اشک روان بر امیر کاروان{ گلچینی ازکتاب بیاد ماندنی الخصائص الحسینیه } سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
اشک روان بر امیر کاروان{ گلچینی ازکتاب بیاد ماندنی الخصائص الحسینیه }
صفحه 4 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 77
  1. #31
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,241      تشکر : 492
    915 در 522 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض








    عنوان چهارم : جلوه هايى از الطاف خاصّ خدا


    در اين بخش ، سخنى از الطاف خاصّ خدا بر پيشواى انسانيّت و جلوه هايى از احترام ، تجليل و تكريم ويژه پروردگارش در حقّ اوست ، كه در موارد گوناگونى تجلّى يافته و برچندين قسم است

    قسم اوّل : باران الطاف ويژه خدا بر حسين عليه السلام

    نخستين قسم ، آن چيزى است كه از آن ، به نهادن دست لطف بر سر آن حضرت تعبير شده است ؛ كه اين كنايه از باران الطاف ويژه خداوند بر اوست .
    در (كامل الزّيارات )، در روايت معتبرى از امام صادق عليه السلام است ، كه فرمود:

    (پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله در خانه دخت گرانمايه اش ، فاطمه عليها السلام بود و دو فرزندش ، حسن و حسين عليهما السلام بر دامانش ، كه آن حضرت به گريه افتاد وسجده سپاس ‍ بجاى آورد. آنگاه ضمن اشاره به دريافت جلوه اى از انوار الهى و قرب معنوى ، گفت : هم اكنون پروردگارم به من فرمود: اى محمّد! آيا فرزندت حسين را دوست مى دارى ؟ گفتم : آرى ! او مايه روشنى چشم و ميوه دل و ريحانه من است .

    آنگاه دست لطف خويش را بر سر او نهاد و فرمود: ولادت فرزندى كه درود و بركات و رحمت و رضوان من بر اوست ، مبارك باد.

    اى پيامبر! آگاه باش كه او سالار تمامى شهيدان راه حقّ و سرور همه جوانان و جوانمردان است و پدرش از او برتر است . درود ما را بر او برسان و بشارتش ده كه او پرچم دار هدايت و مشعل فروزان ولايت و نگهبان حقيقت و گواه خدا بر خلق و خزانه دار علم و نشانه قدرت او بر آسمانيان و زمينيان است ... .)(200)


    در اين روايت به شانزده ويژگى ، كه هر كدام رمزى از الطاف خاصّ خدا بر امام حسين عليه السلام است برمى خوريم كه افتخارآميزترين آن همان تعبيرى است كه مى گويد: (خداوند دست محبّت خويش را بر سر حسين عليه السلام نهاد.) چرا كه چنين تعبيرى نشانگر بالاترين درجه ممكن از الطاف خاصّ الهى بر آن گرامى است . الطافى كه فراتر از آن قابل تصوّر نيست . خداى جهان آفرين در بيان لطف كامل و همه جانبه خويش بر پيامبرش ‍ در سير ملكوتى معراج ، از آن به نهادن دست لطف بر پشت و بر شانه آن حضرت تعبير فرمود،(201) اما در مورد امام حسين عليه السلام به نهادن دست محبّت بر سرمقدّس او.
    گرچه اين دو گانگى تعبير، دليل برترى حسين عليه السلام بر پيامبر گرامى نيست ، امّا هر دو تعبير، نشانگر ارزانى داشتن آخرين درجه از الطاف ويژه خدا به پيامبر و فرزند گرامى او، حسين عليه السلام است .

    از تعابير ديگرى كه بيانگر الطاف خاصّ خدا نسبت به اوست ، دو تعبير ظريفى است كه يكى نشانگر آن است كه روح مقدّس حسين عليه السلام را خود خدا، قبض مى كند و ديگرى بيانگر درود و سلام خدا بر آن حضرت .(202)

    اين دو تعبير نيز كنايه از الطاف خاصّى است كه فراتر از آنها نشايد و نشانگر اين واقعيت است كه خداوند بر حسين عليه السلام آنچه را ممكن بوده است عنايت فرموده و ما نيز با توسّل خالصانه به او، بدان اميديم كه در پرتو الطاف الهى به آن حضرت ، دنيا و آخرتمان اصلاح و سعادتمندانه باشد.
    قسم دوم : جلوه هايى از ويژگيهاى او







    اشک روان بر امیر کاروان{ گلچینی ازکتاب بیاد ماندنی الخصائص الحسینیه }

  2. #32
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,241      تشکر : 492
    915 در 522 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض






    قسم دوم : جلوه هايى از ويژگيهاى او

    قسم دوم از الطاف خاصّ خدا بر حسين عليه السلام ارزانى داشتن نمونه ها و جلوه هايى از صفات خويش بدان حضرت است براى نمونه :
    1 از جمله صفات خداوند، اين است كه : در كران تا كران هستى موجودى نيست جز اينكه او را به پاكى مى ستايد.
    وَاِنْ مِنْ شَىْءٍ اِلاّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ
    و پرتوى از اين ويژگى به امام حسين عليه السلام آن است كه همه موجودات بر مصيبت و شهادت او مى گريند؛ امّا ما گريه آنها را درنمى يابيم همانگونه كه ستايش و تسبيح موجودات را.
    به علاوه گريه ، تنها جريان يافتن اشك از ديدگان نيست ، بلكه گريه هر موجودى متناسب با موجوديّت و وضعيّت آن است و همانگونه كه در روايات آمده است : (گريه آسمانها به ظهور قطرات خون ، گريه ماهيان دريا به خروج آنها از آب ، گريه هوا به تيره و تار شدن آن ، گريه خورشيد و ماه به گرفتگى آنها و گريه زمين آن بود كه هر سنگى جابه جا مى شد، زير آن قطرات خون نمودار بود.)(203)
    2 از صفات ديگر خداوند اين است كه : ايمان و اقرار به وجود او يك واقعيّت فطرى و برخاسته از اعماق وجود انسان است ، همان واقعيّتى كه انسان بر آن اساس آفريده شده است .

    فِطْرَةَ اللّهِ الَّتى فَطَرَ
    به همين جهت است كه پيروان همه مذاهب و مسلكها حتّى بت پرستان و انكارگران ، به هنگام انكار آفريدگار فرزانه هستى به زبان ، به گونه اى به وجود و قدرت او اعتراف و آن را اثبات مى كنند.

    از الطاف خاص خدا بر امام حسين عليه السلام در اين مورد اين است كه همه دلها و قلبهاى آشنا و بيگانه با او، به گونه اى بر شهادت و مصيبت او شعله ور مى گردد(204) و مجلس او را به پا مى دارد، همچون برخى هندوهاى مخالف با اسلام و يا كسانى كه در اوج عداوت و دشمنى با دين خدا، بر او مى گريستند.
    عمر سعد، فرمانده كلّ سپاه يزيد، به هنگام صدور فرمان حمله به آن حضرت خود مى گريست . همانگونه كه در واپسين لحظات شهادت او و شنيدن سخنان جانسوز و تكان دهنده خواهر قهرمانش زينب عليها السلام اشك مى ريخت .(205)

    شقاوت پيشه اى كه به هنگام غارت خيمه ها، گوشواره دختر خردسال حسين عليه السلام را به سرقت مى برد، مى گريست .(206)
    يزيد به هنگام ورود خاندان پيامبر و سرهاى مقدّس شهداى قهرمان عاشورا به مجلس شومش ، بر آن صحنه هاى فاجعه بار اشك مى ريخت ،(207) او شركت داشتند، نيز رقّت قلب و گريه بر شهادت جانسوز آن حضرت و ستمى كه در راه حقّ و عدالت بر او رفت ، گزارش شده است . و در ميان آنان تنها از فرزند پليد مرجانه به موردى دست نيافته ام ، جز همان موردى كه در استاندارى كوفه و مجلس شومش ، فرمان قتل امام سجّاد عليه السلام را صادر كرد، كه عمّه قهرمانش او را در آغوش گرفت و فرمود: (اگر بخواهيد او را بكشيد بايد مرا نيز به همراه او بكشيد.) كه ابن زياد دگرگون شد و فرمان شقاوت بار خود را با توجيهى پس گرفت .(208)
    3 صفات و ويژگيهاى ذات اقدس الهى ، حقايق و واقعيّتهايى است پرشكوه و باعظمت كه فراتر از آنها قابل تصوّر نيست مگر به ظاهر و در قلمرو گفتار و لفظ ؛ همانند فرازهايى از دعاى سحر كه به صورت (افعل التفضيل ) آمده است :
    اللّهمّ انّى اساءلك من بهائك بابهاه

    همين گونه نامهاى بلند پايه و شكوهمند او كه از آنها به اسماء اعظم الهى تعبير مى گردد، چرا كه همه صفات و نامهاى مقدّس او پرشكوه و بلندپايه است . به حسين عليه السلام نيز پرتوى از اين ويژگى ارزانى شده است ، كه تمامى مصائب او بزرگ است و نمى توان برخى را از ديگرى بزرگتر يا كوچكتر پنداشت . هنگامى كه به كوچكترين مصيبتهاى او بينديشيم ، بزرگترين مصيبت است ، همانگونه كه آسانترين آنها، سخت ترين و طاقت فرساترين است .

    4 خداوند براى تقرّب و نزديكى به خود و براى خشنودى از بندگان و آمرزش گناهان آنان ، وسايل و راههاى بسيارى در قلمرو انديشه و نيّت و عمل ، قرار داده است و راه هاى رسيدن الطاف خود و بندگان را همگانى و عمومى ساخته و در انحصار كسى نيست و براى درك و دريافت الطاف خداوند اسباب و وسايل و راههايى بى شمار است . در اين مورد به امام حسين عليه السلام پرتوى از اين ويژگى ارزانى شده است .
    در وجود آن حضرت كه بنده خاصّ خدا است ، اوّلاً: اسباب و وسايل بسيارى براى نجات و فلاح و هدايت مردم ، همچون عبادت خود كه قضا يا كفّاره يا عوض ، مقرّر داشته ، جايگزينهايى مقرّر فرموده است .

    وهمانگونه كه در قلمرو عبادت خدا، گاهى نيّت كار نيك را جايگزين خود كار شايسته ساخته و بدان پاداش وعده فرموده است ، همين گونه نيز در مورد امام حسين عليه السلام ، تا هيچ انسان جستجوگر و حقيقت خواهى محروم نگردد.
    براى نمونه : زيارت امام حسين عليه السلام از نزديك ، پاداش ‍ عظيمى دارد وجايگزين آن ، زيارت از راه دور، با آمادگى و صفاى دل است .
    همين گونه براى سوگوارى بر آن حضرت ، پاداش بسيارى مقرّر داشته و براى اينكه كسى از اين وسيله تقرّب به حقّ، محروم نگردد، مصيبتهاى او را گوناگون و اسباب گريه و رقّت قلب و جريان اشك را بسان اختلاف قلبها، مختلف و متعدّد ساخته است ، چرا كه هر قلبى بر هر مصيبتى نمى سوزد، امّا همان قلب در مصيبت ديگرى ، دگرگون و شعله ور مى گردد.
    به عنوان مثال : ممكن است قلبى بر غربت و تنهايى انسانى نسوزد، امّا هنگامى كه تشنگى هم بدان اضافه شود، بسوزد.
    ممكن است بر زخمهاى بى شمار پيكرش ، رقّت نبرد، امّا بر زخمهاى بى شمارى كه بر جراحات قلب به خاطر شهادت ياران ، افزون مى گردد شعله ور شود. ممكن است بر زخمهاى بى شمار و داغهاى جانسوز، دگرگون نشود، امّا بر پايمال شدن پيكر به خون آغشته ، بزرگ مردى پس از زخمهاى بى شمارى كه بر قلب و جسم او وارد مى گردد، مشتعل شود. و همين طور اين غم جانسوزى است كه پايان پذير نيست .
    شما بالاترين مصيبتها را در نظر بگيريد و از آنها سخت ترين آن را و از سخت ترين آنها طاقت فرساترينش را. آنگاه خواهيد ديد كه همه آنها، در عاشوراى سيد و سالار مظلومان عالم ، موجود است و اين نشانگر تعدّد وسايل و راههاى تقرّب به خدا در وجود آن گرامى است و پرتوى از الطاف خاصّ خدا به او.
    5 صفات خداوند ويژه ذات اقدس اوست و كسى در آنها شركتى ندارد. آنچه به حق و براساس منطق به او نسبت داده شود و از ديدگاههاى گوناگون به او تعلّق گيرد، ويژه اوست . بدانها ممتاز شده و درآنها شريكى ندارد.
    امام حسين عليه السلام نيز در ميان بندگان برگزيده او از همين ويژگى برخوردار است ؛ چرا كه صفات و امتيازاتى كه از جانب خدا به او ارزانى شده و بدانها ممتاز شده ، خاصّ خود اوست و همانندى ندارد.
    6 از صفات منسوب به خداوند آن است كه عشق و محبّت به او فطرى و خاصّ به اوست و شباهت به محبّت رايج در ميان انسانها، نسبت به يكديگر را ندارد. محبّت به آن حضرت نيز همين گونه است ، تا جايى كه محبّت به او با محبّت به فردى كه از نظر مقام و موقعيّت به او برابر يا فراتر از اوست ، متفاوت است . پيامبر صلى الله عليه و آله در اين مورد فرمود:(محبّت امام حسين عليه السلام حقيقتى است كه در اعماق جان انسانها، نهفته است .)(209)

    و نيز اين واقعيّت را بدين صورت از پيامبر صلى الله عليه و آله آورده اند كه :روزى آن حضرت در جستجوى حسن و حسين عليهما السلام از منزل خارج شد و آن دو فرزند گرانقدرش را در باغى ، در نزديكى خانه يافت ، كه در خواب بودند. نخست سرحسين عليه السلام را از زمين برگرفت و او را مورد محبّت خاصّ خود قرار داد و آنقدر لب و دهان او را بوسه باران ساخت كه بيدار شد و آنگاه حسن عليه السلام را. مقداد از محبت خاصّ او به حسين عليه السلام پرسيد و گفت : (محبّت به آن حضرت چنان بود كه گويا او بزرگتر است .)

    پيامبر در پاسخ فرمود: (محبّت حسين در دلهاى باايمان ، نهفته است .)(210)

    و با اينكه برادرش در مقام و عظمت اگر برتر از او نباشد برابر و مساوى است . اينگونه افكنده شدن بذر محبّت حسين عليه السلام در دل پيامبر آشكار شد به گونه اى كه نخست سر او را بلند كرد و لب و دهان او را بوسه باران ساخت و آنگاه جمله ياد شده در پاسخ مقداد را در مورد او بيان فرمود.
    با اين بيان ، نهفته بودن مهر امام حسين عليه السلام در دلهاى با ايمان ، نشانه ايمان به خداست . گرچه ضرورى است كه محبّت نياى بزرگ و پدر گرانقدرش ، بيشتر از مهر او در دلهاى باايمان موج زند، چرا كه مقام آنان والاتر است ، امّا محبّت امام حسين عليه السلام داراى ويژگى و اثرات خاصّى است كه به بيش و كم بودن آن ، ربطى ندارد. براى نمونه :
    1 از آثار مهر به اوست كه قلبهاى باايمان ، پيوسته در هواى زيارت اوست . به هنگام شنيدن زيارت نامه او، يا شنيدن خبر رفت و آمد كاروان زائرانش ، دگرگون مى گردد و بيشتر از آنچه در آرزوى زيارت خانه خدا يا ديگر مشاهد مشرّفه و مراقد مطهّره باشد، در آرزوى زيارت اوست .
    2 و نيز از آثار محبّت بدان حضرت است كه هر كسى به زيارت ديگر امامان نور عليهم السلام مشرّف گردد، در زيارت آنان نيز نام و ياد مقدّس او، در كنار نام آنان صفابخش دل اوست .

    3 و نيز پرتوى از همان مهر است كه نام روح بخش او در دلهاى باايمان ، اثرى عميق برجاى مى نهد، همانگونه كه پدر گرانمايه اش ياد ونام و شهادت پرافتخار او را، مايه اندوه عميق دلها و جريان يافتن اشكها خواند(211)

    (من شهيد اشكهايم ! هيچ انسان باايمانى مرا ياد نمى كند، جز اينكه طوفانى از اندوه در دلش ايجاد و اشك ديدگانش جارى مى گردد.)(212)
    4 از پرتو همان مهر خاصّ است كه ورود ماه غَمْبار مُحرّم كه ماه اوست ، قلبها را لبريز از اندوه مى سازد.

    5 و سرانجام بر اثر محبت خاصّ به آن حضرت است كه با تكرار فاجعه غمبار عاشورا و مصائب او، ذرّه اى از عشق و سوز و گداز بر او كاسته نمى شود و براى دلهاى باايمان ملال نمى آورد؛ به طورى كه اگر روزى هزار بار سوگ او تكرار گردد، باز هم مردم باايمان به مجرّد شنيدن اين فاجعه بزرگ كه آن حضرت را در حالى كه از شدّت عطش مى سوخت و زخمهاى بى شمارى پيكرش را پوشانده بود، سر مقدّسش را از قفا بريدند، صداى شيون مردم فضا را پر مى كند.
    همين گونه ، اگر تصوّر كنند كه آن حضرت در پهن دشت نينوا، در اوج غربت و تنهايى ، براى اتمام حجّت ، طلب يارى مى كرد، يا جريان دادخواهى او را بشنوند، باز هم صداى گريه مردم ، به آسمان مى رسد.

    به هر حال ، تكرار مصيبت او نه تنها از سوز و گداز دلها نمى كاهد و خسته كننده نيست ؛ بلكه دلها را مشتعل مى سازد و جلا مى بخشد و صيقل مى دهد.





    اشک روان بر امیر کاروان{ گلچینی ازکتاب بیاد ماندنی الخصائص الحسینیه }
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  3. #33
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,241      تشکر : 492
    915 در 522 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض





    قسم سوّم : افتخارى جاودانه


    پرتو ديگر از الطاف خاصّ الهى بر امام حسين عليه السلام ، افتخاراتى است كه خدا در قرآن كريم و يا در گفتارش با پيامبران ، بدو ارزانى داشته است .
    امّا در مورد امام حسين و قرآن در عنوان مستقلّى بحث خواهيم داشت . اينك پرتوى از سخنان خداوند متعال در مورد حسين عليه السلام :
    1 خداوند، مصيبت امام حسين عليه السلام را در گفتگوى خود با آدم و پس از آن با موسى ، به طور مكرّر و ديگر پيام آورانش تا آخرين و برترين آنان ، ياد كرده است ،(213) كه به طور مشروح در بخشى تحت عنوان (مجالس سوگوارى ) خواهيم آورد.

    2 امّا سخن مخصوص خدا با بنده محبوب خود، نمونه هاى بسيار دارد كه از آن جمله روايتى است از انس بن مالك كه مى گويد: من همراه آن حضرت بودم كه به قبر بانوى بزرگ اسلام ، حضرت خديجه عليها السلام رسيد و به ياد فداكاريهاى او گريست و به من فرمود او را تنها بگذارم . من در گوشه اى خود را نهان ساختم و توقّف او در كنار قبر خديجه عليها السلام و نماز و نيايش او به طول انجاميد، گوش سپردم ، ديدم اينگونه عاشقانه و عارفانه به نيايش با خدا برخاسته است :

    ياربّ ياربّ اءنت مولاه معتمدى

    طوبى لمن كنت انت مولاه

    طوبى لمن كان نادماً ارقاً

    يشكو الى ذى الجلال بلواه

    ومابه علة ولا سقم

    اكثر من حبّه لمولاه

    اذا اشتكى بثّه و غصّته

    اءجابه اللّه ثم لبّاه

    اذا ابتلى بالظلام مبتهلا

    اءكرمه اللّه ثم اءدناه


    پروردگارم ! پروردگارم ! تويى كه محبوب و سرپرست منى ! پس ، بنده اى را كه به سويت پناه جسته است ، مورد لطف و رحمت خويش قرار ده .
    اى بلند مرتبه ! واى باعظمتى كه اعتماد من به توست ! خوشا به حال آنكه تويى محبوب دل و تكيه گاه او!
    خوشا به حال آنكه در ندامت از اشتباهات و غفلت خود، شب زنده دارى مى كند و شكايت غم و رنج و مشكلاتش را به بارگاه پروردگار باعظمت خويش مى برد در حالى كه درد و رنجى بيشتر از عشق به محبوب و مولاى خويش ندارد.
    آنگاه كه شدّت اندوه و غم جانكاه خويش را بدو شكوه مى برد، خداى پرمهرش جوابش مى دهد و به ندايش لبّيك مى گويد.
    هنگامى كه در تاريكى و تيرگى زندگى ، به سوى خدا تضرّع مى كند، خدا گراميش مى دارد، سپس او را به بارگاه خويش ‍ نزديك مى كند.
    انس بن مالك مى گويد: مناجات دل انگيز و پرشور حسين عليه السلام كه به اينجا رسيد، ديگر صداى دل نوازش نيامد. درست اينجا بود كه به ناگاه ندايى شنيدنى در فضا پيچيد، ندا اين بود:

    لبّيك عبدى واءنت فى كنفى ملائكتى

    فحسبك الصوت قد سمعناه

    دعاك عندى يجول فى حجب

    فحسبك الستر قد سفرناه

    لو هبّت الرّيح من جوانبه

    خرّ صريعاً لما تغشاه

    سلنى بلا رغبة ولا رهب

    ولا حساب انّنى انا اللّه (214)


    لبّيك ! بنده محبوبم ، لبّيك ! به راستى كه تو در كنف حمايت من هستى و هر آنچه را گفتى ، همه را شنيديم و دانستيم .فرشتگانم براى شنيدن صداى دل انگيزت شور و اشتياق مى ورزند، پس تو را همين افتخار بس كه ما راز و نيازت را شنيديم .

    دعايت در بارگاه ملكوت و در حجابها، در جولان است و همين تو را بسنده است كه ما پرده ها را كنار زديم ، به گونه اى كه اگر نسيم رحمت از اطراف آن بوزد، انوار جلال حق او را مى پوشاند.

    هر چه مى خواهى بدون بيم و هراس و بدون حساب و اندازه بخواه ، چرا كه خداوندگار توانا و بى همتاى تواءم .

    آرى ! اين نيايش و اين پاسخ مربوط به پيش از شهادت ، گواهى و نمونه اى از الطاف خاص خدا، به آن حضرت است . نداهاى ويژه به سوى آن حضرت ، در روز جاودانه عاشورا، متعدّد است ؛ از آن جمله ، در واپسين لحظات شهادت كه بدينگونه مورد لطف قرارگرفت :يا اَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ




    اشک روان بر امیر کاروان{ گلچینی ازکتاب بیاد ماندنی الخصائص الحسینیه }
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  4. #34
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,241      تشکر : 492
    915 در 522 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض





    قسم چهارم : نشانه ها از محبوبترين پيام آوران


    خداوند، از برترين مخلوق و محبوبترين بنده اش ، پيامبر گرامى اسلام ، نشانه ها و ويژگيهايى به امام حسين عليه السلام عنايت فرموده است كه سخت در خور تأ مّل است و بيانگر رفعت مقام او، كه در سه بحث ترسيم مى گردد.
    الف : فهرست نشانهاى اعطايى ... .
    ب : چگونگى اعطاى آنها ... .
    ج : بيانى فراتر از اينها ... .
    الف : خداى جهان آفرين ، در قلمرو الطاف خاصّه اش به امام حسين عليه السلام ، قلب باطنى پيامبر را بدو ارزانى داشت كه خودِ پيام آورِ محبوبش فرمود:
    انّه مهجة قلبى
    حسين ، مايه حيات قلب من است .
    و روح مقدّس آن حضرت را بدو ارزانى داشت كه خود فرمود:
    روحى الّتى بين جنبى
    حسين روحى است كه در كران تا كران وجود من است .
    دل مصفّا و مطهّر آن حضرت را بدو ارزانى داشت و او را ميوه دلش قرار داد.
    مغز و انديشه بلند آن حضرت را بدوارزانى داشت و او را مايه آرامش آن حضرت ساخت .
    قدرت بينايى آن حضرت را به او ارزانى داشت ؛ كه خود مى فرمود:
    (هنگامى كه به فرزندم حسين عليه السلام مى نگرم ، گرسنگى و اندوهم رخت برمى بندد.)(215)
    حسّ بويايى آن حضرت را بدو ارزانى داشت كه خود فرمود:
    (حسين عليه السلام گل خوشبوى زندگى من است .)(216)
    نيروى پيامبر را به او ارزانى داشت كه خود مى فرمود: (حسين عليه السلام طعام من است ، به گونه اى كه با نظاره به او گرسنگى و ناتوانيم از ميان مى رود.)(217)
    شانه آن حضرت را به او ارزانى داشت و آن را برايش مركب ساخت .(218)
    پشت آن حضرت را بدو ارزانى داشت و آن را سوارى او ساخت .(219)
    دامان آن حضرت را بدو ارزانى داشت و آن را مربّى و پرورشگاه ارزشهاى آسمانى و والاييهاى او ساخت .(220)
    زبان آن حضرت را به او ارزانى داشت و آن را براى او پربار ساخت .(221)
    دست آن حضرت را به او ارزانى داشت و انگشتانش را تغذيه كننده او ساخت .(222)
    سينه گسترده اش را به او ارزانى داشت و آن را جايگاه امن و مجلس او ساخت .(223)
    دو لب پيامبر را به او ارزانى داشت و آنها را وسيله نوازش و مهرورزى بدو قرار داد.(224)
    سخن آن حضرت را بدو ارزانى داشت و آن را تمجيدكننده و سراينده سوگنامه حسين عليه السلام ساخت .(225)
    ديگر، پسر آن حضرت را بدو ارزانى داشت و آن را فدايى حسين عليه السلام ساخت كه پيوسته مى فرمود:فديت من فديته بابنى ابراهيم
    به فداى كسى كه پسرم ابراهيم را، فداى او ساختم .

    ب : علاقه مخصوص پيامبر صلى الله عليه و آله نسبت به امام حسين عليه السلام از چگونگى رويارويى و حضور و رفت و آمد پيامبر با او آشكار مى گردد، چرا كه ابراز علاقه به فرزندان و انس و الفت با آنان و بازى و سرگرم ساختنشان در دوران كودكى ، كارى است طبيعى و عادى ، امّا آنچه از پيامبر در مورد امام حسين عليه السلام پديدار شد يك پديده فوق العاده بود.

    به عنوان مثال : شما پيامبر را مى نگرى كه در اوج بزرگى و بزرگمنشى در حلقه سپاهيان و انبوه ياران ارادتمند خويش ، نشسته و با همين وقار و عظمتى كه خدا بر او ارزانى داشته و او را به لقب صاحب وقار مفتخر ساخته ، امّا با اين وصف هنگامى كه حسين عليه السلام را مى نگريست كه به سوى او مى آيد، در اوج سخن و گفتگوى با ياران به ناگاه سخن خويش را قطع مى كرد و از جاى برمى خاست تا او را استقبال و در آغوش گيرد و در كنار و دامان خويش بنشاند.
    و شگفت انگيزتر اين بود كه گاه پيامبر بر فراز منبر مشغول سخنرانى بود كه امام حسين عليه السلام به سويش مى آمد و او در همان حال ، سخن خويش را رها و از منبر فرودمى آمد و از او استقبال مى نمود و بر كتف خويش مى نهاد و مى آورد، آنگاه در كنار يا در دامان خويش جاى مى داد.

    شگفت آورتر از اين ، گاه اتّفاق مى افتاد كه او در حال سخن بود كه امام حسين عليه السلام مى آمد و آن حضرت از منبر فرود مى آمد و او را استقبال مى كرد و آنگاه دليل كار خويش را شدّت عشق و علاقه به كودك گرانقدر خويش ، عنوان مى ساخت ، همانگونه كه در روايتى آمده است كه فرمود:
    (بخدايى كه جانم در قبضه قدرت اوست با ديدن حسين عليه السلام متوجّه نشدم كه چگونه از منبر فرود آمدم .)(226)
    و اين كنايه از شدّت عشق و علاقه وصف ناپذير به حسين عليه السلام است .

    و عجيبتر از اين روايتى است كه بسيارى از علماى اهل سنّت ،(227) از جمله ابن ماجه و زمخشرى در كتابهاى خود آورده اند كه : پيامبر صلى الله عليه و آله امام حسين عليه السلام را به هنگام بازى با كودكان در ميدانگاه مدينه نگريست در برابر ديدگاه انبوه مردم به سوى او رفت و دستان مقدّسش را گشود وكودك محبوبش شروع به دويدن در ميدانگاه كرد و پيامبر نيز در پى او، پس او را گرفت يك دست در زير چانه و دست ديگرش را به پشت سرش نهاد و دهان بر دهان او نهاد و بوسه بارانش ساخت و فرمود:
    انا من حسين وحسين منّى احبّ اللّه

    مردم بدانيد من از حسين هستم و حسين از من ، خدا، هر آن كس كه حسين عليه السلام را دوست بدارد دوست مى دارد



    اشک روان بر امیر کاروان{ گلچینی ازکتاب بیاد ماندنی الخصائص الحسینیه }
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  5. #35
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,241      تشکر : 492
    915 در 522 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض





    جزای گستاخی


    امام حسين عليه السلام روز عاشورا و در لحظات آخرين عمر شريفش، در حالي كه سراسر بدنش مجروح شده بود، آب مي‌طلبيد.

    در اين ميان شخصي خبيث و ناپاك از لشگر عمر سعد فرياد زد:«اي حسين! آيا نمي‌بيني كه آب فرات همچون شكم ماهيان، موج مي‌زند؟»از آن نخواهي نوشيد مگر اين كه مرگ را با لب تشنه بچشي!

    ين گفتار جسورانه، امام حسين عليه السلام را به شدت متأثر نمود. پس به درگاه الهي توجهي نمود و عرضه داشت:- پروردگارا! اين شخص را در شدت تشنگي بميران.مدتي پس از حادثه عاشورا آن شخص ناپاك به بيماري سخت تشنگي دچار شد، به گونه‌اي كه هر چه آب آشاميد باز تشنه بود.

    روزي آنقدر آب آشاميد كه از دهانش بيرون آمد. [ صفحه 83] مدتي وضع او به همين حال گذشت و هر چه آب مي‌نوشيد تشنه‌تر مي‌شد تا آنكه شكمش چون خمره‌اي بزرگ شد و آماس نموده و غفلتا منفجر شد و با ذلت و بيچارگي در حالي كه بي‌نهايت تشنه بود به جهنم واصل شد. [42] . [ صفحه 84]





    اشک روان بر امیر کاروان{ گلچینی ازکتاب بیاد ماندنی الخصائص الحسینیه }
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  6. #36
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,241      تشکر : 492
    915 در 522 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض




    روشنگری

    اين محبّت و مهرورزى فوق العاده از پيامبر، تنها در مورد امام حسين عليه السلام عملى نشد، بلكه در مورد شيفتگان بدان حضرت نيز اظهار مى گشته و بر اين نكته دقيق و اساسى خدا را گواه مى گرفت و مى فرمود:اللّهمّ إ نّى احبّه واحبّ من يحبّه

    بار خدايا! من حسين را دوست مى دارم و آنان را كه او را دوست مى دارند نيز دوست مى دارم .

    و بدين گونه خدا را به محبّت دوستان آن حضرت مى خواند و مى فرمود:
    احبّ اللّه من احبّ حسيناً .خداوند، كسى را كه حسين را دوست بدارد، دوست خواهد داشت .

    آن حضرت روزى كودكى را در راه ديد نشست و او را در بر گرفت ومورد مهر و محبّت بسيار قرار داد، هنگامى كه دليل آن را پرسيدند، فرمود: (من او را دوست مى دارم چرا كه او فرزندم حسين را دوست مى دارد. خود ديدم كه او خاك پاى حسين را برداشت و بر چهره نهاد وجبرئيل به من خبر داد كه او در حماسه عاشورا، از ياران حسين خواهدبود.)(228)

    اينك ، همه ما نيز بر اين اميديم كه از دوستداران حسين عليه السلام باشيم تاپيامبر ما را دوست بدارد و خدا به بركت دعاى او، ما را دوست بدارد.
    وروشن است كه اگر خداوند ما را دوست بدارد، گناهان ما را خواهد بخشيد و از لغزشهايمان خواهدگذشت .
    امّا در مورد مهرورزى پيامبر به حسين عليه السلام و به دوش ‍ كشيدن او نيز، مساءله به صورتى است كه از يك جريان طبيعى كه پدران پر مهر در مورد فرزندان محبوب خويش انجام مى دهند، فراتر رفته است .

    گاهى اتّفاق مى افتاد كه امام حسين عليه السلام در كودكى اش بر پشت آن حضرت كه در حال سجده و نيايش با خدا و نماز جماعت بود، مى نشست و او آنقدر سجده را طول مى داد تا كودك محبوب خود فرود آيد، كسانى كه با آن حضرت نماز را به جماعت مى خواندند، مى پرسيدند: (آيا در حال سجده ، وحى الهى فرود آمده است ؟) مى فرمود: (نه ! بلكه فرزند گراميم حسين ، بر پشتم نشسته بود.)(229)

    همين گونه در مورد اين واقعيّت كه حسين عليه السلام را بر دوش ‍ خويش مى نشاند و در كوچه و بازار با خود مى برد. اينجا نيز مساءله به صورتى درآمده بود كه از يك مهر و محبّت عادى فراتر رفته بود؛ به سبكى كه معمولاً يك انسان برجسته و بزرگى با كودك ، آنگونه رفتار نمى كرد.
    هرگاه ياران تقاضا مى كردند تا اجازه دهد دو كودك محبوبش ‍ حسن و حسين عليهما السلام را از دوش او بردارند و حمل كنند، اجازه نمى داد و خود برحمل آنان با اين عنوان كه : (آنان بهترين سواركاران هستند) افتخار مى كرد.(230)

    گاهى جبرئيل به هنگام نماز پيامبر، آنان را زير باران محبّت مى گرفت .(231)
    در مورد دامان آن حضرت كه پرورشگاه و جايگاه تربيت آنان بود، باز هم مطلب يك جريان فوق العاده اى است . آن حضرت به گونه اى تربيت و پرورش آنان را به عهده گرفته بود كه جز مادران پاكباخته و باتدبير، در مورد فرزندانشان انجام نمى دهند. لحظاتى پس از ولادت امام حسين عليه السلام به اسماء فرمود: پسرم را بياور. هنگامى كه اسماء گفت : اجازه دهيد تا او را نظيف و پاكيزه سازم ، فرمود: (شما او را نظافت كنيد، در حاليكه خدا او را نظيف و پاكيزه ساخته است .)(232)

    از همان لحظات نخستين ، كودك محبوب خويش را در آغوش ‍ گرفت و تربيت او را عهده دار شد و به وسيله انگشت مبارك ، تغذيه اش نمود و همچون مادران دلباخته ، او را نوازش مى فرمود و ضمن سرگرم ساختن او، كلمات و اشعارى كه مادران انديشمند و بامعرفت براى شادمان ساختن كودكشان زمزمه مى كنند، به گوشش زمزمه مى كرد و با زبان كودكانه با او سخن مى گفت و از هيچ محبّت سرشارى در مورد او دريغ نمى فرمود تا جايى كه برخى از ياران بر او خرده گرفتند كه با صراحت فرمود: (آنچه از مهر و محبّت من بر او از شما پنهان است ، فراتر از چيزى است كه مشاهده مى كنيد.)(233) اينجا بود كه ياران به خوبى دريافتند كه برخورد و محبّتهاى بى دريغ و فوق العاده او بر امام حسين عليه السلام يك جريان عادى نيست ، بلكه يك فرمان الهى است و ... . خود آن حضرت بدين واقعيت تصريح فرمود كه :انّ اللّه قدامرنى بحبّهماخداوند مرا به محبّت آن دو امرفرموده است .

    براى ياران روشن شد كه : سر برنداشتن آن حضرت از سجده به هنگامى كه حسين عليه السلام بر پشت او نشسته است ، تا به دوش كشيدن كودك محبوبش و دويدن با او و جلوى پاى او برخاستن و استقبال او نمودن ، تا قطع سخنرانى و فرود آمدن از منبر... همه و همه به فرمان خداست و فراتر از محبّت عادى پدرى والا و گرانمايه به فرزندان محبوب خويش است و اين خود فلسفه مهمّى دارد كه خواهد آمد.

    امّا در مورد لبان پيامبر كه همواره امام حسين عليه السلام را بوسه باران مى كرد و شگفت انگيزتر از آن ، چگونگى بوسيدن دو فرزند محبوبش بود كه گاه ديده مى شد كه آن دو كودك گرانمايه اش را در آغوش مى گرفت و مى بوييد و هر كدام را مدّتى طولانى بوسه باران مى ساخت و مى فرمود: (اين دو، گلدسته هاى خوشبو و معطّر باغ زندگى من هستند.)(234)
    گاه در حال نماز، دست يكى از آن دو را مى گرفت و مى بوسيد.(235)
    اين مطلب نيز مشهور است كه آن حضرت ، دهان امام حسن و گلوى امام حسين عليهما السلام را بوسه باران مى كرد، كه امام حسين عليه السلام از اين جريان آزرده خاطر شد.

    امّا در اين مورد من به روايتى برنخوردم و در كتاب معتبرى هم نديدم . آنچه در انبوه روايات بدان برخورده ام اين است كه :
    (پيامبر گاه گلوى امام حسين عليه السلام را مى بوسيد و گاه پيشانى او را.)(236)
    گاه همه پيكر مقدّس او را و گاه لباس او را كنار مى زد و قلب او را مى بوسيد.(237)
    گاه دندانهاى او را(238) و گاه لبان مباركش را(239) و اين شيوه هميشگى او بود.

    بى ترديد، اين روش پيامبر نيز دلايل محكمى داشت كه خود برخى را بيان فرمود. براى مثال به هنگام بوسه باران ساختن بدن امام حسين عليه السلام مى فرمود: (اينك جايگاه فرود شمشيرها را مى بوسم و مى گريم .)(240)

    امّا دليل بوسه باران ساختن دهان و دندان و سينه او را ناگفته گذاشت ، كه پس از جريان جانسوز عاشورا، همه دليل آن را دريافتند




    اشک روان بر امیر کاروان{ گلچینی ازکتاب بیاد ماندنی الخصائص الحسینیه }
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  7. #37
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,241      تشکر : 492
    915 در 522 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض




    دلايل اين همه تجليل

    تجليل و بزرگداشت ويژه پيامبر از امام حسين عليه السلام دلايل فراوانى داشت كه اهم آنها سه دليل زير بود:
    1 هدف پيامبر، ترسيم مقام و بزرگى شخصيت و عظمت آن حضرت بود.
    2 پيامبر سالها پيش از رخداد دگرگونساز عاشورا در برابر بيدادگريها و نمك نشناسى كوردلانى كه حرمت او را خواهند شكست ، به صورتهاى گوناگون آن حضرت را مورد تجليل و احترام فوق العاده قرار داد، تا پيش از بروز آن حادثه عظيم ، عظمت فاجعه و مصيبتى را كه براى دفاع از حق و عدالت بر آن پيشواى به حق آزادى مى رود به همگان اعلان كند.

    اگر شما به استقبال و احترام پيامبر از امام حسين عليه السلام در دوران كودكى اش نيك بينديشيد، عظمت فاجعه را درك خواهيد كرد كه آن حضرت با نشان دادن اوضاع غمبار آينده جامعه ، روشن ساخت كه كار فاجعه به جايى مى رسد كه كسى در راه ، با او همراه و همسفر نمى شود و در كنار كاروان او فرودنمى آيد تا مبادا امام حسين عليه السلام او را به يارى حقّ و نبرد با استبداد و جاهليّت وحشى اموى فرا خواند؛ همانگونه كه در روايت زُهير آمده است .(241)
    و اگر به سوى فردى براى پرس و جو از اوضاع و احوال برود، راه را كج نموده و از آن حضرت دور مى شوند؛ همانگونه كه آن دو نفر مسافر اسدى چنين كردند.(242)

    3 سوّمين دليل احترام بسيار به امام حسين عليه السلام اين بود كه :
    پيامبر مى خواست به دليل مظلوميّت و اندوهگين بودن و گرفتاريهاى طاقت فرساى آينده او، اينك امواج شادى و سرور را بر قلب او وارد سازد تا پيشاپيش ، جبرانى بر آن رنجها باشد، چرا كه اگر مى بايد بزرگ مردى اين همه اندوه و فشار ظالمانه را به خاطر حق و عدالت قهرمانانه ، به جان بخرد، پس بجاست كه به همان اندازه تجليل و تكريم شود، تا توازن و تعادلى برقرار شده باشد.

    و شما نيز اينك اى شيفتگان امام حسين عليه السلام ! آيا پيامبر گرامى را اُسوه و اُلگوى خود نمى نگريد تا با گريه و سوگوارى هدفدار و خالصانه بر او و نثار درود و سلام و لبّيك بر او، قلب شكسته اش را التيام و رنجهاى گرانش را بزداييد؟

    فراتر از آنچه از نشانه هاى پيامبر به امام حسين عليه السلام داد اين بود كه خود پيامبر را به امام حسين عليه السلام ارزانى داشت . اين سخن نه پراكنده گويى است ونه مبالغه آميز، بلكه سخن پرمحتواى خود پيشواى بزرگ توحيد است كه فرمود:حسينٌ منّى و انا من حسين





    اشک روان بر امیر کاروان{ گلچینی ازکتاب بیاد ماندنی الخصائص الحسینیه }
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  8. #38
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,241      تشکر : 492
    915 در 522 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض









    قسم پنجم : جلوه هايى از بزرگترين پديده ها

    خداوند در راستاى الطاف خاصّ خود به بنده محبوبش حسين عليه السلام ، از بزرگترين مخلوق خويش كه عرش است ، نشانه ها و امتيازاتى بدو عنايت كرده است .
    1 نخستين امتياز اين است كه : سايه عرش را به او بخشيد و آنجا را محفل دوستانش ساخت ، تا آن حضرت در آنجا با زائران و سوگوارانش گرد آيند و آنان به گونه اى به آن محفل ، دلبستگى مى يابند كه آن را با هيچ لذّت و انس و الفتى مبادله نمى كنند، تا آنجايى كه نزديكترين كسانشان از بهشت به سوى آنان پيام مى دهند كه بدانجا بروند، امّا آنها امتناع مى ورزند و محفل و سخن امام حسين عليه السلام را بر همه چيز و همه كس ، برمى گزينند.(244)

    و نيز خداوند سمت راست عرش را به حسين عليه السلام عنايت فرمود و آن را قرارگاه او در جهان برزخ ساخت كه از آن نقطه عرش ، پيوسته به قربانگاه و به زائران و سوگوارانش نظر مى افكند و با آنان سخن مى گويد و برايشان طلب آمرزش مى كند و از نياى گرامى و پدر گرانقدرش نيز مى خواهد تا براى آنان آمرزش خدا را بخواهد.(245)
    و نيز فراز عرش را جايگاه سخن براى زائرانش قرار داد.

    در برخى احاديث وارد شده است كه : آنجا جايگاهى است كه خداوند با زائرانش سخن مى گويد(246) عرش بدينگونه ، محفل او و دوستان اوست ، كه در سايه آن ، امام حسين عليه السلام با شيفتگانش سخن مى گويد و بر فراز آن ، خدا با آنان در مورد عظمت امام حسين عليه السلام سخن مى گويد.

    و نيز خداوند سايه عرش را كه در شهادت او گريست و خونرنگ و دگرگون گرديد، به او عطا فرمود.(247)
    و همانند عرش ، فرشتگان طواف كننده آن را نيز بدو ارزانى داشت .

    2 و الطافى فراتر از آنچه گذشته ، اين است كه : خداوند همه عرش را به آن گرامى بخشيد، چرا كه او و برادرش زينت عرش ‍ الهى اند(248) و ارزش و آراستگى هر چيزى هم به زينت آن است و اگر عرش سخن گويد، خواهد گفت




    اشک روان بر امیر کاروان{ گلچینی ازکتاب بیاد ماندنی الخصائص الحسینیه }
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  9. #39
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,241      تشکر : 492
    915 در 522 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض








    قسم ششم : نعمتهايى از بهشت برين

    خداوند از پسنديده ترين و نيكوترين مخلوق خويش كه بهشت برين است نعمتهايى به امام حسين عليه السلام ارزانى داشته است ؛ بدينگونه :
    1 از بهشت برين ، درخت ويژه (249) و قصر پرشكوهى (250) به او ارزانى داشت و از حوريان بهشت قابله اى براى او قرار داد و همه در مصيبت او شيون مى كردند(251)

    و نيز حوريه اى ويژه براى خود آن حضرت و دروازه مستقلّى از بهشت كه نامش دروازه حسين عليه السلام است و از همه درهاى بهشت وسيعتر و بزرگتر است

    2 حقيقت اين است كه خداوند تمامى بهشت را به حسين عليه السلام عنايت فرمود، چرا كه همانگونه كه پيشتر گذشت ، بهشت از نور وجود حسين عليه السلام است (252) واگر به سخن آيد، خواهد گفت : (من از حسين هستم




    اشک روان بر امیر کاروان{ گلچینی ازکتاب بیاد ماندنی الخصائص الحسینیه }
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  10. #40
    عضو خودماني
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,241      تشکر : 492
    915 در 522 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض








    قسم هفتم : از ديگر پديده هاى خلقت

    برترين و زيباترين صفت و ويژگى هر پديده اى از پديده هاى آفرينش ، به امام حسين عليه السلام ارزانى شده است :
    از فرشتگان ،
    از پيامبران ،
    از زمانها،
    از آسمانها،
    از هوا و فضا،
    از آبها،
    از درختان ،
    از نهرها و جويبارها،
    از درياها،
    از انسانها،
    از جنّيان ،
    از پرندگان و حيوانات اهلى و وحشى ،
    از كوهها،
    و از رخدادها و اوضاع ظاهرى اين جهان .
    اينك توضيح در مورد هركدام از عناوين يادشده در فهرست بالا:


    اشک روان بر امیر کاروان{ گلچینی ازکتاب بیاد ماندنی الخصائص الحسینیه }
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





صفحه 4 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •