یک کاروان گل لاله ( دمی با اشعار ناب شهیدان همراه شویم) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
یک کاروان گل لاله ( دمی با اشعار ناب شهیدان همراه شویم)
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 30
  1. #21
    مدير بخش
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    نوشته : 3,713      تشکر : 3,681
    3,921 در 1,961 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    می گفت: ستاره خفت ، بر می گردم
    وقتی که سحر شکفت بر می گردم

    سر تا سر خاک جبهه رو باید گشت
    دنبال کسی که گفت : بر می گردم


    تو سرخ و سپید می شوی می دانم
    سیبی که رسید می شوی می دانم

    انگار که بو برده ای از باغ بهشت
    آخر ـ تو شهید می شوی ـ می دانم!

    ناگاه نویدی آمد و او را برد
    پرواز سپیدی آمد و او را برد

    هر بار که رفت با شهیدی برگشت
    این بار ـ شهیدی آمد و او را برد!




    یک کاروان گل لاله ( دمی با اشعار ناب شهیدان همراه شویم)
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  2. #22
    مدير بخش
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    نوشته : 3,713      تشکر : 3,681
    3,921 در 1,961 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض








    نخل هاي سوخته ! چرا حكايتي نمي كنيد؟
    اي غريب مانده ها چرا روايتي نمي كنيد؟


    "ني" كه طاقت ترانه هاي زخمي مرا نداشت
    بغض هاي در گلو چرا شكايتي نمي كنيد؟


    باز هم سراب هاي روبرو نهايت شماست
    سنگ مانده ايد و فكر بي نهايتي نمي كنيد


    سالها قبيله هاي عشق را پيامبر شديد
    قوم ناسپاس را چرا هدايتي نمي كنيد؟


    قد كشيده ايم، سبز و ساده روبرويتان، ولي
    اي نگاه هاي مهربان عنايتي نمي كنيد


    شعر من كه راوي تمام لحظه هايتان نبود
    اي غريب مانده ها چرا روايتي نمي كنيد؟


    عبدالحسين رحمتي




    یک کاروان گل لاله ( دمی با اشعار ناب شهیدان همراه شویم)
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  3. #23
    مدير بخش
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    نوشته : 3,713      تشکر : 3,681
    3,921 در 1,961 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض








    خوشا آن روز را که سنگری بود
    شبی ، میدان مینی ، معبری بود

    خوشا آن روزهای آسمانی
    که شوری بود ، سودا و سری بود

    خوشا روزی که دل را دلبری بود
    غزل خوان نگاه آخری بود

    خوشا آن روزها در خط اروند
    هوای روضه های مادری بود

    و اهل آسمان بودیم آن روز
    که قدری بی نشان بودیم آن روز

    و نای دل نوای نینوا داشت
    و با صاحب زمان(عج) بودیم آن روز

    و کاش آن روزگاران گم نمی شد
    هوای خوب باران گم نمی شد

    صفای جبهه ها می ماند ای کاش
    صدای پای یاران گم نمی شد

    من بال و پر شهید را می بوسم
    پا تا به سر شهید را می بوسم

    دستم نرسد اگر به دامان شهید
    دست پدر شهید را می بوسم



    یک کاروان گل لاله ( دمی با اشعار ناب شهیدان همراه شویم)
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  4. #24
    مدير بخش
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    نوشته : 3,713      تشکر : 3,681
    3,921 در 1,961 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    باز خواهم لاله ها را بو كنم
    ذكر یا ا... ذكر هو كنم

    خواهم امشب یادی از یاران كنم
    یاد دریا یادی از باران كنم

    هشت سال این كشور ما جنگ شد
    خاك ما با لاله ها گلرنگ شد

    آن طرف شداد و قوم عاد بود
    این طرف بابایی و صیاد بود

    آن طرف گردان اهل كین بود
    این طرف فضلی و زین الدین بود

    حاج همت اسوه ایثار بود
    حج او از فاو تا سومار بود

    آسمانی ها همه پابندشان
    نام زهرا بود بر سربندشان

    یاد آن شب سوم خرداد بود
    یك صدا صحرا همه فریاد بود

    یاد آن روزی كه لرزان دهر بود
    روز آزادی خرمشهر بود

    تا كه فرمان از جماران داده شد
    لشگر و گردان حق آماده شد

    حمله اسلامیان آغاز شد
    یاعلی گفتیم و محور باز شد

    روز در چشمان دشمن شام بود
    حمله را بیت المقدس نام بود

    یك صدا صحرا همه تكبیر بود
    پای دشمن بسته در زنجیر بود

    دشمن بعثی همه آواره بود
    بر سرش بارانی از خمپاره بود

    آن كه خود بر حمله فرمان داده بود
    در جماران بر سر سجاده بود

    لعل لب چون بر تكلم باز كرد
    با دلیران این سخن آغاز كرد

    لطف حق دلهای مارا شاد كرد
    شهر خرم را خدا آزاد كرد

    گشت دلها از پیامش منجلی
    رمز آن شب بود مولا یاعلی

    باید اینجا با دلم سودا كنم
    یك سلامی بر جهان آرا كنم

    آن همه همسنگران یادش بخیر
    نوحه آهنگران یادش بخیر



    یک کاروان گل لاله ( دمی با اشعار ناب شهیدان همراه شویم)
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  5. #25
    مدير بخش
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    نوشته : 3,713      تشکر : 3,681
    3,921 در 1,961 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض








    نکنه مادر یه وقت گریه کنی
    به سوی آسمونا نگاه کنی

    می دونم مادر دارم شهید میشم
    مثه دوستام بیزن و حمید میشم

    مادرم اسلام به ما نیاز داره
    هم جهاد داره هم نماز داره

    اونا با امید به این در اومدن
    اگه نا امید برن خیلی بده

    تو که درد ما رو درمون میکنی
    غمو از پیشونی ما می خونی

    تو که هر مشکلو آسون می کنی
    درد بی درمونو درمون میکنی

    اگه راه کربلا رو وا کنی
    پس چرا امروز و فردا می کنی

    لحظه های آخره تو سنگرم
    مادرم مباش دیگه منتظرم

    ترکش و خمپاره اومد به سرم
    داره خون میریزه از مغز سرم

    شهید احمدرضا خادم




    یک کاروان گل لاله ( دمی با اشعار ناب شهیدان همراه شویم)
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  6. #26
    مدير بخش
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    نوشته : 3,713      تشکر : 3,681
    3,921 در 1,961 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    رها از بوسه ی بسترکش داغ
    شنیدی نغمه ی یاور کش داغ

    از اینجاتامقام عشق رفتی
    شبی همراه با یک ترکش داغ

    نشان عشق زیبا کرده جانت
    مبارک بادت ای زیور کش داغ

    سراپاسوخته در پای محبوب
    مذاب اندر هوای زرکش داغ

    چو ماهی برون افتاده از آب
    لب تفتیده ی ساغر کش داغ

    غم دلبستگی را نهادی
    به شوق دلبر، باور کش داغ

    سرت از تن جدا،اما نگاهت
    منور بر رخ بی سر کش داغ

    نوای قدسیان برخاست کآمد
    فرو بنهاده نفس سر کش داغ

    دکتر فاضلی دوست




    یک کاروان گل لاله ( دمی با اشعار ناب شهیدان همراه شویم)
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  7. #27
    مدير بخش
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    نوشته : 3,713      تشکر : 3,681
    3,921 در 1,961 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض








    ای روشنای خانه امید، ای شهید
    ای معنی حماسه جاوید، ای شهید

    چشم ستارگان فلک از تو روشن است
    ای برتر از سراچه خورشید ای شهید

    « زهره » به نام توست غزلخوان آسمان
    با یاد توست مشعل « ناهید » ای شهید

    « قد قامت الصلاه » به خون تو سکه زد
    در گسترای ساحت تحمید ای شهید

    تیغ سحر زجوهره خونت آبدار
    گشت و شکست لشکر تردید، ای شهید

    آئینه‌دار خون تو اند آسمانیان
    رنگین‌کمان به شوق تو خندید ای شهید

    ایمن شدند دین و وطن تا به رستخیز
    فارغ شدند زآفت تهدید، ای شهید

    در فتنه‌خیز حادثه‌ها جان پناه ماست
    بانگی که در گلوی تو پیچید، ای شهید

    صرافی جهان زتو گر نقد جان گرفت
    جام شهادتش به تو بخشید، ای شهید

    نام تو گشت جوهر گفتار عارفان
    « عارف » زبان گشوده به تأکید، ای شهید



    یک کاروان گل لاله ( دمی با اشعار ناب شهیدان همراه شویم)
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  8. #28
    مدير بخش
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    نوشته : 3,713      تشکر : 3,681
    3,921 در 1,961 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض









    باز خواهم لاله ها را بو كنم
    ذكر یا ا... ذكر هو كنم


    خواهم امشب یادی از یاران كنم
    یاد دریا یادی از باران كنم


    هشت سال این كشور ما جنگ شد
    خاك ما با لاله ها گلرنگ شد


    آن طرف شداد و قوم عاد بود
    این طرف بابایی و صیاد بود


    آن طرف گردان اهل كین بود
    این طرف فضلی و زین الدین بود


    حاج همت اسوه ایثار بود
    حج او از فاو تا سومار بود


    آسمانی ها همه پابندشان
    نام زهرا بود بر سربندشان


    یاد آن شب سوم خرداد بود
    یك صدا صحرا همه فریاد بود


    یاد آن روزی كه لرزان دهر بود


    روز آزادی خرمشهر بود
    تا كه فرمان از جماران داده شد


    لشگر و گردان حق آماده شد
    حمله اسلامیان آغاز شد


    یاعلی گفتیم و محور باز شد
    روز در چشمان دشمن شام بود


    حمله را بیت المقدس نام بود
    یك صدا صحرا همه تكبیر بود


    پای دشمن بسته در زنجیر بود
    دشمن بعثی همه آواره بود


    بر سرش بارانی از خمپاره بود
    آن كه خود بر حمله فرمان داده بود


    در جماران بر سر سجاده بود
    لعل لب چون بر تكلم باز كرد


    با دلیران این سخن آغاز كرد
    لطف حق دلهای مارا شاد كرد


    شهر خرم را خدا آزاد كرد
    گشت دلها از پیامش منجلی


    رمز آن شب بود مولا یاعلی
    باید اینجا با دلم سودا كنم


    یك سلامی بر جهان آرا كنم
    آن همه همسنگران یادش بخیر



    یک کاروان گل لاله ( دمی با اشعار ناب شهیدان همراه شویم)
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  9. #29
    مدير بخش
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    نوشته : 3,713      تشکر : 3,681
    3,921 در 1,961 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض









    مي گفت: ستاره خفت ، بر مي گردم
    وقتي که سحر شکفت بر مي گردم

    سر تا سر خاک جبهه رو بايد گشت
    دنبال کسي که گفت : بر مي گردم

    تو سرخ و سپيد مي شوي مي دانم
    سيبي که رسيد مي شوي مي دانم

    انگار که بو برده اي از باغ بهشت
    آخر ـ تو شهيد مي شوي ـ مي دانم!

    نا گاه نويدي آمد و او را برد
    پرواز سپيدي آمد و او را برد

    هر بار که رفت با شهيدي برگشت
    اين بار ـ شهيدي آمد و او را برد!







    یک کاروان گل لاله ( دمی با اشعار ناب شهیدان همراه شویم)
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  10. #30
    مدير بخش
    سمن بویان آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    نوشته : 3,713      تشکر : 3,681
    3,921 در 1,961 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سمن بویان آنلاین نیست.

    پیش فرض








    زود بیدار شدم تا سر ساعت برسم
    بایداین بار به غوغای قیامت برسم

    من به "قد قامت" یاران نرسیدم، ای کاش
    لا اقل رکعت آخر به جماعت برسم

    آه ،مادر! مگر از من چه گناهی سر زد
    که دعا کردی و گفتی به سلامت برسم؟

    طمع بوسه مدار از لبم ای چشمه که من
    نذر دارم لب تشنه به زیارت برسم

    سیب سرخی سر نیزه ست... دعا کن من نیز
    این‌چنین کال نمانم به شهادت برسم



    یک کاروان گل لاله ( دمی با اشعار ناب شهیدان همراه شویم)
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •