۩ **♪♪**۩ ويژه نامه ولادت فرخنده حضرت زينب (س)و گراميداشت روز پرستار۩ **♪♪**۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩ **♪♪**۩ ويژه نامه ولادت فرخنده حضرت زينب (س)و گراميداشت روز پرستار۩ **♪♪**۩
صفحه 13 از 16 نخستنخست ... 3910111213141516 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 121 تا 130 , از مجموع 151
  1. #121
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩ **♪♪**۩ ويژه نامه ولادت فرخنده حضرت زينب (س)و گراميداشت روز پرستار۩ **♪♪**۩






    زینب کبری سلام الله علیها پرستار نهضت عاشورا



    برگه‏ای از پرستاری نهضت

    امام حسین علیه السلام قبل از شهادت سفارش‏های لازم را به‏زینب نمود و پرستاری نهضت را به او واگذار کرد و او را به صبرو بردباری امر نمود و به میدان با قلبی محکم و بی‏هراس ازآینده نهضت، حرکت کرد. زینب نیز پرچم پرافتخار حسین را بر دوش‏گرفت و نگذاشت این پرچم الهی بر زمین افتد و با اقتدار وشهامتی که تاریخ نظیرش را ندیده در برابر امیر خون آشام کوفه‏و شاه پلید شام لعنه الله علیهما ایستاد و با سخنرانی‏های‏جاودانه‏اش زندگی را در کامشان تلخ ساخت. راستی چه رادمردی است این زن، که با آن همه مصیبت‏های سخت که‏هر یک کوهی را به لرزه درمی‏آورد و انسان را مضطرب و از خودبی‏خبر می‏سازد، در برابر سنگدل‏ترین و تندخوترین و تبهکارترین‏انسان روی زمین، آن سان با کبر و مناعت‏برخورد می‏کند که همه‏را به شگفتی وامی‏دارد.
    زن مگو مردآفرین روزگار زن مگو بنت الجلال اخت الوقار زن مگو کمتر کنیزش حور عین زن مگو دخت امیر المؤمنین
    ابن زیاد که آن همه کبر و بی‏اعتنایی را از یک زن رنج‏کشیده وبا تمام وجود ماتم زده می‏بیند، انگشت‏حیرت به دهان می‏گیرد ومی‏خواهد او را کوچک شمارد، با تکبری انتقامجویانه رو به حضرت‏کرده می‏گوید: خدای را شکر می‏کنم شما را رسوا ساخت و مردانتان‏را کشت و سخنانتان را دروغ گردانید! زینب با عظمت و شموخ،نگاهی تحقیرآمیز به آن سرکش بی‏نام و نسب می‏کند و فریادبرمی‏آورد که: «الحمد لله الذی اکرمنا بنبیه صلی الله علیه وآله و سلم و طهرنا من الرجس تطهیرا... انما یفتضح الفاسق ویکذب الفاجر و هو غیرنا و الحمد لله‏». سپاس خدای را که ما را با انتساب به پیامبرش گرامی داشت و ازآلودگی و ناپاکی دور ساخت. و همانا شخص تبهکاری (چون تو) رسوامی‏گردد و بدکار و پلید دروغ می‏گوید و خدا را شکر که آنان غیراز ما هستند. ابن زیاد که منتظر چنان جواب تندی نبود، از او می‏پرسد: کار خدایت را درباره خاندانت چگونه دیدی؟ حضرت زینب با همان سربلندی و مناعت می‏فرماید: «و الله مارایت الا جمیلا، اولئک قوم کتب علیهم القتل فبرزوا الی‏مضاجعهم و سیجمع الله بینک و بینهم فتختصمون عنده...» به خدا قسم جز نیکی و زیبایی ندیدم.آن‏ها قومی بودند که خداوند کشته شدن در راهش را بر آنان نوشته‏بود و لذا با شجاعت‏به قتلگاه خویش شتافتند ولی به زودی‏خداوند تو و آنان را در یک جا گرد آورد تا در پیشگاهش محاکمه‏شوید. من هر گاه این قسمت از سخن زینب را به یاد می‏آورم، در برابرآن همه عظمت و بزرگواری، آن قدر احساس شرمساری و حقارت می‏کنم‏که این زینب پس از آن همه مصیبت، چون در راه خداست همه را جمیل‏و زیبا می‏بیند و ما در برابر کوچک‏ترین اذیت و آزاری بی‏تاب وزبون می‏شویم و چقدر فاصله است میان آسمان عظمت زینب و دنیای‏پست دنیاخواهان.


    ۩ **♪♪**۩ ويژه نامه ولادت فرخنده حضرت زينب (س)و گراميداشت روز پرستار۩ **♪♪**۩
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  2. تشكرها 3

    نرگس منتظر (30-01-1389), الهادی المهدی (08-01-1391), شكوفه ياس (31-01-1389)

  3. #122
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩ **♪♪**۩ ويژه نامه ولادت فرخنده حضرت زينب (س)و گراميداشت روز پرستار۩ **♪♪**۩






    برگه‏ای دیگر از شجاعت زینب


    در مجلس یزید لعنه الله علیه، گفت و گوهای زیادی بین بانوی‏قهرمان کربلا و آن پلید رخ داده که همه‏اش دلالت‏بر عظمت وقهرمانی زینب دارد. نگاهی کوتاه به یک قسمت آن می‏کنیم تایادآور شجاعت فزون از حد زینب باشد. هنگامی که یزید با چوب خود، به دندان‏های مبارک امام حسین علیه‏السلام اشاره می‏کرد و آن اشعار معروف کفرآمیزش را می‏سرود، زنان‏بنی هاشم تاب تحمل این منظره را نداشتند و بی‏اختیار می‏گریستندولی زینب، بی‏آنکه خم به ابرو بیاورد، با کبر و مناعتی‏علی‏وار، بر آن سرکش غدار فریاد زد: «صدق الله یا یزید: ثم کان عاقبه الذین اساءوا السوآی ان‏کذبوا بآیات الله و کانوا بها یستهزئون. ا ظننت‏یا یزید انه‏حین اخذت علینا باطراف الارض و اکناف السماء فاصبحنا نساق‏کما تساق الاساری ان بنا هوانا علی الله و ان بک علیه کرامه‏و توهمت ان هذا لعظیم خطرک فشمخت‏بانفک و نظرت فی عطفیک‏جذلان فرحا، حین رایت الدنیا مستوثقه لک و الامور متسقه علیک‏ان الله امهلک فهو قوله:«و لا یحسبن الذین کفروا انما نملی لهم خیر لانفسهم انما نملی‏لهم لیزدادوا اثما و لهم عذاب مهین...» ا تقول: لیت اشیاخی‏ببدر شهدوا! غیر متاثم و لا مستعظم و انت تنکث ثنایاابی عبد الله بمحضرتک؟ و لم لا و قد نکات القرحه و استاصلت‏الشافه باهراقک هذه الدماء الطاهره، دماء نجوم الارض من آل‏عبد المطلب؟!و لتردن علی الله وشیکا موردهم و عند ذلک تود ان کنت ابکم‏و اعمی. ا یزید و الله ما فریت الا جلدک و لا حززت الا لحمک وسترد علی رسول الله برغمک و لتجدن عترته و لحمته من حوله فی‏حظیره القدس... و ستعلم انت و من بواک و مکنک من رقاب‏المؤمنین اذا کان الحکم ربنا و الخصم جدنا و جوارحک شاهده علیک‏فانظر اینا شر مکانا و اضعف جندا.» ای یزید! آیا گمان کردی‏که چون بر ما سخت گرفتی و اطراف زمین و آفاق آسمان را بر ماتنگ کردی و سرانجام ما را مانند اسیران به این طرف و آن طرف‏کشاندی از این است که ما نزد خدایمان خوار گشته‏ایم و یا تو رادر پیش خدا قدر و منزلتی هست؟ و یا پنداشتی که این بزرگی مقام‏تو است؟! لذا چون دنیا را به کام خویش یافتی و کارها را وفق‏مراد خود دیدی با تکبر باد در دماغ افکندی و شادمان و مسرور،نگران آرزوهای خود شدی؟! بدان که اگر خدا به تو مهلت داده است‏از این جهت است که خود می‏فرماید:«آنان که کافر شده‏اند گمان نکنند که اگر مهلتی به آن‏ها دادیم‏به سود آنان است، بلکه به آن‏ها مهلت می‏دهیم تا بیش‏تر به گناه‏روی آورند و سرانجام عذابی دردناک و خوارکننده در انتظارشان‏خواهد بود.» آیا باز آرزو می‏کنی که: ای کاش نیاکان ما که دربدر کشته شدند، این جریانات را می‏دیدند!! بی آن که خود راگناهکار بدانی و یا گناه خویش را بزرگ شماری و اینک باچوبدستی خود بر دندان‏های امام حسین می‏زنی؟! حق داری! زیرا باریختن خون‏های پاک و مطهر این ستارگان روی زمین، عقده دل پلیدت‏گشوده می‏شود و نهال غمت ریشه‏کن می‏گردد! مطمئن باش تو نیز به‏زودی در پیشگاه خدای متعال بازگشت‏خواهی نمود و در آن جا است‏که آرزو خواهی کرد ای کاش در دنیا لال و کور بودی. ای یزید! به خدا سوگند! جز پوست‏خود نشکافتی و جز گوشت‏خودقطع نکردی و بر خلاف میل خود، به زودی نزد رسول خدا بازخواهی‏گشت و اهل بیت و پاره‏های تنش را در حظیره القدس در کنارش باعزت و احترام خواهی یافت... و به زودی تو و آن کس که تو را برکرسی نشاند و بر گردن مؤمنین مسلط کرد، خواهید دانست کدام یک‏از ما بدکارتر و از حیث لشکریان ناتوان‏تریم، در آن روزی که‏داور خداست و خصم تو جد ما است و اعضا و جوارحت علیه تو گواهی‏خواهند داد. و اگر چه در این دنیا ما را به غنیمت گرفتی ولی‏به زودی غرامت‏خویش را از تو باز خواهیم ستاند. در تاریخ آمده است که پس از این سخنان شجاعانه زینب، چنان‏یزید و اطرافیانش زبون و حیرت‏زده گشتند که تا مدتی بی‏حرکت‏ماندند و یک خاموشی مرگ‏زا بر مجلس یزید حکمفرما شد، تو گوئی‏بر سرشان پرندگان نشسته بودند «کان علی رؤوسهم الطیر». این همه عظمت و جلال در کجا و در چه کسی دیده می‏شود جز آن که‏دختر علی و زبان او در کام باشد.




    ۩ **♪♪**۩ ويژه نامه ولادت فرخنده حضرت زينب (س)و گراميداشت روز پرستار۩ **♪♪**۩
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  4. تشكرها 3

    نرگس منتظر (30-01-1389), الهادی المهدی (08-01-1391), شكوفه ياس (31-01-1389)

  5. #123
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : ۩ **♪♪**۩ ويژه نامه ولادت فرخنده حضرت زينب (س)و گراميداشت روز پرستار۩ **♪♪**۩







    اگر به دنیا نیامده بودی...


    اگر به دنیا نیامده بودی، هر کسی چیزی کم داشت.

    پدرت ـ با آن همه فضیلت ـ دختری نداشت تا زینتش باشد و وقتی با شیرین زبانی کودکانه‌اش لب به سخن می‌گشود، چهره پدر را به وجد می‌آورد.

    مادرت ـ بانوی خلوت کبریا ـ، همدمی نداشت تا روی زانوانش بنشاند و گیسوانش را شانه کند و سفره دلش را رو به روی نگاه مهربانش بگشاید.

    برادرانت خواهر غم‌خواری نداشتند که محرم اسرارشان باشد و گرمی دلشان و قوت زانوانشان.

    دیگر کسی نداشتند تا دنباله راه روشن خویش را به او بسپارند.

    کارهایی بود که فقط از دست تو برمی‌آمد؛ نه هیچ کس دیگر.

    اگر به دنیا نیامده بودی، دنیا چیزی کم داشت؛
    دنیا دختری را کم داشت که وقتی در اسارت قفس، دهان می‌گشاید، کلمات پیروزمندانه پدر از گلویش سرازیر می‌شود.

    خواهری کم داشت که وقتی غم و داغ فرزند بخواهد برادری را از او بگیرد، دست‌هایش را سایبان صبر کند و ذرات تحمل را بپاشد در هوای بی‌قراری.

    عمه‌ای کم داشت تا آغوش مهربان و خسته‌اش را به روی غنچه‌های برادر بگشاید و قوت دلشان باشد.

    و سفیری کم داشت تا پیام آفتاب را به هر سایه و خلوت تاریکی برساند.

    اگر به دنیا نیامده بودی، دنیا زینب را کم داشت، زینب را.



    ۩ **♪♪**۩ ويژه نامه ولادت فرخنده حضرت زينب (س)و گراميداشت روز پرستار۩ **♪♪**۩

  6. تشكرها 3

    محب فاطمه (30-01-1389), الهادی المهدی (08-01-1391), شكوفه ياس (31-01-1389)

  7. #124
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩ **♪♪**۩ ويژه نامه ولادت فرخنده حضرت زينب (س)و گراميداشت روز پرستار۩ **♪♪**۩







    زینب ( سلام الله علیها ) و آرام کردن رقیه

    ختى هاى خرابه ، حضرت رقیه را بسیار ناراحت کرده بود. یکسره بهانه بابا مى گرفت و به عمه اش زینب (س ) مى گفت : بابایم کجاست ؟ عمه اش براى اینکه رقیه را آرام کند، به او مى گفت : پدرت به سفر رفته است .
    شبى در خرابه شام ، رقیه از این گوشه به آن گوشه مى رفت ، ناله مى زد، بهانه مى گرفت ، گاه خشتى بر مى داشت و زیر سر مى گذاشت ، گاه بهانه خانه و کاشانه مى گرفت و یا بابا، بابا مى زد. زینب (س ) آن نازدانه را به دامن گرفت تا او را آرام کند. و رقیه در بغل عمه خوابش برد. در عالم رؤ یا پدر را به خواب دید. امام حسین (ع ) با بدنى پر از زخم و جراحت به دیدار رقیه آمده بود در همان خواب ، دامان پدر را گرفت و گفت : بابا جان کجا بودى ؟ بابا چرا احوال بچه هاى کوچکت را نمى پرسى ؟ بابا چرا به درد ما رسیدگى نمى کنى ؟!
    زینب دید رقیه در خواب حرف مى زند، رو به زنان حرم گفت : اى اهل بیت ! ساکت باشید. نور دیده برادرم خواب مى بیند. بگذارید ببینم چه مى گوید؟
    همه زنان آرام شدند. گوش به سخنان رقیه نشستند. گویا ماجراى سفر از کربلا تا کوفه و از کوفه تا شام را براى پدر حکایت مى کند:
    بابا، صورتم از ضرب سیلى شمر کبود شده است . بابا، مرا در بیابانها، میان آفتاب نگه داشتند. بابا، کتف عمه ام از کعب نیزه ها و ضرب تازیانه ها کبود گردیده است . بابا ما در این خرابه چراغ نداریم فرش نداریم . دخترت به جاى متکا، بر زیر سر، خشت مى گذارد... (۱۶۵)

    ۩ **♪♪**۩ ويژه نامه ولادت فرخنده حضرت زينب (س)و گراميداشت روز پرستار۩ **♪♪**۩
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  8. تشكرها 3

    نرگس منتظر (30-01-1389), الهادی المهدی (08-01-1391), شكوفه ياس (31-01-1389)

  9. #125
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩ **♪♪**۩ ويژه نامه ولادت فرخنده حضرت زينب (س)و گراميداشت روز پرستار۩ **♪♪**۩






    وداع زینب (س ) با رقیه

    فریادهاى آتشین امام سجاد (ع ) و زینب (س ) و خون پاک حضرت رقیه ، اثرش را گذاشت . کاروان اسرا از گوشه خرابه آزاد شد. زنان و کودکان به مدینه مى روند. پیام عاشورا در شهر پیامبر (ص ) باید به مردم ابلاغ شود.و لى زینب (س ) چگونه از خرابه دل ببرد. نو گلى از بوستان حسین (ع ) در این خرابه آرمیده است . شام ، بوى حسین و رقیه مى دهد. رقیه ، نازدانه پدر، به زینب سپرده شده است . زینب ، بى رقیه ، چگونه به کربلا و مدینه وارد شود.
    زمان حرکت فرا رسیده است . زینب رسالت بزرگترى بر دوش دارد. راهى جز رفتن نیست . کاروان به راه افتاد حضرت زینب (س ) و زنان اهل بیت ، سوار بر محمل سیاه پوش شده اند. اهل شام با حالت خجالت و با حال عزا به مشایعت آمده اند (۱۶۶)
    غم سراسر شام را گرفته است . گریه ها بلند مى باشد. در میان آن سر و صدا، زینب سر از محمل بیرون آورد، و با کلمات بسیار جانسوز، فرمود:
    اى اهل شام ! ما از میان شما مى رویم . ولى یک دختر خردسال را در میان شما گذاشتیم . او در این شهر غریب است . کنار قبر او بروید. او را فراموش نکنید. گه گاهى آبى بر بر مزارش بپاشید و چراغى روشن کنید


    ۩ **♪♪**۩ ويژه نامه ولادت فرخنده حضرت زينب (س)و گراميداشت روز پرستار۩ **♪♪**۩
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  10. تشكرها 3

    نرگس منتظر (30-01-1389), الهادی المهدی (08-01-1391), شكوفه ياس (31-01-1389)

  11. #126
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩ **♪♪**۩ ويژه نامه ولادت فرخنده حضرت زينب (س)و گراميداشت روز پرستار۩ **♪♪**۩






    نپذیرفتن خون بها
    قبل از آنکه کاروان بازماندگان آماده حرکت به مدینه شوند، یزید دستور داد تا مال بسیارى ، در حدود دویست هزار مثقال زر سرخ ، بیاورند. سپس به جناب زینب (س ) گفت : این مبلغ را هم عوض خون حسین (ع ) و مصیبتهایى که در حادثه کربلا بر شما وارد آمده است بگیرید.
    زینب (س ) در برابر یزید سخت بر آشفت و به او فرمود:
    یزید، چه اندازه پررو و بى حیا هستى ؟! سرور ما حسین و کسان او را مى کشى ، آن گاه با کمال پررویى مى گویى این مال را در عوض آن بگیرید، مگر نشنیده اى پیامبر (ص ) فرمود: هر کس دل مؤ منى را برنجاند و یا غمگین کند اگر تمام دنیا را هم به او بدهد جبران آن حزنى که به او رسانده نخواهد شد؟! در صورتى که تمام دنیا به اندازه یک مو، از موهاى ایشان نمى ارزد. (۱۶۷)
    بعد از اسارت تا وفات حضرت زینب

    تشکیل مجلس عزادارى

    یزید تغییر مسلک داد. به روایت ابى مخنف و دیگران ، وى امام سجاد(ع ) را بین ماندن شام و حرکت به سوى مدینه مخیر نمود. آن حضرت به پاس تکریم علیا مخدره زینب (س ) فرمود: بایستى در این باب با عمه ام زینب (س ) صحبت کنم ، چون پرستار یتیمان و غمگسار اسیران اوست .
    یزید از این سخن بر خود لرزید.
    چون آن حضرت با زینب کبرى (س ) سخن در میان نهاد، فرمود: هیچ چیز را بر اقامت در جوار جدم رسول خدا (ص ) اختیار نخواهم کرد، ولى اى یزید بایستى براى ما خانه اى خالى بنمایى که مى خواهیم به مراسم عزادارى بپردازیم ، زیرا از وقتى که ما را از جسد کشتگان خود جدا نمودند، نگذاشته اند که بر کشتگان خود گریه کنیم ، و بایستى هر کس از زنان که مى خواهد بر ما وارد بشود کسى او را منع ننماید.
    یزید از این سخنان بر خود لرزید، و بسى بیمناک شد، چون مى دانست آن مخدره در آن مجلس ، یزید و سایر بنى امیه را با خاک سیاه برابر نموده و بغض و عداوت او در قلوب مردم مستقر خواهد کرد و آثار آل محمد (ص ) را تازه خواهد نمود، و زحمات او و پدرش را که مى خواسته اند آثاز آل محمد (ص ) را نابود کنند به باد فنا خواهد داد. ولى از اجابت چاره ندید، فرمان داد تا خانه وسیعى براى آنها تخلیه کردند و منادى ندا کرد: هر زنى بخواهد به سر سلامتى زینب (س ) بیاید، مانعى ندارد. چون این خبر منتشر شد، زنى از هاشمیه در شام نماند، مگر آنکه در مجلس حضرت زینب (س ) حاضر گردید.
    زنان امویه و بنات مروانیه نیز با زینت و زیور وارد مجلس شدند. اما چون آن منظره رقت آور را مشاهده کردند، یکباره زیورهاى خود را ریخته و همگى لباس سیاه مصیبت در بر کردند و از زنان شام جمع کثیرى به آنها پیوستند و همى ناله و عویل از جگر بر کشیدند و جامه ها بر تن دریدند و خاک مصیبت بر سر ریختند و موى پریشان کرده صورتها بخراشیدند، چندان که آشوب محشر برخاست و بانگ و زارى به عرش رسید، در آن وقت زینب کبرى (س ) به روایت بحار انشاد این اشعار نمود و قلب عالم را کباب نمود.
    از مرثیه آن مخدره گفتى قیامتى بر پا شد. فرمود: اى زنان شام بنگرید که این مردم جانى شقى ، با آل على (ع ) چگونه معامله کردند و چه به روز اهل بیت مصطفى (ص ) در آوردند؟! اى زنان شام ، شما این حالت و کیفیت را ملاحظه مى نمایید، اما از هنگامه کربلا و رستخیز روز عاشورا و حالت عطش اطفال و شهادت شهدا و برادرم و حالات قتلگاه بى خبر هستید و نمى دانید که از ستم کوفیان بى وفا و پسر زیاد بى حیا و صدمات طى راه ، بر این زنان داغدار و یتیمان دل افگار و حجت خدا سید سجاد (ع ) چه گذشت !
    زنان شام و هاشمیان از مشاهده این حال و استماع این مقال ، جملگى به و لوله در آمدند. آنان تا مدت هفت روز مشغول ناله و سوگوارى بودند و افغان به چرخ کبود رسانیدند.
    در بحرالمصائب گوید:
    آن مخدره در آن وقت روى به بقیع آورده و این اشعار را خطاب به مادر قرائت نمود، چنان که گفتى آسمان و زمین را متزلزل ساخت . به نظر حقیر، این
    اشعار هم زبان حال است که به آن مخدره نسبت داده اند:

    • ایام ام قد قتل الحسین بکربلاء ایام ام قد القى حبیبک بالعرا ایا ام نوحى فالکریم على القنا و نوحى على النحر الخضیب و اسکبى دموعا الخد التریب مرملا
    • ایا ام رکنى قد هوى و تزلزلا طریحا ذبیحا بالدماء مغسلا یلوح کالبدر المنیر اذ انجلا دموعا الخد التریب مرملا دموعا الخد التریب مرملا


    ۩ **♪♪**۩ ويژه نامه ولادت فرخنده حضرت زينب (س)و گراميداشت روز پرستار۩ **♪♪**۩
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  12. تشكرها 3

    نرگس منتظر (30-01-1389), الهادی المهدی (08-01-1391), شكوفه ياس (31-01-1389)

  13. #127
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩ **♪♪**۩ ويژه نامه ولادت فرخنده حضرت زينب (س)و گراميداشت روز پرستار۩ **♪♪**۩






    زینب (س ) کنار قبر برادر در اربعین
    روایت شده است :
    هنگامى که حضرت زینب (س ) و همراهان در روز اربعین به کربلا آمدند، زینب (س ) در کنار قبر برادر، درد دلها کرد و گفتار جانسوزى گفت ؛ از جمله به یاد رقیه (س ) افتاد و زبان حالش این بود:
    برادر جان ! همه کودکانى را که به من سپرده بودى ، به همراه خود آوردم ، مگر رقیه ات را که او را در شهر شام با دل غمبار به خاک سپرده ام ! (۱۶۸)
    زنان مدینه
    چون به نزدیکى مدینه رسیدند محمل ها را فرود آورده ، شتران را یک سو خوابانیده و خود مشغول نوحه سرایى بشدند و اسباب شهدا را پیش روى خود پهن نمودند. ناگاه غلغله اهل مدینه بر پا شد و زنان مهاجر و انصار نمایان شدند. حضرت سجاد (ع ) بفرمود تا آنها را استقبال نمودند.
    چون چشم زنان مدینه به آن سیاه پوشان افتاد. هنگامه محشر نمودار شد.
    شتابان روى به خیمه ها نمودند. چون اهل حرم را بدان حال نگریستند، که جز حضرت سجاد (ع ) از رجال مراجعت ننموده ، سخت بگریستند. گروهى با حضرت زینب (س )، جماعتى دور ام کلثوم ؛ هر چند نفر مشغول به یکى از اهل حزم شدند و از حضرت زینب (س ) چگونگى حالات را جویا شدند.
    زینب (س ) فرمود:
    به چه زبان شرح دهم که قدرت بیان ندارم ، بلکه از زندگانى خود بیزارم . اى زنان قریش و اى دختران بنى هاشم ! چیزى مى شنوید و حکایتى به گوش مى سپارید. اگر شرح حال شهدا و اسرا را باز گویم ، در مورد ملامتم چگونه زنده باشم ؟ (۱۶۹)


    ۩ **♪♪**۩ ويژه نامه ولادت فرخنده حضرت زينب (س)و گراميداشت روز پرستار۩ **♪♪**۩
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  14. تشكرها 3

    نرگس منتظر (30-01-1389), الهادی المهدی (08-01-1391), شكوفه ياس (31-01-1389)

  15. #128
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    ghalbha پاسخ : ۩ **♪♪**۩ ويژه نامه ولادت فرخنده حضرت زينب (س)و گراميداشت روز پرستار۩ **♪♪**۩





    دستانى که زیر باران، بذر آرزو مى‌کارند



    امروز هم روزگار همچنان ملایم مى‌گذرد و عطرى که در کوچه‌ها است،
    بوى یاس و گلاب است.
    شاید آنان که هلهله مى‌کنند و کِل ‌مى کشند، تنها قصه ولادت شنیده‌اند؛


    آن هم ولادت دختر فاطمه و على علیهماالسلام .



    تو هم آمده‌اى که عیدانه بخواهى.
    به سمتى که دلت رضا مى‌دهد، رو مى‌کنى و آرام مى‌گویى:
    سلام بر زینب که ناموس خداوند است!
    سلام بر بانوى شکوهمند تاریخ، که نامش از گذشته‌هاى دور، ایستادگى را بر سر زبانها انداخت.


    شنیده‌اى این بانو، کسى است که تلخى‌ها از هر سو احاطه‌اش مى‌کنند و او غیر از زیبایى نمى‌بیند؛
    بانویى که همزادى جز مصیبت ندارد، جامه‌اى جز کبود نمى‌پوشد و قوتى جز غم نمى‌خورد.

    متحیر مانده‌اى در برابر این بانو که حتى میلادش را پیامبر و على اشک ریخته‌اند و قنداقه‌اش را به سینه فشرده‌اند و زینب زینب گفته‌اند.

    کسى که واژه‌ها براى وصفش به حزنى فصیح مبتلا مى‌شوند و کلام بى آنکه بخواهد وقتى به او مى‌رسد، سنگین و مبهوت مى‌گذرد.


    اما مى‌دانى که صبر، مرکبى راهوار است و زینب با آن به معراج مى‌رود.

    شجاعت، ارثى سترگ است که مادر و پدر برایش به یادگار نهاده‌اند.

    او دانایى است که علم و حکمت را، مانند غذاهاى بهشتى که براى مادرش از آسمان مى‌آمد، از آسمان دریافته است.

    سلام بر زینب که ناموس خداوند است! ...
    و آن گاه مى‌شکنى و پشت پرده‌ی اشک مى‌مانى؛
    با دستانى که زیر باران، بذر آرزو مى‌کارند و چشمانى که در انتظار اجابت‌اند.




    ۩ **♪♪**۩ ويژه نامه ولادت فرخنده حضرت زينب (س)و گراميداشت روز پرستار۩ **♪♪**۩

  16. تشكرها 3

    محب فاطمه (30-01-1389), الهادی المهدی (08-01-1391), شكوفه ياس (31-01-1389)

  17. #129
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : ۩ **♪♪**۩ ويژه نامه ولادت فرخنده حضرت زينب (س)و گراميداشت روز پرستار۩ **♪♪**۩








    زینبی که زینب نبود

    بازنویسی ماجرای زینب کذاب در عهد امام هادی علیه السلام، به تکریم حضرت زینب کبری سلام الله علیها

    این روزها در سامرا حرفهایى عجیب مى‌زنند. اگر به راستى آن زن زینب باشد؛ اصلاً چرا تا به حال کسى او را ندیده است؟ یعنى این همه سال او...

    با این خیالات خود را به مردم مى‌رسانم و در گوشه‌اى مى‌ایستم تا ادامه ماجرا روشن شود.

    مى‌گویند: متوکل علویان را خواسته و نظر آنان را پرسیده است و آنها گفته‌اند: «این زن دروغ مى‌گوید».

    مى‌گویند: «زن عصبانى شده و بر ادعاى خود پافشارى مى‌کند».

    مى‌گویند: «متوکل کسى را نزد امام هادى فرستاده تا بیاید و مشکل را حل کند».

    امام به سمت جمعیت مى‌آید با آمدنش همهمه مردم محو مى‌شود.

    پیش مى‌روم و قد بلند مى‌کنم.

    همه صداى امام را مى‌شنوند: «این زن دروغ مى‌گوید.»

    متوکل جواب مى‌دهد: دیگران نیز این را گفته‌اند؛ دلیلى بهتر بیاور یابن الرضا.

    صداى امام برمى خیزد و همهمه مى‌خوابد

    امام می‌گوید «اگر راست مى‌گوید در قفس شیران وارد شود».

    زن صدا بلند مى‌کند که: «او مى‌خواهد مرا به کشتن بدهد».

    اما با همان خونسردی برخواسته از اطمینان می‌گوید: «گوشت و خون فرزندان على و فاطمه بر درندگان حرام است»؛

    امام که این را مى گوید در میان مردم مى پیچد که: «اگر چنین است چرا خود به نزد شیران نمى رود؟»

    متوکل بلافاصله این حرفها را آن چنان بلند مى‌گوید که باز صداها مى‌خوابند. حلقه جمعیت تنگ‌تر مى‌شود و من سعى مى‌کنم باز هم پیش بروم و روى پنجه‌هایم بایستم.

    امام در قفس شیران نشسته و شیرها سر خود را در مقابل او بر زمین نهاده‌اند و امام هادى دست بر سر ایشان مى‌کشد و اشاره مى‌کند که کنار بروند شیرها برمى‌گردند. امام از آنجا بیرون مى‌آید و مى‌گوید: «هر کس گمان مى‌کند فرزند فاطمه است به سمت قفس برود و در آن بنشیند.»

    زن مِن مِن مى‌کند؛ انگار کلمات را گم کرده است: «من از روى فقر... یعنى تنگ دستى آن قدر... آب دهانش را به سختى فرو مى دهد؛ من، من زینب نیستم».

    به یاد زینبی که به حق، زینت پدر بود و شیرزن عرصه کرب و بلا صلوات می‌فرستیم

    اللهم صلی علی محمد و آل محمد





    ۩ **♪♪**۩ ويژه نامه ولادت فرخنده حضرت زينب (س)و گراميداشت روز پرستار۩ **♪♪**۩

  18. تشكرها 3

    محب فاطمه (30-01-1389), الهادی المهدی (08-01-1391), شكوفه ياس (31-01-1389)

  19. #130
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,813      تشکر : 57,647
    171,680 در 50,216 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩ **♪♪**۩ ويژه نامه ولادت فرخنده حضرت زينب (س)و گراميداشت روز پرستار۩ **♪♪**۩






    خوش آمدی

    خانه ای ساده و گلی، با کم ترین وسایل زندگی،

    در لفافه ای از نور پیچیده شده است.

    زهرا(س) چشم به راه تولد نوزادی است.

    هاله ای از نور خدا را در برگرفته است.

    فرشتگان در هلهله اند و نور معطر

    بال هایشان از آسمان تا زمین جاده ای از نور کشیده است.

    غنچه ای آرام شکفته می شود با غنچه ای از جنس نور،

    از تبار یاس. بوی عطری خوش عالم را پر می کند.

    تمام گل های عالم از این عطر مبارک،

    لب به خنده می گشاید.

    زینب متولد می شود،

    چشم می گشاید و خانه را صفایی تازه می بخشد.

    خوش آمدی ای نوگل زهرا(س)،

    ای غنچه نوشکفته علی(ع)،

    ای زینب حسن و حسین(ع).


    ۩ **♪♪**۩ ويژه نامه ولادت فرخنده حضرت زينب (س)و گراميداشت روز پرستار۩ **♪♪**۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  20. تشكرها 4

    محب فاطمه (30-01-1389), نرگس منتظر (30-01-1389), الهادی المهدی (08-01-1391), شكوفه ياس (31-01-1389)

صفحه 13 از 16 نخستنخست ... 3910111213141516 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •