آشتی با خدا از طریق آشتی با خود راستین سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
آشتی با خدا از طریق آشتی با خود راستین
صفحه 7 از 7 نخستنخست ... 34567
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 64 , از مجموع 64
  1. #61
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 61,273      تشکر : 56,238
    169,720 در 49,372 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض









    عبور از دنیا، شرط آشتی با خدا

    پیامبر(ص) و ائمه‌ معصومین(ع)در راستای فاصله گرفتن از دنیا و نجات خود از ناخود، كمك زیادی به ما كرده و تذکرات مفیدی داده‌اند که بنده یکی از آن تذکرات جامعی را که علی(ع) فرموده‌اند با این که کمی طولانی است عرض می‌کنم به امید آن که با تدبر بر روی آن بتوانیم برنامه‌ی کاملی در مورد موضع‌گیری خود نسبت به دنیا به دست آوریم. امام علی(ع) فرمودند:
    ای مردم من شما را از گرایش به دنیا باز می‌دارم، دنیا شیرین و پر زرق و برق است، دنیا با شهوت ها و هوس‌ها در هم آمیخته و به خاطر این‌كه نفع آن زود بدست می آید مورد محبت قرار می‌گیرد و با آمال و آرزوها آباد می شود و با غرور و مكر و فریب خود را زینت می‌دهد.

    نعمت های دنیا پایدار نیست و مصیبت هایش از بین نمی‌رود، دنیا مكار و فریبنده است و همواره زیان می‌رساند، دنیا بین انسان و حق حائل می‌گردد، زندگی دنیا پایان پذیر و فانی شدنی می‌باشد، دنیا تمام می‌گردد و از هم متلاشی می شود، دنیا خورنده آدمیان و نابودكننده آنان می‌باشد، كسانی كه به دنیا رسیده اند و به منتهای آرزوهای خود نائل گشته اند و در آن حال از از اوضاع و احوال خود راضی می‌باشند، ناگهان زندگی عوض می شود و اوضاع بر می‌گردد و دنیا آن ها را واژگون می‌كند و نمی‌گذارد از زندگی لذت برند و خوش باشند.

    ... دنیا در روز خود را می آراید و به تو نزدیك می شود و شب هنگام چهره بر می‌گرداند و خود را ناشناس جلوه می‌دهد، اگر یك طرف دنیا شیرین و گوارا می‌باشد طرف دیگرش زشت و تلخ و بیماری زا خواهد بود. اگر انسانی از خرمی دنیا لذت ببرد و دمی بیاساید از سوی دیگر مصیبت هائی پیش می آید كه آدمی را خسته و كوفته می‌كند، دنیا فریبنده است و هر چه در آن وجود دارد نیز فریب دهنده می‌باشد.

    ...از زاد و مال دنیا فقط تقوی و پرهیزكاری سود دارد و آدمیان را نجات می‌دهد. هركس به اندكی از مال دنیا قناعت كند از زیادی گناهانْ خود را حفظ می‌كند، و هر كس مال به‌دست آورد مال در دست او نخواهد ماند و فانی خواهد شد، چه افرادی به دنیا اعتماد كردند ولی دنیا آن‌ها را به مصیبت گرفتار كرد و چه اشخاصی كه به آن اطمینان پیدا نمودند ولی دنیا آن‌ها را بر زمین افكند.

    ... آیا شما در جای گذشتگان زندگی نمی كنید ... شما خود مشاهده كردید دنیا برای كسانی كه خود را به آن نزدیك می‌كنند خویشتن را به ناشناسی می‌زند، آن‌هائی كه همه‌چیز را فدای دنیا كردند و خود را در اختیار آن گذاشتند در آن هنگام كه می‌خواستند از دنیا برای همیشه بروند دنیا با آن ها چه رفتاری كرد. مگر دنیا جز ناراحتی و سختی، زادی در اختیار آن‌ها گذاشت؟ آری دنیا آن‌ها را در جای تنگی قرار داد و به جای روشنائی، محل تاریكی در اختیار آن ها نهاد و آنان را سرانجام تحویل دوزخ داد و گرفتار آتش نمود، شما برای این دنیا ایثار می‌كنید یا در روی آن زندگی می‌نمائید و یا به آن اطمینان دارید.

    ... دنیا بد خانه ای است برای كسانی كه خود را به آن آلوده كنند و از آن نترسند، هنگامی كه دنیا را در اختیار خود گرفتید بیاد بیاورید روزی كه آن را از دست داده اید.

    آیا خودتان را مانند گذشته ها تصور نكردید و گذشتگان را مانند كسانی كه قبل از آن‌ها بودند به یاد نیاوردید گروهی بعد از گروهی می‌آیند و می‌روند و ملتی بعد از ملتی آمدند و رفتند و قرن ها پس از یك دیگر سپری شدند و مردم پشت سر هم در دنیا زندگی كردند و رفتند.

    ... دنیا همان گونه می‌باشد كه خداوند آن را چنین وصف كرده: «لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِینَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَیْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ»(87) دنیا همه اش بازی و سرگرمی است و آدمی به زینت های آن دل‌خوش می‌كند و به اقران خود فخر می‌فروشد و بر تعداد فرزندان و مال خود می‌افزاید.

    شما در دنیا از كسانی كه خانه ها را می‌ساختند عبرت بگیرید آن ها جاهائی محكم و استوار درست می‌كردند تا جاودانه نگه‌داردشان، می‌گفتند: كدام افراد از ما نیرومندتر می باشند و قوت آن‌ها زیادتر می‌باشد.

    شما از كسانی كه با شما برادر بودند و به طرف قبرها حمل شدند عبرت بگیرید آن‌ها را بدون این‌كه خود بخواهند سوار كردند و بر تابوت روی دوش خود قرار دادند و در خانه هائی كه مهمان نشده بودند فرود آمدند. برای آن‌ها در میان خاك ها خانه ساختند و آن ها را از انظار پنهان كردند و با مرده ها همسایه نمودند.
    آدمی در طول زندگی خود همواره مایل به دنیا بوده و دنبال عطایای آن، رشته مرگ گریبان او را گرفته و تلخی مرگ را به او چشانیده است. مرگ گریبان او را می‌گیرد و به تنگی قبر می‌برد، او در گورش در وحشت زندگی می‌كند و در همسایگی مردگان به‌سر می‌برد و جای خود را بالعیان می‌نگرد و پاداش اعمال خود را در می‌یابد آنها به گذشتگان ملحق می‌گردند و مراجعتی ندارند.

    مردم در قبرها در گرو اعمال خود می‌باشند، هر كاری كه در دنیا كرده اند پاداش آن را خواهند یافت، كارهای آن‌ها در دنیا و آنچه انجام داده اند ثبت و ضبط شده و برای روز حساب آماده می‌شوند، بدا به حال آن‌هائی كه ظلم كرده اند.(88)

    شرط آشتی با خدا و آشناشدنِ دل با نور پروردگار آن است که آن‌چه حجاب جان ما و خداوند است از میان برخیزد و مهم‌ترین حجاب‌ها دنیا است و امام‌علی(ع) زوایای دقیق دنیا را در خطبة فوق مطرح فرمودند، حال با چنان بصیرتی به این آیه از قرآن توجه کنید که می‌فرماید:«وَلَا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْكَ إِلَی مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَیَاةِ الدُّنیَا لِنَفْتِنَهُمْ فِیهِ وَرِزْقُ رَبِّكَ خَیْرٌ وَأَبْقَی»(89)

    ای پیامبر! چشمت را به سوی آن بهره‌هایی که به کفار می‌دهیم مکش، آن‌ها شکوفه‌های زودگذری است که قبل از به میوه رسیدن می‌رود، با این بهره‌های دنیایی آن‌ها را امتحان می‌کنیم، ولی رزق پروردگار تو بهتر از این بهره‌های دنیایی و پایدارتر از این‌ها است.

    عنایت بفرمایید خداوند برای ما روشن کرده که به اهل دنیا مقداری از دنیا را می‌دهد تا امتحانشان كند. می‌فرماید: متاع دنیا مانند شكوفه است كه خیلی زود از بین می‌رود. می‌فرماید: رزق پروردگارت را بخواه كه هم بسیار بهتر از این رزق‌‌‌ها است و هم پایدار است.

    این توصیه‌ها می‌خواهد بفرماید بیرون تو، تو را از «خودت» نگیرد وگرنه در ابدیتِ خود با وجودِ خالی خود رو به‌رو می‌شوی. آن‌جا که خودت هستی و «خودت»، ‌مواظب باش با مشغول شدن به مظاهر بیرونی خالی نباشی. گفت:

    ویسه و معشوق هم در ذات تو است
    وین برونی‌ها همه آفات تو است
    پس باید متوجه باشیم که:
    راه لذّت از درون دان نز برون
    ابلهی دان جستن قصر و حصون






    آشتی با خدا از طریق آشتی با خود راستین
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی ک
    ه سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************


  2. #62
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 61,273      تشکر : 56,238
    169,720 در 49,372 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض









    اساس ریاضت‌ها


    حال که معلوم شد خداوند، در موقع خواب و در موقع مرگ انسان را از توجه به بدن و به‌طور كلی محسوسات - یعنی از «بیرون» انسان- خارج می‌كند و او را به درون «خود»ش بر می‌گرداند. پس هر قدر كه انسان بیشتر از «بدن» خود فاصله بگیرد، بیشتر نزد «خود»ش خواهد بود. این نكته مادرِ همة ریاضت‌ها است. و تا کسی خود را از بیرون خالی نکند و به خود نیاید، حتی در موقعی که بخواهد با خود خلوت داشته باشد همان فرش و مدرك و پز و قیافه را همراه خود دارد، تا درون خود را نورانی نکرده باشد حتی اگر به کوه و دشت و جنگل برود و بخواهد ریاضت بكشد، هیچ نفعی نمی‌برد؛ چون او فرش و خانه و لباسِ آخرین مد و فكل و پُز را هم با «خود»ش به کوه و جنگل برده است. مولوی در این رابطه می‌گوید:

    می‌گریزم تا رگم جنبان بود
    کی فرار از خویشتن آسان بود
    نی به هند است ایمن و نی در یمن
    آن‌که خصم اوست سایه خویشتن


    انسان ابتدا باید خیالات دنیایی را از «خود» دور كند به طوری كه دیگر خیالات بر روح او حكومت نداشته باشند، و گرنه هر جا هم كه برود آن «خودِ» پوچ و پوک که از معنویات خالی است با اوست! و درست در جایی که به او امر می‌شود خودت صحیفه‌ی جان خود را بخوان، می‌بیند هیچ چیزی از معنویت با خود ندارد، مگر مجموعه‌ای از خیالات پوچ که پوچی آن‌ها آن‌جا به خوبی پیدا می‌شود، و این در حالی است که نمی‌تواند از آن‌ها فرار کند. به عبارت دیگر اولین شرط ریاضت و تنها بودن این است كه «قلب» انسان، طویله دنیا نباشد! گفت:

    چون خیالی آمد و در تو نشست
    هرکجا که می‌گریزی با تو هست
    تو نتانی زان خیالت وارهی
    یا بخسبی تا از آن بیرون جهی


    در حقیقت، ریاضت به معنی آن است كه انسان، از «دنیا» خالی شود و به ابعاد نورانی «خود»ش که راه ارتباط با خدا است توجه كند. این‌كه توصیه شده انسان روزه بگیرد برای همین است كه تعلق نفس به «دنیا» و به «بیرون» كم شود و به «اصل خود»ش یعنی به «امام» و در نهایت به خدا برگردد. تا در نماز با گفتن «الله‌اکبر» همه حواس متوجه کبریائی پروردگار گردد و کوچک‌ها برایش بزرگ جلوه نکند و توجه او از «بیرون» كم شود و به باطن بیکرانه «خود»ش جلب گردد. گفت:

    اول قدم آن است كه او را یابی
    آخر قدم آن است كه با او باشی


    كل زندگیِ دنیایی برای همین است که انسان در ابتدا «خدا» را بیابد و سپس با «خدا» زندگی كند. اگر «دل» انسان، معرفتی صحیح پیدا نكند و دارای «عقیده» و «اخلاق پاكی» که منجر به «عمل نیك» می‌گردد، نشود، انسان «خالی» و «پوچ» و «هیچ» است. چه بسیار به جا می‌فرماید:

    ای برادر تو همه اندیشه ای
    مابقی تو استخوان و ریشه ای
    گر بود اندیشه ات گل، گلشنی
    ور بود خاری، تو هیمه گلخنی


    مرحوم محی‌الدین‌الهی قمشه‌ای«(ره)» استاد حوزه و دانشگاه بودند. آیت‌الله‌جوادی‌آملی و آیت‌الله‌حسن‌زاده‌آملی« حفظهما‌الله» در تهران، پای درس ایشان می‌رفته‌اند. در شرح حال این مرد بزرگ که به واقع معارف و علوم اسلامی را خوب فهمیده بودند آمده است كه ایشان در آخر عمر، همه كتاب‌هایشان را به كتابخانه دانشگاه هدیه كردند. فقط چند كتاب مثل «قرآن» و «مفاتیح الجنان» «نهج البلاغه» و «صحیفه سجادیه» و «فتوحات مكیه» ابن عربی را برای خود نگه داشتند. زیرا به جایی رسیدند که خواهند گفت:

    مرا به هیچ کتاب دگر حواله مکن
    که من حقیقت خود را کتاب می‌دانم


    این طور توانسته بودند در خود سیر کنند و عملاً کتاب‌هایی هم که نگه داشتند آن‌هایی است که انسان از طریق آن‌ها به حقیقت خودش متذکر می‌شود، پس:

    اول قدم آن است كه او را یابی
    آخر قدم آن است كه با او باشی


    انسان در ابتدا باید معارف الهیه را بیاموزد و سپس «قلبش» را متذکر آن‌ها بکند و از این به بعد با آن‌ها به سر برد وگرنه «خالی» خواهد ماند. بعد از آن‌که قلب متذکر معارف الهیه شد، البته «ریاضت» و «تنهایی» توجه به آن حقایق را شدید می‌کند و هر چه بیشتر نور آن حقایق جان انسان را پر می‌کند. آری «تنها» بودن خوب است اما نه برای جوانی كه هنوز معارف الهی در قلب او تثبیت نشده و هنوز اسیر خیالات است. در این هنگام اگر جوان به یك غار هم برود باز هم «تنها» نیست چون خیالات خودش را هم با «خود» به آن‌جا برده است. تنها كسی می‌تواند در «تنهایی» با «خدا» زندگی كند كه «معارف الهی» در «قلب» او تثبیت شده باشد. چنین کسی وقتی در کنار افراد هم باشد، در تنهایی خودش به سر می‌برد هر چند در کنار تنِ افراد باشد، گفت:

    بود مرد تمامی آن كه از تن ها نشد تنها
    به تنهایی بود تن ها و با تن ها بود تنها(90)






    آشتی با خدا از طریق آشتی با خود راستین
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی ک
    ه سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************


  3. #63
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 61,273      تشکر : 56,238
    169,720 در 49,372 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض









    چگونگی نزدیکی به خود

    عرض شد كه انسان فقط «خود»ش است و در قیامت به «خود»ش بر می‌گردد و به او می‌گویند: «إقْرَأْ كَتَابَكَ كَفَی بِنَفْسِكَ الْیَوْمَ عَلَیْكَ حَسِیبًا»؛(91) ای انسان کتاب خود را بخوان، که خودِ تو برای ارزیابی خودت کافی هستی.
    وقتی كه انسان به «خود»ش برگشت، «خود» او می‌تواند در آن شرایط پذیرای خود باشد و یا ضد خود باشد. اگر انسان در دنیا با رعایت دستورات شریعت، مطابق فطرتش زندگی كرده باشد، به «خود حقیقی»اش نزدیك بوده و هنگام رجوع به قیامت طالب و پذیرای خود می‌باشد. اما اگر در دنیا با غرایزش زندگی كرده باشد و به «خود غیر حقیقی»اش پرداخته باشد، در قیامت و هنگام رجوع به «خود»، فطرتش ضد اوست! برای تقریب به ذهن می‌توان حالات متفاوت دو انسان در عصر جمعه را همان‌طورکه قبلاً عرض شد مثال زد: اگر كسی در یك روز جمعه با غرایزش زندگی كند عصر كه می‌شود از «خود»ش بدش می‌آید، اما اگر همان فرد در جمعه دیگری مطابق با فطرتش زندگی كند عصر كه می‌شود فطرتش از او راضی است و پذیرای خودش می‌باشد. عین همین حالت برای عصر زندگی دنیایی انسان صادق است، در قیامت هم كسی كه در دنیا مطابق فطرتش زندگی كرده باشد، وقتی كه نزد «خود»ش می‌رود خوشحال است، اما كسی كه با غریزه و با «غیر خود»، با خلأها و سراب‌ها زندگی كرده باشد وقتی كه به «خود» رجوع می‌كند با «خلأ» رو به رو می‌شود، از «خود»ش فراری می‌شود و دیگر فایده‌ای هم ندارد!

    همه ریاضت‌ها در این دنیا به خاطر آن است كه انسان از «بیرونی ها» دست بردارد و به «خود»ش نزدیك شود.
    هر چقدر كه انسان از حکومت «بدنش» بیشتر فاصله بگیرد، بیشتر نزد «خود»ش است و با «خود»ش است. البته درست است که انسان در برزخ با خودش است ولی نسبت به قیامت هنوز كاملاً با «خود»ش نیست. تنها پس از اقامه شدن میزان است كه انسان، تماماً نزد «خود»ش خواهد بود و از آن به بعد، تا ابد با خودش - با آن‌همه بیكرانگی- به سر می‌برد. در آن هنگام دیگر «خود» انسان است و «خود»ش! تا ابد هم با «خود»ش است.

    در برزخ، بعضی از مؤمنینی را كه مقداری ناخالصی دارند عذاب مختصری می‌دهند تا تعلقات دنیایی آنها قطع شود و در یوم‌الحساب، اذیت نشوند، اما عده‌ای كه به جای پرداختن به عمق جان «خود»، به غرایز و «دنیا» پرداخته‌‌اند در یوم‌الحساب كه با «خود»شان رو به رو می‌شوند با «خلأ» مواجه می‌گردند؛ از درون این‌ها آتش می‌جوشد و «جانشان» را اشغال می‌كند. قرآن در مورد آن‌ها می‌فرماید:«نَارُ الله الْمُوقَدَةُ، الَّتِی تَطَّلِعُ عَلَی الْأفْئِدَةِ، اِنَّهَا عَلَیْهِم مُّوءْصَدَةٌ، فِی عَمَدٍ مُمَدَّدَةِ»(92)آتشی که خدا برمی‌افروزد، آتشی که از قلب‌ها بیرون می‌آید و طلوع می‌کند، آن‌ها را در ستون‌های ممتد احاطه می‌کند. ‌

    در این دنیا انسان به تمام معنا نزد «خود»ش نیست و می‌تواند به «بیرون» از «خود»ش هم توجه كند. به همین دلیل در این دنیا اگر كسی از دست خودش اذیت شود می‌تواند از «خود»ش فرار كند مثلاً می‌تواند با كسی صحبت كند، چیزی بخورد و از «خود»ش غافل شود. اما وقتی كه انسان از دنیا برود دیگر به هیچ عنوان نمی‌تواند از «خود»ش فرار بكند. به خصوص پس از «یوم‌الحساب»، دیگر «خود» انسان است و «خود»ش و تا ابد هم همان است! در آن هنگام اگر «خود» انسان، نورانی نباشد و خودش، «خود» را نپسندد برای او بسیار مشكل است. فهم این نكته فكر بسیار می‌طلبد. گفت:

    ب
    ر در یاران تهی دست ای فتی
    هست چون بی گندمی در آسیا
    حق تعالی خلق را گوید به حشر
    ارمغان كو از برای روز نشر
    جئتمونا و فرادی بی نوا
    هم بدان سان كه خلقناكم كذا
    هین چه آوردید دست آویز را
    ارمغانی روز رستاخیز را
    یا امید باز گشتنتان نبود
    وعده ی امروز باطلتان نمود

    در هنگامی كه قرآن می‌فرماید: «وَ وَجَدُواْ مَا عَمِلوُ حَاضِراً»(93) آنچه كرده‌اند را حاضر می‌بینند. خداوند به ما كمك كند و توفیق دهد تا آنچه را در قیامت می‌بینیم غذای روحمان باشد، نه آتش جانمان! و هم‌اکنون با هرچه بیشتر آزادشدن از بیرونی‌ها ، جان خود را پاک نگهداریم.
    «والسلام علیكم و رحمةالله و بركاته»





    آشتی با خدا از طریق آشتی با خود راستین
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی ک
    ه سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************


  4. #64
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 61,273      تشکر : 56,238
    169,720 در 49,372 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض









    جلسه ششم - انسان؛ وسیع تر از ماده و مادیات


    بسم الله الرحمن الرحیم
    در جلسه قبل عرض شد هر اندازه انسان از بدن خود فاصله بگیرد، بیشتر با «خود» آشنا می‌شود و بیشتر با «خود» زندگی می‌كند، و باید طوری خود را به خداوند متصل گرداند كه در یوم‌الحساب با از بین رفتن حجاب‌ها و ظهور فطرت که فقط «خود» انسان برای خودش می‌ماند، با خودی روبه‌رو نشود که سخت از خود بیزار باشد.

    قرآن می‌فرماید: «كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِینَهٌ»(94) هر انسانی در رهن چیزهایی است كه كسب كرده است. یعنی حدّ هر انسانی به وسیله اعمالش تعیین می‌گردد.
    باید روی این موضوع كه «انسان با فاصله گرفتن از بدن، بیشتر پیش «خود»ش است» فكر كرد تا اولاً؛ جایگاه دستورات پروردگارش را بشناسد. ثانیاً؛ بتواند به بهترین نحو آن دستورات را به کار گیرد. برای این‌كه انسان، بیشتر به «خود»ش بیاید به او توصیه كرده‌اند كه هنگام عبادت با حضور قلب و آزاد از دغدغه‌های دنیایی، به جای خلوتی برود، تا چیزی كه او را به خودش جذب كند وجود نداشته باشد، و راحت‌تر خود را بنگرد و از طریق هستِ خود بتواند با خدای عالَم ارتباط برقرار كند. چون در عالم وجود، «خودِ» انسان، «هستی»ای است كه به «هست مطلق» وصل است و اگر از «بیرونی»ها آزاد شود، این اتصالِ وجودی «خود» را می‌تواند حفظ کند.

    عمده آن است كه انسان از اتصّال وجودی بین خود و خدا غافل نشود. نیاز نیست برای اتصال به حضرت رب‌العالمین کاری بکند، کافی است موانع این اتصّال را برطرف کند تا آن اتصال از بین نرود. مثل انعکاس نور خورشید در اطاق است که کافی است پرده‌ای در بین نباشد و شیشه‌ پنجره‌ها هم تمیز باشد. لذا خداوند به ما دستور می‌دهد: «اَقِمِ الصَّلاةَ لِذِکْری»(95) نماز به‌پا دارید جهت پایدارماندن در یاد من. یعنی نگذاریم توجه ذاتی ما به پروردگارمان از صحنة روح و روان ما برود.

    گاهی انسان با پدیده‌های بیرونی است و با آن‌ها اُنس دارد، ولی گاهی، در کنار پدیده‌های بیرونی است و از آن‌ها استفاده می‌کند، بدون آن‌که دل به آن‌ها بسپارد و با آن‌ها اُنس حقیقی داشته باشد، آنچه حجاب بین ما و خداوند است با پدیده‌ها بودن و به آن‌ها دل‌سپردن و دلخوشی خود را همین دنیا و لوازم آن دانستن است. ولی با پدیده‌های بیرونی بودن و از آن‌ها استفاده کردن نه تنها اشكالی ندارد بلکه خداوند این‌ها را به همین جهت خلق کرده که ما از آن‌ها استفاده کنیم.

    در این دنیا انسان به جهت داشتن بدن، مجبور است كه با پدیده‌های بیرونی باشد و جهت امور زندگی از آن‌ها استفاده کند اما در همین حال می‌تواند با خدا باشد. اولیای الهی هر چند كه در «منظر» مردمند اما در «محضر» حق هستند. «قلب» پیامبر(ص) در «حضور» حق است هر چند كه «تن» پیامبر(ص) در «منظر» مردم باشد!

    گفتیم كه علت تزكیه و مبارزه با نفس در عین استفاده از بدن، عبارت است از فاصله گرفتن از بدن و رسیدن به «هستِ خود». یعنی این‌كه می‌فرمایند به نامحرم نگاه نكنید، یا به دنیا خیره نشوید برای آن است كه این‌ها باعث غافل شدن انسان از «خود»ش می‌شود و از نظر به هستِ «خود»، باز می‌ماند.

    شخصی که همه‌ی توجه او بدنش و اموراتی است که به بدنش ختم می‌شود، هنگامی كه «بدنش» را از دست بدهد و به «خود» رجوع كند می‌بیند كه چیزی ندارد، در خلأ و پوچی است. چون اگر انسان به «هست مطلق» وصل نشود به «بیرونی»ها وصل می‌شود و «بیرونی»ها هم چیزی جز «خیالات وَهمی» نیست، خیالات هم چیز پایداری نمی‌باشد که انسان بتواند زندگی را بر اساس آن‌ها ادامه دهد.




    آشتی با خدا از طریق آشتی با خود راستین
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی ک
    ه سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************


صفحه 7 از 7 نخستنخست ... 34567

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •