اصحاب اهل بیت (علیهم السلام) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
اصحاب اهل بیت (علیهم السلام)
صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 34
  1. #1
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض اصحاب اهل بیت (علیهم السلام)






    حضرت خدیجه(س)
    ام البنين
    حضرت زينب(س)
    حضرت مسلم(ع)
    حضرت عباس(ع)
    علی اکبر(علیه السلام)
    حضرت معصومه(س)
    آمنه بنت امام حسین(ع)

    ام کلثوم

    فاطمه بنت اسد علیهاالسلام
    حضرت ابوطالب (علیه السلام)

    حضرت عبدالعظیم علیه السلام
    اصحاب اهل بیت (علیهم السلام)
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  2. تشكر


  3.  

  4. #2
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اصحاب اهل بیت (علیهم السلام)




    حضرت خدیجه(س)

    متن ادبی «زخم وفات تو»

    وقتی که خاطرات شیرین تو را ورق می‏زنم، تو را سرشار از عشق به رسول خدا۰ص) می‏بینیم.
    از آن ثانیه که میهمان لحظه‏های عشق عمیق تو به محمّد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م شدم، خودم را برای همیشه به پنجره محبت تو گره زدم.
    خوش آن ساعتی که در من طلوع کردی و مرا شیفته شخصیت گلبرگ‏های روح خویش ساختی و من اسیر و مبهوت آبی بلند تو شدم!
    این امانت و درستی محمّد امین صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م بود که زبانزد خاص و عام شد و تو را نیز دامن‏گیر کرد تا از این مهر لا یزال، تمام نجابت خویش را به پایش بریزی و همدم پاکی و شرافت آن مرد آسمانی شوی.
    غنچه محبوب الهی، حق پاکدامنی تو بود، ای بانوی آفتاب!
    سینه تاریخ، امین شبنم‏های توست که به پای ترویج دین محمّد، از همه آنها گذشتی و پیش‏کش آیین اسلام نمودی، که شاید اگر ثروت فراوان تو و مهر و مرهم‏های بی‏بدیل تو نبود، رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م در تبلیغ رسالتش رفیق توفیق نمی‏شد.
    قارون‏های عرب، خواستار تو بودند، امّا تو خواستار امانت و حیای محمّد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م شدی؛ چه سرزنش‏ها که گل نازکِ خیال تو از این پیوند مقدس، شنید که می‏گفتند: چرا ثروتمندترین زن جهان عرب باشی و با یتیم عبداللّه‏، عقد یگانگی ببندی؟
    امّا تو، نه‏تنها چروک غم، پای جرأتت را نبست، که در اوّلین حماسه، تمامِ غلامان خویش را به او بخشیدی و تمام ثروت خود را در راه او جاودانه کردی.
    چه مصیبت جانکاه و جراحت داغی است، زخم وفات تو. برای روح نازک محمّد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م ! حق بود اگر هیچ یک از همسران پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م به جلالت شأن تو نرسند و مهر و محبت رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م نسبت به هیچ کدامشان به اندازه تو، بی‏اندازه نباشد که عایشه، روزی گفت: «چرا این همه از خدیجه می‏گویی، «در حالی که او پیرزنی بیش نبود؟!» و پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م فرمود: «خاموش عایشه! دیگر هیچ‏گاه درباره آن بانوی بزرگ چنین روا مدار که در زمانی که همه مرا تکذیب کردند، خدیجه مرا تصدیق کرد و در آن هنگام که هیچ کس به رسالتم ایمان نمی‏آورد، خدیجه نخستین زن مؤمن اسلام شد و تمام ثروتش را در کف آئینم نهاد.»


    اصحاب اهل بیت (علیهم السلام)
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  5. تشكر


  6. #3
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اصحاب اهل بیت (علیهم السلام)





    متن ادبی «بانوی عشق و سخاوت»
    آفتاب، در حصار ابرهای تیره، به انتظار نفس‏های واپسین نشسته بود و یاران افسرده از غم، شاهد سوزناک‏ترین خاطره زندگی بودند!
    آن روز، در «شِعب ابی طالب علیه‏السلام » کسی به فکر گرسنگی و گرما نبود؛ همه دل‏ها در شعله‏های فقدان «حضرت خدیجه علیهاالسلام »، آن بانوی بانوان مکه، می‏سوخت. غمی جانکاه، بر سینه پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م سنگینی می‏کرد؛ غم فراق خدیجه! بانویی که وفادارترین همسر و یاور پیامبر در اجرای فرامین الهی بود.
    بانویی که سخاوت، شرمنده اخلاص او و اخلاص، در یوزه سخاوتش بود. بانویی که پیامبر رحمت و عشق، هیچ‏گاه نتوانست، فراموشش کند. بانویی که شرافت، آیینه رفتار او و نجابت، نشانه شرافتش بود. بانویی که خداوند، وجودش را مایه پیوند «امامت و رسالت» قرار داده بود. بانویی که همسری چون «پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م » و دختری چون «زهرا علیهاالسلام » و نوادگانی چون ائمه هدی داشت.
    و بانویی که بهشت، از همسایگی او به خود می‏بالد و زمین، در سخاوت و کرامت و شهامت و شرافت، بانویی نظیر او به خود ندیده است!
    واپسین نگاه حضرت خدیجه علیهاالسلام ، نشانه آینده‏ای سخت برای حضرت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م بود. آه! چه سخت است غربت؛ غربت از دست دادن وفادارترین عزیز. پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م گویی وجودش را، دلش را و آرزویش را به خاک می‏سپارد؛ شانه‏هایش از شدت اندوه، قطرات اشک را همراهی می‏کردند.
    عبایش را بر تاریکی قبر پوشانیده، نگاه بارانی‏اش را به سمت آسمان گرفت؛...
    «هر که را با غنچه این باغ، کردند آشنا هم‏چو بوی گُل، به آه بی‏کسی پیچید و رفت
    گوهر اشکی که پروردم به چشم انتظار در تماشای تو از دست نِگه، غلتید و رفت
    صبح تا طرز بنایِ عمر را نظّاره کرد رایتِ دولت، به خورشید فلک بخشید و رفت»!
    أَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا خَدِیجَهَ الْکُبْری،
    درود بر تو و تربتی که تو را در بر گرفت، ای بانوی سخاوت و عشق!
    آسمان، شرمنده کرامت توست و زمین، آستان بوسِ شرافتت.
    زیارت ما را هم بپذیر، بانو!

    اصحاب اهل بیت (علیهم السلام)
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  7. تشكر


  8. #4
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اصحاب اهل بیت (علیهم السلام)






    بانوی فداکار

    اگر از شما بپرسند از حضرت خدیجه علیهاالسلام چه قدر می‏دانید، چه پاسخی می‏دهید؟ خیلی، متوسط، کم یا هیچ؟ مثلاً اگر از شما بپرسند که حضرت خدیجه علیهاالسلام چه ویژگی‏های داشت، انگار علیرضا گفت: ایشون، اولین زن مسلمانه. بله درسته آفرین. نسرین هم می‏گه: اولین زنی که نماز خوانده، احسنت، آفرین به نسرین خانم.
    محمود می‏گه: حضرت خدیجه علیهاالسلام مادر فاطمه زهرا علیهاالسلام است. آفرین به آقا محمود گل.
    زهرا خانم می‏خواد یک ویژگی دیگه از حضرت خدیجه علیهاالسلام رو به شما بگه. بله، شنیدم. زهرا گفت: حضرت خدیجه علیهاالسلام یکی از زنان نمونه است. آفرین به شما بچه‏های خوب ایران که خیلی چیزها درباره بزرگان دین خودتون می‏دونید.
    یک خاطره
    یکی از ویژگی‏های حضرت خدیجه علیهاالسلام این است که ایشان یکی از چهار زن بزرگ بهشتی‏اند. یکی از یاران پیامبر می‏گوید: روزی پیامبر خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله روی زمین چهار خط کشید و گفت: آیا می‏دانید این چیست؟ آن‏هایی که آن جا بودند، نتوانستند حدس بزنند و همگی گفتند: خدا و پیامبر او بهتر می‏دانند. بعد پیامبر فرمودند: «بهترین زنان بهشت چهار نفرند: خدیجه علیهاالسلام همسرم، فاطمه علیهاالسلام دخترم، آسیه، همسر فرعون و مریم، مادر حضرت عیسی علیه‏السلام ».
    سرمایه‏دار مکّه
    ثروت و دارایی حضرت خدیجه علیهاالسلام از همه مردم قبیله قریش بیش‏تر بود، به طوری که بعضی از اهالی مکه تا قبل از ازدواج او با پیامبر گرامی اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله برای ایشان تجارت می‏کردند، ولی حضرت خدیجه علیهاالسلام بعد از ازدواج با پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله همه اموالش را به پیامبر بخشید، تا از آن برای کارهای دینی و رشد اسلام استفاده کند.
    فاطمه علیهاالسلام و غم مادر
    وقتی حضرت خدیجه در ۶۵ سالگی از دنیا رفتند، دخترشان حضرت زهرا علیهاالسلام ، ۵ سال بیش‏تر نداشتند. هنگامی که پیامبر، حضرت خدیجه علیهاالسلام را در یکی از قبرستان‏های مکه به نام «حَجون» به خاک سپرد و به خانه برگشت، دختر کوچک ایشان فاطمه علیهاالسلام از بابا پرسید: مادرم کجاست؟ بغض گلوی پیامبر را فشرد و بعد از لحظه‏ای سکوت گفت: مادرت در بهشت است. بدین ترتیب با پر کشیدن روح بلند بانوی فداکار اسلام، فاطمه پنج ساله تنها ماند و دل کوچکش پر از غم و غصه شد، ولی خوشحال بود که مادرش در بهشت و پیش فرشته‏هاست.
    نام خدیجه
    امروز، وقتی با بزرگی و فداکاری‏ها و خوبی‏های زیاد حضرت خدیجه آشنا می‏شید، به اون خانم افتخار کنید، خصوصا دخترخانم‏هایی که پدر و مادرشون، این نام زیبا رو برای اون‏ها انتخاب کردند؛ یعنی نام خدیجه رو، ما به همه بچّه‏ها و به ویژه خدیجه خانم‏های کوچولوی برنامه، این روز رو تسلیت می‏گیم.


    اصحاب اهل بیت (علیهم السلام)
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  9. تشكر


  10. #5
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اصحاب اهل بیت (علیهم السلام)






    هم‏سفر خورشید
    ولادت
    ۶۸ سال پیش از هجرت پیامبر گرامی اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به مدینه، در سرزمین حجاز و در خانه خُوَیلد، دختری چشم به جهان گشود که او را خدیجه نامیدند. خویلد مرد شریفی بود و خدیجه از دوران کودکی، در خانواده‏ای بزرگ و با فضیلت، با اخلاقی پسندیده پرورش یافت. او از لحاظ درایت، دوراندیشی و پاک دامنی، در میان بستگان خود مقامی ارجمند و بی‏نظیر داشت و سیره و رفتار نیکوی خدیجه، تا پایان عمر گران‏قدرش، همواره او را بر زنان دیگر هم‏عصر خود برتری می‏داد.
    اولین خانواده مسلمان
    خدیجه، اولین بانویی است که دعوت رسول گران قدر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را لبیک گفت، به پیام آسمانی اش پاسخ مثبت داد و در کنار رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله با همه نیرو و توانی که داشت در مقابل مشرکان ایستاد و مقاومت کرد. امیر بیان، حضرت علی علیه‏السلام در خطبه‏ای که به غربت اسلام در آغاز بعثت اشاره نموده، می‏فرماید: «خانواده مسلمانی در اسلام نبود، جز خانواده‏ای که از پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و خدیجه تشکیل یافته بود و من سومین نفر آنها بودم».
    خدیجه در دفاع از حریم دین
    حضور حماسی زنان مسلمان در طول تاریخ اسلام و تشیع، به حق حضوری انکارناپذیر، چشم‏گیر و همه‏جانبه بوده است. زنان مسلمان، ضمن انجام مسئولیت‏های خطیر خانه‏داری و تربیت فرزند، در عرصه‏های اجتماعی، سیاسی، نظامی، فرهنگی و عبادی نیز فعالیت می‏کردند و حتی گاه بیشتر و بهتر از مردان به ایفای نقش می‏پرداختند. از شمار این زنان، خدیجه کبری علیهاالسلام است که مونس تنهایی پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و مدافع نبوت به شمار می‏آید. او در سخت‏ترین مراحل صدر اسلام، همراه و همسو با پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله حرکت می‏کرد و تا ابد، افتخاری برای زنان مسلمان خواهد بود.
    پشتوانه پیامبر
    خدیجه کبری علیهاالسلام و ابوطالب، دو پشتیبان بزرگ و کمک کار نیرومند و با وفا برای پیشرفت اسلام و دلگرم کردن رسول خدا بودند. ابوطالب با نفوذ سیاسی و سیادتی که در میان قریش داشت، و خدیجه علیهاالسلام با نثار ثروت فراوان و تقویت روحیه، پناهگاه و حامی مؤثری در برابر آزار دشمنان به شمار می‏آمدند. معروف است که مرگ هر دو آن عزیزان، مصیبت‏های بزرگی برای پیامبر در پی‏داشت، ولی ایشان با صبر و رضا، این سختی‏های طاقت فرسا را تحمّل کرد و اسلام را از خطر نابودی نجات داد.
    سیرت خدیجه
    حضرت خدیجه علیهاالسلام از شمار شخصیت‏های بزرگوار و عالی‏مقامی است که تاریخ، همواره از او به نیکی یاد خواهد کرد. او سیره و رفتاری با کرامت داشت و از آغاز تا انجام زندگی، همواره در همان مسیر نیک گام برداشت و اطاعت خدا کرد.
    یکی از دانشمندان در مورد رفتار خدیجه گفته است: به خدیجه دختر خویلد بانوی والامقام عرب، نیاز تهی‏دست را برآورده می‏کرد و گرسنه را اطعام می‏نمود و برهنه را می‏پوشانید. خدیجه در اخلاق و نسب و ثروتش، میان قوم خود و همگنانش یگانه و منحصر بود.
    هدیه ثروت
    خدیجه علیهاالسلام زنی با کمال و ثروتمند، و از نظر اخلاقی، پرهیزکار بود. این بانوی خردمند، در همه حال از پیامبر خدا پیروی و مال خود را در راه تحکیم پایه‏های اسلام صرف کرد. خدیجه علیهاالسلام اسلام خویش را با هدیه ثروت هنگفت و قدرت‏های مالی فراوان خود در راه اسلام، و تحت تصرف پیامبر اسلامدنبال نمود. پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله این مال را به نیازمندانی که دینِ تازه را پذیرفته بودند، بخشید و در اموری که مصلحت می‏دید، مصرف نمود تا اینکه ثروت خدیجه به پایان رسید. به حدّی که خدیجه می‏گفت: «از آن اموال فراوان، تنها دو پوست باقی مانده که روزها روی آن برای گوسفندان علوفه می‏ریزیم و شب‏ها آن را روانداز خود قرار می‏دهیم».
    حاجت جبرئیل
    خدیجه کبری علیهاالسلام نمونه‏ای از پاک‏ترین و والا مقام‏ترین زنان صدر اسلام است و جایگاه و منزلت خاصی نزد امامان معصوم دارد. در حدیث شریفی از پیغمبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله منقول است که فرمود: در شب معراج پس از آنکه خواستم از سدره المنتهی برگردم، با جبرئیل خداحافظی کردم و گفتم: آیا حاجتی داری؟ گفت: «حاجت من به شما این است که وقتی برگشتید، سلامم را به خدیجه برسانید». از این سخن، عظمت شأن این بانوی بزرگ معلوم می‏گردد که جبرئیل امین، بزرگ‏ترین ملک مقرب الهی برای او سلام و تهیّت می‏فرستد.
    تجلیل پیامبر از خدیجه
    خدیجه علیهاالسلام از شمار چهار زن برگزیده است که پیامبر از آنها نام می‏برد و او را زنان با فضیلت اهل بهشت برمی‏شمارد. پیامبر در تجلیل از مقام همسر گرامی‏اش این‏گونه می‏فرماید: «او هنگامی به من ایمان آورد که تمام مردم کافر بودند، زمانی مرا تصدیق کرد که همگان تکذیبم می‏کردند، در دورانی ثروت خود را در اختیار من گذاشت که دیگران مرا محروم کردند، و هنگامی که زنان به من توجهی نداشتند، به همسری من درآمد و خداوند از او فرزندانی به من بخشید».
    در آستانه مرگ
    حضرت خدیجه کبری علیهاالسلام در تمام دوره پر شور و حادثه پیش از هجرت، به عنوان همسری فداکار در کنار رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله بود و لحظه‏ای آن حضرت را در کوران حوادث تنها نمی‏گذاشت. او سرانجام سه سال پیش از هجرت پیامبر به مدینه، دنیا را بدرود گفت و آخرین سخنش در آستانه مرگ با آن سابقه خدمت و فداکاری این بود که: «ای رسول خدا، من درباره تو کوتاهی نمودم و آنچه در خور توست، به انجام نرساندم و در این لحظه اگر خواسته‏ای داشته باشم، آن خواسته رضایت توست».
    لبیک به دعوت حق
    دهم رمضان، سالروز وفات بزرگ بانوی اسلام، حضرت خدیجه کبری علیهاالسلام است. در این روز، یار باوفا و همسر گرامی پیامبر و مادر فرزندان آن حضرت، دعوت حق را لبیک گفت و فاطمه پنج ساله را تنها گذاشت. آن بانوی والامقام که مونس تنهایی پیامبر اسلام و غم‏خوار واقعی رسول خدا بود، در ۶۵ سالگی و سه سال پیش از هجرت پیامبر، دارفانی را وداع گفت و به دیدار حق تعالی شتافت.
    همسایه آسیه و مریم
    مدتی پس از فوت حضرت ابوطالب، همسر گرامی پیامبر حضرت خدیجه کبری هم دار فانی را وداع گفت و رسول خدا او را به دست خود در محلّی به نام حجون دفن نمود. وقتی آن حضرت به خانه بازگشت، فاطمه پنج ساله به گرد رسول خدا می‏گشت و می‏گفت: مادرم کجاست؟ آن حضرت سخنی نمی‏فرمود تا اینکه جبرئیل امین نازل شد و گفت: خدای بزرگ می‏فرماید: «سلام مرا به فاطمه برسان و بگو مادرت در بهشت، در کاخی از لؤلؤ است که در آن تَعَب و رنجی نیست و خانه‏اش میان خانه آسیه و مریم قرار دارد».
    خانه خدیجه
    خانه حضرت خدیجه علیهاالسلام منزلگاهی است که رهبر بزرگ‏ترین نهضت جهانی و گرامی‏ترین پیشوای الهی، به هنگام آغاز رسالت خویش در آن می‏زیست و نیز جایگاه نزول وحی الهی بر رسول خدا می‏باشد. آن خانه، زنده کننده خاطره نخستین بانوی فداکار مسلمان و زادگاه گرامی‏ترین زنان جهان، حضرت فاطمه علیهاالسلام است. اکنون این خانه با عظمت، به صورت مخروبه‏ای بیش نیست. در جهان امروز، خانه‏ای که رهبران بزرگ، نهضتِ فراگیر خود را از آنجا آغاز نموده‏اند، ارزش و موقعیت خاصی دارد، ولی از شمار آثار صدر اسلام که در سرزمین حجاز به دست فراموشی سپرده شده، منزل حضرت خدیجه علیهاالسلام همسر باوفای پیامبر گرامی اسلام است.


    اصحاب اهل بیت (علیهم السلام)
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  11. تشكر


  12. #6
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اصحاب اهل بیت (علیهم السلام)






    ویژگی‏های رفتاری حضرت خدیچه(س) نسبت‏به پیامبر (ص)

    دهم رمضان (سال ده بعثت) نقطه پایان بر ۲۵ سال همراهی خدیجه، بانوی آسمانی با رسول خدا صلی الله علیه و آله بود; بانویی مبارکه، (۱) طاهره، راضیه، مرضیه، زکیه، صدیقه، کبری، (۲) شامخه، (۳) فاضله، کامله (۴) و عفیفه (۵) که ۵۵ سال قبل از بعثت چشم به جهان گشوده و از سال ۱۵ قبل از بعثت (دهم ربیع‏الاول) در کنار برگزیده الهی قرار گرفته بود و سرانجام بعد از قریب ۲۵ سال همراهی و همگامی، در ۶۵ سالگی چشم از جهان فرو بست و رسول الهی را در فراقی جانسوز تنها گذاشت.
    این واقعه دردناک که به فاصله اندکی از وفات ابوطالب علیه السلام روی داد، چنان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را متاثر کرد که آن سال را «عام‏الحزن‏» نامید. به نقل علامه مجلسی بعد از این واقعه خانه‏نشین شده و کمتر از خانه بیرون می‏رفت. (۶)
    مروری بر نحوه خاکسپاری خدیجه علیها السلام و یادکرد دایمی پیامبر از وی، میزان این حزن و اندوه را به خوبی نشان می‏دهد: وقتی خدیجه وفات یافت، پیامبر به شدت گریه کرد و زمانی که قبر آن بانوی بزرگوار حاضر شد، پیامبر همان‏گونه که اشک از چشمانش ریزان بود، وارد قبر شد و خوابید و افزون‏تر از قبل گریست، (۷) او را دعا کرد و برخاست و با دست‏خویش همسرش را در قبر گذاشت. (۸) پیامبر در سالگرد وفاتش نیز گریه کرد (۹) و به زنانش فرمود: گمان نکنید مقامتان از او بالاتر است. زمانی که کافر بودید، ایمان آورد و مادر فرزندانم است.» (۱۰)
    حتی سال‏ها بعد که می‏خواستند خبر خواستگاری علی علیه السلام از فاطمه علیها السلام را به پیامبر بدهند و یادی از خدیجه شد، چشمانش پر از اشک شد و زمانی که ام سلمه از علت گریه‏اش پرسید، فرمود: «خدیجه و این مثل خدیجه صدقتنی حین یکذبنی الناس و ایدتنی علی دین الله و اعانتنی علیه بمالها ان الله عز و جل امرنی ان ابشر خدیجه ببیت فی الجنه من قصر الزمرد لا صعب فیه و لا نصب; (۱۱)
    خدیجه و کجاست مثل خدیجه؟ زمانی که مردم تکذیبم کردند، مرا تصدیق کرد. بر دین خدا یاری‏ام کرد و با مالش به کمکم شتافت. خدا به من فرمان داد تا او را به قصری زمردین در بهشت که سختی و محنتی در آن نیست، بشارت دهم.»
    این همه تجلیل و بزرگداشت از مقام خدیجه علیها السلام ما را بر آن می‏دارد که اندکی پیرامون شخصیت‏خدیجه علیها السلام سخن بگوییم و شاخصه‏هایی که خدیجه علیها السلام را به چنین مرتبه‏ای رسانده است‏برشماریم.
    در این مقاله پیرامون ویژگی‏های رفتاری خدیجه علیها السلام نسبت‏به پیامبر صلی الله علیه و آله سخن خواهیم گفت.
    ۱ - نگرش ارزشی
    اولین ویژگی حضرت خدیجه علیها السلام نسبت‏به پیامبر، درک ارزش‏های واقعی او در برابر فریبندگی‏های ظاهری و دنیوی بود. او معنای کمالات انسانی را به خوبی شناخت و چون توانست آن را تنها در وجود پیامبر اکرم بیابد، حاضر شد تمام شخصیت و دارایی خود را برای درک آن فدا کند. او در این راه هم از مال خود گذشت، هم از موقعیت اجتماعی‏اش. خدیجه برای درک این کمال واقعی، قالب‏های جاهلی را شکست و بهایی سنگین از جمله قطع رابطه زنان، حتی تا زمان تولد حضرت فاطمه علیها السلام را به جان خرید. خدیجه علیها السلام این نوع نگرش خود را هنگام ابراز تمایل به ازدواج، این گونه با پیامبر مطرح کرد:
    «یابن عم انی رغبت فیک لقرابتک و سعلتک فی قومک و امانتک و حسن خلقک و صدق حدیثک; (۱۲) ای پسر عمو، من به خاطر خویشاوندی، شرافت تو در بین مردم، امانت‏داری، خوش‏خلقی و راستگویی‏ات به تو تمایل پیدا کردم.»
    این نوع نگرش و رفتار، در جامعه‏ای که عموم توده‏ها براساس ظواهر و زرق و برق‏های دنیوی روابط خود را پایه‏ریزی می‏کنند، نمی‏توانست‏بدون پی‏آمدهای تلخ و ناگوار باشد، لذا به فاصله‏ای اندک از پخش خبر ازدواج وی با امین قریش، گروهی از زنان به عیب جویی از وی روی آوردند و در محافل خود او را سرزنش کردند. آنان می‏گفتند: «او با این همه حشمت و شوکت‏با یتیم ابوطالب که جوانی فقیر است ازدواج کرد. چه ننگ بزرگی!» خدیجه علیها السلام در مقابل این جهالت‏ها ساکت ننشست و آن‏ها را به صرف نهار دعوت کرد و بعد از پایان مراسم گفت: «ای زنان! شنیده‏ام شوهران شما (و خودتان) در مورد ازدواج من با محمد صلی الله علیه و آله خرده گرفته‏اید و عیب‏جویی می‏کنید، من از خود شما می‏پرسم آیا در میان شما، شخصیتی مثل محمد وجود دارد؟ آیا در گستره مکه و اطراف آن شخصیتی در فضائل و اخلاق نیک، مانند او سراغ دارید؟ من به خاطر این ویژگی‏ها با او ازدواج کردم و چیزهایی از او دیده‏ام که بسیار عالی است. پس شایسته نیست‏شما این گونه سخن بگویید و نسبت‏های ناروا به دیگران دهید.»
    زنان قریش بعد از این سخنان خدیجه، همگی سکوت اختیار کردند و به تدریج پراکنده شدند. (۱۳)
    این شیوه استدلال خدیجه هر چند عمق ارزش‏گرایی در انتخاب‏ها را نشان می‏داد، برای جامعه جاهل و متعصب آن روز قابل درک نمی‏نمود، لذا زنان لجوج قریش به حالت قهر با او رفتار می‏کردند. آن‏ها دیگر به خدیجه سلام نمی‏کردند و نزد او نمی‏رفتند حتی تا سال پنجم بعثت که حضرت زهرا علیها السلام متولد شد، نیز این شیوه رفتاری همچنان پا برجا بود. لذا حتی هنگام وضع حمل، او را تنها گذاشته و پیام فرستادند که: «تو با ما مخالفت و با یتیم ابوطالب ازدواج کردی، ما هرگز نزد تو نمی‏آییم و در هیچ کاری کمک نمی‏کنیم!!» این حجم از کینه‏ورزی‏ها
    دل خدیجه را آزرد تا آن جا که خداوند چهار بانوی پاکیزه (ساره، آسیه، مریم، صفورا دختر شعیب پیامبر) را به یاری او فرستاد و به این‏سان خدیجه پاداش عشق و علاقه به کمالات انسانی را دریافت کرد و فرزندش فاطمه زهرا علیها السلام را نیز به دنیا آورد. (۱۴)
    ۲ - احترام به شخصیت پیامبر
    خدیجه به رغم اموال فراوان و موقعیت اجتماعی ویژه‏ای که داشت، در برخورد با رسول اکرم همواره حرمت او را پاس می‏داشت و کوچک‏ترین رفتاری که نشانی از اظهار برتری دهد از خود بروز نمی‏داد. جلوه‏ای عالی از این رفتار را می‏توان در ماجرای عروسی آن دو سراغ گرفت. آن گاه که مراسم عقد و جشن پایان یافته بود و پیامبر می‏خواست‏به خانه عمویش ابوطالب برگردد، ملکه بطحا و بانوی قریش که اینک همسر او شده بود، این گونه او را مخاطب قرار می‏دهد: «الی بیتک فبیتی بیتک و انا جاریتک; (۱۵) به خانه خودتان وارد شوید، خانه من خانه شماست و من کنیز شما هستم.» و البته این همه احترام و پاسداشت‏به خاطر عقیده و ایمان او به توحید بود و بس. (۱۶)
    اصحاب اهل بیت (علیهم السلام)
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  13. تشكر


  14. #7
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اصحاب اهل بیت (علیهم السلام)





    3- تلاش برای جلب رضایت

    خدیجه علیها السلام تمام توان خود را به کار می‏برد تا امور منزل را مطابق میل پیامبر اداره کند. از جمله چون به میزان علاقه پیامبر به عبادت آگاه بود، چنان رفتار می‏کرد که پیامبر به راحتی به عبادت و راز و نیازش مشغول باشد و حضور خدیجه را مانعی برای عباداتش نداند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله قبل از بعثت، در هر ماه چند بار و نیز همه ساله ماه رمضان را در غار حرا به تفکر و عبادت خداوند می‏گذراند (۱۷) و این عمل بعد از ازدواج نیز ادامه داشت. لذا امام هادی علیه السلام می‏فرمود: «پیامبر اسلام پس از سفر تجاری شام، درآمدش را بین فقرا تقسیم کرد و هر روز بامداد به فراز کوه حرا می‏رفت و به تماشای شگفتی‏های خلقت مشغول می‏شد و تحت تاثیر عظمت‏خدا قرار می‏گرفت و خدا را آن گونه که شایسته بود عبادت می‏کرد.» (۱۸)
    خدیجه علیها السلام با درک چنین روحیاتی از پیامبر، هرگز برای او مزاحمتی ایجاد نمی‏کرد و همیشه با همدلی و همراهی او را بدرقه می‏کرد، غذایش را به وسیله حضرت علی علیه السلام به بالای کوه می‏فرستاد و گاه خود نیز با حضرت همراه می‏شد. علامه مجلسی به نقل از صحاح اهل سنت می‏نویسد: «در آن ماه رمضان که پیامبر در کوه حرا به سر می‏برد و وحی و بعثت آغاز می‏شد، حضرت علی و خدیجه و یکی از غلامان در حضورش بودند.» (۱۹)
    برای نمونه تنها یکی از این عبادت‏های پیامبر ۴۰ روز به درازا کشید که خدیجه علیها السلام تمام این مدت را به تنهایی گذراند.
    چنین عبادت‏های طولانی به طور طبیعی می‏توانست موجب ناراحتی، دلشوره‏ها و نگرانی‏های مختلفی برای خدیجه شود، اما او نه تنها اعتراض نمی‏کرد بلکه با رسول خدا همراهی نیز می‏نمود، لذا پیامبر صلی الله علیه و آله که خود متوجه نگرانی‏های خدیجه بود، عمار یاسر را نزد خدیجه فرستاد و پیام داد که: «ای خدیجه! گمان نکن کناره‏گیری من به خاطر بی‏اعتنایی به تو است، بلکه پروردگارم چنین فرمود تا امر خود را اجرا کند. جز خیر و سعادت فکر دیگری نکن. خداوند هر روز، چند بار به خاطر تو به فرشتگان بزرگش مباهات می‏کند. پس وقتی شب شد، در را ببند و در بستر خود استراحت کن.» (۲۰)
    همراهی و همدلی خدیجه و تلاش او برای کسب رضایت رسول اکرم به حدی بود که وقتی هنگام وفات در ضمن وصیت‏هایش به پیامبر صلی الله علیه و آله گفت: «من در حق شما کوتاهی کردم، مرا عفو کن‏»، پیامبر فرمود: «هرگز از تو تقصیری ندیدم و تو نهایت تلاش خود را به کار بردی و در خانه من بسیار خسته شدی.» (۲۱)
    ۴ - تصدیق و تایید پیامبر
    روایات بسیاری از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است که گویای اهمیت رویکرد خدیجه به پیامبر در آن فضای جاهلی و غربت رسول اکرم صلی الله علیه و آله است. وقتی که حتی بسیاری از بستگان رسول اکرم صلی الله علیه و آله نیز پیامبر را تنها گذاشتند و حتی کمر همت‏به نابودی او بستند، خدیجه به محمد صلی الله علیه و آله روی آورد و با او پیمانی جاودانی بست و تا لحظه آخر زندگی بر عهد و پیمانش استوار ماند. پیامبر نیز با درک چنین فضیلتی از خدیجه بود که همواره تاکید می‏کرد «این مثل خدیجه‏» از جمله زمانی که هاله، خواهر خدیجه برای زیارت رسول اکرم صلی الله علیه و آله به مدینه آمد، پیامبر با دیدن او به یاد خدیجه افتاد و از شدت تاثر به خود لرزید. بعد از رفتن او، عایشه پرسید: چه قدر از پیر زن قریش که سال‏خوردگی صورتش را چروکین و سرخ کرده بود یاد می‏کنی با این که امروز روزگار او را نابود کرده و خداوند همسری بهتر به شما بخشیده است!؟ پیامبر فرمود:
    «هرگز، به خدا سوگند! بهتر از خدیجه هیچ‏گاه نصیبم نشد، او هنگامی به من ایمان آورد که مردم مرا تکذیب می‏کردند و ... .» (۲۲)
    عبدالله بن مسعود نمونه‏ای از مشاهدات خود پیرامون ایمان خدیجه را آن زمان که هیچ کسی به پیامبر ایمان نیاورده بود، اینگونه بیان می‏کند: «نخستین چیزی که از اسلام دانستم این بود که با عموهایم و تعدادی از اعضای قبیله، وارد مکه شدیم. چون می‏خواستیم مقداری عطر بخریم ما را به عباس بن عبدالمطلب راهنمایی کردند. او بالای چاه زمزم، در کنار کعبه نشسته بود. زمانی که پیش او نشسته بودیم، دیدیم مردی که دو لباس سفید پوشیده بود و گیسوان و ریش پر و دندان‏های سفید و ... داشت و چهره‏اش مثل ماه می‏درخشید، از باب صفا وارد مسجدالحرام شد. در طرف راست او یک نوجوان و پشت‏سرش بانویی پوشیده را دیدم. آن‏ها کنار حجرالاسود رفتند. ابتدا آن مرد به حجرالاسود دست کشید، سپس آن نوجوان و بعد آن بانو. آن گاه هر سه به طواف کعبه مشغول شدند. وقتی هفت‏بار طواف کردند، کنار حجر اسماعیل آمدند و نماز جماعت‏خواندند. آن مرد هنگام تکبیر دست‏هایش را تا کنار گوشش بلند می‏کرد تا به قنوت نماز رسیدند. قنوت را طولانی کردند تا آن که نماز تمام شد. من که چنین چیزی ندیده بودم، از ابن عباس پرسیدم: آیا دین جدیدی به مکه آمده است؟ من چنین دینی را در مکه ندیده بودم؟ گفت: این مرد برادرزاده من، محمد بن عبدالله است و آن نوجوان برادرزاده دیگرم علی بن ابی‏طالب و آن خانم هم همسر محمد; خدیجه دختر خویلد است. به خدا قسم غیر از این سه نفر کسی در روی زمین به این دین اعتقاد ندارد.» (۲۳)


    اصحاب اهل بیت (علیهم السلام)
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  15. تشكر


  16. #8
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اصحاب اهل بیت (علیهم السلام)






    5- انفاق اموال

    پیرامون مظاهر ثروت خدیجه نوشته‏اند: «هشتاد هزار شتر، اموال تجاری او را حمل و نقل می‏کردند، بارگاهی از حریر سبز با ابریشم بر بام خانه‏اش برافراشته بودند که مردم رفت و آمد می‏کردند و به فقرا کمک می‏شد، چهار صد غلام و کنیز امور اقتصادی و شخصی او را اداره می‏کردند.» (۲۴) با این همه او بلافاصله بعد از ازدواج نزد عمویش ورقه بن نوفل رفت و اموال فراوانی به او داد و گفت: این‏ها را نزد محمد صلی الله علیه و آله ببر و بگو این اموال هدیه به شماست و هرگونه بخواهی در آن‏ها تصرف کن و هر چه غلام و کنیز و ثروت و ملک دارم، همه را به احترام حضرت، به او بخشیدم. ورقه بن نوفل نیز کنار کعبه آمد و بین زمزم و مقام ابراهیم ایستاد و با صدای بلند گفت: ای عرب! بدانید که خدیجه شما را شاهد می‏گیرد که خود و همه ثروت خود از غلامان، کنیزان، املاک، دام‏ها، مهریه و هدایایش را به محمد صلی الله علیه و آله بخشیده است و همه آن‏ها هدیه‏ای است که محمد آن را پذیرفته است و این کار خدیجه به خاطر علاقه و محبت او به محمد صلی الله علیه و آله است. شما در این باره گواه باشید و گواهی دهید.» (۲۵)
    دامنه این یاری مالی به سال‏های اولیه ازدواج ختم نیافت‏بلکه هنگام محاصره اقتصادی در شعب ابی‏طالب و حتی بعد از آن نیز اموال خدیجه نقش اساسی در نجات اسلام و مسلمانان از نابودی ایفا کرد تا آنجا که پیامبر در ماجرای شعب فرمود: «هیچ ثروتی، هرگز مثل ثروت خدیجه به من سود نرساند.» (۲۶)
    طبق بعضی روایات در ماجرای محاصره، از اموال خدیجه چیزی نماند و به نقل از حضرت خدیجه علیها السلام «چیزی جز دو پوست‏باقی نماند که هنگام استراحت‏یکی را زیرانداز و دیگری را روانداز قرار می‏دهیم‏». در این مدت ابوالعاص بن ربیع، داماد حضرت خدیجه، شترها را با گندم و خرما با شگردهای مختلف به آن‏ها می‏رساند و در طول سه سال محاصره، مصارف آنان از اموال خدیجه تامین می‏شد. (۲۷)
    ۶ - تحمل‏پذیری و صبر
    خدیجه صبر و تحمل را در زندگی با رسول خدا صلی الله علیه و آله پیشه خود ساخت و در برابر فشارهای مختلف همسایه‏های مشرک، زنان متعصب، محاصره اقتصادی و... بردباری و تحمل‏پذیری ویژه‏ای از خود نشان می‏داد. از جمله این وقایع می‏توان به واقعه شعب اشاره کرد که نقش مهمی نیز در تحلیل قوای جسمانی خدیجه علیها السلام داشت، به اندازه‏ای که به فاصله اندکی از پایان محاصره، آن بانوی بزرگوار وفات یافت. در این محاصره یاران پیامبر (چهل نفر) جز چهار ماه حرام سال را در گرمای داغ تابستان و بیابان خشک و... تحمل می‏کردند و در این زمان بانوی محمد که ۶۳ تا ۶۵ ساله بود، علاوه بر صرف اموال، خود نیز در شمار محاصره شدگان بود.
    میزان فشاری را که بر محاصره‏شدگان وارد می‏شد می‏توان از گزارش سعد وقاص فهمید. او می‏گفت: شبی از دره بیرون آمدم، از شدت گرسنگی تمام توانم را از دست داده بودم، چشمم به پوست‏خشکیده شتری افتاد، آن را برداشتم و بعد از شستن و پختن و کوبیدن، با آب خمیر مخلوط کردم و سه روزی با آن به سر بردم.» (۲۸)
    بنت الشاطی از نویسندگان عرب در مورد میزان تحمل خدیجه علیها السلام در این دوران می‏نویسد: خدیجه در سنی نبود که تحمل آن همه رنج‏برایش آسان باشد، و از کسانی نبود که در جریان زندگی با تنگی معیشت‏خو گرفته باشد. اما در عین حال و با وجود کهولت‏سن، سختی‏هایی را که در اثر محاصره در شعب وارد می‏شد تا سر حد مرگ تحمل کرد. (۲۹)
    در این دوره حتی برخی بستگان پیامبر نیز با بی‏رحمی تمام بر این فشارها می‏افزودند که از جمله آن‏ها می‏توان از ابوجهل نام برد که مانع می‏شد تا حکیم بن حزام برای عمه‏اش خدیجه علیها السلام که در شعب بود، حتی از اموال خود خدیجه آذوقه برساند. (۳۰)


    اصحاب اهل بیت (علیهم السلام)
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  17. تشكر


  18. #9
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اصحاب اهل بیت (علیهم السلام)





    7- انیس و غم‏زدای پیامبر
    با این همه سختی و فشار، خدیجه خم به ابرو نمی‏آورد و در تمام دوران زندگی قبل و بعد از بعثت‏به سان بانویی شفیق، بر گرد وجود پیامبر می‏گشت و با سیمای خندان خود غم‏ها را از رخ پیامبر می‏زدود و در این بین به‏سان یاور، وزیر و کمک‏رسانی توانمند او را یاری می‏کرد.
    ابن هشام می‏نویسد: خدیجه به پیامبر ایمان آورد، گفتارش را تصدیق کرد و او را یاری داد و ...
    خداوند به وسیله او به پیامبرش آرامش داد به نحوی که هیچ خبر ناراحت‏کننده‏ای از قبیل رد و تکذیب را نمی‏شنید مگر این که خداوند به وسیله خدیجه گشایش برایش ایجاد می‏کرد. وقتی خدا پیامبرش را به خدیجه برمی‏گرداند، دشواری‏ها را بر او آسان می‏کرد و تصدیقش کرده، اعمال مردم را (که موجب آزار شده بود) بی‏اهمیت جلوه می‏داد. رحمت‏خدا بر او باد. (۳۱)
    حجم سنگین فشارهای قریش و مشرکان با این سخن پیامبر روشن می‏شود که: «ما اوذی نبی بمثل ما اوذیت; (۳۲) هیچ پیامبری مثل من آزار ندید.» و خدیجه علیها السلام در تمام این آزارها، یار و غم‏زدای پیامبر بود.
    علامه مجلسی می‏نویسد: در سال‏های آغازین بعثت‏بود که حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله با سیمایی غمگین و محزون از غار حرا به خانه برگشت. خدیجه علیها السلام می‏گوید، به پیامبر گفتم: نشانه اندوه در چهره‏ات می‏بینم، چه شده است؟ فرمود: علی از من جدا شده و معلوم نیست کجاست؟ [ عده‏ای از مسلمانان به خاطر پرهیز از گزند مشرکان پراکنده شده بودند و میان علی علیه السلام و پیامبر صلی الله علیه و آله نیز فاصله افتاده بود] در مورد آسیب رسانی مشرکان به وی نگرانم!
    به رسول خدا صلی الله علیه و آله عرض کردم: بر شترم سوار می‏شوم، یا او را می‏یابم و یا مرگ بین من و او فاصله می‏اندازد.
    خدیجه سوار شتر شد و به جست و جو پرداخت تا آن که قیافه کسی را دیده بر او سلام کرد و از صدای جوابش فهمید علی است ... آن گاه به سوی خانه برگشت و با دادن خبر سلامتی علی، پیامبر را خوشحال کرد به اندازه‏ای که پیامبر یازده بار شکرا للمجیب گفت.
    ۸ - مجاهدت و دفاع از رسول خدا صلی الله علیه و آله
    از مصادیق مجاهدت خدیجه علیها السلام می‏توان به موضوع پذیرش اسلام در سال‏های جهل و گمراهی و نیز تقیه شدید در شرایط خوفناک و وحشتناک آن عصر اشاره کرد. میزان خطرات پذیرش اسلام در آن دوره به حدی بود که امام صادق علیه السلام می‏فرمود: پیامبر خدا پنج‏سال در مکه به طور پنهانی می‏زیست، علی و خدیجه با او بودند و اسلام خود را پنهان و به شدت تقیه می‏کردند. (۳۳)
    علاوه بر این خدیجه علیها السلام در مقام دفاع از پیامبر نیز برمی‏آمد. از جمله اصبغ بن نباته می‏گوید: عصر روز جمعه در مسجد در حضور علی علیه السلام بودیم که مردی بلند قامت‏به نام سواد بن قارب خدمت امام آمد. او بعد از رد و بدل شدن مطالبی گفت: از یمن سوار شتر شدم و به سوی مکه آمدم. با نخستین کسی که روبه‏رو شدم ابوسفیان بود. بر او سلام کردم و پیرامون خاندان قریش پرسیدم، گفت: مشکلی نیست فقط یتیم ابوطالب دین ما را فاسد کرده است.
    گفتم نام او چیست؟ گفت: محمد و احمد. پرسیدم کجاست؟ گفت‏با خدیجه دختر خویلد ازدواج کرده و در خانه اوست. مهار شتر را کشیدم و به خانه خدیجه رفتم و در زدم. خدیجه پشت در آمد و پرسید: کیستی؟ خود را معرفی کردم و گفتم: می‏خواهم با محمد ملاقات کنم.
    او این گونه پاسخ داد: «اذهب الی عملک ماتذرون محمدا یاویه ظل بیت قد طردتموه و هربتموه و حصنتموه اذهب الی عملک;
    به دنبال کار خود برو، محمد را رها نمی‏کنید تا در پناه خانه‏اش بیاساید. شما او را از خود دور کردید و فراری دادید و در مقابلش سنگربندی کردید، برو به دنبال کارت.»
    پیامبر فرمود: ای خدیجه در را بگشا، وقتی وارد شدم سیمای نورانی پیامبر را دیدم و به رسالت او ایمان آوردم و بعد از وداع به یمن برگشتم. (۳۴)
    یک بار هم که جهال عرب با سنگ‏پرانی حضرت را زخمی کردند و در پی او تا خانه خدیجه آمدند و خانه را سنگ‏باران کردند، خدیجه بیرون آمد و گفت: آیا از سنگباران کردن خانه زنی که نجیب‏ترین قوم شماست، شرم ندارید؟ و مردم با شنیدن این سخن شرمنده و متفرق شدند و آن گاه خدیجه به مداوای همسرش شتافت. در همین واقعه بود که پیامبر از سوی خداوند به او سلام رساند و خدیجه در برابر سلام الهی گفت: «ان الله هو السلام و منه السلام و علی جبرئیل السلام و علیک یا رسول الله السلام و برکاته.» (۳۵)
    ____________
    __________________
    ۱) بحارالانوار، ج ۲۱، ص ۳۵۲.
    ۲) همان، ج ۱۰۲، ص ۲۷۲.
    ۳) همان، ج ۱۶، ص ۶۹.
    ۴) همان، ج ۷۵، ص ۵۶.
    ۵) همان، ج ۱۶، ص ۶۹.
    ۶) همان، ج ۱۹، ص ۲۱.
    ۷) سیره اعلام النبلاء، ج ۲، ص ۱۱; کشف الغمه، ج ۱، ص ۵۱۱.
    ۸) تاریخ طبری، ج ۴، ص ۵۹۳.
    ۹) سفینه‏البحار، ج ۱، ص ۳۸۰.
    ۱۰) سیره نبوی، ابن هشام، ج ۱، ص ۱۹۹.
    ۱۱) سفینه البحار، ج ۱، ص ۳۸۱.
    ۱۲) سیره نبوی، ابن هشام، ج ۱، ص ۲۰۱; تاریخ طبری، ج ۱، ص ۵۲۱.
    ۱۳) بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۸۱; ج ۱۰۳، ص ۳۷۴.
    ۱۴) همان، ص ۸۰.
    ۱۵) بحارالانوار، ج ۱، ص ۴.
    ۱۶) سفینه البحار، ج ۲، ص ۵۷۰; وفات الزهرا، مقرم، ص ۷.
    ۱۷) شرح نهج‏البلاغه، ابن ابی الحدید، ج ۱۳، ص ۲۰۸.
    ۱۸) بحارالانوار، ج ۱۷، ص ۳۰۹.
    ۱۹) همان، ج ۱۵، ص ۳۶۳.
    ۲۰) بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۷۹ و ۸۰.
    ۲۱) شجره طوبی، ج ۲، ص ۲۳۵.
    ۲۲) قاموس الرجال، ج ۱۰، ص ۴۳۲.
    ۲۳) شرح نهج البلاغه، ابن ابی‏الحدید، ج ۱۳، ص ۲۲۵.
    ۲۴) بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۲۲.
    ۲۵) همان، ج ۱۶، ص ۷۵ تا ۷۷.
    ۲۶) همان، ج ۱۹، ص ۶۳.
    ۲۷) ریاحین الشریعه، ج ۲، ص ۲۱۱.
    ۲۸) سیره ابن هشام، ج ۱، ص ۳۷۹; تاریخ طبری، ج ۲، ص ۷۹.
    ۲۹) خدیجه کبری، نمونه زن مجاهد مسلمان.
    ۳۰) سیره ابن هشام، ج ۱، ص ۳۳۵; بحارالانوار، ج ۱۹، ص ۱۸.
    ۳۱) سیره نبوی، ابن هشام، ج ۱، ص ۲۴۹; استیعاب، ج ۴، ص ۱۸۲۰; با اختلاف اندک.
    ۳۲) بحارالانوار، ج ۳۹، ص ۱.
    ۳۳) کمال الدین، ص ۱۹۷; نمونه‏هایی از مجاهدت این بانو در ماهنامه مبلغان ش ۱۱، ص ۸ به بعد مطالعه کنید.
    ۳۴) اختصاص مفید، ص ۱۸۱; بحارالانوار، ج ۱۸، ص ۹۸.
    ۳۵) استیعاب، ج ۴، ص ۱۱۱ و ج ۲، ص ۷۱۹; اسد الغابه، ج ۵، ص ۴۳۸.


    اصحاب اهل بیت (علیهم السلام)
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  19. تشكر


  20. #10
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اصحاب اهل بیت (علیهم السلام)






    شمه‏ای از فضایل خدیجه(سلام الله علیها)
    این حدیث در کتابهای حدیثی شیعه و اهل سنت آمده که‏رسول خدا-صلی الله علیه و آله-فرموده:
    «کمل من الرجال خلق کثیر و لم یکمل من النساء الآمریم،و آسیه امراه فرعون،و خدیجه بنت‏خویلد،و فاطمه بنت محمد» (۱) یعنی از مردان گروه زیادی به کمال رسیدند ولی از میان‏زنان جز چهار زن کسی به مرحله کمال نرسید:مریم،و آسیه‏همسر فرعون،و خدیجه دختر خویلد،و فاطمه دختر محمد.
    و در حدیث دیگری که ابن حجر در کتاب الاصابه و دیگران‏از ابن عباس روایت کرده‏اند اینگونه است که گوید: رسول‏خدا(ص)چهار خط روی زمین ترسیم کرده آنگاه فرمود:
    «افضل نساء اهل الجنه خدیجه،و فاطمه و مریم و آسیه‏». (۲)
    یعنی برترین زنان اهل بهشت:خدیجه و فاطمه و مریم وآسیه هستند...
    و در روایت دیگری که او و ابن عبد البر و دیگران از رسول‏خدا(ص)با مختصر اختلافی روایت کرده‏اند اینگونه است که فرمود:
    «خیر نساء العالمین اربع،مریم و آسیه و خدیجه و فاطمه‏» (۳) یعنی بهترین زنان جهانیان چهار زن هستند:مریم و آسیه وخدیجه و فاطمه.و از عایشه روایت کرده‏اند که گوید:هیچگاه‏نمی‏شد که رسول خدا از خانه بیرون رود جز آنکه خدیجه را یادمی‏کرد و ستایش و مدح او را می‏نمود،تا اینکه روزی طبق همان شیوه‏ای که داشت نام خدیجه را برد و او را یاد کرد، دراینوقت رشک و حسد مرا گرفت و گفتم:
    «هل کانت الا عجوزا فقد ابدلک الله خیرا منها». (۴)
    خدیجه جز پیرزنی بیش نبود در صورتی که خداوند بهتر از اوبهره تو کرده.!
    عایشه گوید:در اینوقت رسول خدا-که این سخن مرا شنیدغضبناک شد بحدی که از شدت غضب موهای جلوی سرآنحضرت حرکت کرد آنگاه فرمود:
    «و الله ما ابدلنی الله خیرا منها،آمنت اذ کفر الناس،و صدقتنی‏و کذبنی الناس،و واستنی فی مالها اذ حرمنی الناس و رزقنی الله‏منها اولادا اذ حرمنی اولاد النساء».
    بخدا سوگند خداوند بهتر از او زنی به من نداده،او بود که‏بمن ایمان آورد هنگامی که مردم کفر ورزیدند،و او بود که مراتصدیق کرد و مردم مرا تکذیب نموده(و دروغگویم خواندند)واو بود که در مال خود با من مواسات کرد(و مرا بر خود مقدم‏داشت)در وقتی که مردم محرومم کردند،و از او بود که خداوندفرزندانی روزی من کرد و از زنان دیگر نسبت‏بفرزند محرومم‏ساخت.
    عایشه گوید:با خود گفتم:دیگر از این پس هرگز به بدی اورا یاد نخواهم کرد (۵).
    و در روایت اربلی در کشف الغمه اینگونه است که علی‏علیه السلام فرمود:روزی نزد رسول خدا(ص)نام خدیجه سلام‏الله علیها برده شد و رسول خدا(ص)گریست.عایشه که چنان‏دید گفت:
    «...ما یبکیک علی عجوز حمراء من بنی اسد؟فقال صدقتنی اذکذبتم و آمنت‏بی اذ کفرتم،و ولدت لی اذ عقمتم،فقالت عایشه:
    فما زلت اتقرب الی رسول الله-صلی الله علیه و آله-بذکرها» (۶) یعنی چه گریه‏ای است که برای پیرزنی سرخ رو از بنی اسدمی‏کنی؟
    رسول خدا فرمود:او مرا تصدیق کرد هنگامی که شماتکذیبم کردید.و بمن ایمان آورد در وقتی که شما کافر شدید.
    و برای من فرزند آورد که شما نیاوردید!
    عایشه گوید:از آن پس پیوسته من با یاد خدیجه و با نام او به‏رسول خدا تقرب می‏جستم.(و هرگاه می‏خواستم رسول خدابمن توجه کرده و به سخنم گوش دهد سخنم را با نام خدیجه شروع می‏کردم).
    و در چند حدیث از طریق شیعه و اهل سنت آمده که رسول‏خدا خدیجه را به خانه‏ای در بهشت مژده داد که در آن دشواری ورنجی نخواهد بود (۷) و سلام خدای تعالی را که بوسیله جبرئیل برای خدیجه آورده‏بود به وی ابلاغ (۸) فرمود و خدیجه نیز در پاسخ عرض کرد:
    «...الله السلام و منه السلام و علی جبرئیل السلام...» (۹)
    و در حدیثی که عیاشی در تفسیر خود از ابی سعید خدری‏روایت کرده اینگونه است که رسول خدا(ص)فرمود.در شب‏معراج هنگامی که بازگشتم به جبرئیل گفتم:آیا حاجتی‏داری؟گفت:
    «حاجتی ان تقرا علی خدیجه من الله و منی السلام...».
    حاجت من این است که خدیجه را از سوی خداوند و از سوی‏من سلام برسانی.و چون رسول خدا سلام خدا و جبرئیل را به‏خدیجه ابلاغ فرمود،خدیجه در پاسخ گفت:
    «ان الله هو السلام،و منه السلام،و الیه السلام‏» (۱۰).
    و بالاخره خدیجه سلام الله علیها همان بانوی بزرگوار است‏که به اجماع اهل تاریخ نخستین زن و یا نخستین انسانی است‏که به رسول خدا(ص)ایمان آورد...
    و وسیله آرامشی برای آنحضرت در برابر طوفانهای حوادث‏سهمگین و اندوه‏های فراوان آغاز رسالت‏بود...
    و با ایثار مال فراوان خود برای پیشرفت اسلام در روزهائی‏که اسلام نیاز شدید به بودجه داشت‏بزرگترین حق را بر همه‏مسلمانان جهان تا روز قیامت دارد...
    و سخت‏ترین مشکلات را بخاطر حفظ ایمان بخدا و دفاع ازاسلام و رهبر بزرگوار آن متحمل شد.
    __________________________
    ۱- مجمع البیان ج ۵ ص ۳۲۰ تفسیر کشاف ج ۳ ص ۲۵۰،تفسیر ابن جریر ج ۳ص ۱۸۰.
    ۲-الاصابه ج ۴ ص ۳۶۶.اسد الغابه ج ۵ ص ۴۳۷.خصال صدوق ج ۱ ص ۹۶.
    ۳-الاصابه ج ۴ ص ۳۶۶،و استیعاب ج ۲ ص ۷۲۰ و ۷۵۰ و تفسیر ابن جریرج ۳ ص ۱۸۰ و م جمع الزوائد هیثمی ج ۹ ص ۲۲۳.اسد الغابه ج ۵ ص ۴۳۷.
    ۴-لابد-طبق این روایت-منظورش از بهتر،خودش بوده که جوان و دختر بوده است!
    ۵-اسد الغابه ج ۵ ص ۴۳۸.الاصابه ج ۴ ص ۲۷۵.
    ۶-بحار الانوار ج ۱۶ ص ۸.
    ۷-بحار الانوار ج ۱۶ ص ۱۱.و الاصابه ج ۴ ص ۲۷۵.و اسد الغابه ج ۵ ص ۴۳۸.
    ۸-الاصابه ج ۴ ص ۲۷۴ و اسد الغابه ج ۵ ص ۴۳۸.
    ۹-بحار الانوار ج ۱۶ ص ۱۱.
    ۱۰-سفینه البحار ج ۱ ص ۳۷۹.

    اصحاب اهل بیت (علیهم السلام)
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  21. تشكر


صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •