سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
صفحه 2 از 9 نخستنخست 123456 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 81

موضوع: دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز اخلاف و عرفان }

  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    65,658
    نوشته : 65,658      تشکر : 60,766
    176,509 در 51,974 پست تشکر شده
    وبلاگ
    173
    دریافت : 9      آپلود : 102

    پیش فرض




    جذبه توفیق



    گمانم اين بود، كه خود، با خود سخن مىگويد!
    نزديك شدم، و نزديكتر،
    چيزى به دست داشت،

    آرى، كاه بود، و چسبيده، به چندين دانه از گندم،

    و همان كاه را مىگفت: جان من! اين دانه ها، كه به آنها، دل بسته اى،
    براى تو هيچ سودى و فايدتى ندارند،

    اين دانه ها، تو را
    اسير خويش داشته، و در بند،

    اگر اسير ايشان نبودى،با نسيمى كم،
    و با كمترين نفحهاى، به بالا مىشدى، و
    به آسمان مىرفتى!

    باز هم دير نيست،
    سبك ساز خويش را!
    و سبكبار باش!

    جذبه توفيق مىخواهى، سبك كنخويش را
    كهربا كى كاه را از دانه مىسازد جدا؟





    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت
    شکستی , از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  2. تشكر

    عهد آسمانى (19-05-1395)

  3. Top | #12

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    65,658
    نوشته : 65,658      تشکر : 60,766
    176,509 در 51,974 پست تشکر شده
    وبلاگ
    173
    دریافت : 9      آپلود : 102

    پیش فرض




    چرخ مُقَوَّس


    كودكم پرسيد: ما نيز خواهيم مرد؟
    و اگر بميريم به همينجا مى آورند؟!

    گفتم: اولى را مىدانم، اما دومى را نه!
    مىدانم كه مى ميريم،
    زيرا همگان مى ميرند،

    اما، اينكه به كجا مى برند، به اينجا،
    يا به جايى ديگر، تنها خدا داناست!

    و تو، در بند اين نباش
    كه در كجا به خاك خواهى شد،

    و تنها، در اين انديشه باش
    كه تو نيز خواهى مرد!

    همچنانكه ديگران!
    و هيچكس نمى ماند،
    كه، اين دنيا خانه رفتن است،

    درست به مانند آن كودكان، كه به تمامى مى رفتند،
    و هيچكدام از آنها، در اين گورستان نماندند!

    كودكم گفت: بابا! حواست هيچ نبود،
    آنان به اينجا به شكار آمده بودند،

    به شكارِ گنجشكها، و تيرهاشان تمام شد،
    و از همين روى است كه رفتند!

    گفتم: كودكم! ديدى، كه تيرها نيز برفتند،
    و هيچكدام از آنها در كمان نماندند!

    به زير چرخ مقوس كه جاودان مانَد؟!
    كدام تير شنيدى كه در كمان مانَد؟!





    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت
    شکستی , از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  4. تشكر

    عهد آسمانى (19-05-1395)

  5. Top | #13

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    65,658
    نوشته : 65,658      تشکر : 60,766
    176,509 در 51,974 پست تشکر شده
    وبلاگ
    173
    دریافت : 9      آپلود : 102

    پیش فرض




    بال هما

    روح پدرم شاد!
    كه در همه احوال، به يك حال بود،
    حالى خوش، و حالى يكسان!

    هميشه شاكر بود،
    و هيچ شاكى نبود!

    و اين، از آن بود، كه حقيقت را
    از آنِ خداوند مى ديد،

    و جز او، هر چه هست،
    نيست مى انگاشت، و سراب، و سايه!

    و مى گفت: آنچه بر ما مى رود، به كبوترى مى ماند
    كه بر بالاى ما مى گذرد، و تنها، سايهاش بر ما مى افتد،

    ما را چه تفاوت، كه آن سايه،
    سايه هما باشد، يا سايه جغد!

    سايه بال هما و جغد پيش ما يكى است
    ما كه از اقبال و از ادبار فارغ گشتهايم





    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت
    شکستی , از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  6. تشكر

    عهد آسمانى (19-05-1395)

  7. Top | #14

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    65,658
    نوشته : 65,658      تشکر : 60,766
    176,509 در 51,974 پست تشکر شده
    وبلاگ
    173
    دریافت : 9      آپلود : 102

    پیش فرض




    مدٌشهاب

    آن شب، كه آن شهاب، با آن شتاب، به زمين مىآمد،
    ديدم كه با خود مىگفتى: چه امتدادى دارد، و چه طولانى «است»!

    و هنوز، آن «است» را نگفته بودى، كه «نيست» شد،
    و هيچ اثرى از آن، در آن آسمان پرظلمت و پر پهنا نمانده بود!

    شايد، مرا، و تو را، اين پيغام داشت:

    محو گردد در نظر وا كردنى مد شهاب
    دل مَنه چون غافلان بر طول ايام حيات






    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت
    شکستی , از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  8. تشكر

    عهد آسمانى (19-05-1395)

  9. Top | #15

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    65,658
    نوشته : 65,658      تشکر : 60,766
    176,509 در 51,974 پست تشکر شده
    وبلاگ
    173
    دریافت : 9      آپلود : 102

    پیش فرض




    ره خرمن


    اين را كه خود، به چشمان خويش،
    در آن دشت پر دامن، ديدى،

    آن مور را مى گويم، كه راه خرمن را يافته بود،
    و سر از پا نمى شناخت، و حتى دمى نمى آسود!

    شايد، مرا و تو را مى گفت:
    ماجراى دل آدمى نيز همين است،
    كه اگر به كوى يار، بار يابد، نتواند آسود!

    رفت آسايش ز دل تارَه به كوى يار برد
    موركى از پا نشيند چون ره خرمن شناخت






    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت
    شکستی , از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  10. تشكر

    عهد آسمانى (19-05-1395)

  11. Top | #16

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    5,327
    نوشته : 5,327      تشکر : 6,815
    7,663 در 3,259 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0

    پیش فرض



    بى بال و پر


    به يادت هست، در آن غروب ييلاق، كه از چشمه مىآمدى؟
    با همان كترى سياه،
    اما، لبريز از آب زلال،

    و مرا كه نگاه تحقير آميزم،
    به آن جوانكِ سيه كار،

    خيره بود، گفتى: پارهاى، به همين كترى مىمانند،
    و از ظاهر ايشان جز سياهى، و سياهكارى نمىتوان ديد،

    اما، درونهاشان صاف است، و پاك، و زلال!
    و من، تنبه يافتم!

    و با سكوتى كه نشان از شرم داشت،
    با تو، به راه افتادم،
    اندكى بعد، چشمانم به آسمان افتاد.

    و آن، مىرفت، كه به ظلمت تن در دهد، و تاريكِ تاريك شود،
    كه باز مرا گفتى: نمىدانى، كه در درون اين شبهاى تار،
    چه آب حياتى افتاده است!

    در همين انديشه بودم، كه شنيدم گفتى:
    وقت، وقتِ آتش است، به دنبال چيله باش، و هيزمها!

    رفتم، و آمدم، و آوردم،
    اما خاشاك را، و نيز خسها!

    به تبسم گفتى: اينها! ضعيفاند، و ناتوان،
    و آتش با اينها پا نمىگيرد، و تنها زحمت خود مىدارى!

    و راست مى گفتى، پا نگرفت، و چه زود خاموش شد،
    و آن كترى همچنان سرد، و آب سردتر از آن!

    شايد، آن آتش، آن خس،
    و آن خاشاك، مرا و تو را، مىگفت:

    بر ضعيفان ظلم كردن، ظلم برخودكردن است
    شعله هم بىبال و پر شد تا خس و خاشاك سوخت





    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  12. تشكر

    عهد آسمانى (19-05-1395)

  13. Top | #17

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    5,327
    نوشته : 5,327      تشکر : 6,815
    7,663 در 3,259 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0

    پیش فرض



    برگ هستی



    مى بينى؟!
    آن كودكان صحرايى، و باديه نشين،
    هيچكدام از زمين سنگى نمىستانند،

    و بر آن نخل سبز سرافراز نمىكوبند!
    از آنروى، كه به زير بار نيست،

    حاليا آنكه پيش از اين، براى اندك بار خرمايى كه با خود داشت،
    چه سنگهايى بسيار كه بر وى نثار مىشد،

    و شايد، اين جفاها كه بر ما مىرود، و روا مىدارند،
    و اين همه سنگهاى سنگين ملامت، كه به سوى ما حوالت مىدارند،
    از آن روى است كه بر ما نيز بارى است،

    بار غرور، بار كبر، بار ....
    كه نبايد، و نشايد!

    تا فشاندم برگ هستى از ملامت فارغم -----
    نخل شد ايمن زسنگ كودكان چون بار ريخت




    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  14. تشكر

    عهد آسمانى (19-05-1395)

  15. Top | #18

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    5,327
    نوشته : 5,327      تشکر : 6,815
    7,663 در 3,259 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0

    پیش فرض




    غم بسیار


    در آن روز بارانى سخت،
    كه آسمان سقاى زمين بود، و با جام ابرها،

    زمين خسته و تشنه را، سير از آب مىكرد،
    تو در غم بودى، و من نيز در شادى تمام!

    و امروز، نه از آن شادى من، و نه از آن غم تو،
    هيچ خبر نيست، و نه، اثرى مانده است!

    درست بسانِ همان برقها،
    كه آن روز بر رخسار ابرها پديدار بود!

    شادى اندك دنيا و غم بسيارش
    برق از ابر نمايان شده را مى ماند





    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  16. تشكر

    عهد آسمانى (19-05-1395)

  17. Top | #19

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    5,327
    نوشته : 5,327      تشکر : 6,815
    7,663 در 3,259 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0

    پیش فرض




    بی خبری ها

    در خاطرم، هنوز موج مى زند،
    آن روز غمبار حادثه را،

    كه آن مامِ پر مهر، به سانِ ابر بهاران،
    بر پيكر افتاده فرزند خويش، مى باريد!

    آن بيچاره فرزند، از سر بى خبرى،
    از بامى بلند، به زمين افتاده بود!

    و تو، مرا، در همان حال و هوا مىگفتى:
    سخن نيز اگر از بام دهان، ناسنجيده، به بيرون آيد،
    به همين طفل مانند است،كه تَلَف خواهد شد،

    و چه تاثرها، و تاسفها
    كه در پى دارد!

    طفلى از بى خبرىها ز لب بام افتاد
    سخنى بر لب هر كس كه نسنجيده گذشت





    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  18. تشكر

    عهد آسمانى (19-05-1395)

  19. Top | #20

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    5,327
    نوشته : 5,327      تشکر : 6,815
    7,663 در 3,259 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0

    پیش فرض




    چشم کور

    حيف آنهمه حرف، كه آنروز،
    بر سينه آن مرد پُر مدعى، ريختى!

    هنوز در حيرتم!
    كه چرا، دانه ها را،
    بر سنگلاخى سخت پاشيدى!

    بى پرده گويم: گفتار آن روز تو،
    به سرمه اى مى مانِست،

    كه آن مادر شيدا، به شوقِ تمام،
    بر چشمان كورِ دخترك خويش مى ماليد!

    گفتگوى عشق با اهل خرد حيف است حيف
    اين جواهر سرمه را نتوان به چشم كور ريخت





    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  20. تشكر

    عهد آسمانى (19-05-1395)

صفحه 2 از 9 نخستنخست 123456 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •