سیری در احوالات عرفای بزرگ اسلامی { حاج شیخ جعفر شوشتری } سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
سیری در احوالات عرفای بزرگ اسلامی { حاج شیخ جعفر شوشتری }
صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 53
  1. #41
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 61,273      تشکر : 56,238
    169,720 در 49,372 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض







    قسمت سی وششم :






    قهرمانان سرافراز

    در مورد پيامبران و امامان نور عليهم السلام دو نكته دقيق را بايد از هم جدا ساخت ، يكى تلاش دشمن در وارد آوردن صدمات و لطمات جسمى بر آنان و ديگر تلاش در راه هتك حرمت و در هم شكستن شخصيّت معنوى و تحميل ذلّت بر آن سرفرازان .

    خودكامگان سياهكار، در طول تاريخ امكان يافته اند كه بسيارى ازآنان را در سخت ترين شرايط، محاصره و به شهادت رسانند، امّا هرگز نتوانسته اند ذلّت و خفّت را بر آن قهرمانان افتخارآفرين تحميل نمايند، چرا كه بر خداست كه بندگان غيرتمند و عدالت خواه خويش را از هر پديده نفرت انگيزى ، از آن جمله ذلّت و خفّت كه به طور فطرى تنفّرانگيز است ، مصون دارد.

    به همين دليل است كه اگر نيك بينديشيم خواهيم ديد كه :
    به راستى صولت و وقار و شكوه و محبوبيّت اين بندگان برگزيده خدا، با وجود فقر و عدم امكانات ظاهريشان در طول قرون و اعصار دلها را لبريز ساخته و قلبها را مسخّر كرده است و براى سيّد و سالار عدالت خواهان ، حسين عليه السلام در اين ميدان ويژگيهايى ارزانى داشته است كه شنيدنى است براى نمونه :
    1 معاويه نخستين خودكامه اى بود كه آرزوى كشتن حسين عليه السلام را داشت و در همان حال ناگزير فرمان احترام به آن حضرت را صادر كرد و به هنگام وصيّت به يزيد، گفت : (من بر سلطنت تو از حسين بيمناكم ، امّا اگر با او درگير شدى و به ظاهر بر او چيره شدى احترام او را رعايت و حرمتش را نگه دار، چرا كه پاره جگر پيامبر است .)

    2 وليد اوّلين كسى بود كه از جانب دربار پليد اموى ، فرمان قتل حسين عليه السلام را دريافت كرد، امّا در مقام فرماندارى مدينه گفت :
    (به خدا پناه مى برم اگر به ريختن خون مقدّس حسين آزمايش ‍ گردم و بدان مبتلاشوم .)

    3 عمر سعد فرمانده سپاه پليد اموى به هنگام تصميم بر پيكار با او، اينگونه او را تجليل كرد:

    ءاَترك ملك الرّى والرّى منيتى ليس دونها
    حجاب ولكن لى فى الرّى قرّة عين

    آيا استاندارى رى را كه نهايت آرزوى من است رها كنم ؟ يا خويشتن را به جنايت سهمگين ريختن خون حسين عليه السلام آلوده و گناهكار سازم ؟خود نيك مى دانم كه كيفر دردناك و غير قابل تحمّل به شهادت رساندن حسين عليه السلام ، آتش ‍ شعله ورى است كه فراتر از آن نيست ، امّا حكومت رى روشنى چشم من تيره بخت است ... . پس ، چه خاكى به سر كنم ؟و اينگونه از حسين عليه السلام تجليل مى كرد.

    4 و نيز دوّمين مهره پليد يزيد، شمر، به هنگام صدور فرمان هجوم ددمنشانه به اردوگاه نور، از آن حضرت اينگونه تجليل كرد كه :
    (او قهرمان گرانقدر و هماورد بى همتايى است كه كشته شدن به دست او افتخار است و نه مايه عار،
    انّه كفو كريم .
    5 و نيز مهره پليدى از سپاه دشمن كه به كشتن او كمر بسته بود، خود آن حضرت را تجليل مى كرد كه :
    (هان يا حسين ! تو را خواهم كشت با اينكه نيك مى دانم كه خداى بزرگ ، دشمن من خواهد بود.)
    6 و نيز نيزه دار سر مقدّسش به هنگام ورود به كاخ شوم ابن زياد، اينگونه ناخواسته حق به زبانش جارى شد و پيشواى انسانيّت را ستود:
    املا ركابى فضّة و ذهبا واباًوخيرهم اذ ينسبون نسباًركابم را از طلا و نقره لبريز ساز، چرا كه جنايت بزرگى به نفع شما كرده ام و براى بقاى ستم شما، بزرگمردى گرانمايه و بى نظير را به خاك وخون كشيده ام

    آرى ! من فرزند بهترين پدر و والاترين مادران گيتى را كشته ام .

    كه ابن زياد نيز، بى درنگ حكم اعدام او را صادر كرد.

    7 و نيز شقاوت پيشگانى كه پيكر مقدّسش را پايمال ساختند، با نظم و نثر شخصيّت والاى او را ستودند.

    8 و شگفت انگيزتر از همه اين بود كه يزيد، عنصر خودكامه اموى ، در حالى كه سرنورانى آن حضرت در برابر ديدگانش بود، به ناچار به ستايش و احترام آن حضرت پرداخت و بر دشمنان خونخوارش لعن و نفرين كرد.








    سیری در احوالات عرفای بزرگ اسلامی { حاج شیخ جعفر شوشتری }
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 04-09-1395 در ساعت 00:00
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی ک
    ه سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************


  2. #42
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 61,273      تشکر : 56,238
    169,720 در 49,372 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض







    قسمت سی وهفتم :






    کیفر فوری حرمت شکنان

    خداوند، گويا چنين مقرّر فرمود كه اهانت كنندگان به آن حضرت و حرمت شكنان يا خود، ناگزير به تجليل و احترام او گردند و بر همدستان خود لعن و نفرين كنند و از شقاوت خود بيزارى جويند يا شرايطى پيش آورد كه بلافاصله ، طعم تلخ حرمت شكنى خويش را بچشند تا همواره بر صولت و عظمت و وقار او افزوده شود. براى نمونه :
    1 از جمله كسانى كه حرمت آن حضرت را شكست ، يكى آن عنصر پليدى بود كه روز عاشورا در اوج بى شرمى و گمراهى به او بشارت آتش داد كه بلافاصله به اراده خدا اسب او لغزيد و او در حالى كه واژگون شد، پايش در ركاب به دام افتاد و در غوغاى جنگ ، اسبش او را به اين سو و آن سو كشيد تا به گودال آتش ‍ پرتاب شد و اينگونه دردم كيفر حرمت شكنى اش را دريافت كرد.

    2 ديگرى ، جنايتكارى بود كه در روز عاشورا حرمت آن حضرت را انكار كرد و براى فريب ساده دلان فرياد كشيد كه : (اى حسين ! تو را چه به پيامبر؟) و شگفت آور است كه همان وقت به سرنوشت نفرت انگيزى دچار شد و در حالى كه براى رفع مشكل خود به كنارى رفته بود، مارى او را گزيد و همچنان به كثافت خود غلطيد تا به آتش دوزخ افكنده شد.

    3 و ديگرى تيره بختى بود كه فرياد كشيد: (هان ! يا حسين ! به اين آب زلال و گوارا نظاره كن ، از آن نخواهى نوشيد تا تشنه بميرى .) اين اهانت بر او گران آمد و او را اين گونه نفرين كرد: (بار خدايا! او را در حال تشنگى نابود ساز.) كه در دم ، حالت دردناكى به او دست داد كه از شدّت عطش مى سوخت و پيوسته آب مى طلبيد تا آنجايى كه آنقدر آب نوشيد كه شكمش پاره شد و باز هم با همان عطش به دوزخ وارد شد.





    سیری در احوالات عرفای بزرگ اسلامی { حاج شیخ جعفر شوشتری }
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی ک
    ه سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************


  3. #43
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 61,273      تشکر : 56,238
    169,720 در 49,372 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض







    قسمت سی وهشتم :







    جلوه هايى از الطاف خاصّ خدا به حسين عليه السلام


    بالاترين درجه لطف
    در اين بخش سخنى پيرامون جلوه هايى از الطاف خاصّ خدا به حسين عليه السلام است كه در روايات از آن به نهادن دست خدا بر سر آن حضرت تعبير شده است .

    فوضع اللّه يده على رأ س الحسين

    از آنجايى كه اين تعبير، در فرهنگ اسلامى بيانگر بالاترين درجه لطف خدا به آن گرامى است ، جلوه هايى از اين لطف ويژه در دو محور آشكار مى گردد: نخست در رابطه با خود حسين عليه السلام و ديگر در رابطه با مردم .
    الف : آنچه خود آن حضرت در پرتو اين لطف خاصّ خدا بدان نايل گرديد، مقام والا و منزلت شكوهمندى است كه نه تنها توان ترسيم آن نيست ، بلكه از تصوّر آن هم ناتوانيم و در عظمت و شكوه اين مقام والا همين بس كه ، از شاخه هايش اين است كه امامت و پيشوايى انسانها را درنسل او قرار مى دهد.
    ب : امّا ره آورد آن براى مردم نيز بسيار است ، از آن جمله خداوند درتربت پاك حسين عليه السلام براى مردم شفا قرار داد و اجابت دعاهايشان را در حرم مطهّر او تضمين فرمود.امّا پرشكوه ترين ره آورد لطف خاصّ خدا به حسين عليه السلام اين است كه : آن حضرت را سبب رحمت گسترده و فراگير خويش ‍ قرار داد؛ همان چيزى كه مردم را به خاطر آن آفريد و حسين عليه السلام را وسيله آن ساخت و چون برترين و والاترين پيام آورش ‍ را به عنوان رحمتى براى جهانيان فرستاد، حسين عليه السلام را از نور وجود او و او را از نور وجود ريحانه زندگى اش حسين عليه السلام قرار داد كه خود پيامبر مى فرمود:حسين منّى و انا من حسين .

    براين باور است كه حسين عليه السلام جايگاه فرود رحمت خداست و نور وجودش از رحمت است و رحمت از نور وجود گرامى او، دست رحمت ، حسين عليه السلام را تغذيه كرد و در دامان قهرمان پرور و پاك رحمت ، پرورش يافت و از زبان رحمت شير نوشيد و گوشت و پوست و خون غيرتمندش از رحمت روييد و پديد آمد و از رحمت رشد كرد.

    او نور ديده پيامبر رحمت بود و گل خوشبوى بوستان معطّر رحمت .
    مجلس او، در سينه رحمت بود و مَرْكبش روى شانه رحمت .
    و تكيه گاهش بر پشت رحمت و مسير و هدفش ، به سوى رحمت .
    او معدن و مركز خاصّ رحمت است و مجمع اسباب آن .
    او جامع وسايل رحمت است و منبع جوشان چشمه هاى رحمت .
    او راه ورود به درياى رحمت است و نهر جارى رحمت و كِشتگاه باغها و بوستانهاى رحمت .
    او جلوه گاه ميوه هاى رحمت است و رشدگاه شاخه هاى آن .
    او به حركت درآورنده ابرهاى باران زاى آن .
    به بركت وجود آن گرامى ، جهان هستى در قلمرو بخشايش ‍ رحمت قرار مى گيرد و در گستره دايره رحمت وارد مى شود و با رحمت بر او رحمت واسعه الهى تحقّق مى يابد.
    آرى ! او رحمت پياپى و بى وقفه و پايان ناپذير خداست .
    اينك آيا محبّت آن گرامى را در دل دارى تا از سر مهر و معرفت از سوگواران او باشى ؟ و بر مظلوميّت قهرمانانه او سيلاب اشك جارى سازى ؟ تا پروردگار رحمت به پاداش آن بر تو درود بفرستد و به تو گفته شود:
    درود خدا بر تو اى دوستدار پيشواى عدالت !
    درود خدا بر تو اى مهر ورزنده به درياى رحمت !
    به بركت وجود آن گرامى ، جهان هستى در قلمرو بخشايش ‍ رحمت قرار مى گيرد و در گستره دايره رحمت وارد مى شود و با رحمت بر او رحمت واسعه الهى تحقّق مى يابد.
    آرى ! او رحمت پياپى و بى وقفه و پايان ناپذير خداست .
    اينك آيا محبّت آن گرامى را در دل دارى تا از سر مهر و معرفت از سوگواران او باشى ؟ و بر مظلوميّت قهرمانانه او سيلاب اشك جارى سازى ؟ تا پروردگار رحمت به پاداش آن بر تو درود بفرستد و به تو گفته شود:
    درود خدا بر تو اى دوستدار پيشواى عدالت !
    درود خدا بر تو اى مهر ورزنده به درياى رحمت !






    سیری در احوالات عرفای بزرگ اسلامی { حاج شیخ جعفر شوشتری }
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 13-09-1395 در ساعت 16:00
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی ک
    ه سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************


  4. #44
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 61,273      تشکر : 56,238
    169,720 در 49,372 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض







    قسمت سی ونهم :




    تو اينك ، آماج مصيبتهاى سهمگين هستى كه اگر بدانها نيك بينديشى ، بسيار بزرگ هستند؛ به گونه اى كه بزرگتر از آنها نشايد. و اين به دو دليل است :
    1 نخست اينكه ، تو آماج مصيبتها، اسير مرگ ، هدف بلاها و گرفتاريهاى گوناگونى هستى و هر لحظه در آسياى گردان به سوى مرگ .
    تو بر كشتى طوفان زده اى نشسته اى كه غرق شدنش قطعى ، به نظر مى رسد، تنها نمى دانى چه زمانى غرق خواهى شد، تو را از هرسو اشرار و اوباش احاطه كرده اند، كه ناگزير به دست يكى از آنان به هلاكت خواهى رسيد، تو در حلقه محاصره دشمنان و بدخواهانى درآمده اى كه هر كدام تو را به يك سو مى كشانند.
    2 فاجعه ديگرى سر راه توست كه هرگز در موردش نمى انديشى و آن را احساس نمى كنى ، در حالى كه اميرمؤ منان عليه السلام هرگاه آن را به ياد مى آورد، همانند انسان مار گزيده بر خود مى پيچيد و بسان مادر داغديده مى گريست و آن فاجعه ، عبارتست از: سفر طولانى ، منزلگاههاى هراس انگيز، فرودگاه وحشتناك ، زاد و توشه اندك ، پاى برهنه و نداشتن مَرْكب و دستهاى تهى از عمل صالح و راه پر خوف و خطرخيز است .
    3 آرى ! واقعيّت اين است كه اگر نيك بينديشى ، مصيبت تو بزرگ و شرايطت بسيار نامطلوب و غمبار است . تو هستى كه در كام شعله هاى سركش و شراره هاى هستى سوز آتشهاى گوناگون گرفتار آمده اى .
    آرى ! تو همان كسى هستى كه جسم و جان ، زبان و شكم ، دست و پا و ديگر اعضا و اندامهايت به شعله هاى جانسوز گناهانت شعله ور شده است . تو هستى كه در ميدان گناه به زمين خورده اى .
    تو هستى كه در دام هواهاى دل و در كمند شيطان به اسارت رفته اى .
    تو هستى كه كران تا كران وجودت را شعله ها و شراره هاى آتش ‍ فراگرفته است و در درون و برون و جسم و جانت زبانه كشيده و شخصيّت معنوى و انسانى ات به يكصدهزار زخم كارى گناه و جنايت و تبهكاريهاى خودت مجروح و تكّه تكّه شده و سپاهيان ضلالت و گمراهى ، تمامى اعضاى هدايت و دستگاههاى هدايت پذيرت را، پايمال ساخته اند.
    4 بلاى سهمگين ديگرى كه نه از آن گريزى خواهد بود و نه راه نجات ، اين است كه اگر در اين جهان ، عمرى طولانى كنى و بمانى ، از دو حال خارج نيست : يا دچار كابوس فقر و فلاكتى ، يا ثروتمندى و احساس بى نيازى مى كنى .
    در صورت نخست با فرا رسيدن پيرى و اضافه شدن فقرِ نيرو و توان جسم و جانت به فقر مالى و اقتصادى ات ، يكباره همه اقتدار و احترام و جاه و مقامت هيچ و پوچ مى گردد و كارت از نظر توده مردم تمام است .
    امّا اگر ثروتمند باشى و صاحب امكانات ، در آن صورت هم با فرا رسيدن پيرى و فرسودگى و از كار افتادگى ديگر نه قدرت بهره ورى و لذّت بردن از ثروت و امكانات را خواهى داشت و نه توان حفظ و حراست آنها را و درست همين جاست كه علاوه بر رنج و گرفتارى خودت ، فقر و گرفتارى كسانى كه به كمك آنان نيازمندى بر غمهايت افزون مى گردد و كارت به جايى مى رسد كه محبوبترين عزيزانت از وجود تو رنج مى برند و همانانى كه شما به زندگى و سعادت و رفاه آنان علاقمندى ، در آرزوى مرگ تو لحظه شمارى مى كنند ... .
    بگذريم ... اينك ، اگر از اين جهان رخت بربندى و كوچ كنى چه خواهى كرد و به كجا خواهى رفت ؟ جز به سوى منزلگاه قبر؟ به سوى آرامگاهى كه نه براى آرامش و آسايش خويش آماده اش ‍ ساخته اى و نه با اعمال شايسته ، فرش و چراغى از پيش بدانجا فرستاده اى .
    با ورود به منزلگاه قبر، اگر در آنجا درنگ كنى چهره نازپرورده ات گرفته و پژمرده ، لبانت آماس كرده و پرچين و چروك ، كالبدت از هم پاشيده و به هم ريخته و اعضا و اندامهايت كبود و از كار افتاده مى شود و همدم خانه قبرت ، مورچگان و كرمها و عقربها و سوسكها خواهند بود و اگر از آنجا نجات پيدا كنى ، به كجا خواهى شتافت ؟ جز به صحراى سوزان محشر خواهى رفت كه زير پا و فراز سر و چهار سويت را شراره ها و شعله هاى هستى سوز آتش گناهانت فرا گرفته است و تو با اين شرايط سهمگين ، اگر بخواهى بمانى چگونه خواهى ماند؟ و اگر نخواهى به كجا خواهى رفت ؟
    به راستى كه اگر بدانى با چه فاجعه و رنج عظيم و جانكاهى دست به گريبان خواهى بود، بى ترديد هم اكنون لباس ماتم بر تن نموده ، زن ، زندگى ، فرزند، خاندان ، ثروت ، امكانات ، علايق و بستگان خويش را رها كرده ، خاكسترنشينى را برخواهى گزيد.

    آرى ! در اين مورد است كه پيشواى پرواپيشگان على عليه السلام هشدار مى دهد كه :
    ولوتعلمون ما اءعلم ممّا طوى عنكم على اءنفسكم ، ولتركتم اءموالكم لا حارس لها و لا خالف عليها ....

    هان اى مردم ! اگر آنچه من از آينده و سرنوشت شما مى دانم و بر خودتان پنهان است مى دانستيد در آن صورت سر به بيابانها نهاده و خويشتن را آماج نكوهش و سرزنش مى كرديد. بر عملكرد خويش مى گريستيد و ثروت و امكانات خود را بدون نگهبان و بى صاحب رها مى نموديد و مى رفتيد و هر كسى تنها در انديشه نجات خود بود و مصيبتها و گرفتاريهاى سهمگين خودش او را از انديشه ديگران ، حتّى فرزند دلبند و برادر از جان عزيزترش باز مى داشت .
    با نگرش دقيق بر نكاتى كه در دو مقدّمه اين بخش از نظر گراميتان گذشت ، اينك بايد بدين نكته سرنوشت ساز انديشيد كه :
    سالار شهيدان حسين عليه السلام با انجام شايسته و بايسته فرمان خاصّ خدا كه آن را در صحيفه ويژه اى بدان حضرت مرقوم و توسّط امين وحى به پيامبر، آنگاه اميرمؤ منان و امام حسن عليهم السلام به امانت سپرده شده و بدو تسليم گرديد؛ به گونه اى مورد الطاف خاصّ آفريدگارش قرار گرفت كه هر كس از سر عرفان و ايمان و اخلاص ، به راههاى نجات و وسايل هدايت و رهايى او چنگ زند، هم مى تواند وظايف و مسئوليتهاى خويش ‍ را كه از جانب خدا بدو متوجّه شده است ، دريابد و انجام دهد؛ و هم در برابر آن پاداشى دريافت دارد كه نه تنها از خطراتى كه برشمرديم نجات يابد، بلكه از همه گردنه هاى سخت و مشكلات طاقت فرسايى كه سر راه انسانها است ، نجات يابد.
    آرى ! با توسّل و اقتداى به آن حضرت ، نه تنها دستورات خدا در مورد نماز، روزه ، حجّ و عمره ، جهاد و مرزدارى و ساير تكاليف ، جامه عمل مى پوشد و پاداش انجام آنها در حساب انسان نوشته مى شود، بلكه به بركت وجود او، بهترين و بالاترين پاداشها، حاصل مى شود. گاه از اين مرحله هم فراتر مى رود و انسان به عمل و پاداشى ، غير قابل تصوّر همانند نماز و حجّ به همراه پيامبر صلى الله عليه و آله دست خواهد يافت و گاه به عمل و پاداشى مى رسد كه از نظر شمار و محتوا، اصولاً انجامش براى او امكان پذير نيست ، همانند انجام يكصد بار حجّ بيت اللّه .
    در توسّل و تمسّك به وسايل هدايت و نجات حسين عليه السلام گاهى پاداش هزار حجّ خواهد بود، آن هم نه حجّ عادى ، بلكه حجّى با آن حجم عظيم و شكوهمند از پاداش ، كه هر گام نهادن در انجام آن ، پاداشى معادل يكصد هزار حجّ بلكه بيشتر از آن خواهد داشت .و بالاخره فراتر از همه اينها، گاه در پيروى و توسّل عارفانه به آن حضرت ، انسان به پاداش كار پرشكوهى مى رسد كه اساساً انجام آن بيش از يك بار برايش ممكن نيست ، همانند شهادت در راه خدا كه براى يك انسان تنها يك بار ممكن است و بس ؛ امّا به بركت حسين عليه السلام و توسّل و اقتداى به راه و رسم او، گاه انسان مى تواند به پاداش هزار بار شهادت هدفدار و خالصانه وآگاهانه نايل آيد.
    آرى ! با توسّل به حسين عليه السلام هم مصايب و رنجهاى كنونى برداشته مى شود و هم بلاها و گرفتاريهايى كه در معرض ‍ ورود آنها هستى ، هم عبور آسان از گردنه هاى سهمگين مرگ و جهان ديگر كه اينك بر آنها مشرّف هستى ، ممكن مى شود و هم امن و امان از هول و هراس از مسير وحشتناكى كه اينك در آن گام مى سپارى ، هم دستورات خدا به خوبى انجام مى پذيرد و هم ارزشها و صفات پسنديده در كران تا كران وجودت پديدار مى گردد و هم ريشه و ميكروب گناه و ضدّ ارزشها و آثار ويرانگر آنها نابود مى شود، هم گناهانى كه با شكستن قوانين خدا انجام شده ، مورد بخشايش و توبه قرارمى گيرد و هم درهاى بهشت پرطراوت و زيبا كه با كارهاى ناپسند مسدود ساخته اى به رويت گشوده مى شود. هم درهاى آتش دوزخى را كه بر روى خود گشوده اى بسته مى شود و هم آتشهاى شعله ورى كه تو را احاطه ساخته است ، به خاموشى مى گرايد.
    با توسّل عارفانه به حسين عليه السلام و با اقتداى به راه و رسم او، هم درجات والا كسب مى گردد و هم درجات ، والا، والاتر و بلند مرتبه تر مى شود و انسان به پرفرازترين قلّه شكوه و عظمت و به جايى كه فكرش را هم نمى كرد، پر مى كشد.








    سیری در احوالات عرفای بزرگ اسلامی { حاج شیخ جعفر شوشتری }
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 13-09-1395 در ساعت 16:00
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی ک
    ه سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************


  5. #45
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 61,273      تشکر : 56,238
    169,720 در 49,372 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض







    قسمت چهلم :




    اينك كه به رابطه خود و پروردگارت نگريستى و حقيقت عبادت خود در پيشگاه او را شناختى ، آگاه باش كه در پرتو نور وجود حسين عليه السلام ممكن است به همه ابعاد و اقسام عبادت و پرستش خدا، كه بدانها مخاطب شده اى ، نايل آيى و نيز ممكن است به بركت پيروى و اقتداى به او، به بالاترين مرتبه بندگى خدا برسى .
    خواهى گفت : چگونه و از چه راهى ؟
    پاسخ اين است : اينگونه و از اين راهها:
    1 هنگامى كه شما به زيارت عارفانه و عاشقانه حسين عليه السلام توفيق يابى به پاداش آن ، به مرتبه اى از مراتب بندگان گرامى او كه فرشتگانند، نايل خواهى آمد، چرا كه بلندى درجه و مقام آنان به خاطر مراتب عبادت و بندگى آنهاست و زائر حسين عليه السلام به نماز و تسبيح و تقديس فرشتگان تا روز رستاخيز بهره مند است .
    در روايات ، پاداش زائر آن حضرت فراتر از اين است و تصريح شده است كه فرشتگان تا روز رستاخيز به نيابت از او، بارگاه پيشواى محبوبش را زيارت مى كنند.و از اينجا پيام برخى روايات آشكار مى گردد كه مى فرمايد:
    (كسى كه حسين عليه السلام را عارفانه زيارت كند از بندگان گرامى خدا خواهدبود.)
    بنابراين ، در پرتو وجود حسين عليه السلام مى توان به مقام بندگى خدا رسيد و از بندگان گرامى او شد.
    2 اگر انسان به زيارت عارفانه او توفيق يابد، به درجه اى از درجات بندگان برگزيده خدا كه پيامبران هستند نايل خواهد شد، چرا كه برخى از اثرات و خواصّ و پاداش زيارت آن حضرت ، نوعى همنشينى با پيامبر و جانشينان او و متنعّم شدن به نعمتها و برخوردار شدن از مهر و دعاى خير آنان و همصحبت شدن و درود گفتن آنان به زائر حسين عليه السلام است ، كه در اين مورد روايات خواهد آمد.
    با اين بيان ، در پرتو اقتدا و توسّل به حسين عليه السلام مى توان به همنشينى بندگان برگزيده خدا مفتخر شد.

    3 در پرتو توسّل و اقتداى به آن حضرت ، مى توان به مرتبه اى از مراتب بندگان شايسته و خالص و باايمان و تقواپيشه و پارسا و خائف او، نايل آمد و نيز همانگونه كه مى توان در پرتو توسّل به او، به مراتب ودرجات همه بندگان خدا كه برشمرديم ، پركشيد. مى توان به پاداش انواع و اقسام عبادتها نيز همچون نماز، روزه ، زكات ، حجّ، عمره ، جهاد، مرزدارى ، انواع وقف و صدقه ، واجبات و مستحبّات و نيز پاداش برترين و بالاترين درجات نيّت پسنديده و پاداش عبادت يك عمر، بلكه عبادت همه روزگاران ، دست يافت .

    4 در پرتو وسايل نجات بخش آن حضرت ، مى توان به رتبه و مقام بندگان گناهكارى رسيد كه با توبه و بازگشت خالصانه به سوى خدا، به جايى اوج گرفتند كه مورد بخشايش او قرار گرفتند و به آنان خطاب شد كه :قُلْ يا عِبادِىَ الَّذينَ اَسْرَفُوا
    هان ! اى بندگان من كه بر زيان خويش اسراف كرده ايد، از رحمت خدا نوميد نشويد چرا كه او همه گناهان را مى بخشايد.

    و اين مقام با سوگوارى عارفانه بر حسين عليه السلام و زيارت خالصانه و عاشقانه او، حاصل مى شود؛ چرا كه اين دو، نه تنها باعث بخشايش گناهان گذشته انسان مى شود، بلكه گاه گناهان آينده را هم مى بخشايد و نه تنها موجب بخشايش گناهان پدر و مادر انسان مى گردد، بلكه گاه گناهان همه كسانى را كه دوست بدارى ،... كه روايات آن خواهدآمد.
    پيام تقوا
    دوّمين پيام خدا به بندگان اين است كه :يا اَيُّهَاالنّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ
    هان اى مردم ! از پروردگارتان پروا كنيد كه زلزله رستاخيز حادثه سهمگينى است .

    اين نداى الهى نيز، درست همانند نداى پيشين است كه مردم را به عبادت فرامى خواند و همانگونه كه نداى عبادت و خداپرستى سرلوحه برنامه هر پيامبر و عصاره محتواى هر كتاب آسمانى است ، اين نيز همانگونه است و داراى ابعاد و اقسامى است كه ثمره و نتيجه همه آنها اين است كه در روز رستاخيز به تقوا پيشگان خطاب مى گردد كه :يا عِبادِ لا خَوْفٌ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ
    هان اى بندگان من ! اينك نه بر شما ترسى خواهد بود و نه اندوهگين خواهيد شد.

    و طبق روايات به زائر عارف و عاشق حسين عليه السلام نيز همين گونه ندا خواهد رسيد كه روايات آن خواهد آمد.









    سیری در احوالات عرفای بزرگ اسلامی { حاج شیخ جعفر شوشتری }
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی ک
    ه سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************


  6. #46
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 61,273      تشکر : 56,238
    169,720 در 49,372 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض







    قسمت چهل ویکم :





    پيام انفاق
    نداى سوّم در مورد انفاق در راه خدا است .
    وَ اَنْفِقُوا فى سَبيلِ اللّهِ
    و بدين كار پسنديده با همه ابعاد و اقسامش ، از سير كردن گرسنگان تا سيراب ساختن تشنگان و پرداخت زكات و صدقات و كارهاى پسنديده ديگر، مى توان به بركت حسين عليه السلام توفيق يافت ، بلكه به فراتر از آنها مى توان نايل آمد كه جز در پرتو نور وجود او دست يافتن بدانها، ناممكن است ؛ براى نمونه :
    در پرتو توسّل عارفانه به حسين عليه السلام مى توان به پاداش ‍ پرشكوهى ، همانند پاداش سيراب ساختن اردوگاه توحيدى حسين در روز عاشورا دست يافت .
    در روايات آمده است كه :
    (هر كس در روز عاشورا، در كنار حرم او، تشنگان را سيراب سازد، همانند كسى است كه در روز عاشورا به اردوگاه حسين عليه السلام آب رسانده است .)
    اينك آيا دوست مى دارى كه اردوگاه تشنه آن حضرت را با اينكه عاشورا نيست و در كنار حرم او قرار ندارى ، سيراب سازى ؟
    فكل موضع يرى قبره آرى ! اگر شرايط جانسوز اردوگاه حسين عليه السلام را در انديشه ات مجسّم ساختى و بر بيدادى كه در راه حق و عدالت بر او رفت ، قلبت شعله ور شد، اينك سراى دلت حرم اوست و تو با اين سوگوارى خالصانه در حقيقت حسين عليه السلام و اردوگاه و خاندان و كودكانش را با قطرات زلال اشك ديدگانت ، سيراب ساخته اى .

    پيام جهاد

    نداى چهارم خدا به بندگان ، نداى جهاد است :
    وَ جاهِدُوا فِى اللّهِ حَقَّ جِهادِهِ
    در راه خدا آنگونه كه شايسته اوست ، جهاد كنيد.
    جهاد بر دو قسم است : جهاد اكبر و جهاد اصغر.
    پيروزمند در هر دو ميدان ، به راستى پيروز و قهرمان است و كشته ميدان جهاد اصغر، شهيد، ولى كشته ميدان جهاد اكبر بر خاك افتاده اى شكست خورده و مطرود و مردارى متعفّن خواهد بود.

    تو كه نه ، در راه حقّ به شرف شهادت نايل آمده ، نه دشمن را از پا در آورده اى و نه در ميدان پيكار با هواى دل مدال افتخار و قهرمانى گرفته اى تا پاداش آنها را دريافت دارى ؛ امّا ممكن است در پرتو نور وجود حسين عليه السلام با يك تحوّل عميق درونى و عملى ، به پاداش همه اينها دست يابى ؛ بدين صورت :
    1 هنگامى كه به راستى بااخلاص و عرفان ، شهادت به همراه حسين را آرزو نمايى و صادقانه رو به آستان مقدّس او آورى كه : (اى خداوندگار شهادت ! كاش من در روز جاودانه عاشورايت به همراهت بودم .) با اين حال و هواى ملكوتى به پاداشى همانند شهادت با او خواهى رسيد.

    و نيز هنگامى كه شاهكار بزرگ شهيدان راه عدالت و آزادى را در روز حماسه ساز عاشورا به راستى دوست بدارى و بر فداكارى آنان خشنود و به شركت در پيكار قهرمانانه به همراه آنان مشتاق باشى ، باز هم پاداشى چون پاداش آنان خواهى داشت . همانگونه كه جابر در برابر قبر مطهّرش گفت : (گواهى مى دهم كه ما در نبرد قهرمانانه اى كه شما در آن گام نهاديد، با شما شركت داشتيم .)

    3 و نيز هنگامى كه شب عاشورا، حسين عليه السلام را با عرفان و اخلاص زيارت كنى و در كنار مرقد پاكش تا بامداد، شب زنده دارى و عبادت خداى او كنى ، چنانى كه گويا با پيكرى به خون آغشته خدايت را ملاقات نمودى و به پاداشى همانند پاداش ‍ كسى دست خواهى يافت كه به همراه پيشواى شهيدان به شهادت رسيده است .

    4 اينگونه ارادت عارفانه و خالصانه بر حسين عليه السلام از نظر پاداش ، سرآمدِ جهاد در راه خداست ، چرا كه در ميدان جهاد، گاه براى مجاهد در راه حقّ شهادت ارزانى مى گردد و گاه نمى گردد، امّا در آستان پرفيض حسين عليه السلام هم پاداش جهاد خواهد بود و هم پاداش شهادت در راه خدا و هم پاداش به خون آغشته شدن در راه او.

    5 و سرآمد همه پاداشها، اين است كه به خون غلطيدن در راه حقّ براى هر شهيدى تنها يكبار ميسّر است و طبيعى است كه پاداش ‍ آن هم يكبار خواهد بود، امّا در آستان حسين عليه السلام مى توان در پرتو ايمان و اخلاص و هدف بلند، بارها و بارها به اين پاداش ‍ پرشكوه دست يافت .









    سیری در احوالات عرفای بزرگ اسلامی { حاج شیخ جعفر شوشتری }
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی ک
    ه سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************


  7. #47
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 61,273      تشکر : 56,238
    169,720 در 49,372 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض







    قسمت چهل ودوم :





    پيام هشدار دهنده


    پنجمين نداى خدا به بندگان اين است كه آنان را به فراهم آوردن زاد و توشه و عمل صالح فرا مى خواند، به زاد و توشه معنوى ، اخلاقى ، عبادى ، فرهنگى و انسانى .
    ... وَ تَزَوَّدُوا فَاِنَّ خَيْرَ الزّادِ التَّقْوى
    و به آنان هشدار مى دهد كه زاد و توشه اى در خور سفر رستاخيز برگيريد و يادآورى مى كند كه بهترين و نيكوترين زاد و توشه آن است كه هم پاك و پاكيزه باشد و هم انسان را سريعتر و بهتر به هدف برساند وزيارت عارفانه و هدفدار حسين عليه السلام براى اين سفر پرخطر، زاد و توشه پر بار و پاكيزه اى است ؛ چرا كه در هر منزلگاهى از منزلگاههاى عالم برزخ و جهان ديگر، سودمند و نجات بخش است و توشه پاكيزه و پاكى است كه سرآمد هر زاد و توشه اى است .
    پاداش زيارت حسين عليه السلام نه تنها براى خود انسان توشه راه است ، بلكه براى ديگران نيز رهايى بخش است ؛ چرا كه زائر عارف او، گاه به مقامى اوج مى گيرد كه مى تواند دست هر كه را دوست داشت بگيرد و او را از آتش سوزان دوزخ نجات بخشد.

    قرض الحسنه يا وام نيكو
    ششمين نداى خدا به بندگانش اين است كه آنان را به تعاون و همكارى و ايثار وفداكارى در حق يكديگر فرا مى خواند و آن را وام نيكو و قرض الحسنه دادن به خدا عنوان مى كند:
    ... وَ اَقْرِضُوا اللّهَ قَرْضاً حَسَناً
    و توسّل به حسين عليه السلام وام نيكويى به خدا و پيامبر و على و دخت گرانمايه پيامبر، فاطمه و حسن و خود حسين عليهم السلام است و روشن است كه قرض الحسنه دادن به هر كدام از اين بندگان برگزيده خدا، پاداشى مضاعف و چند برابر كه شمارش آن را تنها خدا مى داند، خواهد داشت .


    تو كه نه ، در راه حقّ به شرف شهادت نايل آمده ، نه دشمن را از پا در آورده اى و نه در ميدان پيكار با هواى دل مدال افتخار و قهرمانى گرفته اى تا پاداش آنها را دريافت دارى ؛ امّا ممكن است در پرتو نور وجود حسين عليه السلام با يك تحوّل عميق درونى و عملى ، به پاداش همه اينها دست يابى ؛ بدين صورت :
    1 هنگامى كه به راستى بااخلاص و عرفان ، شهادت به همراه حسين را آرزو نمايى و صادقانه رو به آستان مقدّس او آورى كه : (اى خداوندگار شهادت ! كاش من در روز جاودانه عاشورايت به همراهت بودم .) با اين حال و هواى ملكوتى به پاداشى همانند شهادت با او خواهى رسيد.

    و نيز هنگامى كه شاهكار بزرگ شهيدان راه عدالت و آزادى را در روز حماسه ساز عاشورا به راستى دوست بدارى و بر فداكارى آنان خشنود و به شركت در پيكار قهرمانانه به همراه آنان مشتاق باشى ، باز هم پاداشى چون پاداش آنان خواهى داشت . همانگونه كه جابر در برابر قبر مطهّرش گفت : (گواهى مى دهم كه ما در نبرد قهرمانانه اى كه شما در آن گام نهاديد، با شما شركت داشتيم .)

    3 و نيز هنگامى كه شب عاشورا، حسين عليه السلام را با عرفان و اخلاص زيارت كنى و در كنار مرقد پاكش تا بامداد، شب زنده دارى و عبادت خداى او كنى ، چنانى كه گويا با پيكرى به خون آغشته خدايت را ملاقات نمودى و به پاداشى همانند پاداش ‍ كسى دست خواهى يافت كه به همراه پيشواى شهيدان به شهادت رسيده است .

    4 اينگونه ارادت عارفانه و خالصانه بر حسين عليه السلام از نظر پاداش ، سرآمدِ جهاد در راه خداست ، چرا كه در ميدان جهاد، گاه براى مجاهد در راه حقّ شهادت ارزانى مى گردد و گاه نمى گردد، امّا در آستان پرفيض حسين عليه السلام هم پاداش جهاد خواهد بود و هم پاداش شهادت در راه خدا و هم پاداش به خون آغشته شدن در راه او.

    5 و سرآمد همه پاداشها، اين است كه به خون غلطيدن در راه حقّ براى هر شهيدى تنها يكبار ميسّر است و طبيعى است كه پاداش ‍ آن هم يكبار خواهد بود، امّا در آستان حسين عليه السلام مى توان در پرتو ايمان و اخلاص و هدف بلند، بارها و بارها به اين پاداش ‍ پرشكوه دست يافت .









    سیری در احوالات عرفای بزرگ اسلامی { حاج شیخ جعفر شوشتری }
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی ک
    ه سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************


  8. #48
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 61,273      تشکر : 56,238
    169,720 در 49,372 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض







    قسمت چهل وسوم :





    پيام زندگی

    هفتمين نداى خدا به بندگان اين است كه مى فرمايد:
    يا اَيُّهَا الَّذينَ امَنُوا اسْتَجيبُوا لِلّهِ
    اى كسانى كه ايمان آورده ايد، هنگامى كه خدا و پيامبرش شما را به چيزى فرامى خوانند كه به شما زندگى مى بخشد، به دعوت آنان پاسخ مثبت دهيد.
    و پيامبر گرامى در رابطه با حسين عليه السلام ما را به توسّل و اقتداى به او و راه ورسم زندگى ساز او فرا خواند از آن جمله :
    به محبّت و مهر به او.
    يارى رسانى به اهداف بلند و آرمان والاى او.
    به سوگوارى شايسته و بايسته بر او.
    و به زيارت عاشقانه و عارفانه او.
    بر ماست كه اجابت كنيم .
    آيا در انديشه فردا هستى ؟

    ... وَ قَدِّمُوا لاِنْفُسِكُمْ
    اين حيوان باوفا در تشنگى صاحبش بدو تأ سّى جست و روز عاشورا هنگامى كه امام حسين عليه السلام پس از پيكار شديد و قهرمانانه اى ، ستونهايى از سپاه اموى را درهم شكست و به آب دست يافت ، اين حيوان نيز لب بر آب نهاد، امّا منتظر بود كه نخست صاحبش بنوشد. آن حضرت خطاب به آن حيوان فرمود:
    (تو تشنه اى و من نيز تشنه ، خداى را سوگند تا تو آب ننوشى من نخواهم نوشيد.)
    حيوان سرش را بلند كرد بدين معنا كه ، تا تو ننوشى من نمى نوشم .
    امام حسين عليه السلام فرمود: (بنوش ! من هم مى نوشم .)
    آنگاه دست مبارك ، به سوى آب گشود تا بنوشد كه سپاه شوم اموى به سوى خيمه ها هجوم برد و آن حضرت آب را ريخت و براى دفاع از حرم خدا و پيامبر به عجله از شريعه خارج شد.
    آرى ! اين حيوان حقّ شناس به اراده الهى از بيدادگرى سپاه اموى ناله جانسوز سر داد و فرياد مظلوميّت و دادخواهى او را، از شقاوت كسانى كه فرزند پيامبر خويش را به جرم دفاع از حقّ و عدالت به خاك و خون كشيدند، طنين افكن ساخت و در حالى كه پس از شهادت او از آن حضرت دفاع مى كرد خبر شهادتش را به خاندانش آورد.
    و نيز شتر ويژه پيامبر به آن حضرت اختصاص يافت ، كه روز عاشورا بر آن نشست و براى دشمن سخن گفت . آن گاه دستور داد حيوان را به جايگاه خود بردند و تا شهادت امام حسين عليه السلام آنجا بود. امّا، پس از انتشار خبر شهادتش اين حيوان آنقدر سرش را بر زمين كوبيد كه جان داد.










    سیری در احوالات عرفای بزرگ اسلامی { حاج شیخ جعفر شوشتری }
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 25-09-1395 در ساعت 03:57
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی ک
    ه سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************


  9. #49
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 61,273      تشکر : 56,238
    169,720 در 49,372 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض







    قسمت چهل وچهارم :





    مسابقه به سوى بخشايش خدا

    نهمين نداى خدا به بندگان اين است كه :وَ سارِعُوا اِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ
    به سوى بخشايشى از پروردگارتان و بهشتى كه گستره آن آسمانها و زمين است ، بشتابيد.
    و نيز اين نداى ملكوتى است كه :
    ... فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ
    هان اى انسانها! به سوى نيكيها بشتابيد.
    و با شتافتن به كوى حسين عليه السلام سريعترين بخشايش ‍ حاصل خواهد آمد، چرا كه در سوگوارى بر اوست كه به مجرّد حلقه زدن اشك محبّت و معرفت در چشم ، همه گناهان انسان مورد بخشايش قرار مى گيرد.
    نيايش
    دهمين نداى خدا به بندگان اين است كه : آنان را به دعا و نيايش و راز و نياز فرامى خواند و مى فرمايد:
    اُدْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَخُفْيَةً
    پروردگارتان را به زارى و در نهان بخوانيد.
    و انسان با توسّل عارفانه به حسين عليه السلام خدا را بر هر خواسته شرعى و عقلى ، بخواند به ثمره دعايش خواهد رسيد و با زيارت او مشمول دعاى پيامبر و على و فاطمه و حسن و ساير امامان نور عليهم السلام و فرشتگان نيز خواهد شد.
    در روايت ديگرى است كه زائر آن حضرت ، بر چيزى گام نمى نهد جز اينكه آن پديده او را دعا مى كند و هنگامى كه فردى آن حضرت را زيارت كند و از جانب نياى بزرگ و پدر گرانقدرش بر او سوگوارى نمايد، مشمول دعاى آنان و خود او نيز خواهد شد.
    امام صادق عليه السلام در زمان حيات خويش ، سجده كنان و گريان
    كسى را كه چهره بر تربت حسين عليه السلام مى نهد،
    كسى را كه بر او اشك مى ريزد،
    و كسى را كه در سوگ او شيون مى كند،
    همه را دعا مى فرمود.







    سیری در احوالات عرفای بزرگ اسلامی { حاج شیخ جعفر شوشتری }
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی ک
    ه سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************


  10. #50
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 61,273      تشکر : 56,238
    169,720 در 49,372 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض







    قسمت چهل وپنجم :





    به يارى حق بپاخيزيد

    يازدهمين نداى خدا به بندگان اين است كه :... كُونُوا اَنْصارَ اللّهِ
    هان اى كسانى كه ايمان آورده ايد، يار خدا باشيد.
    روشن است كه خدا بزرگتر و والاتر از آن است كه نياز به يارى داشته باشد، از اين رو منظور از يارى خدا، يارى دوستان او و دين اوست .
    و هرگاه اَ بَرمردى از دوستان او كه درراه حقّ و عدالت مظلوم وتضعيف گرديده است ، مورد حمايت و يارى قرار گيرد، در حقيقت خدا و دين او يارى شده و به دستور او عمل شده است .
    امام صادق عليه السلام مى فرمود:
    بابى المستضعف الغريب
    پدرم به قربان آن بزرگ مرد حق و عدالت كه مستضعف و غريب و بى يار و ياور مانده بود.
    از اين رو زيارت آن حضرت و گريه هدفدار بر او و برپا ساختن مجالس سوگوارى بر او، نوعى يارى او و اهداف بلند و عدالت خواهانه اوست و آرزوى يارى و پيروزى راه و رسم توحيدى او نيز نوعى يارى هدف و آرمان والا و بشر دوستانه اوست ؛ چرا كه فضايل و امتيازاتى را كه خداوند به او ارزانى داشته است ، در حقيقت هر كدام پاداشى است در برابر عمل بزرگ و شاهكار جاودانه او.
    پاسخ مثبت به پيامبر
    دوازدهمين نداى خدا به بندگان اين است كه مى فرمايد:
    ... اَجيبُوا داعِىَ اللّهِ
    نداى دعوت كننده اى را كه از جانب خداست ، پاسخ مثبت دهيد.
    و دعوت خدا همان دعوت انسان ساز پيامبر است كه به اسلام فرامى خواند و حسين عليه السلام نيز در پى دعوت او مردم را به سوى ايمان و عمل شايسته فرا خواند و دعوت ايمان را آشكار ساخت و واقعيّت زشت و نفرت انگيز حكومت سياهكارى را كه به ضرب زر و زور و فريب خود را به عنوان حكومت خدا و پيامبر و حكومت اسلامى به خورد ساده دلان مى داد، برملا و مردم را روشن و بيدار ساخت .







    سیری در احوالات عرفای بزرگ اسلامی { حاج شیخ جعفر شوشتری }
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی ک
    ه سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************


صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •