یک کاروان گل لاله ( دمی با اشعار ناب شهیدان همراه شویم) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
یک کاروان گل لاله ( دمی با اشعار ناب شهیدان همراه شویم)
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 30
  1. #11
    مدير بخش
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    نوشته : 4,093      تشکر : 4,246
    4,623 در 2,279 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض








    تو که از یاد بردی در قفس شوق رهایی را
    چه می خوانی کجائید ای شهیدان خدایی را

    به کوی عافیت سردرگمی بیهوده می گردی
    نمی یابی بلاجویان دشت کربلایی را

    به جان عاشقان معشوق مظلوم است باور کن
    مبدل کن به عشقی بی ریا عاشق نمایی را

    ز پا افتادم و کاری ز دستم بر نمی آید
    که خوبان می خرند از اهل دل بی دست و پایی را

    چنان شمعی که شد نقش مزارش اشک تنهایی
    به آتش می کشم تا صبح تو عصر(شام) جدایی را

    تو می آیی و می گویند پیر می فروش آمد
    به دست میگساران می دهی فرمانروائی را

    تو می آیی و می بینم شهیدان باز می گردند
    وَ آوینی روایت می کند فتح نهایی را

    تو می آیی و مردم با نگاهت اُنس می گیرند
    خدا آن روز معنا می کند مردم گرایی را





    یک کاروان گل لاله ( دمی با اشعار ناب شهیدان همراه شویم)
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  2. تشكرها 2


  3. #12
    کاربر عادی
    مصباح الهدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 2      تشکر : 1
    2 در 2 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    مصباح الهدی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    فریاد «یا علی» تو با گوشم آشناست
    حرفی بزن که دل به سکوت تو مبتلاست


    از جنس پاک آیینه بودی امید سبز
    اینجا گواه پاکی توعطر آن خداست


    وقتی که آسمان خبر از هجرت تو داد
    گفتم به او که کوی شقایق بگو کجاست


    رفتم به سرزمین شقایق شبی و من
    دیدم که سنگر تو دگر کوی لاله هاست


    آنشب که با کبوتر خود همسفر شدی
    گفتی در آن زمین دل پاکم زغم رهاست


    امروز من دوباره سراغ تو آمدم
    اینجا دلم به یاد تو از غصه ها جداست


    راهی قشنگ آمده ام ای حضور سبز
    تنها پلاک مانده تو یادگار ماست
    یک کاروان گل لاله ( دمی با اشعار ناب شهیدان همراه شویم)


  4. #13
    کاربر عادی
    مصباح الهدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 2      تشکر : 1
    2 در 2 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    مصباح الهدی آنلاین نیست.

    پیش فرض





    روزهای آتش و انتظار و انفجار، یادمان نرفته است
    سینه ها داغدار، نخلهای سربدار، یادمان نرفته است


    چکمه های پرزخون، عشق و ترکش جنون، پاتک و تک و نبرد
    ورد لب دعایمان یا علی و ذوالفقار، یادمان نرفته است


    کفتران عاشق و زخمی و شکسته بال، لا له های بی سرو-
    دستهای مانده بر سیمهای خار دار،یادمان نرفته است


    صبر و استقامت در خدا خلاصه ها، مردهای بی نشان-
    در اسارت و غریب همچو نخل استوار، یادمان نرفته است


    حجله حجله عاشقی- در جزایر عطش- فتح سنگر جنون
    خیبر و محرم و کربلای پنچ و چار، یادمان نرفته است


    حک شده است بر دل و یادمان نمی رود، جای جای شهرمان
    مانده خون هر شهید همچو نقش یادگار! یادمان نرفته است!
    یک کاروان گل لاله ( دمی با اشعار ناب شهیدان همراه شویم)





  5. #14
    مدير بخش
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    نوشته : 4,093      تشکر : 4,246
    4,623 در 2,279 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض








    با تو می شد تا ستاره پر کشید
    طرحی از شوق کبوترها کشید

    با تو می شد عشق را آغاز کرد
    در هوای عاشقی پرواز کرد

    با تو حتی آسمان آبی تر است
    چشمهای قاصدک بی تو، تر است

    با تو می شد آب را احساس کرد
    باغ را لبریز عطر یاس کرد

    با تو حتی عشق، عاشق می شود
    یادی از داغ شقایق می شود

    با تو شبها، نور باران می شود
    شهر ما لبریز عرفان می شود

    با تو می شد لاله را باور کنیم
    آسمان دیده را ساغر کنیم

    بی تو من حس کرده ام ققنوس را
    بر دل خود بسته ام ناقوس را

    بی تو مرگ خویش را بوکرده ام
    با غم تنهاییم، خو کرده ام

    با تو می شد بوی باران را شنید!
    قطره ای از آب دریا را چشید

    ای بهار جاودانی! ای شهید!
    ای وجودت آسمانی! ای شهید!

    یاد تو، یاد تمام لاله هاست
    معنی احساس خوب ژاله هاست

    مجید وفائی




    یک کاروان گل لاله ( دمی با اشعار ناب شهیدان همراه شویم)
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند






  6. #15
    مدير بخش
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    نوشته : 4,093      تشکر : 4,246
    4,623 در 2,279 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض








    بیا و یک شب دیگر حضورت را مکرر کن
    تمام لحضه هایم را به لبخندی معطر کن

    نمی دانم چگونه؟ سنگر و تسبیح و سجاده
    برای گفتن آن خاطرات خوب لب تر کن

    تو مانند منورهای جبهه روشن روشن!
    دل تاریک و خاموش مرا لختی منور کن

    تو ای زیباترین تصویر سجده در دل سنگر!
    برایم چفیه و تسبیح و آتش را مصور کن

    منم آن مرغ بی بالی که در کنج قفس مانده
    بیا و هستی ام را با نگاه خویش پرپر کن

    الا ای امتداد سجده هایت پشت آیینه
    زمین و آسمان تشنه را محراب و سنگر کن

    و اینک بار دیگر ای حضور روشن فریاد!
    گلوی زخمی ما را پر از الله اکبر کن !!...


    ملیحه قاصدیان





    یک کاروان گل لاله ( دمی با اشعار ناب شهیدان همراه شویم)
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند






  7. #16
    مدير بخش
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    نوشته : 4,093      تشکر : 4,246
    4,623 در 2,279 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض








    خداحافظ و بعد از این مرا دیگر نخواهی دید
    خبر این بود آری: یک پرستو از قفس کوچید

    غروب سرد پاییز و سبدهای پر از سیبت
    همان جایی که مجنون بود و آن سرو و درخت بید

    کمی دیر آمدی اما ... غزل از چشم تو می ریخت
    سلامت دادم و دستت به رویم عطر گل پاشید

    میان باد و آتش از هیاهوی خزان گفتیم
    تو طوفانی ولی یک آن خیالت آشنا خندید

    نگاهم در نگاه تو، صمیمانه تر از هر روز
    که دستی آمد و نا گاه تو را از آسمانم چید

    به یکباره تنم یخ زد، نبودی من نمی دیدم
    و باران بود می آمد، زمین هم گاه می لرزید

    عبور سال و ماه و انتظاری سخت طولانی
    ببین با این دل غمگین عزیز من! چه ها کردید!؟

    دوباره با شکوهی خاص دیروز از سفر آمد
    همان یوسف، همان عاشق صدایش در زمان پیچید

    سلام و یک خداحافظ، تمام فرصتم این است
    پس از ده سال یک هدیه، پلاکم را نمی خواهید؟

    فرحناز صفری




    یک کاروان گل لاله ( دمی با اشعار ناب شهیدان همراه شویم)
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند






  8. #17
    مدير بخش
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    نوشته : 4,093      تشکر : 4,246
    4,623 در 2,279 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض









    گزیده ای از کتاب مجموعه شعر تصویر آسمان

    فریاد «یا علی» تو با گوشم آشناست
    حرفی بزن که دل به سکوت تو مبتلاست

    از جنس پاک آیینه بودی امید سبز
    اینجا گواه پاکی توعطر آن خداست

    وقتی که آسمان خبر از هجرت تو داد
    گفتم به او که کوی شقایق بگو کجاست

    رفتم به سرزمین شقایق شبی و من
    دیدم که سنگر تو دگر کوی لاله هاست

    آنشب که با کبوتر خود همسفر شدی
    گفتی در آن زمین دل پاکم زغم رهاست

    امروز من دوباره سراغ تو آمدم
    اینجا دلم به یاد تو از غصه ها جداست

    راهی قشنگ آمده ام ای حضور سبز
    تنها پلاک مانده تو یادگار ماست

    پونه نیکویی



    یک کاروان گل لاله ( دمی با اشعار ناب شهیدان همراه شویم)
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند






  9. #18
    مدير بخش
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    نوشته : 4,093      تشکر : 4,246
    4,623 در 2,279 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض








    تویی که هر چه درخت و پرنده رامش بود
    کسی که نام خدا تکیه کلامش بود!

    کسی شبیه خودم... نه، خدا! چه می گویم؟
    کسی فراتر از این حرفها که می گویم!

    چقدر زود به آداب عشق پیوستید
    میان تیغ و تبر بار خویش را بستید

    تو آسمان خدا را پیاده طی کردی
    برای ما بغلی از ستاره آوردی

    منم که مانده به دوشم جنازه جاده
    مسافری که در این شهر جا نیفتاده

    منم که بعد شما آب ها مرا زهرند
    بزرگ و کوچک این شهر با دلم قهرند!

    آهای اهل قبیله! آهای نسل کبود!
    گناه گم شدن ما در این خرابه چه بود

    گناه ماندن ما سن و سال کوچک بود؟
    گناه ماندن ما: قلک و عروسک بود؟

    مرا ز رشته الطاف خود جدا کردید
    مرا میان زمین خورده ها رها کردید

    مگر نه اینکه درخت ایستاده می میرد
    و مرد راه و سفر روی جاده می میرد

    زدم زمین دل خود را که سخت باید بود!
    هزار مرتبه گفتم درخت باید بود

    دلم شکسته، شکسته دلم، دلم، مردم!
    کسی مرا برساند به منزلم مردم!

    کسی نشسته به بالین ماه می گرید
    به پای دار یکی بی گناه می گرید:

    اگر که بال و پری را زدم نفهمیدم!
    به اشتباه دری را زدم نفهمیدم

    اگر به تیر و کمان شکسته ام مردم!
    غزال باروری را زدم نفهمیدم

    اگر که در کف من سنگ اعتراضی بود
    و بی بهانه سری را زدم نفهمیدم

    اگر که دست رساندم به باغ میوه تان
    و دزدکی ثمری را زدم نفهمیدم!

    تمام دار و ندار مرا به یغما برد
    کسی که آمد و چرخی زد و دلم را برد

    جنون کنار دلم بود خانه ای کم داشت
    جنون برای شکفتن بهانه ای کم داشت

    تو آمدی و دل تو بهانه دستش داد
    بهانه ای که دو چشم تو قبض و بسطش داد

    شهید! سنگر چشمان بی قرار توام
    شکسته شمع شب جمعه مزار توام

    چگونه قصه چنین شد، چرا نفهمیدم؟!
    چگونه اسیر زمین شد چرا نفهمیدم؟!

    سید محمدعلی رضازاده

    *********************



    یک کاروان گل لاله ( دمی با اشعار ناب شهیدان همراه شویم)
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  10. #19
    مدير بخش
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    نوشته : 4,093      تشکر : 4,246
    4,623 در 2,279 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض








    در سینه ام دوباره غمی جان گرفته است
    امشب(بازاین) دلم به یاد شهیدان گرفته است

    تا لحظه ای پیش دلم سردِ سرد بود
    اینک به یمُن یاد شما جان گرفته است

    در آسمان سینه من ابر بغض خفت
    صحرای دل بهانه باران گرفته است

    از هر چه بوی عشق تهی بود خانه ام
    اینک صفای لاله و ریحان گرفته است

    دیشب دو چشم پنجره در خواب می خزید
    امشب سکوت پنجره پایان گرفته است

    امشب فضای خانه دل سبز و دیدنی است
    در فصل زرد، رنگ بهاران گرفته است


    سلمان هراتی



    یک کاروان گل لاله ( دمی با اشعار ناب شهیدان همراه شویم)
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  11. #20
    مدير بخش
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    نوشته : 4,093      تشکر : 4,246
    4,623 در 2,279 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض








    آه، ای برادران که مهیای جاده اید
    عزمی گران به کوله خود جای داده اید

    داغ کدام گمشده را جار می زنید
    ای نامه ها چه پر گله و سر گشاده اید

    مبهوتم از دوام سپرهای عشقتان
    کاینگونه در کشاکش سنگ ایستاده اید

    آهسته تر که ما به شما اقتدا کنیم
    ای تک سوار ها که به ظاهر پیاده اید

    ای بطن آفتاب حقیقت، سرایتان
    ثابت شدست روشن و خورشید زاده اید

    در آسمان جلوه سبکبار می روید
    دل را به خانه های زمین جا نهاده اید

    نان و پنیر خشک شما آرزوی ماست
    حسرت! قلندران! که چه با حال و ساده اید

    محمد حسین حسنی شهرودی



    یک کاروان گل لاله ( دمی با اشعار ناب شهیدان همراه شویم)
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •