دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز  اخلاف و عرفان } سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز  اخلاف و عرفان }
صفحه 4 از 9 نخستنخست 12345678 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 81
  1. #31
    مدير بخش
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1396
    نوشته : 1,851      تشکر : 881
    1,488 در 796 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    حصار عافیت

    آمدم، و نبودى!
    و اين، چندمين بار بود، كه مىشنيدم،
    همچنان به خدمت آن پير بيدار،

    كمر بسته اى، و چونان سايه اى،
    با وى همسايه اى!

    راستش، رازش برايم پوشيده بود!
    اما، پوشيده نماند،

    در راه كه مىآمدم، يك تير را بديدم،
    كه به خاك نشسته بود، و نيز خونين!

    گويى، كسى مرا گفت: اين تير، تا با كمان بود،
    و در كمان، در امن تمام بود،

    اما، همينكه از كمان جهيد، و فاصله يافت،
    به خاك نشست، و به خون!

    و براى تير، كمان حصار عافيت است،
    و دائره امان،

    و همينجا بود كه تو را، به سان تيرى ديدم،
    كه با كمان باشد،

    و خود را تيرى، كه از كمان جهيده،
    آه! كه تلف مىشوم، و تباه!

    جوان را صحبت پيران حصار عافيت باشد
    به خاك و خون نشيند تير چون دور ازكمان گردد





    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز  اخلاف و عرفان }
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  2. تشكر

    عهد آسمانى (19-05-1395)

  3. #32
    مدير بخش
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1396
    نوشته : 1,851      تشکر : 881
    1,488 در 796 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    دایه بی مهر

    دربى كه بر پاشنه خود نباشد،
    به زحمت بسته، يا گشوده خواهد شد،

    و جز اين، مىتواند بود؟!

    درست همانند آدمى،
    كه بر پاى خويش نايستد،

    و اتكايَش، و اعتمادش، و اهتمامش،
    به ديگران باشد،

    بارى، وى، هميشه در تعب است،
    و رنج مدام!

    و بنازم به آن نوزاد،
    كه در گاهواره خويش بود،
    و انگشت خود را مىمكيد،

    اما، ناز آن دايه بى مهر را نمىكشيد،
    و تحمل بار منتش را نداشت!

    صائب! از ناز دايه بى مهر فارغست
    طفلى كه با مكيدن انگشت خو گرفت





    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز  اخلاف و عرفان }
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  4. تشكر

    عهد آسمانى (19-05-1395)

  5. #33
    مدير بخش
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1396
    نوشته : 1,851      تشکر : 881
    1,488 در 796 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    واصل دریا..


    سايه به سايه، به دنبالم، و در جستجوى،
    صاحبدلى را، و روشن دلى، و دريا دلى،

    باشد كه من نيز از اين تيرگىها،
    و كدرها، و كدورتها، خلاصى يابم،

    و اين شعله را، تو، در من افروختى،
    درست، در همان روز، كه كودكم از تو مى پرسيد:

    اين سيلها به كجا مى روند،
    و تو او را گفتى: به دريا!

    يادش بخير! او گفت: به دريا چرا؟!
    و او را گفتى: تا زلال شوند، و پاك و ...

    و گرنه تيرهتر خواهند شد،
    و به گِل خواهند نشست!

    تو سعى كن كه به روشندلان رسى صائب
    كه سيل، و اصلِ دريا چو شد، زلال شود





    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز  اخلاف و عرفان }
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  6. تشكر

    عهد آسمانى (19-05-1395)

  7. #34
    مدير بخش
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1396
    نوشته : 1,851      تشکر : 881
    1,488 در 796 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    آرامیدگی



    كنون، نيز نشسته ام،
    بر همان سبزهها، و در حاشيه همان جوى،

    جويى كه، چندى پيش،
    روزى با هم نشسته بوديم،

    و آن روز، من با تو سخن مىگفتم،
    سخنهايى پر از شِكوه، و گلايه وار،

    از كودك چموش خويش،
    كه همواره، ناهموار مىرود،

    و راه صلاح و صواب نمىرود،
    و خط خطا مىپيمايد،

    و تو، تنها مىشنيدى،
    و نگاهت با من نبود،
    كه، به آب بود،

    و مى گفتى كه مى بينى،
    اما تصوير مرا، ولى در آب،
    زيرا كه آب هموار مىرفت،

    و آب هموار چونان آيينه،
    و همه چيز را مى توان در آن ديد،

    و گفتى: اين آب، اگر هموار است،
    و بى نشيب و فراز، از آن روى است،
    كه جوى، هموار است،

    و من، ديگر با تو سخنى نگفتم،
    و مرا ببخش!

    راستش غرق خيال كودكم بودم،
    و از ضمن كلامت، دانستم كه بيچاره بى گناه است،

    و گناهش تمامى بر دوش من،
    كه او نيز به آب مى مانست،

    كه اگر در بسترى ناهموار افتد،
    ناهموار خواهد شد،

    و من، براى او بسترى هموار نبودم،
    و اگر او به خطا مى رفت،
    خطاهاى مرا مى ديد!

    روشنگر وجود بود آرميدگى
    آئينه است آب چو هموار مىرود




    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز  اخلاف و عرفان }
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  8. تشكر

    عهد آسمانى (19-05-1395)

  9. #35
    مدير بخش
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1396
    نوشته : 1,851      تشکر : 881
    1,488 در 796 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    دعوی عشق



    مسحور كلامش بودم!
    چيزى مانده نبود، تا دلم را ربوده خويش دارد،

    و تو، درست فهميدى،
    آرى، او شياد و صياد دل بود،
    و طعمه اش كلام!

    آنچه مى گفت، تنها در سر داشت، و بر سر زبان،
    و از عالم دل بى خبر، و در بىخبرى، تمام،

    و از عشق، تنها دعوى اش را داشت،
    و اين، شيوه بُلهوسان است!

    دعوى عشق ز هر بلهوسى مى آيد
    دست بر سر زدن از هر مسگى مى آيد





    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز  اخلاف و عرفان }
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  10. تشكر

    عهد آسمانى (26-05-1395)

  11. #36
    مدير بخش
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1396
    نوشته : 1,851      تشکر : 881
    1,488 در 796 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض






    گوشه گیری



    داشتم مى رسيدم،
    و چيزى نمانده بود،
    در ميان راه، به كنارِ رُود، كودكى ديدم،

    ساكت، و آرام،
    و نشسته بود، و در گوشهاى،
    و تمامِ نگاهش به آب!

    تازه فهميدم كه او صياد است،
    و در كمين ماهيان!

    و باز گشتم!
    و از ديدار آنكس كه به هوايش
    مى رفتم، بسى پشيمان!

    و با خود گفتم: شايد، او نيز كه گوشه گير است،
    و در سكوت، و در هواى صيد باشد،
    و نه در بند سير!

    نيست غير از صيد منظور از كمين صياد را
    گوشه گيرى بيشتر بهر شكار مردم است






    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز  اخلاف و عرفان }
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  12. تشكر

    عهد آسمانى (26-05-1395)

  13. #37
    مدير بخش
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1396
    نوشته : 1,851      تشکر : 881
    1,488 در 796 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض






    خط استاد



    آلالههاى سرخ، در لابلاى چمنهاى سبز،
    و نرگسها، و ياسمنها، دوشادوش هم،

    و نبايد گفت كه آن دشت و دَمَن،
    و كوه، زيبا بود،
    كه زيبايى را به عين بود!

    و تمامى آفرين مى گفتيم،
    و خداى را تسبيح!

    اما، پدرم، ساكت، و آرام مى گذشت،
    و مىديد، و هيچ نمىگفت!

    چشم در صُنع الهى بازكن لب را ببند
    بهتر از خواندن بُوَد، ديدن خط استاد را






    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز  اخلاف و عرفان }
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  14. تشكر

    عهد آسمانى (26-05-1395)

  15. #38
    مدير بخش
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1396
    نوشته : 1,851      تشکر : 881
    1,488 در 796 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض






    آفتاب روح



    تا پدرم را ديد در آغوشش گرفت، و او را گفت:
    اى سرو! چرا با سايه خود سرگرانى مىكنى؟
    چرا، كم از ما مىپرسى؟

    پدرم حالش را پرسيد،
    و وى با نشاط تمام گفت:
    خوبم، و در عيش مُدام،

    و دارم،همه چيز را، باغ را،
    مزرعه را، خانه را و ...

    پدرم تبسمى داشت،
    اما، تلخ;

    او را گفت: هنوز هم خاكبازى مى كنى؟!
    جان من! چيزى مانده نيست،

    زين گلستان عاقبت
    چون باد مىبايد گذشت

    اما، اين سخن، به آبى مانند بود،
    كه بر زمينى شوره بپاشند!

    راستى! مگر ديوارِ مايل را
    مى توانَش راست نمود؟

    نيستى طفل، اينقدر بر خاك غلطيدن چرا؟
    گِل به روى آفتاب روح ماليدن چرا؟







    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز  اخلاف و عرفان }
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  16. تشكر

    عهد آسمانى (26-05-1395)

  17. #39
    مدير بخش
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1396
    نوشته : 1,851      تشکر : 881
    1,488 در 796 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    نقش و نگار

    به تمامى، جامه هاشان سياه بود، جز او!
    به تمامى، مى گريستند، جز او!

    و او، پدرى بود، كه تازه جوانش را،
    از دست داده بود، و چه شادان!

    پدرم را گفتم: چرا چنين؟!
    مرا گفت: خود به حضورش بارياب،
    و همين را بپرس!

    بار يافتم،
    و كودكانه، پرسشم را پرسيدم،
    و او نشست،

    در حالى كه دست پر مهرش
    بر دوش من بود، به پاسخ گفت:

    تاكنون شده است، مادرت،
    و يا پدرت، چنان از دست تو،
    به ستوه آيند، كه ديگر تابِ
    تحملت را نداشته، و تو را در
    اتاقكى محبوس، و زندانى كنند؟!

    گفتم: شده است!
    گفت: در آن حال، كدامين خوشتر مى نمود،

    اينكه ديوار و درب آن اتاقك زينت شود؟
    يا كه رخنهاى، و شكافى، و روزنى پديد آيد؟!

    گفتم: شكاف، آنهم بزرگ!
    گفت: آدمى نيز زندانى است،

    و زندان وى، تمامى آن چيزهاست، كه به وى منتسب است،
    يعنى كه همه چيز به مثابه همان ديوار و درب!
    و مصيبت ها، و بلاها، همان رخنه ها!

    زخم از مرهم گواراتر بود بر عارفان
    رخنه در زندان به از نقش و نگار ديگرست





    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز  اخلاف و عرفان }
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  18. تشكر

    عهد آسمانى (09-06-1395)

  19. #40
    مدير بخش
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1396
    نوشته : 1,851      تشکر : 881
    1,488 در 796 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    بی تامل

    به سان يك پر، كه بر آبى روان باشد،
    تابوتش، بر دوش خلائق شهر، شتابان مىرفت،

    و آن روز، نخستين روزى بود،
    كه اذان مسجد شهر را، او نمىگفت!

    راستى كه روز سوگ دلها بود!
    و مردمان، يكى يكى، امام مسجد شهر را
    تسليت مىگفتند،

    و وى در ماتم تمام!
    از جوانان يكى بود، كه از همگان بيتابتر،

    ديدم كه اشك مى باريد، و شنيدم كه مى گفت:
    از وقتى كه خبر آمد، موذن شهر،
    دست از دنيا شسته است،

    به حال خود نيستم، و دلم،
    به تمامى در آشوب و عزا است،

    و سخت از دنيا بريده ام،
    و مى خواهم كه از اين پس، دست از آن بيفشانم!

    و امام مسجد، وى را گفت:
    هيچ كارى را بى تامل نبايد نمود،
    جز همين كار!

    و گفت: در اين زمين دانهسوز روزگار،
    بهترين تخمى كه افشانند، دست افشاندن است.

    هيچ كارى بى تامل گرچه صائب خوب نيست
    بى تامل آستين افشاندن از دنيا خوش است






    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز  اخلاف و عرفان }
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  20. تشكر

    عهد آسمانى (09-06-1395)

صفحه 4 از 9 نخستنخست 12345678 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •