دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز  اخلاف و عرفان } سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز  اخلاف و عرفان }
صفحه 3 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 61
  1. #21
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,192      تشکر : 480
    885 در 506 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    بینوا

    ديروز دوباره گذارم به همان نيزار افتاد،
    هنوز ريشه در مرداب داشتند،
    اما، به ظاهر سبز، و پر از برگ!

    به حيرت، نگاهم خيره به آنها بود، كه باز دلم را ربود،
    همان پسرك چوپان!
    و اينبار، حزينتر از هر روز، مىنواخت!

    راستى كه راست مىگفتى: نى ها، وقتى كه زمينگير باشند،
    و اسير برگها، بى نوايند، و هيچ نوايى ندارند،

    اما همينكه از زمين دل مى كنَند، و از آن همه برگها مجرد مى شوند،
    و فاصله مىگيرند، به چه نواها كه دست يابند!

    نى در اين بستانسرا تا برگ دارد بينواست -----
    برگ را از خود بيفشان گر نوا مى بايدت -----
    كليد قفلهمين اكنون، مى بينم، كودكى نجيب
    و نحيف را، كه بر خاكى نشسته است، و پايش را به دست دارد،
    و با يكى خار، آبلههاى پاى خويش را مى تركاند!

    راستى كه خار نيز به كار آيد!
    و حال خوب مى توانم فهميد اين را كه مى گفتى:
    كمتر از خار نبايد بود!

    و نيز اينكه: هر چيز را در اين عالم
    حريمى است، و حرمتى!

    هر سر خارى كليد قفل چندين آبله است
    واى بر آن كس كه خارى بى محابا بشكند






    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز  اخلاف و عرفان }
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  2. تشكرها 2

    یوسف رضا (18-04-1395), عهد آسمانى (19-05-1395)

  3. #22
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,192      تشکر : 480
    885 در 506 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض






    در عذاب

    گرفتارم، و مبتلا، و در عذاب!
    مثل همان سبزهها!

    به يادت هست، در آن روز بهارى،
    و در آن صحراى سبز، پايَت به آن سنگ كوبيدى،
    و آن نيز سماجت نكرد، و به سويى افتاد؟!

    بيچاره سبزهها چه كِز كرده بودند،
    و هنوز باورشان نمىشد كه آزادند،
    و رها، و ديگر سايه سنگين آن سنگ را بر سرندارند!

    و گمانم، كنون قامت كشيدهاند، و بالا آمدهاند!
    و گواراى شان باد!
    اما من، همچنان مانده ام!

    و پذيرا باش، كه سنگ خوديت، بسى سنگينتر است،
    و نَفَسم را بريده،

    و مجالِ رشد، و بالا شدن را
    از من ربوده است!

    دايم چو سبزه تَه سنگست در عذاب
    صائب! كسى كه از خودى خويشرسته نيست






    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز  اخلاف و عرفان }
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  4. تشكرها 2

    یوسف رضا (18-04-1395), عهد آسمانى (19-05-1395)

  5. #23
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,192      تشکر : 480
    885 در 506 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    بن دندان

    يعنى! خواهد مرد؟
    آن پير زن كه مى گفت: مى ميرد!
    و بى حساب هم نمى گفت.

    زيرا، زهرى كه آن مار، به پاى آن جوان فرو برد،
    روزها، بل، ماهها، در بُنِ دندان وى بوده است!

    و بيچاره آن جوان!
    كه مى سوخت، و درد طاقتش را ربوده بود،

    اما آن پير زن بى خيال، از اين آبِ پر آلوده به گِل،
    ماهىِ حكمت مى گرفت، و ما را به نصيحت مى گفت:
    در خود نمانيد!و از خود برون آييد!
    وَرنه هر چه بيش بمانيد، زيانِ تان نيز بيش باشد!

    و راست مى گفت!
    آرى، آدمى، وقتى كه در ميان
    چنگ و دندان نفس خويش باشد، زهر خواهد شد،
    و هر چه بيشتر ماند، زيانش نيز بيش!

    از خود برآى زود كه گردد گزنده تر
    چندانكه ز هر در بُنِ دندان مار ماند






    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز  اخلاف و عرفان }
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  6. تشكرها 2

    یوسف رضا (18-04-1395), عهد آسمانى (19-05-1395)

  7. #24
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,192      تشکر : 480
    885 در 506 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    راه خانه

    دختركى مى گريست!
    كه، راهِ خانه اش را گم كرده بود،

    چشمم به چشمان پدرم افتاد،
    ديدم كه او نيز مى گريد!

    گفتم: او اگر مى گريد گم كرده دارد!
    پدرم گفت: من نيز گم كرده ام، صاحب خانه را!

    طفل مى گريد چو راه خانه را گم مى كند
    چون نگريم من كه صاحب خانه را گم كرده ام






    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز  اخلاف و عرفان }
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  8. تشكرها 2

    یوسف رضا (18-04-1395), عهد آسمانى (19-05-1395)

  9. #25
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,192      تشکر : 480
    885 در 506 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    زنبور عسل

    مى آمدند، و از خانه كسى!
    پدرش را مى گفت: خانه شان كوچك بود،
    اما زندگانىشان شيرين!

    و پدر، وى را گفت:
    كندوهاى باغ عمو را ديده اى؟!

    گفت: نه!
    او را گفت: بايد ديد!

    البته; درون كندوها،
    يعنى; خانه زنبوران!

    نيست زنبور عسل را شكوهاى از جاىخويش
    خانه چندانى كه باشد مختصر شيرينتر است







    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز  اخلاف و عرفان }
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  10. تشكرها 2

    یوسف رضا (18-04-1395), عهد آسمانى (19-05-1395)

  11. #26
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,192      تشکر : 480
    885 در 506 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    حریم قرب

    او بى شهرهاست،
    اما، از زاهدان شهر،

    و نه چونان كفه اى تهى مغز،
    كه از درون، و حقيقت دريا بى خبر باشد،

    و نه تنها صاحب سير،
    كه اين عبث كارىها، در شأن خاشاك و خس است،

    بل، غواص معانى است،
    و در كف چه گهرها دارد،

    بارى، همينكه رسيدم گدايى به در خانه اش بود،
    و حلقه درب را مى كوفت، هم محكم، هم بسيار،

    نه اينكه عجول بود،
    بل، خود نمىشنيد، و به گمانش ديگران هم!

    ثانيهها بعد، زاهد شهر، درب را، با متانت گشود،
    و با سخاوت، به او بخشود!

    وى را گفتم: به او دادى، ما را هم بده!
    اما نه از آنچه دادى، بل، از آنچه دارى، و دارايى توست،

    و دانست كه متاعِ حكمت را طالبم!
    به تبسم آمد، وسر را به پايين داشت،

    و پس از مكثى چند، دستش به حلقه درب برد،
    و چند بارى بكوفت، و آنگاه آن را گفت:
    اگر خموش بودى جايَت اينجا نبود!

    و تو نيز به داخل خانه بودى، و با ما!
    و آنگاه مرا گفت: بفرماييد!

    گفتم: بيش از اين زحمت روا نباشد، و باز گشتم!
    و راستى چه حكمتى مرا آموخت!

    بى خموشى در حريم قرب نتوان بار يافت
    حلقه را از هرزه نالى جاىْ بيرون دَرَست









    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز  اخلاف و عرفان }
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  12. تشكرها 2

    یوسف رضا (18-04-1395), عهد آسمانى (19-05-1395)

  13. #27
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,192      تشکر : 480
    885 در 506 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    بهارزنده دلان


    هنگامه شب است،
    و كودكم پيش ازاينآب خواست، بهدستش دادم،
    و گفتم، آب را، در شب، نشسته بايد خورد!

    و پرسيد: چرا؟!
    گفتم: شب را حرمتى است،
    و به احترام وى بايد نشست!

    و او نيز نشست، و خورد، اما اندكى،
    و به اعتراض گفت: طعم آب را ندارد!

    و گلايه داشت: آبها، چرا چنيناند، گاهى طعم خود را ندارند،
    و گاه رنگ، و گاهى هم رائحه آب بودن؟!

    او را گفتم: آبها همه، هميشه، در معرض خزانند،
    و آفتها در پى، جز آنكه به دامان صدف نشينند،
    كه بى هيچ شُبهت به گوهرى بدل آيند،

    و چه پربها!
    و او، كودكى با ذوق، و پر ذكاوت است،
    و خوب مىتواند فهميد كه ماجراى آدمى نيز همين است،

    و مىداند كه دور از خدا بودن،
    يعنى دور ماندنِ آب از صدف!

    بيك قرار بُوَد آب چون گهر گردد
    بهار زنده دلان را خزان نمىباشد






    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز  اخلاف و عرفان }
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  14. تشكرها 2

    یوسف رضا (18-04-1395), عهد آسمانى (19-05-1395)

  15. #28
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,192      تشکر : 480
    885 در 506 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    دامن صحرا


    چه مبارك بندهاى بود، آن مرد پير!
    عاقبت كار را مىديد، و آخرش را، و آخرتش!

    پيش از غروب ديروز مىرفت،
    اما، آهسته آهسته!

    گفتم: به كجا؟!
    گفت: مىروم تا بكارم!
    اما، نه وقتِ كاشت بود!

    چند قدمى بيشتر نرفته بودم، كه مشتش وا كرد،
    و دانههايى چند فرو افتادند،
    و مورها هر كدام سهمى برگرفتند،
    و راه خود را در پى!

    خرمنى در دامن صحراى محشر سبز كرد
    هر كه مشت دانهاى در رهگذار مور ريخت








    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز  اخلاف و عرفان }
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  16. تشكرها 2

    یوسف رضا (18-04-1395), عهد آسمانى (19-05-1395)

  17. #29
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,192      تشکر : 480
    885 در 506 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    قهر خدا



    همينكه رفتى، دست از كندوها كشيد،
    و به گوشهاى نشست!

    گفتم: از چه نشستهاى؟!
    زنبورها تو را نيز گزيدند؟!

    گفت: نه!
    و نخواست بگويد!

    رهايش نكردم،
    و بالاخره گفت،
    راستى كه او را، چه خوب به فكر واداشته بودى!
    آرى، او در انديشه سخن تو بود!

    مىگفت: پير زنى آمد، از من كمكى خواست،
    او را ندادم، و چيزى هم به طعن بر او بار كردم،
    و او هيچ نگفت، و نجيب و آرام برفت،

    و در همان حال، تو، كه شاهد ماجرا بودى،
    او را گفته اى: اين زنبورها، آنچه امروز
    با خود مى برند، نيشهاى خود است،

    و از اين نوشها، كه با چه سعى و تلاشى
    گرد آوردهاند، محروم خواهند بود!

    ومن او را گفتم: به دل نبايد گرفت
    ، دوست من، از زنبورها گفته است!

    گفت: آرى، اما مرا نيز به سانِ زنبورها مىديد!

    نيش باشد قسمت زنبور از درياى شهد
    ممسك از قهر خدا بى بهره از مال خودست





    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز  اخلاف و عرفان }
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  18. تشكر

    عهد آسمانى (19-05-1395)

  19. #30
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,192      تشکر : 480
    885 در 506 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    شاخ آهو




    آن زبان بسته آهوىْ،
    غرق خون بود،

    و شاخش، به دست آن طمّاع،
    و مى كشيد، به دنبال خود،

    و من، در كنار جوى بودم،
    و او، از كناره جاده مى گذشت،

    و اين، بارِ پنجمين بود،
    كه شكارى را به خانه مى برد!

    طاقتم طاق شد،
    او را گفتم: اين يكى را شكار نمىكردى!

    كه جوان بود، و ناكام،
    و يكى را شكار مى كردى،
    كه چندى پيرهن را، بيش پاره كرده باشد،

    گفت: اينگونه اش نبين،
    كه، پايَش به سن، و خوشى هاش را كرده است،

    و اين شاخهاش گواهِ منند،
    ببين كه با خود چندين گره به همراه دارد!

    و تو خوب مى دانى، كه آهوان، هر سال،
    كه بر ساليان عمرهاشان افزوده مى شود،
    گرهى بر شاخ ايشان مى افتد،

    گفتم: درست همانند خود تو،
    كه هر چه پيشتر مى روى،
    و سنين عمرت رو به بالا مى شود،
    حرص و وَلَعَت نيز فزونى يابد!

    عقده حرص از مرور زندگى، گردد زياد
    شاخ آهو پرگره از كثرت سال خودست





    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز  اخلاف و عرفان }
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  20. تشكر

    عهد آسمانى (19-05-1395)

صفحه 3 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •