نکات و سخنان گهربار از آیت الله امجد حفظه الله سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
نکات و سخنان گهربار از آیت الله امجد حفظه الله
صفحه 32 از 33 نخستنخست ... 22282930313233 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 311 تا 320 , از مجموع 330
  1. #311
    عضو خودماني
    توحید صمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,009      تشکر : 700
    2,231 در 814 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    توحید صمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    آیت الله امجد:
    مکتب اسلام می خواهد هیچ فقیر و گرفتاری نباشد
    تمام مفاسد و جنایت ها از نجاست این کبر نشأت گرفته است.

    آیت الله امجد وظیفه انسان را رسیدن به حقیقت و اهل بیت را بهترین وسیله برای رفع موانع و ایجاد شرائط در مسیر خوب شدن دانست.

    آیت الله محمود امجد در جریان جلسه اخلاق رمضانیه خود به شرح فرازی از دعای مکارم الاخلاق پرداخت.
    این استاد اخلاق آمدن صلوات در ابتدای هر یک از فرازهای این دعا را به معنی آن دانست که محمد و آل محمد بهترین وسیله برای برطرف شدن موانع و ایجاد شرایط در مسیر خوب شدن هستند.

    این استاد اخلاق رسیدن به حقیقت را وظیفه مهم انسان دانست.
    وی سوال در مورد آن چه که جوانی در راه آن سپری شده است و رابطه با اهل بیت و قرآن را از مواردی دانست که در روز قیامت از آن سوال می شود.
    او درشرح فراز «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ اکْفِنِی مَا یَشْغَلُنِی الاِهْتِمامُ بِهِ وَ اسْتَعْمِلْنِی بِمَا تَسْأَلُنِی غَداً عَنْهُ » گفت: من را کفایت کن تا مشغول چیزی نشوم که از آن چه مهم است بمانم. من را مشغول به آن چیزهایی کن که فردا از من سوال می کنند.
    این استاد حوزه علمیه، هدف از خلقت انسان را بندگی دانست و فراز «وَ اسْتَفْرِغْ أَیَّامِی فِیما خَلَقْتَنِی لَهُ» را به فراغت از آلودگی های دنیا همچون پول پرستی و دنیا پرستی معنی کرد.
    وی درمعنی فراز «وَ أَغْنِنِی وَ أَوْسِعْ عَلَیَّ فِی رِزْقِکَ» گفت: مرا بی نیاز کن و بمن وسعت رزق بده. نه این که همه دین دنیا را بخواهم داشته باشم. ولی آن قدر که دستگیری کنم داشته باشم. آن قدر داشته باشم که بخورم و بخورانم، بپوشم و بپوشانم.
    او دعا کردن را یک وظیفه و ارتباط با مبداء قدرت دانست که موجب سازندگی است. او فراز «وَ لَا تَفْتِنِّی بِالنَّظَرِ» به «من را به نظر آزمایش نکن » معنی کرد و در شرح آن گفت: نظر دو معنا دارد. یک معنی اش این است که انتظار بکشم.
    وی دعای«اللهم ادخل علی اهل القبور السرور» به معنی آن دانست که مکتب اسلام می خواهد هیچ فقیر و گرفتاری نباشد و تربیت چنین انسانی را هدف دین اسلام ارزیابی کرد.
    وی در این باره اضافه کرد: دعا لغو نیست. دعا سازندگی است. ارتباط انسان با یک مبدئی است که قدرت دارد هیچ فقیری باقی نگذارد. اگر انسان این قدر بفهمد، بزرگ می شود و وقتی بزرگ شد، مسائل برایش حل می شود. خیال نکنید که هر چه بخواهید به ما می دهند. چهل سال هم که شده از خدا بخواهید. حافظ وظیفه تو دعا گفتن است و بس/در بند این نباش که نشنید یا شنید
    این استاد اخلاق در شرح فراز «وَ أَعِزَّنِی وَ لَا تَبْتَلِیَنِّی بِالْکِبْرِ» گفت: عزت برای مومن است. مومن باید عزت بخواهد. عزت غیر از تکبر است. وقتی انسان عزت پیدا می کند، ممکن است دچار کبر شود. کبریایی فقط برای خداست و اگر کسی لباس کبریایی را بپوشد، خدا او را می کوبد. بزرگی به ما نیامده است. اما ما باید هر کس و هر چیزی را بزرگ بداریم. چرا که آیت خداست. منتها آیت الله العظمی و آیت الله الکبری امیرالمومنین و ائمه هستند.
    او با اشاره به عبارت «التکبر مع المتکبر صدقه»گفت: نه این که ما در برابر متکبر متکبر بشویم. بلکه یعنی در برابر متکبر، متکبرانه برخورد کنیم. یعنی اگر کسی عارش می آید سلام کند، به او سلام نکن. حالا هر کس می خواهد باشد. بعضی خیال می کنند اگر سلام بکنند، ذلیل می شوند. در حالی که سلام عزت است.
    امجد در شرح فراز«وَ عَبِّدْنِی لَکَ وَ لَا تُفْسِدْ عِبَادَتِی بِالْعُجْبِ» گفت: به ما عبادت بده، اما با عجب آلوده اش نکن. اگر مومن مغرور نمی شد، خدا هیچ وقت گرفتار به گناهش نمی کرد. بنده آن گناه هستم که مرا به عذر آورد و از آن عبادتی بیزارم که مرا به عجب آورد.
    وی فساد عبادت را عجب و ریشه تکبر را خود بینی دانست و گفت: وقتی خودبین شد، خودش را بزرگ می داند. وقتی خودش را بزرگ دانست، بر دیگران می خواهد بزرگی کند. کبر زشت ترین خصلت هایی است که انسان در طول تاریخ به آن گرفتار است. کبر صفت شیطان است که او این را به همه تزریق می کند. کبر نجس است و از کبر در عالم نجس تر نیست. چون تمام مفاسد و جنایت ها از نجاست این کبر نشأت گرفته است.
    این استاد اخلاق عبارت «وَ أَجْرِ لِلنَّاسِ عَلَى یَدِیَ الْخَیْرَ وَ لَا تَمْحَقْهُ بِالْمَنِّ» را به خیر رسانی پیوسته به مردم و منت نگذاشتن بر سر مردم معنی کرد.
    نکات و سخنان گهربار از آیت الله امجد حفظه الله
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی


  2. #312
    عضو خودماني
    توحید صمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,009      تشکر : 700
    2,231 در 814 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    توحید صمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    آیت الله امجد:
    اگر گذشت نباشد، هیچ چیز نیست
    رمضان ماه گذشت است

    *ریا هم خوب است! می گوید ریا برای کسی بکنید که خیلی بزرگتر است. این بشر که چیزی نیست. بگوییم خدایا ما دوستت داریم؛ نماز هم می خوانیم. دنیا بداند ما نماز خوانیم. آیا این بد است؟ یک وقت من برای شما نماز می خوانم. این ریا می شود و بد است. اما آیا آدم خودش را نشان خدا بدهد، بَد است؟
    مثل بعضی ها که می روند مجلس فاتحه، بعد پشت ستون قایم می شوند تا صاحب فاتحه ایشان را نبیند. بی شعور! تو برای [ تسلی آمده ای]. این که دل مومن را شاد کنی، خدا خوشحال می شود.
    *این زیارتنامه را داشته باشید. این زیارتنامه که قبل زیارت جامعه است، اصح زیارت ها است و آن را در [حرم] هر امام و امامزاده ایی که بروید می توانید بخوانید.
    *حمد مساوی با قرآن است. همه مطالب قرآن در حمد است. با نام خدا. با نام کی؟ «الله»، «رب العالمین»، «الرحمن». بعد می گوید «ربی»؛ بَه بَه؛ این «رب العالمین» خدای من شد. بعد می گوید: نه؛ اصلا هیچ کس هیچ چیز نیست. [چرا که ] می گوید «سبحان ربی الاعلی و بحمده».
    *السلام علینا و علی عباده الله الصالحین ، این ذکر هم هست. اما اگر در نماز در غیر از تشهد بگویید، ‌نماز باطل است. چون از نماز خارج می شوید. ولی اگر رفیقمان می خواهد برود و نمی توانیم [ اسمش را صدا بزنیم] می توانیم همان ذکر [ یعنی السلام علینا و علی عباد الله الصالحین] را بلند بگوییم. ذکر را بلند می گوییم تا او بفهمد. نه این که ذکر بگوییم که او بفهمد. اگر ذکر بگویی که او بفهمد، این کلام بشری است[ و مبطل نماز است]. مثل وضوء گرفتن است. من یک وقت وضوء می گیرم برای نماز و خنک هم می شوم. اما اگر برای خنک شدن وضوء بگیرم، نماز باطل است. روضه را اگر برای صحت بگیرم، روزه باطل است. روضه را می گیرم، از آثارش صحت هم است.
    *یکی از آداب اسلام این است که وقتی انسان با یکی برخورد می کند، اسمش را بپرسد. چرا که [وقتی]جدا می شوند[ و نیاز می شود که صدایش کند، آن وقت نگوید ] آهای.
    *آداب اسلام همه اش حساب شده است. می گوید وقتی می روی خانه کسی، صاحب خانه جلو برود. چون ممکن است چادر عیال شما روی بند باشد و دلت نخواهد من آن را ببینم. غیرت اجازه نمی دهد من چادر عیال تو را تماشا بکنم. صاحب خانه باید جلو برود. اگر صاحب خانه گفت یک جایی بشین، باید همان جا نشست. چه بسا محرمش می خواهد از جلوی درب رد شود و اگر آن جا بنشینی، کسی آن ها را نمی بیند. این ها آدابی است که باید ملاحظه شود.
    *مرحوم آیت الله بروجردی مهمان امام بود. [بعد از چند روز که مهمان بود] پرسیده بود چند روزی شما مرا مدام احترام کردی، ولی درسوار شدن جلو تر از من سوار شدی؛ علتش را نفهمیدم! [امام جواب] گفته بود: ملاک در پیاده شدن است. یعنی[ وقتی من اول سوار می شوم] موقع پیاده شدن تو جلویی.
    *آقا من دیسک کمر دارم. به زور مرا اول سوار می کند. فشار هم می دهد که می خواهد پیش من بنشیند. این چه احترامی است؟!
    * پدرم -خدا رحمتش کند- آدم شوخی بود. آن موقع چراغ نبود. چراغ انگلیسی هایی بود که می گرفتیم [تا راهمان روشن شود]. [ من یک وقت یکی از این ها را گرفته برای پدرم و به احترام ایشان، عقب تر راه می رفتم]. او می گفت چراغدار باید جلو باشد.
    *میرزا جعفر از خوبان بوده، پولدار هم بوده. به پسرش گفته بود یک مدرسه بعد از من بساز. پسرش شب [که می خواستند در تاریکی راه بروند]، چراغ را انداخته بود عقب[سر پدرش]. میرزا جعفر گفته بود چرا این کار را می کنی؟ پسرش جواب داده بود خودت گفتی. [منظورش این بود که مدرسه ای که من بعد از وفات تو بسازم، مثل چراغی می ماند که عقب سر تو بگیرم. همین حرف پسر میرزا جعفر باعث شد که او این مدرسه را در زمان حیاتش بسازد.]
    [این مدرسه که ساخته شد] چهل نفر در این مدرسه درس خواندند که کوچک آن ها آشیخ حسن اصفهانی بود. آشیخ حسن اصفهانی کسی بود که گفته بود که من کاری می کنم که دست بزنید به این دیوار و حاجت بگیرید بروید. ولی به خاطر امام حسین [یا امام زمان] این کار را نمی کنم.
    *بعضی پدر مادر ها بچه شان را جهنم می برند. بعضی بچه ها پدر مادرشان را جهنم می برند. این که حضرت خضر آن بچه را کشت، برای این بود که اگر آن بچه زنده می ماند کافر می شد و همه را هم کافر می کرد. ولی وقتی او را کشت، هفتاد پیغمبر از نسل او آمد.
    *بنده آن معصیتی هستم که مرا به عذر آورد و از آن عبادتی بیزارم که مر ا به عُجب آورد.
    *من که این جا نشستم نمی دانم این که می خواهم بخورم، مفید یا مضر است! اما خدا همه چیز را می داند. حالا که خدا همه چیز را می داند، «افوض امری الی الله».
    *خوش به حال کسی که اول عقل داشته باشد و بعد پول. یک جایی رفتیم دیدیم ساختمان های چرخان [ساخته بودند] که [اگر صاحب آن] بخواهد بعد از یک سال بیاید یا نیاید، وقتی می نشیند این جا ناهار بخورد،[ساختمان] بچرخد. خوب خودت بچرخ! این که دیگر پول خرج کردن ندارد. میلیاردها پول دربیابان خرج کرده بود...یک بزرگی می گفت خدا اول عقل بدهد ،بعد پول بدهد. رفتی در کوه خانه ساختی که بچرخد! این همه آدم بی پول! این همه آدم گرفتار!
    *در این ماه هر آیه قرآن یک ختم قرآن است.
    *به من می گویند دعا را تند خواندی. تند می خوانم که تو گوش بدی. تو و من چه می فهمیم که این دعا چی است! این دعا در سطح بالاست.
    * این جوان ها ایده آل می خواهند و ایده آل هم پیدا نمی شود. جنبه مثبت [آن خانم یا آقا] را بگیر. اگر دماغش مثل یک بادمجان دلمه ای و چشمش مثل یک پسته بسته باشد، ولی محبت داشته باشد، به همه حوری های عالم می ارزد. فکر ایده نکنید. البته نه این که بروید بَد بگیرید. اما ایده آل پیدا نمی شود. [اگر] مثبتات را بگیر[ی]، دختر پیدا می شود.
    *این که ملاصدرا گفته «لم یسبقنی»، خودش به این حرف رسیده و دروغ نگفته است.
    *نتیجه این بحث ها [اشاره به بحث آقای رحیمی که در حضور وی بیان شد] می شود که ما باید به مقام ابراهیم برسیم.
    خاکستر های متعلق به آتشی که برای ابراهیم برپا کرده بوند، هنوز هست و شاید در اینترنت دیده باشید. کوهی از آتش درست کردند و وقتی [ به خاطر انبوه آتش] نمی دانستند چه کنند، شیطان از پنجره ای نشانشان می دهد.
    بالآخره حضرت ابراهیم را به وسط آتش پرت می کنند. وقتی ابراهیم بین زمین و آسمان بود، جبرئیل آمد و گفت حاجت داری؟ گفت: به تو نه.
    این اهل دنیا در جهنم هم متوسل به مقامات می شوند و فکر می کنند مقامات آن جا هم اثر دارد. مقامات این جا هم هیچی نیستند! چه برسد آنجا.
    [جبرئیل] گفت به خدا هم حاجتی نداری؟ ابراهیم گفت: او به حال من آگاه است. یعنی آدم به آن جا می رسد.
    *از پیغمبر پرسیدند دین چیست؟ پیغمبر گفت حسن اخلاق. [خدا در قرآن می گوید] «انک لعلی خلق عظیم»
    *اخلاق ، اخلاق. گفت: «بدی را بدی کردن، سگی باشد. خوبی را خوبی کردن، خَرَکی باشد». این الاغ ها را دیدید که هم دیگر را ناز می کنند؟ مثل بعضی ماچ کردن های ما. بعضی دوستان ماچ می کنند، می گویم ماچ خرکی است، یاد نگیرید.
    بدی را خوبی کردن [صحیح است. همانطور که قرآن می فرماید] «ادفع بالتی هی احسن». اگر کسی به آدم بدی کرد، آدم به او خوبی کند . . . بنابراین بیایید در این ماه رمضان یک کاری بکنیم. اولا اگر حق داریم بگیریم. اگر کسی حقتان را خورده است و می توانید بگیرید، بگیرید. اما اگر حقتان را خورده و یا نمی تواند بدهد و یا غیبت کرده است و یا تهمت زده است، ...[بیاییم از او بگذریم.]
    *اگر گذشت نباشد ، هیچی نیست. بنابراین باید گذشت. ماه رمضان ماه گذشت است.
    *عباس عزیزی خیلی خوش سلیقه است. از کلمات آیت الله حسن زاده در موضوعات مختلف جمع کرده است.
    این جلسه هر شب همزمان با اذان مغرب، با اقامه نماز و صرف افطار آغاز می شود و تا ساعت دوازده نیمه شب ادامه دارد.
    نکات و سخنان گهربار از آیت الله امجد حفظه الله
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی


  3. #313
    عضو خودماني
    توحید صمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,009      تشکر : 700
    2,231 در 814 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    توحید صمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    استاد محمود امجد:
    زمین و زمان داد می کشند که ظهور نزدیک است
    الان هر گِل لگدزنی شده آیت الله!

    علما نوکر امام زمان هستند و نباید به خاطر هوای نفس دیگران همه ارزشها را زیر پابگذارند /ادعای فالوده خوري برخی با امام زمان را باور نکنید/كجای‌ ما اسلامی‌ است‌؟/یك‌ عده‌ شیّاد در جامعه‌ افتاده‌اند و فرمول‌ دست‌شان‌است‌ و از غیب‌ هم‌ می‌گویند و اسرار بقیه‌ را فاش‌ می‌كنند


    1- مرکز ثقل امام زمان رفع ستم می باشد امام زمان خواهد آمد که ظلم را برچیند. اینهمه ستم ، اینهمه زور و اینهمه ظلم. در دنیایی که در آن همه جور تقلب٬ همه جور حقه بازی٬ همه جور وارونه کردن مطالب و داخل کردن حق و باطل وجود دارد٬ راهی نداریم مگر فرج امام زمان! البته از این سخن من ممکن است فردا بگویند: "انجمن حجتیه!" ٬ اما غلط می کنند!

    2- آقایان اهل علم شما مهر نوکری به تان خورده است نوکر امام زمان(عج) هستید نه نوکر هوای خودتان و نه نوکر هوای دیگران مقلب القلوب خداست و باید خودمان را بسپاریم به خدا ، خدایا ما آمده ایم نوکر امام زمان باشیم نوکر خدا باشیم نیامده ایم به خاطر هوای نفس دیگران همه ارزشها را زیر پابگذاریم ما آمده ایم همه مشکلات و محرومیت ها را قبول داریم تا بتوانیم پرچم دین را بدست بگیریم.خدایا ما اینجا آمده ایم خدمتگزار و نوکر امام زمان باشیم به آبروی امام زمان(عج) خدایا ما را پیش امام زمان آبرومند گردان.

    3- مردم ديگر روشن هستند. امروز ضريب هوش بچه‌ها بالا رفته است. بچه كوچولو چيزهايي مي‌گويد كه مرد 50 ساله نمي‌تواند بگويد. خدا توفيق بدهد، علماي اسلام كه تالي و تلو معصومين هستند و جاي خود‌شان را دارند اما ما از طلبه چه مي‌خواهيم؟ علم صددرصد نمي‌خواهيم. نمي‌خواهيم علامه طباطبائي باشد. هيچ‌كس نخواسته كه من علامه طباطبائي بشوم. ولي طلبه بايد صددرصد تقوي داشته باشد كه اگر نداشته باشد يك قران ارزش ندارد. با عمامه كسي ارزش پيدا نمي‌كند، ملاك حق است. امام زمان(عج) اين طرف و آن طرف نيست، پيش شماست، اگر به واجبات و محرمات عمل كنيد امام زمان مي آيد پيش شما. اين طرف و آن طرف را نگرديد،خبري نيست. كساني كه دروغي مي‌گويند ما امام زمان را ديده‌ايم بدانيد دروغ مي‌گويند، كسي كه امام زمان را ديده است نمي‌آيد توي كوچه و خيابان اعلام كند، چرا؟ چون پيغمبر تو بازار و كوچه مي‌گشت، مردم مي‌ديدنش. امام حسن و امام حسين و حضرت علي(ع) هم همينطور. امام زمان سرالله است، خدا سر را نگه داشت، بعد بعضي افراد هي مي‌آيند مي‌گويند: ما با امام زمان كه سر خدا است فالوده خورديم و دوچرخه سواري كرديم. همه بگوئيد بسم‌الله الرحمن الرحيم......حرف‌هايي كه زده مي‌شود بايد بسم الله بگوئيم تا بشنويم گوينده چه گفته است. شنيدن از گفتن مشكل‌تر است. بگوئيد بسم الله ارحمن الرحيم .

    4- مرحوم آيت‌الله ميلاني می گفت : واجب است طلبه‌ها روزي چند دقيقه به زبان مادري خود با امام زمان عليه السلام صحبت کنند.


    5- امام زمان کی می آید به ما مربوط نیست تعیین کنیم که یعنی چی برخی افراد وقت خودشان را با این حرف ها تلف می کنند آقا ظهور نزدیک است زمین و زمان داد می کشند ظهور نزدیک است ولی به ما چه که کی می آید ما باید خودمان را برای آن روز آماده بکنیم.

    6- امام زمان برای این ظهور نمی کنند که تبعیت نمی کنیم.


    7- آنچه من از پس بیشتر از همیشه به آن پایبند و معتقدم فرج آقا امام زمان(عج) است.


    8- امکان ندارد یک طلبه امام زمان(عج) از احدی بترسد. علامت آخوند این است که از احدی نمی ترسد و به احدی طمع ندارد و در مقابل حق و باطل خودش را مجهز می کند.


    9- دین در آخر الزمان در کف دست چون آتش است. یا باید راحت رهایش کرد و یا باید مردانه تحمل کرد و سوخت! این سوختن می تواند برای اهلش یکی از شیرینی های آخر زمان باشد. مزه ولایت اهل بیت وقتی درک می شود که این سوختن٬ شیرین شود. البته طاقت ما کم است ... امروز ایمان محکم و دست آویز به ولایت و قرآن نیاز داریم.

    10- یکی از وظایف ما در شرایط حاضر این است که برای فرج امام زمان(عج) دعا کنیم. این فرج حتی اگر به صورت عمومی هم مهیا نشد٬ امیدواریم به صورت شخصی راهگشا است. ضمنا در مباحث اختلافی هم باید پیش فرض های خود را برای فهم سخن مخالف٬ برای مدتی کنار بگذاریم.


    11- سوره قدر شناسنامه امام زمان(عج) می باشد این را زیاد بخوانیم.


    12- همانطور که با رفیق وبرادرت صحبت می کنی ،با امام زمان (علیه السلام) هم همانطور، صحبت کن.


    13- زبس كه پرده عصيان گرفته چشم مرا/ تو در كنار مني من تو را نمي بينم .امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف ) الان از نظر فيزيكي يا كربلاست يا نجف يا مشهد و يا مدينه . امروزه خيلي ها دكان باز كرده اند و مي گويند مثلا در مكه با امام زمان فالوده و بستني خورده ايم . اينها دروغ است . مگر مي شود هر كسي با سرّ الله آشنا شود . خود پيغمبر خدا در بين مردم بود ، ابولهب و ابوجهل او را مي ديدند . امير المومنين « عليه السلام » را ابن ملجم هم مي ديد . امام حسين « عليه السلام » را شمر هم مي ديد . اما خداوند يكي را سرّ الله قرار داده است و مخفي كرده است . آنوقت من بيايم و به راحتي با اسرار آشنا شوم . ما الان ظرفيت نداريم . رهبر اينجا بيايد شلوغ مي كنيم. خود امام زمان فرمودند : دوست من باشيد ، من خودم سراغ شما مي آيم.سيد پينه دوزي بود كه همه علماي تهران قبولش داشتند . حضرت روزي خارج از نوبت به او فرمودند اين كفش را بدوز . سيد پينه دوز به ايشان گفت : نوبت اين آقاست حضرت دوباره فرمود . سيد باز هم گفت نوبت ديگري است . حضرت باز هم تكرار كرد و سيد بلند شد و حضرت را بغل كرد و گفت : آقا اگر يك دفعه ديگر حرف بزنيد به همه مي گويم آن آقايي كه دنبالش مي گرديد اينجاست . بعد حضرت خنديد و گفت بارك الله . حضرت انجام وظيفه مي خواهد و آنها از ما فقط صداقت و وظيفه مي خواهند . امام داشتند او را امتحان مي كردند .


    14- امام زمان الان بیاد بگوید موقع سینه زدن لخت نشوید کف نزنید سینه اش را پاره می کنید ما خودمان را نشناخته ایم که چه جرثومه هایی هستیم.


    15- خدايا ما را مورد پسند امام زمان قرار بده. ما دعایی بهتر از درخواست هایی كه امام زمان مطرح كرده اند، نداریم: و تفضل علی علمائنا بالزهد و النصیحه… وعلى الأمراء بالعدل والشفقة وعلى الرعیة بالإنصاف وحسن .
    نکات و سخنان گهربار از آیت الله امجد حفظه الله
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی


  4. #314
    عضو خودماني
    توحید صمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,009      تشکر : 700
    2,231 در 814 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    توحید صمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    16- «امام شناسى‏» بهترین بحث‏براى جوانان است - که متاسفانه رایج نیست - تا جوان ها بتوانند امامشان را بشناسند . امام را بشناسند به نورانیت نه این که بگویند: قربان چشمان امام زمان (ع) بروم، قربان ابرویش بروم، قربان کفشش بروم، اینها فایده ندارد، کافى نیست . امام زمان که این نیست . امام زمان یک مقام الهى دارد که همه ما سر سفره او هستیم . باید بدانیم که سر سفره او هستیم . این سفره مال امام زمان است . این مغز ما مال امام زمان (ع) است. همان‏گونه که موجودات عالم بسته به استعداد خودشان از نور خورشید بهره‏مند مى‏شوند، انسان نیز از نور وجود امام زمان (ع) بهره‏مند مى‏شود . آفتاب کارش نور دادن و حرارت دادن است و اشیا به نسبت استعدادهاى خودشان، از این نور و حرارت استفاده مى‏کنند و کمال مى‏یابند . همان‏گونه که موجودات عالم بسته به استعداد خودشان از نور خورشید بهره‏مند مى‏شوند . انسان نیز از نور وجود امام زمان (ع) بهره‏مند مى‏شود . وقتى آفتاب به گل و ریحان مى‏تابد، بوى عطرش حال آدم را جا مى‏آورد، اما همین آفتاب وقتى به گندابى مى‏تابد بوى گندش را زیاد مى‏کند . بعضى وقت ها یک نقطه روشنى در وجود انسان هست که اشعه وجود امام زمان (ع) در آن نقطه اثر مى‏کند و آن نورانیت زیاد مى‏شود.


    17- امام عصر بر وقایع جهان احاطه دارد ما معتقدیم حضرت در یک نقطه از عالم حضور فیزیکى دارند، اما از نظر احاطه وجودى، ایشان بر تمام جهان خلقت احاطه دارند و در واقع ملکه علمی دارند. ملکه علمى یعنى اینکه حضرت هرگاه اراده فرماید جایى را ببیند، مى‏بیند . او لازم نیست در حالت عادى و از نظر عنصرى ببیند بلکه در ملکه علمى‏اش، در علم اجمالى و علم تفصیلى‏اش هست . علم امام با علم خدا فرقى ندارد . قدرتش با قدرت خدا فرقى ندارد . فرقش وجوب و امکان است . خداى تعالى واجب بالذات است ولى ماسوى‏الله همه عالم امکان‏اند . آنچه خدا مى‏شنود او مى‏شنود . آنچه خدا مى‏بیند او مى‏بیند، آنجایى که خدا هست او هم هست . از تمام ذرات جهان از ازل تا به ابد اطلاع دارد . محیط است چون خدا، محیط است . هر صفتى که خداى تعالى دارد او به حقیقت دارد . وقتى انسان بداند که کسى حاضر و ناظر است و حرکات و اعمال او را مى‏بیند از اعمال خود مراقبت مى‏کند . بنابراین توجه به حضرت بقیة‏الله روی رفتار انسان تاثیر می گذارد و اتفاقا انسان از حضرت بیشتر خجالت مى‏کشد تا خداى تعالى چون یک سنخیتى بین خود و او مى‏بیند . مثل الان، ما انسان ها مى‏دانیم خدا حاضر و ناظر است ولى از او خجالت نمى‏کشیم اما از انسان ها خجالت مى‏کشیم . چون با آنها سنخیت داریم . با حضرت هم سنخیت داریم از نظر انسان بودن اما مى‏دانیم که آن حضرت احاطه وجودى دارند و همه اسرار خلقت را مى‏دانند . بنابراین ما باید از درون خودمان را بسازیم نه فقط از بیرون و ظاهر.
    18- انسان به اندازه‏اى که در طیف مرحمت‏حضرت حجت (ع) و معرفتشان واقع بشود از آن حضرت بهره مى‏گیرد . شما ببینید، آهن‏ربا، براده‏هاى آهن را جذب مى‏کند اما، سنگ را جذب نمى‏کند . باید سنخیت ایجاد کرد . آن حضرت صفات عالیه دارد انسان هم باید صفات عالیه داشته باشد تا در حوزه جذب ایشان قرار گیرد. انجام کارهاى نیک، عمل به دستورات شرع، داشتن صفات عالیه، داشتن اخلاق خوب، خدمت کردن به مردم، مهربان بودن، عاطفه داشتن . عاطفه از کمالات انسانى است . چون بزرگ‏ترین خادم بشریت انبیا و اولیا هستند و بزرگترین خادم بشریت امام زمان (ع) است بنابراین با خدمت کردن مى‏توان با امام زمان رابطه برقرار کرد . انسان هر چه خدمتگزار صادق‏ترى براى مردم باشد ارتباطش با امام زمان (ع) قوى‏تر مى‏شود . بعضیها حاضر نیستند حتى نماز غفیله‏شان را براى انجام کار یک مسلمان ترک کنند، چنین شخصى چطور مى‏تواند با امام زمان ارتباط داشته باشد؟ نقل است امام صادق (ع) در اعتکاف بودند ولى رفتند کارهاى مردم را انجام دادند . برآورده کردن حاجت مؤمنان برابر با هزاران سال عبادت است .


    19- آقايي مي گفت با جماعتي بوديم، آقا امام زمان (عج) تشريف آوردند و امامت کردند ولي و حمد سوره را حسابي ساده قرائت کردند. آدمي که راستگو بود، نه مثل امروز ي ها. ما فکر مي کنيم بايد موقع دعا حتما داد بزنيم و رو به قبله باشيم تا خدا دعاي ما را بشنود، در حالي که اين طوري نيست.دعا يک شرط دارد: ادعوني استجب لکم. فقط مرا بخوانيد. وقتي چيزي را مي خواهيد نمي دهند، بعدها بهترش را مي دهند، يک کمي صبر کنيد.

    20- مدعیان دروغین دیدار با امام زمان مالیخویایی انداین افراد مالیخویایی اند و بايد درمان شوند. متاسفانه عده ای با سوء استفاده از حساسيت های دیني، مردم را گمراه می کنند که بايد در برابر آنان هوشیار باشیم.

    21- دعا كردن‌ برای‌ فرج‌ امام‌ زمان ‌علیه السلام بهترین‌ هدیه‌ برای‌ حضرت‌ است‌. برای‌ حضرت‌ صدقه‌بدهیم‌ و محبّت‌ كنیم‌. فرج‌ عمومی‌ حضرت‌ اینست‌ كه‌ حكومت‌ حضرت‌ تشكیل‌ بشود. همه‌ی‌ انبیاءمنتظر آن‌ حكومت‌ بوده‌اند.البته‌ ما باید برای‌ این‌ نظام‌ تلاش‌ كنیم‌ امّا نباید خیال‌ كنیم‌ كه‌ ما چون‌این‌ نظام‌ را قبول‌ كردیم‌ پس‌ ما مسلمانیم‌. نخیر! مسلمان‌ نیستیم‌ و باید اقرار كنیم‌ كه‌ ما مسلمان‌نیستیم‌. اسلام‌ چیز دیگری‌ است‌. الان‌ اگر بنده‌ بگویم‌ من‌ نمونه‌ی‌ حوزه‌ی‌ علمیه‌ هستم‌، اصلاًمردم‌ از حوزه‌ی‌ علمیه‌ متنفّر می‌شوند. باید بگویم‌ من‌ هم‌ یك‌ طلبه‌ی‌ ناقص‌ از حوزه‌ هستم‌، اگریك‌ نواقصی‌ از من‌ دیدی‌، آنها را به‌ حساب‌ حوزه‌ نگذار. من‌ یك‌ مسلمان‌ كالی(ناقص)‌ هستم‌. اگر از من‌اشكالی‌ دیدی‌ به‌ اسلام‌ لطمه‌ نزن‌. مرحوم‌ جمال‌الدین‌ اسدآبادی‌ - خدا او را رحمت‌ كند - می‌گفت ‌باید اول‌ بگوییم‌ ما مسلمان‌ نیستیم‌، بعد تبلیغ‌ اسلام‌ را كنیم‌. ما یك‌ سری‌ سلیقه‌ی‌ شخصی‌ ازشرق‌ و غرب‌ جمع‌ كرده‌ایم‌ و اسمش‌ را اسلام‌ گذاشته‌ایم‌. عروسی‌ و عزای‌ ما اسلامی‌ است‌؟مراسم‌ و رفتارهای‌ ما اسلامی‌ است‌؟ كجای‌ ما اسلامی‌ است‌؟


    22- البته‌ اینطوری‌ نیست‌ كه‌ فكر كنیم‌حضرت‌ وقتی‌ بیایند، من‌ عوض‌ می‌شوم‌ و نفوس‌ عوض‌ می‌شوند. منتها من‌ جرأت‌ نمی‌كنم‌ كاربد كنم‌. الان‌ جرأت‌ نمی‌كنم‌ از ترس‌ قانون‌، شراب‌فروشی‌ باز كنم‌ ولی‌ در خانه‌ام‌ می‌توانم‌ شراب ‌بسازم‌. امّا آنوقت‌ جرأت‌ نمی‌كنم‌ در خانه‌ی‌ خودم‌ هم‌ شراب‌ بسازم‌، نه‌ اینكه‌ نخواهم‌ این‌ كار رابكنم‌. آن‌ كسی‌ كه‌ می‌خواهد دزدی‌ كند دیگر نمی‌تواند، نه‌ اینكه‌ نمی‌خواهد دزدی‌ كند. اینطوری‌نیست‌ كه‌ وقتی‌ امام‌ زمان‌ بیاید همه‌ی‌ نفوس‌، مسلمان‌ می‌شوند، نخیر، چنین‌ چیزی‌ نیست‌، چرا؟ چون‌ قرآن‌ می‌فرماید: (وَ ألقَینا بَینَهُم‌ُ الْعَد'اوَة‌َ وَ الْبَغْضاءَ الی‌' یَوم‌ِ الْقِیامَة‌) تا قیامت‌، این‌ بشرهمینطوری‌ است‌. منتهی‌ همین ‌طور كه‌ برای‌ حضرت‌ سلیمان‌، همه‌ی‌ جن‌ و انس‌ در خدمتش‌بودند، وقتی‌ حضرت‌ بیاید، همه‌ی‌ قدرت‌ها در دست‌ اوست‌. آن‌وقت‌ آدم‌ از در و دیوار و عیال‌خودش‌ و از شنود شدن‌ حرفهایش‌ می‌ترسد. وقتی‌ اینطور شد من‌ دیگر می‌ترسم‌ خلاف‌ كنم‌. نه‌اینكه‌ خیال‌ كنیم‌ نفوس‌ ما عوض‌ می‌شود ولی‌ الان‌ اگر انسان‌ كاری‌ كند امام‌ زمان‌ راضی‌ شودهفتاد برابر آن‌ وقت‌ است‌، منظور از هفتاد، عدد نیست‌، كنایه‌ از كثرت‌ است‌، یعنی‌ اعمال‌ خیلی‌ارزش‌ دارد. شما الان‌ هركار خوبی‌ بكنی‌، هفتاد برابر آن‌ وقت‌ است‌. ما كافی‌ است‌ واجب‌ را انجام‌دهیم‌ و حرام‌ را ترك‌ كنیم‌ آن‌وقت‌ سلمان‌ زمان‌ می‌شویم‌. اگر كسی‌ به‌ واجب‌ عمل‌ كند و حرام‌ راترك‌ كند، خدا دستش‌ را می‌گیرد و او را هفت‌ شهر عشق‌ می‌گرداند. ما خیال‌ كرده‌ایم‌ كلاس‌اخلاق‌ امجد كسی‌ را می‌سازد، نه‌، چنین‌ نیست‌! امجد خودش‌ را نساخته‌، بعد بیاید تو را بسازد؟از این‌ كلاس‌ اخلاق‌ به‌ آن‌ كلاس‌ اخلاق‌.
    23- یك‌ عده‌ شیّاد در جامعه‌ افتاده‌اند و فرمول‌ دست‌شان‌است‌ و از غیب‌ هم‌ می‌گویند و اسرار بقیه‌ را فاش‌ می‌كنند. آن‌وقت‌ یك‌ عده‌ شیّاد با این‌ جوان‌ها افتاده‌اند. خدا قوام‌ را رحمت‌ كند. وقتی‌ خطایی‌ می‌دید عبا را به‌ سر می‌كشید تا نبیند. بزرگان‌ مامظهر ستّاریت‌ بودند، مظهرِ (یا مَن‌ ظَهَرَ الجَمیل‌ و سَتَرَ القبیح‌) بودند.

    24- با این اخلاق و کردار ما حضرت امام زمان هرگز نمی آید هی می گوییم گل نرگس بیا بیا، کجا بیاد؟ روزی ده مرتبه به خدا دروغ می گوییم ایاک نعبد و ایاک نستعین برگردیم به خدا و توبه کنیم. عالم عکس خداست ، عالم سایه خداست، آیات قرآن در این باب زیاد هستند. «الم تر الی ربک کیف مدظل» آیت یعنی فلش. عالم آیت اوست. آنوقت انسان آیت العظمی است. متاسفانه این القابی که می گوئیم هیچ کدام حقیقت ندارد. منتهی برای احترام است و الا این حرفها نیست. آیت الله العظمی، حضرت امیرالمومنین «علیه السلام» است،آیت الله العظمی امام زمان است. انسان در بین سایر موجودات آیت الله العظمی است. آنوقت چرا این انسان سقوط می کند و از حیوان پست تر می شود؛ «اولئک کاالانعام بل هم اضل سبیلا»، خوب حیوانات هیچ کدام گمراه نیستند؛ هیچ مورچه ای گمراه نیست، هیچ خوکی گمراه نیست، هیچ سگی گمراه نیست، الان هر گِل لگدزنی شده آیت الله! بعضی ها عمامه سر گذاشتند اما خولی هستند، شمرند، عمامه سرگذاشتن دلیل خوبی نیست. هر کی با ما نیست علیه ماست این غلط است بابا این منطق معاویه و یزید است. بله! نسبت به اهل بیت صادق است ولی غیر از اهل بیت برای کس دیگری صادق نیست. باید خودخواهی را کنار بگذاریم ما خدا پرست نیستیم در عمرمون یکبار لا اله الا الله نگفتیم .
    نکات و سخنان گهربار از آیت الله امجد حفظه الله
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی


  5. #315
    عضو خودماني
    توحید صمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,009      تشکر : 700
    2,231 در 814 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    توحید صمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    آیت الله محمود امجد :

    تمام فیوضات بدست امام حسین (ع) می باشد و پیشکارش ابوالفضل می باشد

    جمال حق ز سر تا پاست عباس /به یکتایى قسم، یکتاست عباس
    خدا داند که از روز ولادت /امام خویش را مى‏خواست عباس

    علم در دست، مشک آب بر دوش / که هم سردار و هم سقاست عباس
    نه در دنیا بود باب الحوائج / شفیع خلق در عقباست عباس
    هنوز از تشنه کامان شرمگین است / ببین در علقمه تنهاست عباس
    به يكتايي قسم يكتاست عباس/ به مردي شهره دنياست عباس
    اگر چه زاده‌ ام‌البنين است / وليكن مادرش زهراست عباس
    این ترسیم شاعر می باشد والا جز عشق چیزی ندارد عباس
    عقل گفت داغ بنوش که تشنه لبی/ عشق گفتا مگر تو بی ادبی
    عقل گفتا بنوش که جهان به تاب و تب است /عشق گفتا حسين تشنه لب است



    سابق رسم بود وقتی آب می خوردند می گفتند سلام برحسین ولی حالا وقتی از چایی آمده دیگه یاد امام حسین (ع) نیست

    ذکر تو مرا به لب مدام است حسین
    مهر تو به دل علی الدوام است حسین
    این دیگر فقه و رساله نیست بلکه رساله عرفان می باشد
    گر آب نوشم و سلامت نکنم /نوشیدن آن آب حرام است حسین
    قربان عاشقی که شهیدان کوی عشق/درروزحشررتبه او آرزوکنند
    عباس نامدارکه خوبان روزگار/ازخاک کوی اوطلب آبروکنند
    بی دست ماند و داد خدا دست خود به او / آنان که منکرند بگو روبرو کنند
    گردست او نه دست خدایی است پس چرا/ باب الحواجش همه جا گفتگو کنند



    من لندن و آمریکا نرفتم ولی این عشایر را همه علما دیده اند که هست مرده اش را می آورد و می گوید عباس زنده اش کن کار دارم زود زنده اش کن بروم
    علامه طباطبایی از قول استادش آقای قاضی می فرمود تمام فیوضات بدست امام حسین (ع) می باشد و پیشکارش ابوالفضل می باشد .



    داستان آیت الله کشمیری رو همه شنیدید که استخاره را امیرالمومنین بهش داده بود بعد زن عشایری که آمده بود که استخاره می گیرم گفته بود که چه کسی به شما استخاره را داده است؟ گفت ابوالفضل / کافیست یک اشاره بکند



    آیت الله حجت را که در زمان آیت الله بروجردی بود همه می شناسید یک اتاق بیشتر نداشت آقای پیروزیان داماد آقای اسلامی روی منبر گفت که در این اتاق دختر بزرگ این طرف و پسر بزرگ آنطرف گفت خانمی آمد گفت من می خواهم خانه ای به شما بدهم گفته بود نمی شود ما آخوندها بعضی هامون چشم تنگیم می گویند بردند خوردند فلان گفت کی می گوید گفت فامیلات پس همه آنها را جمع کرد گفت من خانه می گیرم حرف دارید؟ با یک کاشف الکرب همه را بهش دادند ابوالفضل است اگر عنایت کند همه کارها اصلاح می شود .


    آقا کجای مجلس بنشینیم هرجایی که رسید گفت برو بالای مجلس برو بشین گفتند برو پایین مجلس برو بشین هیچکس نباید برای خودش امتیاز قائل شود هرکس برای خودش امتیازی قائل شود هیچ امتیازی ندارد .



    ای ماه بنی هاشم همه الان گرفتاریم
    ای ماه بنی هاشم خورشیدلقا عباس

    ای نوردل حیدر شمع شهدا عباس
    با محنت و دردو غم ما رو به تو آوردیم

    نکات و سخنان گهربار از آیت الله امجد حفظه الله
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی


  6. #316
    عضو خودماني
    توحید صمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,009      تشکر : 700
    2,231 در 814 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    توحید صمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    آیت الله امجد:
    چرا بوی خدا از ما نمی آید؟
    چرا ما هرچه دعا می کنیم از خدا دور می شویم؟
    عقلای درجه یک نتوانستند خودشان را حفظ کنند

    *خدا ارحم الراحمین است. من الآن یک موی شما را نمی کنم. اگر تمام دنیا را به من دهند، به حول الله و قوته، من یک موی شما را نمی کنم. چطور خدایی که شما را خلق کرده است به شما رحم نکند.

    *اگر انسان گردن کلفتی کند و ظلم کند، خدا سخت می گیرد. ان ربک لباالمرصاد.
    *بعضی جوان ها آن چنان از خدا ترسیده اند که فکر می کنند خدا یک لوله خُرخُره است که نشسته و چکشش را در آورده تا بر سر ما بزند.
    *اصلا دعای کمیل نخوانید. به جای آن که دعای کمیل بخوانید بگویید دعای کمیل با کمال میل. من رفته بودم یک جایی دعای کمیل بخوانم، دیدم حال دعا ندارم. گفتم دعای کمیل با کمال میل. دیدم یک حالی پیدا کردم.
    *خداوند همه اش رحمت و همه اش قدرت است. از خدا نترس. از کار خودت بترس.[درست این است که ] بگویی من کار بد نکنم. نه این که بگویی خدا آن گوشه نشسته است و اگر من یک کار بدی کردم، الآن خدا داغونم می کند.
    *امام زمان می فرماید هر گناهی که که می بینید [برای جبرانش ] نمی توانید کاری بکنید، یک صلوات بفرستید.
    *بایکی جودش گدا را آفرید/با دگر جودش گدایان را مزید. با جودش ما را خلق کرده است «ولا تزیده کثرة العطاء الا جودا و کرما انه هو العزیزر الوهاب».
    *ما مستوجب هیچی نیستیم. مستوجب آتشیم. اما خدا ما را طمع کار خلق کرده است. طمع به انسان های بیچاره بدبخت بد است و الا طمع به خدا که بد نیست.
    *هنگامی که گناهان را می بینم نا امید می شوم و هنگامی که کرم تو را می بینم، طمع می کنم.
    *آیا کرم خدا پایان دارد؟ بی نهایت کرم دارد. گر گدا کاهل بود تقصیر صاحب خانه چیست؟
    *اگر [موقع دعا خواندن] اشکت هم آمد بهتر. [اما] لازم نیست که هی چشمت را فشار بدهی! مگر آب غوره است؟!
    *این دعاها درس است. این ها مکتب است. هر کلمه اش برای یک عمر بس است.
    *سرچشمه قرآن است. چیزی که بین ماها اصلا باهاش آشنایی نداریم قرآن است. نعمتی بزرگتر از قرآن داریم ما؟ به پیغمبر که الآن دسترسی نیست. قرآن خود پیغمبر است. قرآن مثل آن است که پیغمبر، علی مرتضی و همه پیامبران پیش ما نشسته اند.
    *قرآن را همه می فهمند. اما همه قرآن را غیر اهل بیت نمی فهمند. قرآن مثل دریاست. اما این که هر کس چقدر استفاده کند. بروید در سفره قرآن.

    *لازم نیست که در دعاهامان بگویم که [خدایا] اگر مصلحتمان این است به ما بده. این باید اعتقادمان باشد که خدا مصلحت ما را به ما می دهد. این که این را می گوییم برای این است که دلمان بفهمد. باید بدانیم که خدا غیر از حکمت کاری نمی کند. اگر نداد، بر آن ندادنش شکر.
    *اینقدر فردای قیامت از نداشته هاش شکر می کنیم که حساب ندارد.
    *مثل این می ماند که بچه شما از شما یک گوهر شب چراغ می خواهد که همه زندگی او است. [برای گرفتنش] گریه هم می کند. اما [شما آن را] به او نمی دهی. اگر [آن گوهر را] بدهی،‌ [آن بچه] ضایعش می کند. اگر بدهی و ضایع شود و بعد آن بچه به عقل بیاید، می گوید تو که عاقل بودی چرا بمن دادی؟
    *خد ا می داند. خدا حکیم است. خدا علیم است. خدا دستش باز است. خدا قدرت بی نهایت است. انسان هم بی نهایت است. این که می فرماید میدان وسیعی از اعلی علیین تا اسفل السافلین[ به این معنی است که] میدان باز است. میدان مسابقه است.

    *نمی خواهم تبلیغ مسکو را کنم. اما در مسکو دو تا خانه جایزه گذاشته بودند برای کسی که دو تا فرمول فیزیک را حل کند.
    *خدا کند بچه ها در همه جا پیروز شوند. حتی در سنگ برداشتن. خوب این سنگ را جرثقیل هم بر می دارد. می دانید چقدر خورده تا بتواند آن را بلند کند؟ تریلی می کشد. خوب یک موش شتر را می کشد. موش دهنه شتر را می گیرد و میبرد.
    *خدا کند بچه های ما در همه چیز موفق باشند. در فوتبال، در والیبال، در ژیمناستیک، در کاراته. فقط گناه نکنند. گناه نکنند، ما همیشه دعا گویشان هستیم.
    *امام معصوم می گوید خدایا به بنده جاهلت رحم کن. چرا که علم فقط نزد خدا است. انما العلم عند الله.
    *می گویند [اگر] در خواب از آقای بهجت مطالب علمی می پرسیدی،[پاسخ] می گفت.

    *اما از علما در خواب سوال بپرسید. بگویید که ریش داری یا نه؟ ‌ناخن داری یا نه؟ اگر توانست جواب بدهد. ازش بپرسید چه درس می دهی؟ فلسفه؟ فلسفه با صاد و یا سین است؟ [عالم حقیقی خداست و ما هیچ کدام علم نداریم.]
    *کجاست عالم؟ انسان هیچی بلد نیست. آقای میلانی وقتی من دستش را می بوسیدم، به من می گفت ما هیچی نیستیم. هیچی را باید کشف کرد.
    *رفتم دست یک آقایی را ببوسم، او هم می گفت ما هیچی نیستیم[اما این را آن چنان می گفت که گویی همه چیز هست] یکی به امام خمینی نوشته بود الاحقر. امام گفته بود الحمدلله که یکی به صفت واقعی ما پی برده است.
    *قدیم استادهای دانشگاه خیلی ملا بودند. نه این که الآن می روند دانشگاه دو تا مسئله حل می کنند، می گویند استاد دانشگاه.
    *بعضی می گویند حقیر و در واقع بسیار تکبر می کنند.
    *کسی اگر در علما گفت من عالم هستم، بدانید عالم نیست. کسی ادعای علم کرد بدانید عالم نیست. کسی ادعای عقل کرد، بدانید عقل ندارد. کسی که خودش را عقل کل بداند، بدانید بی عقل ترین انسان ها است. آنی عقل کل است که می گوید من جاهلم و چیزی در بند و بساطم نیست.
    *علما نمی گویند اشکال داریم. می گویند ما این را نفهمیدیم. به استاد گفت ما این را نفهمیدیم. استاد گفت ما هم نفهمدیم.
    *من هم سابق تقلید علما را می کردم. درب [خانه را] که می زدم [و از آن طرف درب] می گفتند کیه؟ میگفتم «ناچیزی» است. دختر من آن موقع بچه بود. فکر می کرد اسم من «ناچیز» است. بهش که می گفتند دختر کی هستی؟ می گفت دختر «ناچیز».
    *ای کاش ما بفهمیم ناچیزیم. ای کاش ما بفهمیم لاشیئیم.
    *وقتی می گوید «هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن» وقتی می گوید «قل هو الله احد» یعنی چه؟ یعنی کس دیگری نیست.
    *ای در طلب تو عالمی در شر و شور/ در پیش تو درویش و توانگر همه عور
    ای با همه در حدیث و گوش همه کر/ ای با همه در حضور و چشم همه کور
    *بشر این است. خیال نکنید کسی هستی. اگر خیال کنی کسی هستی، کسی نیستی.
    *بارها من این را گفته ام و شماها شنیده اید. سه نفر سه تا حرف می زنند. یکی سعدی که می گوید«به نام خداوند جان آفرین/حکیم سخن در زبان آفرین»
    یک تکه گوشت ، یک تکیه پِی، یک تکه استخوان،[‌این ها همه آیات خدا هستند.] چند تا چشمه در این سر هست. چشمه شور ، چشمه تلخ و چشمه شیرین.
    سعدی گفته است: به نام خداوند جان آفرین/حکیم سخن در زبان آفرین. حکیمی که با یک تکه گوشت صحبت می کند. بالاتر از این [سخن سعدی] فردوسی است که گفته «به نام خداوند جان و خرد/کزین برتر از اندیشه بر نگذرد». خیلی کلام فردوسی با کلام سعدی فاصله دارد. خرد کجا و زبان کجا؟ بالاتر از این [کلام فردوسی] محمود شبستری گفته است که بالاتر از این نمی شود گفت«به نام آن که جان را فکرت آموخت». یعنی جان و فکرت. یعنی باید بین جان و فکر ارتباط باشد.
    *به جز حول و قوه الهی هیچ چیز نیست.
    *آقا انسان می رود در عطاری، پنج دقیقه معطل می شود،‌ معطرمی شود. چطور ما پنج دقیقه با خدا بنشینیم و حرف بزنیم، بعد بوی عطر خدا نیاید؟ پیغمبر [وقتی به جایی وارد شد که اویس قرنی قبلا آن جا بوده است] می گوید بوی خدا می شنوم.
    *چرا بوی خدا از ما نمی آید؟ چرا ما هرچه دعا می کنیم از خدا دور می شویم؟ چرا نماز شب می خوانیم از خدا دور می شویم؟ چرا عزاداری می کنیم، از خدا دور می شویم؟
    *صغر ا و کبرا همه در فکر و [مقام نظر است. اما] نتیجه همه بدست خداست.
    *این ها همه دست خداست. هیچیش دست ما نیست. نه تصورش، نه تصدیقش، نه اراده اش، هیچی دست ما نیست. هیچ کاره عالمیم. لاحول و لا قوة الا بالله. حول و قوه ای در دنیا غیر از خدا نیست. ایجاد شرائط و رفع موانع بوسیله خداست. تا خدا اذن ندهد، نمی شود. بنابراین ما باید در ماه رمضان موحد بشویم. باید با این دعاها موحد بشویم و ببینیم که غیر از خدا کاره ای نیست.اصلا غیر خدا کسی نیست. موجودی غیر از خدا در این عالم نیست. این کفر نیست. عین ایمان است.
    *میلیاردها سال نوری کهکشان می بینند. این کهکشان ها چیزی نیستند، بعد من چیزی هستم؟ انشاءالله درس ما در این رمضان این است. عقلای درجه یک نتوانستند خودشان را حفظ کنند. پادشاهان نتوانستند سلطنت خود را حفظ کنند. نباید با اینها ما عبرت بگیریم؟ کسی کاره ای نیست. کسی جز خدا در عالم کاره ای نیست. حالا که کسی کاره نیست، ‌آیا ما باید هیچ کاری نکنیم؟ نخیر؛ باید زندگی کنیم. این که می گویند ماتدبیر نکنیم،یعنی این که تدبیر ما به میل خودمان نباشد. تدبیرمان به میل خدا باشد.
    نکات و سخنان گهربار از آیت الله امجد حفظه الله
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی


  7. #317
    عضو خودماني
    توحید صمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,009      تشکر : 700
    2,231 در 814 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    توحید صمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    آیت الله امجد:
    کسی که بخواهد آبروی انسان را ببرد، خدا آبرویش را می برد
    ما امروز باید جهانی حرف بزنیم تا عقل کل بشریت آن را بپسندد
    اگر دشمن هم از ما انتقاد و یا ما را راهنمایی کرد، باید از او بپذیریم

    آِت الله امجد راه اصلاح جامعه را پاسخ بدی ها با خوبی ها دانست و گفت اگر دشمن هم از ما انتقاد و یا ما را راهنمایی کرد، باید از او بپذیریم ما امروز باید جهانی حرف بزنیم. یعنی حرف هایی بزنیم که عقل کل بشریت آن را بپسندد.اگر کسی نقشه بر علیه من کشید، من باید با پاک اندیشی و پاک رفتاری جبران کنم. از بد بختی های انسان این است که بدی های خودش را خوب بداند و به کسانی که خیر خواهش هستند بدبین بشود. اگر دشمن هم از ما انتقاد و یا ما را راهنمایی کرد، باید از او بپذیریم.

    او دوستی واقعی را دوستی بدون ظلم و حسد ارزیابی کرد و گفت: شما هیچ وقت نباید بد کسی را بخواهید. اگر هم کسی به شما بدی کرد، بگویید خدایا شرش را از سر ما بردارد. در روز قیامت خدا می گوید من حق خودم را بخشیدم. شما هم همدیگر را ببخشید و به بهشت بروید.
    وی اضافه کرد: مکر مومن تدبیر او است. انسان باید قدرت داشته باشد تا تهمت هایی که به او نسبت داده می شود را از خودش دفع کند.
    این استاد حوزه علمیه وظیفه مومن را عفو و صفح دانست و گفت: مومن اگر از کسی بدی دید، باید ندیده بگیرد. مومن باید حتی چشمش را تکذیب کند. اگر کسی جلوی من دارد به من فحش می دهد، باید بگویم انشاءالله دارد دعا می کند. اسلام می گوید اگر تمام دنیا گفت فلان کس پشت سر تو این حرف را زده است، اما خودش آمد گفت من این حرف را نزدم، تو باید حرف او را بپذیری. اگر کسی غیبتت را کرد، برای او هدیه بفرست. یک نفر غیبت شخص دیگری را کرد. آن شخصی که غیتبش شده بود، برای غیبت کننده یک کله قند هدیه فرستاد. آن وقت کله قند خیلی قیمت داشت. آن شخص غیبت کننده پرسید این چیست؟ جواب داد تو برای من یک هدیه فرستادی، من هم برای تو یک هدیه فرستادم. تو غیبت مرا کردی، در نتیجه همه گناه های من را بردی و همه ثواب هایت را برای من فرستادی. من هم برایت یک کله قند فرستادم.
    امجد با تفکیک زمانی که کسی بر اثر خطاء غیبت انسان را می کند با زمانی که کسی سعی در بردن آبروی انسان دارد گفت: انسان باید از خودش دفاع کند. راه آن هم این است که انسان بگوید این حرف ها تهمت و دروغ است. نمی خواهد جنگ کنی. اگر کسی بخواهد آبروی انسان را ببرد، خدا آبرویش را می برد. اتفاقا اگر به انسان تهمت زدند، خدا از او دفاع می کند. اگر کسی برود دنبال لغزش های مردم، خدا او را در صندوق خانه خودش رسوا می کند. خدا غیرت دارد. خدا می گوید«ان الله یدافع عن الذین آمنوا».
    او این منش اخلاقی را اخلاق عالی ای دانست که منطبق با آیه «ادفع بالتی هی احسن» می باشد و گفت: «جزاءالسیئه سیئه مثلها» شما می توانی اگر کسی کاری با شما کرد، مثل همان کار را با او بکنی. اما این کار هم خودش «سیئه» است و اگر نباشد بهتر است. «السید من تحمل اثقال اخوانه» سید و آقا کسی است که بتواند بدی های دیگران را تحمل کند.
    این استاد اخلاق دعای مکارم الاخلاق را حاوی تمام آن چیزی دانست که برای حسن خلق در انسان لازم است.
    او آن هدایتی که چیزی جایش را نمی گیرد، خدا خواهی دانست و گفت: عمر وقتی به درد من می خورد که در راه حق مصرف شود و من تا وقتی می خواهم زنده باشم که طاعت خدا را بکنم. همه عمر زنده باشم به امید طاعت تو/ چو نباشد این سعادت نه من و نه زندگانی.
    او با اشاره به روایت نبوی «انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» گفت: بعضی نعمت ها در انسان هست، اما تمام نیست. گاهی بعضی کارهای خوب را مردم بر اساس معامله انجام می دهند. مثلا من ماشینم را در اختیار شما قرار می دهم و در مقابل از شما خانه ات را در اختیار من قرار می دهی. این کار خوبی است. اما بهتر از آن این است که کار خوب بر اساس معامله نباشد.
    امجد صله رحم را شامل برطرف کردن نیازها و اداء قروض ارحام و حداقل آن را سلام کردن به ایشان دانست و گفت: بعضی صله رحم ها باعث دردسر است. شخص باید همه درآمدش را برای میوه و شیرینی بدهد. راهش این است که انسان سرزده برود. یا اگر میزبانت پنجاه هزار توان تومان خرج کرده است، صد هزار تومان در جیبش بگذاری.
    وی با اشاره به برخی آداب متداول در انجام صله رحم، تقدم در انجام این فریضه را وظیفه بزرگتر دانست و در این مورد اضافه کرد: می گویند بین محمد حنفیه و امام حسین مشاجره ای شد. بعد محمدحنفیه به امام حسین گفت پدر من با پدر تو یکی است. اما مادر تو فاطمه زهراء است. پس تو بر من فضل داری و تو اول باید بیایی. بعد هم امام حسین(ع) رفت.
    نکات و سخنان گهربار از آیت الله امجد حفظه الله
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی


  8. #318
    عضو خودماني
    توحید صمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,009      تشکر : 700
    2,231 در 814 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    توحید صمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    آیت الله امجد:
    از آداب اسلام فاصله گرفتیم، به آداب اسلام برگردیم
    ما باید خیرخواه کفار هم باشیم
    ما می خواهیم امام زمان بیاید و به میل ما رفتار کند
    در اختلافات زوجین ، اقوام به جای آتش فشانی ، آتش نشانی کنند

    امجد تلاش برای بهتر شدن را وظیفه تمامی انسان ها دانست و گفت: تواضع این است که انسان در برابر حق خاضع باشد. انسان خوب انسانی است که خاضع و متواضع باشد و نگوید من بهترین هستم. ولی در عین حال می گوید خدایا من می خواهم بهترین شوم. «واجعلنا للمتقین اماما» می خواهم برای کل بشر سرآمد بشوم. کل بشر وظیفه دارند که سرآمد بشوند. خدایا من می خواهم بهترین شوم. اما تو هستی که می توانی مرا به آن جایی ببری که جبرئیل هم نمی تواند بیاید.
    این استاد اخلاق با تذکر این که ما از آداب اسلام فاصله گرفتیم، در مورد حفظ رابطه با دوستان گفت: اگر من که رفیق تو هستم، رفتم کافر شدم، تو نباید رابطه ات را با من قطع کنی. چون اگر تو رابطه ات را با من ادامه دادی، ممکن است من برگردم.
    وی شکل گیری برخی کارهای تازه را خوب دانست و متذکر شد نباید این کارها را اگر چه خوب هستند به شرع نسبت داد.
    این استاد اخلاق با تذکر به نماز گفت: اگر این هفده رکعت را داشته باشی، همه چیز را داری. همین هفده رکعت انسان را به اوج انسانیت می رساند. انسانیتی که ملائکه آن جا پا نمی گذارند.
    وی اضافه کرد: اگر دنیا می خواهید، نماز شب بخوانید. اگر آخرت هم می خواهید، نماز شب بخوانید. سه رکعت است. دو دقیقه طول می کشد. سیصد تا العفو هم نمی خواهد بگویید.
    امجد بررسی زندگی علماء را به جهت فهم روش اخلاقی ایشان مفید دانست و گفت: زندگی نویسی علماء خوب است. اما در زندگی نویسی علماء مهم این نیست که آن عالم چند سالش بوده و کجا زندگی می کرده است. مهم این است که چه اخلاقی داشته.
    در ذیل به برخی نکات که وی در جریان جلسه دیشب خود آن را بیان داشت، اشاره می رود:
    *من وقتی عدالت خواه هستم که اگر حق دیگری را از من گرفتند و به او دادند، من خوشحال باشم. ما عدالت خواه نیستیم و اگر نه امام زمان می آمد. امام زمان می خواهد عدل را برقرار کند. ما می خواهیم امام زمان بیاید و به میل ما رفتار کند.
    *هیچ جرعه ای شیرین تر از فرو بردن غیظ برای اهلش شیرین تر نیست. اگر غضبش را نمی تواند کنترل کند، جابجا شود، اگر نشسته است، بلند شود، اگر ایستاده، بنشیند. برود وضوء بگیرد، دو رکعت نماز بخواند.
    *سلام در اسلام به این معنی است که ناموسش و جانش در امن است.
    *اگر زن و شوهری با هم مشکل دارند، فامیل ها به جای آن که آنتش فشانی کنند، آتش نشانی کنند.
    *خوبی ها را پخش کنیم و بدی ها را بپوشانیم.
    *اخلاق اسلام این ها است:نرمخو باشیم. فروتن باشیم. انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق این هاست.
    *شرح سید علی خان کبیر بر سجادیه غوغا است.
    *خلق و خوی ما با مردم طیب باشد. لقاءالخلیل شفاءالعلیل.
    * در فضیلت بر یکدیگر سبقت بگیریم.
    *با دیگران با تفضل و کرامت برخورد کنیم و دیگران را سرزنش نکنیم.
    *کسی را سرزنش نکنیم. از سنتت های خدا این است که اگر کسی دیگری را به خاطر انجام کاری سرزنش کند، خدا او را به همان کار گرفتار می کند.
    *حق را بگوییم؛ اگرهم سخت باشد.
    *کار خوب را کم بدانم.
    *تمام زندگی ما باید با قرآن باشد. باید در دل ما قرآن باشد.
    *تمام پیغمبر ها حرفشان یک کلمه است که ما بدی نکنیم. یک بدی، خرمن زندگی انسان را می سوزاند.
    *کار تازه را نسبت به شرع ندهیم. اما کار تازه خوب است. اگر کسی بدعت خوبی گذاشت اشکال ندارد. اما نباید آن را به دین نسبت داد.

    *اگر دنیا می خواهید، نماز شب بخوانید. اگر آخرت هم می خواهید، نماز شب بخوانید. سه رکعت است. دو دقیقه طول می کشد. سیصد تا العفو هم نمی خواهد بگویید.
    *قول می دهم اگر کسی همین سه رکعت را بخواند، [به جایی می رسد که] در قنوت نماز وتر، دعای ابوحمزه ثمالی خواهد خواند. آقای بهجت می گفت پنجاه نفر در حرم بودند که در قنوت وترشان ابوحمزه می خواندند.
    *اگر این هفده رکعت را داشته باشی، همه چیز را داری. همین هفده رکعت انسان را به اوج انسانیت می رساند. انسانیتی که ملائکه آن جا پا نمی گذارند. ما خودمان نمی خواهیم. ما خودمان نمی خواهیم در این کوچه برویم. بعضی هفت شهر عشق را گشته اند و ما هنوز در این کوچه نرفتیم.
    *منبر همه اش ذکر است.
    *خدایا؛ خلاف محبت تو انجام ندهم. کاری که تو خوشت نمی آید انجام ندهم. جایی که تو خوشت نمی آید نروم.
    *خدایا؛ با کسانی که از تو فاصله گرفته اند، رفاقت نکنم.
    *اگر من که رفیق تو هستم، رفتم کافر شدم، تو نباید رابطه را با من قطع کنی. چون اگر تو رابطه را با من ادامه دادی، ممکن است من برگردم.
    *ملاقات با دوستان خوب است. به شرطی که غیبت و تهمت نشود.
    *از آداب اسلام فاصله گرفتیم. به آداب اسلام و دین و حقیقت برگردیم.
    *عجیب است. کسانی که اهل دعا کردن هستند، در مشکلات هم دست به دعا دارند. اما کسانی که اهل دعا کردن نیستند، در مشکلات هم دعا نمی کنند.
    پس عادت کنیم به دعا که در وقت اضطرار هم دعا کنیم. در وقت ضرورت به غیر خدا متوجه نشویم.
    *آخوند ملا حسین قلی یک بچه چوپان بود که در اثر اطاعت خدا به جایی رسید که سیصد انسان کامل تربیت کرد. انسان هایی که یکی از آن ها، آشیخ محد بهاری بود و یکی دیگر آسید احمد کربلایی-استاد آقای قاضی- بود.
    *آقای طباطبایی وقتی اسم آقای قاضی را می آورد، حال به حال می شد.
    نکات و سخنان گهربار از آیت الله امجد حفظه الله
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی


  9. #319
    عضو خودماني
    توحید صمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,009      تشکر : 700
    2,231 در 814 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    توحید صمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    *زندگی نویسی علماء خوب است. اما در زندگی نویسی علماء مهم این نیست که آن عالم چند سالش بوده و کجا زندگی می کرده است. مهم این است که چه اخلاقی داشته.
    *این دنیا برای انسان زندان است. باید جوری زندگی کنیم که موقع مردن با خوشحالی بمیرم. امام مجتبی می گوید با لذت ترین لذت ها مردن است.
    *علامت مومن این است که از غیر خدا چیزی نمی خواهد و غیر خدا هم نمی خواهد.
    *این دستور خداست که در هر زمینه ای به سراغ اهلش برویم. اما فکر نکنیم که غیر خدا کسی کاره ای هست.
    *وقتی گرفتار شدم, اول از خدا بخواهم . بگویم خدایا من به سمت دکتر رفتم. اما این تویی که می توانی شفاء دهی.
    *حاج آقا حسین فاطمی می گفت دکترها می رفتند حرم حضرت معصومه گریه و زاری می کردند. بعد که مریض می آمد، می گفتند یک حمد بخوان و مریض که حمد را می خواند حالش خوب می شد.
    *در خانه هر کسی که بروی، خاری است.
    *اگر دیدی که هر جا رفتی درب باز شد، بدان خبری نیست. ممکن است خدا می خواهد تو را [با مکر خودش] ببرد که یک یا الله نگویی. خدا می گوید همه درب ها را برایت باز کردم؛ برو دنبال کارت. اما اگر خدا آن فرد را دوست داشته باشد، گوشش را می گیرد و خلاف اراده اش انجام می دهد، تا بداند هیچ کاره است.
    *تا آدم زیرورو نشود نمی فهمد.
    *این عالم یک گداخانه بیشتر نیست و ما هم گداییم. با یکی جودش گدا را آفرید/با دگر جودش گدایان را مزید.*مومن عزیز است. خدا به او اجازه نداده عزتش را زیر پا بگذارد. من اگر کفش شما را واکس بزنم، افتخار است. اما اگر بخواهم در برابر یک مقامی سلام بکنم، این ذلت است.

    *تکبر بد است. تواضع خوب است. اما تواضع، کم بینی خود و تملق نیست. تواضع این است که انسان در برابر حق خاضع باشد. متواضع این نیست که انسان گردنش را کج کند. مالک اشتر وقتی می خواست راه برود، زمین زیر پایش می لرزید.
    *انسان [مطلوب] این است که خاضع و متواضع باشد و نگوید من بهترین هستم. ولی می گوید خدایا من می خواهم بهترین شوم «واجعلنا للمتقین اماما» می خواهم برای کل بشر سرآمد بشوم. کل بشر وظیفه دارند که سرآمد بشوند.
    *خدایا من می خواهم بهترین شوم. اما تو هستی که می توانی مرا به آن جا ها ببری. بال و پر تو می توانم جایی بروم که جبرئیل نمی تواند بیاید. پیغمبر با اخلاق و رفتارش می گوید بیایید جایی که من هستم. همان جایی که جبرئیل نمی تواند آن جا پرواز کند. جبرئیل کسی است که همه علومی که دانشمندان دارند، الهامات او است. ولی جبرئیل به انسان نمی رسد.
    *ما از عشق حرف می زنیم، اما یک ذره از آن را نداریم.
    *اگر کسی به من توهین کرد، آیا می توانم تحمل کنم؟ امام مجتبی می توانست زمین و زمان را با اشاره ای به هم بریزد. اما دشنام های آن مرد شامی را تحمل کرد و بعد به او گفت اگر گرسنه ای، به تو غذا دهم. اگر تشنه ای، به تو آب دهم. بعد آن شخص شامی گفت تا الآن مغبوض ترین انسان ها نزد من، تو و پدرت بودید و الان محبوبترین انسان ها نزد من، تو و پدرت هستید.
    *امام مجتبی جلوی مسجد که می رسید می گفت «یا محسن قد اتاک المسیء» یعنی فقط «من» بد هستم.
    *ما این ها را نمی توانیم بفهمیم. ما نمی توانیم ائمه را بشناسیم. پیغمبر می گوید یا علی غیر از خدا و تو کسی من را نمی شناسد و غیر از من و خدا کسی تو را نمی شناسد.

    *[ائمه با این شأن بسیار بالایشان که ما از درک آن عاجزیم] در این مرحله دنیا آمدند تا ما یک سری اعمال را از این ها یاد بگیریم و برویم تا آن جایی که جبرئیل نمی تواند بیاید.
    *امیدواریم این بدی ها، تهمت ها و بد بینی ها برود و همه دعا گوی هم بشویم.
    *ما مسلمانیم و باید خیرخواه کفار هم باشیم
    نکات و سخنان گهربار از آیت الله امجد حفظه الله
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی


  10. #320
    عضو خودماني
    توحید صمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,009      تشکر : 700
    2,231 در 814 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    توحید صمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    آیت الله محمود امجد:
    گرفتن پاچه مردم هنر نیست

    تحصیل رضایت خدا مهم است همه مردم را نمی توان راضی کرد







    • انسان هرچه فهمیده تر شود باید متواضع تر باشد و خودش را کمتر بداند، جامعه را متقی کند و خودش سلامت باشد. نه اینکه امتیاز ، مقام و مال را برای خودش بخواهد. بشری که برای خودش امتیاز قائل شود هیچ امتیازی ندارد. انسان باید برای همه احترام قائل باشد. بزرگترین شخصیت معنوی اگر در دستگاه خدا برای خودش امتیاز قائل شود هیچ ارزشی ندارد هرقدر هم که مردم او را محترم بدانند چرا که باید در وهله نخست درس اخلاق را از دستگاه امام حسین (ع) بیاموزیم.

    • از پیغمبر پرسیدند دین چیست؟ گفت: حُسن خُلق. امام حسین (ع) درباره علی اکبرش می گوید: او اخلاقش، رفتارش، بیانش، شمایلش و خلقش شبیه ترین است به پیامبر اکرم (ص). امام حسین (ع) چنین فردی را برای اخلاق فدا کرده است، پیامبر (ص) مبعوث شده تا اخلاق را کرامت بخشد.
    • قطعه شعری از جامی مشهور است: غره مشو كه مركب مردان مرد را / در سنگلاخ باديه پيها بريده اند/نوميد هم مباش كه رندان جرعه نوش / ناگه به يك ترانه به منزل رسيده اند.... در دعای ماه رجب (که از ناحیه مقدسه به دست نواب حضرت رسیده ) می خوانیم واَصْلِحْ لَنا خَبيئَةَ اَسْرارِنا یعنی زوایای پنهان وجود ما را اصلاح کن .گاه یک حوض را می بینیم آب بسیار زلال و خوشایندی دارد ، بچه ای با یک چوب کف این حوض را به هم می زند ناگهان تمام حوض (از لجن ته نشین شده )تیره و کثیف می شود واَصْلِحْ لَنا خَبيئَةَ اَسْرارِنا.
    • عادت بر اساس عبادت باید باشد نه عبادت بر اساس عادت .
    • سوء ظن به خودی خود حرام است زیرا مبدأ خیلی از كارهای گناه می شود.
    • آدمهای خبیث همیشه عیبها را می بینند اما افراد طیب به عیوب خود مشغولند.
    • راه اصلاح انسان ،بدبینی نسبت به خود و خوش بینی نسبت به دیگران است.
    • تمام كمالات انسان در بندگى خداست. خرق عادت، غيبگوئى، روى آب راه رفتن يا به هوا پريدن و در آتش رفتن براى انسان كمال نيست. كمال انسان بندگى خداست.






    • حافظا ترك جهان كردن طریق خوش دلی است /هان مپندار كه احوال جهان داران خوش است
    نکات و سخنان گهربار از آیت الله امجد حفظه الله
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی


صفحه 32 از 33 نخستنخست ... 22282930313233 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •