اصحاب اهل بیت (علیهم السلام) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
اصحاب اهل بیت (علیهم السلام)
صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 34
  1. #11
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اصحاب اهل بیت (علیهم السلام)






    حضرت خدیجه، اولین شیعه علی علیه‏السلام
    «کانت خدیجه امرأه عاقله شریفهً مع ما اراد الله بها من الکرامه و الخیر و هی یومئذ افضلهم نسبا و اعظمهم شرفا و اکثرهم مالاً؛(۱)
    در زمان خود بود.»
    حضرت خدیجه علیهاالسلام دختر خویلد ـ که ۶۸ سال پیش از هجرت در قریش متولد شده بود ـ (۲) بانویی پرهیزکار و پاکدامن بود. چنان که به طاهره(۳) مشهور شد، او به دلیل استعداد قوی خود، یکی از ثروتمندترین افراد قریش بود. با این همه، همواره بخشی از اوقات خود را در محضر علمای بزرگ و کسب دانش از آنان می‏گذراند. در همین نشست‏های علمی بود که متوجّه شد، به زودی پیامبری ظهور خواهد کرد(۴). با روی دادن اتفاقی چند، سرانجام پیامبر خاتم را شناخت و به تقاضای خود با وی ازدواج کرد. این رویداد بزرگ در حدود ۲۸ سال قبل از هجرت روی داد(۵) و از آن پس خدیجه عمر خود را به همدلی، همسری، همرازی و همراهی پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله گذراند.
    علی و محمد نور واحد
    بنابر نظر مشهور امیرمؤمنان علی علیه‏السلام در سیزدهم رجب سی سال پس از عام الفیل در میان خانه کعبه متولد شد و در آن وقت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله بیست و هشت ساله بود.(۶) در روایات معتبر می‏خوانیم: پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود:«ان الله تبارک و تعالی خلق علیّا من نوری و خلقنی من نوره و کِلانا من نورٍ واحد؛ خداوند تبارک و تعالی علی را از نور من و مرا از نور خودش خلق کرد و هر دوی ما از یک نور هستیم.»(۷)
    علی علیه‏السلام صرف کنند.
    براساس منابع تاریخی پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله تا سه سالگی علی، در خانه ابوطالب بود.(۸) پس از آن به منزل خدیجه علیهاالسلام رفت. در طول این مدت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله همواره در تربیت علی علیه‏السلام می‏کوشید و با او پیوند داشت، لذا هنگامی که مادر حضرت علی علیه‏السلام نوزادش را خدمت رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله آورد، پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله از او خواست، گهواره علیه‏السلام علی را کنار رختخوابش قرار دهد، حضرت گهواره علی علیه‏السلام را تکان می‏داد؛ به او غذا می‏داد؛ علی علیه‏السلام را بغل می‏گرفت و می‏فرمود: «این کودک برادر و در آینده ولی، یاور، وصی و همسر دختر من خواهد بود.»(۹)
    (۱۰)
    سپس در دهان من می‏گذاشت.»
    علی در خانه خدیجه
    طبیعی بود که این عشق و علاقه محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به علی که از خواستگاهی الهی و منبعث از پیوستگی حقیقی آن حضرت به امیر مؤمنان بود، او را وادار می‏کرد به نحوی علی علیه‏السلام را بیشتر با خود همراه سازد و او را با تربیت الهی خود تربیت کند. لذا می‏بینیم خود حضرت پیشنهادی به ابوطالب می‏دهد و علی را به خانه‏اش می‏آورد و حضرت خدیجه با علی علیه‏السلام آشنا می‏شود.
    دوران قبل از بعثت
    علی در خانه خدیجه رشد و نمو می‏یابد و خدیجه مانند مادری مهربان به وی می‏نگرد. بیشترین لحظات عمر علی علیه‏السلام در این دوره نیز با پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله سپری می‏شود. هر چند در خانه خدیجه است ولی پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله چون قصد دارد بر او در تمام مراحل نظارت کند، توجه ویژه‏ای به او می‏کند، خصوصا در دوره‏های طولانی اعتکاف در غار حرا و... لذا امام علیه‏السلام خود می‏فرمود: «و لقد کنت اتّبعه اتباع الفصیل اثر امه یرفع لی کل یوم من اخلاقه علما و یامرنی بالاقتداء به؛(۱۱) من مانند بچه ناقه‏ای که دنبال‏مادر می‏رود، در پی پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله می‏رفتم، هر روز از اخلاق خود نکته‏ای به من می‏آموخت و دستور می‏داد از آن پیروی کنم.»
    آری! به تعبیر ابن ابی الحدید: «علی آن چنان با پیامبر همراه بود که هر وقت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله از شهر خارج می‏شد و به غار حرا می‏رفت، او را نیز با خود می‏برد.»(۱۲)
    این کار را انجام می‏داد.
    دوره بعثت
    رسالت غیر علنی
    آن گونه که گفتیم، ارتباط پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله با علی علیه‏السلام صرفا یک ارتباط عاطفی یا خویشاوندی نبود، بلکه برآمده از پیوندی قدسی بود. از این روی، با این که علی علیه‏السلام هنوز کودکی چندین ساله است، زودتر از خدیجه علیهاالسلام ایمان می‏آورد و خدیجه علیهاالسلام بعد از وی به عنوان دومین نفر و اولین زن اسلام را می‏پذیرد. بر این اساس پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: «اوّلکم واردا علی الحوض، اوّلکم اسلاما، علی بن ابی طالب...؛نخستین کسی که بر حوض (کوثر) بر من وارد می‏شود، اولین کسی است که اسلام آورد. [یعنی [علی بن ابی طالب است.»(۱۳)
    (۱۴)
    گزارد.»
    بعد از حضرت علی علیه‏السلام ، خدیجه علیهاالسلام نیز ایمان می‏آورد و به این ترتیب خانواده سه نفری رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله همه مؤمن به دین او می‏شوند.
    شرح یک اشتباه
    متأسفانه با وجود روایات متعدد و قراین واضح، عده‏ای کوشیده‏اند نه به خاطر خدیجه علیهاالسلام که به خاطر دشمنی با علی علیه‏السلام سابقه وی در اسلام را مخدوش کنند. لذا ایمان خدیجه را بر او مقدم می‏دارند. از جمله، درباره ایمان آوردن علی علیه‏السلام می‏گویند: وقتی علی علیه‏السلام بر پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وارد شد که خدیجه با پیامبر مشغول نماز بود. علی پرسید این عمل چیست؟...(۱۵)
    (۱۶)
    از دیگران با پیامبر نماز می‏خواند.
    در روایتی دیگر امام از ایمان خدیجه علیهاالسلام چنین یاد می‏کند: «لم یجمع بیت واحد یومئذ فی الاسلام غیر رسول الله و خدیجه و انا ثالثهم اری نور الوحی و الرساله و اشم ریح النبوه؛(۱۷) خانه‏ای واحد در آن روز در اسلام جمع نشد غیر از رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و خدیجه علیهاالسلام و من سومین آن دو بودم. نور وحی و رسالت را می‏دیدم و بوی نبوت را استشمام می‏کردم.» در هر صورت علی علیه‏السلام و خدیجه علیهاالسلام با پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله اولین جامعه اسلامی را تشکیل دادند و در دوره دعوت غیر علنی به اجرای مراسم عبادی و نماز می‏پرداختند.
    در دوره‏ای که هنوز غیر این سه نفر کسی مسلمان نشده بود، خدیجه و علی به یاری محمد می‏شتابند و نه تنها در منزل یا کوه حراء که در کنار مسجد الحرام و کعبه و در منظر و مرعی کفار نماز می‏خوانند و حضور اولین جامعه کوچک اسلامی را به مسافران و مقیمان اطلاع می‏دهند. این ارتباط‏ها همچنان ادامه داشت تا آن که نوبت به خطیرترین مرحله رسالت رسید.


    اصحاب اهل بیت (علیهم السلام)
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  2. #12
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اصحاب اهل بیت (علیهم السلام)





    اعلام عمومی رسالت
    این مرحله، سخت‏ترین و گاه دردناک‏ترین مراحل برای پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و خانواده اوست. در این دوره، خصوصا سال‏های آغازین آن، خدیجه و علی به شدت تحت فشار قرار داشتند و گاه خطر کشته شدن پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را نیز مشاهده می‏کردند. یکی از حوادث این دوره که در راستای حمایت خدیجه و علی علیه‏السلام از پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله قابل مطالعه است، موضوعی است که مسلم و بخاری در صحیح خود نقل می‏کنند.
    «در ایام حج روزی پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به بالای کوه صفا رفت و با صدای بلند به مردم خطاب کرد: «ای مردم! من رسول پروردگار هستم.» آن گاه به کوه مروه رفت و باز سه بار مطلب خود را با صدای بلند به گوش مردم رساند. اما جاهلان عرب هر یک سنگی برداشته و در پی حضرت روان شدند. ابوجهل نیز سنگی برداشت و روان شد. او سنگ را چنان پرتاب کرد که به پیشانی حضرت خورد. خون بر صورت رسول خدا جاری شد. پیامبر به کوه ابوقبیس (متکی) رفت و مشرکان نیز در پی او روانه شدند. در این بین شخصی خود را به نزد علی علیه‏السلام رساند و گفت: «پیامبر را کشتند.» حضرت گریست و با شتاب خود را به خدیجه رساند و او را از این خبر وحشتناک مطلع کرد. خدیجه نیز به شدت غمگین و منقلب شد چنان که نتوانست بر خود مسلط شود و اشک بر گونه‏هایش جاری گشت.»(۱۸)
    است، بشارت ده.»
    علی و خدیجه که همچنان در پی پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله بودند، سر انجام آن حضرت را با صورتی خونین یافتند و به خانه آوردند. اما قریش که مطلع شدند، پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله با کمک علی و خدیجه به خانه منتقل شده، در پی آن‏ها روانه شدند، خود را به خانه خدیجه رساندند و شروع به سنگ پرانی به خانه کردند. خدیجه علیهاالسلام ناچار از خانه بیرون آمد و فرمود: «آیا شرم نمی‏کنید که خانه زنی را که نجیب‏ترین قوم شماست، سنگ باران می‏کنید. آیا از خدا نمی‏ترسید؟»
    در پی این سخنان بود که مردم پراکنده شدند. رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله هم در این هنگام پیام جبرئیل را به وی رساند. و خدیجه علیهاالسلام در جواب گفت: «ان الله هو السلام و منه السلام و علی جبرئیل السلام و علیک یا رسول الله السلام و رحمه الله و برکاته و علی من سمع السلام الا الشیطان.»(۱۹)
    تحریم همه جانبه
    سران قریش در نخستین شب از سال هفتم بعثت تصمیم گرفتند مسلمانان را تحت فشار اقتصادی، اجتماعی و سیاسی قرار دهند. لذا پیمان نامه‏ای نوشتند و هر نوع معامله‏ای را با مسلمانان تحریم کردند. ابوطالب با درک میزان خطر، مسلمانان را از شهر خارج و در دره‏ای جمع آوری کرد. ـ دره‏ای که سه سال پذیرای مسلمانان شد ـ در این رویداد بزرگ نیز هم حضرت خدیجه علیهاالسلام و هم حضرت علی علیه‏السلام حاضر بودند و اصولاً فشارهای ناشی از تحمل گرسنگی و سختی این دوره را می‏توان در رحلت خدیجه علیهاالسلام مؤثر دانست. البته خدیجه علیهاالسلام از طرق مختلف به تأمین نیازهای مسلمانان همت می‏گمارد که از جمله ابوالعاص بن ربیع داماد حضرت خدیجه علیهاالسلام شترها را می‏آورد؛ بار گندم و خرما بر آن‏ها می‏نهاد و به مسلمانان می‏رساند.(۲۰)
    (۲۱)
    آیا غذا می‏بری؟»
    بیعت با علی علیه‏السلام
    شگفت آورترین صحنه زندگی خدیجه علیهاالسلام مربوط به قبول ولایت امیرمؤمنان علیه‏السلام و امامت اولاد امیرمؤمنان علیه‏السلام است با این که در آن وقت به قبول ولایت مکلف نبود، چون این تکلیف بعد از وفات پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، وجوب می‏یافت. ولی او در زمان ولادت حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام از امامت ائمه اطهار ـ که از نسل فرزندش فاطمه هستند ـ شنیده بود. لذا قدر و منزلت امیر مؤمنان علیه‏السلام را می‏دانست.
    علامه مجلسی در این باره می‏نویسد: «یک روز رسول‏خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله همسر مهربانش را خواست. او را در کنار خود نشاند و فرمود: «این جبرئیل است که می‏گوید، اسلام شروطی دارد: اوّل، اقرار به یگانگی خداوند. دوم، اقرار به رسالت رسولان. سوم، اقرار به معاد و عمل به اصول شریعت و احکام آن. چهارم، اطاعت اولی الامر و ائمه طاهرین از فرزندان او همراه با برائت از دشمنان آن‏ها.»
    در پی این فرمایش پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله خدیجه علیهاالسلام به همه آن‏ها اقرار کرد و یک به یک تصدیق فرمود. در مورد امیر مؤمنان علی علیه‏السلام رسول‏اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به خصوص به خدیجه علیهاالسلام فرمود: «هو مولاک و مولی المؤمنین و امامهم بعدی؛ علی مولای تو و مولای مؤمنان و امام آن‏ها پس از من است.»
    رسول گرامی بعد از آن که عهد اکید از خدیجه علیهاالسلام گرفت، اصول و فروع، واجبات و محرمات را به وی آموخت. آن گاه، دست خود را بالای دست امیر مؤمنان علیه‏السلام گذاشت و خدیجه علیهاالسلام دست خود را بالای دست پیامبر علیه‏السلام گذاشت و به این صورت بیعت کرد.
    از حدیث «ما کمل من النساء الا اربعه آسیه بنت مزاحم، مریم بنت عمران، خدیجه بنت خویلد و فاطمه بنت محمد» هم ظاهر می‏شود که آن بانوی بزرگوار به تمام اصول و فروع دین اسلام ایمان آورد.(۲۲)

    اصحاب اهل بیت (علیهم السلام)
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  3. #13
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اصحاب اهل بیت (علیهم السلام)





    علی علیه‏السلام داماد خدیجه علیهاالسلام
    حضرت خدیجه علیهاالسلام ۲۴ سال زندگی پر فراز و نشیب خود با رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را پشت سر گذاشت و پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به عنوان بشارت به وی وعده بهشت داد. بعد از وفات، خود وارد قبر او شد و برایش گریست.(۲۳) فاطمه علیهاالسلام تنها باز مانده خدیجه علیهاالسلام در این لحظات سخت دور پدر می‏چرخید و بهانه مادر را می‏گرفت و این بر ناراحتی پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله بی اندازه می‏افزود تا آن که جبرئیل نازل شد و فرمود: «ای پیامبر! به فاطمه بگو خدا برای مادرت قصری از لؤلؤ ساخته است که میان آن نهر است و در آن‏جا رنجی نیست.»(۲۴)
    (۲۵)
    السلام علیک یا بن خدیجه و فاطمه».(۲۶)
    به یاد خدیجه
    امیر مؤمنان علی علیه‏السلام بعد از وفات حضرت خدیجه علیهاالسلام به مناسبت از وی یاد می‏کرد و نامش را گرامی می‏داشت. از جمله، یک بار به دفاع پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله از حضرت خدیجه اشاره کرده و این قضیه را نقل کردند: «ذکر النبی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله خدیجه یوما و هو عند نسائه فبکی فقالت عایشه ما یبکیک علی عجوز حمراء من عجائز بنی اسد؟ فقال: صدقتنی اذ کذبتم و آمنت بی اذ کفرتم و ولدت لی اذ عقمتم. قالت عایشه فما زلت اتقرب الی رسول الله بذکرها؛(۲۷) یک روز که پیامبر خدا در میان همسران خویش حضور داشت، یادی از همسرش خدیجه نمود و به فراق او گریست عایشه گفت: بر پیرزن سرخ روی از تیره بنی اسد می‏گریی؟ رسول خدا فرمود: «[چه کسی جای خدیجه را می‏گیرد] روزی که شما مرا تکذیب کردید، مرا تصدیق کرد. روزی که کفر ورزیدید به من ایمان آورد و هنگامی که شما نازا بودید او برایم فرزند آورد.
    عایشه گفت از آن پس همواره خودم را با بیان خوبی‏های خدیجه به پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله نزدیک می‏کردم.»
    آخرین مال
    اموال حضرت خدیجه علیهاالسلام به عنوان ابزاری مناسب از همان ابتدا در خدمت اسلام و پیشرفت آن قرار گرفت. جالب این که آخرین بخش از دارایی خدیجه توسط امیر مؤمنان در سفر هجرت به مدینه صرف شد.
    پیامبراکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله سه شبانه روز در غار ثور ماند، امیر مؤمنان نیز شبانه خود را به غار رساند و آذوقه و لوازم سفر را آورد. در آن‏جا حضرت به علی علیه‏السلام فرمود: «امانت‏های زیادی نزد من است، به بالای ابطح (تپه‏ای در مکه) برو و صبح و شب با صدای بلند بگو: هر کسی نزد محمد امانت و یا ودیعه‏ای دارد بیاید و تحویل بگیرد. یا علی! بعد از این با هیچ حادثه‏ای ناگوار مواجه نخواهی شد تا این که نزد من برسی. امانت‏های مردم را آشکارا تحویل بده. ای علی! تو را
    سرپرست دخترم فاطمه قرار دادم و خدا را مراقب شما.
    از آخرین باقی‏مانده اموال خدیجه برای خود و فاطمه و هر کس از بنی هاشم که قصد همراهی با شما را دارد، شتر و زاد و توشه بخر و بعد از رد امانت‏ها، دیگر درنگ نکن... .»
    ابوعبیده (نوه عمار یاسر) می‏گوید: «فرزند ابی رافع این مطالب را به نقل از پدرش گفت. من پرسیدم: مگر رسول خدا مال و ثروتی قابل توجه داشت که دو شتر برای سفر خودش خرید و به امیر مؤمنان هم سفارش کرد زاد و توشه دیگر مهاجران را تهیه کند؟
    ابی رافع پاسخ داد: پدرم گفت: پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: هیچ مال و ثروتی برای من سودمندتر از اموال خدیجه نبود. ابی رافع افزود: پدرم گفت: از آخرین موارد مصرف اموال خدیجه خرید زاد و توشه برای مسلمانان مستضعف بود که قصد داشتند به مدینه هجرت کنند.
    سفر اکثر مسلمانان با اموال خدیجه ممکن شد. آخرین آن‏ها هم قافله‏ای بود که امیر المؤمنین آن را سرپرستی کرد.»(۲۸)
    یک نکته
    شهید مطهری رحمه‏الله به نکته‏ای اساسی در (اموال خدیجه و شمشیر علی) اشاره دارد که آگاهی از آن جهت روشن شدن ذهن مخاطبان ضروری است. زیرا وقتی گفته می‏شود اسلام با مال خدیجه و شمشیر علی پیش رفت، چنین به نظر می‏رسد که دین اسلام با همان زر و زور پیش رفته است.
    شهید پاسخ مناسبی به این شبهه می‏دهد و می‏نویسد: «اگر دینی با زور پیش برود، آن چه دینی می‏تواند باشد؟ آیا قرآن در یک جا دارد که دین اسلام با زر و زور پیش رفت؟ آیا علی علیه‏السلام یک جا گفت که دین اسلام با زر و زور پیش رفت؟ شک[ی وجود] ندارد که مال خدیجه به درد مسلمین خورد اما آیا مال خدیجه صرف دعوت اسلام شد؟ یعنی خدیجه پول زیادی داشت پول خدیجه را به کسی دادند و گفتند بیا مسلمان شو؟ آیا یک جا انسان در تاریخ چنین چیزی پیدا می‏کند؟ یا نه، در شرایطی که مسلمین و پیغمبر اکرم در نهایت درجه سختی و تحت فشار بودند، جناب خدیجه علیهاالسلام مال و ثروت خودش را در اختیار پیامبر گذاشت، ولی نه برای این که پیامبر ـ العیاذ بالله ـ به کسی رشوه بدهد و تاریخ نیز هیچ گاه چنین چیزی را نشان نمی‏دهد... پس اگر مال خدیجه نبود، فقر و تنگدستی شاید مسلمین را از پا در می‏آورد، مال خدیجه خدمت کرد، اما نه خدمت رشوه دادن... بلکه خدمت به این معنی که مسلمانان گرسنه را نجات داد. شمشیر علی بدون شک به اسلام خدمت کرد.... در شرایطی که شمشیر دشمن آمده بود، ریشه اسلام را بکند.»(۲۹)
    ________________________________________

    ـ تاریخ خمیس، ج ۱، ص ۲۶۳.
    ۲ ـ ریاحین الشریعه، ج ۲، ص ۲۰۲.
    ۳ ـ اعلام النبلا، ج ۲، ص ۱۱۱. اسد الغابه، ج ۳، ص۲۱.
    ۴ ـ استیعاب، ج ۴، ص ۱۸۱۷.
    ۵ ـ درباره سال ازدواج تاریخ خمیس، ج ۱، ص ۲۶۴. سیره حلبی، ج ۱، ص ۴۰، مشهور ۴۰ سالگی است.
    ۶ ـ الفصول المهمه، ص ۲۹.
    ۷ ـ کفایه الطالب، ص ۲۰۶.
    ۸ ـ امیرالمؤمنین در عهد پیامبر، صادق صدر، ص ۵۹.
    ۹ ـ فروغ ولایت، ص ۱۷، به نقل از کشف الغمه، ج ۱، ص ۹۰.
    ۱۰ ـ نهج البلاغه عبده، ج ۲، ص ۱۸۲، خطبه قاصعه.
    ۱۱ ـ نهج البلاغه عبده، ج ۲، ص ۱۸۲.
    ۱۲ ـ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ۱۳، ص ۲۰۸.
    ۱۳ ـ مستدرک حاکم، ج ۳، ص ۱۳۶ـ ج ۳ الغدیر، ص ۱۹۱ تا ۲۱۳ را بخوانید.
    ۱۴ ـ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۲۱۳.
    ۱۵ ـ امیرالمؤمنین در عهد پیامبر، محمد صادق صدر، ترجمه دکتر سید جمال موسوی، ص ۸۹، نقل از سیره سید احمد زینی بن دحلال، ص ۱۰۴.
    ۱۶ ـ نهج البلاغه، خطبه قاصعه.
    ۱۷ ـ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ۱۳، ص ۱۹۷.
    ۱۸ ـ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۲۰۸.
    ۱۹ ـ مستدرک حاکم، ج ۳، ص ۱۸۵؛ سبط جوزی، در تذکره الخواص، ص ۱۷۰؛ استیعاب، ج ۱۴، ص ۱۱۱.
    ۲۰ ـ سیره ابن هشام، ج ۲، ص ۱۰۳، ۳۵۳، ۳۵۴.
    ۲۱ ـ همان، ج ۲، ص ۱۰۳.
    ۲۲ ـ ریاحین الشریعه، ج ۲، ص ۲۰۹، نقل از بحارالانوار، ج ۶.
    ۲۳ ـ اعلام النبلا، ج ۲، ص ۱۱۱، تاریخ طبری، ج ۱۱، ص ۵۹۳.
    ۲۴ ـ نهایه الارب، ج ۱۸، ص ۱۷۱.
    ۲۵ ـ استیعاب، ج ۴، ص ۱۸۸۲؛ مقاتل الطالبین، ص ۱۳۰.
    ۲۶ ـ من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص ۵۹۶.
    ۲۷ ـ کشف الغمه، ج ۲، ص ۱۳۱؛ بحار الانوار، ج ۱۶، ص ۱۸.
    ۲۸ ـ بحار، ج ۱۹، ص ۶۳.
    ۲۹ ـ سیری در سیره نبوی، صص ۲۴۸ ـ ۲۴۵.

    اصحاب اهل بیت (علیهم السلام)
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  4. #14
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اصحاب اهل بیت (علیهم السلام)






    اولین بانوی اسلام

    پیامبر اکرم(ص) به خدیجه(س)، اولین و برترین همسرش، عشق‏می‏ورزید و علاقه نشان می‏داد; هرگاه در طول زندگی‏اش نام خدیجه‏به میان می‏آمد، از او به بزرگی یاد می‏فرمود و برایش استغفارمی‏کرد. ابن عباس می‏گوید: روزی رسول خدا(ص) چهار خط روی زمین‏کشید و فرمود: آیا می‏دانید اینها چیست؟ عرض کردیم: خدا و فرستاده‏اش داناترند. پیامبر(ص) فرمود: برترین زنان بهشت، چهار نفرند: خدیجه دخترخویلد، فاطمه دختر محمد، مریم دختر عمران، و آسیه دختر مزاحم (همسر فرعون)
    حضرت در روایتی دیگر فرمودند:خداوند چهار زن را از میان زنان برگزید:مریم، آسیه، خدیجه و فاطمه.
    عایشه می‏گوید: به هیچ کس به اندازه خدیجه حسرت نبردم; چون‏پیامبر(ص) بسیار او را یاد می‏کرد.
    پیامبر اکرم(ص) به حضرت خدیجه بسیار مهر می‏ورزید; چون می‏دیدجبرئیل سلام الله علیه و خدا او را دوست دارند.
    امام باقر(ع) می‏فرماید: پیامبر(ص) هنگام بازگشت از معراج ازجبرئیل پرسید: چه حاجتی دارید؟ جبرئیل گفت: تقاضای من این است که از جانب خدا و خودم به حضرت‏خدیجه سلام برسانید.
    وقتی پیامبر(ص) سلام جبرئیل و خدا را به حضرت خدیجه ابلاغ کرد،خدیجه گفت: خداوند خود سلام است، سلام از او و به سوی اوست; و برجبرئیل سلام‏باد.
    جبرئیل همچنین فرمود: من مامورم خدیجه را به خانه‏ای بلورین‏در بهشت که با گوهرهای مختلف آراسته است. بشارت دهم.
    راز محبت
    تاریخ راز محبت رسول خدا(ص) به خدیجه را چنین بازگفته است:اخلاق پسندیده.
    حضرت خدیجه(س) حتی در عصر جاهلیت از اخلاق نیک بهره می‏برد.حضرت ابوطالب(ع) هنگام ازدواج پیامبر با خدیجه(س) که ۱۵ سال‏قبل از بعثت پیامبر(ص) بود. وی را چنین ستود: «ان خدیجه امراه کامله میمونه فاضله تخشی العار و تحذرالشنار» همانا خدیجه، بانویی کامل، پرمیمنت و مبارک و زیبنده‏است. بانویی که ساحتش از هر ننگ و بدنامی دور بوده، با شخصیت وآبرومند است.
    پیامبر(ص) هنگام ازدواج با خدیجه به عموهایش فرمود: «ای‏عموها! بروید او را برایم خواستگاری کنید... آنچه من در باره‏خدیجه می‏دانم، شما نمی‏دانید.» نبی گرامی اسلام، با این جمله‏حضرت خدیجه را در اوج عظمت قرار داد. حضرت خدیجه با وجودزیبایی ظاهر و برخورداری از تمام صفات عالی زنانه، هرگزدر جامعه فاسد آن روزگار خود را نباخت و به چنان درجه‏ای ازکمال و پاکی دست‏یافت که به وی لقب (طاهره) دادند.
    در کتابهای تاریخ و سیره چنین می‏خوانیم: «حضرت خدیجه باشرافت‏ترین و ثروتمندترین و زیباترین زنان قریش بود و درجاهلیت‏به «طاهره‏» و «سیده قریش‏» معروف بود و هر قبیله‏ای‏اصرار داشت‏به وی تقرب جوید.»
    افتخار مادری فرزندان رسول خدا (ص)
    حضرت خدیجه(س) افتخار مادری فرزندان خاتم پیغمبران(ص) رادارد.پیامبر(ص) تنها از «ماریه‏» و خدیجه دارای فرزند شد.«ابراهیم‏»، فرزند ماریه، در کمتر از دو سالگی درگذشت.بنابراین تمام فرزندان رسول خدا(ص) از حضرت خدیجه(س) است.
    امام صادق(ع) فرمود: روزی پیامبر خدا(ص) داخل خانه شد. ناگاه‏دریافت عایشه بر فاطمه(س) فریاد می‏زند و می‏گوید: و الله ای‏دختر خدیجه! تو را هرگز نمی‏بینم مگر اینکه مادرت بر ما برتری‏داده می‏شود، در حالی که او هیچ برتری بر ما نداشت و مثل ما بود.پیامبر(ص) سخنهای وی را شنید. وقتی حضرت فاطمه (س) پدربزرگوارش را دید، گریست، پیامبر(ص) فرمود: دخترم! چرا گریه‏می‏کنی؟! فاطمه گفت: مادرم را یاد کردم، تحقیرش کردند.پیامبر(ص) غمگین شد و فرمود: حمیرا! ساکت‏باش. خداوند متعال‏زنی را مبارک قرار داده است که از همه دوست داشتنی‏تر باشد وفرزند بیشتری بیاورد. تمام فرزندان من از خدیجه است; عبد الله،قاسم، فاطمه، رقیه، ام کلثوم و زینب همه از خدیجه متولد شدند.اما خداوند تو را نازا قرار داد و من هیچ فرزندی از تو ندارم.

    اصحاب اهل بیت (علیهم السلام)
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  5. #15
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اصحاب اهل بیت (علیهم السلام)





    دوست داشتن صفات پیامبر (ص)
    حضرت خدیجه، بعد از وفات دو شوهرش (عقیق بن خالد مخزومی و ابن‏هاله بن منذر اسدی) خواستگاران زیادی داشت. طبری می‏گوید: تمام‏قریش خواستگار خدیجه بودند.سران و ثروتمندان عرب به‏خواستگاری‏اش شتافتند اما جواب رد شنیدند.
    به تصریح بیشتر تاریخ‏نویسان، بانوی قریش خود به طور مستقیم‏تقاضای ازدواج با محمد (ص) را با وی در میان گذاشت و به امین‏قریش گفت: «ای پسر عمو! من به خاطر خویشاوندی، شرافت تو در میان مردم،امانت، خوشی خلقی و راستگویی‏ات، به تو تمایل پیدا کردم.»
    گروهی از زنان جاهل و مغرض قریش او را سرزنش کردند و گفتند: «خدیجه با آن همه شوکت‏با یتیم ابو طالب محمد (ص) که تهیدست وفقیر است، ازدواج کرده، آیا این ننگ نیست؟»
    خبر این سرزنش‏هاو یاوه‏سرایی‏ها به خدیجه رسید، آن بانوی خردمند دستور دادغذای مطبوعی آماده کنند و آن زنان را به صرف نهار فرا خوانند.وقتی میهمانان غذا خوردند، به آنها گفت: «ای گروه زنان! شنیدم شوهران شما(و شما) در مورد ازدواج من‏با محمد(ص) خرده گرفته‏اید. من از شما می‏پرسم آیا در میان شماشخصی نظیر محمد(ص) وجود دارد؟ آیا در سراسر مکه و اطراف آن،شخصیتی با جمال و کمال همانند محمد (ص) از جهت فضایل و اخلاق‏نیک می‏یابید؟! من به خاطر این کمالات عالی او با او ازدواج‏کردم...بنابراین، سزاوار یست‏بیهوده سخن بگویید.»
    دوست داشتن دوستان پیامبر(ص)
    حضرت خدیجه در پرتو هوش و ایمانش به دقت‏به پیامبر گرامی‏اسلام (ص) می‏نگریست; هرکس را که پیامبر دوست داشت او نیز دوست‏می‏داشت، مهر می‏ورزید و از دشمنانش دوری می‏جست.
    وقتی دریافت پیامبر(ص) به علی که کودکی خردسال بود، بسیارعلاقه‏نشان می‏دهد و او را در دامان خود می‏پرورد، به علی(ع) مهرورزید و در مراقبت از وی کوشید. او کنیزهایش را به یاری‏علی(ع) می‏فرستاد.
    خدمتکارانش را وا می‏داشت علی(ع) را بر دوش خویش نشانند و خودنیز او را نوازش می‏کرد. محبت او به علی(ع) چنان بود که مردم‏می‏گفتند: «علی(ع) نور چشم محمد و خدیجه است.» او برای آشکارساختن محبت‏خویش به علی(ع) و خاندانش، هدایای بسیار به خانه‏ابوطالب می‏فرستاد....»
    اولین زن مؤمن
    اولین زنی که به پیامبر(ص) ایمان آورد، حضرت خدیجه است.امیر المؤمنین(ع) فرمود: «من اولین کسی هستم که به پیامبرایمان آوردم و تا سه سال کسی جز من و خدیجه دختر خویلد که‏خداوند او را رحمت کند. آن حضرت را تصدیق نکرد و با او نمازنخواند.» روزی یکی‏از همسران پیامبر (ص) گفت: چرا گریه می‏کنی؟!آیا برای پیرزنی گندمگون از فرزندان اسد، گریه می‏کنی؟! پیامبرفرمود: «صدقتنی اذ کذبتم امنت‏بی اذ کفرتم و ولدت لی اذ عقمتم.» هنگامی که شما مرا تکذیب می‏کردید، او تصدیقم کرد و هنگامی که‏کافر بودید، به من گروید و برایم فرزندانی آورد، در حالی که‏شما نازایید.
    ایثار و مقاومت
    حضرت خدیجه قبل از ازدواج با پیامبر(ص) ثروتمندترین زن‏جزیره العرب بود. حدود هشتاد هزار شتر داشت و کاروانهای‏تجاری‏اش شب و روز در طائف، یمن، شام، مصر و دیگر مناطق درحرکت‏بودند. او غلامان و کنیزان و اموال بسیار داشت که همه رابدون هیچ اکراه و منتی در اختیار پیامبر(ع) قرار داد. به پسرعموی خود ورقه‏بن نوفل گفت: برو به مردم اعلام کن که خدیجه تمام اموالش را به حضرت محمد(ص)هدیه کرده است. خداوند متعال نیز هرگز در مقابل این همه ایثارو مقاومت در راه حبیبش رسول خدا(ص)، خدیجه(س) را از یاد نبرد،او را در دنیا به مادری حضرت زهرا(س) مفتخر ساخت و در آخرت‏جایگاهی ویژه به وی بخشید. امام صادق(ع) می‏فرماید: «وقتی حضرت خدیجه از دنیا رفت، فاطمه(س) گرد رسول خدا(ص)می‏گشت و می‏گفت: پدر! مادرم کجاست؟ جبرئیل نازل شد و گفت: پروردگارت تو را مامور ساخته تا سلامش‏را به فاطمه(س) ابلاغ کنی و به او بگویی که حضرت خدیجه(س) درخانه‏ای بلورین که با طلا زینت‏شده و ستونهایی از یاقوت قرمزدارد. ساکن است. و آسیه و مریم بنت عمران با اویند. حضرت‏فاطمه(س) گفت: خداوند خود سلام است; سلام از او و به سوی‏اوست.» ۲یاور پیامبر(ص)۲ پیامبر خاتم(ص) بعد از آشکار ساختن‏اسلام، از طرف مشرکین و کفار آزار بسیار می‏دید تا جایی که‏فرمود: «ما اوذی نبی بمثل ما اوذیت‏» هیچ پیامبری به اندازه من‏آزرده نشد. ابن اسحاق می‏گوید: «خدیجه برای اسلام وزیری راستین‏بود و پیامبرخدا(ص) به وسیله او آرامش می‏یافت و تسلای خاطرپیدامی‏کرد.
    درسال پنجم یا ششم بعثت، پیامبر گرامی اسلام در موسم حج از کوه‏صفا بالا رفت و با صدای بلند فرمود: «یا ایها الناس انی رسول الله رب العالمین.» «ای مردم! من‏فرستاده خداوند پروردگار جهانیان هستم.» مردم به سوی اونگریستند. سپس رسول خدا بر کوه مروه رفت، دست‏برگوش نهاد و سه‏بار با صدای بلند فرمود: ای مردم! من فرستاده خدا هستم. دراین هنگام، بت‏پرستان با چهره خشم‏آلود به او چشم دوختند وابوجهل و مشرکان سنگبارانش کردند.
    در این هنگام، مردی به حضرت علی(ع) گفت: «محمد(ص) کشته شد.»حضرت علی(ع) سراسیمه به سوی خانه خدیجه(س) دوید و در را کوفت.خدیجه(س) فرمود: کیست؟ علی(ع): من هستم. خدیجه: محمد(ص) کجاست؟ علی(ع): خبر ندارم، ولی مشرکان سنگبارانش کردند. نمی‏دانم زنده‏است‏یا نه. مقداری آب و غذا بده و بیا به جستجویش بپردازیم که‏اکنون تشنه و گرسنه است. خدیجه(س) با برداشتن غذا و آب ازخانه بیرون آمد و همراه علی(ع) به طرف کوه حرکت کرد. او درکوه می‏گفت: «چه کسی از پیامبر برگزیده برایم خبر می‏آورد؟ چه کسی از بهارپسندیده‏ام آگاهم می‏سازد؟ چه کسی از آن که در راه خدا رانده‏شده، برایم سخن می‏گوید؟ چه کسی مرا از ابوالقاسم با خبرمی‏کند؟» خداوند پیامبر(ص) را نجات داد و جبرئیل در کنارش‏حضور یافته، به حضرت خدیجه(س) نگاه کرد و به رسول خدا(ص) عرض‏کرد: «آیا به خدیجه(س) نمی‏نگری که فرشتگان آسمان از گریه‏اش‏گریستند. او را به سوی خود بخوان، سلام مرا به او برسان و به‏وی بگو: خداوند به تو سلام می‏رساند; و او را به خانه‏ای دربهشت، که از قطعه‏ای بلورین ساخته شده و به سه طلا آراسته شده‏است و در آن هیچ‏گونه رنج و نگرانی نیست، مژده بده.»
    آنگاه پیامبر(ص) خدیجه(س) را دید و فرا خواند. وقتی خدیجه به‏رسول خدا(ص) نزدیک شد و چهره خونین او را دید، با آهی جانکاه‏گفت: «پدر و مادرم به فدایت، بگذار قطرات خون چهره‏ات بر زمین‏بریزد.» پیامبر(ص) فرمود: «می‏ترسم پروردگار بر اهل‏زمین‏خشم گیرد.»
    سرانجام شب فرا رسید و پیامبر(ص) در تاریکی شب همراه علی(ع) وخدیجه(س) به خانه باز گشت.
    حضرت آدم فرمود: «من در روز قیامت‏سید و سرور هستم ولی شخصی‏از فرزندان من به نام محمد(ص) که یکی از پیامبران است.
    ازجهاتی برمن برتری دارد. از جمله، او همسری به نام «خدیجه‏»خواهد داشت که یاور اوست; ولی همسرمن «حوا» چنین نیست.»


    اصحاب اهل بیت (علیهم السلام)
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  6. #16
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اصحاب اهل بیت (علیهم السلام)






    نگاهی به آموزه‏های تربیتی در زندگی حضرت خدیجه (سلام الله علیها)

    حضرت خدیجه همسر گرامی رسول اکرم صلی الله علیه و آله، ۶۸ سال پیش از هجرت نبوی صلی الله علیه و آله در شهر مکه به دنیا آمد . پدر وی خویلد بن اسد و مادرش فاطمه دختر زائده بن اصم می‏باشد .
    او در چهل سالگی با حضرت محمد صلی الله علیه و آله که ۲۵ سال از عمر شریفش را سپری کرده بود ازدواج نمود . بنابر قول مشهور ثمره ازدواج خدیجه شش فرزند به نام‏های قاسم، عبدالله، رقیه، زینب، ام‏کلثوم و فاطمه علیها السلام بود . قبل از اسلام وی به خاطر دارا بودن صفات پسندیده و فضائل اخلاقی و پاکدامنی، «طاهره‏» لقب گرفت . ثروت خدیجه در میان اهل مکه بی‏نظیر بود و اهالی مکه با اموال وی به صورت مضاربه‏ای تجارت می‏کردند . خدیجه پس از ازدواج با پیامبر همه آن ثروت را در اختیار حضرت رسول نهاد و بدین ترتیب از جنبه اقتصادی دین اسلام را تقویت نموده و در گسترش آن نهایت تلاش خود را به جای آورد .
    مقام او در نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به حدی بود که در مدت ۲۵ سال زندگی مشترک با این بانوی با عظمت، آن حضرت به خاطر تکریم وی با هیچ زنی ازدواج نکرد و بهترین دوران جوانی خویش را به وی بخشید . بعد از رحلت‏حضرت خدیجه، رسول گرامی اسلام همیشه به یاد محبت‏ها و تلاش‏های او بود . بنابر برخی اقوال خدیجه قبل از ازدواج با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با دو نفر دیگر بنام‏های «ابو هاله بن زراره تمیمی‏» و «عتیق بن عائذ مخزومی‏» نیز ازدواج کرده بود . این یاور با وفای رسالت‏بعد از ۲۵ سال زندگی در کنار حضرت خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله در دهمین سال بعثت در ۶۵ سالگی و در دهم ماه رمضان چشم از جهان فرو بست و قلب رسول خدا صلی الله علیه و آله و مسلمانان را داغدار نمود .
    پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پیکر پاک او را در حجون با دست‏های خویش به قبر گذاشت و از شدت حزن و اندوه سال وفات او را که با فاصله اندکی از رحلت ابوطالب علیه السلام رخ داده بود، عام الحزن (سال اندوه) نامید . امیرالمؤمنین علی علیه السلام به پاس خدمات آن دو بزرگوار به جهان اسلام اشعاری جانسوز سروده و در بخشی از آن حزن و ماتم قلبی خویش را بیان داشته است:
    اعینی جودا بارک الله فیکما
    علی هالکین لا تری لهما مثلا
    علی سید البطحاء وابن رئیسها
    وسیده النسوان اول من صلی
    مهذبه قد طیب الله خیمها
    مبارکه والله ساق لها الفضلا
    فبت اقاسی منهما الهم والثکلا
    مصابهما ادجی الی الجو والهواء (۱)
    ای چشمان من! احسنت‏بر شما، [اشک بریزید] در فراق آن دو بزرگواری که نظیر ندارند . بر سرور سرزمین بطحاء و فرزند رئیس آن و بر بانوی بانوان که نخستین نمازگزار بود [ . آن بانوی] پاکدامنی که خداوند خصلت‏های او را پاکیزه کرده است [ . بانوی ] مبارکی که خداوند برتری را به سوی او رانده است .
    مصیبت این دو عزیز فضا را بر من تیره و تار ساخته و [از این پس] شب‏ها را در اندوه و حزن این دو سر می‏کنم .»
    در این نوشتار بر آن شدیم که نقش این بانوی خجسته را در گسترش آموزه‏های مکتب تربیتی اسلام مورد توجه قرار داده و مواردی قابل توجه از آن را به خوانندگان گرامی تقدیم داریم . به امید اینکه بتوانیم از این شخصیت‏برجسته و بانوی نمونه در جهان اسلام درس‏ها آموخته و با شناخت فضائل و مناقب آن بزرگوار، از او به عنوان اسوه و الگوی تربیتی پیروی کنیم .
    ۱- فضائل اخلاقی و علمی
    مطالعه تاریخ زندگی حضرت خدیجه علیها السلام نشان می‏دهد که او هم در دوران جاهلیت و هم بعد از بعثت‏خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله دارای فضائل اخلاقی و کمالات معنوی بوده است . او در جامعه خود به عنوان یک الگوی زن برتر، تاثیر بسزایی در گسترش صفات نیک انسانی داشته است . سخاوت، کرامت، ایثار و فداکاری، عفت و پاکدامنی، دوراندیشی و درایت و توجه به مستمندان، عطوفت و مهربانی و صبر و استقامت، از جمله فضیلت‏های پسندیده ایست که صفحات تاریخ این زن نمونه را نشان می‏دهد .
    به همین جهت آن بانوی یگانه در میان زنان رسول خدا صلی الله علیه و آله شرایط هم کفو بودن را احراز نمود و یک همتای واقعی برای حضرت محمد صلی الله علیه و آله بود . عدم ازدواج مجدد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در زمان حیات خدیجه کبری علیها السلام نشانگر جاذبه‏های معنوی و فضائل اخلاقی بی‏شمار در وجود آن حضرت است، که بدون تردید برخورداری از آن صفات نقش مهم و اساسی در زندگی رسول خدا صلی الله علیه و آله داشته است . به همین جهت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله این بانوی تربیت‏یافته را از برترین زنان بهشتی شمرده و می‏فرماید: «افضل نساء اهل الجنه خدیجه بنت‏خویلد وفاطمه بنت محمد ومریم بنت عمران وآثیه بنت مزاحم امراه فرعون (۲) ; بهترین زنان اهل بهشت عبارتند از: خدیجه دختر خویلد و فاطمه دختر محمد و مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم [یعنی] زن فرعون .»
    وفاداری این بانوی آسمانی در راه رسیدن به اهداف والای همسر خویش، مورد توجه سیره‏نویسان و محققان قرار گرفته است . او از اولین لحظات بعثت، به رسولخدا صلی الله علیه و آله ایمان آورد و تا آخرین لحظات برایمان خود پای فشرد و لحظه‏ای شک و تردید به دل راه نداد .
    گذشته از فضائل اخلاقی، او از کمالات علمی نیز برخوردار بود . تاریخ گواهی می‏دهد که خدیجه در مورد دانش عصر خود اطلاعات فراوانی داشت و از کتاب‏های آسمانی آگاه و از نظر عقل و درایت و زیرکی بر تمام زنان حتی بسیاری از مردان معاصر برتری داشت . بنابراین او دارای تمام کمالات و امتیازهایی بود که یک زن می‏تواند داشته باشد .
    با توجه به نکات یاد شده، خدیجه به عنوان اولین بانوی مسلمان در ترویج فرهنگ اسلامی و الگوهای یک زن مسلمان و با کمال نقش والای خود را ایفا کرده است و بانوان بسیاری از تربیت عملی وی درس‏ها آموخته‏اند . اهمیت فضائل اخلاقی و کمالات انسانی در وجود این بانوی با فضیلت آنگاه به اوج خود می‏رسد که نگاهی به وضع زن در ایام جاهلیت و قبل از بعثت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بیندازیم .
    زن در آن روز نه تنها از حقوق خود محروم بود و با رقت آورترین وضع زندگی می‏کرد، بلکه به عنوان مایه ننگ و عار و موجودی شوم زنده به گور می‏شد . خدیجه در چنین عصری اثبات نمود که یک زن نه تنها حق حیات دارد و باید حقوق مسلم خود را استیفا نماید، بلکه می‏تواند با اعمال شایسته و تلاش و کوشش، به مرحله‏ای برسد که خداوند متعال به او سلام برساند; همچنان که امام باقر علیه السلام از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل می‏کند: شبی که در معراج بودم، به هنگام بازگشت از سفر معراج به جبرئیل گفتم: ای جبرئیل! آیا خواسته‏ای از من داری؟ گفت: خواهش من این است که از طرف خداوند و من، به خدیجه سلام برسانی . (۳)
    ۲- پرورش فرزندان صالح
    بدون تردید، مادر به عنوان مؤثرترین عامل محیطی و وراثتی در پرورش و رشد شخصیت کودک نقش به سزایی دارد . حضرت خدیجه علاوه بر این که به نص قرآن مادر روحانی همه مؤمنین است، به عنوان مادری شایسته و با ایمان در دامن خویش فرزندان نیک و صالحی برای رسول‏الله صلی الله علیه و آله تربیت نمود . وی شش فرزند برای پیامبر به دنیا آورد و در دامن پر مهر خویش پرورش داد که در میان آن‏ها حضرت فاطمه علیها السلام از رتبه خاصی برخوردار است . دختری که رهبری اسلام بعد از پیامبر اکرم و علی علیه السلام از نسل او پدید آمد و ادامه یافت .
    این دختر با مادرش آنچنان ارتباط تنگاتنگ داشت که هنگام رحلت‏حضرت خدیجه، فاطمه علیها السلام که در حدود پنج‏سال داشت‏شدیدا بی‏تابی می‏کرد و به دور پدر بزرگوارش می‏چرخید و می‏گفت: «یا ابه این امی; پدر جان! مادرم کجاست؟» حضرت جبرئیل نازل شد و فرمود: یا رسول‏الله! خداوند می‏فرماید: سلام ما را به فاطمه برسان و به او اطلاع بده که مادرش خدیجه در خانه‏های بهشتی با آسیه و مریم زندگی می‏کند . (۴)
    این دختر پاکیزه، هنگام رحلت مادر وقتی احساس کرد که حضرت خدیجه شدیدا در فراق او و پدر ارجمندش ناراحت است و نگران تنهایی و بی‏یاوری حضرت محمد صلی الله علیه و آله می‏باشد، به مادرش دلداری داده و گفت: «یا اماه! لاتحزنی ولاترهبی فان الله مع ابی (۵) ; مادر جان! اندوهگین و مضطرب نباش، زیرا خداوند یار و یاور پدرم می‏باشد .»
    امامان معصوم علیهم السلام نیز همیشه به وجود چنین مادری افتخار می‏کردند; همچنانکه حضرت مجتبی علیه السلام هنگامی که با معاویه مناظره می‏کرد، در مورد یکی از علل انحراف معاویه از محور حق و انحطاط اخلاقی وی و سعادت و خوشبختی خود به نقش مادر در تربیت افراد اشاره کرده و فرمود: معاویه! چون مادر تو «هند» و مادربزرگت «نثیله‏» می‏باشد [و در دامن چنین زن پست و فرومایه‏ای پرورش یافته‏ای] این گونه اعمال زشت از تو سر می‏زند و سعادت ما خانواده در اثر تربیت در دامن مادرانی پاک و پارسا همچون خدیجه علیها السلام و فاطمه علیها السلام می‏باشد . (۶)
    امام حسین علیه السلام در روز عاشورا برای معرفی خویش و آگاه کردن دل‏های بیدار، به مادرش فاطمه علیها السلام و مادربزرگ شایسته و فداکارش حضرت خدیجه اشاره نموده و فرمود: «انشدکم الله هل تعلمون ان امی فاطمه الزهراء بنت محمد؟ ! قالوا: اللهم نعم . . . انشدکم الله هل تعلمون ان جدتی خدیجه بنت‏خویلد اول نساء هذه الامه اسلاما؟ ! قالوا: اللهم نعم (۷) ; شما را به خدا قسم می‏دهم! آیا می‏دانید که مادر من «فاطمه زهرا» دختر محمد [مصطفی صلی الله علیه و آله ] است؟ ! گفتند: آری [ . . . فرمود: ] شما را به خدا قسم می‏دهم! آیا می‏دانید که مادربزرگ من خدیجه دختر خویلد، نخستین زنی است که اسلام را پذیرفت؟ ! گفتند: آری .»
    حضرت خدیجه علاوه بر اینکه در دامان پر مهر و عطوفت‏خویش فرزندان پیامبر را پرورش داد، فرزندان شایسته‏ای را نیز قبل از ازدواج با پیامبر تربیت کرده بود که از جمله آن‏ها هند بن ابی هاله می‏باشد . او (هند) در مدت سه شبانه روزی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در هنگام هجرت در غار ثور مخفی شده بود، به همراه علی علیه السلام دور از چشم مشرکان مکه محرمانه به پیامبر صلی الله علیه و آله آذوقه می‏برد و برمی‏گشت . وی مردی بزرگوار، شریف، فصیح و محدث بود و از شوهر دیگر خدیجه بنام ابی هاله بن زراره تمیمی متولد شده بود . (۸)
    هند پسر خدیجه همان کسی است که امام حسن علیه السلام به عنوان دایی خود از وی نام می‏برد . وی اوصاف و شمایل رسول خدا صلی الله علیه و آله را برای امام مجتبی علیه السلام توصیف می‏کرد و بسیار مورد علاقه رسول‏الله صلی الله علیه و آله بود . او بت‏های مشرکان را می‏شکست (۹) و در جنگ جمل در رکاب حضرت علی علیه السلام به شهادت رسید . (۱۰) و (۱۱)
    ۳- توجه به نیازهای عاطفی و خواسته‏های فرزندان
    مهرورزی و محبت‏به کودکان و رفع نیازهای معنوی و عاطفی فرزندان، یکی دیگر از اصول تربیتی اسلام می‏باشد . حضرت خدیجه به عنوان یک مادر دلسوز و مربی آگاه در این مورد حساسیت ویژه‏ای داشت . ماجرای زیر بیانگر این ویژگی حضرت خدیجه می‏باشد .
    در ایام بیماری خدیجه که به مرگ وی انجامید، روزی اسماء بنت عمیس به عیادتش آمد، او خدیجه را گریان و ناراحت مشاهده کرد و به او دلداری داده و گفت: تو از بهترین زنان عالم محسوب می‏شوی، تو تمام اموالت را در راه خداوند بخشیدی، تو همسر رسول گرامی اسلام هستی و بارها تو را به بهشت‏بشارت داده است . با این همه چرا گریان و نگران هستی؟
    خدیجه علیها السلام فرمود: اسماء! من در فکر این هستم که دختر هنگام زفاف نیاز به مادر دارد تا نگرانی‏ها و اسرارش را به مادر بگوید و خواسته‏هایش را به عنوان محرم اسرار مطرح نماید، فاطمه علیها السلام کوچک است، می‏ترسم کسی نباشد که متکفل کارهای وی در هنگام عروسی شود و برایش مادری کند
    اسماء بنت عمیس گفت: ای بانوی من! نگران نباش من با تو عهد می‏کنم که اگر تا آن موقع زنده ماندم به جای تو برای فاطمه مادری کنم و نیازهای روحی و عاطفی وی را برطرف نمایم .
    بعد از وفات خدیجه علیها السلام هنگامی که شب زفاف حضرت فاطمه علیها السلام فرا رسید، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: همه زن‏ها از اتاق عروس خارج شوند و کسی در آنجا باقی نماند . همه رفتند، اما پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله متوجه شد که هنوز اسماء بنت عمیس در اتاق باقی مانده است . فرمود: آیا نگفتم همه زنان بیرون روند؟ اسماء گفت: چرا یا رسول‏الله من شنیدم و قصد مخالفت‏با فرمایش شما رانداشتم، ولی عهد من با خدیجه مرا بر آن داشت که در این‏جا بمانم; چون با خدیجه پیمان بسته‏ام که در چنین شبی برای فاطمه مادری کنم . (۱۲)
    حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله با شنیدن این سخن به گریه در آمد و فرمود: تو را به خدا سوگند برای این کار ایستاده‏ای؟ اسماء عرض کرد: آری . پیامبر صلی الله علیه و آله دست‏به دعا برداشته و برای اسماء بنت عمیس دعا کرد . (۱۳)
    همچنین حضرت خدیجه در مورد آینده دختر خردسال خویش خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دغدغه‏هایی را به این ترتیب بیان نمود: یا رسول‏الله! این دختر من - با اشاره به حضرت فاطمه علیها السلام - بعد از من غریب و تنها خواهد شد . مبادا کسی از زنان قریش او را آزار برساند، مبادا کسی به صورتش سیلی بزند، مبادا کسی صدای خود را بر روی او بلند کند، مبادا کسی با او رفتاری تند و خشن داشته باشد . (۱۴)
    ۴- رعایت آیین شوهرداری
    یکی از برنامه‏های تربیتی اسلام، آموزش آیین شوهرداری به بانوان می‏باشد . اگر به آمار اختلافات خانوادگی و طلاق و ناهنجاری‏های خانواده‏ها توجه شود، بخش قابل توجهی از این مشکلات به رفتارهای بانوان و زنان و دختران جوان بر می‏گردد و این همه، به خاطر ناآگاهی و عدم توجه به حقوق شوهران، رعایت نکردن آداب معاشرت، عدم آگاهی از اصول شوهرداری در اسلام است . حضرت خدیجه علیها السلام در ترویج آیین شوهرداری اسلامی و رعایت‏حقوق همسر، نهایت تلاش را به عمل می‏آورد .
    حضرت خدیجه علیها السلام با شیوه‏های مختلفی فضای خانواده را آرام نگاه داشته و امنیت روحی و روانی را برای شوهر و فرزندان برقرار و زمینه را برای رشد فضائل اخلاقی فراهم می‏آورد . در اینجا به برخی از روش‏های تکریم شوهر و همسرداری حضرت خدیجه اشاره می‏کنیم:
    الف) ابراز محبت:
    حضرت خدیجه در فرصت‏های مناسب به همسر گرامی خویش ابراز علاقه و محبت می‏کرد . او در قالب اشعاری زیبا درباره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، مکنونات قلبی خویش را چنین ابراز می‏دارد:
    فلو اننی امشیت فی کل نعمه
    ودامت لی الدنیا وملک الاکاسره
    فما سویت عندی جناح بعوضه
    اذا لم یکن عینی لعینک ناظره (۱۵)
    «اگر تمام نعمت‏های دنیا و سلطنت‏های پادشاهان را داشته باشم و ملک آن‏ها همیشه از آن من باشد، به نظر من به اندازه بال پشه‏ای ارزش ندارد زمانی که چشم من به چشم تو نیفتد .»
    ب) طرح غیرمستقیم خواسته‏ها
    بدون شک هر زنی از شوهر خویش انتظارات و توقعاتی دارد . این در خواست‏های معقول زن، اگر در محیطی محبت‏آمیز و همراه با حفظ حریم‏های اخلاقی باشد، امری پسندیده‏تر و جذاب خواهد بود . اگر این خواسته‏ها به صورت غیرمستقیم انجام گیرد، در تحکیم روابط خانوادگی و افزایش محبت تاثیری فوق العاده خواهد داشت . حضرت خدیجه علیها السلام خدمات زیادی را در خانه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله انجام داده و صدمات فراوانی متحمل شده بود، از این رو به صورت طبیعی می‏توانست انتظارات و توقعاتی را نیز از آن حضرت داشته باشد، اما او هیچ‏گاه خواسته‏های شخصی خویش را به صورت مستقیم بیان نمی‏کرد بلکه سعی می‏کرد آن‏ها را به عنوان یک پیشنهاد و یا خواهش غیر مهم و در کمال ادب و احترام مطرح نماید .
    حضرت خدیجه در آستانه وفات خویش هنگامی که وصیت‏های خود را بیان می‏کرد، آن‏ها را در قالب یک گفت و گوی صمیمانه و محبت‏آمیز مطرح نمود . وی خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله عرض کرد: «یا رسول‏الله! چند وصیت دارم، البته من در حق تو کوتاهی کردم، مرا عفو کن .
    پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: هرگز از تو تقصیری مشاهده نکردم . تو نهایت درجه تلاش خود را به کار گرفتی و در خانه من زحمات و مشکلات زیادی را متحمل شدی و تمام دارایی خود را در راه خدا مصرف کردی . حضرت خدیجه علیها السلام عرض کرد: یا رسول‏الله! می‏خواهم خواسته‏ای را توسط دخترم فاطمه به شما برسانم و شرم دارم آن را مستقیما بازگو نمایم .
    پیامبر از منزل خدیجه بیرون رفت . آن‏گاه خدیجه دخترش فاطمه را صدا کرد و به او گفت: عزیزم! به پدر بزرگوارت بگو که مادرم می‏گوید: من از قبر هراسناکم، دوست دارم مرا در لباسی که هنگام نزول وحی به تن داشتی کفن کرده و در قبر بگذاری . فاطمه علیها السلام به نزد پدر آمده و پیام مادرش را رساند . پیامبر صلی الله علیه و آله آن لباس را برای خدیجه فرستاد . هنگامی که فاطمه علیها السلام آن را آورد، نشاط زایدالوصفی وجود خدیجه را فرا گرفت . آنگاه حضرت خدیجه با دلی آرام چشم از جهان فرو بست . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مشغول تجهیز و غسل و حنوط وی شد، هنگامی که خواست‏خدیجه را کفن کند، حضرت جبرئیل امین نازل شد و گفت: یا رسول‏الله! خداوند سلام می‏رساند و می‏فرماید: کفن خدیجه به عهده ماست و آن یک کفن بهشتی خواهد بود . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله اول با پیراهن خود و از روی آن با کفن بهشتی خدیجه را کفن کرد .
    ج) دلجویی و دلداری همسر
    خانواده کانون آرامش و راحتی بخش هر انسانی است . مردی که در بیرون خانه با هزاران مشکل و گرفتاری رو به روست و گاهی در راه رسیدن به هدف و کسب روزی حلال سخنان ناروا شنیده و لطمات روحی و جسمی زیادی را متحمل می‏شود، انتظار دارد که کسی از وی دلجویی کرده و حرف دلش را شنیده و با کلمات شفابخش و برخوردهای آسایش آفرین مرهم گذار دردهای انباشته در دل او باشد .
    حضرت خدیجه چنین همسری برای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بود . مشرکان با سخنان توهین‏آمیز و اعمال وقیحانه‏ای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را ناراحت می‏کردند و از این ناحیه مشکلات فراوانی پیش روی پیامبر اکرم بود، اما همه این گرفتاری‏ها به وسیله خدیجه علیها السلام جبران می‏شد . او شخص پیامبر و مشکلات آن حضرت را آگاهانه درک می‏کرد و بدین جهت در پیشرفت اهداف آن حضرت تلاش می‏نمود و سخنانش را تصدیق می‏کرد و او را از تمام غم‏ها و غصه‏ها می‏رهانید .
    علامه سید شرف الدین در این مورد می‏نویسد: «او مدت ۲۵ سال با پیامبر صلی الله علیه و آله زندگی کرد بدون آنکه زن دیگری در زندگی او شریک شود و اگر در حیات باقی می‏ماند، پیامبر باز هم شریک دیگری انتخاب نمی‏کرد . او در تمام طول زندگی زناشویی شریک درد و رنج پیامبر صلی الله علیه و آله بود، زیرا با مال خود به او نیرو می‏بخشید و با گفتار و کردار از او دفاع می‏نمود و به او در مقابل عذاب و درد کافران که در راه رسالت و ادای آن نصیبش می‏کردند تسلی می‏داد . او به همراه علی علیه السلام هنگام نزول نخستین وحی آسمانی به پیامبر صلی الله علیه و آله، در غار حرا بود . (۱۶) »
    پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مورد همسر گرامی خویش می‏فرماید: «خدیجه زنی بود که چون همه از من روی می‏گردانیدند او به من روی می‏کرد و چون همه از من می‏گریختند، به من محبت و مهربانی می‏کرد و چون همه دعوت مرا تکذیب می‏کردند به من ایمان می‏آورد و مرا تصدیق می‏کرد .
    در مشکلات زندگی مرا یاری می‏داد و با مال خود کمک می‏کرد و غم از دلم می‏زدود . (۱۷) »
    خدیجه آنچنان در روح و جان همسر بزرگوارش تاثیر گذاشته بود که مدت‏ها بعد از رحلت‏حضرت خدیجه علیها السلام، هرگاه حضرت رسول صلی الله علیه و آله گوسفندی را ذبح می‏کرد، می‏فرمود سهمی هم به دوستان خدیجه بفرستید، زیرا من وست‏خدیجه را هم دوست می‏دارم .
    ۵- برترین معیارهای انتخاب همسر
    هر جوانی در زندگی خویش نیاز به ازدواج دارد و ازدواج در اسلام، یک امر مقدس و عبادت محسوب می‏شود . دختر و پسری که می‏خواهند به سوی امر مقدس ازدواج قدم بردارند، اولین گام را از خود دوستی به سوی غیردوستی بر می‏دارند، آنان با امضای پیمان مقدس زناشویی از دایره خودخواهی بیرون رفته و با وارد شدن‏به مرحله جدیدی از زندگی، بخشی از کمبودهای خود را جبران می‏کنند که از جمله آن‏ها می‏توان به بقای نسل، رسیدن به آرامش و سکون، تکمیل و تکامل، تامین نیاز جنسی، سلامت و امنیت اجتماعی و تامین نیازهای روحی و روانی اشاره کرد . اما در این میان مهم‏ترین دغدغه‏های هر دختر و پسر جوان که در آستانه ازدواج قرار می‏گیرد، برترین معیارها و ملاک‏های ازدواج در انتخاب همسر آینده‏اش می‏باشد .
    حضرت خدیجه علیها السلام به عنوان الگوی دختران و زنان مسلمان در مورد انتخاب حضرت محمد صلی الله علیه و آله به عنوان همسر آینده خویش ملاک‏ها و اصولی را مطرح می‏کند که از گفت و گوی وی با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله معلوم می‏شود .
    خدیجه هنگام پیشنهاد ازدواج با رسول خدا صلی الله علیه و آله به وی گفت: به خاطر خویشاوندیت‏با من، بزرگواریت، امانتداری تو در میان مردم، اخلاق نیک و راست گوئیت، مایلم با تو ازدواج کنم . (۱۸)
    ارزش این انتخاب خدیجه آنگاه نمایان می‏شود که بدانیم او در آن هنگام، موقعیتی عالی و ممتاز در جامعه خود داشت و تمام امکانات و زمینه‏ها برای ازدواج وی با هر یک از جوانان نامدار و ثروتمند قریش فراهم بود .

    ___________________________________
    ۱) بحار الانوار، ج‏۳۵، ص‏۱۴۳; دیوان امام علی علیه السلام، ص‏۳۵۹ و مستدرک سفینه البحار، ج‏۴، ص‏۷۳ .
    ۲) مناقب امیرالمؤمنین علیه السلام، ج‏۲، ص‏۱۸۶ .
    ۳) بحارالانوار، ج‏۱۸، ص‏۳۸۵ .
    ۴) امالی شیخ طوسی، ص‏۱۷۵ .
    ۵) فرهنگ سخنان حضرت فاطمه علیها السلام، ص‏۱۶۴ .
    ۶) الاحتجاج، طبرسی، ج‏۱، ص‏۲۸۲ .
    ۷) الامالی شیخ طوسی، ص‏۴۶۳ .
    ۸) همان .
    ۹) اکمال الکمال، ج‏۱، ص‏۱۱۹ .
    ۱۰) مکارم الاخلاق، ص‏۱۱ .
    ۱۱) برخی از متفکران اسلامی معتقدند که حضرت خدیجه قبل از حضرت رسول صلی الله علیه و آله ازدواج نکرده بود و فرزندانی همچون هند خواهرزادگان وی بودند که حضرت خدیجه آنان را در دامان خود پرورش داد .
    ۱۲) اعیان الشیعه، ج‏۱، ص‏۳۸۰ .
    ۱۳) شجره طوبی، ج‏۲، ص‏۳۳۴ .
    ۱۴) همان .
    ۱۵) مستدرک سفینه البحار، ج‏۵، ص‏۴۴ .
    ۱۶) خدیجه، علی محمد علی دخیل، ص‏۳۱ .
    ۱۷) بحارالانوار، ج‏۴۳، ص‏۱۳۱ .
    ۱۸) کشف الغمه، ج‏۲، ص‏۱۳۲ .
    اصحاب اهل بیت (علیهم السلام)
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  7. #17
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اصحاب اهل بیت (علیهم السلام)






    پیامبر(صلی الله علیه و اله) و خدیجه(سلام الله علیها)ادب و عاطفه

    ۹ شوّال سال ۲۸ قبل از هجرت، روزی بود که پیامبر اکرم(ص) خدیجه کبرا(س) آن بانوی بزرگ را به همسری گرفت. این روز که امسال مصادف با ۱۸ بهمن است،
    بی‏تردید روز مبارکی برای امت اسلامی و مبدأ برکات بسیار بود. آنچه می‏خوانید نگاهی کوتاه است به روابط عاطفی میان پیامبر(ص) و خدیجه(س) که اشاره‏ای نیز به مقدمات این ازدواج دارد.
    زندگی مشترک پیامبر(ص) و خدیجه(س) درس‏آموز تمام مردان و زنانی است که جویای سعادت در زندگی خود هستند. عدم دلبستگی خدیجه به سیم و زر دنیا وتوجه به امور معنوی، عشق و علاقه به پیامبر(ص)، عطوفت و مهربانی متقابل رسول خدا(ص) و خدیجه(س)، ایثار و وفاداری نسبت به یکدیگر، همه و همه درسهای آموزنده‏ای است برای جویندگان سعادت.
    شخصیت حضرت خدیجه(س)
    خدیجه را نباید تنها یک بانوی سرمایه‏دار دانست. که شتران حامل مال‏التجاره را به مناطق مختلف می‏فرستاد، و سودهای کلان بدست می‏آورد، بلکه وی به عنوان یک شخصیت معنوی، عفیف، پاکدامن و ایثارگر، دارای شناخت و فکر بلند و تیزبین مطرح بود.
    این بانوی بزرگ، حتی در دوران جاهلیت، که پاکدامنی جایگاهی نداشت، به دلیل عفّت و دامن پاکش، طاهره نامیده می‏شد. «و کانت تُدعی فی الجاهلّیه بالطّاهره لشدّه عفافها و صیانتها».(۱)
    خدیجه آنچنان بر بلندای معنویت صعود کرده است که پیامبر خدا(ص) به کمال وی شهادت داده و فرموده است: «کمل من الرجال کثیر و لم یکمل من النساء الاّ أربع: آسیه بنت مزاحم امرأه فرعون، و مریم بنت عمران، و خدیجه بنت خویلد، و فاطمه بنت محمد(ص)».(۲)
    مردان بسیاری قلّه کمال را فتح نموده‏اند، ولی از زنان، چهار نفر به این قلّه دست پیدا کرده‏اند:
    آسیه دختر مزاحم و همسر فرعون، مریم دختر عمران، خدیجه دختر خویلد و فاطمه دختر محمد(ص).
    این بانوی بامعرفت، آنچنان حقیقت‏شناس و تیزبین است که در میان همه مردان و زنان عصر بعثت، اولین فردی است که نبوت رسول خدا را تصدیق می‏کند، و مدال پرافتخار ایمان را بدست می‏آورد.(۳)
    خدیجه از بهترین زنان بهشت و برگزیده خداوند تبارک و تعالی است.(۴)
    مقام این بانوی بزرگ به اندازه‏ای رفیع است که پیامبر خدا(ص) خطاب به وی فرمودند: «یا خدیجه انّ اللّه‏ عزّ و جلّ لیباهی بکِ کرام ملائکته کلُّ یومٍ مرارا».(۵)
    خدیجه! خداوند عز و جل روزی چندین بار به عظمت تو در نزد ملائکه مقربش مباهات می‏کند.
    و در مورد دیگر نیز فرموده است: «قال جبرئیل: هذه خدیجه فاقرء علیهاالسلام من ربّها و منّی و بشّرها بیت فی الجّنه»(۶). سلام خداوند و مرا به خدیجه ابلاغ کن و مژده خانه‏ای در بهشت را به او بده.
    زمینه ازدواج با رسول خدا(ص)
    خدیجه از پیش مانند سایر مردم، محمد(ص) عزیز قریش را به عنوان فردی امین و درستکار می‏شناخت. بر همین اساس از حضرتش دعوت کرد تا مسؤولیت یکی از کاروانهای تجارتی وی را بپذیرد، و شاید هم می‏خواست شخص مورد علاقه خود را به دقت بیازماید. به هر حال، محمد(ص) مسؤولیت کاروان را پذیرفت. خدیجه هم غلام مورد اعتماد خود مَیْسره را همراه حضرتش نمود، تا هم کمک‏کارش باشد، و هم هنگام بازگشت گزارش سفر را از وی دریافت کند.

    اصحاب اهل بیت (علیهم السلام)
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  8. #18
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اصحاب اهل بیت (علیهم السلام)






    علایم نبوت در سفر تجارت
    در بازگشت کاروان تجاری، آن چیزی که بیشتر از خیر و برکت و سود تجارت این سفر، به سرپرستی محمد(ص)، نظر خدیجه را به خود جلب نمود، گزارش دل‏انگیز میسره بود:
    ... در بین راه به صومعه راهبی رسیدیم. امین کاروان زیر سایه درختی که نزدیک صومعه بود قرار گرفت، راهب صومعه آمد و پرسید: این شخص چه کسی است که زیر این درخت آرمیده است؟
    گفتم: مردی از قریش، از اهل حرم.
    گفت: تا کنون جز پیامبران خدا کسی زیر این درخت قرار نگرفته است!!
    خدیجه بسیار متعجب شد و تشنه شنیدن سخنان میسره، که وی اضافه کرد و گفت:
    در بین راه هوا به شدت گرم بود، ناگهان دو فرشته را دیدم که آمده‏اند و بر سر امیر کاروان سایه افکنده‏اند و او زیر سایه فرشتگان حرکت می‏کرد.(۷)
    این گزارش، آنچنان قلب خدیجه را از عشق به رسول خدا(ص) آکنده نمود که بلافاصله خود را به عموی دانشمند خویش، ورقه بن نوفل رسانید، و جریان را با وی در میان گذاشت.
    ورقه بن نوفل گفت: اگر این گزارش میسره درست باشد، محمد(ص) همان پیامبری است که بعثتش به این امت وعده داده شده است، و من اوصاف وی را در کتابها خوانده‏ام.(۸)
    عشق سرشار خدیجه به محمد(ص)
    آن گزارش میسره، و این نوید ورقه بن نوفل، چنان طوفانی از محبت محمد(ص) در دل خدیجه ایجاد کرد که بی‏صبرانه حضرتش را طلبید و خطاب به وی چنین گفت:
    «یا بن‏عم، انّی قد رغبت فیک لقرابتک و سطوتک فی قومک و امانتک و حسن خلقک و صدق حدیثک».(۹) ای پسرعمو، به دلیل خویشی، شرافت خانوادگی، امانتداری، حسن خلق و راستگویی که در شما سراغ دارم، به شما اشتیاق پیدا کردم.
    آنگاه برای ازدواج با پیامبر(ص) اعلام آمادگی کرد.
    این عمل خدیجه نشان‏دهنده این است که وی گرچه از نظر مال و ثروت ممتاز بود، اما دل به امور معنوی داشت. او طالب شخص با کمال بود، نه فرد پولدار.
    بر اساس همین دیدگاه بلند بود که خواستگارانی پولدار چون عقبه بن‏ابی‏معیط و صلت بن‏ابی‏یهاب، که هر کدام چهارصد غلام و کنیز داشتند را نپذیرفت(۱۰). اما در برابر شخص باکمالی چون رسول خدا(ص)، هم خود پیشنهاد ازدواج داد، و هم مهریه را از مال خود
    تعیین کرد. امام صادق(ع) می‏فرماید: در جلسه خواستگاری، خدیجه(س) وقتی ملاحظه کرد عمویش ورقه بن‏نوفل در برابر سخنان ابوطالب از عهده پاسخ برنمی‏آید، بی‏درنگ گفت:
    «یا عمّاه انّک و ان کنت اولی بنفسی منّی فی‏الشهود، فلست اولی بی من نفسی، قد زوجّتک یا محمد نفسی و المطّهر علیّ فی مالی»(۱۱) عموجان ممکن است درمسایل دیگر اختیار مرا داشته باشید، ولی اینجا اختیار با خود من است. سپس گفت: ای محمد من خودم را به همسری شما درآوردم، و مهر را هم خودم از مال خود قرار می‏دهم.
    این کار خدیجه عشق غیر قابل توصیف وی را نسبت به رسول خدا(ص) می‏رساند، آن هم عشقی مقدس و معنوی که وراء همه امور مادی است، عشق به کمال است؛ عشق به صداقت است، عشق به امانت است، عشق به همه خوبیهاست، و در یک کلام عشق به خداست.
    این بانو می‏داند که همه سعادت و خوشبختی در ارتباط با فرستاده خدا است، و لذا در بیانی چنین می‏گوید: «سَعِدَتْ مَنْ تُکونُ لِمحمّدٍ قرینهً، فانّه یُزیِّنُ صاحِبَه»(۱۲) خوشبختی نصیب زنی است که همسر محمد(ص) گردد، زیرا محمد برای وی مایه افتخار است.
    محبت و علاقه دو جانبه
    عشق و علاقه خدیجه به رسول خدا(ص) یکطرفه نبود، بلکه محبت دو جانبه بود. این واقعیت را ابوطالب(ع) در خطبه عقد چنین بیان کرد: « و له فی الخدیجه رغبه ولها فیه رغبه»(۱۳) خدیجه و محمد هر دو علاقه‏مند به یکدیگر هستند.
    چه خوش بی‏مهربانی هر دو سر بی
    که یک سر مهربانی دردسر بی
    همان گونه که خدیجه نسبت به رسول خدا(ص) شناخت پیدا نموده و به حضرتش علاقه‏مند شده بود، رسول خدا(ص) نیز کمالات خدیجه(س) را دریافته و او را شایسته برای همسری خود می‏دانست. و لذا با اینکه وی قبلاً دو شوهر دیگر کرده، و از نظر سنی بنا به قولی ۱۵ سال از رسول خدا بزرگتر بود(۱۴)او را از هر زن دیگر برای همسری خود مناسبتر دید، و با وی ازدواج نمود، و او را همواره مورد احترام و تجلیل قرار می‏داد.
    رسول خدا(ص) هیچ زنی را همتای خدیجه قرار نمی‏داد «یثنی علیها و یفضّلها علی سائر امّهات المؤمنین و یبالغ فی تعظیمها»(۱۵). او را ستایش می‏کرد و بر سایر همسران خود برتری می‏داد و در بزرگداشت و تکریم او تلاش زیاد می‏نمود.
    اصحاب اهل بیت (علیهم السلام)
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  9. #19
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اصحاب اهل بیت (علیهم السلام)




    ادب خدیجه در برابر رسول خدا(ص)
    بررسی زندگی مشترک رسول خدا(ص) و خدیجه(س) نشان می‏دهد که این دو شخصیت بزرگ که الگوی همه انسانهای باکمال می‏باشند، برای یکدیگر ارزش خاصی قائل بودند. وی نه تنها مال و ثروت خود را به رخ شوهر که دستش از مال دنیا تهی بود نمی‏کشید، بلکه با افتخار ثروت کلان خود را در اختیار همسر خویش قرار داد. وقتی پیشنهاد ازدواج را به حضرتش داد، حضرت در مقابل این پیشنهاد فرمود: «یا عم ابنه أنت امرأه ذات مال و أنا فقیر لاأملک الاّ ما تجودین به علیّ و لیس مثلک من یرغب فی مثلی و أنا أطلب امرأه یکون حالها کحالی و مالها کمالی».
    شما بانویی هستید دارای ثروت و من فردی فقیرم که چیزی در اختیار ندارم، کسی دارای موقعیت تو رغبت به کسی مثل من پیدا نمی‏کند، من جویای همسری‏ام که حالش مانند حال خودم و از نظر مالی همتای خود من باشد.
    بانوی باکمال قریش که شرافت و کمال با ذاتش عجین بود، در پاسخ گفت: «واللّه‏ یا محمد ان کان مالک قلیلاً فمالی کثیر، و من یسمح لک بنفسه کیف لا یسمح لک بماله، و أنا و مالی و جواری و جمیع ما املک بین یدیک و فی حکمک لا امنعک منه شیئا».
    به خدا سوگند ای محمد اگر تو مالی نداری، من ثروت زیادی دارم، و کسی که خود را در اختیار تو قرار داده است، چگونه مالش در خدمت شما نباشد، من و سرمایه‏ام، و کنیزانم و آنچه که در اختیار دارم از آن شماست، و تحت امر شماست و هیچ منعی از طرف من نیست.
    آنگاه اشک در چشمانش حلقه زد و گفت:
    واللّه‏ ما هب نسیم الشمال
    الاّ تذکرت لیالی الوصالی
    ولا أضامن نحوکم بارق
    الاّ توهمت لطیف الخیال
    جور اللیالی خصّنی بالجفا
    منکم و من یأمن جور اللیالی
    رقوا و جودوا و اعطفو و ارحموا
    لا بّد لی منکم علی کل حال(۱۶)
    به خدا سوگند هر وزش نسیم، مرا به یاد شبهای وصال می‏اندازد
    و چون از سوی (خانه) شما فروغی درخشیدن می‏گیرد، می‏پندارم که آن نور شبح و سایه شما است
    درد و جور شبانه‏ای از (فراق) شما کشیده‏ام، و چه کسی (دلداده‏ای ) است که از جور و رنج شبانه در امان باشد
    ترحم و دلسوزی کنید، و عطوفت به کار گیرید، که در هر حال مرا گریزی از (دلبستگی) به شما نیست.
    ممکن است کسی گمان کند، این ادب و احترام خدیجه آن هم نسبت به شوهری چون رسول خدا(ص) یک امر عادی و طبیعی است، در حالی که با اندک توجهی می‏شود دریافت که
    ادب خدیجه نسبت به شوهر عزیزش، فراتر از ادب یک زن در برابر شوهر است.
    وی از آن جهت که شخصیت رسول خدا را شناخته، و رفعت مکان وی را درک کرده است، این گونه محترمانه برخورد می‏کند.
    این ادب و احترام، حتی قبل از ازدواج نیز از این بانو نسبت به عزیز قریش دیده می‏شود. خدیجه هنگامی که از امین قریش برای سرپرستی کاروان تجارتی استفاده می‏کند، به دو غلام خود، میسره و ناصح می‏گوید: «اعلما قد ارسلت الیکما امینا علی اموالی و انه امیر قریش و سیّدها، فلا یدٌ علی یده، فان باع لایمنع، و ان ترک لا یؤمر، فلیکن کلامکما بلطف و أدب و لا یعلوا کلامکما علی کلامه».
    من امینی بر اموال خود گماشتم، همو که امیر بزرگ قریش است، دستی بالای دست او نیست. اگر تصمیم بر فروش متاعی بگیرد، نباید کسی مانع شود. اگر تصمیم گرفت چیزی نفروشد، کسی حق ندارد دستوری به او بدهد. شما موظفید با لطف و ادب با وی سخن بگویید، و بالای حرف او حرفی نزنید.
    اصحاب اهل بیت (علیهم السلام)
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  10. #20
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اصحاب اهل بیت (علیهم السلام)






    قدردانی رسول خدا(ص) از خدیجه(س)
    اگر خدیجه نسبت به همسر گرامی خود این گونه رعایت ادب و احترام می‏کند، رسول خدا(ص) نیز از خدیجه به نحو شایسته‏ای قدردانی می‏نماید، و برای خدیجه احترام خاصی قائل می‏شود، که در اینجا به نمونه‏هایی از آن اشاره می‏شود.
    رسول خدا(ص) در زندگی، خود با رأی و نظر خدیجه مخالفت نمی‏نمود. مثلاً وقتی ابوالعاص، پسر خواهر خدیجه، زینب، دختر رسول خدا را خواستگاری نمود، «فسألت خدیجه رسول‏اللّه‏(ص) ان یزوّجه و کان رسول‏اللّه‏ لا یخالفها»، خدیجه از رسول خدا(ص) خواست که زینب را به وی تزویج کند، و رسول خدا(ص) پیشنهاد وی را پذیرفت چون رویّه حضرت بر این بود که مخالفت خدیجه نمی‏نمود.(۱۸)
    رسول خدا(ص) آن چنان به خدیجه محبت داشت و قدردان بود که قبل از خدیجه همسری اختیار ننموده و تا خدیجه زنده بود نیز همسری اختیار نکرد.(۱۹)
    این قدردانی رسول خدا(ص) نسبت به خدیجه تنها به زمان حیات او خلاصه نمی‏شد، بلکه پس از مرگ وی نیز همواره او را یاد می‏کرد و از وی تجلیل به عمل می‏آورد. با آنکه همسران دیگری داشت هر وقت به یاد خدیجه می‏افتاد از وی به خوبی یاد می‏کرد و گریه می‏نمود.
    روزی عایشه گفت: ای رسول خدا، چقدر از خدیجه یاد می‏کنید! خدیجه پیرزنی بود از دست شما رفت، خدا بهتر از خدیجه را به شما عنایت کرده است!!
    رسول خدا(ص) برآشفته گشت و فرمود: «صدّقتنی اذ کذبتم و آمنت بی اذ کفرتم و ولدت لی اذ عقمتم»(۲۰). او زمانی نبوت مرا تصدیق کرد که شما مرا تکذیب می‏نمودید. به من ایمان آورد، شما کافر بودید. وی مادر فرزندان من است، در حالی که شما چنین نیستید.
    عایشه می‏گوید: من بعد از این با ذکر خیر خدیجه خود را نزد پیامبر(ص) عزیز می‏کردم!
    عشق و عاطفه رسول خدا(ص) به همسر باکمالش به حدّی رسیده بود که دوستان خدیجه نیز از آن بهره‏مند بودند.
    عایشه می‏گوید: پیرزنی وارد بر رسول خدا(ص) شد، و از سوی حضرت مورد احترام خاصی واقع شد. پیرزن که از محضر رسول خدا(ص) خارج شد، پرسیدم: این زن چه کسی بود که این گونه مورد الطاف شما واقع شد؟
    رسول خدا(ص) فرمود: این زن از دوستان خدیجه است. وقتی خدیجه زنده بود، زیاد نزد ما می‏آمد.(۲۱)
    اینها همه به خاطر شخصیت والای خدیجه(س) و فداکاریهای آن بانوی بزرگ بود. خدیجه‏ای که داخل خانه پیامبر(ص) پناه آن حضرت به حساب می‏آمد و تمام ناراحتیها و شکنجه‏های جسمی و روحی وارده از سوی قریش را با عواطف غیر قابل وصف خود، جبران می‏نمود.
    خدیجه‏ای که مادر فرزندانش، یعنی: قاسم، طاهر، طیب، زینب، رقیّه و ام‏کلثوم بود، و از همه مهمتر مادر ام‏الائمه زهرای مرضیه(سلام‏اللّه‏ علیها) بود، که اگر هیچ افتخاری برای خدیجه(س) نبود، جز اینکه وی مادر فاطمه است، برای وی کافی بود.
    و اینچنین بود که از دست دادن خدیجه برای رسول خدا(ص) بسیار ناگوار و دشوار بود، به گونه‏ای مرگ خدیجه در روح و روان رسول گرامی اسلام، اثر گذاشت که سال درگذشت وی را که قرین وفات حضرت ابوطالب(ع) بود
    (عام‏الحزن) نامید، و پس از وفاتش نیز هرگاه به یاد خدیجه می‏افتاد، یا کسی از وی نام می‏برد، چشمان مبارکش پر از اشک شده و از خوبیهای خدیجه سخن می‏گفت.

    ________________________________________-
    ۱ـ سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۱۱۱.
    ۲ـ تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۳۴۶.
    ۳ـ بحار، ج۱۶، ص۲. سیره ابن هشام، ج۱، ص۲۵۷. سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۱۰۹.
    ۴ـ بحار، ج۱۶، ص۲.
    ۵ـ عوالم العلوم، ج۱۱، ص۴۱.
    ۶ـ صحیح بخاری، چاپ دارالقلم، ج۵، ص۱۱۲.
    ۷ـ سیره ابن‏هشام، ج۱، ص۱۹۹.
    ۸ـ همان، ج۱، ص۲۰۳.
    ۹ـ همان، ج۱، ص۲۰۱.
    ۱۰ـ بحار، ج۱۶، ص۲۲.
    ۱۱ـ فروع کافی، کتاب النکاح، باب خطب النکاح، ح۹.
    ۱۲ـ بحار، ج۱۶، ص۲۳.
    ۱۳ـ فروع کافی، کتاب النکاح، باب خطب النکاح، ح۹.
    ۱۴ـ سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۱۱۱.
    ۱۵ـ همان، ج۲، ص۱۱۰. صحیح بخاری، ج۷، ص۱۰۷.
    ۱۶ـ بحار، ج۱۶، ص۵۵.
    ۱۷ـ همان، ص۲۹.
    ۱۸ـ سیره ابن‏هشام، ج۲، ص۳۰۶.
    ۱۹ـ سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۱۱۰.
    ۲۰ـ بحار، ج۱۶، ص۸. سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۱۱۲، ۱۱۷.
    ۲۱ـ بحار، ج۱۶، ص۸.
    اصحاب اهل بیت (علیهم السلام)
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •