شیرزنی كه تبر به دست با دشمن جنگید سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
شیرزنی كه تبر به دست با دشمن جنگید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll شیرزنی كه تبر به دست با دشمن جنگید




    شیرزنی كه تبر به دست با دشمن جنگید








    18 سال بیش تر نداشت كه دژخیمان كاشانه اش را گرفتند و با كودكی در آغوش ، همانند دیگر خویشان در میان دره ای پنهان شد اما فشار گرسنگی و رنج ناشی از غم از دست دادن عزیزان ، آرامش را از او گرفت و شاید به این دلیل بود كه تبر بر دست به جنگ با دشمنان بعثی پرداخت .


    به گزارش خبر نگار تبیان ، به نقل از نویدشاهد :

    زنی آرام است و نگاهش آرام تر ؛ به ندرت لبخند می زند ، زنی جدی اما در پس این نگاه آرام ، شیرزنی مهربان و شجاع قرار دارد ؛ شیر زنی كه وقتی لب به سخن می گشاید ، شكیبایی در دریای مواج نگاهش به تلاطم در می آید.

    او زنی است كه در سن 18 سالگی با شهامت تبر به دست گرفته و یک عراقی را به هلاكت رساند و یكی دیگر را نیز اسیر كرد .

    او از تبار گیلانغرب است ، تبار مردان و زنان دلاور . تبار مردان و زنان مقاوم . دلاورانی كه با مقاومت بی نظیر در طول جنگ تحمیلی و اسكان در دره ها و كوه های اطراف شهر ، بارها حملات دشمن را خنثی و آن ها را با خفت و خواری به عقب راندند.

    گیلانغرب در دروان 8 سال دفاع مقدس ، شاهد حماسه آفرینی مردان و زنان مقاوم این شهر بوده است به همین دلیل گیلانغرب را دومین شهر مقاوم كشور بعد از خرمشهر نامیدند؛ این شهر سرشار از دلاورمردان و شیرزنانی است كه سرسختانه بدون هراس از دشمن ایستادگی كردند و نگذاشتند حتی ذره ای از خاک وطن به دست دشمنان رسد.

    فرنگیس حیدر پور می گوید: سال 59 بود و من 18 سال داشتم كه آن ها به روستای ما حمله كردند و ما خیلی شهید دادیم.
    مردم مبارزه كردند ، عده ای مجروح و عده ای شهید شدند ؛ آتش جنگ به قدری سنگین بود كه مردم فرار كردند و در دره مخفی شدند.

    حیدر پور در خصوص حادثه آن روز اظهار می دارد: همان روز كه به دره رفتیم ، نزدیكی های غروب بود كه تشنه و گرسنه شدیم ؛ من با پدر و برادرم به روستا آمدیم تا غذا بیاوریم. آخر چیزی پیدا نمی شد.
    نزدیک رودخانه دو سربازی آمدند كه آب بر داردند؛ ما از دست آن ها خشمگین بودیم و به آنها حمله كردیم ؛ من تبر به دست به سمت آنها حمله ور شدم كه یكی از آنها كشته و دیگری تسلیم شد.

    وی ادامه می دهد: 18 ماه آواره بودیم كه عراقی ها عقب نشینی كردند ، مردم دوباره به روستاهای خودشان برگشتند.
    از حیدرپور می خواهیم كه ایثار را معنی كند كه می گوید:

    ایثار یعنی انسان در راه آرمان میهنش یا خانواده اش شجاعتی نشان دهد حتی اگر از بین رود.

    وی در پایان بیان می كند:

    از خواهرانم می خواهم با حجاب خود پاسدار خون شهیدان باشند و جوانان این آمادگی را داشته باشند كه اگر خدای ناكرده به خاک كشورشان حمله شد با غیرت دفاع كنند.




    شیرزنی كه تبر به دست با دشمن جنگید

  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •