6. تروریسم در پوشش گفتمان دموکراتیک

عملیات های تروریستی گروه از جمله تاسوکی ، دارزین و بمب گذاری های شهر زاهدان و همچنین گروگان گیری های افراد بازاری شهر زاهدان ، چهره تروریستی و خشونت بار گروه را نزد افکار عمومی برجسته کرد . در نزد افکار عمومی استان اعم از شیعه و سنی ، بلوچ و سیستانی و سراسر ایران و منطقه از عملکرد خشونت بار گروه تنفر ایجاد شد . این موضوع و از سوی دیگر ارتباط گیری و مصاحبه های مستمر عبدالمالک ریگی با رسانه های بیگانه باعث شد ، گردانندگان این رسانه ها ضمن تأیید گروه ، به دلیل این که ادعای دمکراسی داشتند ، عبدالمالک و گروه او را به سمت افزایش پوشش سیاسی هدایت کنند . البته فضای حاکم بر جوامع بین المللی به دلیل عملیات های تروریستی گروه های افراطی و در رأس آنها القاعده و محکومیت های پیاپی این اقدامات از سوی افکار عمومی و کشورها و مجامع بین المللی نیز باعث شد ، گروهک جندالله در این فضا در حرف و نه در رفتار تغییر تاکتیک داده و جهت تصویر سازی مثبت خویش در افکار عمومی ، ژست دمکراسی بگیرد .

در این فضا گروه با یکی از جریانات تند قومی داخل استان به سرکردگی فردی به نام " یعقوب مهرنهاد " ارتباط برقرار می کند و او نیز که از قلمی قومی برخوردار بود ، ضمن توصیه به تداوم عملیات های تروریستی ، پیشنهاد می کند مصاحبه ها و اطلاعیه های منتشره از سوی گروه رنگ و بوی دمکراتیک داشته باشد .

مجموع این شرایط باعث شد گروه نام دیگری را در کنار جندالله به نام " جنبش مقاومت مردم ایران " برای خود انتخاب نماید و در سا ل87 لحن مصاحبه ها و اطلاعیه های خود را نسبت به گذشته ملایم کند . ولی به دلایل مختلف از جمله این که حیات گروه در تداوم عملیات های تروریستی بود و اقدامات تروریستی با لطافت در کلام و اطلاعیه سازگاری نداشت ، این تضاد در کردار و رفتار و گفتار باعث تعارض در گروه شد .

از سوی دیگر سطح سواد و تحصیلات در نزد اعضای گروه بسیار پایین بود ، به طوری که بالاترین سطح سواد اعضاء در حد سیکل بود و انجام عملیات روانی نرم برای گروه بسیار دشوار بود ، لذا گروه پس از آن که چند اطلاعیه سیاسی اما تند به کمک یعقوب مهرنهاد منتشر ساخت ، ظاهراً در جمع بندی درون تشکیلاتی به این نتیجه رسید ، همان رفتار تند تروریستی برای گروه کارآمدتر است . اما نام " جنبش مقاومت مردم ایران " هر چند تناسبی با ماهیت و رفتار گروه نداشت ، همچنان روی گروه باقی ماند و تداوم یافت .

7. تاکتیک جدید ، راهبرد گذشته

در رویکرد جدید ، عملیات های تروریستی بر مبنای همان عملیات های ترور و بمب گذاری سال 85 بود که رعب و وحشت عمومی را در پی داشت . بر همین اساس گروه تیم عملیاتی خود را به سرپرستی " احمد وفایی " جانشین و مسئول عملیات گروه ، به همراه تعدادی از عناصر شاخص به همراه محموله سنگین مواد منفجره جهت عملیات های تروریستی و انفجاری درشهر زاهدان به داخل کشور فرستاد .

آنها در منطقه کوهستانی پیرسوران واقع در غرب زاهدان که محل استقرار اشرار شه بخش می باشد ، مستقر شدند . ولی به مانند سایر اقدامات طراحی شده گروه ، توسط نیروهای امنیتی شناسایی و طی یک اقدام عملیاتی مشترک نیروهای امنیتی و انتظامی ، محاصره و همگی آنها به هلاکت رسیدند .

متلاشی شدن این تیم و ناکام ماندن عملیات های تروریستی طراحی شده ، گروه را سردرگم کرد و جهت حفظ روحیه و انگیزه اعضای خود اقدام به تبلیغات گسترده کرد ، به طوری که ادعا کردند در درگیری این تیم با نیروهای دولتی ، بیش از یکصد و پنجاه نفر از نیروهای نظامی و انتظامی کشته و سه فروند بالگرد سقوط کرده است . این در حالی بود که حتی یک نفر از نیروهای عمل کننده مجروح نیز نشده بود .

عدم موفقیت در عملیات های طراحی شده از یک سو و به هلاکت رسیدن بهترین نیروهای عملیاتی گروه و از جمله جانشین آن ، از نظر روحی و عملیاتی ضربه سنگینی به آنها وارد ساخت و مانند گذشته آنها را به فکر جبران و انتقام انداخت ؛ لذا چند تیم دیگر به همین ترتیب ولی با مقیاس کوچک تر جهت عملیات گروگان گیری و ترور به زهدان اعزام شدند که آنها نیز ناکام ماندند .

8. عملیات انتحاری ، آخرین تاکتیک


گروه تروریستی ریگی که با اعزام تیم های متعدد همچنان به عملیات های شهری از نوع انفجاری اصرار می ورزید و با ضربات پیاپی و عدم موفقیت در عملیات ها مواجه می شد ، رویکرد جدیدی در اقدامات تروریستی برگزید . گروهک جندالله ، این بار با تجهیز یک دستگاه خودرو و رانندگی برادر کوچک عبدالمالک ریگی به نام " عبدالعزیز " ، قصد عملیات انتحاری در میدان صبحگاه نیروی انتظامی منظقه انتظامی سراوان را داشت ، ولی به دلیل اطلاعات ضعیف ، عملیات مذکور در یکی از اماکن دیگر نیروی انتظامی به غیر از میدان صبحگاه اجرا شد که در این عملیات دو نفر از پرسنل انتظامی به شهادت رسیدند . هر چند در تبلیغات بعدی ، گروه اعلام کرد دویست نفر از نیروهای انتظامی در این عملیات کشته شدند . البته اگر این عملیات به واقع در میدان صحبگاه صورت می گرفت ، شاید همین تعداد تلفات می گرفت .

با وجود این ، شاید دستاوردهای دیگر عملیات انتحاری که ریگی بعدها از آن استفاده کرد با اهمیت تر از تعداد تلفات آن باشد . اول آن که عبدالمالک ریگی از نظر افکار عمومی و به خصوص خانواده کشته شدگان گروه به شدت تحت فشار بود که چرا فرزندان مردم را برای عملیات به داخل کشور می فرستد و آنها را به کشتن می دهد ، اما اعضای خانواده خودش از این مسئله استثناء هستند ؛ لذا با انجام عملیات انتحاری توسط برادرش از این فشار رهایی یافت . دوم ، طی سال های قبل از آن دهها تیم عملیاتی گروه جهت عملیات تروریستی به داخل کشور اعزام می شدند که اکثر آنها بدون موفقیت ، یا کشته می شدند و یا دستگیر و مجازات می شدند . اما با عملیات انتحاری ، طلسم طرح های ناموفق شکست . سوم این که عملیات انتحاری بیش از سایر عملیات های تروریستی خسارت جانی وارد می کند و موجب رعب و وحشت می شود ؛ به خصوص که طراحی عملیات های بعدی در اماکن مذهبی و در ایام خاص تأیید این انگیزه را نشان داد .

اما چهارم و مهمتر این که نوع عملیات های انتحاری چون نیاز به پشتیبانی کمتر دارد ، معمولاً کمتر کشف می شوند و احتمال موفقیت آنها نیز بیش از سایر عملیات های تروریستی است . بنابراین بعدها معلوم شد کم هزینه ترین عملیات تروریستی برای گروه ، عملیات انتحاری و پرهزینه ترین عملیات نیز برای نظام این گونه عملیات ها است .

گرچه گروه برای تبلیغ روی این نوع عملیات و آماده سازی اعضای خود به منظور انجام آن نیاز به زمان داشت ، ولی به نظر می رسید اغفال عناصر ساده لوح و هدایت آنها به سوی عملیات انتحاری در مجموع چندان دشوار نبود ؛ بلکه در کنار عملیات انتحاری ، گروه همچنان اصرار به سایر اقدامات تروریستی از جمله عملیات انفجاری داشت . مثلاً وقتی عملیات انتحاری سراوان در 10 بهمن 87 صورت پذیرفت ، اندکی بعد و در روز 22 بهمن در مسیر راهپیمایی زاهدان بمب گذاری کردند که البته با هوشیاری نیروهای امنیتی و انتظامی کشف شد .

9. عملیات ناموفق تاسوکی دوم


گروه ریگی با هدف عملیات روانی مجدد و جلب افکار عمومی به سوی خود و با هدف جذب نیرو ، با توجه به آن که طی دو سال گذشته اکثر نیروهای خود را از دست داده بود ، اقدام به طراحی عملیاتی مشابه اقدام تروریستی تاسوکی در همان منطقه کرد . این بار نیز مانند سال 84 به دلیل کمبود نیرو با اشرار متواری خارج از کشور از جمله شه بخشی ها و نارویی ها ائتلاف کرد و با آماده سازی حدود 40 نفر ، از پایگاه خود در خاک پاکستان به سوی مرزهای ایران حرکت کرد .

ولی چند روز قبل از حرکت آنها ، نیروهای امنیتی از تحرک و اقدام تروریستی آنها آگاه شدند و با اطلاع رسانی به نیروهای نظامی و انتظامی و آماده باش یگان های فوق در مناطق مرزی و به خصوص منطقه عملیاتی مورد نظر گروه ، آمادگی لازم جهت مقابله به وجود آمد .

در تاریخ 16/12/87 عناصر گروه به همراه اشرار به سرکردگی عبدالمالک ریگی به سمت مرز جهت عملیات در منطقه تاسوکی حرکت کردند . نکته حائز اهمیت این است که عبدالمالک از جنایت تاسوکی در 84 تا این عملیات ، یعنی به مدت سه سال در هیچ عملیاتی شرکت نکرده بود . گروه پس از رسیدن به نزدیکی مرز از آمادگی نیروهای مسلح آگاه شد و طی یک تغییر تاکتیکی چند کیلومتر عقب نشینی کرد و مسیر خود را از خاک افغانستان به سمت پاکستان تغییر داد .

و پس از 24 ساعت در 17 اسفند 87 از مناطق کوهستانی مرزی منطقه لار وارد کشور شد و به کمین نیروهای نظامی و انتظامی نشست . آنها پس از چند ساعت درگیری و دادن 4 نفر تلفات و 9 مجروح از جمله عبدالمالک ، به سمت پایگاه خود در خاک پاکستان عقب نشینی کردند .

10. نقش مراکز اطلاعاتی بیگانه در هدایت گروه ریگی


شکل گیری و تداوم اولیه گروه به صورت خودجوش و با هدف شرارت ، باج خواهی و کینه توزی نسبت به نظام و بر اساس تنفر فرقه ای نسبت به قوم سیستانی و شیعه به وجود آمد . اما انجام چند عملیات و رسانه ای شدن اقدامات تروریستی و معرفی چهره گروه ، طمع سرویس های اطلاعاتی همسایه و آمریکا را تحرک کرد تا با جذب گروه ، منافع و اهداف مورد نظر خود را از طریق آن دنبال کنند .

پس از عملیات تروریستی تاسوکی در سال 84 و بازتاب این اقدام ، حساسیت سازمان های اطلاعاتی نسبت به وجود این گروه در خاک پاکستان و افغانستان بالا رفت . اولین سازمانی که نسبت به گروه حساسیت نشان داد ، سرویس اطلاعاتی پاکستان موسوم به ISI بود . این سازمان با ارتباطاتی که از قبل با اشرار متواری ایرانی مستقر در پاکستان از جمله " ملا کمال صلاح زهی ، حسن صلاح زهی و ملابخش درخشان " داشت ، موفق به برقراری ارتباط با عبدالمالک ریگی شد .

و پس از اولین ملاقات و حذف واسطه ها موفق به جذب ، هدایت و مدیریت گروه شد و با دادن سرویس هایی از جمله کارت های شناسایی متعدد پاکستان ، حکم تردد و مجوز سلاح و رفع نیازمندی های گروه جهت حضور در شهرها و تردد در مناطق مرزی و جاده ای و بعضاً حمایت فکری و اطلاعاتی در عملیات ها ، آرامش خاطر بالایی جهت حضور عناصر روه در پاکستان را به وجود آورد .

پس از آن افسر اطلاعاتی CIA مستقر در سفارت آمریکا در پاکستان با واسطه ISI با گروه ارتباط برقرار کرد و طی ملاقات های منظم و مستمر موارد مورد نظر خود را به عبدالمالک ریگی دیکته می کرد و البته با حمایت های مالی و اطلاعاتی خود نیز گروه را مدیریت می کردند .

در نیمه راه نیز یک تیم 6 نفره طی چندین جلسه در کشورهای ثالث از جمله مراکش تحت عنوان افسرهای اطلاعاتی عضو ناتو با عبدالمالک ملاقات می کنند و با دادن پول ، سلاح و سیستم های ارتباطی مدرن و امن به او مأموریت عملیات در تهران را محول می کنند که با اعزام چند تیم جهت عملیات در تهران ، اعضای تیم ها توسط نیروهای امنیتی قبل از انجام مأموریت دستگیر می شوند .


عبدالمالک ریگی در اعترافات خود پس از دستگیری معتقد بود این عناصر که تحت پوشش ناتو با او ملاقات کرده بودند و ارتباط خود را استمرار بخشیدند ، همه یا بعضی از آنها اسرائیلی بودند . به اعتقاد او نوع مذاکرات ، نحوه آموزش ، درخواست عملیات در پایتخت علیه عناصر شاخص و نخبه ، عدم حضور در پاکستان و ... همگی حکایت از اسرائیلی بودن آنها داشت . نکته حائز اهمیت آن است که این عناصر همیشه تأکید داشته اند از ملاقات با آنها ، به سایر سرویس های مرتبط از جمله ISI و CIA مطلبی بازگو نشود .

11. عملیات انتحاری ، ادامه حیات گروه


گروه برای بقای خود نیاز داشت حداقل در هر فصل یک عملیات پر سر و صدا انجام دهد . در عملیات انتحاری 10 بهمن 87 به رغم عدم موفقیت در اهداف ، اما نوع طراحی و انجام عملیات موفقیت آمیز بود . در نتیجه این فرصت برای گروه فراهم شد که عناصر جوان و ناآگاه و سرخورده را برای این نوع عملیات ها جذب و آماده نماید .

با همین هدف در خرداد سال 88 یک جوان افغان طرح شده از کشور که ظاهراً بغض و کینه طرد از ایران به کشور خود را داشت با پیوستن به گروه و فراگیری آموزش های عقیدتی و عملیاتی ، آمادگی خود را جهت عملیات تروریستی انتحاری اعلام می کند . البتهت چون گروه هنوز در این نوع عملیات ها تجربه کافی نداشت و از طرفی نگران جا زدن و پشیمانی فرد انتحاری در حین عملیات بود ، جهت اطمینان از نتیجه ، فرد انتحاری را در قالب یک تیم به سرپرستی یکی از عناصر زبده عملیاتی خود اعزام کرد .

گرچه بخشی از تیم که وظیفه آوردن مهمات را به عهده داشت ، 48 ساعت بعد از ورود به کشور توسط نیروهای امنیتی شناسایی و دستگیر و بخشی از سلاح و مهمات انفجاری کشف و ضبط شد ، ولی قبل از دستگیری مهمات مورد نیاز عملیات انتحاری را تحویل سرتیم عملیاتی داده بود که 24 ساعت پس از دستگیری این افرد نفر انتحاری در تاریخ 6 خرداد 88 اقدام به عملیات تروریستی در مسجد علی بن ابیطالب (ع) شهر زاهدان کرد . البته هدف اولیه عملیات انتحاری مسجد جامع و نماینده ولی فقیه بود ، ولی از ترس لو رفتن عملیات به واسطه دستگیری افراد ، مکان عملیات را تغییر دادند .

جنایت تروریستی مسجد علی بن ابیطالب (ع) از نظر برد تبلیغاتی و محبوبیت گروه در بین مردم اهل سنت نه تنها اثر گذار نبود ، بلکه با محکوم کردن این اقدام توسط علما ، ریش سفیدان ، صاحبان رسانه و تحصیل کردگان ، نوعی تنفر عمومی در بین مردم علیه گروه ایجاد کرد . با وجود این ، در تحلیل درون سازمانی که در شورای مرکزی گروه صورت گرفت ، آنها به این جمع بندی رسیدند که به رغم تبعات آن به دلیل کم هزینه بودن این گونه عملیات ها برای گروه و ایجاد خشم و عصبانیت مسئولین و مردم و ایجاد اختلافات قومی و مذهبی باید اینگونه عملیات ها را ادامه داد .

دو هفته بعد از این جنایت با هدف تحت الشعاع قرار دادن انتخابات ریاست جمهوری ، گروه تیمی 8 نفره را با یک محموله انفجاری سنگین در پوشش یک محموله مواد مخدر وارد کشور کرد و بنا داشت تونل راه آهن زاهدان – بم و تونل جاده زاهدان – بم را منفجر کند و در شب انتخابات نیز در چند شهر از جمله زاهدان و در چند نقطه بمب گذاری کند . اما با شناسایی تیم فوق توسط نیروهای امنیتی و یک اقدام عملیاتی مشترک نیروهای امنیتی ، نظامی و انتظامی در تاریخ 19 خرداد 88 تیم مورد نظر ضربه خورد و چند نفر از اعضا کشته و بقیه دستگیر شدند . مهمات مربوطه نیز که حدود 1000 پوند مواد انفجاری به همراه پانزده دستگاه کنترل ریموت بمب بود ، کشف و ضبط شد .

به نظر می رسد این ضربه در رویکرد دوباره گروه برای تداوم عملیات انتحاری مؤثر بود . لذا آنها با اعزام سه تیم انتحاری در تیر ، مرداد و شهریور 88 این روش را دوباره آزمودند . اما با ضربه خوردن آنها توسط نیروهای امنیتی و کشف و شناسایی عملیات ، گروه اهداف جدیدی از جمله عملیات علیه فرماندهان سپاه را برای اقدام تروریستی برگزید . در نتیجه دستگاه امنیتی ضمن اعلام هشدار به مراکز مورد تهدید و بالا بردن حفاظت آن مراکز ، تعدادی از عملیات های طراحی شده گروه را خنثی کرد .

ولی متأسفانه گروه از فضای مردمی و انقلابی حاکم بین نیروهای مسلح و به ویژه سپاه پاسداران با مردم و علمای اهل سنت استفاده کرد و در 26 مهر 88 عملیات انتحاری خود را در " پیشین " در جمع فرماندهان سپاه و جلسه طوایف به اجرا گذاشت که منجر به شهادت جمعی از مردم و فرمانده قرارگاه قدس سپاه سردار شهید " شوشتری " و فرمانده سپاه سلمان ، سردار شهید " محمدزاده " شد . بر خلاف اهداف و انتظار گروه در آمیختن خون نیروهای سپاه با بلوچ و علمای اهل سنت ، الهام بخش وحدت میان مردم و مسئولان شد و طوفانی از نفرت علیه تروریست ها ایجاد کرد .

چهارم . دستگیری عبدالمالک ریگی و ابهام در سرنوشت گروه

دستگیری عبدالمالک ریگی توسط دستگاه امنیتی طی یک عملیات استثنایی و منحصر به فرد که در تاریخ مبارزه با تروریسم در صحنه بین المللی بی نظیر است ، همه معادلات گروه و سازم ان های اطلاعاتی بیگانه که از آنها حمایت می کردند را به هم ریخت . نوع عملیات سریع و پیچیده از یک سو ، اعترافات و افشاگری های او علیه عوامل اطلاعاتی بیگانه و حمایت آنها از اقدامات تروریستی گروه از سوی دیگر ، باعث سردرگمی اعضای باقیمانده گروه و حامیان آنها شد ؛ زیرا آنها تصور نمی کردند روزی عبدالمالک ریگی بدین شکل گرفتار شود و لب به آنچه نباید ، بگشاید .

رسانه های بیگانه با سکوت معنادار از کنار ضربه وارده به گروه و اعترافات عبدالمالک گذشتند و بیشتر به گمانه زنی درباره چگونگی دستگیری و نوع عملیات اشاره داشتند . به نظر می رسید آنها در پی این بودند که مسئولان اطلاعاتی ایران را تحریک کنند چگونگی عملیات را بازگو کنند تا ضمن کشف یک شیوه اطلاعاتی پیچیده ، به نقطه ضعف خود و گروه پی ببرند و آن را ترمیم نمایند .

گروه در عکس العمل به این دستگیری ، نفر دوم تشکیلات خود را به نام " محمد ظاهر نارویی " با نام مستعار " بلوچ " به جانشینی گروه انتخاب کرد و بلافاصله دست به یک سری عملیات ها به عنوان فشار جهت جلوگیری از افشاگری های عبدالمالک و احیاناً آزاد سازی او زد . از جمله این عملیات ها اعزام یک تیم جهت گروگان گیری نماینده ولی فقیه استان سیستان و بلوچستان بود که با هوشیاری نیروهای امنیتی این تیم سه نفره دستگیر شدند .

سپس یک تیم جهت عملیات تروریستی در تهران در ایام سوگواری رحلت حضرت امام (ره) اعزام شد که قبل از اقدام توسط نیروهای امنیتی شناسایی و دستگیر شدند . همچنین یک تیم ده نفره به همراه یک محموله انفجاری در پوشش یک محموله 6 تنی مواد مخدر وارد استان شد که این تیم هم توسط نیروهای امنیتی ضربه خورد .

از زمان دستگیری عبدالمالک در اسفند 88 تا اعدام او در 30 خرداد 89 ، مجموعاً 6 تیم از سوی گروه جهت عملیات تروریستی وارد کشور شد که خوشبختانه قبل از عملیات همگی آنها شناسایی و متلاشی شدند . ولی پس از آن رویکرد سابق گروه در عملیات های انتحاری قوت گرفت و با انجام عملیات انتحاری 24/4/89 مسجد جامع زاهدان و روز تاسوعای حسینی چابهار تحت عنوان " انتقام " ، به رفتارهای شیطانی خود ادامه داد .

البته علت اساس رویکرد گروه به سمت عملیات انتحاری ، یکی به دلیل بازتاب اینگونه اقدامات است ، دوم فشار بر نیروهای سیاسی ، امنیتی و نظامی و سوم به دلیل ضربات پیاپی به گروه و از دست دادن نیروهای مؤثر و عملیاتی است که قادر به انجام انواع عملیات های دیگر نیست . به نظر می رسد گروه فعلاً این روش عملیاتی را در آینده و در مناسبت ها انجام خواهد داد تا شاید بتواند از این طریق به حیات خود ادامه دهد !

نتیجه گیری : رفتارهای گروه تروریستی جندالله از ابتدای شکل گیری و در طول فعالیت از چشم نیروهای امنیتی پنهان نبود و می توان شاهد مثال آن را ضربات پیاپی به این گروه دانست . در مدت فعالیت این گروه تعدادی از اعضاء در قالب 75 تیم عملیاتی دستگیر و یا در عملیات ها به هلاکت رسیده و تیم های اعزامی نیز متلاشی شده اند .

در این راستا ، 85 بمب کشف و حدود 80 عملیات طراحی شده گروه به واسطه دستگیری اعضا و متلاشی شدن تیم ها خنثی شده است . شاهد دیگر دستگیری بی نقص سر کرده گروه ، عبدالمالک ریگی بود که حاکی از اشراف اطلاعاتی هوشمندانه دستگاه اطلاعاتی و دیگر نیروهای نظامی و انتظامی مستقر در منطقه است .

در عین حال به دلایل اشاره شده در متن و به ویژه بروز تفکرات سلفی تکفیری در منطقه و مناطق شرقی مرز ایران ، یکی از تهدیدات امنیتی آینده کشور ، اقدامات تروریستی بی قاعده از سوی گروه های تروریستی سلفی است . لذا باید با استفاده از همه ظرفیت های فرهنگی موجود در منطقه با گرایش های افراطی ایجاد شده مبارزه فکری کرد و گروه های تروریستی بر گرفته از این گرایش ها را با اقدامات امنیتی و نظامی و انتظامی مهار و متلاشی ساخت






http://www.habilian.ir/fa/%D9%85%D9%...%A7%D9%86.html
گروه جندالله نماد افراط گرایی مذهبی در ایران