ياران شيداي حسين بن علي علیهما السلام در  حماسه عاشورا سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
ياران شيداي حسين بن علي علیهما السلام در  حماسه عاشورا
صفحه 16 از 17 نخستنخست ... 6121314151617 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 151 تا 160 , از مجموع 167
  1. #151
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,192      تشکر : 480
    889 در 510 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض








    عبور از قتلگاه


    بعدازظهر يازدهم محرم بود. زنان از سپاه ابن‌سعد درخواست كردند كه آنها را از كنار قتلگاه عبور دهد تا بار ديگر با اجساد شهداي خود وداع كنند. وقتي كه چشم زينب عليهاالسلام به بدن برادر افتاد فرياد زد: «وا محمداه، صلي عليك مليك السماء هذا حسين بالعراء مرمل بالدماء، صريع بكربلاء، مقطع الاعضاء، مجزور الرأس من القفا، مسلوب العمامة و الردا [1182] و بناتك سبايا و ذريتك قتلي تسفي عليهم الصبا، و ما زالت تقول حتي أبكت والله كل صديق و عدو [1183]

    اي محمد صلي الله عليه و آله! درود فرشتگان آسمان بر تو باد، اين حسين است كه بر خاك افتاده و به خون آغشته شده است. ]اين كشته فتاده به هامون حسين توست، اين تن چاك‌چاك غرق به خون حسين توست[ اين حسين توست كه بدنش در بيابان افتاده و بدنش قطعه‌قطعه شده است و سرش از قفا بريده شده است و لباسهايش به يغما رفته است. و دخترانت اسير شده‌اند، و بر بدن فرزندان كشته‌ات باد صبا مي‌وزد.

    از اين گفتار هر دوست و دشمني گريست». گريه و ندبه در آن حال بسيار شد. سپس آن بانو بدن برادر را رو به آسمان بلند كرد و گفت: «الهي تقبل منا هذا القربان؛ [1184] معبودا! از ما اين قرباني را بپذير». [ صفحه 352] درسي كه مي‌توان گرفت: اين گفتار زينب عليهالسلام گوياي ادامه و استمرار عهد و ميثاق الهي است. البته به نظر مي‌رسد رسالت حجت الهي بر دوش امام سجاد عليه‌السلام نهاده شده بود؛ ولي عمه‌ي او از تقيه بركنار است، تا چون مادرش در حمايت امام علي عليه‌السلام، او نيز از امام خود حمايت كند.






    ياران شيداي حسين بن علي علیهما السلام در  حماسه عاشورا
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  2. #152
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,192      تشکر : 480
    889 در 510 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض








    زينب در كوفه


    وقتي اهل بيت امام حسين عليه‌السلام بر ابن‌زياد وارد شدند، حضرت زينب به صورتي كه كسي نمي‌شناخت بر اين ملعون وارد شد، ابن‌زياد سؤال كرد اين چه كسي است، گفته شد او زينب دختر علي عليه‌السلام است، ابن‌زياد رو به حضرت زينب كرد و گفت «الحمد لله الذي فضحكم و أكذب احدوثتكم؛ خدا را شكر كه خداوند شما را رسوا كرد و كارها و گفته‌هاي شما را ]اين كه بر حق هستيم، و وحي بر اين خاندان نازل مي‌شود! و...[ را تكذيب كرد»

    حضرت زينب عليهاالسلام در جواب فرمودند «انما يفتضح الفاسقق و يكذب الفاجر و هو غيرنا؛ تنها شخص فاسق رسوا مي‌شود و تنها شخص فاجر دروغ مي‌گويد، و آن شخص ما نيستيم» سپس ابن‌زياد گفت «كيف رأيت صنع الله بأخيك و اهل بيتك؛ حضرت در جواب فرمودند: ما رأيت الا جميلا؛ هولاء قوم كتب الله عليهم القتل فبرزوا الي مضاجعهم؛ به جز خوبي چيزي نديدم، آن‌ها افرادي بودند كه خداوند براي آن‌ها شهادت را تقدير نموده بود، و به جايگاه و آسايشگاه خود نائل آمدند؛ و به زودي خداوند بين تو و آنها جمع مي‌كند، آن موقع خواهي ديد چه كسي گرفتار است؛ مادرت به عزايت بنشيند، يابن مرجانه!» [1185] .

    طبرسي در كتاب احتجاج خطابه‌هاي آتشين زينب عليهاالسلام را نگاشته است كه به پاره‌اي اشاره مي‌شود. در آن روزي كه اهل بيت عليهم‌السلام را وارد كوفه كردند، مردم كوفه وقتي آن وضع سرهاي بر ني و زنان و بيماري امام سجاد عليه‌السلام را مشاهده كردند گريان شدند. به ناگاه زينب دختر علي بن ابي‌طالب عليه‌السلام به آن جمع اشاره‌اي فرمود كه ساكت شويد.

    حذام اسدي گفت: به خدا سوگند، تا حال كسي را اين قدر مصيبت ديده نديده بودم كه اين گونه [ صفحه 353] چون اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب عليه‌السلام در كمال آرامش سخن گويد، ناگاه به مردم اشاره فرمود كه ساكت شويد. پس از آن نفس‌ها در گلو پيچيد و صداي زنگ‌ها ساكت و خاموش شد. پس از حمد و ثناي خدا و رسول فرمود: «اما بعد، يا اهل الكوفه، يا اهل الختل و الغدر و الخذل،...؛ اما بعد اي مردم كوفه! اي اهل شكستن عهد و پيمان! و...» [1186]

    پس از اين خطبه حضرت زينب عليهاالسلام بود كه وضع بازار كوفه به هم ريخت، همه پريشان و پشيمان از عمل خويش شدند. پيرمردي مي‌گفت: «بابي و امي كهولهم خير الكهول و نساؤهم خير النساء و شبابهم خير شباب و نسلهم نسل كريم و فضلهم فضل عظيم؛ پدر و مادرم فدايت! پيرانشان برترين پيرها، جوان‌هايشان بهترين جوانها و زنانشان برترين زنان و نسلشان نسلي بزرگوار و فضلشان برتري بزرگي است...»

    اينجا بود كه امام سجاد عليه‌السلام فرمود: «يا عمة! اسكتي ففي الباقي من الماضي اعتبار، و انت بحمد لله عالمة غير معلمة، فهمة غير مفهمة...؛ [1187] اي عمه! ساكت باش كه در آيندگان از گذشتگان عبرتي است. به لطف و سپاس خدا، شما دانشمندي هستي كه استاد نديده‌اي، اهل درك و درايتي هستي كه به شما آن را كسي نياموخته». از اين عبارت امام سجاد عليه‌السلام به عصمت حضرت زينب عليهاالسلام پي مي‌بريم.





    ياران شيداي حسين بن علي علیهما السلام در  حماسه عاشورا
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  3. #153
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,192      تشکر : 480
    889 در 510 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض








    ام‌كلثوم بنت علي

    زينب صغري كنيه‌اش ام‌كلثوم كبري بوده است. [1188] ايشان دختر حضرت علي بن ابي‌طالب عليه‌السلام و فاطمه زهرا عليهاالسلام است. [1189] درباره ازدواج ايشان با خليفه دوم اختلاف شديدي است كه برخي پنداشته‌اند خليفه دوم ايشان را به ازدواج خود درآورد؛ ولي نظر علماي ما برخلاف اين است. آري امر ازدواج ايشان را حضرت مولي عليه‌السلام به عمويش عباس واگذار نمود و او عقد ازدواج حضرت ام‌كلثوم را با عون بن جعفر طيار اجرا فرمود. [1190] . [ صفحه 354]


    خطبه ام‌كلثوم در كوفه

    در كوفه حضرت ام‌كلثوم عليهاالسلام نيز با مردم سخن گفته كه با اشاره‌اي از نفس‌ها در سينه‌ها حبس شد. پس از حمد و ثناي الهي فرمود: «يا اهل الكوفة، تقتلنا رجالكم، و تبكينا نساؤكم فالحاكم بيننا و بينكم الله يوم فصل القضاء [1191] .ساكت، اي اهل كوفه، مردان شما ما را كشتند و زنانتان ما را به گريه درآوردند. پس حاكم بين ما و شما خداوند در روز فصل القضا (كه حكم آخر داده مي‌شود) است.

    «يا اهل الكوفة سوئة لكم، مالكم خذلتم حسينا و قتلتموه، اي اهل كوفه! رويتان سياه باد، چگونه حسين را شهيد كرديد و خوار داشتيد؟!» اشاراتي بليغ دارند كه آيا مي‌دانيد چه كرده‌ايد؟ چه دل‌ها را آتش زده‌ايد؟ و چه خون‌ها ريخته‌ايد؟ و چه مال‌ها را از بين برده‌ايد؟ شما بهترين مردان نسل پيامبر را كشته‌ايد. و عطوفت از دل‌هاي شما رفته است.

    «الا ان حزب الله هم المفلحون و حزب الشيطان هم الخاسرون...؛ آگاه باشيد كه حزب خداوند رستگاران‌اند و حزب شيطان خود ضرر و زيان كرده‌اند» پس از آن بود كه اضطراب عجيبي در بين مردم افتاد، زنان موي مي‌كندند و به صورت مي‌زدند. راوي گويد تا به حال از مردم گريه‌اي چون آن روز نديده بودم. [1192] .

    سكينه بنت حسين

    سكينه دختر امام حسين عليه‌السلام است. وفات سكينه بنت الحسين عليه‌السلام پنجشنبه، پنجم ربيع الاول سال 117 هجري بوده است. [1193] او با پسر عموي خويش «عبدالله بن الحسن بن علي بن ابي‌طالب» ازدواج كرد كه او در كربلا شهيد شد و از او فرزندي نداشت. [1194]

    در روز عاشورا، سكينه دختر امام حسين عليه‌السلام از ده سال بيشتر داشت و ولادتش قبل از شهادت عمويش امام مجتبي عليه‌السلام بوده است. عمر شريفش 70 سال بوده است. [1195] .وقتي حسن المثني فرزند امام مجتبي عليه‌السلام براي خواستگاري نزد امام حسين عليه‌السلام آمد امر انتخاب فاطمه يا سكينه را به امام حسين عليه‌السلام واگذار نمود، امام حسين عليه‌السلام براي وي فاطمه را برگزيد و در مورد سكينه اين گونه فرمود: «ان الغالب علي سكينة الاستغراق مع الله؛ فلا تصلح لرجل [1196]

    غالبا سكينه غرق در ياد خداي تعالي است». مستغرق بودن در خدا تنها براي شايستگان سير و سلوك آن هم گاهي رخ مي‌دهد؛ ولي به اعتراف اين بيان شريف صفت غالبي سكينه بنت الحسين عليه‌السلام غرق بودن در ياد خداوند متعال دانسته شده است.


    سكينه و عبور از قتلگاه

    بعدازظهر روز يازدهم محرم بود كه خاندان امام حسين عليه‌السلام را از كنار قتلگاه عبور مي‌دادند. همين كه سكينه به كنار بدن مطهر اباعبدالله عليه‌السلام رسيد، گردن به گردن مطهر ولي الله نهاد.

    بعد از آن خود فرمود كه شنيدم از حنجره مبارك (حضرت اباعبدالله الحسين عليه‌السلام) اين ندا آمد:«شيعتي ما ان شربتم عذب ماء فاذكروني‌او سمعتم بغريب او شهيد فاندبوني [1197] .اي شيعه! و پيروان من هر گاه آب گوارا نوشيديد مرا ياد كنيد؛يا اگر از غريب يا شهيدي شنيديد، بر من گريه كنيد».پس هر چه كردند نتوانستند او را از بدن پدر جدا سازند تا اين كه گروهي جمع شده، به [ صفحه 356] زور او را از جسد مطهر امام جدا ساختند. [1198] .

    درسي كه مي‌توان گرفت: بي‌شك گوش و چشم همگان براي ديدن يا شنيدن حقايق عالم شايستگي ندارد. تنها كساني كه تقواي الهي را پيشه خود ساخته‌اند با چشم و گوش برزخي به عالم معنا راه مي‌يابند. اما كساني كه چشم يا گوش و اعضا و جوارح را به لذت زودگذر دنيوي مشغول مي‌دارند، مصداق اين آيه خواهند شد: «انك لا تسمع الموتي و لا تسمع الصم الدعا)؛ [1199] به درستي كه تو (اي رسول ما) صداي مردگان را نمي‌شنوي و خواندن لال را نمي‌شنوي».





    ياران شيداي حسين بن علي علیهما السلام در  حماسه عاشورا
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  4. #154
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,192      تشکر : 480
    889 در 510 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض








    فاطمه بنت حسين

    فاطمه دختر ديگر اباعبدالله الحسين عليه‌السلام است.


    خطبه فاطمه در كوفه

    فاطمه دختر حضرت اباعبدالله الحسين عليه‌السلام خطبه‌اي آتشين در كوفه ايراد كرد. نخست حمد و سپاس خداوند و مدح پيامبر و مدح اهل بيت عليهم‌السلام گفت و سپس فرمود: «اما بعد يا اهل الكوفه، يا اهل المكر و الغدر و الخيلاء، فانا اهل البيت، ابتلانا الله بكم و ابتلاكم بنا، فجعل بلاءنا حسنا، و جعل علمه عندنا و فهمه لدينا، فنحن عيبة علمه و وعاء فهمه و حكمته و حجته علي الارض في بلاده لعباده... [1200] ؛ اما بعد، اي اهل كوفه! اي فريبكارها و نيرنگ‌بازها! ما اهل بيتي هستيم كه خداوند ما را به شما امتحان كرد، و شما را به ما امتحان فرمود.

    پس آن را امتحاني نيكو قرار داده علمش را نزد ما و فهمش را پيش ما قرار داد.پس ما منبع علم او و ظرف فهم او و حكمت او و محبت او بر روي زمين در شهرهاي او [ صفحه 357] براي بندگانش هستيم». پس از آن دختر حضرت اباعبدالله الحسين عليه‌السلام آن مردم را تهديدها فرمود، از جمله عواملي كه موجب اين قتل و غارت‌ها و بي‌حرمتي‌ها شد، حسادت و رشك اهل كوفه در بيان ايشان عنوان شده است: «أحسدتمونا، علي ما فضلنا الله تعالي، ذلك فضل الله يؤتيه من يشاء و من لم يجعل الله له نورا فما له من نور...؛ [1201]

    شما به ما رشك ورزيديد، بر آن چه خداوند متعال ما را برتري داد، و آن فضلي است از خداوند كه به هر كه بخواهد عنايت مي‌كند و كسي را هم كه خداوند به او نوري ندهد او را نوري نيست» در هر حال با يك مقايسه قرآني تكليف انسان را روشن ساخته‌اند.

    اين خطابه آن قدر بر جان‌ها نشست كه اشك‌ها از چشم‌ها روانه شد و دل‌هايشان را رعب و ترس گرفت و مردم به خود آمدند كه چه گناه بزرگي را به دوش خويش كشيدند. با اشك و آه فرياد برآوردند كه: «حسبك يا ابنة الطيبين فقد احرقت قلوبنا، و انضجت نحورنا، و اضرمت اجوافنا...؛ [1202]

    اي دختر پاكان تو را بس است كه دل‌هامان آتش زدي و فرياد از سينه‌هامان بلند شد و جانمان را آتش زدي» پس از آن، او از سخن باز ايستاد و همه را در غم خويش وانهاد.الحمدلله اولا و آخرا


    و صلی الله علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم

    التماس دعا






    ياران شيداي حسين بن علي علیهما السلام در  حماسه عاشورا
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  5. #155
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,192      تشکر : 480
    889 در 510 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض




    پاورقي

    [1] مقتل الحسين عليه‌السلام، مقرم، ص 59.
    [2] الكامل في التاريخ، ج 2، ص 557؛ تاريخ الامام و الملوك، (310 ه) ج 5، ص 418.
    [3] مقتل الحسين مقرم. ص 265.
    [4] ممتحنه، آيه 4.
    [5] براي شناخت عرب در پيش از ظهور اسلام به منابع زير مي‌توان دست يازيد: الف. قرآن كريم؛ ب. احاديث و رواياتي كه از رسول الله صلي الله عليه و آله و اهل بيت عليهم‌السلام درباره اقوام پيش از اسلام نقل شده است؛ ج. كتاب تورات و انجيل؛ د. نوشته‌هاي يونانيان و روميان قرون وسطي؛ ه. كتب تاريخي، نوشته تاريخ‌نويسان اسلامي و مستشرقين؛ و. آثار باستاني و حفاريهاي خاورشناسان.
    [6] حاقه، آيه 8، از اين آيه چنين بر مي‌آيد كه از اين قوم نسلي باقي نمانده است.
    [7] حضرت هود و صالح دو پيامبر گرامي خداي تعالي بودند كه بر قوم ثمود و عاد برانگيخته شدند: «ألم تر كيف فعل ربك بعاد - ارم ذات العماد - التي لم يخلق مثلها في البلاد - و ثمود الذين جابوا الصخر بالواد؛ مگر نديدي كه پروردگارت با عاد چه كرد، با عمارات ستون‌دار ارم، كه مانندش در شهرها ساخته نشده بود؟ و با ثمود، همانان كه در دره، تخته سنگها را مي‌بريدند؟»فجر، آيات 9-6.
    [8] قيام حسين، ص 69.
    [9] بقره آيه 127. [
    [10] «و اهل الارض يومئذ متفرقه، و اهواء منتشرة، و طوائف متشتته، بين مشبه لله بخلقه، او ملحد في اسمه، او مشير الي غيره، فهداهم به من الضلالة، و انقذهم بكمانه من الجهالة»، نهج‌البلاغة، خ 1.
    [11] نجم، آيات 19 و 20.
    [12] فروغ ابديت، ص 43.
    [13] مائدة، آيه 90.
    [14] عنكبوت، آيه 25.
    [15] نجم، آيه 21.
    [16] فروغ ابديت، ص 44-45.
    [17] اعراف، آيه 157.
    [18] بحار الانوار، ج 22، ص 155.
    [19] بحار الانوار، ج 15، ص 392.
    [20] تحف العقول، ص 19.
    [21] السيرة النبوية، ج 2، ص 412.
    [22] مصعب بن عمير از اصحاب پيامبر گرامي اسلام بود. او نخستين مبلغ ارسالي رسول اكرم صلي الله عليه و آله به مدينه بود و چنان خوب زمينه اسلام را فراهم آورد كه دل مدينه در استقبال از نبي اكرم اسلام صلي الله عليه و آله مي‌تپيد و هنگام ورود پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله از مكه به مدينه، انصار در تمام اموال خود، مهاجرين را شريك ساختند. سرانجام او در جنگ احد با دو فرزندش و در سنين كهنسالي به فوز شهادت نائل آمد و بدن شريفش در كنار ساير شهداي احد در قبرستان و در كنار بدن حضرت حمزه، سيدالشهداء، عموي پيامبر صلي الله عليه و آله دفن شد.
    [23] اعلام الوري، ج 1، ص 139؛ بحارالانوار، ج 19، ص 8 - 11.
    [24] انعام، آيات 152-153.
    [25] اين بيان اشاره است به آياتي چون «اليوم أكملت لكم دينكم و أتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلام دينا؛ امروز دينتان را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام كردم و اسلام را بر شما به عنوان دين خشنود گشتم». مائده، آيه 3.
    [26] آل عمران، آيه 144.
    [27] اين بيان اشاره‌اي است به آيه «و الله يعصمك من الناس؛ خداوند شما را از شر مردم حفظ خواهد كرد»، مائده، آيه 67. در ضمن خطبه غدير پيامبر اشاره فرمودند كه بيم تظاهر و فتنه منافقين مي‌رود؛ اما فرشته وحي اطمينان داد كه خداوند پيامبر صلي الله عليه و آله را از شر آنها مصون و محفوظ مي‌دارد.
    [28] فتح، آيه 10.
    [29] مدعي خلافت، بي‌پروا، عبارتي كفرآميز در شناخت خود از رسول خدا صلي الله عليه و آله به زبان راند كه هيچ كس نمي‌تواند آن را توجيه كند؛ او هنگامي كه پيامبر فرمود قلم و دواتي آوريد تا چيزي بنويسم كه هرگز گمراه نشويد، بي‌محابا گفت: «ان الرجل يهجر؛ اين مرد هذيان مي‌گويد». (بحارالانوار، ج 30، ص 466) آيا اين عبارت گوياي كفر گوينده آن به اسلام نيست؟!
    [30] نهج‌البلاغه، خطبه سوم.
    [31] نهج‌البلاغه، خطبه سوم.
    [32] از همين بخش تاريخ و از موضع‌گيري اهل بيت عليهم‌السلام در مي‌يابيم كه اگر كسي بي‌پرده ارتداد خود را اعلان كرد، بايد برخورد مسلمانان با او بي‌پرده و بي‌ابهام باشد؛ ولي كسي كه حرمت ظاهر را پاس داشت، حكمي ديگر دارد.
    [33] بحارالانوار، ج 45، ص 314.
    [34] بقرة، آيه 247.
    [35] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 341.
    [36] عبدالله فرزند «مطيع» پسر «اسور» او پسر «حارثه» فرزند «نضله» و از قبيله «عدي بن كعب قرشي» است. او در دوران پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم به دنيا آمده است، هنگامي كه عبدالله وارد مدينه شد توسط «وليد بن عتبه» والي مدينه، دستگير و زنداني شد. قبيله او اجتماع كردند و او آزاد شد. هنگامي كه اهل مدينه در روزگار يزيد، بني‌اميه را از مدينه بيرون راندند «عبدالله بن مطيع» بر قريش و «عبدالله بن حنظله» بر انصار حكومت مي‌راندند. هنگامي كه اهل شام بر اهل مدينه در روز حره غلبه كرد «عبدالله بن مطيع» به «عبدالله بن زبير» در مكه پيوست و نزد او باقي ماند تا اين كه با او كشته شد. الامام الحسين و اصحابه، ج 1، ص 112، پاورقي.
    [37] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 351.
    [38] قصص، آيه 22.
    [39] شگفت اين كه امام براي حفظ جان خويش به كعبه پناه نمي‌برند؛ بلكه مايل نيستند كه حرمت كعبه شكسته شود.
    [40] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 351.
    [41] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 351.
    [42] امالي الصدوق، ص 134.
    [43] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 339.
    [44] الامام الحسين و اصحابه، ج 1، ص 115.
    [45] اين نامه حدود بيست و هفت روز قبل از شهادت مسلم بن عقيل رضي الله عنه به دست امام رسيده است.
    [46] الامام الحسين و اصحابه، ج 1، ص 115.
    [47] ابومحنف گويد: ابن‌زبير گفت: «اگر من شيعياني چون شما داشتم هرگز اينجا نمي‌ماندم»، براي رفع اتهام نيز گفت: «اگر اينجا بمانيد من انشاءالله با شما بيعت خواهم كرد در حالي كه شما به حكومت از يزيد سزاوارتر هستيد». «ثم قام (ابن‌زبير) فخرج من عنده، فقال الحسين عليه‌السلام: ان هذا ليس شيئا يؤتاه من الدنيا احب اليه من ان اخرج من الحجاز الي العراق، و قد علم انه ليس له من الامر معي شي‌ء، و ان الناس لم يعدلوه بي، فود اني خرجت منها لتخلوا له؛ سپس ابن‌زبير از جاي برخاست و از نزد امام خارج شد. آنگاه امام حسين فرمود: از دنيا هيچ چيز نزد او محبوب‌تر از اين نيست كه من از حجاز به سوي عراق خارج شوم در حالي كه او خود مي‌داند كه چيزي از خلافت به او نمي‌رسد و مردم او را با من برابر نمي‌بينند. بنابراين، او علاقمند به اين است كه من از (حجاز) خارج شوم تا كه زمينه براي او مساعد شود». تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 383.
    [48] قال الحسين عليه‌السلام: «و الله لان اقتل خارجا منها بشير احب الي من اقتل داخلا بشبر، و ايم الله لو كنت في جحر هامة من هذه الهوام لاستخرجوني حتي يقضوا في حاجتهم، و الله ليعتدن علي كما اعتدت اليهود في السبت». تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 385.
    [49] «نواويس» محل دفن حر بن يزيد رياحي است: بني‌رياح آنجا سكونت داشته‌اند. از اين عبارت امام شايد بتوان اين گونه استفاده كرد كه امام حسين عليه‌السلام ياران خود را پاره‌هاي تن خويش و بندي از بندهاي خود تلقي فرموده‌اند، چنان كه حر را جزئي از بند بدن خويش به شمار آورده‌اند.
    [50] اشاره به آن است كه اهل دنيا توسط من به دنياي خويش خواهد رسيد.
    [51] شرح الاخبار، ج 3، ص 146؛ بحارالانوار، ج 44، ص 366. «الحمدلله، ما شاء الله، و لا حول، و لا قوة الا الله، و صلي الله علي رسوله و سلم، خط الموت علي ولد آدم مخط القلادة علي جيد الفتاة، و ما اولهني الي اسلافي اشتياق يعقوب الي يوسف، و خير لي مصرع انا الاقيه، كاني باوصالي يتقطعها عسلان الفلوات بين النواويس و كربلا، فيملان مني اكراشا، جوفا و اجربة شغبا، لا محيص عن يوم، خط بالقلم، رضي الله رضانا اهل البيت، نصبر علي بلائه و يوفينا اجور الصابرين، لن تشد عن رسول الله لحمته، و هي مجموعة في حظيرة القدس، تقربهم عينه و تنجز لهم وعده. من كان فينا باذلا مهجته، موطنا علي لقاء الله نفسه، فليرحل معنا، فاني راحل مصبحا، ان شاء الله».
    [52] اين مشخصات را از نامه امام حسين عليه‌السلام به مسلم بن عقيل بر گرفته‌ايم. مشروح اين نامه را در بحث از منزل «حاجر» آورده‌ايم.
    [53] الامام الحسين و اصحابه، ص 148، ناگفته نماند كه بين مورخين در تعداد همراهان امام اختلاف فراواني است.
    [54] ابصار العين، ص 192-191.
    [55] ابصار العين، ص 190-189؛ الامام الحسين و اصحابه، ج 1، ص 157.
    [56] براي خروج از حرم دوگونه حل وجود دارد: نزديك و دور، كه «تنعيم» ادني الحل (حل نزديك) در مسير مدينه و اهل يمن واقع شده است.
    [57] الارشاد، ج 2، ص 68.
    [58] الامام الحسين و اصحابه، ج 1، ص 152؛ تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 385.
    [59] الامام الحسين و اصحابه، ج 1، ص 154.
    [60] معجم البلدان، ج 3، ص 412.
    [61] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 386، الارشاد، ج 2، ص 67.
    [62] الارشاد، ج 2، ص 60.
    [63] الامام الحسين و اصحابه، ج 1، ص 158.
    [64] مثير الاحزان، ص 42.
    [65] مثير الاحزان، ص 42.
    [66] الامام الحسين و اصحابه، ج 1، ص 159.
    [67] ان شاء الله در آينده درباره «مجمع بن زياد بن عمرو جهني» به تفصيل سخن خواهيم گفت.
    [68] «عباد بن مهاجر بن ابي‌مهاجر جهني» و «مجمع» هر دو از يك قبيله‌اند.
    [69] ابصار العين، ص 201.
    [70] الامام الحسين و اصحابه، ج 1، ص 159.
    [71] معجم البلدان، ج 4، ص 107؛ مراصد الاطلاع، ج 2، ص 932.
    [72] بحارالانوار، ج 44، ص 369.
    [73] الارشاد، ص 202؛ بحارالانوار، ج 44، ص 369.
    [74] الارشاد، ج 2، ص 70.
    [75] در آينده در بخش سفيران حسين عليه‌السلام از اين دو بزرگمرد بحث خواهيم كرد.
    [76] مراصد الاطلاع، ج 3، ص 1049.
    [77] الامام حسين و اصحابه، ج 1، ص 163.
    [78] الامام الحسين و اصحابه، ج 1 ص 163.
    [79] الارشاد، ج 2، ص 72؛ تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 395؛ نفس المهموم، ص 178.
    [80] بحارالانوار، ج 44، ص 372؛ مناقب آل ابي‌طالب، ج 4، ص 103.
    [81] كتاب الفتوح، ج 5، ص 71.
    [82] پيش از اين در منزل صفاح، از ملاقات با فرزدق سخن آورده‌ايم.
    [83] ابن‌نما، با اختلاف برخي از الفاظ اين ابيات را به حضرت امام علي عليه‌السلام نسبت داده است. مقتل الحسين خوارزمي، ج 1، ص 223 و مثير الاحزان، ص 45، با اختلاف در الفاظ، مقتل الحسين مقرم، ص 212؛ الامام الحسين اصحابه، ج 1، ص 177.
    [84] قمقام زخار و صمصام بتار، ج 1، ص 362؛ الامام الحسين و اصحابه، ج 1، ص 166.
    [85] چون درباره هر كدام از اصحاب بحث جداگانه‌اي را مطرح كرده‌ايم، درباره «زهير» تحت نام شريفش مطالب بيشتري آمده است.
    [86] بقره، آيه 156.
    [87] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 396؛ الارشاد، ج 2، ص 75.
    [88] مراصد الاطلاع، ج 2، ص 664.
    [89] اسراء، آيه 71.
    [90] شوري، آيه 7.
    [91] امالي الصدوق، ص 93؛ قمقام زخار و صمصام بتار، ج 1، ص 362؛ الامام الحسين و اصحابه، ج 1، ص 166.
    [92] معجم البلدان، ج 3، ص 129.
    [93] مراصد الاطلاع، ج 2، ص 656.
    [94] بسم الله الرحمن الرحيم، اما بعد، فانه قد اتانا خبر فظيع قتل مسلم بن عقيل و هاني بن عروة و عبدالله بن يقطر، و قد خذلنا شيعتنا، فمن احب منكم الانصراف، فلينصرف غير حرج، ليس عليه ذمام». مفيد، ارشاد، ج 2، ص 75.
    [95] درباره علت سخن امام، علامه مجلسي مي‌گويد: «چون امام مي‌دانستند كه اين افراد او را همراهي كنند به اميد اين كه اهل كوفه امام را حمايت و اطاعت كنند، كراهت داشتند كه مردم در غفلت بمانند، از اين رو مردم را از وضع آنجا به روشني آگاه كردند تا خود تصميم بگيرند». بحارالانوار، ج 44، ص 374.
    [96] الارشاد، ج 2، ص 76.
    [97] الاخبار الطوال، ص 347.
    [98] مروج الذهب، ج 3، ص 256.
    [99] الامام الحسين و اصحابه، ج 1 ص 178. [
    [100] مراصد الاطلاع، ج 3، ص 1058.
    ياران شيداي حسين بن علي علیهما السلام در  حماسه عاشورا
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  6. #156
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,192      تشکر : 480
    889 در 510 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض




    [101] الامام الحسين و اصحابه، ج 1، ص 178.
    [102] پيشين، ص 179.
    [103] ثم قال عليه‌السلام: «و الله لا يدعونني حتي يستخرجوا هذه العلقة من جوفي، فاذا فعلوا سلط الله عليهم من يذلهم حتي يكون اذل فرق الامم». مقتل الحسين خوارزمي، ج 1، ص 228؛ بحارالانوار، ج 44، ص 375.
    [104] معجم البلدان، ج 4، ص 134.
    [105] مراصد الاطلاع، ج 3، ص 948.
    [106] «عن ابي‌عبدالله عليه‌السلام انه قال: لما صعد الحسين عليه‌السلام عقبة البطن قال لاصحابه: «ما اراني الا مقتولا، قالوا: و ماذاك يا اباعبدالله؟ قال: رويا رايتها في المنام، قالوا: و ما هي؟ قال: رأيت كلابا تنهشني، اشدها علي كلب ابقع»، كامل الزيارات، ص 157، و نيز بحارالانوار، ج 45، ص 87، ح 24؛ موسوعة الكلمات الامام الحسين عليه‌السلام ص 351-352؛ مراصد الاطلاع، ج 2، ص 788.
    [107] قزويني، الامام الحسين و اصحابه، ج 1، ص 181.
    [108] مراصد الاطلاع، ج 2، ص 788.
    [109] الارشاد ج 1، ص 78.
    [110] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 400.
    [111] الامام الحسين و اصحابه، ج 1، ص 182.
    [112] مقتل الحسين مقرم، ص 214.
    [113] پيشين.
    [114] عبارت امام حسين عليه‌السلام به جوانان: «اسقوا القوم و ارووهم من الماء و رشفوا الخيل ترشيفا». تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 400-401؛ الارشاد، ج 2، ص 223؛ مقتل الحسين خوارزمي، ج 1، ص 229؛ الكامل في التاريخ، ج 2، ص 552.
    [115] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 402.
    [116] معجم البلدان، ج 1، ص 532.
    [117] «ايها الناس ان رسول الله قال: من رأي سلطانا جائرا مستحلا لحرام الله، ناكثا عمن مخالفا لسنة رسول الله، لبس في عباد الله بالاثم و العدوان فلم يغير عليه بعمل و لا قول كان حقا علي الله ان يدخله مدخله، الا و ان هولاء قد لزموا طاعة الشيطان و تركوا طاعة الرحمن و اظهروا الفساد و عطلوا الحدود و استأثروا بالفي‌ء و احلوا حرام الله و حرموا حلاله (حلال الله)، و انا احق ممن غير، و قد اتتني كتبكم و قدمت علي رسلكم ببيعتكم انكم لا تسلموني و لا تخذلوني فان تممتم علي بيعتكم تصيبول رشدكم، فانا الحسين بن علي و ابن‌فاطمة بنت رسول الله صلي الله عليه و آله، نفسي مع انفسكم، واهلي مع اهليكم فلكم في اسوة، و ان لم تفعلوا و نقضتم عهدكم و خلعتم بيعتي من اعناقكم فلعمري ما هي كم بنكر، لقد فعلتموها بابي و اخي و ابن‌عمي مسلم! فالمغرور من اغتربكم فحظلكم اخطأتم و نصيبكم ضيقتم و من نكث فانما ينكث علي نفسه و سيغني الله عنكم، والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته». تاريخ الامم و الملوك ج 5، ص 403؛ مقتل الحسين مقرم، ص 218؛ موسوعة كلمات الامام الحسين عليه‌السلام، ص 360-361؛ الكامل في التاريخ، ج 2، ص 552.
    [118] «يا اباهرم بني‌اميه شتموا عرضي، فصبرت و اخذوا مالي فصبرت و طلبوا دمي فهربت، و ايم الله ليقتلوني فيلبسهم الله ذلا شاملا و سيفا قاطعا و سيفا قاطعا و يسلط عليهم من يذلهم». امالي الصدوق، ص 136؛ اللهوف، ص 30.
    [119] مقتل الحسين خوارزمي، ج 1، ص 226؛ مقتل الحسين مقرم، ص 218 و 219.
    [120] مقتل الحسين مقرم، ص 220.
    [121] الامام الحسين و اصحابه، ج 1، ص 185.
    [122] درباره «نافع بن هلال»، «مجمع» و «عمرو» كه از ياران حضرت اباعبدالله الحسين عليه‌السلام بوده‌اند، در فصل شهداء به تفضيل سخن خواهيم گفت.
    [123] فقال عليه‌السلام: «اما والله اني لارجوا ان يكون خيرا، ما اراد الله بنا قتلنا ام ظفرنا».
    [124] «ان الاشراف عظمت رشوتهم و قلوب ساير الناس معك و السيوف عليك».
    [125] احزاب، آيه 23.
    [126] ترجمه آيه برگرفته از نظر مبارك علامه طباطبايي رحمه الله است؛ الميزان في التفسير القرآن، ج 16، ص 290.
    [127] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 405. «اللهم اجعل لنا و لهم الجنة و اجمع بيننا و بينهم في مستقر من رحمتك و رغائب مذخور ثوابك».
    [128] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 406 «والله اني لا نظر فما اري معك احدا و لو لم يقاتلك الا هولاء الذين اراهم ملازميك لكان كفي بهم».
    [129] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 406. قال عليه‌السلام: «ان بيننا و بين هولاء القوم قول لسنا نقدر معه علي الانصراف و لا ندري علام تنصرف بنا و بهم الامور في عاقبة.».
    [130] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 406.
    [131] الامام الحسين و اصحابه، ج 1، ص 185.
    [132] معجم البلدان، ج 4، ص 374.
    [133] امالي الصدوق، ص 137.
    [134] الامام الحسين و اصحابه، ج 1 ص 186.
    [135] مراصد الاطلاع، ج 3، ص 1100.
    [136] «فان قاتلت بين يديه اجرت، و ان قتلت استشهدت». كتاب الفتوح، ج 2، ص 130. گفتني است منابع درباره ملاقات و برخورد حضرت اباعبدالله الحسين عليه‌السلام با عبيدالله بن حر جعفي، اتفاق نظر دارند. تنها در كيفيت ملاقات، گزارشات متفاوتي شده است.
    [137] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 407؛ بحارالانوار،، ج 44، ص 315.
    [138] كتاب الفتوح، ج 5، ص 74.
    [139] اسرار الشهادة، ج 2، ص 164.
    [140] «... فان نفسي لا تسمح بالموت».
    [141] «و اما اذا رغبت بنفسك عنا فلا حاجة لنا في فرسك». الاخبار الطوال، ص 370؛ كتاب الفتوح، ج 5، ص 74.
    [142] «و لا حاجة لنا فيك، ثم قال و ما كنت متخذ المضلين عضدا.» اين عبارت برگرفته از سوره كهف، آيه 51 است. امالي الصدوق، ص 137، مجلس 30.
    [143] اين بيان امام اشاره به اين است كه «عبيدالله بن حر» به امام گفت: «مي‌دانم كه سعادت در ياري شماست، ولي اميدي ندارم كه در كوفه كسي شما را ياري كند».
    [144] الارشاد، ج 2، ص 81؛ بحارالانوار، ج 44، ص 379.
    [145] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 271.
    [146] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 407.
    [147] ثواب الاعمال و عقابها، ص 309؛ رجال الكشي، ص 105.
    [148] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 407.
    [149] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 447 - 448.
    [150] «قال يا ابت لا اراك الله سوء، السنا علي الحق؟ قال: بلي و الذي اليه مرجع العباد، قال: يا ابت اذا لا يبالي نموت محقين. فقال له: جزاك الله من ولد خير ما جزي والد علي والده». تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 407.
    [151] الامام الحسين و اصحابه، ج 1، ص 191.
    [152] «فلما انتهي اليهم سلم علي الحر بن يزيد و اصحابه و لم يسلم علي الحسين عليه‌السلام و اصحابه».
    [153] «اما بعد، و يقدم عليك رسولي، فلاتنزله الا بالعمراء في غير حصن و علي غير ماء، و قد امرت رسولي ان يلزمك و لا يفارقك حتي يأتيني بانفاذك أمري و السلام، تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 408.
    [154] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 408.
    [155] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 408؛ الارشاد، ج 2، ص 83.
    [156] الامام الحسين و اصحابه، ج 1، ص 194.
    [157] المنتخب، ص 428.
    [158] اللهوف، ص 35؛ قال السيد: «فلما و صلها قال: ما اسم هذه الارض؟ فقيل: كربلا. فقال: انزلوا، ههنا محط رحالنا و مسفك دمائنا، و هنا محل قبورنا، بهذا حدثني جدي رسول الله صلي الله عليه و آله وسلم».
    [159] اللهوف، ص 35.
    [160] بحارالانوار، ج 44، ص 483. «اللهم انا عترة نبيك محمد صلي الله عليه و آله و سلم و قد اخرجنا و طردنا و اخرجنا و ازجعنا عن حرم جدنا و تعدت بنواميه علينا اللهم فخذ لنا بحقنا و انصرنا علي القوم الظالمين».
    [161] «لعق: العسل و نحوه: لحسه و تناوله بلسانه او اصبعه». المنجد في اللغة، ص 724. تحت عنوان لعق، لعق به معناي قدري شيريني عسل است كه پس از تناول آن به زبان و يا سر انگشت شخص باقي مي‌ماند.
    [162] بحارالانوار، ج 44، ص 383؛ مقتل الحسين خوارزمي، ج 1، ص 237؛ اللهوف، ص 34.
    [163] الارشاد، ج 2، ص 95؛ مقتل الحسين خوارزمي، ج 2، ص 4؛ الكامل في التاريخ، ج 2، ص 560؛ دينوري، الاخبار الطوال، ص 378، الاتحاف بحب الاشراف، ص 49.
    [164] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 389؛ تهذيب تاريخ دمشق الكبير، ج 4، ص 34؛ مثير الاحزان، ص 54؛ اللهوف، ص 56، به نقل از روايتي از امام باقر عليه‌السلام.
    [165] حياة الحيوان الكبري، ج 1، ص 53.
    [166] اثبات الوصية، ص 35.
    [167] دول الاسلام، ج 1، ص 54.
    [168] الامام الحسين و اصحابه، ج 1 ص 148.
    [169] الارشاد، ج 2 ص 113؛ الاخبار الطوال، ص 383؛ تاريخ الامم و الملوك، ج 3، ص 236.
    [170] مروج الذهب، ج 3، ص 256.
    [171] به پانوشت قول شماره 7 بنگريد. ابصار العين، ص 14.
    [172] قصص، آيه 83.
    [173] الارشاد، ج 2، ص 95.
    [174] مقتل الحسين خوارزمي، ج 2، ص 4.
    [175] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 422، الكامل في التاريخ، ج 2، ص 560.
    [176] عمر پسر سعد پسر ابي‌وقاص، مادر او كنيزكي بيش نبود. ابصار العين، ص 44.
    [177] آن چهار نفر عبارت‌اند از: «عبدالله بن زهير بن سليم الازدي» با يك چهارم مدينه و «عبدالرحمن بن ابي‌سبرة حنفي» با يك چهارم «مذحج» و «اسد بن قيس بن اشعث» همراه با يك چهارم «ربيعة» و «كندة» و «حربن يزيد رياحي» به يك چهارم قبيله «تميم» و «همدان». آنها همگي در جنگ با امام حسين عليه‌السلام شركت داشتند به جز حر رياحي رضي الله عنه. مقتل الحسين مقرم، ص 276.
    [178] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 422؛ الارشاد، ج 2، صص 96-95؛ مقتل الحسين مقرم، ص 277.
    [179] الكامل في التاريخ، ج 2، ص 561.
    [180] انفاق، آيه 60.
    [181] الطبقات الكبري، ج 4، ص 29.
    [182] «اما بعد فقد ارسلت اليكم اخي عمي و ثقتي من اهل بيتي، مسلم بن عقيل و امرته ان يكتب لي ان اريكم مجتمعين، فلعمري ما الامام الا من قام بالحق»، تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 353؛ الارشاد، ج 2، ص 39.
    [183] ترجمه برگرفته از متن ابصار العين، ص 79.
    [184] ابصار العين، ص 79.
    [185] جنت محل آبي بوده كه به قبيله كلب متعلق بوده است. معجم البلدان، ج 2، ص 343.
    [186] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 354. «اما بعد. فاني أقبلت من المدينة معي دليلان لي فجارا عن الطريق و ضلا و اشتد علينا العطش فلم يلبثا ان ماتا حتي انتهينا الي الماء فلم ننج الا بحشاشة انفسنا، فقد تطيرت من وجهي هذا».
    [187] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 355. «اما بعد؛ فقد خشيت الا يكون حملك علي الكتاب الي في الاستعفاء من الوجه الذي وجهتك له الا الجبن، فامض لوجهك الذي وجهتك له والسلام». با اندكي تفاوت و در الارشاد، ج 2، ص 40.
    [188] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 355.
    [189] مروج الذهب، ج 3، ص 248.
    [190] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 355.
    [191] درباره سخنان «عابس» و «حبيب» در ضمن بحث از هر كدام سخن خواهيم گفت.
    [192] ابصار العين، ص 80.
    [193] الارشاد، ج 2، ص 41.
    [194] حياة الامام الحسين، ج 2، ص 345.
    [195] اللهوف، ص 16.
    [196] الارشاد، ج 2، ص 41.
    [197] نفس المهموم، ص 58.
    [198] حياة الامام الحسين، ج 2، ص 247.
    [199] تاريخ ابي‌الفداء، ج 1، ص 200؛ حياة الامام الحسين، ج 2، ص 247.
    [200] تاريخ ابي الفداء، ج 1، ص 200؛ حياة الامام الحسين، ج 2، ص 347؛ مثير الاحزان، ص 11.
    [201] حياة الامام الحسين، ج 2، ص 345.
    ياران شيداي حسين بن علي علیهما السلام در  حماسه عاشورا
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  7. #157
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,192      تشکر : 480
    889 در 510 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض





    [202] مثير الاحزان، ص 32.
    [203] «سرجون بن منصور» از نصاراي شام بود. معاويه براي اداره حكومت با او مشورت مي‌كرد. پدرش منصور از طرف «هرقل» قبل از فتح شام مسئوليت بيت المال را به عهده داشت. پسر سرجون نيز در دولت اموي داراي پست و مقام بود. پيش از اين عمر بن خطاب از استخدام مسيحيها در امور كشوري منع كرده بود، مگر اين كه مسلمان شوند. مقتل الحسين مقرم، پاورقي، ص 148.
    [204] الكامل في التاريخ، ج 2، ص 535؛ سماوي، ابصار العين، ص 80.
    [205] رفعت و جاوزت السحاب و فوقه فما لك الا مرقب الشمس معقد اين عبارات گوياي كينه قبلي يزيد به عبيدالله بود كه اينك به سبب ضرورتي كه پيش آمده بود از او اين همه مدح و ثنا مي‌گفت.
    [206] مقتل الحسين مقرم، ص 148.
    [207] ابصار العين، ص 93.
    [208] الكامل في التاريخ، ج 2، ص 549.
    [209] كافي، ج 1، ص 465؛ بحارالانوار، ج 44، ص 198؛ كامل الزيارات، ص 57، ح 4.
    [210] شيخ مفيد نام او را «حصين بن نمير» دانسته‌اند. (الارشاد، ج 2، ص 69).
    [211] «ايها الناس، انا رسول الحسين بن فاطمة بنت رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم اليكم لينصروه و توازروه علي ابن‌مرجانة و ابن‌سمية الدعي ابن‌الدعي.»
    [212] الارشاد، ج 2، ص 71؛ تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 398.
    [213] ابصار العين، ص 94.
    [214] ر ك: منزل زباله، ش 14.
    [215] الارشاد، ج 2، ص 75.
    [216] ابصار العين، ص 94.
    [217] «اما بعد فان الله اصطفي محمدا علي خلقه و اكرمه بنبوته، و اختاره لرسالته، ثم قبضه الله اليه و قد نصح لعباده، و بلغ ما ارسل فيه، و كنا اهله و اوليائه و اوصيائه و ورثته و احق الناس بمقامه في الناس، فاستأثر علينا قومنا بذلك، فرضينا و كرهنا الفرقة، و نحن نعلم انا احق بذلك الحق المستحق علينا ممن تولاه، و قد بعثت اليكم رسولي بهذا الكتاب، و انا ادعوكم الي كتاب الله و سنة نبيه، فان السنة قد ميتت و ان البدعة قد احييت. فان تسمعوا قولي و تطيعوا امري اهدكم سبيل الرشاد». ابصار العين، ص 95.
    [218] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 357.
    [219] ابصار العين، ص 95.
    [220] براي اطلاع بيشتر براي نسل ايشان درباره نسل ايشان ر ك: ابصار العين، ص 112.
    [221] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 252-253. «للحسين بن علي عليه‌السلام من شيعته من المومنين. اما بعد؛ فحيهلا، فان الناس ينتظرونك، لا رأي لهم في غرتك، فالعجل، العجل، والسلام».
    [222] ابصار العين، ص 112.
    [223] «من الحسين بن علي الي اخوانه من المومنين و المسلمين؛ سلام عليكم، فاني احمد عليكم الله الذي لا اله الا هو، اما بعد؛ فان كتاب مسلم جائني يخبرني فيه بحسن رأيكم و اجتماع ملئكم علي نصرنا و الطلب بحقنا. فسألت الله ان يحسن لنا الصنع، و ان يثبكم علي ذلك احسن الاجر، و قد شخصت اليكم من مكة يوم الثلاثاء لثمان مضين من ذي الحجة يوم التروية، فاذا قدم رسولي عليكم فانكمشوا في امركم و جدوا. فاني قادم عليكم في ايامي هذه. انشاء الله و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته». تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 353.
    [224] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 395؛ ابصار العين، ص 112.
    [225] احزاب، آيه 23.
    [226] قال عليه‌السلام: «(فمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر). اللهم اجعل لنا و لهم الجنة منزلا، و اجمع بيننا و بينهم في مستقر رحمتك، و رغائب مذخور ثوابك». تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 395؛ ابصار العين، ص 113-114.
    [227] «ان الله تعالي اذن في قتلكم و قتلي في هذا اليوم، فعليكم بالصبر و القاتل». مقتل الحسين مقرم، ص 275.
    [228] مقتل الحسين مقرم ص 277.
    [229] مقتل الحسين مقرم، ص 277.
    [230] براي اطلاع بيشتر از اين خطبه ر ك: مقتل الحسين مقرم، ص 278-281. خطبة الاولي.
    [231] مقتل الحسين مقرم، ص 283-285؛ خطبه زهير را ذيل نام شريف او خواهيم آورد.
    [232] مقتل الحسين مقرم، ص 285-286، خطبه برير را ذيل نام شريف او خواهيم آورد.
    [233] مقتل الحسين مقرم، ص 286-289؛ ر ك: سخنان حضرت اباعبدالله الحسين عليه‌السلام.
    [234] مقتل الحسين مقرم، ص 291.
    [235] نحل، آيه 125.
    [236] مقتل الحسين مقرم، ص 292.
    [237] بحارالانوار، ج 45، ص 12.
    [238] اللهوف، ص 44.
    [239] بحارالانوار، ج 45، ص 12.
    [240] الغدير، ج 2، ص 49.
    [241] اسداالغابة، ج 3، ص 605.
    [242] الحذائق الورديه، ج 1، ص 211.
    [243] رجال شيخ طوسي، ص 76.
    [244] ابصار العين، ص 158، مقصد 5.
    [245] مناقب آل ابي‌طالب، ج 4، ص 113، ابن‌شهر آشوب ايشان را عبدالرحمن ارجني ناميده است.
    [246] شيخ طوسي رضي الله عنه ايشان را از ياران امام حسين عليه‌السلام دانسته‌اند. رجال شيخ طوسي، ص 80.
    [247] ابصار العين، ص 158.
    [248] ابصار العين، ص 158.
    [249] ابصار العين، ص 158.
    [250] مناقب آل ابي‌طالب عليه‌السلام، ج 4، ص 113.
    [251] اقبال الاعمال، ج 3، ص 77.
    [252] تسمية من قتل مع الحسين عليه‌السلام، ش 37.
    [253] ابصار العين، ص 200.
    [254] مناقب آل ابي‌طالب عليه‌السلام، ج 4، ص 267.
    [255] تسمية من قتل الحسين عليه‌السلام، ش 38.
    [256] تسمية من قتل الحسين عليه‌السلام، ش 39.
    [257] ابصار العين، ص 199.
    [258] رجال شيخ طوسي، ص 79.
    [259] مناقب آل ابي‌طالب، ج 4، ص 113.
    [260] ابصار العين، مقصد 27، ص 173.
    [261] معجم رجال الحديث، ج 16، ص 151.
    [262] سماوي، ابصار العين، مقصد 7، ص 173.
    [263] مناقب آل ابي‌طالب عليه‌السلام، ج 4، ص 113؛ بحارالانوار، ج 45، ص 72.
    [264] ابصار العين، مقصد 7، ص 173.
    [265] ابصار العين، ص 189.
    [266] يونس، آيه 57.
    [267] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 353-354.
    [268] مناقب آل ابي‌طالب عليه‌السلام، ج 4، ص 113؛ تسمية من قتل مع الحسين عليه‌السلام، ش 43.
    [269] مناقب ال ابي‌طالب عليه‌السلام، ج 4، ص 113.
    [270] ابصار العين، ص 191.
    [271] ابصار العين، ص 191.
    [272] تسمية من قتل مع الحسين عليه‌السلام، ش 47.
    [273] ابصار العين، ص 191.
    [274] مناقب آل ابي‌طالب، ج 4، ص 113.
    [275] مناقب آل ابي‌طالب، ج 4، ص 113.
    [276] مناقب آل ابي طالب، ج 4، ص 113.
    [277] ابصار العين، ص 192.
    [278] مناقب آل ابي‌طالب، ج 4، ص 113.
    [279] ابصار العين، ص 195.
    [280] مناقب آل ابي‌طالب، ج 4، ص 113.
    [281] تسمية من قتل مع الحسين عليه‌السلام، ش 84. مناقب آل ابي‌طالب، ج 4، ص 113.
    [282] تسمية من قتل مع الحسين عليه‌السلام، ش 84.
    [283] ابصار العين، ص 187.
    [284] ابصار العين، ص 187.
    [285] مناقب آل ابي‌طالب، ج 4 ص 113.
    [286] رجال شيخ طوسي، ص 39.
    [287] ابصار العين، ص 178.
    [288] رجال شيخ طوسي، ص 73.
    [289] ابصار العين، ص 187.
    [290] مناقب آل ابي‌طالب، ج 4، ص 113.
    [291] تسمة من قتل مع الحسين عليه‌السلام، ش 97.
    [292] ابصار العين، ص 133.
    [293] ابصار العين، ص 133.
    [294] ر. ك: ابصار العين، ص 134.
    [295] الاصابة في تمييز العابة، ج 5، ص 107.
    [296] مناقب آل ابي‌طالب، ج 4، ص 113.
    [297] ابصار العين، ص 193.
    [298] ابصار العين، ص 193.
    [299] تسمية من قتل مع الحسين عليه‌السلام، ش 61.
    [300] ابصار العين، ص 194-193.
    ياران شيداي حسين بن علي علیهما السلام در  حماسه عاشورا
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  8. #158
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,192      تشکر : 480
    889 در 510 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض






    [301] مناقب آل ابي‌طالب، ج 4، ص 113.
    [302] ابصار العين، ص 193-194.
    [303] تسمة من قتل مع الحسين عليه‌السلام، ش 62.
    [304] ابصار العين، ص 215.
    [305] الحدائق الوردية، ج 1، ص 211.
    [306] مناقب آل ابي‌طالب، ج 4، ص 113.
    [307] تسمية من قتل الحسين عليه السلام، ش 45.
    [308] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 353.
    [309] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 353؛ مناقب آل ابي‌طالب، ج 4، ص 113.
    [310] مناقب آل ابي‌طالب، ج 4، ص 113.
    [311] تسمية من قتل الحسين عليه السلام، ش 49.
    [312] وسيلة الدارين، ص 99.
    [313] ابصار العين، ص 192.
    [314] الحدائق الوردية، ج 1، ص 210.
    [315] ابصار العين، ص 192.
    [316] ابصار العين، مقصد 13، ص 197.
    [317] ابصار العين، مقصد 13، ص 197.
    [318] رجال النجاشي، ج 2، ص 250.
    [319] منتهي الآمال، ج 1، ص 653 و 654؛ رجال النجاشي، ج 1، ص 251.
    [320] مناقب آل ابي‌طالب، ج 4، ص 113.
    [321] تسمية من قتل الحسين عليه‌السلام، ش 42.
    [322] ابصار العين، ص 194.
    [323] ابصار العين، ص 194.
    [324] تسمية من قتل الحسين عليه‌السلام، ش 89.
    [325] ابصار العين، ص 165، مقصد 10.
    [326] ابصار العين، ص 165، مقصد 10.
    [327] مناقب آل ابي‌طالب، ج 4، ص 113؛ منتهي الآمال، ج 1، ص 654.
    [328] رجال شيخ طوسي، ص 80.
    [329] تسمية من قتل الحسين عليه السلام، ش 91.
    [330] منتهي الآمال، ج 1، ص 654؛ بحارالانوار، ج 45، ص 64.
    [331] گفتني است فضيل بن زبير وي را غلام اهل شنوئة (شنوئة شاخه‌اي از قبيله أزد مي‌باشد. معجم قبال العرب ج 1، ص 15 و ج 2، ص 614) دانسته است. (تسمية من قتل الحسين عليه‌السلام، ش 92).
    [332] تنقيح المقال، ج 1، ص 236.
    [333] منتهي الامال، ج 1، ص 654.
    [334] رجال شيخ طوسي، ص 72.
    [335] منتهي الآمال، ج 1، ص 654.
    [336] ابصار العين، ص 174.
    [337] منتهي الآمال، ج 1، ص 654.
    [338] ابصار العين، ص 147؛ تنقيح المقال، ج 1، ص 236.
    [339] منتهي الآمال، ج 1، ص 654؛ ابصار العين، ص 158.
    [340] منتهي الآمال، ج 1، ص 654.
    [341] مناقب آل ابي‌طالب، ج 4، ص 104.
    [342] ابصار العين، ص 158.
    [343] تسمية من قتل الحسين عليه‌السلام، ش 90،سماوي نام پدر وي را «حبيب بن ابي‌بشر» دانسته است. (ابصار العين، ص 186).
    [344] منتهي الآمال، ج 1، ص 654.
    [345] بحارالانوار، ج 45، ص 72.
    [346] رجال شيخ طوسي، ص 79.
    [347] تسمية من قتل الحسين عليه‌السلام، ش 41.
    [348] ابصار العين، ص 194، حدود سي نفر از سپاه عمرسعد شب عاشورا به امام حسين عليه‌السلام پيوسته‌اند كه جوين يكي از آنها بوده است.
    [349] مناقب آل ابي‌طالب، ج 4، ص 113.
    [350] منتهي الآمال، ج 1، ص 654.
    [351] تسمية من قتل الحسين عليه‌السلام، ش 66.
    [352] ابصار العين، ص 198، مقصد 13.
    [353] تنقيح المقال، ج 2، ص 148.
    [354] منتهي الآمال، ج 1، ص 656.
    [355] مناقب آل ابي‌طالب، ج 4، ص 113؛ وسيلة الدارين، ص 94؛ الامام الحسين في كربلا، ج 4، ص 268، ش 25؛ ابصار العين، ص 170.
    [356] اقبال الاعمال، ج 3، ص 78؛ بحارالانوار، ج 45، ص 72.
    [357] ابصار العين، ص 170.
    [358] منتهي الآمال، ج 1، ص 656.
    [359] ابصار العين، مقصد 7، ص 173.
    [360] «عند الله احتسبه و نفسي ما كنت احب ان يؤسر و ان ابقي بعده.».
    [361] تنقيح المقال، ج 1، ص 173.
    [362] منتهي الآمال، ج 1، ص 654.
    [363] مناقب آل ابي‌طالب، ج 4، ص 113.
    [364] تفصيل خطبه مسعود (ابن‌مسعود) تهشلي و سخنان جدي او و نامه سراسر ولائي‌اش ر. ك: سماوي، ابصار العين، ص 214 تا 212 آمده است.
    [365] ابصار العين، ص 212؛ منتهي الامال، ج 1، ص 656.
    [366] ابصار العين، ص 213 و 214.
    [367] ابصار العين، ص 214؛ منتي الآمال، ج 1، ص 654.
    [368] اقبال الاعمال، ج 3، ص 78.
    [369] ابصار العين، ص 146-147.
    [370] تسمية من قتل الحسين عليه‌السلام، ش 64.
    [371] ابصار العين، ص 96؛ منتهي الآمال، ج 1، ص 654.
    [372] ابصار العين، ص 96.
    [373] ابصار العين، ص 96.
    [374] اقبال الاعمال، ج 3، ص 76.
    [375] تسمية من قتل الحسين عليه السلام، ش 22؛ ترجمة الحسين و مقتله، ص 176. تاريخ الامم و الملوك،، ج 5، ص 69.
    [376] منتهي الآمال، ج 1، ص 654.
    [377] مناقب آل ابي‌طالب،ج 4، ص 113.
    [378] ابصار العين، ص 96.
    [379] اقبال الاعمال، ج 3، ص 73 و 346.
    [380] الاصابة في تمييز الصحابة، ج 3، ص 42.
    [381] منتهي الآمال، ج 1، ص 654.
    [382] مستدركات علم رجال الحديث، ج 4، ص 27.
    [383] ابصار العين، ص 96.
    [384] ابصار العين، ص 96.
    [385] ابصار العين، ص 97.
    [386] منتهي الآمال، ج 1، ص 657.
    [387] ذخيرة االدارين، ص 457.
    [388] الكامل في اللغة و الادب، ج 3، ص 207.
    [389] الكامل في اللغة و الادب؛ ج 3، ص 207؛ ابصار العين، ص 97.
    [390] الحسيني الشيرازي، ذخيرة الدارين، ص 112.
    [391] بسم الله الرحمن الرحيم. هذا ما تصدق به عبدالله علي اميرالمؤمنين، تصدق بالضيعتين المعروفتين بعين ابي‌نيزر و البغيبغه علي فقراء اهل المدينة و ابن السبيل، ليقي الله بهما وجهه حر النار يوم القيامه. لا تباعا و لا توهبا حتي يرثهما الله و الله خير الوارثين، الا ان يحتاج اليهما الحسن و الحسين فهما طلق لهما و ليس لاحد غيرهما... (الكامل في اللغة و الادب، ج 3، ص 207-208).
    [392] ابصار العين، ص 98.
    [393] ابصار العين، ص 98.
    [394] ابصار العين، ص 134.
    [395] ابصار العين، ص 134.
    [396] ابصار العين، ص 134.
    [397] تسمية من قتل مع الحسين عليه‌السلام، ش 24. الحدائق الوردية، ج 1، ص 121.
    [398] منتهي الآمال، ج 1، ص 654؛ الحدائق الوردية، ج 1، ص 121.
    [399] ابصار العين، ص 98.
    ياران شيداي حسين بن علي علیهما السلام در  حماسه عاشورا
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  9. #159
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,192      تشکر : 480
    889 در 510 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض






    [400] ابصار العين، ص 182-183.
    [401] ابصار العين، ص 183.
    [402] ابصار العين، ص 183.
    [403] بحارالانوار، ج 45، ص 72.
    [404] انشاءالله بعد از اين درباره سيف و مالك و نحوه شهادت آن دو مرد بزرگ سخن خواهيم گفت.
    [405] ابصار العين، ص 133.
    [406] ابصار العين، ص 133.
    [407] ابصار العين، ج 180.
    [408] كتاب الفتوح، ج 5، ص 110.
    [409] عبارت امام از ابومخنف گزارش شده است: عن الحسين عليه‌السلام: «ان هذا غلام قتل ابوه في المعركة و لعل امه تكره ذلك». مقتل الحسين عليه‌السلام مقرم، ص 253.
    [410] فقال الغلام: «اني امي هي التي امرتني». ابصار العين، ص 159.
    [411] مناقب آل ابي‌طالب، ج 4، ص 104.
    [412] مناقب آل ابي‌طالب، ج 3، ص 219؛ مقتل الحسين مقرم، ص 112؛ مقتل الحسين خوارزمي، ج 2، ص 22.
    [413] بحارالانوار، ج 45، ص 28.
    [414] شيخ طوسي رحمه الله، ايشان را از ياران حضرت اباعبدالله الحسين عليه‌السلام شمرده است. رجال شيخ طوسي، ص 78.
    [415] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 429. فضيل بن زبير نام وي را «عبدالله بن عمر بن عياش» دانسته است. تسمية من قتل مع الحسين عليه‌السلام، ش 76.
    [416] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 429.
    [417] بحارالانوار، ج 45، ص 17.
    [418] ابصار العين، ص 179، مقصد 9.
    [419] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 429.
    [420] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 429.
    [421] مقتل الحسين مقرم، ص 293.
    [422] الارشاد، ج 2 ص 101.
    [423] الارشاد، ج 2، ص 102.
    [424] مناقب آل ابي‌طالب، ج 4، ص 101.
    [425] بحارالانوار، ج 45، ص 17.
    [426] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 438.
    [427] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 430، علامه مجلسي عبارت امام را قدري ظريف‌تر آورده‌اند: «ارجعي، يا ام‌وهب، انت و ابنك مع رسول الله صلي الله عليه و آله؛ اي ام‌وهب، برگرد، تو و پسرت با رسول خدا (محشور) هستيد». بحارالانوار، ج 45، ص 17.
    [428] و هي تقول: «اللهم لا تقطع رجائي فقال الحسين لا يقطع الله رجاك». مقتل الحسين مقرم، ص 298.
    [429] ابصار العين، ص 227.
    [430] «فداك ابي و امي، قاتل دون الطيبين ذرية محمد صلي الله عليه و آله».
    [431] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 430؛ الكامل في التاريخ، ج 2، ص 564؛ اعيان الشيعه، ج 1، ص 603، وقعة الطف، ص 218؛ الارشاد، ج 2، ص 101.
    [432] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 438.
    [433] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 438؛ مقتل الحسين مقرم، ص 298؛ ابصار العين، ص 227.
    [434] اما و الله لا اجيبهم الي شيي مما يريدون حتي القي الله و انا مخضب بدمي» سيد بن طاووس، اللهوف، ص 44.
    [435] «ثم صاح: اما من مغيث يغيثنا، اما من ذاب يذب عن حرم رسول الله.» سيد بن طاووس، اللهوف، ص 44.
    [436] موسوعة الكلمات الامام الحسين عليه‌السلام، ص 448.
    [437] «سيف بن الحارث» شهيد ديگر كربلا است كه بعد از «مالك بن عبدالله» به شرح حال ايشان خواهيم پرداخت.
    [438] انساب الاشراف، ج 3، ص 198. تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 443.
    [439] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 443. ابصار العين، ص 132.
    [440] فقال عليه‌السلام: «اي ابني اخي، ما يبكيكما؟ فوالله! انا لارجوا ان تكونا قريري عين عن ساعة».
    [441] فقال عليه‌السلام: فجزاكما الله، يا ابني اخي عن وجه كما من ذلك، و مواساتكما اياي بانفسكما احسن جزاء المتقين». ابن اثير، الكامل في التاريخ، ج 2، ص 568.
    [442] مقتل الحسين مقرم، ص 294، تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 443؛ اعيان الشيعه، ج 1، ص 607 وقعة الطف، ص 243؛ بحارالانوار، ج 45 ص 31.
    [443] اقبال اعمال، ج 3، ص 79.
    [444] سماوي نام پدر «سيف» را «حرث» ضبط كرده است، ابصار العين، ص 132.
    [445] الكامل في التاريخ، ج 2، ص 568.
    [446] بحارالانوار، ج 45، ص 31.
    [447] اقبال الاعمال، ج 3، ص 345.
    [448] پس از اين درباره «حنظلة بن اسعد» و موعظه او سخن خواهيم گفت.
    [449] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 443؛ مثير الاحزان، ص 66.
    [450] ابصار العين، ص 175، مقصد 8.
    [451] «قال عليه‌السلام: مرحبا بكما، ادنوا مني». موسوعة كلمات الامام الحسين، ص 448.
    [452] تاريخ الامم و الملوك، ج 5 ص 442؛ وقعة الطف، 234، البداية و النهاية، ج 8، ص 200.
    [453] مناقب آل ابي‌طالب، ج 4، ص 113.
    [454] اقبال الاعمال، ج 3، ص 87. بحارالانوار، ج 3 ص 78. بحارالانوار، ج 45، ص 71.
    [455] ابصار العين، مقصد 8، ص 175.
    [456] اقبال الاعمال، ج 3، ص 78.
    [457] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 442.
    [458] ابصار العين، ص 115. ذخيرة الدارين، ص 414.
    [459] برخي از منابع متأخر گزارشي كه براي جابر آمده اشتباها به جنادة بن حرث نسبت داده‌اند، در صورتي كه جنادة بن حرث يكي ديگر از شهداي كربلاست، با توجه به گزارش طبري مبني بر شهادت جابر به همراه اين چند نفر (تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 446) و نيز گزارش ديگر طبري مبني بر آمدن چهار نفر از سوي كوفه (تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 404) به نظر مي‌رسد، منابعي كه خبر از همراهي جنادة با اين افراد داده‌اند،دچار اشتباه شده‌اند.
    [460] برخي مي‌پنداشتند كه طرماح فرزند عدي، فرزند حاتم طايي است كه شهرت به جود داشت. اما حقيقت غير اين است. فرزندان عدي همگي قبل از او در ركاب علي عليه‌السلام به فوز شهادت رسيدند و وقتي او را به نداشتن فرزند طعن مي‌زدند در پاسخ مي‌گفت: «و ددت ان لي الفا مثلهم لاقدمهم بين يدي علي الي الجنة؛ دوست داشتم كه برايم هزار فرزند چون آنها بود كه همه را پيش روي امام علي عليه‌السلام كه به بهشت مي‌فرستادم». ابصار العين، ص 116.
    [461] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 404 -، 405 و 446.
    [462] تاريخ الامم و الملوك، ج 5 ص 405.
    [463] «يا اباعبدالله! جعلت فداك، قد همت آن الحق باصحابك و كرهت ان التخلف فاراك وحيدا بين اهلك قتيلا! فقال له الحسين: تقدم فانا لاحقون بك عن ساعة». اللهوف، 47؛ بحارالانوار، ج 45، ص 23؛ خوارزمي، مقتل الحسين خوارزمي، ج 2، ص 24.
    [464] ابصار العين، ص 116؛ تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 446.
    [465] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 446؛ مقتل الحسين مقرم؛ اللهوف، ص 47؛ مقتل الحسين عليه‌السلام خوارزمي ج 2، ص 34؛ بحارالانوار، ج 45 ص 23.
    [466] ابصار العين، ص 115.
    [467] ابصار العين، ص 116.
    [468] اقبال الاعمال، ج 3، ص 79.
    [469] ابصار العين، ص 144.
    [470] ابصار العين، ص 144.
    [471] ابصار العين، ص 144، گفتني است، اگر چه منابع متأخر همچنان كه گذشت گزارشي كه مربوط به جابر بن حارث است به جنادة نسبت داده‌اند؛ با اين حال فضيل بن زبير و بلاذري وي را از شهداي كربلا دانسته‌اند. ((تسمية من قتل مع الحسين عليه‌السلام، ش 68. انساب الاشراف، ج 3، ص 198).
    [472] رجال شيخ طوسي، ص 74.
    [473] ابصار العين، ص 117؛ تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 446.
    [474] اقبال الاعمال، ج 3، ص 79.
    [475] الاصابة في تمييز الصحابة، ج 3، ص 94؛ ابصار العين، ص 145.
    [476] ابصار العين، ص 145.
    [477] مقتل الحسين عليه‌السلام مقرم، ص 294، به نقل از الاصابه، ج 3، ص 94،بخش 3.
    [478] فقال عليه‌السلام: «أخبروني خبر الناس وارائكم؟ فقال مجمع بن عبدالله: اما اشراف الناس فقد عظمت رشوتهم، و ملئت غوائرهم، يستمال بذلك ودهم، و تستخلص به نصيحتهم، فهم الب واحد عليك، و اما سائر الناس بعد، فان افئدتهم تهوي اليك، و سيوفهم غدا مشهورة عليك، فقال عليه‌السلام: أخبرني فهل لك علم برسولي اليكم؟ قال: من هو؟ فقال: قيس بن مسهر، قال: نعم، أخذه الحصين بن تميم...». تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 405.
    [479] ابصار العين، ص 146.
    [480] اقبال الاعمال، ج 3، ص 79 و 345.
    [481] ابصار العين، ص ص 159 و 222.
    [482] مقتل الحسين مقرم، ص 295؛ با اندكي تفاوت در تسمية من قتل مع الحسين عليه‌السلام، ش 54.
    [483] الحدائق الوردية، ج 1، ص 211. در همين كتاب آمده كه سعد و برادرش سه نفر از لشكريان ابن‌سعد را كشتند.
    [484] مقتل الحسين مقرم، ص 295.
    [485] ابصار العين، ص 222.
    [486] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 435.
    [487] براي مطالعه بيشتر در باب انساب جناب مسلم ر. ك: سماوي، ابصار العين، ص 107.
    [488] مقتل الحسين مقرم، ص 177.
    [489] رجال شيخ طوسي، ص 80.
    [490] ابصار العين، ص 107.
    [491] ابصار العين، ص 108.
    [492] اقبال الاعمال، ج 3، ص 76 - 77.
    [493] الاخبار الطوال، ص 235؛ الكامل في التاريخ، ج 2، ص 537؛ الارشاد، ج 2، ص 45؛ مقاتل الطالبيين، ص 97.
    [494] ابصار العين، ص 109.
    [495] «انحن نخلي عنك و بما نعتذر الي الله تعالي في اداء حقك؟ اما و الله لا افارقك حتي اطعن في صدورهم برمحي و اضرب بسيفي ما ثبت قائمه بيدي و لو لم يكن معي سلاح اقاتلهم به لقذفتهم بالحجارة دونك حتي اموت معك». تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 419.
    [496] ناگفته نماند كه مسلم بن عوسجه پس از اهل بيت امام اولين صحابي امام بود كه اين گونه پاسخ داد ولي از اهل بيت عليهم‌السلام اولين كسي كه به نطق آمد عباس بن علي عليه‌السلام بود كه در برابر جمع گفت: «چرا اين گونه كنيم ما شما را تنها بگذاريم تا بعد از شما باقي بمانيم هرگز! خداوند ما را به اين شيوه نبيند». تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 419.
    [497] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 419؛ الكامل في التاريخ، ج 2، ص 559؛ الارشاد، ج 2، ص 92.
    [498] «يابن راعية المعزي، انت اولي بها صليا». تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 424؛ ابصار العين، ص 109.
    [499] «لا ترمه فاني اكراه ان ابدأهم في القتال». ابصار العين، ص 109، و در كتاب الارشاد، ج 2، ص 96 با اندك اختلاف در برخي از كلمات.
    [500] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 435؛ الكامل في التاريخ، ج 2، ص 565.
    ياران شيداي حسين بن علي علیهما السلام در  حماسه عاشورا
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  10. #160
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,192      تشکر : 480
    889 در 510 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض






    [501] پيش از اين گفته‌ايم كه سمت راست سپاه ابن‌سعد كه «عمرو بن حجاج زبيدي» فرماندهي مي‌كرد، و طرف چپ سپاه امام عليه‌السلام را «زهير بن قين» رضي الله عنه فرماندهي مي‌كرد.
    [502] «رحمك الله يا مسلم، فمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر و ما بدلوا تبديلا». احزاب، آيه 23.
    [503] الارشاد، ج 2، ص 103-104.
    [504] مقتل الحسين مقرم، ص 88.
    [505] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 435؛ الكامل في التاريخ، ج 2، ص 565؛ مقتل الحسين مقرم، ص 297.
    [506] اقبال الاعمال، ج 3، ص 76-77.
    [507] «صرع فخرجت صائحة واسيداه يابن عوسجاه» ابصار العين، ص 110، مقصد 2.
    [508] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 436؛ الكامل في التاريخ، ج 2، ص 565-566.
    [509] مقتل الحسين مقرم، ص 280.
    [510] روم، آيه 10.
    [511] تنقيح المقال، ج 2، ص 53؛ ابصار العين، ص 201.
    [512] ابصار العين، ص 201، مقصد 15.
    [513] ذخيرة الدارين، ص 455.
    [514] ابصار العين، ص 201.
    [515] ابصار العين، ص 202.
    [516] ابصار العين، ص 202.
    [517] مناقب آل ابي‌طالب، ج 4، ص 101؛ مقتل الحسين خوارزمي، ج 2، ص 12-13.
    [518] مقتل الحسين خوارزمي، ج 2، ص 12-13.
    [519] منتهي الامال، ج 1، صص 663-662.
    [520] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 445.
    [521] انساب الاشراف، ج 3، ص 198؛ تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 445-446.
    [522] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 445.
    [523] ابصار العين، مقصد 7، ص 172.
    [524] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 445؛ با تفاوت در نقل: ابصار العين، مقصد 7، ص 172.
    [525] مقتل الحسين مقرم، ص 300؛ موسوعة الكلمات الامام الحسين عليه‌السلام، ص 451، به نقل از خوارزمي، مقتل الحسين عليه‌السلام، ج 2، ص 19؛ العوالم، ج 17، ص 273.
    [526] ابصار العين، ص 100.
    [527] مقتل الحسين مقرم، ص 254.
    [528] الاصابة في تمييز الصحابة، ج 2، ص 142.
    [529] ابصار العين، ص 101.
    [530] ابصار العين، ص 101.
    [531] شيخ طوسي رضي الله عنه فضيل بن زبير را از ياران و اصحاب امام باقر و امام صادق عليهم‌السلام دانشته است. رجال شيخ طوسي، ص 272 و 132.
    [532] رجال الكشي، ص 78؛ ش 133 مامقاني، تنقيح المقال، ج 2، ص 328.
    [533] ابصار العين، ص 25؛ الارشاد، ج 2، ص 37؛ الكامل في التاريخ، ج 2، ص 533.
    [534] اللهوف، ص 108؛ الارشاد، ج 2، ص 41؛ الكامل في التاريخ، ج 2، ص 555؛ الاخبار الطوال، ص 341.
    [535] «رحمك الله، لقد قضيت‌ها في نفسك بواجز من القول و انا و الله الذي لا اله الا هو لعلي مثل ما انت عليه».
    [536] ابصار العين، ص 57.
    [537] كتاب الفتوح، ج 5، ص 90-91؛ مقتل الحسين مقرم، ص 254؛ بحارالانوار، ج 44، ص 386، باب 37.
    [538] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 510 - 511.
    [539] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 416.
    [540] «معاشر القوم: أما والله لبئس عندالله غدا قوم يقدمون عليه قد قتلوا ذريه نبيه، و عترته عليهم‌السلام و اهل بيته صلي الله عليه و آله و سلم و عباد اهل هذا المصر المجتهدين بالاسحار، و الذاكرين الله كثيرا». تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 416-417؛ مقتل الحسين مقرم، ص 256.
    [541] مقتل الحسين مقرم، ص 263.
    [542] «فقال لها: و الله لقد بلوتهم فما وجدت فيهم الا الاشوس الافمس، يستأنسون بالمنية دوني استيناس الطفل الي محالب امه» مقتل الحسين مقرم، ص 265.
    [543] مقتل الحسين مقرم، ص 246.
    [544] «و نادي: يا اصحاب الحمية و ليوث الكريهه، فتطالعوا من مظاربهم كالاسود الضارية».
    [545] «و الله الذي من علينا بهذا الموقف، لولا انتظار امره لعاجلناهم بسيوفنا الساعة، فطب نفسا و قرعينا».
    [546] مقتل الحسين مقرم، ص 266.
    [547] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 429؛ الارشاد، ج 2، ص 95.
    [548] ابصار العين، ص 104.
    [549] قال حبيب بن مظاهر «زعمت الصلاة من آل رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم، لا تقبل و تقبل منك يا حمار».
    [550] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 439؛ الكامل في التاريخ، ج 2، ص 567.
    [551] ابصار العين، ص 105.
    [552] كتاب الفتوح، ج 5 ص 107؛ مقتل الحسين خوارزمي، ج 2، ص 18؛ ابصار العين، ص 105.
    [553] موسوعة كلمات الامام الحسين عليه‌السلام، ص 446، ش 424.
    [554] الكامل في التاريخ، ج 2، ص 567.
    [555] تاريخ الامم و الملوك، ج 5 ص 439-440؛ مقتل الحسين عليه‌السلام خوارزمي، ج 2، ص 192؛ الكامل في التاريخ، ج 2، ص 567؛ البداية و النهاية، ج 8، ص 198؛ بحارالانوار، ج 45، ص 27؛ عوالم، ج 17، ص 27؛ اعيان الشيعة، ج 1، ص 206؛ وقعة الطف، ص 230-231؛ موسوعة كلمات الامام الحسين، ص 446.
    [556] بقره، آيه 156.
    [557] مقتل الحسين مقرم، ص 301.
    [558] موسوعة كلمات الامام الحسين، ص 446، ش 424، ص 231. در ينابيع المودة، ج 3، ص 71 آمده «يرحمك الله يا حبيب، لقد كنت تختم القرآن في ليلة واحدة و انت فاضل؛ اي حبيب، خداوند تو را رحمت كند. كه در يك شب قرآن را ختم مي‌كردي و تو فاضل بودي».
    [559] اقبال الاعمال، ج 3، ص 78 و 343.
    [560] جمهرة انساب العرب، ص 227.
    [561] مقتل الحسين مقرم، ص 229-227.
    [562] روي الشيخ ابن‌نما: ان الحر اخرجه ابن‌زياد الي الحسين و خرج من القصر نودي من خلفه ابشر يا حر بالجنة. قال: فالتفت فلم ير احدا، فقال في نفسه، و الله، هذه بشارة و انا اسير الي حرب الحسين، و ما كان يحدث نفسه في الجنة، فلما صار مع الحسين قص عليه الخبر، فقال له الحسين: «لقد اصبت اجرا و خيرا». مثير الاحزان، ص 59 و 60.
    [563] تحف العقول، ص 292؛ الانوار البيهة، ص 101. ترجمه از كتاب المنجد، ترجمه محمد بندرريگي، ج 2، ص 1712.
    [564] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 400؛ مقتل الحسين مقرم، ص 214.
    [565] «يا عقبة بن سمعان اخرج الخرجين الذين فيهما كتبهم الي». ابصار العين، ص 205.
    [566] قال الحسين عليه‌السلام: «الموت اوني اليك من ذلك». تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 401-402؛ ركك كتاب الفتوح، ج 5، ص 76، 78 - ابصار العين، ص 205.
    [567] كتاب الفتوح، ج 5، ص 78؛ مقتل الحسين خوارزمي، ج 1، ص 232.
    [568] مقتل الحسين خوارزمي، ج 1، ص 232.
    [569] «امقاتل انت هذا الرجل؟» قال: «اي والله، قتالا ايسره ان تسقط الرؤوس و تطيح الايدي».
    [570] قال: «ما لكم فيما عرضه عليكم من خصال؟» فقال: «لو كان الامر الي لفعلت ولكن اميرك ابي ذلك».
    [571] فاقبل حتي وقف من الناس موقفا و معه رجل من قومن يقال له قرة بن قيس. فقال لقرة: «هل سقيت فرسك اليوم؟» قال: «لا».
    [572] قال: فظننت والله أنه يريد ان يتنحي فلا يشهد القتال و كره ان اراه حين يصنع ذلك، فيخاف ان أرفعه عليه؛ فقلت له: لم أسقه، و أنا منطلق فساقيه فأخذ الحر يدنوا من الحسين قليلا.
    [573] «فقال له المهاجر بن اوس: اتريد ان تحمل؟ فسكت و اخذه من العرواء. فقال له يابن يزيد، والله ان امرك لمريب، والله ما رايت منك في موقف قط مثل شي‌ء أراه الان، و قال له لو قيل لي من اشجع اهل الكوفه رجلا ما عدوتك فما هذا الذي أري منك؟ فقال الحراني اخير نفسي بين الجنة و النار و والله لا اختار علي الجنة شيئا و لو قطعت و حرقت، ثم ضرب جواده نحو الحسين». تاريخ الامم و الملوك، 5، ص 427.
    [574] منكسا برأسه حياء من آل الرسول بما اتي اليهم و جعجع بهم في هذا المكان علي غير ماء و لا كلاء رافعا صوته. اللهم اليك انيب فتب علي، فقد ارعبت قلوب اوليائك و اولاد نبيك. يا اباعبدالله اني تائب فهل لي من توبه؟.
    [575] فقال الحسين عليه‌السلام نعم يتوب الله عليك. اللهوف، ص 45؛ امالي الصدوق، مجلس 30، ص 141.
    [576] فسره قوله و تيقن الحياة الا بدية و النعيم الدائم و وضح له قول الهاتف لما خرج من الكوفه فحدث الحسين عليه‌السلام بحديث قال فيه لما خرجت من الكوفة نوديت ابشر يا حر بالجنة فقلت ويل للحر يبشر بالجنة و هو يسير الي حرب ابن بنت رسول الله. امالي الصدوق، مجلس 30، ص 138.
    [577] فقال له الحسين عليه‌السلام لقد اصبت خيرا و اجرا. مثير الاحزان، ص 60؛ مقتل الحسين مقرم، ص 290.
    [578] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 440-441.
    [579] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 437.
    [580] مناقب آل ابي‌طالب، ايران، ج 4، ص 100.
    [581] مقتل الحسين خوارزمي، ج 2، ص 11.
    [582] بحارالانوار، ج 10، ص 117.
    [583] مقتل الحسين مقرم، ص 303.
    [584] مقتل العوالم، ص 85.
    [585] امالي الصدوق، ص 414، مجلس 30؛ مقتل الحسين خوارزمي، ج 2، ص 11.
    [586] اقبال الاعمال، ج 3، ص 78 و 344.
    [587] اصول كافي، ج 2، ص 89، كتاب ايمان و كفر، باب صبر، ح 6.
    [588] نهج‌البلاغه، نامه 31.
    [589] ابصار العين، ص 216.
    [590] «بسم الله الرحمن الرحيم. اما بعد، فقد اخضر الجناب و اينعت الثمار و طمت الجمام فان شئت فاقدم علي جند لك مجندا». الارشاد، ج 2، ص 38؛ تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 353.
    [591] بسم الله الرحمن الرحيم اما بعد، فان سعيدا و هانيا قدما علي بكتبكم، و كانا آخر من قدم علي من رسلكم، و قد فهمت كل الذي اقتصصتم، و ذكرتم. و مقالة جلكم انه ليس علينا امام فاقبل لعل الله ان يجمعنا بك علي الهدي و الحق و قد بعثت اليكم اخي، و ابن‌عمي، و ثقي من اهل بيتي، مسلم بن عقيل و امرته ان يكتب الي بحالكم و امركم و رأيكم، فان بعث الي انه اجمع رأي ملئكم و ذوي الفضل و الحجا منكم علي مثل ما قدمت به علي رسلكم و قرأت في كتبكم اقدم و شيكا ان شاء الله. فلعمري ما الامام الا العامل بالكتاب و الاخذ بالقسط و الدائن بالحق و الحابس نفسه علي ذات الله، والسلام». الارشاد، ج 2، ص 39؛ تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 353.
    [592] ابصار العين، ص 217-216.
    [593] تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 355.
    [594] ابصار العين، ص 217.
    [595] «والله لا نخيلك حتي يعلم الله أنا حفظنا غيبة رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم فيك، والله لو علمت اني اقتل ثم احيا ثم احرق حيا ثم أذر يفعل ذلك بي، سبعين مرة لما فارقتك حتي القي حمامي دونك، فكيف لا افعل ذلك و انما هي قتلة تاريخ الامم و الملوك، ج 5، ص 419.
    [596] اللهوف، ص 48.
    [597] اللهم العنهم لعن عاد و ثمود، اللهم ابلغ نبيك عني السلام و ابلغه ما لقيت من الم الجراح فاني اردت ثوابك في نصرة نبيك. اللهوف. ص 48.
    [598] ذخيرة الدارين، ص 332.
    [599] اقبال الاعمال، ج 3، ص 77.
    ياران شيداي حسين بن علي علیهما السلام در  حماسه عاشورا
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





صفحه 16 از 17 نخستنخست ... 6121314151617 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •