كرامات و مقامات عرفاني امام حسين علیه السلام سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
كرامات و مقامات عرفاني امام حسين علیه السلام
صفحه 3 از 8 نخستنخست 1234567 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 74
  1. #21
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,192      تشکر : 480
    889 در 510 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض








    گهواره جنبان حسين

    سلمان گويد:روزي به در خانه‌ي حضرت زهرا عليهاالسلام رفتم و اذن ورود گرفتم و چون داخل شدم ديدم كه حضرت زهرا عليهاالسلام مشغول آسياب كردن است و دستاس را مي‌چرخاند در حاليكه دستان مباركش مجروح شده است.

    عرض كردم: «اي سيده‌ي زنان و اي مخدره دوران! چرا به فضه دستور نمي‌دهيد تا دستاس نمايد.»

    جواب فرمود: «پدر بزرگوارم امر فرموده كه كارهاي خانه يك روز بر عهده‌ي من و يك روز بر عهده‌ي فضه باشد و اينك نوبت من است.»

    در اين سخن بوديم كه ناگاه امام حسين عليه السلام در گهواره به گريه درآمد. پس عرض كردم:«اي سيده‌ي عالميان! مرا نيز در كارتان شريك نماييد.»

    حضرت فرمود: «تو دستاس كن تا من حسين را آرام نمايم.»
    سلمان گويد: «من مشغول دستاس كردن شدم. مدتي بعد بانگ اذان برخاست و من جهت اقامه‌ي نماز عازم مسجد شدم.»

    پس از نماز اميرمؤمنان عليه السلام را گفتم:«اي اميرمؤمنان! شما اينجا نشسته‌ايد و فاطمه‌ي زهرا دستان مباركش از دستاس كردن مجروح شده است.»پس اميرمؤمنان عليه السلام گريان شد و فورا به خانه رفت.

    هنوز مدت كوتاهي نگذشته بود كه آن حضرت شادمان و خوشحال بازگشتند.حضرت ختمي مرتبت صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند:«يا علي! گريان رفتي و خندان آمدي؟!»

    عرض كرد:«يا رسول الله! چون وارد خانه شدم، فاطمه را ديدم كه از خستگي خوابيده است و دستاس بي آنكه كسي آنرا حركت دهد مي‌گردد و گهواره‌ي حسين بي‌آنكه كسي آنرا بجنباند در حال جنبش است و ندائي مي‌آمد كه براي حسين لالائي مي‌گفت و چنين مي‌خواند:ان في الجنة نهرا من لبن لعلي و لزهرا و حسين و حسن‌كل من كان محبا لهم يدخل الجنة من غير حزن» [33] .

    پس حضرت رسول صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند:«يا علي! بشارت باد تو را به بهشت جاويدان و جوي شير كه طعم آن هرگز متغير نمي‌شود و بشارت باد دوستان تو را.»

    آنگاه فرمود: «يا علي! آيا دانستي كه چه كسي دستاس را مي‌چرخانيد و چه كسي گهواره را مي‌جنباند.»عرض كرد: خدا و رسولش بهتر مي‌دانند.»

    حضرت فرمود: «آنكه گهواره را مي‌جنباند، جبرئيل و آنكه دستاس را مي‌چرخانيد ميكائيل بود.» [34] . [ صفحه 65]








    كرامات و مقامات عرفاني امام حسين علیه السلام
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  2. تشكر

    زینبِ فاطمه (24-07-1395)

  3. #22
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,192      تشکر : 480
    889 در 510 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض








    فقط به خاطر حسين

    روايت شده كه حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام در هنگام طفوليت و در سن 7 سالگي در ماه رمضان روزه مي‌گرفت، بي‌آنكه سحري ميل كند و يا به كسي اظهار نمايد. در اولين روزهاي گرم ماه رمضان تشنگي بر آن حضرت فشار آورد و چون آن جناب به حسب ظاهر خردسال و كم سن و سال و ضعيف بودند بي‌حال شدند.
    چو آفتاب به نصف النهار ميزان شد بر آن جناب سپاه عطش نمايان شدزبان به كام وي از خشكي هوا خشكيد لب مباركش از تشنگي به هم چسبيدحضرت صديقه‌ي طاهره عليهاالسلام متوجه شد كه امروز فرزندش مثل ساير روزها نيست و رنگ كودكش به زردي گرويده و در گوشه‌اي نشسته و بي‌حال به ديوار تكيه كرده و سكوت اختيار نموده است.

    آمد و سرش را به دامن گرفت و فرمود: «مادر به قربانت! امروز تو را چه شده كه رنگت پريده و با من سخن نمي‌گويي؟!»

    امام عليه السلام ابتدا ابراز نكرد اما چون اصرار مادر را ديد فرمود:«مادر! امروز را خالصا لوجه الله نيت روزه كرده‌ام.»

    فرمود: «فرزندم هوا بسيار گرم است و تو طاقت تشنگي نداري، بيا و افطار كن.»امام حسين عليه السلام به مادر گرامي‌اش التماس نمود كه مرا ملزم به افطار مكن و بگذار امروز را روزه باشم.

    حضرت زهرا عليهاالسلام اميرمؤمنان عليه السلام را خبر كرد و جريان را به اطلاع آن حضرت رسانيد؛ و از او خواست تا امام حسين عليه السلام را تكليف به افطار فرمايد.

    حضرت امير عليه السلام فرزندش را به زانو نشانيد و او را نوازش نموده و از او خواست تا افطار نمايد اما امام حسين عليه السلام از پدر خواهش نمود كه اجازه دهد تا روزه‌ي امروز را به آخر رساند.

    اميرمؤمنان عليه السلام جريان را به اطلاع حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم رسانيد و چون حضرت ختمي‌مآب وارد شد امام حسين عليه السلام را به آغوش كشيد و فرمود:«اي نور ديده! روزه بر تو واجب نيست و تا غروب زياد مانده است و ممكن است ضرري بر بدنت وارد شود اگر هم‌اكنون افطار نمايي، خداوند متعال ثواب روزه‌ي تمام را به تو مي‌دهد.»

    حضرت زهرا عليهاالسلام كاسه‌ي آب را به دست گرفت و نزد فرزندش آورد تا بياشامد ولي آن حضرت فرمود:«يا جداه! اطاعت شما بر من لازم است و من روي حرف شما سخني نمي‌گويم، لكن التماس مي‌كنم كه اجازه فرماييد تا روزه‌ي امروز را به پايان برم.»امام حسين عليه السلام اين سخن را فرمود و ناگاه بر دامان مادر گرامي‌اش بي‌حال افتاد.

    بگفت اين سخن و عالمي مشوش كرد به روي دامن مادر، ز تشنگي غش كرددر اين حال جبرئيل امين نازل گشت و فرمود:حق تعالي مي‌فرمايد: «حسين را به حال خود رها كنيد و اصرار بر افطار او ننماييد.

    براي بي‌قراري فاطمه‌ي زهرا كه نمي‌تواند حسينش را در اين حال ببيند، من هفتاد هزار ملائكه را كه موكل بر خورشيد هستند امر نموده‌ام تا خورشيد را امروز زودتر از روزهاي ديگر به مغرب بكشانند تا گرسنگي و تشنگي و گرمي هوا آن حضرت را آزار نرساند.»

    هنگامي كه خورشيد غروب كرد و بلال اذان گفت، حضرت ختمي‌ مآب و اميرمؤمنان و حضرت صديقه‌ي كبري عليهم‌السلام ظرفي خرما و ظرفي آب براي افطار سيدالشهداء عليه السلام حاضر نمودند.

    امام حسين عليه السلام رو به پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم نمود و فرمود:«اي جد بزرگوار! رسم اين است كه هر طفلي كه اول دفعه، روزه مي‌گيرد، پدر و مادر و دوستان به آن طفل هديه مي‌دهند.

    امروز روز اولي است كه من روزه گرفته‌ام. شما چه چيز به من انعام مي‌دهيد؟»حضرت رسول صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند:«اي فرزند! خداوند متعال مرا شفيع گناهكاران قرار داده و «شفيع مشفع» نام نهاده است. من در روز قيامت دامن شفاعت به كمر مي‌زنم و تمامي دوستان تو را شفاعت مي‌كنم و از پل صراط به سوي بهشت مي‌گذرانم.»

    امام حسين عليه السلام رو به جانب پدر نمود و فرمود:«پدر جان! شما چه چيز مرحمت مي‌نماييد؟»اميرمؤمنان عليه السلام فرمود:«خداوند سبحان مرا ساقي كوثر قرار داده است. من در روز قيامت گريه‌كنندگان تو را از آب كوثر سيراب مي‌كنم.

    »امام عليه السلام رو به جانب حضرت فاطمه‌ي زهرا عليهاالسلام نموده و فرمود:«اي مادر گرامي! شما از همه بيشتر به من محبت داريد. شما چه خواهيد داد؟»

    حضرت زهرا عليهاالسلام فرمود: «اي نور ديدگانم! من در روز قيامت به محل سنجش اعمال بندگانم مي‌آيم و: هر كس را كه بر غريبي و مظلومي تو گريسته باشد؛ و هر كسي را كه به زيارت تو آمده باشد؛و هر كسي كه اقامه‌ي عزاداي تو كرده باشد؛و هر كسي كه به زوار تو اعانت و ياري رسانده باشد، همه و همه را شفاعت مي‌كنم.»

    جبرئيل عرض كرد:«من خادم حسين مي‌باشم و گهواره‌ي او را جنبانده‌ام. ستاره‌اي است در آسمان كه هر 30 هزار سال يك مرتبه طلوع مي‌كند و من 30 هزار مرتبه آن را ديده‌ام. من هر چه كه در اين مدت عبادت كرده‌ام به دوستان و عزاداران حسين مي‌بخشم.»

    ناگاه فرشته‌اي آمد و گفت خداوند بزرگ مي‌فرمايد:«بنده خاص من حسين جهت خشنودي و محض رضايت من روزه گرفته است و شما همگي به او انعام كرديد. ولي لطف و كرم شما از من بيشتر نيست. چرا كه روزه براي خاطر من است و من خود پاداش روزه‌دار را مي‌دهم.من در روز قيامت اختيار بهشت را به حسين وامي‌گذارم.

    هر كس به قدر پر پشه‌اي در عزاي او را مي‌آمرزم و بهشت را بر او واجب مي‌كنم. من بهشت را با تمام حوريان و غلامان و درختان و پرندگان و قصرها به حسين مي‌بخشم.» [36] . [ صفحه 71]







    كرامات و مقامات عرفاني امام حسين علیه السلام
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  4. #23
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,192      تشکر : 480
    889 در 510 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض








    هدیه شگفت

    روزي مردي صحرانشين، بره آهويي را به رسم هديه به پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم تقديم نمود و عرض كرد:«اي رسول خدا! اين بچه آهو را براي دو فرزند گرانمايه‌ات امام حسن و امام حسين هديه آورده‌ام.»

    پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم آن هديه را پذيرفت و چون امام حسن عليه السلام در آن جا حاضر بود آهو را به ايشان عطا فرمود.ساعتي بعد حسين عليه السلام كه كودكي خردسال بود از راه رسيد و با ديدن آن بچه آهو كه در نزد برادرش بود، همانند آن را تقاضا كرد.

    پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم، امام حسين عليه السلام را در آغوش گرفت و او را بسيار نوازش كرد ولي آن حضرت همچنان در خواسته‌ي خويش اصرار مي‌ورزيد.

    در اين هنگام مردم با تعجب آهويي را ديدند كه به همراه بچه خود در حاليكه در پيشاپيش گرگي در حال حركت بودند وارد شدند و به حضور پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم آمدند.

    آهو به زبان آمد و گفت: اي رسول خدا! من دو بچه داشتم كه يكي از آنها را شكارچي، صيد كرد و اكنون در نزد فرزندت امام حسن است. لحظاتي پيش هنگامي كه مشغول شيردادن به بچه دوم خود بودم ناگاه صدايي شنيدم كه مي‌گفت:«اي آهو! هر چه زودتر بچه‌ي ديگر خود را نزد پيامبر ببر و آن را به حسين اهداء نما، چرا كه حسين از آن حضرت، بره آهويي طلبيده است و نزديك است كه او به گريه درآيد.

    به همين خاطر همه‌ي ملائكه سر از سجده‌گاه برداشته و نگران او هستند؛ چرا كه اگر حسين گريه كند همه فرشتگان مقرب به گريه خواهند افتاد. اگر هم‌اكنون فرزند خود را تقديم نكني گرگ را بر تو و بچه‌ات مسلط خواهم ساخت.»

    در اين هنگام صداي تكبير مردم بلند شد و پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم نيز براي آن آهو دعاي خير فرمود و آن بره آهو را به امام حسين عليه السلام اعطا نمود. [37] . [ صفحه 73]







    كرامات و مقامات عرفاني امام حسين علیه السلام
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  5. #24
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,192      تشکر : 480
    889 در 510 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    علامت امامت

    يكي از زنان آگاه و دانشمند به نام «ام‌سليم» كه با كتابهاي آسماني مانند تورات و انجيل آشنايي داشت پس از آن كه خدمت پيامبر اكرم و اميرمؤمنان و امام مجتبي عليه السلام شرفياب شد و معجزاتي از آنان مشاهده نمود به حضور امام حسين عليه السلام رسيد.

    او گويد: چون خدمت امام حسين عليه السلام رسيدم او كودكي نوخاسته بود و بر لبه‌ي سكوي مسجد نشسته بود و من متحير بودم كه چگونه از ايشان نشانه‌ي امامت و معجزه بخواهم.پس به آن حضرت نزديك شدم و پرسيدم:«شما چه كسي هستيد؟»

    حضرت عليه السلام فرمود: «من ام‌سليم! من خليفه‌ي اوصياء خداوند هستم. من پدر نه امام هادي مي‌باشم و جانشين و خليفه‌ي برادرم امام حسن مجتبي و او خليفه ي پدرم اميرمؤمنان و ايشان وصي و جانشين رسول خدا مي‌باشند.»

    ام‌سليم گويد: من از گفتار و بيان امام حسين عليه السلام در آن زمان [ صفحه 74] كودكي بسيار شگفت‌زده شدم. پس پرسيدم:«علامت و نشانه‌ي درستي گفتار شما چيست؟»آن حضرت فرمود: «اي ام‌سليم! چند عدد ريگ از روي زمين بردار و به من بده.»

    پس چند عدد ريگ به دست آن حضرت دادم. امام عليه السلام سنگ‌ها را در كف دستان خود قرار داد و آنها را به هم ماليد به گونه‌اي كه تمامشان پودر شد. سپس آنها را خميرگونه كرد و انگشتري خويش را بر آن زد و ناگاه اثر نگين انگشتر بر روي خمير نمايان گرديد.

    پس فرمود: «خوب در آن دقت كن! چه مي‌بيني؟!»چون نيك نگريستم، اسامي مبارك حضرت رسول و امام علي و امام حسن و امام حسين و نه فرزندش عليهم‌السلام را ديدم؛ به همان ترتيبي كه در كتابهاي آسماني خوانده و ديده بودم.در كمال تعجب و شگفتي با خود گفتم:«چه نشانه‌ها و علامت‌هاي ارزشمند و عظيمي!»

    آنگاه گفتم: «اي مولاي من! چنانچه ممكن است علامتي ديگر بر امامت خود بنمايان.»امام حسين عليه السلام لبخند شيريني زد و در حالتي كه نشسته بود بلند شد و ايستاد. پس دست راست خود را به سمت آسمان بالا برد. ناگهان ديدم همانند عمود و ستوني، آسمانها را [ صفحه 75] شكافت و از چشم من ناپديد شد.

    من فريادي كشيدم و بيهوش روي زمين افتادم. پس از لحظه‌اي به هوش آمدم و چشمان خود را باز كردم و ديدم كه امام عليه السلام دسته‌اي از گل ياس در دست دارد و بر صورت و بيني من مي‌گذارد.

    آن دسته گل به گونه‌اي بود كه تا امروز كه سالها از آن واقعه مي‌گذرد هنوز بوي آن را احساس مي‌كنم. سپس عرض كردم:«اي سرور من! وصي و جانشين شما چه كسي است؟»امام عليه السلام فرمود: «هر كس كه مانند من و گذشتگان من چنين كاري را انجام دهد.» [38] . [ صفحه 76]






    كرامات و مقامات عرفاني امام حسين علیه السلام
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  6. #25
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,192      تشکر : 480
    889 در 510 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    دعای مستجاب


    از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه:«روزي زني بد حجاب، به دور خانه‌ي خدا در حال طواف بود! در حاليكه مردي هوس‌ران او را تعقيب مي‌كرد. آن زن بازوي برهنه‌اش را از ميان جامه‌اش بيرون آورد و در مقابل ديد آن مرد قرار داد و او نيز دست دراز كرد و بازوي او را گرفت؛ ناگهان دست مرد شهوت‌ران به بازوي برهنه‌ي آن زن چسبيد و هر چه كرد جدا نشد.

    مردم اجتماع نمودند و آن دو را نزد حاكم مدينه بردند. حاكم، علما و دانشمندان را احضار كرد و رأي آنان را در اين باره خواست.»جملگي گفتند: «بايد دست مرد قطع شود چرا كه جنايتكار است و خداوند او را اين چنين عقاب نموده است.»

    حاكم گفت: «آيا در اين شهر كسي از فرزندان پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم حاضر است تا رأي او را نيز در اين باره جويا شوم و از حكم واقعي خداوند آگاه شوم.»

    گفتند: «آري، امام حسين عليه السلام شب گذشته وارد مدينه شده است.»حاكم كسي را به حضور امام عليه السلام روانه كرد و از او دعوت نمود تا در مجلس حاضر شود. هنگامي كه آن حضرت وارد مجلس شد و از جريان آگاهي يافت و آن زن و مرد را در آن حالت عجيب مشاهده نمود، به طرف خانه‌ي خدا رفت و دستانش را به سوي آسمان بلند نمود و پس از مدتي طولاني دعا و نيايش به مجلس بازگشت.

    آنگاه عباي مبارك را بر دوش آن زن و مرد مجرم كشيد و دعا نمود. آنگاه عبا را كنار زد. حضار مجلس با كمال تعجب و شگفتي ديدند كه دست مرد از بازوي آن زن جدا شده و به حالت طبيعي بازگشته است.حاكم گفت، «آيا اين مرد را به خاطر جنايتش كيفر نمي‌دهي؟»

    امام عليه السلام فرمود: «نه.» [39] .(شايد به اين جهت كه همان مقدار كيفر الهي براي تنبيه او كافي بود و پذيرش دعاي امام عليه السلام از جانب خداوند نشان از بخشش آن مرد مجرم داشت.). [ صفحه 78]






    كرامات و مقامات عرفاني امام حسين علیه السلام
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  7. #26
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,192      تشکر : 480
    889 در 510 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض








    برطرف شدن بیماری ت

    يكي از مسلمانان در بستر بيماري افتاده بود
    و از شدت آتش تب مي‌سوخت.

    امام حسين عليه السلام به عيادت او رفت،
    همين كه آن حضرت از در خانه،
    وارد منزل بيمار شد،
    تب در بدن بيمار خارج شد.

    امام عليه السلام كنار بستر بيمار نشست
    و از او احوال‌پرسي فرمود.

    بيمار گفت: «به بركت قدوم مبارك شما،
    تب از بدنم خارج شد و اكنون بسيار خشنودم.»

    امام حسين عليه السلام فرمود:
    «والله ما خلق الله شيئا إلا و قد امره بالطاعة لنا.»

    «به خداوند سوگند كه چيزي آفريده نشده
    مگر آنكه خداوند او را به اطاعت
    از امر ما ملزم نموده است.»

    سپس فرمود: «اي تب!» راوي گويد ما صدايي شنيديم
    ولي صاحب آن صدا را نديديم كه گفت:

    «لبيك يا أباعبدالله!»
    «فرمانبردارم يا اباعبدالله!»

    امام عليه السلام فرمود:
    «مگر اميرمؤمنان علي
    به تو امر نكرده بود كه نزد كسي نروي
    مگر آنكه، آن كس از دشمنان ما اهلبيت باشد

    و يا گناهكاري باشد كه تو
    كفاره‌ي گناهان او باشي؟!» [40] .




    كرامات و مقامات عرفاني امام حسين علیه السلام
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  8. #27
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,192      تشکر : 480
    889 در 510 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض









    سخن گفتن طفل شيرخوار

    دو نفر در عصر امام حسين عليه السلام در مورد زني با بچه شيرخواره‌اش، نزاع مي‌كردند؛ يكي مي‌گفت:«زن و كودك از آن من است، و ديگري مي‌گفت تو دروغ‌گو هستي و مي‌خواهي زن و فرزندم را از من جدا كني.».

    عاقبت آن دو نفر براي قضاوت به حضور امام حسين عليه السلام شرفياب شدند.امام عليه السلام فرمود: «نزاعتان بر سر چيست؟»يكي از آن دو مرد گفت: «اين زن و كودك مال من است.»

    وديگري گفت: «بلكه اين زن و طفل شيرخوار از آن من است.»امام حسين عليه السلام به مرد اول فرمود: «بنشين»آنگاه رو به زن نموده و فرمود: «اي زن! راستش را بگو پيش از آنكه پرده‌ي رازت دريده شود.»

    زن اشاره به مرد اول كرد و گفت: [ صفحه 81] «اين مرد شوهر من است و اين طفل نيز فرزند اوست؛ ولي اين مرد ديگر را نمي‌شناسم.»امام حسين عليه السلام متوجه طفل شيرخوار شده و فرمود:- به اذن و قدرت خداوند سخن بگو و حقيقت را آشكار نما!

    كودك شيرخوار به اذن خداوند و توجه اعجازآميز حضرت سيدالشهداء عليه السلام به سخن درآمد و آشكارا گفت:«من نه از اين مرد هستم و نه از آن مرد ديگر، بلكه پدرم چوپان فلان طائفه است كه با مادرم زنا نموده است.

    خداوند بين من و پدر و مادرم حكم نمايد.» و آنگاه دم فروبست.حضرت عليه السلام امر به اجراي حد شرعي بر زن دروغگو نمود.راوي گويد: «پس از آن ديگر شنيده نشد كه آن طفل سخن بگويد.» [41] .





    كرامات و مقامات عرفاني امام حسين علیه السلام
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  9. #28
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,192      تشکر : 480
    889 در 510 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض








    هديه شگفت

    روزي مردي صحرانشين، بره آهويي را به رسم هديه به پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم تقديم نمود و عرض كرد:«اي رسول خدا! اين بچه آهو را براي دو فرزند گرانمايه‌ات امام حسن و امام حسين هديه آورده‌ام.»

    پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم آن هديه را پذيرفت و چون امام حسن عليه السلام در آن جا حاضر بود آهو را به ايشان عطا فرمود.ساعتي بعد حسين عليه السلام كه كودكي خردسال بود از راه رسيد و با ديدن آن بچه آهو كه در نزد برادرش بود، همانند آن را تقاضا كرد.

    پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم، امام حسين عليه السلام را در آغوش گرفت و او را بسيار نوازش كرد ولي آن حضرت همچنان در خواسته‌ي خويش اصرار مي‌ورزيد.

    در اين هنگام مردم با تعجب آهويي را ديدند كه به همراه بچه خود در حاليكه در پيشاپيش گرگي در حال حركت بودند وارد شدند و به حضور پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم آمدند.آهو به زبان آمد و گفت: [ صفحه 72] اي رسول خدا! من دو بچه داشتم كه يكي از آنها را شكارچي، صيد كرد و اكنون در نزد فرزندت امام حسن است. لحظاتي پيش هنگامي كه مشغول شيردادن به بچه دوم خود بودم ناگاه صدايي شنيدم كه مي‌گفت:«اي آهو! هر چه زودتر بچه‌ي ديگر خود را نزد پيامبر ببر و آن را به حسين اهداء نما، چرا كه حسين از آن حضرت، بره آهويي طلبيده است و نزديك است كه او به گريه درآيد.

    به همين خاطر همه‌ي ملائكه سر از سجده‌گاه برداشته و نگران او هستند؛ چرا كه اگر حسين گريه كند همه فرشتگان مقرب به گريه خواهند افتاد. اگر هم‌اكنون فرزند خود را تقديم نكني گرگ را بر تو و بچه‌ات مسلط خواهم ساخت.»در اين هنگام صداي تكبير مردم بلند شد و پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم نيز براي آن آهو دعاي خير فرمود و آن بره آهو را به امام حسين عليه السلام اعطا نمود. [37]






    كرامات و مقامات عرفاني امام حسين علیه السلام
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  10. #29
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,192      تشکر : 480
    889 در 510 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض








    علامت امامت


    يكي از زنان آگاه و دانشمند به نام «ام‌سليم» كه با كتابهاي آسماني مانند تورات و انجيل آشنايي داشت پس از آن كه خدمت پيامبر اكرم و اميرمؤمنان و امام مجتبي عليه السلام شرفياب شد و معجزاتي از آنان مشاهده نمود به حضور امام حسين عليه السلام رسيد.

    او گويد: چون خدمت امام حسين عليه السلام رسيدم او كودكي نوخاسته بود و بر لبه‌ي سكوي مسجد نشسته بود و من متحير بودم كه چگونه از ايشان نشانه‌ي امامت و معجزه بخواهم.پس به آن حضرت نزديك شدم و پرسيدم:«شما چه كسي هستيد؟»

    حضرت عليه السلام فرمود: «من ام‌سليم! من خليفه‌ي اوصياء خداوند هستم. من پدر نه امام هادي مي‌باشم و جانشين و خليفه‌ي برادرم امام حسن مجتبي و او خليفه ي پدرم اميرمؤمنان و ايشان وصي و جانشين رسول خدا مي‌باشند.»

    ام‌سليم گويد: من از گفتار و بيان امام حسين عليه السلام در آن زمان [ صفحه 74] كودكي بسيار شگفت‌زده شدم. پس پرسيدم:«علامت و نشانه‌ي درستي گفتار شما چيست؟»آن حضرت فرمود: «اي ام‌سليم! چند عدد ريگ از روي زمين بردار و به من بده.»

    پس چند عدد ريگ به دست آن حضرت دادم. امام عليه السلام سنگ‌ها را در كف دستان خود قرار داد و آنها را به هم ماليد به گونه‌اي كه تمامشان پودر شد. سپس آنها را خميرگونه كرد و انگشتري خويش را بر آن زد و ناگاه اثر نگين انگشتر بر روي خمير نمايان گرديد.

    پس فرمود: «خوب در آن دقت كن! چه مي‌بيني؟!»چون نيك نگريستم، اسامي مبارك حضرت رسول و امام علي و امام حسن و امام حسين و نه فرزندش عليهم‌السلام را ديدم؛ به همان ترتيبي كه در كتابهاي آسماني خوانده و ديده بودم.در كمال تعجب و شگفتي با خود گفتم:«چه نشانه‌ها و علامت‌هاي ارزشمند و عظيمي!»

    آنگاه گفتم: «اي مولاي من! چنانچه ممكن است علامتي ديگر بر امامت خود بنمايان.»امام حسين عليه السلام لبخند شيريني زد و در حالتي كه نشسته بود بلند شد و ايستاد. پس دست راست خود را به سمت آسمان بالا برد.

    ناگهان ديدم همانند عمود و ستوني، آسمانها را [ صفحه 75] شكافت و از چشم من ناپديد شد.من فريادي كشيدم و بيهوش روي زمين افتادم. پس از لحظه‌اي به هوش آمدم و چشمان خود را باز كردم و ديدم كه امام عليه السلام دسته‌اي از گل ياس در دست دارد و بر صورت و بيني من مي‌گذارد. آن دسته گل به گونه‌اي بود كه تا امروز كه سالها از آن واقعه مي‌گذرد هنوز بوي آن را احساس مي‌كنم.

    سپس عرض كردم:«اي سرور من! وصي و جانشين شما چه كسي است؟»امام عليه السلام فرمود: «هر كس كه مانند من و گذشتگان من چنين كاري را انجام دهد.» [38] . [ صفحه 76]







    كرامات و مقامات عرفاني امام حسين علیه السلام
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  11. #30
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,192      تشکر : 480
    889 در 510 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض








    دعاي مستجاب

    از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه:«روزي زني بد حجاب، به دور خانه‌ي خدا در حال طواف بود! در حاليكه مردي هوس‌ران او را تعقيب مي‌كرد. آن زن بازوي برهنه‌اش را از ميان جامه‌اش بيرون آورد و در مقابل ديد آن مرد قرار داد و او نيز دست دراز كرد و بازوي او را گرفت؛ ناگهان دست مرد شهوت‌ران به بازوي برهنه‌ي آن زن چسبيد و هر چه كرد جدا نشد.

    مردم اجتماع نمودند و آن دو را نزد حاكم مدينه بردند. حاكم، علما و دانشمندان را احضار كرد و رأي آنان را در اين باره خواست.»جملگي گفتند: «بايد دست مرد قطع شود چرا كه جنايتكار است و خداوند او را اين چنين عقاب نموده است.»

    حاكم گفت: «آيا در اين شهر كسي از فرزندان پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم حاضر است تا رأي او را نيز در اين باره جويا شوم و از حكم واقعي خداوند آگاه شوم.»

    گفتند: «آري، امام حسين عليه السلام شب گذشته وارد مدينه شده است.»حاكم كسي را به حضور امام عليه السلام روانه كرد و از او دعوت نمود تا در مجلس حاضر شود. هنگامي كه آن حضرت وارد مجلس شد و از جريان آگاهي يافت و آن زن و مرد را در آن حالت عجيب مشاهده نمود، به طرف خانه‌ي خدا رفت و دستانش را به سوي آسمان بلند نمود و پس از مدتي طولاني دعا و نيايش به مجلس بازگشت.

    آنگاه عباي مبارك را بر دوش آن زن و مرد مجرم كشيد و دعا نمود. آنگاه عبا را كنار زد. حضار مجلس با كمال تعجب و شگفتي ديدند كه دست مرد از بازوي آن زن جدا شده و به حالت طبيعي بازگشته است.حاكم گفت، «آيا اين مرد را به خاطر جنايتش كيفر نمي‌دهي؟»امام عليه السلام فرمود: «نه.» [39] .(شايد به اين جهت كه همان مقدار كيفر الهي براي تنبيه او كافي بود و پذيرش دعاي امام عليه السلام از جانب خداوند نشان از بخشش آن مرد مجرم داشت.).







    كرامات و مقامات عرفاني امام حسين علیه السلام
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





صفحه 3 از 8 نخستنخست 1234567 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •