ماجرای ورود امام حسین(ع) به کربلا سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
ماجرای ورود امام حسین(ع) به کربلا
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5
  1. #1
    مدیر ارشد انجمن
    *شهید گمنام* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,094      تشکر : 118
    802 در 536 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *شهید گمنام* آنلاین نیست.

    khmgin ماجرای ورود امام حسین(ع) به کربلا




    بنا بر سنت روضه خوانی معمول، روز اول محرم روزی است که ذاکران اهل بیت(ع) به مسئله ورود

    کاروان امام حسین(ع) به کربلا اشاره کرده و با خواندن اشعاری سوزناک به بیان زبان حال

    امام حسین(ع) در سرزمین نینوا می پردازند و در ادامه با اشاره به وضعیت حرم اهل بیت(ع) در

    ابتدای ورود به کربلا با وجود مردانی شجاع و غیور، به مقایسه شرایط روز اول ورود با عصر عاشورا

    پرداخته و با ذکر مصیبت حضرت زینب(س) و اسارت کاروان اباعبدالله(ع) بر غربت اهل بیت رسول خدا(ص)

    اشک ماتم می ریزند.



    ورود به کربلا


    بيشتر منابع، در گزارشهای خود از روز پنج شنبه دوم محرّم سال 61 هجرى، به عنوان روز ورود امام

    حسين(ع) و يارانش به كربلا یاد كرده اند. با این وجود گزارش دینوری را كه روز ورود امام(ع) به كربلا

    را روز چهار شنبه اول محرم عنوان کرده است، نباید از نظر دور داشت.


    پس از توقفی کوتاه در منزلگاه «البِیضة»،امام(ع) و همراهانش سوار بر مرکب شدند و با شتاب حرکت

    کردند تا اینکه نزدیک ظهر به سرزمین «نینوا» رسیدند، در این زمان سواری مسلح از دور پدیدار شد که

    کمانی بر شانه داشت و از کوفه می آمد؛ همه آمدن آن مرد را به نظاره نشستند تا اینکه نزدیک شد

    . سوار بی آنکه به امام حسین(ع) و اصحابش سلام کند، به حر و همراهانش سلام کرد و بعد نامه ای

    را به دست حر داد. در این نامه ابن زیاد خطاب به حر نوشته بود که: «چون نامه من به تو رسید و

    فرستاده من نزد تو آمد، بر حسین(ع) سخت گیر، و او را فرود نیاور مگر در بیابان بی حصار و بدون آب!

    به فرستاده ام دستور داده ام از تو جدا نگردد تا خبر انجام دادن فرمان مرا بیاورد، والسلام.»
    ماجرای ورود امام حسین(ع) به کربلا


    عـاشقان را سر شوریده به پیكر عجب است

    دادن سر نه عجب ،داشتن سر عجب است

    تـن بـی سر عجبـی نیست رود گـر در خاک

    سـر سربـاز ره عشـق بـه پیکـر عجب است


  2. تشكر


  3.  

  4. #2
    مدیر ارشد انجمن
    *شهید گمنام* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,094      تشکر : 118
    802 در 536 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *شهید گمنام* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    حر خدمت امام حسین(ع) آمد و نامه ابن زیاد را برای آن حضرت(ع) قرائت کرد، امام(ع) به او فرمود:

    "بگذار در «نینوا» و یا «غاضریه» و یا در شُفَیّه فرود آییم." حر گفت: "ممکن نیست، زیرا عبیدالله، این آورنده

    نامه را بر من جاسوس گمارده است!"

    زهیر گفت: "به خدا سوگند چنان می بینم که پس از این، کار بر ما سخت تر گردد، یابن رسول الله(ص)!

    اکنون جنگ با این گروه[حر و یارانش] برای ما آسان تر است از جنگ با آنهایی که از پی این گروه می آیند،

    به جان خودم سوگند که در پی اینان کسانی می آیند که ما را طاقت مبارزه با آنها نیست."

    امام(ع) فرمود: «درست می گويي اي زهير؛ ولي من آغاز كننده جنگ نخواهم بود.»

    زهیر گفت: "در این نزدیکی و در کنار فرات آبادی است که دارای استحکامات طبیعی است به گونه ای

    که فرات از همه طرف به آن احاطه دارد مگر از یک طرف."

    امام حسین(ع) فرمود: "نام این آبادی چیست؟" عرض کرد: «عقر».

    امام(ع) فرمود: "پناه می برم به خدا از "عقر!"

    ماجرای ورود امام حسین(ع) به کربلا


    عـاشقان را سر شوریده به پیكر عجب است

    دادن سر نه عجب ،داشتن سر عجب است

    تـن بـی سر عجبـی نیست رود گـر در خاک

    سـر سربـاز ره عشـق بـه پیکـر عجب است


  5. تشكر


  6. #3
    مدیر ارشد انجمن
    *شهید گمنام* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,094      تشکر : 118
    802 در 536 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *شهید گمنام* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    آنگاه، حضرت(ع) متوجه حر شدند و فرمودند: «با ما اندكي بيا. سپس، فرود می آييم.» پس با هم

    حركت كردند تا به كربلا رسيدند. حُر و يارانش، جلوي [کاروان] امام حسين(ع) ايستادند و آنان را از

    ادامه مسير، باز داشتند. حُر گفت: "همين جا فرود آی كه فرات، نزديك است."

    امام(ع) فرمود: «نام اينجا چيست؟» گفتند: كربلا فرمود: اين جا، جايگاه كَرْب (رنج) و بَلاست.

    پدرم هنگام حركتش به سوي صِفّين، از اين جا گذشت و من با او بودم. ايستاد و از نام آن پرسيد.

    نامش را به او گفتند. پس فرمود: «اينجا، جايگاه فرود آمدن مَركب هايشان، و اينجا، جايگاه ريخته شدن

    خون هايشان است.» موضوع را پرسيدند. فرمود: «كارواني از خاندان محمّد(ص)، اين جا فرود می ­آيند.»

    سپس امام حسين(ع) فرمود: «اينجا، جايگاه مَركبها و بار و بُنه ماست و [ اينجا]قتلگاه مردانمان و جاى

    ريخته شدن خونمان است.». آنگاه فرمان داد كه بارهايش را در آن جا، فرود آوردند. آن روز مصادف بود با

    پنج شنبه، دوم محرّم و به نقلی دیگر مصادف با روز چهارشنبه، اوّل محرّم سال 61 بود.
    ماجرای ورود امام حسین(ع) به کربلا


    عـاشقان را سر شوریده به پیكر عجب است

    دادن سر نه عجب ،داشتن سر عجب است

    تـن بـی سر عجبـی نیست رود گـر در خاک

    سـر سربـاز ره عشـق بـه پیکـر عجب است


  7. تشكر


  8. #4
    مدیر ارشد انجمن
    *شهید گمنام* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,094      تشکر : 118
    802 در 536 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *شهید گمنام* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نقل شده که پس از منزل گرفتن در کربلا، امام حسین(ع) فرزندان و برادران و اهل بیتش را جمع کرد

    و به آنان نگاهی کرد و گریست سپس فرمود: «اللهم انا عترة نبیک محمد(ص) قد اخرجنا و طردنا و از

    عجنا عن حرم جدنا و تعدت بنی امیه علینا اللهم فخذ لنا بحقنا و انصرنا علی القوم الظالمین؛

    خداوندا بدرستی که ما عترت و خاندان پیامبرت محمد(ص) هستیم که [از شهر و دیارمان] اخراجمان

    کردند و پریشان و سرگردان از حرم جدمان[رسول خدا(ص)] بیرون شدیم و بنی امیه به ما تعرض

    کردند؛ خدایا پس حقمان را از آنان بگیر و ما را برابر ظالمان یاری ده.» بعد رو به اصحاب کرده فرمودند:

    «الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه ما درت معائشهم فاذا محصول بالبلاء قل الدیانون؛

    مردم بندگان دنیا هستند و دین لقلقه زبانشان؛ حمایت و پشتیبانی از دین تا آنجاست که زندگی شان

    در رفاه است پس هرگاه بلاء و سختی حادث شود دینداران کم می شوند.»

    ماجرای ورود امام حسین(ع) به کربلا


    عـاشقان را سر شوریده به پیكر عجب است

    دادن سر نه عجب ،داشتن سر عجب است

    تـن بـی سر عجبـی نیست رود گـر در خاک

    سـر سربـاز ره عشـق بـه پیکـر عجب است


  9. تشكر


  10. #5
    مدیر ارشد انجمن
    *شهید گمنام* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,094      تشکر : 118
    802 در 536 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *شهید گمنام* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    در تاریخ آمده که امام حسین (ع) قبل از شهادتش، همه زمین کربلا را از ساکنین غاضریه و نینوی به

    مبلغ شصت هزار درهم خریداری کرد و به خود آنان صدقه داد و با آنها شرط کرد که مردم را به محل قبر

    آن حضرت راهنمایی کنند و از آن زائران به مدت سه روز پذیرایی نمایند؛ لذا حرم و مزار امام حسین (ع)

    و یارانش در این شهر می باشد.


    منبع:
    وبسايت خبري-تحليلي مشرق نيوز
    ماجرای ورود امام حسین(ع) به کربلا


    عـاشقان را سر شوریده به پیكر عجب است

    دادن سر نه عجب ،داشتن سر عجب است

    تـن بـی سر عجبـی نیست رود گـر در خاک

    سـر سربـاز ره عشـق بـه پیکـر عجب است


  11. تشكرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •