا سوختم

    صاحب جنت منم، اما در اینجا سوختم

    سوختم تا یک سر مویی نسوزد از علی

    تا بماند رهبرم من بی مهابا سوختم

    بی گنه بودم ولی در آتشم انداختند

    محسنم شد کشته، نالیدم که بابا سوختم

    زینبم می دید آتش زائر رویم شده

    از پریشانی او در بین اعدا سوختم

    صورت آتش گرفته تا زسیلی شد کبود

    شکر کردم، بهر حفظ جان مولاسوختم

    مثل چشم مجتبی مسمار یارب سرخ بود

    من نمی گویم چه شد تنهای تنها سوختم

    هرکه نان از سفره ی ما برده بود استاده بود

    بسکه نامردی بود در این تماشا سوختم

    سوختم تا شعله ی عشقت بماند جاودان

    پای تا سر یا علی با این تمنا سوختم

    (برگرفته از کتاب بهار سوخته جلد2)



    امضاء

    دلی کزمعرفت نور وصفا دید
    / به هرچه که دید اول خدا دید


  4. تشكرها 2


  5. Top | #33

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    45
    نوشته
    2,557
    تشکر
    4,053
    مورد تشکر
    5,627 در 2,309
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ♥╬♥╬ ♥ اشك قلم درسوگ ياس بي نشان ♥ ╬♥╬ ♥



    مادر ببین که روح مرا جا گذاشتند

    جایی که عطره خاطره تان را گذاشتند

    سنگینی و وخامت یک داغ تازه را
    بر شانه های زخمی بابا گذاشتند

    وقتی که دستشان به عدالت نمی رسید
    پا در حریم غربت مولا گذاشتند

    عادت نداشتند به مردی که "مرد" بود
    عادت نداشتند که تنها گذاشتند

    دیوارهای کوفه به تکرار شاهدند
    حتی به بال پنجره ها پا گذاشتند

    بابا که هیچ طاقت تزویر را نداشت
    در دستهاش دست تمنا گذاشتند

    بابا نخواست فاصله بیشتر شود
    بابا نخواست فاصله...آیا گذاشتند ؟

    عمری به نام دین خدا سکه می زدند
    آن روی سکه را به تماشا گذاشتند

    حالا ببین که نام تو را ماندنی ترین
    گلواژه ی شفاعت فردا گذاشتند

    نامت شکوفه بار ترین شعر زندگیست
    نام مرا به شوق تو "زهرا" گذاشتند

    سیده زهرا بصارتی




    امضاء

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  6. تشكرها 2


  7. Top | #34

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,661
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,607
    مورد تشکر
    177,677 در 52,452
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    sham پاسخ : ♥╬♥╬ ♥ اشك قلم درسوگ ياس بي نشان ♥ ╬♥╬ ♥


    گفت در طغیان عشقم کوثرم

    تیغ دارم پیش مرگ حیدرم

    می دهم جان – جان او را می خرم

    هرچه پیش آید علی را می برم

    دست خالی گرنشد حل مشکلم

    ذوالفقاری دارم از آه دلم

    بیم دارید ازمن و از آه من

    سیل عشقم کیست سد راه من

    دید ساقی کوثرش را در خروش

    رافت رحمانی اش آمد به جوش

    آسمان دیده را پر اَبر کرد

    گفت : سلمان باز باید صبر کرد

    خیز کان بانوی بی همتای من

    گرگشاید لب به نفرین وای من

    تا نگشته آسمانها زیر و رو

    با زبان مرتضی او را بگو

    ای عروس آسمانی خدا

    ترجمان مهربانی خدا

    ای بلندای دلت هفت آسمان

    ای گذشت تو کران تا بیکران

    ای امید رحمتٌ للعالمین

    خاتم پیغمبران را خود نگین

    ماه پیشانی جبین پرچین مکن

    فاطمه جان علی ، نفرین مکن

    گفت سلمان پس مسلمانی چه شد

    آن سفارش ها که میدانی چه شد

    این که در بند است مولای همه است

    این همه بود و نبود فاطمه است

    ریسمان وبازوی خیبرگشا

    دوستی این بود با آل عبا ؟

    ای فدای تار مویش جان من

    جان چه ارزد در بر جانان من

    خواهد اَر بالاتر ازجان هم به چشم

    صبر میخواهد علی آن هم به چشم

    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 06-02-1389 در ساعت 22:13
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  8. تشكر

    نرگس منتظر (07-02-1389)

  9. Top | #35

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    45
    نوشته
    2,557
    تشکر
    4,053
    مورد تشکر
    5,627 در 2,309
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ♥╬♥╬ ♥ اشك قلم درسوگ ياس بي نشان ♥ ╬♥╬ ♥



    ياري زمرگ مي طلبم، غربتـم ببيـــن
    امـــت پس ازتــو كرد عجب قدرداني ام!
    موي سپيد وفصل جواني، خبـردهـــد
    كزهـــجرخود به روز سيه مي نشاني ام
    ديوار مي كنـــد كمكـم، راه مــي روم
    ديــــگرمــــپرس حــال مــن وناتواني ام
    سوزنده تر زآتش غم، غربت علي (ع) است



    امضاء

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  10. تشكرها 2


  11. Top | #36

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    45
    نوشته
    2,557
    تشکر
    4,053
    مورد تشکر
    5,627 در 2,309
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ♥╬♥╬ ♥ اشك قلم درسوگ ياس بي نشان ♥ ╬♥╬ ♥





    خلقت شیعه برای فاطمه(س) است
    عزت شیعه ولای فاطمه(س) است

    جاودان گرداند این نامه علی(ع)
    زیر دین ناله های فاطمه(س) است

    هر کجا پرچم زدی ,سینه زدی شک مکن
    آن جا سرای فاطمه(س) است

    چشم ها گر اشک داردبرحسین(ع)
    تحت تاثیر صدای فاطمه (س) است

    هر شهید که میان خون نشست
    خون بهای او به پای فاطمه (س) است

    گر خدا محشر به پا خواهد نمود
    علتش تنها برای فاطمه (س) است

    آن که می آید به استقبال او
    در صف محشر خدای فاطمه (س) است

    فاطمیه فاطمی تر می شود
    شیعه محبوب حیدر می شود




    امضاء

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  12. تشكرها 2


  13. Top | #37

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    45
    نوشته
    2,557
    تشکر
    4,053
    مورد تشکر
    5,627 در 2,309
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ♥╬♥╬ ♥ اشك قلم درسوگ ياس بي نشان ♥ ╬♥╬ ♥



    بقیع


    هجوم در کبود کرد تنت را
    تمام نقطه نقطه بدنت را

    فرشته ها به روی دست گرفتند
    تو را و پاره های پیرهنت را

    خدا تو را برای خاک نبرده است
    شنیده ام صدای پر زدنت را

    علی، همان کسی که وصله خود کرد
    و غسل داد جسم بی کفنت را

    بقیع،باقی از نگاه تو شد آه
    هجوم در کبود کرد تنت را


    امضاء

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  14. تشكرها 2


  15. Top | #38

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    55
    نوشته
    7,147
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    1,515
    مورد تشکر
    3,992 در 2,074
    دریافت
    6
    آپلود
    8

    پیش فرض پاسخ : ♥╬♥╬ ♥ اشك قلم درسوگ ياس بي نشان ♥ ╬♥╬ ♥



    از آن روزی که سوزاندندباغ خانه مارا
    به جز غم کس نمی گیرد سراغ خانه مارا
    نه ایوب ونه یعقوب ونه ابراهیم ونه یحیی
    کند یکدم تحمل دردوداغ خانه مارا
    شود هرچند سوزش بیشترکمتر شود نورش
    چه طوفانی فکند از پا چراغ خانه مارا
    چه جای شکوه زین مردم که گرداندند روازما
    چرا سلمان نمی گیرد سراغ خانه مارا







    امضاء
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  16. تشكرها 2


  17. Top | #39

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    55
    نوشته
    7,147
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    1,515
    مورد تشکر
    3,992 در 2,074
    دریافت
    6
    آپلود
    8

    پیش فرض پاسخ : ♥╬♥╬ ♥ اشك قلم درسوگ ياس بي نشان ♥ ╬♥╬ ♥




    ياد آن روزى كه ما هم سايه بر سر داشتيم
    همچو طفلان دگر، در خانه مادر داشتيم
    جدّ ما ـ پيغمبر ـ از ما چهره پنهان كرد و باز
    يادگارى همچو زهرا از پيمبر داشتيم
    مادر مظلومه ما نيز رفت از دست ما
    مرگ او را كى به اين تعجيل باور داشتيم؟!
    اندر آن روزى كه آتش بر سراى ما زدند
    ما در آن جا، حال مرغ سوخته پر داشتيم!
    آمد و، رفت از جهان محسن در آن غوغا، دريغ!
    آرزوى ديدن روى برادر داشتيم
    مادر ما، خود ز حق مى خواست مرگ خويش را
    ورنه ما بهرش دعا با ديده تر داشتيم
    روزهاى آخر عمرش ز ما رومى گرفت!
    چون على، ما هم ازين غم دلْ پراخگر داشتيم!
    در شب دفنش به ما معلوم شد اين طُرفه راز
    تا ز روى نيلگونش بوسه اى برداشتيم!
    از كفن دستش برآمد، جسم ما دربرگرفت
    جسم او را همچو جان ما نيز دربرداشتيم
    از فراق روى مادر، با پدر هر روز و شب
    دو برادر بزم ماتم با دو خواهر، داشتيم!
    با فغان گويد «مؤيد» آنچه را «ميثم» بگفت:
    (اى خوش آن روزى كه ما در خانه، مادر داشتيم!)






    امضاء
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  18. تشكرها 2


  19. Top | #40

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    55
    نوشته
    7,147
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    1,515
    مورد تشکر
    3,992 در 2,074
    دریافت
    6
    آپلود
    8

    پیش فرض پاسخ : ♥╬♥╬ ♥ اشك قلم درسوگ ياس بي نشان ♥ ╬♥╬ ♥




    همسرم راز نهان خویش با حیدر بگو
    جال من از آنچه آمد بر سرت دیگر بگو
    رازهای خویش را دیگر مبر در خاک گور
    یا ز سر سینه یا از رمز میخ در بگو
    از چه دائم میروی از هوش و بازآیی به هوش
    از چه می پیچی به خود پیوسته در بستر بگو
    رخ اگر می پوشی از من دیگر از زینب بپوش
    ماجرای کوچه با آن نازنین دختر بگو
    محسنت بین درو دیوار با قاتل چه گفت
    لاله پژمرده ام از غنچه پرپر بگو
    ماجرای گوشواره بر کف دستت چه بود
    رازی از این غصه سربسته با حیدر بگو
    ای بهشت من که گکشتی عازم باغ بهشت
    آنچه را با من نمی گوئی به پیغمبر بگو






    امضاء
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  20. تشكرها 2


صفحه 4 از 18 نخستنخست 1234567814 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی