ویژه نامه عاشورای حسینی * قیام سرخ عاشورا* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
ویژه نامه عاشورای حسینی * قیام سرخ عاشورا*
صفحه 7 از 8 نخستنخست ... 345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 75
  1. #61
    مدير بخش
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    نوشته : 3,906      تشکر : 4,020
    4,321 در 2,150 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض






    کاش جای ذوالجناح بودم ...

    آره، کاش جای ذوالجناح بودم.
    اون وقت خیالم راحت بود که همیشه با «صاحبم»،
    با «مولام»، با «امام زمانم» هستم
    و همیشه به ایشون وفادار می موندم.

    کاش جای ذوالجناح بودم
    و افتخار می کردم، اون موقعی که
    امام زمانم می فرمود:
    «هل من ناصر ینصرنی»،
    من خیالم راحت بود که من هستم.
    چه امام بگن و چه نگن.

    کاش جای ذوالجناح بودم
    و افتخار می کردم به این که دشمن،
    از سر بغضی که داشت،
    حتی به من رحم نمی کرد.

    درسته که اسب بودم، اما ارزشم
    از آدم هایی که روبروی امام زمانشون
    وایسادن بیشتر بود و من خیالم راحت بود
    که هیچ وقت با زر وزور دنیا، اماممو نمی فروشم!

    کاش جای ذوالجناح بودم
    و اون وقت خیالم راحت بود و افتخار می کردم
    که اولین کسی هستم که از فراق امامم

    جون می دم و نه مثل الآن،
    که نبودن امام، برام ...
    یک کم داره عادی می شه!!!





    ویژه نامه عاشورای حسینی * قیام سرخ عاشورا*
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  2. تشكرها 3


  3. #62
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,932      تشکر : 52,491
    86,580 در 28,635 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    عصر عاشورا



    عصر عاشورا پایان راه نیست که آغاز راه است و
    «کربلا، تاریخی که به صورت جغرافیا نمایان شده است»
    وگرنه تو در کربلای سال 61 هجری جا مانده ای.

    کاروان کوچک حسین به کربلا رسیده است.
    خیمه ها برپا شده اند و آرام آرام به روز واقعه نزدیک تر می شوند.


    کاروانی که مرگ، سایه وار در پی اش روان است.
    بنی هاشم گرداگرد زینب حلقه زده اند تا بانوی هاشمی پا را نه بر خاک
    که بر چشم آنان بگذارد تا روزی که در این صحرای غم، محرمی نماند تا....

    کوفیان آمده اند. با هرچه داشته اند از تیر و شمشیر و سنگ، به گرمی به پیشواز
    مسافران حجاز آمده اند. تاریخ، میزبانانی خوب تر از اینان به یاد ندارد
    تا آنجا که از آب هم مضایقه کردند کوفیان خوش داشتند
    حرمت مهمان کربلا اینجا سرزمینی است که آفتاب را به نیزه ها خواهند کرد؛


    سرزمینی که عطش را معنایی دیگر خواهد بخشید؛
    سرزمینی که فرشتگان را انگشت به دهان خواهد کرد؛
    سرزمینی که اشک ها را سرازیر می کند.
    سرزمین غربت آفتاب؛
    سرزمین ستاره های سوخته؛ سرزمین دل ها، اینجا کربلاست.

    امروز حُر, راه بر حسین می بندد تا روزی که با یک نگاه حسین،
    راه آسمان برایش گشوده شود. امروز حر، بنده یزید است تا روزی که به بندگی خدا درآید.


    بزرگی حسین را ببین که تا کجاست!
    گویا این حر نبوده که راه بر کاروان حسین بسته است.
    نگاه حسین با جان حر کرد، آنچه کرد.
    حر بازگشت و حر شد. شاید حسین، نبرد را یک روز به تأخیر انداخت تا
    حر به دامن خورشید برگردد. انگار حسین چشم در راه حر بود.

    حسین به میدان آمده است. آن هم با تمام دار و ندارش؛
    با جان خود و عزیزانش؛ با آبرو و اعتبارش.

    گویا حق و باطل، یک سره به مصاف آمده اند؛
    یک سو یاران خورشید و دیگر سو یاران شب.
    فرات شاهد است که حسین مردانه ایستاد، بی آنکه در این راه، ذره ای شک کند؛
    بی آنکه پا پس بکشد.

    فرات شاهد است که چه گل هایی از باغ محمدی ص) در عطش سوختند.
    نخل ها شاهد افتادن دست های حیدری تشنه ترین ساقی عالم هستند.


    خورشید عاشورا، شاهد به خاک افتادن مردانی
    بود که آسمانیان بر آنان رشک می بردند.
    حسین، حج را نیمه تمام واگذاشت تا آن را در کربلا به پایان برد؛
    پایانی سرخ تر از غروب خورشید.
    این است که حج حسین، کامل ترین حج تاریخ است.

    حسین، بزرگ ترین معجزه خداست و بزرگ ترین معجزه حسین، دل کندن
    از تمام خاندان و کودکان و فرزندانش بود و تو اگر دل در هوای کربلا
    داری، باید از آنچه دست و پایت را در بند کرده است، دل ببری.


    حسین خوب می داند پس از او چه بر سر خاندانش خواهد آمد، اما می رود.
    حسین از حجاز تا کربلا، نه از بی راهه ها و کوره راه ها, که از شاه
    راه ها می گذرد تا همه بدانند که راه او همان صراط مستقیم است
    تا همه بدانند حقیقت نباید به مسلخ مصلحت برود که راه حق، مرد می طلبد؛

    برای یاری حق، ترک سر و جان باید.بی هیچ گمان منتظر بوسه تیغ است
    هر کس که در این راه سری داشته باشدنمی توان دم از حسین زد و حاشیه نشین بود.

    «اگر با حسین در کربلا نباشی، هر کجا که می خواهی باش؛
    چه به نماز ایستاده باشی، چه به شراب نشسته، چه تفاوت؟»


    آنان که در پاسخ هل من ناصر حسین، لب فروبستند و خاموشی گزیدند،
    شریک جرم یزیدند. آنجا که جبهه حق، خون می خواهد و فریاد، شانه
    خالی کردن از بار مسئولیت، سنگین ترین گناه است.


    در بزم عشق، محرم ساقی نمی شود
    از هست و نیست تا نکشد می پرست، دست

    حسین، مطلوب انسان و انسان مطلوب است؛ نمونه ای برای همه
    زمان ها و همه نسل ها. پس پای در رکاب کن که عاشورا نزدیک است!


    واژه ها صف کشیده اند: عطش، آب، فرات، مشک، تیر، آتش، خیمه، سنگ،
    گودال، حسین. در کربلا همه چیز هست؛ هم زندگی هم مرگ؛ هم سکوت هم فریاد؛
    هم شکست، هم پیروزی؛ هم نفرین هم آفرین.

    کربلا پیر و جوان نمی شناسد.
    سرسبزی سیزده بهار در نگاهش جاری بود و حسین در سیمای قاسم،
    برادرش را می جست. آنگاه که لب به سخن می گشود
    و راه می رفت، خاطره امام حسن ع) در یادها جان می گرفت.


    شب عاشوراست. گویا کربلا آسمانی روشن است.
    یاران، امام را همچون نگینی بی مانند در حلقه خویش گرفته اند؛
    انگار ستارگان، ماه را.قاسم، آرام و سر به زیر در این اندیشه است
    که آیا امشب واپسین شب او هم هست؟

    آیا فردا سرنوشت او هم در کشاکش نبرد و در خاک و خون رقم خواهد خورد؟
    آیا نام او در شمار فداییان آفتاب نوشته خواهد شد؟


    امام نگاهی به چشم های پرسش گر قاسم دوخت و پرسید:
    «قاسم! مرگ در کام تو چگونه است؟» قاسم پاسخ داد:
    «عموجان! از عسل شیرین تر است.» امام فرمود: «آری تو نیز با مایی».

    سیزده مرتبه مرا بکشید
    سیزده تا حسن درست کنید


    این است که می گویم کربلا را جاذبه ای است که هیچ دلی را پای گریز
    از آن نیست. کربلا، صراط مستقیم این کره خاکی است و تو خواه ناخواه، باید
    بر آن پا بگذاری. اگر اهل راز باشی، در رکاب حسین از آزمون عطش به
    سلامت خواهی گذشت وگرنه، به بیعت یزید دچار خواهی شد.

    نفس نفس، محاصره تنگ تر می شود.
    واپسین روزهای چشم انتظاری امام است.
    چیزی نمانده تا روز موعود و فرات همچنان جاری است.


    فرات همچنان در مسیر زمان پیش می رود تا پاسخی روشن
    برای همه پرسش ها باشد؛ پاسخی برای همه آنان که به آزمون کربلا مبتلا می شوند؛
    تا تفسیری باشد بر راز رنج انسان؛

    آنجا که خداوند می فرماید: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی کبَدٍ»
    برای همه آنان که در روز الست، نام حسین را در گوش جانشان زمزمه کرده اند؛


    برای آنان که لالایی خوابشان داستان کربلا بوده است؛
    برای آنان که سعی صفا و مروه شان، بین الحرمین است و
    منایشان، گودال قتلگاه و قربانی شان همه آن چیزهایی که سد راه و توجیه ماندن
    شده اند و قربانی کردن همه چیزهایی که بندی بر پای دلشان و زنجیری بر پر پروازشان شده است.

    حسین به میدان آمده است و خوب می داند که این قبرستان خاموش
    جز با فریاد خون بار او به بیداری نخواهد رسید.


    می داند که برای رسوایی همه یزیدهای تاریخ، جز سلاح شهادت ابزاری ندارد.
    حسین با همه حجت هایش آمده است؛ با گلوی علی اصغرش؛
    با پیکر پاره پاره علی اکبرش؛

    با دست های بریده علمدارش؛ با لب های خشکیده کودکانش؛
    با آوارگی و اسارت خاندانش؛


    با سر بریده خود و در یک کلام، با همه هستی اش به مصاف شب پرستان آمده است.
    شهادت حسین، بار مسئولیت از دوش من و تو برنمی دارد، بلکه باری
    سنگین تر بر دوش ما می نهد.

    حقیقت داستان کربلا قیامی دو چهره است؛
    یک چهره آن قیامی است در عاشورا، در رکاب حسین و در خاک و خون,
    و چهره دیگر آن پس از عاشورا، در رکاب زینب، در آوارگی کوفه و شام تا امروز
    و تو اگر مدعی کربلایی بودنی، یا شهید باش یا پیامبر خون شهید
    وگرنه دم فروبند و از کربلا بیرون رو!


    هان ای شبیه سازان، خیل علم به دوشان!
    امسال هم حسینی، بین شما ندیدیم

    حقیقت این است که داستان کربلا چکیده همه تاریخ و نماد
    روشن مصاف حق و باطل است،با یک دنیا غم، یک دنیا حماسه.


    زخم هایی که در کربلا در جان شیعه شکفت، هنوز درمان نشده است.
    غمی که بر دل انسانیت نشست، هنوز او را رها نکرده است.

    اشکی که در چشم ها خانه کرده است، هنوز بر دامن ها و خاک ها می چکد.
    کربلا بیت الحرامی دیگر است. نمادهای حج را در کربلا باید دید و تفسیر کرد.


    در حجاز، سعی صفا و مروه را، سرگردانی و عطش را، طواف
    و قربانی را و در کربلا، بین الحرمین را، تل زینبیه را و گودال قتلگاه را.

    در حج، لباس احرام به تن می کنند و در کربلا، حتی دریغ از یک کفن!
    در حج، به طواف خانه خدا می روی و در کربلا، به طواف صاحب خانه.

    در حج، غرقه در سلام و صلوات، سعی می کنی و در کربلا، در کشاکش مرگ و در
    دریای خون.در کربلا تا در آتش عطش نسوزی، به خدا نخواهی رسید.
    در کربلا همه چیز هست؛ایثار، شجاعت، غربت، یک رنگی، زیبایی،
    دل کندن از همه چیزو همه در اوج؛ بلند و دست نیافتنی.

    کربلا چشم به راه اوست، و تو هرچه بگویی، بهانه ای است برای ماندنت.
    برای کربلایی شدن باید از همه چیز بگذری حتی از خود،
    وگرنه یا هیچ وقت از قبرستان تعلقات بیرون نخواهی شد یا
    اگر بروی، به بیراهه است یا در نیمه راه به یزید خواهی پیوست.


    کم نبودند آنان که سینه چاک حسین می نمودند، اما آنجا که باید فریاد بزنند،
    سکوت کردند و آنجا که باید پا در رکاب کنند، گوشه انزوا
    برگزیدند و سر در گریبان دنیا فرو بردند.

    برای رسیدن به حسین، هم شور می باید و هم شعور.
    شب عاشوراست. قرن هاست از عاشورای سال 61 هجری می گذرد
    و خون حسین همچنان در بستر زمان می جوشد و شور می افکند.


    شب عاشوراست. واپسین شبی که آسمان بر سر حسین و خاندانش سایه افکنده است؛
    آخرین شبی که در سایه دلاوری عباس، کودکان در آغوش خیمه های
    حسینی به خواب رفته اند؛

    آخرین شبی که ماه بنی هاشم، نگاهبان حرم ستر و عفاف ملکوت است؛
    آخرین شبی که ماه، راز و نیاز عاشقانه حسین را به تماشا نشسته است.


    شب عاشوراست. حسین یک امشبی را مهلت خواسته است تا ناگفته ها
    را با خدایش به نجوا بنشیند تا سر بر خاک بساید و غبار غم از دل بشوید
    که فردا، روز وصل است و باید آماده بود.

    نمی دانم امشب چه بر زینب گذشته است؟
    نمی دانم زینب چند بار با هر بهانه، سری به خیمه حسین زده است؟


    فردا کودکان، سرگردان و پریشان بر خاک گرم و سوخته کربلا می دوند.
    فردا، سراغ پاهای برهنه را از خارهای صحرا باید گرفت.

    امشب همان شب است که تاریخ، چشم به راه آن بوده؛
    همان شبی که تمام قبیله انسان رو در روی تمام قبیله شیطان صف کشیده اند؛


    همان شبی که فرشتگان، بزرگ ترین آزمون فرزندان آدم را به محک تجربه نشسته اند؛
    همان شبی که جبهه حق در کشاکش نبردی سرخ در برابر جبهه باطل قد
    علم کرده است و فردا این دشت، شاهد به خاک و خون غلتیدن بهترین فرزندان آدم خواهد بود.

    فردا در کنار شریعه فرات، دست هایی به خاک می افتند که بوسه گاه آفتاب بوده اند؛
    دست هایی که دل های بسیاری در پای آن دخیل بسته اند؛


    فردا آفتاب از شرم، سرخ تر از هر زمان به غروب می نشیند.
    فردا هفتاد و دو ستاره در آسمان کربلا به خاک می افتند و
    زمین را رشک آسمان می سازند و کهکشانی از حماسه می آفرینند.

    فردا خواهری بر تلی از اندوه، شاهد ذبح عظیم تاریخ خواهد بود؛
    شاهد بزرگ ترین حماسه ای که چشمی آن را ندیده و گوشی نشنیده است.


    کاش امشب ستاره ها چشم فرو نمی بستند و شب، دامن سیاه خود را
    از این کره خاک برنمی چید و جایش را به سپیده سحر نمی داد!

    کاش آفتاب می مرد و طلوع نمی کرد،
    اما چه باک که «اَلَیسَ الصُّبحُ بِقَریب»




    ویژه نامه عاشورای حسینی * قیام سرخ عاشورا*


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـلّـهـُــــمَّعَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــْفــَرَجْ







    اَلـلّـهـُــــمَّعَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــْفــَرَجْ






  4. تشكر

    عهد آسمانى (09-07-1396)

  5. #63
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,251      تشکر : 57,191
    171,174 در 49,952 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    امشب شهادت نامه ی عشاق امضا می شود
    فردا ز خون عاشقان، این دشت دریا می شود

    امشب کنار یکدگر، بنشسته آل مصطفی
    فردا پریشان جمعشان، چون قلب زهرا می شود

    امشب بود بر پا اگر، این خیمه ی خون خدا
    فردا به دست دشمنان، بر کنده از جا میشود

    امشب صدای خواندن قرآن به گوش آید ولی
    فردا صدای الامان، زین دشت بر پا می شود

    امشب کنار مادرش، لب تشنه اصغر خفته است
    فردا خدایا بسترش، آغوش صحرا می شود

    امشب که جمع کودکان، در خواب ناز آسوده اند
    فردا به زیر خار ها، گم گشته پیدا می شود

    امشب رقیه حلقه ی زرین اگر دارد به گوش
    فردا دریغ این گوشوار از گوش او وا می شود

    امشب به خیل تشنگان، عباس باشد پاسبان
    فردا کنار علقمه، بی دست، سقا می شود

    امشب که قاسم زینت گلزار آل مصطفی ست
    فردا ز مرکب سرنگون، این سرو رعنا می شود

    امشب بود جای علی، آغوش گرم مادرش
    فردا چو گل ها پیکرش، پا مال اعدا می شود

    امشب گرفته در میان، اصحاب، ثار الله را
    فردا عزیز فاطمه، بی یار و تنها می شود

    امشب به دست شاه دین، باشد سلیمانی نگین
    فردا به دست ساربان، این حلقه یغما می شود

    امشب سر سر خدا، بر دامن زینب بود
    فردا انیس خولی و دیر نصاری می شود

    ترسم زمین و آسمان، زیر و زبر گردد حسان
    فردا اسارت نامه ی زینب چو اجرا می شود

    حبیب الله چایچیان (حسان)





    ویژه نامه عاشورای حسینی * قیام سرخ عاشورا*
    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 08-07-1396 در ساعت 18:15
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی ک
    ه سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************


  6. تشكر

    عهد آسمانى (09-07-1396)

  7. #64
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,251      تشکر : 57,191
    171,174 در 49,952 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    ╬♥╬ الم ذلک الحسین
    ╬♥╬


    و این است حسین علیه السلام

    زاده حیدر ، میوه دل زهرای اطهر

    که در حلقه تنگ دد منشان مرگ را به سخره می گیرد
    و مثنوی سرخ شهادت را به قلم شمشیرعاشقانه می سراید


    آنك خورشيد به آشيان غربت دامن مي‌كشد

    و حسين بر بال خورشيد در سفر است.

    با زن و فرزند خود وداع مي‌كند،‌

    و پرده از روزهاي ديگر آنان برمي‌گيرد

    و سطرهايي از كتاب روزگار را برايشان مي‌خواند :

    -آماده بلا شويد، و بدانيد كه الله تعالي

    شما را پشتيبان و نگاهبان است

    و از شر دشمنانتان نجات مي‌بخشد

    و فرجام كارتان را خير قرار مي‌دهد

    و دشمنتان را با انواع عذاب، شكنجه مي‌كند

    و شما را به جاي اين بلاها

    با اقسام نعمت‌ها و كرامت‌ها عوض مي‌دهد.

    پس شك نكنيد و با زبان‌هايتان چيزي را نگوييد

    كه از قدر و منزلت شما بكاهد.

    دخترم سكينه!‌..

    در جمع وداع‌كنندگان نيست!..

    و آنك درون خيمه‌اي او را تنهاي تنها مي‌بيند

    كه در خلسه‌اي ژرف فرو رفته است..

    و به راه حيرت‌نگيز پدرش مي‌انديشد..






    ویژه نامه عاشورای حسینی * قیام سرخ عاشورا*
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی ک
    ه سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************


  8. تشكر

    عهد آسمانى (09-07-1396)

  9. #65
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,251      تشکر : 57,191
    171,174 در 49,952 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض









    زاده حیدر سر از جنگ باز نهاد تا‌ اندكي برآسايد،

    آن گاه نرينه‌نمايي از درندگان سنگي بدو افكند،

    ‌و خون از پيشانيش بيرون جست..

    حسين خواست با گوشه ردايش راه بر خون ببندد،

    كه تيري سه شعبه و تيز از سوفار به سويش بر مي‌آيد..

    تير سه شعبه بر دل حسين فرو مي‌نشيند..

    بر دل كوه چنگ مي‌زند..

    پايان..فرجام درد..

    و آغاز رهسپار شدن به سوي جهاني فرا دست..

    حسين آه از نهاد بر مي‌آورد:

    -بسم الله و بالله و علي ملة رسول الله..

    سپس لابه‌كنان سرش را به آسمان بر مي‌كشد:

    -خدايا تو مي‌داني كه آن‌ها مردي را مي‌كشند

    كه بر روي زمين فرزند دختر پيامبري به جز او نيست!

    تير در آن كالبد ضعيف فرو مي‌رود..

    سراژدر گونه‌اش را از قفا بيرون مي‌آورد..

    و چشمه خون به شدت فوران مي‌كند..

    چشمه‌اي جوشان..

    و به آوايي چون ترانه‌هاي آب‌گذرها در فصل باران..

    حسين كف دستانش را از خوني عطرآگين پر مي‌كند

    و آن را بر پيشاني آسمان مي‌پاشد و فرياد مي‌زند:

    -آسان كن آنچه را بر من فرود آمده.

    اين خواست خداست و خود مي‌بيند..






    ویژه نامه عاشورای حسینی * قیام سرخ عاشورا*
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی ک
    ه سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************


  10. تشكر

    عهد آسمانى (09-07-1396)

  11. #66
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,251      تشکر : 57,191
    171,174 در 49,952 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض









    خون گل‌رنگ، ناشكيب و بي‌قرار،

    بال در رخ افلاك مي‌كشد..

    ستاره‌ها را رنگ مي‌كند..

    آفاق را در بركه‌اي از خون مي‌نشاند..

    باز هم، حسين دستانش را در چشمة خون فرو مي‌برد..

    اين بار سر و محاسن خويش را

    براي سفر در دشت خون گل‌گون مي‌سازد..

    -الله را اين چنين ملاقات مي‌كنم..

    و جدم رسول الله را..

    خون، روي هوش از او برگرفت

    و چون اختري خاموش به نگاه بر زمين فرو افتاد..

    برق كينه از چشمان ابن النسر فرو جهيد..

    پيش آمد و با شمشيري بر سر حسين نواخت..

    حسين دردمندانه زمزمه نمود:

    -با دستت نخوري و نياشامي‌،‌

    و الله تعالي تو را همراه با ظالمين محشور فرمايد..

    سگ‌هاي وحشي‌سرشت قبايل،

    او را در ميان گرفته‌اند..

    و ‌اندامش را به دندان مي‌گزند..

    حسين به آهستگي گفت:

    -اين همان تأويل روياي من است

    كه خدايم آن را حق قرار داده بود..

    زرعه ضربه‌اي بر كتف چپش فرود آورد،

    ابن نمير تيري بر حلق او افكند

    و سنان هم در ترقوه‌اش ...

    و آن‌گاه در سينه ...

    و سپس هم تيري در قربانگاه گلويش نشاند..

    سگ‌ها بدنش را به دندان مي‌گزند..

    و وحشي‌تر از همه، سگي است سياه و سفيد (أبقع)..




    ویژه نامه عاشورای حسینی * قیام سرخ عاشورا*
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی ک
    ه سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************


  12. تشكر

    عهد آسمانى (09-07-1396)

  13. #67
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    نوشته : 29,932      تشکر : 52,491
    86,580 در 28,635 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض










    اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَعَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ
    وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَيْن

    سلام بر حسين و بر على بن الحسين
    و بر فرزندان حسين و بر اصحاب و ياران حسين


    فرا رسیدن عاشورای حسینی , سالروز شهادت عاشقانه سید و سالار
    شهیدان آقا ابا عبدالله الحسین علیه السلام و هفتاد دو لاله گلگون کفنش را
    بر حضرت ولی عصرعج الله تعالی فرجه شریف و شیعیان و عاشقان
    و عزاداران حضرتش تسلیت و تعزیت عرض می کنیم



    ویژه نامه عاشورای حسینی * قیام سرخ عاشورا*


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـلّـهـُــــمَّعَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــْفــَرَجْ







    اَلـلّـهـُــــمَّعَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــْفــَرَجْ






  14. تشكر

    عهد آسمانى (09-07-1396)

  15. #68
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,251      تشکر : 57,191
    171,174 در 49,952 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    بانوان و نوباوگان حرم پيش دويدند..

    اكنون ديگر آن واقعه اتفاق افتاده بود..

    زينب از ژرفاي جگر ضجه برآورد:

    -وا محمداه..وا ابتاه..

    وا علياه..وا جعفراه..وا حمزتاه..


    اين كشته فتاده به هامون حسين توست..

    وین صید دست پا زده د رخون حسین توست ....


    در كربلا به زمين افتاده است..

    ‌اي كاش آسمان و زمين بر هم مي‌آمدند

    و ‌اي كاش كوه‌ها بر همواري‌ها فرو مي‌ريخت..

    زينب رسيد و حسين بار سفر بر بسته بود..

    بعد از آن كه صحرا را به خون خود سيراب نموده بود..

    زينب اكنون سرود وداع مي‌خواند..

    قبايل بهت ناك..

    بر جاي واپسين فرزندزادگان مي‌چرخند..

    و به راستي كه زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا..

    زينب چه مي‌تواند بكند..

    حسين، خود را براي مرگ آماده مي‌كند..

    بدنش شرحه شرحه شده..


    اما روح همان روح است..

    با سطوت و استوار..

    زينب مي‌كوشد تا بقاياي انسانيت را در زعيم قبايل برخيزاند..

    فريادش با سرشگي دل‌گزا، چنگ بر دل مي‌زند:

    -عمر!‌ آيا ابي‌عبد الله كشته مي‌شود

    و تو ايستاده‌اي بدو نگاه مي‌كني!

    اما نه،

    گويا انسانيت در دل او مرده است..



    و اينك قبايل را‌ آماده مي‌سازد

    تا واپسين گاهِ فرمان را صادر كند..

    -بر او فرود آييد و آسوده‌اش سازيد..

    زينب ناله بر مي‌آورد:

    -آيا هيچ در شما مسلماني نيست؟!


    و جوابي‌ نبود..

    انسانيت در عصر گرگ و شب و زوزه سر بر خاك غنوده ..

    -گفتم بر او فرود آييد و آسوده‌اش سازيد!

    مرد پيس مشتاقانه اشاره را انتظار مي‌كشيد..

    برقي از سَبُعيَت در ژرفاي چشمانش درخشيد..

    و اينك هم اوست كه بر بدن شرحه شرحه حسين مي‌كوبد..

    بر سينه‌اش مي‌نشيند..

    ابقع بدن فرزندزاده را به دندان مي‌گيرد..

    و ريشش را به مشت..

    و با دشنه خيانت بر سر حسين مي‌كشد..

    آن سر را از بدن جدا مي‌كند..

    از هول آنچه بر شن‌ها مي‌گذرد

    موجي در قبايل خزيده است..

    پيكر آرام و خاموش از حركت ايستاده است..

    سگ‌ها به دندان مي‌گزند..

    پيكر خون آلود را به دندان مي‌گيرند

    و آنك سر فرزند پيامبر بر نيزه‌اي بلند بالا مي‌رود..

    به انتهاي دنيا سرك مي‌كشد،‌ و سوره كهف را مي‌خواند ..

    أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَباً.. .

    عجبا از تو.. عجبا!

    خورشيد چشم فرو بست..

    و از آسمان عطر خوني گل‌رنگ مي‌تراويد، ‌

    و كرانه‌هاي افق در سرخي تن مي‌شست..

    در بركه‌اي سرخ‌فام از زخم‌هاي سلطان عشق..

    و تند باد درنده خوي قبايل،

    خود را بر پيكر خيمه‌هاي مي‌نواخت..

    و آتشي..

    و بانوان و نوباوگان گريختند..



    ویژه نامه عاشورای حسینی * قیام سرخ عاشورا*
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی ک
    ه سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************


  16. تشكر

    عهد آسمانى (09-07-1396)

  17. #69
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,251      تشکر : 57,191
    171,174 در 49,952 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    حيرت ناك بر سينه شن‌ها رو به ناكجا آباد نهادند..

    و ده‌ها اسب مستانه هم‌رزم مي‌جستند..

    اسباني كه به غنيمت، غارت و چپاول عادت كرده‌اند..

    عادت كرده‌اند گل‌هاي بنفشه را له نمايند..

    و شكم‌هاي كودكان را بدرند ...

    دل زمين زير سم‌ْكوبه‌هاي اسبان

    بر سينه شرحه شرحه حسين، مي‌لرزيد..


    از آن پيكر سيمين،

    عطر بوسه‌هاي محمد و زهرا به هوا بر خواست..

    با فضا در‌آميخت

    و با دانه‌هاي شن صحرا..

    و تاريخ....

    آتش، مستانه خيمه را در كام مي‌كشد..

    فريادهاي كودكان تا فراسوي دنيا مي‌رود..

    و گرگ‌هاي قساوتمند زوزه سر مي‌دهند..

    و شبي‌سياهناك و تاريك است..

    باد شن‌ها را مي‌پراكند..

    كفني نازك از غبار، بر‌اندامان عريان..

    و قبايل در نشئه غارت و چپاولند..

    فرات به فرار مي‌انديشد..

    و سر حسين بر بلنداي نيزه‌اي مي‌درخشد..

    به آخر دنيا مي‌نگرد ...

    به كاروان‌هايي كه از رحم روزگاران مي‌آيند ..




    صلی الله علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک
    علیکم منی جمیعا سلام الله ابدا ، مابقیت و بقی الیل و النهار






    ویژه نامه عاشورای حسینی * قیام سرخ عاشورا*
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی ک
    ه سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************


  18. تشكر

    عهد آسمانى (09-07-1396)

  19. #70
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,251      تشکر : 57,191
    171,174 در 49,952 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    سلام من به تو و زخم های زیبایت
    به تشنگی لب خشک رو به دریایت

    هزار رود نشسته اند تا که سجده کنند
    دوباره مثل همان روز سخت برپایت

    هنوز می شونم صوت سرخ قرآن را
    میان قرن ها سکوت ، از نایت

    قبیله من از آن زخم ها خبر دادند
    که روز واقعه کوشید در تمنایت

    گمان کنم که از آن روز آسمان و زمین
    هنوز تکیه نمودند روی پاهایت

    چه سروها که شکستند از شنیدن تو
    چه کوه ها که تکیدند از مدارایت

    چه ابتدای عجیبی است روز عاشورا
    هنوز حل نشده دردلم معمایت

    عزیز خوب من ای کاشکی که می مردم
    در آن غروب غم انگیز دشتها جایت

    اگر چه وسعت فریاد تو جهانگیر است
    هنوز می شنوم از کویر آوایت

    تو ابتدای تمام پرندگان بودی
    چه دلنشین و گواراست نقش رویایت
    محمد حسين مولايي



    ویژه نامه عاشورای حسینی * قیام سرخ عاشورا*
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی ک
    ه سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************


  20. تشكر

    عهد آسمانى (09-07-1396)

صفحه 7 از 8 نخستنخست ... 345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

ashoora, ashoraimeg, ashuora, moharam, moharam imeg, moharram, muslim, shia, shiite, قنوت امام حسین علیه السلام, قیام, متن های ادبی عاشورا, متن ادبی شهادت امام حسین, محرم, محرم حسینی, مصائب روز عاشورا, نماز امام حسین علیه السلام در ظهر عاشورا, ویژه نامه روز دهم محرم, ویژه نامه روز عاشورا, ویژه نامه شهادت امام حسین, ویژه نامه عاشورا, کربلا, امام حسین, اولین شهیدان روز عاشورا, ایران, اتمام حجت امام با سپاه دشمن, اشعار شهادت امام حسین (ع), اشعار عاشورا, تاسوعا, تصاویر ویژه محرم, تصاویر ویژه تاسوعا, تصاویر ویژه عاشورا, حسین, خورشید بر فراز نیزه, دوبیتی های عاشورایی, در مسلخ عشق جز نکورانکشند, روز قحطی آب در کربلا, شهادت, شهادت فرزندان حضرت زینب (س), شهادت اهل بیت آقا امام حسین علیه السلام, شهادت اصحاب آقا اباعبدالله, شهادت بنی هاشم, شهادت جون غلام امام حسین, شهادت حبیب بن مظاهر, شهادت حربن ریاحی, شهادت حصرت علی اصغر, شهادت حصرت عباس علیه السلام, شهادت حضرت قاسم, شهادت حضرت اباعبدالله الحسین, شهادت حضرت علی اکبر, شهادت زیبر, شهدای پیشگام, شیعه, شرح وقایق عاشورا, ظهر عاشورا, عاشورا, عزاداری, عصر عاشورا, عطش

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •