در آغوش خدا ( نگاهی زیبا به مرگ ) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
در آغوش خدا ( نگاهی زیبا به مرگ )
صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 46
  1. #21
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,467      تشکر : 597
    1,051 در 612 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    ناصبی‌ها را می‌شناسی؟

    همان‌هایی که دشمنی حضرت علی(ع) را به دل دارند !

    نمی‌دانم سر و کله اینها برای چه اینجا پیدا شده است؟

    چه کسی به آنها خبر داده است؟

    آنها که به خون سید حمیری تشنه‌اند
    پس برای چه به عیادت او آمده‌اند؟

    شاید اینها آمده‌اند تا مرگ سید حمیری را جشن بگیرند
    برای اینکه سید حمیری مثل خاری در چشمشان بود.

    سید حمیری همواره فضائل حضرت علی(ع) را
    برای مردم بازگو می‌کرد، برای همین مرگ او،
    موجب شادی دشمنان شیعه می‌شود.

    به هر حال، مرگ به سراغ همه می‌آید،
    اکنون سید حمیری در بستر افتاده است
    و مردم صورت زیبای او را می‌بوسند
    و با او سخن می‌گویند اما او را دیگر توان سخن گفتن نیست.

    نگاه کن !در صورت سید حمیری،
    نقطه سیاهی پدیدار می‌شود و آرام آرام،
    این سیاهی به پیش می‌رود تا این که همه صورت سید سیاه می‌شود !
    این خبر خوشایندی نیست !




    در آغوش خدا ( نگاهی زیبا به مرگ )
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  2. تشكرها 2


  3. #22
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,467      تشکر : 597
    1,051 در 612 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض









    سید حمیری که یک مدافع بزرگ مکتب شیعه است
    چرا اکنون صورتش سیاه شده است؟

    نگاه کن ببین که ناصبی‌ها چقدر شاد هستند و فریاد می‌زنند:
    «دیدید که سید حمیری رویش سیاه شد؟
    چرا مولایش او را کمک نمی‌کند؟

    ما به سید گفته بودیم دست از عقیده خود بر دارد
    اما گوش نکرد، اکنون سزای کار خویش را می‌بیند !».

    همه دوستان سید ناراحت هستند، واقعاً چه شده است،
    چرا صورت سید در این لحظه‌های آخر، سیاه شده است؟

    شیعیان سرهای خود را پایین انداخته‌اند
    و از ناصبی‌ها خجالت می‌کشند.

    غم و غصه از دست دادن سید حمیری از یک طرف،
    و از طرف دیگر، زخم زبان ناصبی‌ها، همه را کلافه کرده است.

    خدایا، چه کنیم؟
    جواب این ناصبی‌ها را چه بدهیم؟

    نگاه کن، در صورت سیاه سید حمیری،
    نقطه روشن و سفیدی ظاهر می‌شود
    و آرام آرام تمام صورت سید را می‌گیرد !

    صورت سید روشن و نورانی می‌شود !
    مردم ! نگاه کنید صورت سید نورانی شد !

    مردم هجوم می‌آورند، آری صورت او مثل ماه می‌درخشد !
    خنده بر لبهای سید نشسته است ! سید حمیری می‌خندد !

    او می‌خواهد حرف بزند !
    این قدر سرو صدا نکنید !

    مردم ! آرام باشید، سید می‌خواهد سخن بگوید !
    همه ساکت می‌شوند تا آخرین سخن سید را بشنوند !





    در آغوش خدا ( نگاهی زیبا به مرگ )
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  4. تشكرها 2


  5. #23
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,467      تشکر : 597
    1,051 در 612 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض








    همه به گوش باشید، قلم و دوات بیاورید
    آخرین کلام او را بنویسید :

    «کَذِبَ الزاعِمُونَ أنَّ علیّاً/ لَنْ یُنْجی مُحبَّهُ مِنْ هَناتٍ».

    ترجمه سخن او این می‌شود:

    «چقدر در اشتباهند کسانی که خیال می‌کنند
    حضرت علی(ع)، دوست خود را در سختی‌ها تنها می‌گذارد !
    خداوند به خاطر مولایم علی(ع)، از گناهانم چشم پوشی کرد ».


    همه شیعیان شاد شدند و دشمنان اهل بیت(ع)،
    شرمنده شدند و سرهای خود را پایین انداختند.

    آری، حضرت علی(ع)، دوستان خود را تنها نمی‌گذارد،
    وفا از آن حضرت، درس وفا آموخته است،
    چگونه می‌شود که او دوستان خود را فراموش کند !

    بعد سید زیر لب چنین زمزمه کرد:

    أَشْهَد أَنْ لا إله إلاّ اللّه
    أَشْهَد أَنَّ مُحَمّداً رسولُ اللّه
    أَْهَد أَنَّ عَلیّاً أمیرُ المُؤمِنینَ


    سپس سید حمیری جان به جان آفرین تسلیم کرد.17



    در آغوش خدا ( نگاهی زیبا به مرگ )
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  6. تشكرها 2


  7. #24
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,467      تشکر : 597
    1,051 در 612 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض








    آیا صدای مهربان جبرئیل را می‌شنوی؟

    جبرئیل یکی از فرشتگان می‌باشد
    و در درگاه خداوند مقامی بس بزرگ دارد.

    او امین وحی می‌باشد و کتابهای آسمانی را برای پیامبران می‌آورد
    همانطور که قرآن را از طرف خداوند بر پیامبر ما نازل نمود.

    اکنون سؤال من این است بعد از اینکه نزول قرآن تمام شد
    آیا باز هم جبرئیل به روی زمین می‌آید؟

    خیلی‌ها خیال می‌کنند که جبرئیل فقط کار نزول وحی را انجام می‌دهد
    و برای همین در جواب من می‌گویند که جبرئیل، دیگر به زمین نمی‌آید
    چون پیامبر ما آخرین پیامبران بود و دیگر هیچ کتاب آسمانی، نازل نخواهد شد.

    البته درست است که جبرئیل هرگز برای آوردن وحی به روی زمین
    نخواهد آمد اما او برای انجام کارهای دیگر به زمین می‌آید.

    نمی‌دانم شنیده‌ای هنگامی که مؤمنی می‌خواهد جان بدهد
    جبرئیل هم به بالین او حاضر می‌شود؟

    حتماً سؤال می‌کنی در لحظه جان دادن مؤمن،
    جبرئیل برای چه به بالین مؤمن می‌آید؟

    جریان از این قرار است: هنگامی که عزرائیل (مأمور قبض روح انسان‌ها)
    می‌خواهد برای گرفتن جان مؤمن بیاید، جبرئیل نیز همراه او می‌آید.

    مؤمن نگاه می‌کند می‌بیند که لحظه جان دادن او فرا رسیده است،
    اما قبل از هر چیز جبرئیل رو به عزرائیل می‌کند و می‌گوید:
    «ای عزرائیل ! این کسی که می‌خواهی جانش را بگیری،
    رسول خدا و خاندان پاک او را دوست دارد،
    پس تو هم او را دوست داشته باش و با او مهربان باش».18

    آری، جبرئیل می‌آید تا به عزرائیل سفارش کند
    که با مؤمن، مهربان باشد، و تو خود فکر کن
    که این سفارش جبرئیل چقدر می‌تواند مایه آرامش مؤمن شود،

    در آن لحظه حساس، مؤمن چون صدای آرام و مهربان
    جبرئیل را می‌شنود ترس او بر طرف می‌شود.





    در آغوش خدا ( نگاهی زیبا به مرگ )
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  8. تشكرها 2


  9. #25
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,467      تشکر : 597
    1,051 در 612 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض








    مرگ آسوده در پرتو ایمان


    به امام رضا(ع) خبر دادند که یکی از یاران شما،
    در حال جان دادن می‌باشد و لحظه‌های سختی را پشت سر می‌گذارد.

    امام رضا(ع) تا این سخن را شنید تصمیم گرفت به عیادت او برود
    پس همراه با یاران خود به سوی خانه آن شخص حرکت کرد.

    امام وارد خانه شد و در کنار بستر آن بیمار نشست
    و به او فرمود: «حال شما چگونه است؟».

    او در پاسخ عرضه داشت که دیگر عمرم به سر آمده است
    و مرگ به زودی به سراغم می‌آید.

    امام رضا(ع) فرمود:
    «مرگ را چگونه می‌دانی؟».

    او در پاسخ گفت که مرگ را
    بسیار سخت و دردناک می‌دانم.

    امام(ع) فرمود: «ایمان خود را به خدا و ولایت ما اهل بیت
    محکم کن، که مرگ را آسوده خواهی یافت».

    اینجا بود که آن مرد، زیر لب،
    اعتقاد به یگانگی خدا و محبّت اهل بیت(ع) را زمزمه کرد.

    لحظاتی گذشت، ناگهان آن مرد رو به امام رضا(ع) کرد و گفت:
    «اینان فرشتگان الهی هستند که برایم هدیه‌های گرانبهای بهشتی آورده‌اند،

    آنان در حضور شما ایستاده‌اند، آیا به آنها اجازه می‌دهید که بنشینند».
    و امام رضا(ع) فرمود: «ای فرشتگان، می‌توانید بنشینید».

    همه نگاه‌ها متوجّه این مرد شده بود،
    خوشا به حال او که در این لحظه آخر چنین سعادتمند شده است
    که امام رضا(ع) و فرشتگان الهی به بالین او آمده‌اند.

    لحظاتی گذشت، و این مرد چشمان خود را
    روی هم گذاشت و در آرامش فرو رفت.

    ناگهان چشمان خود را باز کرد و رو به امام رضا(ع) کرد و گفت:
    «این رسول خدا می‌باشد که همراه با حضرت علی و
    امام حسن و امام حسین و بقیه امامان(ع)، بر بالین من آمده‌اند».
    این آخرین سخن آن مرد بود و بعد از لحظاتی جان به جان آفرین تسلیم کرد.19






    در آغوش خدا ( نگاهی زیبا به مرگ )
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  10. تشكرها 2


  11. #26
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,467      تشکر : 597
    1,051 در 612 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض








    دعوت نامه‌ای از سوی خدا

    خیلی طبیعی است که ما مرگ را خوش نداشته باشیم،
    زیرا با فرا رسیدن مرگ، باید از این دنیا دل کنده
    و وارد دنیایی شویم که هیچ شناختی از آن نداریم.

    اما من در اینجا می‌خواهم پرده از حقیقتی بردارم
    و آن این است که بالاخره همه انسان‌های مؤمن،
    روزی، عاشق مرگ می‌شوند.

    به راستی چند نفر را می‌شناسید که مرگ را دوست داشته باشند؟
    تا چه رسد به این که عاشق مرگ باشند !

    شاید خیال کنیم همه افرادی که مرگ را دوست ندارند،
    مؤمن واقعی نیستند چون مؤن واقعی مرگ را دوست دارد.

    اما من می‌خواهم بگویم که خیلی از همین مردم عادی،
    روزی عاشق مرگ می‌شوند.

    آری، نشانه مؤمن این است که عاشق مرگ باشد
    اما در چه موقعی؟ و در کجا؟




    در آغوش خدا ( نگاهی زیبا به مرگ )
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  12. تشكر

    عهد آسمانى (19-05-1395)

  13. #27
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,467      تشکر : 597
    1,051 در 612 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض








    امام صادق(ع) در سخن خود اشاره به این نکته می‌کند
    که در لحظه جان دادن، مؤمن عاشق مرگ می‌شود.

    پس اگر ما الآن مرگ را دوست نداشته باشیم، عیبی نیست،
    مهم، آن لحظه‌های آخر است که عاشق مرگ شویم.

    آری، مؤمن در آخرین لحظه‌های زندگی این دنیا، مرگ برایش
    از هر چیزی شیرین‌تر می‌شود و این وعده خداوند است.

    دیگر وقت آن شده است که
    برای شما سخن امام صادق(ع) را بیان کنم.

    «سدیر» یکی از یاران امام صادق(ع) است،
    یک روز او از آن حضرت سؤال کرد:
    «آقای من! آیا مؤمن، مرگ را بد می‌شمارد؟

    امام صادق(ع) فرمود:
    «نه، به خدا قسم، مؤمن مرگ را بسیار دوست دارد !

    وقتی عزرائیل برای گرفتن جان مؤمن می‌آید، در آغاز،
    مؤمن دچار هراس می‌شود، امّا عزرائیل به سخن در می‌آید
    و خطاب به مؤمن می‌گوید: نترس و هراس نداشته باش،
    زیرا که من از پدر، نسبت به تو مهربان‌تر خواهم بود.


    ای مؤمن ! چشم خود را باز کن ! نگاه کن !
    این رسول خدا است، آنها هم حضرت علی و حضرت زهرا
    و امام حسن و امام حسین و بقیه امامان(ع) می‌باشند که به دیدن تو آمده‌اند».
    پس مؤمن چشم خود را باز می‌کند و می‌بیند که چهارده معصوم(ع) در کنار اویند !

    آن گاه صدایی به گوش مؤمن می‌رسد.
    خدایا، این صدای کیست؟

    این صدای فرشته‌ای از فرشتگان الهی است
    که مأمور می‌باشد تا این کلام خدا را به گوش مؤمن برساند.

    آری، خدای متعال دستور داده است تا این فرشته
    از طرف او با مؤمن چنین بگوید: «ای بنده من !
    به سوی پروردگار خود باز گرد تا با بندگان خوب من که همان
    چهارده معصوم(ع) هستند، همراه باشی و وارد بهشت من گردی».

    مؤمن چون این صدا را می‌شنود که خدای متعال
    او را به سوی خود فرا می‌خواند و از او دعوت می‌کند
    تا در بهشت او مسکن گزیند، مرگ را در کام خود شیرین می‌یابد
    و عاشق مرگ می‌شود.

    آری، اینجاست که دری به سوی بهشت، مقابل دیدگان مؤمن،
    ظاهر می‌شود و او جایگاه و منزل خود را در بهشت می‌بیند.

    امام صا دق(ع) در آخر سخن خود می‌فرماید:
    «در آن هنگام هیچ چیز نزد مؤمن دوست داشتنی‌تر از جان دادن نیست».20





    در آغوش خدا ( نگاهی زیبا به مرگ )
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  14. تشكر

    عهد آسمانى (19-05-1395)

  15. #28
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,467      تشکر : 597
    1,051 در 612 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض








    دعایی برای لحظه آخر

    به پیامبر خبر دادند که یکی از یاران شما،
    آخرین لحظه‌های عمر خود را سپری می‌کند.

    آن حضرت با شنیدن این خبر از جا بلند شد
    و همراه با گروهی از یاران خود به سوی خانه او حرکت کرد.

    پیامبر وارد خانه شدند و در کنار بستر او قرار گرفتند
    اما او در حالتی بود که متوجّه حضور آن حضرت نشد
    زیرا لحظه‌های جان دادن را به سختی سپری می‌کرد.

    پیامبر با دیدن این منظره، ناراحت شده و رو به عزرائیل کرد و فرمود:
    «ای عزرائیل، فرصتی به این مرد بده تا با او سخن بگویم».

    و تو خود می‌دانی که پیامبر می‌تواند عزرائیل را ببیند
    و با او سخن بگوید و سخن آن حضرت هم مورد قبول عزرائیل واقع می‌شود
    چرا که همه فرشتگان مأمورند تا به دستورات پیامبر گوش فرا دهند.

    بعد از این که سخن پیامبر با عزرائیل تمام شد همه دیدند که
    کم کم حال آن مرد بهتر و بهتر شد تااینکه به شرایط عادی بازگشت.

    آن مرد چشم خود را باز کرد و دید
    که وجود مقدس پیامبر در کنار او نشسته است،
    پس خدمت آن حضرت سلام کرد.

    پیامبر در حالی که لبخندی دلنشین به لب داشت به او فرمود:
    «چه خبر؟ در آن حالت چه می‌دیدی؟».

    آن مرد گفت: «ای رسول خدا ! صحنه عجیبی بود،
    در آن حال، تاریکی و سیاهی را می‌دیدم که به سوی من می‌آمد».






    در آغوش خدا ( نگاهی زیبا به مرگ )
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  16. تشكر

    عهد آسمانى (19-05-1395)

  17. #29
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,467      تشکر : 597
    1,051 در 612 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض









    آن مرد در زندگی خود گناهانی انجام داده بود
    که در لحظه مرگ به شکل سیاهی در مقابلش ظاهر شده
    و او را غرق ترس و وحشت کرده بودند.

    پیامبر که جواب آن مرد را شنید رو به او کرد و فرمود:
    «این دعایی را که من می‌گویم بخوان:
    «الّلهُمّ اغْفِرْ لی الْکَثیرَ مِنْ مَعاصیکَ وَاقْبَلْ مِنّی الْیَسیرَ مِنْ طاعَتِکَ !
    بار خدایا ! گناهان زیاد مرا ببخشای و اعمال نیک مرا که بسیار کم است قبول نما».

    آن مرد این دعا را زیر لب
    زمزمه کرد و دوباره بی هوش شد.

    پیامبر لحظاتی صبر کرد تا اینکه آن مرد به هوش آمد،
    آن موقع از او سؤال کرد که در آن حالت بی‌هوشی،
    چه منظره‌ای را دیدی؟

    آن مرد گفت: «ای رسول خدا، دیدم
    که نورسفیدی به سوی من می‌آمد».

    اینجا بود که پیامبر خیلی خوشحال شد
    و گل لبخند به صورت مبارکش نشست
    و رو به بستگان آن مرد کرد و فرمود:
    «خدا گناهان این مرد را بخشید».
    و بعد از لحظاتی آن مرد جان به جان آفرین تسلیم کرد.

    امام صادق(ع) بعد از نقل این جریان، فرمودند:
    «هرگاه به بالین کسی رفتید که در
    حال جان دادن است، این دعا را برای او بخوانید».21

    آری، دعا می‌تواند دوای هر دردی باشد،
    و در آن لحظه‌های جان دادن بهترین راه
    برای کسب بخشش خداوند می‌باشد.

    بیایید با خود عهد کنیم که هرگاه دیدیم کسی در حال
    جان دادن است به جای گریه و زاری، این دعا را برای او بخوانیم،

    می‌خواهد آن شخص، دوست و آشنای ما باشد
    یا یک فرد غریبه، به امید آنکه افرادی پیدا شوند
    که در لحظه جان دادن ما، این دعا را برای ما بخوانند.




    در آغوش خدا ( نگاهی زیبا به مرگ )
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  18. تشكر

    عهد آسمانى (19-05-1395)

  19. #30
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,467      تشکر : 597
    1,051 در 612 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض








    فرشتگان با شاخه گل آمده‌اند


    همه شما داستان شیطان را شنیده‌اید،
    او سالیان سال عبادت خدا را نمود
    اما وقتی که خداوند به او فرمود که بر آدم سجده کن، حاضر نشد

    تا این دستور خداوند را انجام دهد و به همین علّت بود
    که برای همیشه از درگاه قرب الهی دور شد.

    از آن روز به بعد شیطان تلاش می‌کند
    تا مانع سعادت و کمال انسان‌ها شود

    و با انواع حیله‌ها بر سر راه خوشبختی فرزندان آدم،
    قرار می‌گیرد تا آنها را به راه گمراهی و بیچارگی بکشاند.

    به هر حال، شیطان، دشمن انسان است
    و همه تلاش خود را در راه گمراهی او صرف می‌کند.

    البته خداوند متعال وعده فرموده است که بندگان خوب خود
    را در مقابل نقشه شیطان، کمک نموده و آنها را یاری نماید.

    نمی‌دانم شنیده‌ای یا نه، وقتی بنده مؤمنی
    از دنیا می‌رود فریاد و ناله شیطان بلند می‌شود.

    شاید با خود بگویی ما تا به حال شنیده بودیم که
    شیطان از مرگ انسان‌های خوب خوشحال می‌شود

    اما حالا حرف تازه‌ای می‌شنویم که
    با مرگ یک بنده خوب خدا، شیطان ناله سر می‌دهد
    و گریه می‌کند ! !





    در آغوش خدا ( نگاهی زیبا به مرگ )
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  20. تشكر

    عهد آسمانى (19-05-1395)

صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •