مجموعه داستانک «آفتاب بر نی» با بیان ادبی حرکت کاروان سیدالشهداء سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
مجموعه داستانک «آفتاب بر نی» با بیان ادبی حرکت کاروان سیدالشهداء
صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 50
  1. #11
    عضو صمیمی
    زینبِ فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1395
    صلوات
    196
    دلنوشته
    14
    اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج والعافیة والنّصر
    نوشته : 81      تشکر : 150
    121 در 58 پست تشکر شده
    وبلاگ : 9
    دریافت : 0      آپلود : 0
    زینبِ فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض










    هزار دینار طلا و هزار دینار لباس زیبا هدیه داد به مرد .


    گفتند : مگر چه کار کرده ؟ این همه پاداش برای چه بود؟


    فرمود:"هدیه ای که به او دادم در برابر چیزهایی که به پسرم


    یاد داده , هیچ است ."


    مرد , معلّمِ یکی از بچّه هایش بود .

    مجموعه داستانک «آفتاب بر نی» با بیان ادبی حرکت کاروان سیدالشهداء
    تصاویر پیوست شده تصاویر پیوست شده
      نوع فایل: jpg re (10).jpg  , 46.1 کیلو بایت  ,  1 مشاهدات


    سعی ما پای پیاده از نجف تا کربلاست
    شاهراه وصل ما این حد فاصل میشود


    مادری پهلو شکسته میرسد از سمت عرش
    روضه از اینجا به بعدش سخت و مشکل میشود




  2. #12
    عضو صمیمی
    زینبِ فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1395
    صلوات
    196
    دلنوشته
    14
    اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج والعافیة والنّصر
    نوشته : 81      تشکر : 150
    121 در 58 پست تشکر شده
    وبلاگ : 9
    دریافت : 0      آپلود : 0
    زینبِ فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض






    re (11).jpg



    غذای هر روزمان تکّه ای نان خشک بود , تازه آن هم اگر


    پیدا می شد . آن روز هم مثل همیشه . نه مثل همیشه نبود.


    خجالت کشیدیم دعوتش کنیم امّا ع دل به دریا زدیم .


    خواستیم همراهی مان کند .


    لبخند روی لبهایش نشست . از اسب پایین آمد .نشست


    کنارمان . حسین مهمان ما شد با تکّه ای نان خشک.


    مجموعه داستانک «آفتاب بر نی» با بیان ادبی حرکت کاروان سیدالشهداء

    سعی ما پای پیاده از نجف تا کربلاست
    شاهراه وصل ما این حد فاصل میشود


    مادری پهلو شکسته میرسد از سمت عرش
    روضه از اینجا به بعدش سخت و مشکل میشود




  3. #13
    عضو صمیمی
    زینبِ فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1395
    صلوات
    196
    دلنوشته
    14
    اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج والعافیة والنّصر
    نوشته : 81      تشکر : 150
    121 در 58 پست تشکر شده
    وبلاگ : 9
    دریافت : 0      آپلود : 0
    زینبِ فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض






    re (12).jpg



    یک عدّه آمدند گفتند : ما صلح برادرت حسن را قبول نداریم.

    با تو بیعت کنیم یا نه؟

    فرمود :" نه ! من به هر چه برادرم
    حسن تعهّد کرده

    متعهّد هستم . "





    مجموعه داستانک «آفتاب بر نی» با بیان ادبی حرکت کاروان سیدالشهداء

    سعی ما پای پیاده از نجف تا کربلاست
    شاهراه وصل ما این حد فاصل میشود


    مادری پهلو شکسته میرسد از سمت عرش
    روضه از اینجا به بعدش سخت و مشکل میشود




  4. #14
    عضو صمیمی
    زینبِ فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1395
    صلوات
    196
    دلنوشته
    14
    اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج والعافیة والنّصر
    نوشته : 81      تشکر : 150
    121 در 58 پست تشکر شده
    وبلاگ : 9
    دریافت : 0      آپلود : 0
    زینبِ فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض






    فایل پیوست 10506


    فرمود :" یک وظیفه را درست انجام بدهید , بقیّه ی

    کارها درست می شود ؛

    امر به معروف و نهی از منکر ."

    یادشان آورد که قرآن علمای یهود را سرزنش کرده بود

    به خاطر صبرشان بر ظلم و فساد جامعه و بیش تر

    فرمود از زمانه ی خودشان .

    امّا کیسه های پول بنی امیّه , گوش ها را کر , کرده بود.


    مجموعه داستانک «آفتاب بر نی» با بیان ادبی حرکت کاروان سیدالشهداء

    سعی ما پای پیاده از نجف تا کربلاست
    شاهراه وصل ما این حد فاصل میشود


    مادری پهلو شکسته میرسد از سمت عرش
    روضه از اینجا به بعدش سخت و مشکل میشود




  5. #15
    عضو صمیمی
    زینبِ فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1395
    صلوات
    196
    دلنوشته
    14
    اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج والعافیة والنّصر
    نوشته : 81      تشکر : 150
    121 در 58 پست تشکر شده
    وبلاگ : 9
    دریافت : 0      آپلود : 0
    زینبِ فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض







    re (14).jpg




    صبح مروان او را در کوچه دید . گفت :یک

    نصیحتی می خواهم تو را بکنم . اگر با یزید بیعت

    کنی هم برای دنیایت خوب است ,هم برای آخرتت.

    حسین فرمود:"إنّا لله و إنّا الیه راجعون . آن وقت دیگر

    فاتحۀ اسلام خوانده است , با این خلیفه

    مگر چیزی هم از اسلام باقی می ماند؟"
    مجموعه داستانک «آفتاب بر نی» با بیان ادبی حرکت کاروان سیدالشهداء

    سعی ما پای پیاده از نجف تا کربلاست
    شاهراه وصل ما این حد فاصل میشود


    مادری پهلو شکسته میرسد از سمت عرش
    روضه از اینجا به بعدش سخت و مشکل میشود




  6. #16
    عضو صمیمی
    زینبِ فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1395
    صلوات
    196
    دلنوشته
    14
    اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج والعافیة والنّصر
    نوشته : 81      تشکر : 150
    121 در 58 پست تشکر شده
    وبلاگ : 9
    دریافت : 0      آپلود : 0
    زینبِ فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض







    فایل پیوست 10509




    عبدالله بن عمر می گفت : پیامبر بین دنیاو آخرت

    دومی را انتخاب کرد.تو که فرزند او هستی , دنیا را انتخاب

    نکن . خیر و خوبی در جماعت است . بمان .

    ابن مطیع می گفت : اگر تو را بکشند , حرمت اسلام ,

    حرمت قریش و حرمت عرب از بین می رود .

    آن که از آخرت می گفت و این که از دنیا ,

    حرفشان
    یکی بود ؛
    ماندن و بیعت با یزید.

    مجموعه داستانک «آفتاب بر نی» با بیان ادبی حرکت کاروان سیدالشهداء

    سعی ما پای پیاده از نجف تا کربلاست
    شاهراه وصل ما این حد فاصل میشود


    مادری پهلو شکسته میرسد از سمت عرش
    روضه از اینجا به بعدش سخت و مشکل میشود




  7. #17
    عضو صمیمی
    زینبِ فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1395
    صلوات
    196
    دلنوشته
    14
    اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج والعافیة والنّصر
    نوشته : 81      تشکر : 150
    121 در 58 پست تشکر شده
    وبلاگ : 9
    دریافت : 0      آپلود : 0
    زینبِ فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض






    re (16).jpg



    بسم الله الرّحمن الرّحیم

    وصیّت نامۀ
    حسین بن علی به محمّد حنفیه:

    " شهادت می دهم به یگانگی خدا و رسالت محمّد.

    من قیام کردم اما نه از روی خودخواهی و نه برای

    خوش گذرانی و یا فساد و ستم گری .

    من قیام کردم و برای اصلاح دین جدم محمّد و برای

    « امر به معروف و نهی از منکر».

    راه من راه جدم , پیامبر و پدرم علی است . توکل می کنم

    به خدا و برمی گردم به سوی او."


    مجموعه داستانک «آفتاب بر نی» با بیان ادبی حرکت کاروان سیدالشهداء

    سعی ما پای پیاده از نجف تا کربلاست
    شاهراه وصل ما این حد فاصل میشود


    مادری پهلو شکسته میرسد از سمت عرش
    روضه از اینجا به بعدش سخت و مشکل میشود




  8. #18
    عضو صمیمی
    زینبِ فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1395
    صلوات
    196
    دلنوشته
    14
    اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج والعافیة والنّصر
    نوشته : 81      تشکر : 150
    121 در 58 پست تشکر شده
    وبلاگ : 9
    دریافت : 0      آپلود : 0
    زینبِ فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض







    فایل پیوست 10511



    نشست سر قبر محمّد .

    آمده بود خدا حافظی کند.

    حرفهایش را که زد خوابش برد.

    خواب جدش را دید . بغلش کرد و پیشانیش را بوسید و

    فرمود :"
    حسین عزیزم ! به پاخیز که وقت وفا به

    پیمان است . معبودت می خواهد تو را در

    قربان گاه ببیند ."

    مجموعه داستانک «آفتاب بر نی» با بیان ادبی حرکت کاروان سیدالشهداء

    سعی ما پای پیاده از نجف تا کربلاست
    شاهراه وصل ما این حد فاصل میشود


    مادری پهلو شکسته میرسد از سمت عرش
    روضه از اینجا به بعدش سخت و مشکل میشود




  9. #19
    عضو صمیمی
    زینبِ فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1395
    صلوات
    196
    دلنوشته
    14
    اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج والعافیة والنّصر
    نوشته : 81      تشکر : 150
    121 در 58 پست تشکر شده
    وبلاگ : 9
    دریافت : 0      آپلود : 0
    زینبِ فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض






    فایل پیوست 10512



    فردای شبی که رفته بود خانه ی ولید

    مدینه را ترک کرد. به سمت مکه .

    نه خودش که با خانواده اش . نه پنهانی که آشکار.

    نه از بی راهه که از راه اصلی . وقتی که می رفت

    آیۀ رفتن
    موسی به مدین از جور فرعون را می خواند .

    مجموعه داستانک «آفتاب بر نی» با بیان ادبی حرکت کاروان سیدالشهداء

    سعی ما پای پیاده از نجف تا کربلاست
    شاهراه وصل ما این حد فاصل میشود


    مادری پهلو شکسته میرسد از سمت عرش
    روضه از اینجا به بعدش سخت و مشکل میشود




  10. #20
    عضو صمیمی
    زینبِ فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1395
    صلوات
    196
    دلنوشته
    14
    اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج والعافیة والنّصر
    نوشته : 81      تشکر : 150
    121 در 58 پست تشکر شده
    وبلاگ : 9
    دریافت : 0      آپلود : 0
    زینبِ فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض






    فایل پیوست 10513



    ابن عباس گفت :" به کوفه نرو . مگر ندیدی

    مردمش با پدر و برادرت چه کردند ؟ این ها خیانت کارند

    و پیمان شکن ."

    حسین فرمود :" نه پسر عمو باید بروم ."

    مجموعه داستانک «آفتاب بر نی» با بیان ادبی حرکت کاروان سیدالشهداء

    سعی ما پای پیاده از نجف تا کربلاست
    شاهراه وصل ما این حد فاصل میشود


    مادری پهلو شکسته میرسد از سمت عرش
    روضه از اینجا به بعدش سخت و مشکل میشود




صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •