ياران شيداي حسين بن علي علیهما السلام در  حماسه عاشورا سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
ياران شيداي حسين بن علي علیهما السلام در  حماسه عاشورا
صفحه 13 از 17 نخستنخست ... 391011121314151617 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 121 تا 130 , از مجموع 167
  1. #121
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,192      تشکر : 480
    889 در 510 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    عباس در كربلا


    روز نهم - تاسوعا - بود كه عمر بن سعد فرياد زد: «يا خيل الله اركبي، و ابشري بالجنة؛ اي لشكر خدا! سوار شويد كه شما را به بهشت بشارت باد» پس از آن دشمنان سوار شدند و (به سوي خيمه‌گاه حسيني) حمله كردند كه اين اتفاق بعد از نماز عصر بود. امام حسين عليه‌السلام در آن هنگام در برابر خيمه خود نشسته بود و در حالي كه شمشير خود را تيز مي‌كرد كم‌كم به خواب رفت.

    زينب عليهاالسلام صداي فرياد را شنيد و به حضرت حسين عليه‌السلام نزديك شد و عرض كرد: «اما تسمع الاصوات يا اخي و قد اقتربت؟ اي برادر! آيا اين سر و صدا را نمي‌شنويد كه نزديك مي‌شوند؟» حضرت سر از زانو برداشت و براي خواهر ماجراي اين كه در خواب سول خدا را ديده بود و اين كه او را دعوت كرده است نقل نمود.

    پس از آن بود كه خواهر به صورت خود زد و گفت: «يا ويلتاه؛ واي بر ما» امام فرمود: «ليس لك الويل يا اخيه، اسكتي رحمك الرحمن؛ اي خواهرم! واي و ويل بر تو نيست، سكوت كن. خداي بخشنده شما را مورد لطف خويش قرار دهد» عباس عليه‌السلام به برادر خبر داد كه دشمن در حال پيش‌روي است. امام از جاي برخاست و فرمود: «يا عباس اركب بنفسي انت، حتي تلقاهم، فتقول لهم: مالكم؟ و ما بدالكم؟ و تسألهم عما جاء بهم [1016] ؛ اي [ صفحه 301] عباس! جانم فدايت، سوار شو تا به آنها برسي، پس از آنها بپرس: چه شده؟ و چه اتفاقي افتاده است؟»

    آنها در پاسخ گفتند: «عبدالله فرمان داده كه به شما بگوييم در برابر حكم او كوتاه بياييد يا اين كه شما را به اين امر وادار خواهيم ساخت» آن حضرت فرمود: «عجله نكنيد تا به سوي اباعبدالله بازگردم و سخن شما را به خدمتشان عرضه بدارم» آنها توقف كردند و گفتند: «خبر را به او برسان و پاسخ را به ما بگو» عباس عليه‌السلام بر اسب سوار شده و خود را به حسين عليه‌السلام رسانيد تا به امام پيام را برساند.

    ياران عباس خود در برابر آن جمع ايستادند تا او بازگردد. او بازگشت و گفت: «اي همگان! البته اباعبدالله از شما خواسته كه اين شب را (از جنگ) منصرف شويد تا در اين كار قدري تأمل كنم. چرا كه اين امري است كه بين شما و آن، حكم منطقي جريان نيافته است. هنگامي كه صبح كرديم، همديگر را ملاقات خواهيم كرد. پس در آن هنگام يا رضايت به آن چه ابن‌زياد خواسته خواهيم داد؛ در اين صورت آن چه خواسته به انجام خواهيم رسانيد يا اين كه آن را خوش‌ناداشته، پس رد خواهيم كرد».

    راوي گفت: حضرت قمر بني‌هاشم اين گونه فرمود تا اين كه آنها را در آن شب از اطراف امام پراكنده سازد تا اين كه امام به كارهاي مهمش برسد و بتواند به اهل خويش وصاياي خود را بيان فرمايد.اما سخن حسين بن علي عليه‌السلام به عباس بن علي عليه‌السلام اين بود: «يا اخي، ان استطعت ان تؤخرهم الي غدوة، و تدفعهم عند العشية لعلنا نصلي لربنا الليلة و ندعوه و نستغفره فهو يعلم اني قد كنت احب الصلاة له و تلاوة كتابه و كثرة الدعا و الاستغفار؛ [1017]

    اي برادر اگر بتواني از شب تا صبح آنها را به تأخير اندازي آن كن و آنها را از ما دور ساز. اميد است كه در اين شب پروردگارمان را نمازگزاريم و او را بخوانيم و استغفارش كنيم. او خود مي‌داند كه من هميشه نماز او و تلاوت كتابش و زياد دعا كردن و استغفار را دوست مي‌داشته‌ام».

    پس از پيامبر حضرت عباس عليه‌السلام بود كه عمر بن سعد به شمر گفت: «تو چه نظر داري و رأي تو چيست؟» شمر از ابن‌سعد پرسيد: «تو چگونه مي‌بيني؟ تو اميري و رأي، رأي توست» عمر گفت: «من اراده كرده‌ام كه صاحب رأي نباشم» سپس به مردم روي كرد و گفت: «شما چه مي‌گوييد؟» «عمرو بن حجاج» (از روي تعجب) گفت: خدا منزه است، به خدا قسم اگر اينها از اهل ديلم مي‌بودند، و از تو چنين چيزي درخواست مي‌كردند سزاوار بود كه تو درخواستشان را اجابت كني»

    سپس كسي را فرستاد كه چنين خبر رساند: «ما تا فردا صبح به شما مهلت مي‌دهيم كه اگر تسليم شديد شما را به امير تحويل مي‌دهيم و گرنه شما را ترك نخواهيم كرد». [1018] .تاريخ‌نويسان نگاشته‌اند كه «ضحاك بن قيس شرقي» گفت: در آن شب (عاشورا) حسين عليه‌السلام اهل بيت خود و اصحابش را جمع كرد. سپس خطبه‌اي ايراد فرمود و بيعت خود را از گردن همه آنها برداشت كه هر كه مي‌خواهد برود.

    عباس عليه‌السلام عرض كرد: «لم تفعل ذلك؟ لنبقي بعدك؟ لا ارانا الله ذلك ابدا؛ [1019] چرا چنين كنيم؟ براي اين كه بعد از شما زنده بمانيم؟ خداوند اين روز را بر ما هرگز نبيند» بعد از اين بود كه اهل بيت و ياران امام هر كدام صحبتي همگون با عباس ايراد كردند. [1020] .





    ياران شيداي حسين بن علي علیهما السلام در  حماسه عاشورا
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  2. #122
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,192      تشکر : 480
    889 در 510 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    پرچمدار حسين



    پيش از اين نيز گفته‌ايم [1021] در صبح عاشورا امام پرچم خود را به دست برادر بزرگوارش عباس عليه‌السلام عطا كرد. [1022] . [ صفحه 303]

    سفير امام

    حضرت اباعبدالله الحسين عليه‌السلام صبح عاشورا در برابر اهل كوفه خطبه‌اي با فرياد بلند ايراد فرمود: «ايها الناس، اسمعوا قولي و لا تعجلوني...؛ [1023] اي مردم! به گفتارم گوش دهيد و بر من شتاب نكنيد» زنان حرم اين كلام را شنيدند و صداي گريه آنها بلند شد.

    امام برادرش عباس عليه‌السلام و علي اكبر عليه‌السلام را به سوي آنها فرستاد و فرمود: «اسكتاهن،، فلعمري ليكثرن بكاءهن؛ آنها را شما ساكت كنيد كه به جانم قسم، گريه آنها (در آينده) زياد خواهد شد» آن دو جوانمرد رهسپار خيمه‌ها شدند و اهل حرم را ساكت كردند. سپس امام خطبه بلندي را ايراد فرمود. [1024] .

    حمايت از حاميان حسين


    ابوجعفر و ابن‌اثير هر دو نقل كرده‌اند: دامنه جنگ در حال گسترش بود. عمروبن خالد و غلامش سعد، مجمع بن عبدالله، جنادة بن حرث پيشاهنگان سپاه ابن‌سعد را با شمشير خود به عقب‌نشيني سخت وادار كرده بودند.

    وقتي به صفوف اوليه دشمن فرورفتند دشمن بين اينها و اصحاب حسين عليه‌السلام جدايي انداخت. قمر بني‌هاشم به تنهايي وارد معركه شد. و يك تنه دشمن را از اطراف ياران حسين عليه‌السلام متفرق ساخت. عباس بن علي عليه‌السلام نزديك شد.

    در حالي كه آنان مجروح شده بودند، بنابراين نتوانستند خود را از آن معركه خلاص سازند. در هر حال، جنگ بار ديگر شروع شد؛ عباس عليه‌السلام دشمن را از آنها دفع مي‌كرد. اما همگي آنان در همان جا به فوز شهادت نائل گشتند. [1025] او به خدمت برادر بازگشت و ماجراي آنها را براي امام بازگفت. [1026] . [ صفحه 304]



    ياران شيداي حسين بن علي علیهما السلام در  حماسه عاشورا
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  3. #123
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,192      تشکر : 480
    889 در 510 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض








    دو امان‌نامه به عباس

    ابومخنف گويد: نامه ابن‌سعد كه گوياي وضع اباعبدالله الحسين عليه‌السلام بود، به ابن‌زياد رسيد. او هم در پاسخ به او نوشت: «حسين را فرود آور و... اگر نمي‌تواني توليت (فرماندهي سپاه) را شمر به دست گرفته، خود عمل خواهد كرد»

    در اين ميان «عبدالله بن ابي‌محل بن حزام» كه حضرت ام‌البنين عليهاالسلام، عمه او بود از جاي برخواست و از عبيدالله امان‌نامه‌اي براي عباس عليه‌السلام و برادرانش طلب كرد.

    شمر نيز از جاي برخاست و او را در اين خواسته همراهي كرد. عبيدالله بن زياد هم اماني (بر عباس و برادران او) نوشت و آن را به عبدالله داد و او هم اين نامه را به غلامش «كزمان» داد تا به حضرت عباس عليه‌السلام و برادران او تحويل دهد. او هم اين نامه را به عباس عليه‌السلام و برادرانش رسانيد. هنگامي كه آنها نامه را مطالعه كردند به او گفتند: «به دايي ما سلام برسان و به او بگو ما نيازي به امان شما نداريم. امان خدا بهتر از امان پسر سميه است» و او بازگشت. [1027] .

    شب نهم محرم بود [1028] كه شمر نامه‌اي را از طرف ابن‌زياد آورد و فرياد زد: «اين بنو اختنا؟ پسران خواهر ما كجايند؟ عباس عليه‌السلام و برادرانش عمدا او را پاسخ ندادند. امام فرمود: «اجيبوه، و ان كان فاسقا؛ گرچه او فاسق است ولي پاسخش دهيد» برادران همگي از او پرسيدند چه مي‌خواهي؟ [1029] او گفت: «شما در امن و امان هستيد، خودتان را با حسين به كشتن ندهيد و اطاعت اميرالمؤمنين يزيد را گردن نهيد»

    در پاسخ او قمر بني‌هاشم فرمود: «لعنك الله و لعن امانك، اتومننا و ابن رسول الله لا امان له. [1030] خداوند تو و امان‌نامه‌ات را لعنت كند (از رحمتش دور بدارد) آيا تو ما را امنيت مي‌دهي ولي فرزند رسول خدا در امن و امان نباشد؟

    چون همه مي‌دانستند هند جگرخوار و فرزندانش همگي مورد [ صفحه 305] لعن پيامبر و اميرالمؤمنين عليهماالسلام بودند. شمر غضبناك از خدمت عباس عليه‌السلام بازگشت. [1031] .پ

    س از آن «زهير بن قين» داستان خواستگاري امام علي عليه‌السلام را از فاطمه ام‌البنين را بر عباس بازگو كرد. [1032] .درسي كه مي‌توان گرفت: به حق، عباس عليه‌السلام به وعده خود با امام وفادار ماند و به همگان راه و رسم مردانگي و گذشت، وفا و صفا را آموخت.







    ياران شيداي حسين بن علي علیهما السلام در  حماسه عاشورا
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  4. #124
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,192      تشکر : 480
    889 در 510 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض








    تلاش امام در حفظ جان عباس

    هنگامي كه علي اكبر اجازه جهاد خواست، امام بي‌هيچ تأملي اجازه فرمود. اما وقتي برادرش اجازه خواست، در پاسخ فرمود: «اذا مضيت تفرق عسكري؛ [1033] برادر! هنگامي كه از دنيا بروي، سپاه من نيز از هم گسسته خواهد شد.»

    اين سخن گوياي اين است كه بقاي سپاه امام وابستگي ويژه‌اي به عباس عليه‌السلام داشته است.درسي كه مي‌توان گرفت: نوع برخورد عباس عليه‌السلام با امام درسي آموختني براي همه عاشقان حضرت ولي عصر - ارواحنا فداه - است.

    عباس و امام سجاد

    بني‌اسد امام سجاد عليه‌السلام را هنگام دفن شهداي كربلا ياري رساندند؛ اما امام، در دفن حضرت سيد الشهداء و عمويشان عباس با كسي شريك نشد، و در پاسخ آنها كه قصد ياري او را داشتند فرمود: «ان معي من يعينني؛ [1034] همراه من كسي است كه او مرا ياري مي‌رساند». [ صفحه 306]






    ياران شيداي حسين بن علي علیهما السلام در  حماسه عاشورا
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  5. #125
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,192      تشکر : 480
    889 در 510 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض








    دلاوري‌هاي عباس

    عصر عاشورا فرارسيده بود. همه ياران، مردان، برادران، و فرزندان عباس در راه بقاي اسلام و قطب دايره آن جان فدا كرده بودند. تنها «عباس» و «حسين» در برابر سپاه دشمن با دلي پر از غم و مقاوم ايستاده بودند. از طرفي فرياد كودكان، ناله‌ي زنان و صداي شادي سپاه شام به گوش مي‌رسيد. عباس عليه‌السلام كه تنها بازمانده در گام امام بود و دشمن از حملات او عاجز شده بود نزد امام رفت تا اجازه جهاد دريافت كند.

    امام فرمود: «يا اخي انت صاحب لوائي؛ اي برادر! تو پرچمدار مني» عباس عرض كرد: «قد ضاق صدري و سئمت من الحياة و اريد ان أطلب ثاري من هولاء المنافقين سينه‌ام از اين منافقين به تنگ آمده و مي‌خواهم از اينها انتقام خونم را بگيرم»

    پس از آن امام حسين عليه‌السلام فرمود: «براي اطفال آب بياوريد». [1035] عباس رهسپار شد. و آن مردمان را موعظه كرد و از خشم الهي بر حذر داشت. گفتار آن جوانمرد چندان تأثيري بر آن قوم نداشت؛ ناگاه بر ابن‌سعد نهيب زد: «اين حسين پسر دختر رسول خدا است كه شما ياران و اهل بيت او را كشته‌ايد و اينها فرزندان و عيال اويند كه تشنه كام‌اند.

    آنها را سيراب كنيد كه جگر آنها را تشنگي و گرما آتش زده است. از اينها گذشته، او (حسين) فرمود: مرا رها كنيد تا به هند يا روم بروم و حجاز و عراق را بر شما بگذارم» كلام عباس عليه‌السلام در جان مردم نشست تا آنجا كه برخي گريان شدند.

    اما شمر گفت: اي پسر ابوتراب! اگر تمامي روي زمين را آب گرفته باشد و آن در اختيار ما باشد، قطره‌اي از آن را نخواهيد نوشيد مگر اين كه در بيعت با يزيد درآييد» [1036] عباس عليه‌السلام رو به جانب حسين عليه‌السلام بازگشت تا نتيجه گفتارش را برگويد.

    و صداي اطفال به گوشش مي‌خورد كه از عطش مي‌ناليدند. [1037] او بي‌تاب شد. و غيرت علي‌گونه‌اش به جوش آمد. [ صفحه 307] بار ديگر با اندكي تأمل سوار بر اسب شد و مشك آب را در دست گرفت. در اندك زماني چهار هزار نفر او را محاصره و تيرباران كردند. فراواني و بي‌شمار بودن آنها در عزم او تأثيري نداشت.

    او به تنهايي در حالي كه پرچم «حمد» بر روي سرش در احتزاز بود، آن جمعيت را از خود دور مي‌ساخت و كسي باور نداشت كه او در رزم است. حملات او به خوبي يادآور شجاعت و صلابت اميرالمومنين عليه‌السلام بود. حقيقت اين بود كه دشمن تاب پايداري در برابر آن شجاع را نداشت و با زبوني و خواري عقب‌نشيني كرده بود. عباس عليه‌السلام با آرامش تمام وارد شريعه فرات شد.

    روشن بود كه كثرت اين جمعيت چشم او را نگرفته است. [1038] او در آن آب خنك وارد شده بود. «فلما أراد ان يشرب غرفة من الماء ذكر عطش الحسين و اهل بيته، فرض الماء و ملأ القربة» همين كه مشتي آب برگرفت و تا نزديك دهان آورد، به ياد تشنگي حسين و همراهانش افتاد. پس آن آب را فرو ريخت و مشك را پر از آب نمود. [1039] .با خود چنين مي‌گفت: [1040] «اي نفس! پس از حسين، تو نزد من خواري، نباشد كه تو پس از او باقي باشي».سپس مشك را پر از آب كرد و بر اسب نشست و تمام توجه او به خيمه‌ها مصروف بود.

    كوتاه‌ترين راه به خيمه‌ها را انتخاب كرده بود و با ازدحام جمعيت خود را درگير ساخته بود، سپاه را مي‌دريد و لحظه به لحظه به قطب و مركز عالم نزديك‌تر مي‌شد. كشتار زيادي پيش آمده و دشمن خود را باخته بود. اشعار حماسي عباس جان او ا دلداري مي‌داد: «لا ارهب الموت...؛ مرا از مرگ باكي نيست». [ صفحه 308] اما پايداري آن رادمرد الهي با خيانت دشمن شكسته شد. «زيد بن ورقاء جهني» [1041] در پشت درخت خرمايي كمين كرده بود. «حكيم بن طفيل سنبسي» هم او را ياري كرد تا اين كه ضربتي به دست راست آن يار حسين وارد ساخت كه دست حضرت قطع گرديد.

    پرچم را به دست چپ خود داده [1042] و اينجا شعار حماسي عباس عليه‌السلام تغيير كرد: «اگر دست راستم را قطع كرديد، جهادكنان از دين حمايت مي‌كنم».قطع شدن دست، او را تحت تأثير قرار نداده بود؛ چه اين كه او در تلاش بود تا آب را به كودكان برساند. اين بار «حكيم بن طفيل» پشت نخلي كمين كرده بود و ضربه‌اي به دست چپ او زد كه آن هم قطع شد. [1043] .

    عباس عليه‌السلام پرچم را به سينه خود نگهداشته بود. اين شيوه چون رفتار عمويش جعفر طيار بود: وقتي در جنگ موته دست راست و چپش را قطع كردند، چنين كرد. عباس عليه‌السلام شعارهاي ديگري را سر داد:«الا ترون معشر الفجار قد قطعوا ببغيهم يساري؛آيا نمي‌بينيد كه چگونه به ستم خود دست چپم را زده‌اند؟» [1044] دشمنان نيرو يافته، از هر طرف او را تيرباران كردند.

    باران تير بر او مي‌باريد تا اين كه تير بر مشك آب نشست و آب سرازير شد. تيري هم بر سينه عباس عليه‌السلام نشست. [1045] ديگري با عمودي بر فرق مباركش زد.از آن ضربت، عباس از روي اسب بر زمين افتاد.فرياد دلاور كربلا بلند شد: «عليك مني السلام يا اباعبدالله؛ اي ابا عبداله خداحافظ». [1046]





    ياران شيداي حسين بن علي علیهما السلام در  حماسه عاشورا
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  6. #126
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,192      تشکر : 480
    889 در 510 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض









    شهادت حضرت عباس علیه السلام


    حضرت ابوالفضل العباس عليه‌السلام هنگام شهادت، حدود سي و چهار سال سن داشت. پيش از اين گفته شد كه دست راست و سپس دست چپ عباس عليه‌السلام قطع شد. پس از آن بود كه شخصي كه از قبيله تميم كه از فرزندان «ابان بن دارم» بود به جانب او حمله‌ور شد و با عمودي كه در دست داشت بر فرق آن بزرگوار نواخت.

    از شدت اين ضربت، عباس بن علي عليه‌السلام از فراز اسب بر زمين افتاد. و با فرياد بلند برادر را خواند: «ادركني يا اخي؛ اي برادر مرا درياب. ناگهان حسين عليه‌السلام چون عقاب، سپاه را از هم گسست و در كنار برادر نشست.

    چشم مبارك امام به او افتاد كه دست راست و چپش قطع شده و پيشاني‌اش شكسته و چشم با تيري دريده شده، در حالي كه سخت مجروح گشته بود. امام در كنار بدن برادر خم شد و نزد سر او گريان نشست. تا اين كه جان عباس عليه‌السلام عروج كرد. [1051] .

    واقعيت اين بود كه عباس آخرين كسي بود كه به دست دشمنان حسين عليه‌السلام به شهادت مي‌رسيد. بعد از او كسي جز اطفال كوچك از آل ابوطالب كه توان حمل سلاح نداشتند، كشته نشد. [1052] .






    ياران شيداي حسين بن علي علیهما السلام در  حماسه عاشورا
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  7. #127
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,192      تشکر : 480
    889 در 510 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض









    پس از شهادت عباس

    در تاريخ آمده بعد از آن مصيبت بزرگ، گويا حسين عليه‌السلام از لوازم حيات به طور كلي بريده شده بود. امام سخت تحت تأثير اين واقعه قرار گرفته بود، به گونه‌اي كه سر او را در دامن خود نهاد و خاك و خون را از آن زدود و بلند گريست و فرمود: «اخي اباالفضل!... [ صفحه 312] الان انكسر ظهري... و قلت حيلتي [1053] برادرم ابالفضل، حالا كمرم شكست و تدبيرم گسست سپس امام خم شد و برادر را بوسيد، در حالي كه اشك بر گونه مبارك و محاسن شريفش جاري شده بود.
    در آن حال زبان امام به سرودن اشعاري چنين مترنم بود:«هونت يا ابن ابي مصارع فتيتي و الداء يسكنه الذي هو أالم‌أاخي يهينك النعيم و لم اخل ترضي بان ارزي و انت منعم‌قد رام يلثمه فلم ير موضعا لم يدمه حر السلام فيلثم‌لسواك يلطم بالاكف و هذه بيض الظبي لك في جبين تلطم‌أاخي من يحمي بنات محمد ان صرن يسترحمن من لا يرحم». [1054] .پس از آن بود كه امام به سوي دشمن حمله كرد و گاه به طرف راست و گاه به طرف چپ حمله‌ور مي‌شد.

    آن سپاه همگي از امام مي‌گريختند. در آن هنگام امام مي‌فرمود: «اين تفرون و قد قتلتم اخي؟ اين تفرون و قد فتتم [1055] عضدي؟! كجا فرار مي‌كنيد در حالي كه برادرم را كشتيد؟! كجا فرار مي‌كنيد در حالي كه بازويم را شكستيد؟!» سپس به تنهايي به جايگاه خويش بازگشت. [1056] .امام حسين عليه‌السلام برادر را در جاي خود رها كرد تا شايد بعد از شهادتش از همگان ممتاز باشد و قبر او محل رسيدگي به حوائج امت اسلامي شود. حضرت قمر بني‌هاشم عليه‌السلام همان گونه كه روز عاشورا حلقه وصلي بين امام و همه شهدا بود، هنوز هم اين منسب را داراست.امام به خيمه‌گاه بازگشتند در حالي كه با آستين اشك از چشمان خود مي‌گرفت.

    در همان حال سرگرم دفاع و دور ساختن دشمن از اطراف خيمه‌گاه بود. نداي غربت امام [ صفحه 313] خاندان او را تحت تأثير قرار داد: «اما من مغيث يغيثنا؟ اما من مجير يجيرنا؟ اما من طالب حق ينصرنا؟ اما من خائف من النار فيذب عنا؟ [1057] آيا پناه‌دهنده‌اي نيست كه ما را پناه دهد؟ آيا حفظكننده‌اي نيست كه ما را حفظ كند؟ آيا طالب حقي نيست تا اين كه ما را ياري رساند؟ آيا كسي كه از آتش بترسد نيست تا كه از ما دفاع كند؟» ناگاه حضرت سكينه از خيمه بيرون دويده و از حال عمو سؤال كرد.

    امام خبر شهادت او را داد، زينب نيز اين خبر را شنيد و فريادش بلند شد: «وا اخاه، وا عباساه، وا ضيعتنا بعدك!؛ اي برادرم! اي عباسم! واي از بي‌كسي ما بعد از تو» آري زنان همه گريستند و حسين نيز با آنها هم گريه شد. و امام فرمود: «وا ضيعتنا بعدك! وا انقطاع ظهراه!؛ [1058] واي بر بي‌كسي بعد از تو! و واي از كمرشكستگي» سپس امام عليه‌السلام اين اشعار را قرائت كرد:«اخي يا نور عيني يا شقيقي فلي قد كنت كالركن الوثيق‌ايا ابن ابي نصحت اخاك حتي سقاك الله كأسا من رحيق‌ايا قمرا منيرا كنت عوني علي كل النوائب في المضيق‌فبعدك لا تطيب لنا حياة سنجمع في الغداة علي الحقيق‌الا لله شكوائي و صبري و ما القاه من ظماء و ضيق؛ [1059] .

    برادرم! اي نور چشمم و پاره تنم، تو براي من همانند ركني مطمئن بودي؛اي پسر پدرم! برادرت را خيرخواهي كردي؛ تا اين كه خداي تعالي به تو كاسه‌اي از رحيق (مختوم) بهشتي نوشانيد؛اي ماه تابان! در گرفتاري‌ها و در همه مصيبت‌ها تو ياور من بودي؛پس بعد از تو زندگي بر ما شيرين نيست.

    فردا ما در كنار هم خواهيم بود؛آگاه باش! كه شكوه و شكيبايي‌ام براي خداست، و او را ملاقات خواهم كرد با آن تشنگي و گرفتاري كه ديدم». [ صفحه 314]






    ياران شيداي حسين بن علي علیهما السلام در  حماسه عاشورا
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  8. #128
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,192      تشکر : 480
    889 در 510 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض








    مرثيه‌خواني ام‌البنين

    هر روز فاطمه - ام‌البنين عليهاالسلام - در حالي كه فرزند عباس عليه‌السلام - عبيدالله - را به همراه مي‌آورد از منزل خارج مي‌شد و با هم به سوي بقيع رهسپار مي‌شدند. از صداي گريه و زاري او اهل مدينه در بقيع اجتماع مي‌كردند.

    در بين آنها گاه مروان بن حكم كه خود از دشمنان بود نيز ديده مي‌شد كه از ندبه وي گريان مي‌شد. از جمله عبارت ايشان اين بود:«يا من ترأي العباس كر علي مجاهد النقدو وراه من ابناء حيدر كل ليث ذي لبدانبئت ان ابني اصيب برأسه مقطوع يدويلي علي شبلي اما ل برأسه ضرب العمد؛لو كان سيفك في يد يك لما دنا منه احد [1060] .اي كسي كه ديدي عباس بر همه سپاهيان نقد حمله‌ور مي‌شد؛و به دنبال او را پسران حيدر تعقيب مي‌كردند كه هر كدام شيراني شرزه بودند؛خبردار شده‌ام به سر پسرم در حالي كه دستانش قطع شده بود ضربه‌اي وارد شده؛واي بر من بر شير بچه‌ام، آيا به فرق او عمودي ضربه زده است؟اگر شمشير بر دستش بود، احدي به او نزديك نمي‌شد.»

    حرم عباس

    اين روزها حرم عباس عليه‌السلام محل تردد مسلمانان، اعراب باديه‌نشين و عرب‌هايي كه بسيار محترم و شناخته شده است. شايد در هر ماه، هفته‌اي نباشد كه از مناره‌هاي حرم حضرت عباس نداي «رفع الله راية العباس» خدا پرچم عباس را برافراشته دارد و «بيض الله تعالي وجهه» خداوند متعال عباس را روسفيد قرار دهد بر نخيزد. آري، حوائج ما به سبب اين كه خود را دخيل درگاهش ساخته‌ايم برآورده شده است.

    اين از تمسك به [ صفحه 315] اوست. [1061] و به واقع هنوز آن خورشيد تابان الهي به كار برآوردن حوائج بندگان خداوند است. كرامات فراواني از ايشان بروز كرده است، درگاه با عظمتش از همگان گوي سبقت را ربوده، تا آنجا كه از حد بيان و شمارش گذشته است. [1062] .






    ياران شيداي حسين بن علي علیهما السلام در  حماسه عاشورا
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  9. #129
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,192      تشکر : 480
    889 در 510 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    علي اصغر حسين

    اشاره

    «عبدالله بن الحسين» طفل شيرخوار امام حسين عليه‌السلام مشهور به «علي اصغر» بود. نام مادرش «رباب» دختر «امرء القيس بن عدي بن اوس بن جابر بن كعب بن عليم بن جناب بن كلب» بود.

    مادر رباب «هند الهنود» دختر «ربيع بن مسعود بن مصاد بن حصن بن كعب بن عليم بن جناب [1063] بوده است. در واقع «جناب» جد اعلاي پدري و مادري حضرت علي اصغر عليه‌السلام مي‌باشد.عبدالله در مدينه النبي صلي الله عليه و آله ولادت يافت. [1064] سماوي مي‌گويد: اين كه برخي گفته‌اند علي اصغر در كربلا ولادت يافته است، چندان درست نيست.

    در مدح رباب همسر گرامي او شعري به امام حسين عليه‌السلام نسبت داده شده است:«لعمرك انني لاحب دارا تكون بها سكينة و الرباب‌احبهما و ابذل جل مالي و ليس لعاتب عندي عتاب؛ [1065] .به جانت قسم، من خانه‌اي را دوست دارم كه در آن سكينه و رباب باشند؛آنها را دوست دارم و تمام مالم را براي آنها خرج مي‌كنم و هرگز خسته‌كننده‌اي مرا خسته نخواهد كرد». [ صفحه 316]

    امرء القيس سه دختر خود را در مدينه به ازدواج حضرت اميرالمؤمنين عليه‌السلام و امام مجتبي عليه‌السلام و امام حسين عليه‌السلام درآورد كه عبدالله و سكينه حاصل ازدواج رباب با امام حسين عليه‌السلام است. [1066] .

    وداع امام با شيرخوار

    اصفهاني و طبري و ديگران گزارش كرده‌اند: كه حسين عليه‌السلام از حيات خود مأيوس شده بود. [1067] آن حضرت به سوي خيمه‌گاه برگشت و آل ابي‌طالب همگي به شهادت رسيده بودند. آن حضرت در برابر خيمه‌ها نشست [1068] تا قدري بياسايد.

    طفل خود - علي - را طلب كرد تا با او وداع كند. خواهرشان زينب عليهاالسلام آن شيرخواره را در دست گرفت و در دامان امام نهاد. امام او را در دامن خود نشانيد و بوسيد. [1069] پس از آن فرمود: «بعدا لهولاء القوم اذا كان جدك مصطفي خصمهم؛ [1070] اين قوم از رحمت الهي دور باشند، هنگامي كه جدت مصطفي دشمن آنها باشد» سپس امام، علي را به سوي قوم آورده و براي او طلب آب كردند.







    ياران شيداي حسين بن علي علیهما السلام در  حماسه عاشورا
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  10. #130
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,192      تشکر : 480
    889 در 510 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    شهادت علي اصغر

    امام به علي مي‌نگريست كه ناگاه تيري به گلوي علي نشست و او را ذبح كرد. [1071] در اين هنگام «حرملة بن كاهل اسدي» با تيري علي را نشانه گرفت و او را در دست امام ذبح شد. آن حضرت دست خود را زير گلوي او گرفت، دستش پر از خون شد و آن را به جانب آسمان [ صفحه 217] پاشيد. [1072] .

    امام باقر عليه‌السلام فرمودند: «هرگز قطره‌اي از آن خون به زمين نريخت». [1073] .سيد بن طاوس اين گونه گزارش كرد: امام عليه‌السلام طفل را از دست خواهرش زينب گرفت و جلو آمد تا او را ببوسد كه ناگاه تيري آمد و كودك را ذبح كرد. علي را به دست خواهر داد و فرمود: «او را بگير»، سپس خون‌ها را به آسمان پاشيد و با خداوند سخن گفت. [1074] پس از اين، به بيانات امام عليه‌السلام اشاره خواهيم كرد.

    حوادث پس از شهادت علي

    سپس امام فرمود: «هون بي، ما نزل بي أنه بعين الله؛ [1075] پروردگارا هر چه بر سر من مي‌آيد، در برابر چشمان توست؛ از اين رو (همگي) بر من آسان است». سپس ادامه دادند: «رب ان حبست عنا النصر من السماء فاجعل ذلك لما هو خير لنا: و انتقم لنا من هولاء الظالمين؛ [1076] پروردگارا اگر ياري‌ات از آسمان را از ما دريغ داشتي پس آن (نصر و ياري) را براي كسي (مهدي) كه از ما بهتر است قرار ده، و انتقام ما را از اين ستمكاران بگير. و آن چه بر ما مي‌گذرد ذخيره آخرتمان قرار ده».

    و نيز گزارش شده كه امام عليه‌السلام به درگاه خداوند چنين عرض كرد: «اللهم انت الشاهد علي قوم قتلوا اشبه الناس برسولك محمد صلي الله عليه و آله؛ [1077] پروردگارا! تو شاهد بر قومي هستي كه آنها شبيه‌ترين مردم به رسول تو محمد صلي الله عليه و آله و سلم را كشته‌اند» به دنبال اين سخنان امام بود، [ صفحه 318] ندايي شنيده شد: «دعه يا حسين فان له مرضعا في الجنة؛ [1078]

    اي حسين! علي را واگذار، او در بهشت دايه‌اي خواهد داشت» پس از آن امام علي را از اسب پايين آورد و براي او با شمشير، قبري حفر فرمود و بدن كوچكش را دفن كرد. بدن كودك غرق در خون شده بود.

    امام بر او نماز گزارد. [1079] و نيز گفته شده كه او را در كنار ساير شهيدان اهل بيت نهاد. [1080] .درسي كه مي‌توان گرفت: امام حسين عليه‌السلام علي اصغر را چون علي اكبر شبيه‌ترين مردم به رسول خدا صلي الله عليه و آله معرفي كرد؛ از اين رو اگر علي در اين معركه شهيد نمي‌شد، به مقام عصمت گام مي‌نهاد؛ گو اين كه در آن لحظه هم آن گونه بود.






    ياران شيداي حسين بن علي علیهما السلام در  حماسه عاشورا
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





صفحه 13 از 17 نخستنخست ... 391011121314151617 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •