سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: او عشق بود

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    فروردین 1389
    شماره عضویت
    330
    نوشته
    512
    تشکر
    394
    مورد تشکر
    806 در 359
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    جديد او عشق بود

    هو المحبوب

    او عشق بود

    حسنی نهان و گنجی پنهان
    پرده برانداخت و از خانه برون تاخت مست
    فروغی از رخش در جام افتاد
    تجلی کرد
    و حسنش به اتفاق ملاحت جهان گرفت ...
    تسبیح ملائک را نپسندید
    فرشته عاشق نبود
    دنبال آینه ای بود تا تمام حقیقتش را در آن بیند
    خیمه در آب و گل مزرعه آدم زد
    فرشتگان معترض شدند که نحن نسبح بحمدک ...
    اما آنها نمیدانستند
    آدمی دلی داشت به گنجایش حضور او
    همو که آسمانها و زمین را گنجایش حضورش نبود...
    انسان چو خلق شد اعترافی کرد که ملائک را به سجده انداخت
    گفت شهادت میدهم تو رب مایی ٬ تنها کسی که شایسته دل دادن و عشق ورزیدن و پرستش است...
    انسان عاشق٬ پا به عرصه گیتی نهاد
    او موقع فرستادن انسان به دار دنیا
    دنیایی که پائین ترین مرتبه وجودی عالم است
    و تنها سایه ایست از عالم بالا و سراسر
    تاریکی و حجاب
    در گوش او زمزمه ای کرد٬ تا دلداریش دهد ...
    گفت :
    ... فإما يأتينكم منى هدى فمن تبع هداى فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون ...
    ای عاشق٬.......نترس٬ چون به دنیا هبوط کردی چنانچه نوری از جانب من بسویت آید چو تبعیتش نمائی خوف و حزنی نخواهی داشت...
    انسان گریه کنان به دنیا آمد...
    فراموش کرده بود...
    مدتی گذشت...
    علاقه ای بین خودش و انسانی از جنس مخالفش در خود احساس نمود...
    علاقه ای بود که او برای جاری شدن حیات و ادامه نسل انسان در میان آندو نهاده بود...
    همانی که در حیوانات و حتی حشرات نهاده بود...
    هر فردی جنس مخالفش را زیبا می یافت...شیفته اش میشد...
    انسان نام این علاقه را عشق نهاد...
    و آن را هدف زندگی اش ساخت...

    فراموش کرده بود... ألم يأن للذين امنوا ان تخشع قلوبهم لذكر الله...

    منبع: http://www.golbargeshabane.blogfa.com/88092.aspx

  2. تشكرها 3

    parsa (28-01-1389), نوای عشق (24-01-1389), عهد آسمانى (06-11-1389)

  3.  

  4. Top | #2

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    فروردین 1389
    شماره عضویت
    330
    نوشته
    512
    تشکر
    394
    مورد تشکر
    806 در 359
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : او عشق بود

    یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد
    آنکه یوسف به زر ناسره بفروخته بود

    ... شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد
    بنده طلعت آن باش که آنی دارد

    شيوه حور و پری گر چه لطيف است ولی
    خوبی آن است و لطافت که فلانی دارد

    ... ناگهان پرده برانداخته‌ای يعنی چه
    مست از خانه برون تاخته‌ای يعنی چه

    هر کس از مهره مهر تو به نقشی مشغول
    عاقبت با همه کج باخته‌ای يعنی چه

    ... اين همه عکس می و نقش نگارين که نمود
    يک فروغ رخ ساقيست که در جام افتاد


    ... در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد
    عشق پيدا شد و آتش به همه عالم زد

    ... حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
    آری به اتفاق جهان میتوان گرفت

    ... جلوه‌ای کرد رخش ديد ملک عشق نداشت
    عين آتش شد از اين غيرت و بر آدم زد


    ...ونحن نسبّح بحمدك ونقدس لك قال اني اعلم ما لا تعلمون(بقره/۳۰)
    لایسعنی عرضی و لا سمائی ولکن یسعنی قلب عبدی المومن(حدیث قدسی)

    قلنا اهبطوا منها جميعا فإما يأتينكم منى هدى فمن تبع هداى فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون(بقره/۳۸)

    ألم يأن للذين ءامنوا أن تخشع قلوبهم لذكر الله(حديد / 16)



    منبع:http://www.golbargeshabane.blogfa.com/post-81.aspx

  5. تشكرها 2

    parsa (28-01-1389), عهد آسمانى (06-11-1389)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی