سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: سکوت آفتاب {خدایا! مرا از دست این مردم راحت کن..... }

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,725
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,650
    مورد تشکر
    177,754 در 52,485
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    khmgin سکوت آفتاب {خدایا! مرا از دست این مردم راحت کن..... }



    سکوت
    آ
    فتاب



    آن روز را فراموش نمی‌کنم که این سخن مولایم علی(ع) را خواندم
    که او با خدای خویش سخن می‌گفت:
    «خدایا! مرا از دست این مردم راحت کن!».

    باور این سخن برایم سخت بود، چگونه مردی مثل او آرزوی مرگ می‌کند؟
    برای همین بود که تصمیم گرفتم به مطالعه و تحقیق بپردازم،
    می‌خواستم بدانم چرا این کوه صبر، این‌گونه بی‌قرار شده است.

    من حوادث تاریخی زیادی را خواندم
    و به روزهای پایانی عمر مولای خود رسیدم.

    با شروع ماه رمضان سال چهل هجری، علی(ع)
    به آرزوی بزرگ خویش نزدیک شد.

    شب بیست و یکم آن ماه، او به سعادت و رستگاری رسید،
    روح بلندش به اوج آسمان‌ها پرواز کرد

    و فریاد او برای همیشه خاموش شد،
    سکوت او به معنای آغاز گم‌شدن عدالت بود.

    بعد از مطالعه و تحقیق، تصمیم گرفتم تا قلم در دست بگیرم
    و برای تو از شهادت علی(ع) بنویسم،

    اکنون آماده باش تا با هم به سفری تاریخی برویم
    و از چگونگی شهادت مولای خود، باخبر شویم.

    در این کتاب، مطالبی را که علامه مجلسی(ره) که نقل کرده‌اند،
    بیان کرده‌ام. من فقط روایت‌گر نظرِ آن بزرگوار هستم و سعی نموده‌ام
    با رعایتِ امانت، فقط کلام ایشان را نقل کنم.

    این کتاب را به مولای مهربانم هدیه می‌کنم،
    همان که روز قیامت، صاحب حوض کوثر است،

    به آن امید که در روز قیامت، من و همه خوانندگان خوبِ
    این کتاب را از آن آب گوارا، سیراب کند.1

    مهدی خُدّامیان آرانی








    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 18-03-1395 در ساعت 21:13
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  2.  

  3. Top | #2

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,725
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,650
    مورد تشکر
    177,754 در 52,485
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض








    خوشا به حال من!

    می‌بینم که تو هم سر خود را بالا گرفته‌ای
    و با خودت فکر می‌کنی.

    وقتی خبردار شدی که قرار است ده نفر به عنوان
    نماینده این مردم انتخاب شوند، تو هم به مسجد آمدی.

    چقدر مسجد شلوغ شده است!
    جای سوزن انداختن نیست.

    همه، سرهای خود را بالا گرفته‌اند
    تا شاید آنها انتخاب بشوند.

    اینجا «یمن» است،
    سرزمینی که مردمش با عشق به علی(ع) آشنا هستند،
    زیرا همه آنها به دست او مسلمان شده‌اند.

    چند روز قبل نامه‌رسانی از شهر کوفه به اینجا آمد
    و نامه علی(ع) را آورد.

    در آن نامه، علی(ع) از مردم یمن خواسته بود
    تا ده نفر را به عنوان نماینده خود به کوفه بفرستند
    تا وفاداری خود را نسبت به حکومت او نشان داده، با او تجدید پیمان کنند.

    حالا دیگر می‌دانی که چرا همه در مسجد جمع شده‌اند.
    امروز قرار است که آن ده نفر انتخاب شوند.

    ولی من به تو گفته باشم که تو انتخاب نخواهی شد.
    خاطرت جمع باشد، آخر نماینده باید از خود این مردم باشد،
    من و تو که از یمن نیستیم!

    ناامید نشو همسفر خوبم!
    می‌دانم که خیلی دوست داری
    به کوفه سفر کنی و امام خویش را ببینی.

    من به تو قول می‌دهم که هر طور باشد تو را به کوفه ببرم.
    تو وقتی این کتاب را در دست گرفتی،
    دیگر انتخاب شدی و به کوفه خواهی رفت.

    کمی صبر کن! کار انتخاب این ده نفر تمام شود،
    هر موقع آنها به سوی کوفه حرکت کنند ما هم با آنها خواهیم رفت.







    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 18-03-1395 در ساعت 21:05
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی