سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 36 , از مجموع 36

موضوع: دیوان اشعار زنده یاد استاد محمد حسین شهریار

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    دیوان اشعار زنده یاد استاد محمد حسین شهریار دیوان اشعار زنده یاد استاد محمد حسین شهریار دیوان اشعار زنده یاد استاد محمد حسین شهریار دیوان اشعار زنده یاد استاد محمد حسین شهریار دیوان اشعار زنده یاد استاد محمد حسین شهریار دیوان اشعار زنده یاد استاد محمد حسین شهریار دیوان اشعار زنده یاد استاد محمد حسین شهریار محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #31

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    9091
    نوشته
    1,046
    تشکر
    1,580
    مورد تشکر
    1,640 در 672
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    (♥) بی ماه رخ تو (♥)

    کسي نیست در این گوشه فراموشتر از من
    وز گوشه نشینان توخاموشتر از من
    هر کس به خیالیست هم آغوش و کسی نیست
    ای گل به خیال تو هم آغوشتر از من
    می*نوشد از آن لعل شفقگون همه آفاق
    اما که در این میکده غم نوشتر از من
    افتاده جهانی همه مدهوش تو لیکن
    افتاده*تر از من نه و مدهوشتر از من
    بی ماه رخ تو شب من هست سیه*پوش
    اما شب من هم نه سیه*پوشتر از من
    گفتی تو نه گوشی که سخن گویمت از عشق
    ای نادره گفتار کجا گوشتر از من
    بیژن*تر از آنم که بچاهم کنی ای ترک
    خونم بفشان کیست سیاوشتر از من
    با لعل تو گفتم که علاجم لب نوشی است
    بشکفت که یارب چه لبی نوشتر از من
    آخر چه گلابی است به از اشک من ای گل؟
    دیگی نه در این بادیه پرجوشتر از من



    امضاء


  2. تشكر

    عهد آسمانى (15-06-1395)

  3. Top | #32

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    9091
    نوشته
    1,046
    تشکر
    1,580
    مورد تشکر
    1,640 در 672
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    (♥) غزاله صبا (♥)


    شبست و چشم من و شمع اشکبارانند
    مگر به ماتم پروانه سوگوارانند

    چه می کند بدو چشم شب فراق تو ماه
    که این ستاره شماران ستاره بارانند

    مرا ز سبز خط و چشم مستش آید یاد
    در این بهار که بر سبزه میگسارانند

    به رنگ لعل تو ای گل پیاله های شراب
    چو لاله بر لب نوشین جویبارانند

    بغیر من که بهارم به باغ عارض تست
    جهانیان همه سرگرم نوبهارانند

    بیا که لاله رخان لاله ها به دامنها
    چو گل شکفته به دامان کوهسارانند

    نوای مرغ حزینی چو من چه خواهد بود
    که بلبلان تو در هر چمن هزارانند

    پیاده را چه به چوگان عشق و گوی مراد
    که مات عرصه حسن تو شهسوارنند

    تو چون نسیم گذرکن به عاشقان و ببین
    که همچو برگ خزانت چه جان نثارانند

    به کشت سوختگان آبی ای سحاب کرم
    که تشنگان همه در انتظار بارانند

    مرا به وعده دوزخ مساز از او نومید
    که کافران به نعیمش امیدوارانند

    جمال رحمت او جلوه می دهم به گناه
    که جلوه گاه جلالش گناهکارانند

    تو بندگی بگزین شهریار بر در دوست
    که بندگان در دوست شهریارانههند




    امضاء


  4. Top | #33

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    9091
    نوشته
    1,046
    تشکر
    1,580
    مورد تشکر
    1,640 در 672
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردنست
    روز ستاره تا سحر تیره به آه کردنست

    متن خبر که یک قلم بی تو سیاه شد جهان
    حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردنست

    چون تو نه در مقابلی عکس تو پیش رونهیم
    اینهم از آب و آینه خواهش ماه کردنست

    نو گل نازنین من تا تو نگاه می کنی
    لطف بهار عارفان در تو نگاه کردنست

    ماه عباد تست و من با لب روزه دار ازین
    قول و غزل نوشتنم بیم گناه کردنست

    لیک چراغ ذوق هم این همه کشته داشتن
    چشمه به گل گرفتن و ماه به چاه کردنست

    غفلت کائنات را جنبش سایه ها همه
    سجده به کاخ کبریا خواه نخواه کردنست

    از غم خود بپرس کو با دل ما چه می کند
    این هم اگر چه شکوه شحنه به شاه کردنست

    عهد تو سایه و صبا گو بشکن که راه من
    رو به حریم کعبه لطف اله کردنست

    گاه به گاه پرسشی کن که زکات زندگی
    پرسش حال دوستان گاه به گاه کردنست

    بوسه تو به کام من کوه نورد تشنه را
    کوزه آب زندگی توشه راه کردنست

    خود برسان به شهریار ای که در این محیط غم
    بی تو نفس کشیدنم عمر تباه کردنست



    امضاء


  5. Top | #34

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    9091
    نوشته
    1,046
    تشکر
    1,580
    مورد تشکر
    1,640 در 672
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    در دیاری که در او نیست کسی یار کسی
    کاش یارب که نیفتد به کسی کار کسی

    هر کس آزار من زار پسندید ولی
    نپسندید دل زار من آزار کسی

    آخرش محنت جانکاه به چاه اندازد
    هر که چون ماه برافروخت شب تار کسی

    سودش این بس که بهیچش بفروشند چو من
    هر که با قیمت جان بود خریدار کسی

    سود بازار محبت همه آه سرد است
    تا نکوشید پی گرمی بازار کسی

    من به بیداری از این خواب چه سنجم که بود
    بخت خوابیدهٔ کس دولت بیدار کسی

    غیر آزار ندیدم چو گرفتارم دید
    کس مبادا چو من زار گرفتار کسی

    تا شدم خوار تو رشگم به عزیزان آید
    بارالها که عزیزی نشود خوار کسی

    آن که خاطر هوس عشق و وفا دارد از او
    به هوس هر دو سه روزیست هوادار کسی

    لطف حق یار کسی باد که در دورهٔ ما
    نشود یار کسی تا نشود بار کسی

    گر کسی را نفکندیم به سر سایه چو گل
    شکر ایزد که نبودیم به پا خار کسی

    شهریارا سر من زیر پی کاخ ستم
    به که بر سر فتدم سایه دیوار کسی



    امضاء


  6. Top | #35

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    9091
    نوشته
    1,046
    تشکر
    1,580
    مورد تشکر
    1,640 در 672
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    (♥) غزاله صبا (♥)

    به چشمک اینهمه مژگان به هم مزن یارا
    که این دو فتنه بهم می زنند دنیا را
    چه شعبده است که در چشمکان آبی تو
    نهفته اند شب ماهتاب دریا را
    تو خود به جامه خوابی و ساقیان صبوح
    به یاد چشم تو گیرند جام صهبا را
    کمند زلف به دوش افکن و به صحرا زن
    که چشم مانده به ره آهوان صحرا را
    به شهر ما چه غزالان که باده پیمایند
    چه جای عشوه غزالان بادپیما را
    فریب عشق به دعوی اشگ و آه مخور
    که درد و داغ بود عاشقان شیدا را
    هنوز زین همه نقاش ماه و اختر نیست
    شبیه سازتر از اشگ من ثریا را
    اشاره غزل خواجه با غزاله تست
    صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را
    به یار ما نتوان یافت شهریارا عیب
    جز این قدر که فراموش می کند ما را




    امضاء


  7. Top | #36

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    9091
    نوشته
    1,046
    تشکر
    1,580
    مورد تشکر
    1,640 در 672
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    زندگی شد من و یک سلسله ناکامیها
    مستم از ساغر خون جگر آشامیها
    بسکه با شاهد ناکامیم الفتها رفت
    شادکامم دگر از الفت ناکامیها
    بخت برگشته ما خیره سری آغازید
    تا چه بازد دگرم تیره سرانجامیها
    دیرجوشی تو در بوته هجرانم سوخت
    ساختم این همه تا وارهم از خامیها
    تا که نامی شدم از نام نبردم سودی
    گر نمردم من و این گوشه گمنامیها
    نشود رام سر زلف دل آرامم دل
    ای دل از کف ندهی دامن آرامیها
    باده پیمودن و راز از خط ساقی خواندن
    خرم از عیش نشابورم و خیامیها
    شهریارا ورق از اشک ندامت میشوی
    تا که نامت نبرد در افق نامیها



    امضاء


صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی