خاطراتی از عملیات فتح المبین سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
خاطراتی از عملیات فتح المبین
صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 36
  1. #21
    مدیرارشد انجمن فن آوری و اطلاعات وهمکار انجمن دفاع مقدس
    حسنعلی ابراهیمی سعید آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    32493
    دلنوشته
    163
    هفته وحدت مبارک:خشنودی پیامبر گرامی اسلام:الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد
    نوشته : 10,221      تشکر : 6,725
    7,956 در 5,003 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    حسنعلی ابراهیمی سعید آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نکته ي ديگر، بحثها، بررسي‌ها و مباحثاتي بود که در اتاق جنگ انجام مي‌شد. اتاق جنگ در منطقه ي هفت تپه و در قرارگاه لشکر 77 بود. آنها اتاق جنگ درست کرده بودند.
    وعده‌هايمان را با بچه‌هاي ارتش و سپاه در آنجا مي‌گذاشتيم.
    در جلسات، به دليل بعضي موضع‌گيري فرماندهان ارتش و سپاه، بحثها طولاني مي‌شد البته نه موضعگيري خصمانه، موضعگيري تحليلي، نظريه‌ها و سليقه‌ها ما هم فرصت مي‌داديم که بحث را ادامه دهند تا مسأله حلاجي شود و همه متوجه شوند.
    يک مقدار که گذشت، مشکلاتي در طرح عمليات پيش آمد . بچه‌هاي سپاه، به شدت معتقد بودند که عمليات را بايد از چهار محور: عين خوش، پل نادري، شوش و رقابيه به طور همزمان شروع کنيم. بنابراين، بايد چهار تا سازماندهي داشته باشيم و چهار تا قرارگاه تشکيل شود و عمليات هدايت شود. بچه‌هاي ارتش مي‌گفتند: اگر از چهار محور عمليات را انجام دهيم، اين خطر هست که در بعضي محورهاي عملياتي پيشرفت خوبي داشته باشيم ولي نيرو کم بيايد و نتوانيم ادامه دهيم، يا در مواقعي که اوضاع خراب مي‌شود و نيرو زياد داريم، اصلاً نخواهيم جلو برويم که کارمان ناقص مي‌ماند. بنابراين، منطقي است که تمرکز نيرو را از دو محور بدهيم و در دو مرحله برسيم به کل اهداف عمليات.
    خاطراتی از عملیات فتح المبین

  2. #22
    مدیرارشد انجمن فن آوری و اطلاعات وهمکار انجمن دفاع مقدس
    حسنعلی ابراهیمی سعید آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    32493
    دلنوشته
    163
    هفته وحدت مبارک:خشنودی پیامبر گرامی اسلام:الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد
    نوشته : 10,221      تشکر : 6,725
    7,956 در 5,003 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    حسنعلی ابراهیمی سعید آنلاین نیست.

    پیش فرض




    بحثهاي زيادي شد. از نظر علمي، بچه‌هاي ارتشي درست مي‌گفتند و از نظر تخصصي حرفشان درست بود ولي با روحيه‌اي که در جلسه بود، مي‌ديديم اين روحيه مناسب بچه‌هاي سپاه نيست. چون آنها براي نبرد انگيزه داشتند و ما با انگيزه ي آنها هماهنگ مي‌شديم. چون از نظر فرماندهي، توافق بين من و فرمانده سپاه شرط بود، گفتم: اشکال ندارد. ما مي‌توانيم از اين طريق جلو برويم.
    اين مسأله حل شد. نکته ي ديگر در مورد آماده شدن براي عمليات بود. شناسايي‌ها داشت انجام مي‌گرفت. شناسايي در محورهاي عين‌خوش و رقابيه روزبه‌روز بيشتر جواب مي‌داد. خيلي جالب بود، پل نادري و ارتفاعات سپتون بلتا خوب جواب مي‌داد. در محور شوش که آن‌طرف رودخانه کرخه بود و ما سرپلي در صالح مشطط داشتيم و نيروهاي لشکر 77 و لشکر 21 به آنجا رفته و پر شده بودند، شناسايي جواب نمي‌داد. آنها به وسيله ي پل که خيلي هم ناقص بود، ترددشان انجام مي‌شد. خطرش اين بود که آنها را بيندازند توي آب. يک سرپل ديگر هم گرفته بوديم که خيلي وسيع بود، ولي نيرو نداشتيم که در آنجا بگذاريم . طرفهاي ني‌خزر بود و تپه‌هاي 120. مي‌خواستيم طوري باشد که موقع حمله، عبور از آب نداشته باشيم؛ آنطور که دشمن در آن‌سو باشد و جا پاي ما معلوم شود. اينجا شناسايي‌ها جواب نمي‌داد. مخصوصاً لشکر 77 خراسان اعلام کرد که ما به شدت مأيوس هستيم.
    خاطراتی از عملیات فتح المبین

  3. #23
    مدیرارشد انجمن فن آوری و اطلاعات وهمکار انجمن دفاع مقدس
    حسنعلی ابراهیمی سعید آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    32493
    دلنوشته
    163
    هفته وحدت مبارک:خشنودی پیامبر گرامی اسلام:الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد
    نوشته : 10,221      تشکر : 6,725
    7,956 در 5,003 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    حسنعلی ابراهیمی سعید آنلاین نیست.

    پیش فرض




    يأس عجيبي اتاق جنگ را گرفت. نگران بوديم. روي اين محور خيلي حساب مي‌کرديم؛ چون به دامنه ي ارتفاعات رادار و تپه ي ابوصليبي خات ختم مي‌شد. اگر به آن دست پيدا مي‌کرديم، جاده ي اصلي و مرکزي محور را زيرنظر مي‌گرفتيم و پيشروي به طرف چنانه و برغازه امکان‌پذير مي‌شد.
    ديدم که همه غمگين هستند. من هم تحت‌تأثير قرار گرفته بودم. در همين موقع، برادر مرتضي صفار، اجازه خواست. نوبت او بود که برود شناسايي. او مسؤول شناسايي در آن محور بود. مقدمه ي جالبي گفت. عين جملات او در خاطرم نيست ولي چکيده ي صحبتها يادم هست که اثر رواني و روحي بر جلسه گذاشت. ايشان گفت: متأسفم که اين مطلب را مي‌گويم. شما همه‌چيز را گفتيد ولي ياري خدا را حساب نکرديم. ما روي اين مسأله بايد حساب کنيم. ما بايد بدانيم که خداوند کمک‌مان مي‌کند.
    بعد، کالک شناسايي‌اش را باز کرد. شيارها و راهکارها، همه را دقيق با قدم محاسبه کرده بود. در تمام قسمتها راه پيدا کرده بود تا براي آن موقع که حمله مي‌شود، بتوانند نفوذ کنند. اين را که گفت، همه حال گرفتند؛ با آن تذکر اعتقادي و انگيزه ي ايماني ايشان که البته از قلبش بر مي‌آمد.
    خاطراتی از عملیات فتح المبین

  4. #24
    مدیرارشد انجمن فن آوری و اطلاعات وهمکار انجمن دفاع مقدس
    حسنعلی ابراهیمی سعید آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    32493
    دلنوشته
    163
    هفته وحدت مبارک:خشنودی پیامبر گرامی اسلام:الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد
    نوشته : 10,221      تشکر : 6,725
    7,956 در 5,003 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    حسنعلی ابراهیمی سعید آنلاین نیست.

    پیش فرض




    مهم خود تذکر نيست. مهم چيزي است که انسان به آن معتقد است و به آن يقين دارد. چيزي که با آن آميخته و با آن زندگي کرده، همان را به زبان مي‌آورد؛ نه چيزي کمتر و نه چيزي بيشتر. قلبهاي زمينه‌دار و آماده و قلبهايي که اوضاع آنها خراب است، نياز به دلجويي و قوت قلب دارند. اين چاره‌ساز است. از طرف ديگر، ما به صورت عملي هم زحمت کشيديم و زحمت‌مان هم در راه خدا والذين جاهدوا بود.
    نکته بعدي، راجع به خود قرارگاه است. مانده بوديم قرارگاه مشترک را کجا بزنيم. يکي از نکات مهم در قرارگاه زدن، مسأله ارتباط است. قرارگاه در جايي باشد که ارتباط با محورهاي عملياتي برقرار باشد. ما آن موقع نسبت به مسأله ي ارتباط در فواصل دور، تجربه ي کمتري داشتيم. امکاناتي که بايد به کار گرفته شود، در دسترس مان نبود.
    ديديم ساده‌تر است که قرارگاه در دزفول و در پادگان تيپ دو زرهي لشکر 92 باشد. رفتيم شناسايي هم کرديم. حتي در يکي از اتاقها، از سه ماه قبل، ماکت منطقه ي عمليات را درست کرديم. خيلي زحمتي کشيده بودند تا تاکتيک‌مان را روي ماکت پياده کنيم که از نظر آموزشي و تجسم عمليات خيلي خوب بود. ولي به شب عمليات که نزديک شديم، چند مشکل پيش آمد.
    خاطراتی از عملیات فتح المبین

  5. #25
    مدیرارشد انجمن فن آوری و اطلاعات وهمکار انجمن دفاع مقدس
    حسنعلی ابراهیمی سعید آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    32493
    دلنوشته
    163
    هفته وحدت مبارک:خشنودی پیامبر گرامی اسلام:الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد
    نوشته : 10,221      تشکر : 6,725
    7,956 در 5,003 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    حسنعلی ابراهیمی سعید آنلاین نیست.

    پیش فرض




    يک مشکل اينکه در بررسي روز عمليات، برخورد کرديم به اينکه موعد حمله را نزديک فروردين سال 61 پيش‌بيني کرده بوديم و ما آن موقع در اسفند‌ماه بوديم. در آن شبها، ماه در شرايط کاملاً تاريک و ظلماني بود. اگر مي‌خواستيم بچه‌ها را از چهار محور به عمليات بفرستيم، ممکن بود مسير را گم کنند يا راه را پيدا نکنند و اوضاع به هم خورد.
    در جدول روشنايي، چه موقع ماه مناسب براي عمليات بود؟ حساب کرديم، روز هجدهم يا نوزدهم فروردين‌ماه مناسب بود. يعني مي‌بايست مدتي صبر مي‌کرديم. اين مشکل را از نظر علمي، بايد با به تأخير انداختن زمان عمليات حل مي‌کرديم. مشکل ديگر اينکه، دشمن بو برده بود که مي‌خواهيم حمله کنيم و چون از استقرار و استحکامات خودش اطمينان داشت، ديد تنها جايي که ممکن است اذيت شود و مورد خطر قرار بگيرد، در غرب رودخانه کرخه است که ما در آنجا دو سرپل داشتيم.
    خاطراتی از عملیات فتح المبین

  6. #26
    مدیرارشد انجمن فن آوری و اطلاعات وهمکار انجمن دفاع مقدس
    حسنعلی ابراهیمی سعید آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    32493
    دلنوشته
    163
    هفته وحدت مبارک:خشنودی پیامبر گرامی اسلام:الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد
    نوشته : 10,221      تشکر : 6,725
    7,956 در 5,003 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    حسنعلی ابراهیمی سعید آنلاین نیست.

    پیش فرض




    از آنجا مي‌توانستيم حمله کنيم و ارتفاعات حساس ابوصليبي خات، ارتفاعات رادار يا سايتهاي رادار را بگيريم.
    مردم منطقه نيز روي ارتفاعات رادار حساسيت داشتند. دشمن اين ارتفاعات را کليدي مي‌دانست. حتي شنيدم که صدام به زبان آورده بود که اگر ايرانيها توانستند ارتفاعات رادار را بگيرند، کليد بغداد يا بصره را به آنها مي‌دهم. اينقدر مغرور بود به استحکامات آنجا. به جاي اينکه ما عمليات را شروع کنيم، چند روز قبل از آغاز عمليات، دشمن شروع کرد. فشار عجيبي به نيروهاي ما آورد. اين فشار براي ما غيرقابل تحمل بود؛ چون پشت نيروهاي ما آب بود. تا آمديم بجنبيم ، دشمن از محور دوم عمليات را شروع کرد. در محور رقابيه دو تا چهار کيلومتر پيشروي کرد. پس آن، محور هم به هم خورد.

    خاطراتی از عملیات فتح المبین

  7. #27
    مدیرارشد انجمن فن آوری و اطلاعات وهمکار انجمن دفاع مقدس
    حسنعلی ابراهیمی سعید آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    32493
    دلنوشته
    163
    هفته وحدت مبارک:خشنودی پیامبر گرامی اسلام:الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد
    نوشته : 10,221      تشکر : 6,725
    7,956 در 5,003 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    حسنعلی ابراهیمی سعید آنلاین نیست.

    پیش فرض




    شايد دشمن يکي دو روز بيشتر وقت نمي‌خواست تا دو محور را به هم وصل کند. معلوم بود که دارد حساب شده کار مي‌کند و مي‌خواهد ما را به موضع انفعالي بکشاند و ابتکار عمل را از ما بگيرد. اينجا بيشتر حالمان گرفته شد. بدبختانه، با طرحي که مصوبه ي همه ي ما بود، از چهار محوري که مي‌خواستيم حمله کنيم، فقط دو محور باقي ماند. اين دو محور هم به هيچ ترتيب با محاسبات و برآوردهاي عملياتي و معيارهاي تخصصي نمي‌خورد. دو محوري که در طرف شرق بود. دو محور باقيمانده، يکي از طرف عين‌خوش بود و يکي هم طرفي است که ارتفاعات جلوي آن را گرفته و دشمن فکر مي‌کرد همان ارتفاعات براي پدافند کافي است و خودش را محکم مي‌دانست.
    خاطراتی از عملیات فتح المبین

  8. #28
    مدیرارشد انجمن فن آوری و اطلاعات وهمکار انجمن دفاع مقدس
    حسنعلی ابراهیمی سعید آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    32493
    دلنوشته
    163
    هفته وحدت مبارک:خشنودی پیامبر گرامی اسلام:الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد
    نوشته : 10,221      تشکر : 6,725
    7,956 در 5,003 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    حسنعلی ابراهیمی سعید آنلاین نیست.

    پیش فرض




    ببينيد نقش امام چه بود. آنهايي که شعورشان پايين است و موقعيت فرماندهي کل قوا را فقط از نظر حکومت اسلامي مي‌دانند که هيچ سابه ي نظامي و تخصص آن را ندارد، آنها مي‌گويند چطور ممکن است چنين کسي بتواند فرمانده باشد و فرماندهي کل‌قوا يک چيز تشريفاتي است. نقش حضرت امام در صحنه‌هاي نبرد و سختي‌هاي انقلاب، نقش حياتي و تعيين‌کننده بود. منتها درک ما بايد عميق‌تر و با تحقيق توأم باشد.
    آخرين بررسي مشترک من و فرمانده ي سپاه به اين نتيجه رسيد که بايد اين مطلب را به حضرت امام منتقل کنيم که وضع ما نگران‌کننده است. ببينيم نظرشان چيست و در اين شرايط چه بايد کرد؟ متفق‌القول شديم که اين کار درست است.
    خاطراتی از عملیات فتح المبین

  9. #29
    مدیرارشد انجمن فن آوری و اطلاعات وهمکار انجمن دفاع مقدس
    حسنعلی ابراهیمی سعید آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    32493
    دلنوشته
    163
    هفته وحدت مبارک:خشنودی پیامبر گرامی اسلام:الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد
    نوشته : 10,221      تشکر : 6,725
    7,956 در 5,003 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    حسنعلی ابراهیمی سعید آنلاین نیست.

    پیش فرض




    تصميم گرفتيم که بگوييم. چاره‌اي نداشتيم و گرفتار شده بوديم. چون هر دو نمي‌توانستيم برويم، با توافق هم، قرار شد آقاي محسن رضايي بروند و برگردند. زمان هم تنگ بود. حتي اگر با هواپيما هم مي‌رفت و برمي‌گشت، باز هم نمي‌شد. يک ساعت و نيم برود، يک ساعت و نيم برگردد و در تهران هم ترافيک هست.
    اين صحنه‌ها تاريخي است و بايد توجه کرد. يکدفعه يکي از خلبانهاي با روحيه ي انقلابي ارتش، به نام حق‌شناس گفت: من خلبان اف پنج هستم. ما مجاز نيستيم در کابين کمک خلبان يک نفر ديگر را سوار کنيم، بايد حتماً خلبان باشد. ولي من آمادگي دارم هر کدام از شما که خواستيد، سوار شويد. من شما را در مدت بيست دقيقه به تهران برسانم و از آن‌طرف هم در مدت بيست دقيقه بياورم. بقيه ي زمان صرف رفت و آمد تا جماران مي‌شود.
    خاطراتی از عملیات فتح المبین

  10. #30
    مدیرارشد انجمن فن آوری و اطلاعات وهمکار انجمن دفاع مقدس
    حسنعلی ابراهیمی سعید آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    32493
    دلنوشته
    163
    هفته وحدت مبارک:خشنودی پیامبر گرامی اسلام:الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد
    نوشته : 10,221      تشکر : 6,725
    7,956 در 5,003 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    حسنعلی ابراهیمی سعید آنلاین نیست.

    پیش فرض




    اين پيشنهاد جالبي بود. هواپيماي اف‌پنج آموزشي آماده بود که دو نفر مي‌توانند با آن پرواز کنند. کسي هم که مي‌خواهد برود توي کابين، بايد آزمايش بدهد، تست بدهد، چون مي‌خواهد با سرعت صوت پرواز کند و کشش مي‌خواهد. آقاي رضايي رفت و وقتي برگشت، گيج بود! چنين حالتي به ايشان دست داده بود. در مدت دو تا سه ساعت کارمان انجام شد. به امام مراجعه شد و نتيجه را هم آورد. جمع شديم و پرسيديم: نتيجه چه شد؟ گفت: رفتم خدمت حضرت امام و به ايشان گفتم وضعمان خيلي خراب است و واقعاً مانده‌ايم که چکار کنيم. مهمات کم داريم، دشمن به ما حمله کرده، نيروهايمان کم است، اصلاً منطقه، يک منطقه ي عجيب و غريبي است. خواهش مي‌کنيم که حداقل استخاره کنيد که حمله کنيم يا نه.
    خاطراتی از عملیات فتح المبین

صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •