سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 36

موضوع: دیوان اشعار زنده یاد استاد محمد حسین شهریار

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    دیوان اشعار زنده یاد استاد محمد حسین شهریار دیوان اشعار زنده یاد استاد محمد حسین شهریار دیوان اشعار زنده یاد استاد محمد حسین شهریار دیوان اشعار زنده یاد استاد محمد حسین شهریار دیوان اشعار زنده یاد استاد محمد حسین شهریار دیوان اشعار زنده یاد استاد محمد حسین شهریار دیوان اشعار زنده یاد استاد محمد حسین شهریار محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #21

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    67,445
    صلوات
    24951
    دلنوشته
    54
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    62,312
    مورد تشکر
    178,624 در 52,838
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    (♥) برسرخاک ایرج (♥)

    ایرجا سر بدرآور که امیر آمده است
    چه امیری که به عشق تو اسیر آمده است
    چون فرستاده سیمرغ به سهراب دلیر
    نوشداروست ولی حیف که دیر آمده است
    گوئی از چشم نظرباز تو بی پروانیست
    چون غزالی به سر کشته شیر آمده است
    خیز غوغای بهارست که پروانه شویم
    غنچه شوخ پر از شکر و شیر آمده است
    روح من نیز به دنبال تو گیرد پرواز
    دگر از صحبت این دلشده سیر آمده است
    سر برآور ز دل خاک و ببین نسل جوان
    که مریدانه به پابوسی پیر آمده است
    دیر اگر آمده شیر آمده عذرش بپذیر
    که دل از چشم سیه عذرپذیر آمده است
    گنه از دور زمان است که از چنبر او
    آدمی را نه گریز و نه گزیر آمده است
    گوش کن ناله این نی که چو لالای نسیم
    اشکریزان به نوای بم و زیر آمده است
    طبع من بلبل گلزار صفا بود و صفی
    که چو مرغان بهشتی به صفیر آمده است
    مکتب عشق به شاگرد قدیمت بسپار
    شهریاری که درین شیوه شهیر آمده است



    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم ترزدند
    *******************************
    وقتی عهدترا بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانتشکستی ,
    ا
    زشکسته شدن دلت هرگز گله اینکن

    *******************************
    سکوتخطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی ک
    ه سکوتمی کند روزی حرفهایش را
    سرنوشتبه تلخیبه شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقيبه پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************


  2. تشكرها 3


  3. Top | #22

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    9091
    نوشته
    1,046
    تشکر
    1,580
    مورد تشکر
    1,640 در 672
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    (♥) یک شب با قمر (♥)

    از کوری چشم فلک امشب قمر اینجاست
    آری قمر امشب به خدا تا سحر اینجاست
    آهسته به گوش فلک از بنده بگوئید
    چشمت ندود این همه یک شب قمر اینجاست
    آری قمر آن قمری خوشخوان طبیعت
    آن نغمه سرا بلبل باغ هنر اینجاست
    شمعی که به سویش من جانسوخته از شوق
    پروانه صفت باز کنم بال و پر اینجاست
    تنها نه من از شوق سر از پا نشناسم
    یک دسته چو من عاشق بی پا و سر اینجاست
    هر ناله که داری بکن ای عاشق شیدا
    جائی که کند ناله عاشق اثر اینجاست
    مهمان عزیزی که پی دیدن رویش
    همسایه همه سرکشد از بام و در اینجاست
    ساز خوش و آواز خوش و باده دلکش
    آی بیخبر آخر چه نشستی خبر اینجاست
    ای عاشق روی قمر ای ایرج ناکام
    برخیز که باز آن بت بیداد گر اینجاست
    آن زلف که چون هاله به رخسار قمر بود
    بازآمده چون فتنه دور قمر اینجاست
    ای کاش سحر ناید و خورشید نزاید
    کامشب قمر این جا قمر این جا قمر اینجاست



    امضاء


  4. تشكرها 2


  5. Top | #23

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    9091
    نوشته
    1,046
    تشکر
    1,580
    مورد تشکر
    1,640 در 672
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    (♥) همت ای پیر (♥)

    پاشو ای مست که دنیا همه دیوانه تست
    همه آفاق پر از نعره مستانه تست
    در دکان همه باده فروشان تخته است
    آن که باز است همیشه در میخانه تست
    دست مشاطه طبع تو بنازم که هنوز
    زیور زلف عروسان سخن شانه تست
    ای زیارتگه رندان قلندر برخیز
    توشه من همه در گوشه انبانه تست
    همت ای پیر که کشکول گدائی در کف
    رندم و حاجتم آن همت رندانه تست
    ای کلید در گنجینه اسرار ازل
    عقل دیوانه گنجی که به ویرانه تست
    شمع من دور تو گردم به کاخ شب وصل
    هر که توفیق پری یافته پروانه تست
    همه غواص ادب بودم و هر جا صدفیست
    همه بازش دهن از حیرت دردانه تست
    زهره گو تا دم صبح ابد افسون بدمد
    چشمک نرگس مخمور به افسانه تست
    ای گدای سرخوانت همه شاهان جهان
    شهریار آمده دربان در خانه تست



    امضاء


  6. تشكرها 2


  7. Top | #24

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    9091
    نوشته
    1,046
    تشکر
    1,580
    مورد تشکر
    1,640 در 672
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    (♥) زکات زندگی (♥)


    شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردنست
    روز ستاره تا سحر تیره به آه کردنست
    متن خبر که یک قلم بی تو سیاه شد جهان
    حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردنست
    چون تو نه در مقابلی عکس تو پیش رونهیم
    اینهم از آب و آینه خواهش ماه کردنست
    نو گل نازنین من تا تو نگاه می کنی
    لطف بهار عارفان در تو نگاه کردنست
    ماه عباد تست و من با لب روزه دار ازین
    قول و غزل نوشتنم بیم گناه کردنست
    لیک چراغ ذوق هم این همه کشته داشتن
    چشمه به گل گرفتن و ماه به چاه کردنست
    غفلت کائنات را جنبش سایه ها همه
    سجده به کاخ کبریا خواه نخواه کردنست
    از غم خود بپرس کو با دل ما چه می کند
    این هم اگر چه شکوه شحنه به شاه کردنست
    عهد تو سایه و صبا گو بشکن که راه من
    رو به حریم کعبه لطف اله کردنست
    گاه به گاه پرسشی کن که زکات زندگی
    پرسش حال دوستان گاه به گاه کردنست
    بوسه تو به کام من کوه نورد تشنه را
    کوزه آب زندگی توشه راه کردنست
    خود برسان به شهریار ای که در این محیط غم
    بی تو نفس کشیدنم عمر تباه کردنست




    امضاء


  8. تشكرها 2


  9. Top | #25

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    9091
    نوشته
    1,046
    تشکر
    1,580
    مورد تشکر
    1,640 در 672
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    (♥) سپاه من (♥)

    منم که شعر و تغزل پناهگاه من است
    چنانکه قول و غزل نیز در پناه من است
    صفای گلشن دلها به ابر و باران نیست
    که این وظیفه محول به اشک و آه من است
    صلای صبح تو دادم به نالهٔ شبگیر
    چه روزها که سپید از شب سیاه من است
    به عالمی که در او دشمنی به جان بخرند
    عجب مدار اگر عاشقی گناه من است
    اگر نمانده کس از دوستان من بر جا
    وفای عهد مرا دشمنان گواه من است
    هر آن گیاه که بر خاک ما دمیده ببوی
    اگر که بوی وفا می دهد گیاه من است
    کنون که رو به غروب آفتاب مهر و وفاست
    هر آنکه شمع دلی برفروخت ماه من است
    تو هرکه را که چپ و راست تاخت فرزین گوی
    پیاده گر به خط مستقیم شاه من است
    نگاه من نتواند جمال جانان جست
    جمال اوست که جوینده نگاه من است
    من از تو هیچ نخواهم جز آنچه بپسندی
    که دلپسند تو ای دوست دل بخواه من است
    چه جای ناله گر آغوشم از سه تار تهی است
    که نغمه قلمم شور و چارگاه من است
    خطوط دفتر من سیم ساز را ماند
    قلم معاینه مضراب سر به راه من است
    کلاه فقر بسی هست در جهان لیکن
    نگین تاج شهان در پر کلاه من است
    شکستن صف من کار بی صفایان نیست
    که “شهریارم” و صاحبدلان سپاه من است




    امضاء


  10. تشكرها 2


  11. Top | #26

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    9091
    نوشته
    1,046
    تشکر
    1,580
    مورد تشکر
    1,640 در 672
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    (♥) چراغ هدایت (♥)

    کنون که فتنه فرا رفت و فرصتست ای دوست
    بیا که نوبت انس است و الفتست ای دوست
    دلم به حال گل و سرو و لاله می سوزد
    ز بسکه باغ طبیعت پرآفتست ای دوست
    مگر تاسفی از رفتگان نخواهی داشت
    بیا که صحبت یاران غنیمتست ای دوست
    عزیز دار محبت که خارزار جهان
    گرش گلی است همانا محبتست ای دوست
    به کام دشمن دون دست دوستان بستن
    به دوستی که نه شرط مروتست ای دوست
    فلک همیشه به کام یکی نمیگردد
    که آسیای طبیعت به نوبتست ای دوست
    بیا که پرده پاییز خاطرات انگیز
    گشوده اند و عجب لوح عبرتست ای دوست
    مآل کار جهان و جهانیان خواهی
    بیا ببین که خزان طبیعتست ای دوست
    گرت به صحبت من روی رغبتی باشد
    بیا که با تو مرا حق صحبت است ای دوست
    به چشم باز توان شب شناخت راه از چاه
    که شهریار چراغ هدایت است ای دوست



    امضاء


  12. تشكرها 2


  13. Top | #27

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    9091
    نوشته
    1,046
    تشکر
    1,580
    مورد تشکر
    1,640 در 672
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    (♥) کاروان بی خبر (♥)

    کاروان آمد و دلخواه به همراهش نیست
    با دل این قصه نگویم که به دلخواهش نیست
    کاروان آمد و از یوسف من نیست خبر
    این چه راهیست که بیرون شدن از چاهش نیست
    ماه من نیست در این قافله راهش ندهید
    کاروان بار نبندد شب اگر ماهش نیست
    ما هم از آه دل سوختگان بی خبر است
    مگر آئینه شوق و دل آگاهش نیست
    تخت سلطان هنر بر افق چشم و دل است
    خسرو خاوری این خیمه و خرگاهش نیست
    خواهم اندر عقبش رفت و بیاران عزیز
    باری این مژده که چاهی بسر راهش نیست
    شهریارا عقب قافله کوی امید
    گو کسی رو که چو من طالع گمراهش نیست


    امضاء


  14. تشكرها 2


  15. Top | #28

    عنوان کاربر
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    تاریخ عضویت
    امرداد 1393
    شماره عضویت
    7103
    نوشته
    7,476
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    تشکر
    24,781
    مورد تشکر
    14,420 در 6,212
    وبلاگ
    5
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    دستخط مرحوم استاد شهریار
    امضاء
    .



  16. تشكر

    عهد آسمانى (15-06-1395)

  17. Top | #29

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    9091
    نوشته
    1,046
    تشکر
    1,580
    مورد تشکر
    1,640 در 672
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    (♥)
    سوز و ساز(♥)
    باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشب
    تا کنی عقده اشک از دل من باز امشب
    ساز در دست تو سوز دل من می گوید
    من هم از دست تو دارم گله چون ساز امشب
    مرغ دل در قفس سینه من می نالد
    بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب
    زیر هر پرده ساز تو هزاران راز است
    بیم آنست که از پرده فتد راز امشب
    گرد شمع رخت ای شوخ من سوخته جان
    پر چو پروانه کنم باز به پرواز امشب
    گلبن نازی و در پای تو با دست نیاز
    می کنم دامن مقصود پر از ناز امشب
    کرد شوق چمن وصل تو ای مایه ناز
    بلبل طبع مرا قافیه پرداز امشب
    شهریار آمده با کوکبه گوهر اشک
    به گدائی تو ای شاهد طناز امشب

    امضاء


  18. تشكر

    عهد آسمانى (15-06-1395)

  19. Top | #30

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    9091
    نوشته
    1,046
    تشکر
    1,580
    مورد تشکر
    1,640 در 672
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    (♥)
    سوز و ساز (♥)

    باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشب
    تا کنی عقده اشک از دل من باز امشب
    ساز در دست تو سوز دل من می گوید
    من هم از دست تو دارم گله چون ساز امشب
    مرغ دل در قفس سینه من می نالد
    بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب
    زیر هر پرده ساز تو هزاران راز است
    بیم آنست که از پرده فتد راز امشب
    گرد شمع رخت ای شوخ من سوخته جان
    پر چو پروانه کنم باز به پرواز امشب
    گلبن نازی و در پای تو با دست نیاز
    می کنم دامن مقصود پر از ناز امشب
    کرد شوق چمن وصل تو ای مایه ناز
    بلبل طبع مرا قافیه پرداز امشب
    شهریار آمده با کوکبه گوهر اشک
    به گدائی تو ای شاهد طناز امشب


    امضاء


  20. تشكر

    عهد آسمانى (15-06-1395)

صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی