دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز  اخلاف و عرفان } سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز  اخلاف و عرفان }
صفحه 5 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 81
  1. #41
    مدير بخش
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1396
    نوشته : 2,097      تشکر : 1,444
    1,886 در 963 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    خاکسار


    سخت در انديشه بودم!
    در اينكه چرا از همه چيز توانستم بريد جز از خود!

    گريه كودكم مرا آشفته ساخت، و
    رشته افكارم بريد،

    پرسيدم: چرا مى گريد؟!
    مادرش گفت: از من، نارنج مى خواهد!

    و به گوشش فرو نمى رود كه: نارنجها سبزند، و نارِس،
    و خام، و از شاخه ها دست برنمى دارند!

    و من، پاسخم را يافتم!

    برندارد ميوه تا خام است دست از شاخسار
    زاهد ناپخته را از خود بريدن مشكل است






    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز  اخلاف و عرفان }
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  2. تشكرها 2


  3. #42
    مدير بخش
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1396
    نوشته : 2,097      تشکر : 1,444
    1,886 در 963 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    دنیا کم از کیمیا نیست


    و آدمى به كام خود تواند رسيد،
    به شرط آنكه سستى را، و رخوت را،
    و تنبلى را، و تكاسل را، به كنارى نهد،

    و صبور باشد، و پر شكيب،
    و مقاوم، و مستقيم، و سخت،

    و اينگونه است كه به نور خواهد رسيد،
    و به روشنايى، و از سردى ها، و تاريكى ها
    به دور خواهد بود،

    و مرا مى گفت: در كودكى هاى خود،
    بر سنگهاى سخت كوه، آهن مى كوفتى،
    و جرقه ها در پى داشت،
    كه آغازى بود بر آتشهاى بزرگ
    ،
    و تو هيچگاه بر سنگها، كلوخ نمى كوبيدى،
    و مى دانستى كه از هم پاشيده خواهد شد،

    و به جرقه ها، و نور كه نخواهى رسيد
    هيچ، بل غبارش، و گردها،
    چشمانت را خسته خواهد نمود،
    و جامه ات را آلوده!

    و آنگاه گفت: فرزندم!
    دنيا سخت است، و زندگى سخت،

    پس مباد كه سخت كوش نباشى،
    كه شكسته خواهى شد، و بى هيچ نور،
    و در ظلمتى تمام، و تمام خواهى شد!

    كام دل نتوان گرفتن از جهان بى روى سخت
    آتش آوردن برون از سنگ، كار آهن است






    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز  اخلاف و عرفان }
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  4. تشكرها 2


  5. #43
    مدير بخش
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1396
    نوشته : 2,097      تشکر : 1,444
    1,886 در 963 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض








    روشنایی

    در مسجد بازار، واعظ شهر،
    مردمان را وعظ مى گفت،

    و مى گفت: خداوند،
    در دلهاى شكسته است،

    به آرامى پدرم را گفتم:
    اين سخن، يعنى چه؟!

    پاسخم را نگفت!
    وقتى كه باز مى گشتيم،
    به ناگاه، چشمانش به گوشهاى خيره شد،

    نور بود، نور آفتاب، كه از سقف شكسته
    بازار داخل مىشد، و بر آنجا مىتابيد،

    پدرم، سقف را اشارت كرد، و پرسيد:
    چرا، تنها از همين يك قسمت است كه آفتاب مى تابد؟!

    گفتم: از آنروى، كه تنها همين يك قسمت است،
    كه شكسته است.

    گفت: و خداوند نور است،
    و بر دلى نمى تابد جز آنكه شكسته باشد!

    و افزود: داغها، بلاها، محنتها، مصيبتها،
    همه براى آنست كه اين دل بشكند، و آن نور بتابد!

    و ديگر هيچ ضرور نبود كه مرا بگويد:
    هر چه دل بيشتر بشكند،
    نور خداوند بر آن بيش مىتابد،

    زيرا كه مى ديدم قسمتهايى ديگر،
    از سقفِ همان بازار، كه شكستگى هاش بيش بود،
    و نور آفتاب از آنجا بيشتر مى تابيد!

    بينش هر دل درين عالم به قدر داغ اوست
    روشنايى، خانه تاريك را، از روزن است




    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز  اخلاف و عرفان }
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  6. تشكرها 2


  7. #44
    مدير بخش
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1396
    نوشته : 2,097      تشکر : 1,444
    1,886 در 963 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    جان عاشق


    با حسرت تمام، مى نگريست،
    و مى گريست!
    و نپرسيدم چرا!

    اما خود گفت: وقتى نگاهم به اين موجها مى افتد،
    دلم بيتاب مى شود، و به احوال ايشان، غبطه ها مى خورم!

    كاش، من هم موج بودم،
    كه، موجها، عاشقند،

    عاشق دريا!
    هر چه دارند از درياست،
    و هر چه مىخواهند از دريا!

    و طوفان بلا، هر چه بر اِيشان بيشتر تازد،
    شور و مستىشان بالا گيرد،

    و چنان با دريا به خلوت مىنشينند،
    كه ديگر كسى ياراىِ آن نيست،
    كه با ايشان نشيند!
    گوئيا، مستِ مست مىشوند!

    موج از دامان دريا ندارد دست خويش
    جان عاشق را كه از جانانه مىسازد جدا؟





    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز  اخلاف و عرفان }
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند






  8. #45
    مدير بخش
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1396
    نوشته : 2,097      تشکر : 1,444
    1,886 در 963 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    سنگ و گوهر

    اشكِ چشمانِ خسته طفل را
    پاك مى كرد،

    و پدرش را مى گفت:
    چنان رفتارى با حيوان نمى توان داشت!

    جاى انگشتهاى خود را،
    بر صورت اين طفل مى بينى؟!

    اين سرخى ها، نشانِ آتش فرداست!
    طاقت آن را خواهى داشت؟!

    تحملش را مى توانى؟!

    و او گفت: اين پسرِ بى سروپا،
    زندگى را، بر جانم، تلخ داشته،

    و هر چه مى گويم،
    خلافش مى كند!

    همين امروز، پيش از آنكه به آسيا رَود،
    او را به تكرار گفتم: مراقب باش،

    ومواظب، مبادا دانه هاى گندم،
    با دانه هاى عدس قاطى شود!

    اما، مگر به گوشش فرو رفت!
    همه را قاطى كرد، و به آسيا برد،
    و آسيا هم، همه را آسياب كرد!

    پدرم آن طفل را گفت:
    به احتياط باش; و در مراقبت!

    سخنهاى پدر را، هميشه آويزه گوش خويشدار!
    و نيز اين سخن مرا، كه: دنيا به سانِ آسياست،

    و خوبها را، و بدها را،
    به يك چوب مى راند،

    پس مباد كه خود را به آن بسپارى!
    و هميشه خود را به خداوند بسپار!

    كه او خوب را خوب، و بد را بد مى داند،
    و يكى را پاداش، و آن ديگر را كيفر مى دهد!

    سنگ و گوهر هر دو يكسان است در ميزان چرخ
    آسيا كى دانه را از دانه مى سازد جدا؟





    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز  اخلاف و عرفان }
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند






  9. #46
    مدير بخش
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1396
    نوشته : 2,097      تشکر : 1,444
    1,886 در 963 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    حريم وصل


    نمى دانم چرا؟!
    اما، مى گرييدم،

    و او با شدتِ تمام، و تمام خشم،
    مرا مىگفت: هميشه شر بودى،

    وشور، مثل اشكهايت،
    و هيچگاه شيرين نبودى!

    رفيق خوب هم تو را خوب نكرد!
    و نمىكند!و سودى هم ندارد!

    و به چاه پر آب خانه مان اشارت رفت،
    و گفت: خوشا چاهى كه آب از خود برآرد!

    و گرنه، چه فايدتى دارد كه
    آدمى به آن، آب افزايد!

    تازه، مىشود به مانند حوض،
    كه آبها را هم ضايع مى كند،
    و مى گنداند، و از آنها جلبك مى سازد!

    و هيمنجا بود كه آهنگ مناجات پدرم،
    خواب از چشمانم ربود، و بيدار شدم!

    در حريم وصل، اشك شور من شيرين نش
    كعبه نتوانست كردن تلخى از زمزم جدا





    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز  اخلاف و عرفان }
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  10. #47
    مدير بخش
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1396
    نوشته : 2,097      تشکر : 1,444
    1,886 در 963 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض









    باد خزان


    هراسان، برخاستم!
    پدر، بر سجاده خويش بود،

    به لطافت گفت: بخواب! چيزى نيست،
    صداى خِش خِشِ برگهاست!
    و خوابيدم، اما خوابم نبرد،

    شنيدم كه پدر با خود مىگفت:
    بيچاره برگها! روزى كه با درخت بودند،
    و با هم، سبز بودند، و در حيات، و در رشد،

    و طوفان، نمىتوانست ايشان را بگويد:
    بالاى چشمهاتان ابروست!

    اما، اكنون، كمترين بادها،
    بر آنان، حكومت مىراند!

    و من، از اين سخن،
    به ياد سخن واعظ شهر افتادم،
    كه شبى ما را مى گفت:
    تا با خداييد، با هم خواهيد بود،

    و با حيات، و با نشاط،
    و هيچ قدرت بالايى، نتواند،
    كه بر شما حكومت راند!

    اما اگر از فطرت خويش فاصله جوئيد،
    و رنگ خويش را ببازيد، مى افتيد، و مىخشكيد،

    و از آن پس، كمترينها، و ناچيزها، ب
    ر شما حكومت مىدارند!

    ... و در اين ميان، پدرم برخاست،
    و پنجره را بست!

    او را گفتم: خوب شد!
    از صداىِ خش خشِ برگها كه بگذريم،
    هواى سرد نيز به داخل نخواهد شد!

    و او گفت: همين هواى سرد،
    و همين سردى ها،
    آنها را از خود بى خود ساخت،
    و از درخت جدا، و از همديگر نيز هم!

    مىشوند از سرد مهرى دوستان از هم جدا
    برگها را مىكند باد خزان از هم جدا







    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز  اخلاف و عرفان }
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  11. #48
    مدير بخش
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1396
    نوشته : 2,097      تشکر : 1,444
    1,886 در 963 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    دل بی تاب

    و من، پدرم را، شِكوَه مى كردم،
    و شكايت،نه از وى،
    كه از دوستان بى مهرم!

    از اينكه: آنان مرا ملامت مى
    دارند،
    و دوستر آن دارند،
    كه من آنگونه باشم، كه مىخواهند،
    نه آنسان كه خدايم خواهد!

    و گفتم: اين ملامتها، پايم را كُند مى كند،
    و راهَم را مى بندد!

    و شايد، به همان رنگ
    در آيم كه آنها خواهند!

    پدرم گفت: كاش آن گرداب دستى داشت،
    و مىتوانستم بر آن بوسه اى دهم!

    گفتم: از چه روى؟!
    گفت: هيچگاه، هيچ خار و خسى،
    آن را از تاب وگردش باز نمى دارد!

    نيست از زخم زبان پروا دل بيتاب را
    مانع از گردش نگردد خار و خس گرداب را







    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز  اخلاف و عرفان }
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  12. #49
    مدير بخش
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1396
    نوشته : 2,097      تشکر : 1,444
    1,886 در 963 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    کاشانه

    بالا مى آمد، كه پايين نمىرفت!
    بسيار بوديم،و بسيار كشيديم،

    اما تمامى نداشت،
    و همچنان خانه بر آب بود، و پر آب!

    پدرم، صاحب خانه را،
    كه به گوشهاى كِز كرده بود،
    وتكيه اش بر ديوار، و مى گريست،

    گفت: اين، دردى است بى درمان،
    و از گريه هم كارى پيش نمى رود،

    جان من! خانه را در پستى ها،
    و گودىهاىِ زمين نبايد ساخت!

    و او چه با معنى مردى!
    گفت: به حالِ خود مى گريم!

    كه سالهاى سال است،
    خود را خرجِ پستها نمودم،

    و به پستى ها تن دادم،
    و كنون آب نَفْس،
    تمام خانه وجودم را برداشته است!

    نفس را نتوان به لا حول از سر خود دور كرد
    واى بر كاشانهاى كز خود بر آرد آب را






    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز  اخلاف و عرفان }
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  13. #50
    مدير بخش
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1396
    نوشته : 2,097      تشکر : 1,444
    1,886 در 963 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    کف گلچین


    با خار، به دنبال خار مى گشت!
    برادرِ پدرم بود،

    تمام گلهاى باغ چيده، اما دستانش،
    هيچ گلى همراه نداشت!
    ولى، خارها، چه بسيار!

    و بيچاره با يك خار،
    به دنبال آنهمه مى گشت.

    پدرم با من نبود،
    و اگر بود، با ديدن آن ماجرا،
    مرا حكمتى مى آموخت!

    كامجويى غير ناكامى ندارد حاصلى
    در كف گلچين ز گلشن خار مىماند بجا






    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز  اخلاف و عرفان }
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





صفحه 5 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •