سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8

موضوع: قرآن و آفرینش انسان

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    قرآن و آفرینش انسان قرآن و آفرینش انسان قرآن و آفرینش انسان قرآن و آفرینش انسان قرآن و آفرینش انسان قرآن و آفرینش انسان قرآن و آفرینش انسان محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    9287
    نوشته
    1,403
    تشکر
    334
    مورد تشکر
    1,202 در 694
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    قرآن و آفرینش انسان

    سخن گفتن دربارۀ انسان در عین آسانى، از سختى خاص خود برخوردار مى ‏باشد، چون شناخت

    انسان از مسایلى است كه به سادگى دسترسى به آن ممكن نمى ‏باشد ; زیرا انسان داراى گرایشات

    متعدد و داراى جنبه معنوى مى‏ باشد و مطالعه و تحقیق در هر كدام از خصوصیات انسان نیاز به وقت

    زیاد و نوشتن مطالب متعدد دارد. لذا در كتب فراوانى از زاویه‏ هاى گوناگون، انسان را مورد بررسى

    قرار داده ‏اند. و از آنجا كه قرآن كتاب وحى مى‏ باشد و كلام خداوند است كه خود خالق انسان

    مى‏ باشد بهترین نظریات در مورد انسان را مى ‏توان در این كتاب آسمانى دریافت كرد. از این رو،

    بحث را بیشتر بر نظریۀ قرآن متمركز كرده، نكاتى را در باب «قرآن و انسان‏» ذكر مى‏ كنیم.




    مبدا آفرینش انسان

    بحث‏ خلقت انسان از بحث‏ هاى بسیار رایج در بین اهل نظر و مطالعه مى‏ باشد. براى پى بردن به این

    مطلب كه این مسئله همواره مورد بحث ‏بوده است چند نظریه را یادآورى مى‏ كنیم. درباره چگونگى

    پیدایش نوع آدم در زمین دو نظر است: یكى آراى فلسفى قدیم و ظواهر دینى كه از این نظر انواع

    و اصول خلقت‏ بدون سابقه پدید آمده، و نظر استقرایى دیگر كه از فروع فلسفه نشو و ارتقا و تكامل

    است پیدایش انواع را از دانى به عالى و به هم پیوسته مى‏ شمارد و هر نوع پایین را با گذشت

    زمان و تاثیر محیط منشا نوع بالاتر مى ‏داند جزئیات این نظریه از جهت تجربه و كلیات این نظریه از

    جهت ادلۀ فلسفى چنان‏ كه باید اثبات نشد. (1)

    «خلاصه نظریه دوم این است كه زمین یكى از سیارات قطعه از خورشید جدا شده و ابتداء در حال

    فروزندگى و میعان بوده است پس رفته رفته در اثر عوامل مخصوص سرد شده و باران‏ هاى سنگین

    بر آن باریده و سیل ها جارى شده و دریاها پدیدار گردیده سپس یك سلسله تركیباتى بین آب و

    زمین پیدا شده و نباتاتى دریایى روییده است این نباتات كه داراى باكترى‏ هاى زنده بود متكامل شده

    و در نتیجه اى آنها ماۀ و سایر حیوانات دریایى پدید آمده و سپس به ترتیب ماۀ پرنده (ذو حیاتین)

    حیوان خشكى و انسان به وجود آمده است و تمام این مراتب در اثر تكامل است كه تركیبات زمین

    به خود دیده و به دنبال آن گیاهان و حیوانات دریایى و حیوانات ذو حیاتین و حیوانات خشكى و

    بالاخره انسان به وجود آمده است‏». (2)

    علامه طباطبایى رحمه الله در رد این نظریه مى‏ گوید: این فرضیه، دلیل مخصوصى آن را اثبات نمى‏ كند

    و مى ‏توان فرض كرد كه انواع به طور كلى از هم جدا و مستقل باشند بدون این‏ كه تطورى كه نوعى

    را به نوع دیگر مبدل سازد در كار بیاید بلى صرفا یك سلسله تطوراتى سطحى در زمینه حالات هر

    نوع وجود دارد بدون این كه ذات آنها دستخوش تحول شود و تجربه تحول فردى را از یك نوع به نوع

    دیگر مشاهده ننموده است و هرگز دیده نشده میمونى به انسان تبدیل شود. (3)

    درباره چگونگى آفرینش انسان و همچنین سایر موجودات زنده از دیرباز دو عقیده متضاد در میان

    دانشمندان وجود داشته است گروهی از دانشمندان معتقد به استقلال انواع جانداران و عدم تكون

    نوعى از نظر نوع دیگر و گروهی دیگر طرفدار تبدل انواع بودند. اعتقاد به تبدل انواع به بعضى از فلاسفه

    یونان باستان نسبت داده مى‏ شود; در قرون جدید طرفدارانى پیدا كرده است كه مهم ترین آنان

    «چارلز داروین‏» طبیعى‏ دان انگلیسى قرن نوزدهم مى‏ باشد. (4)

    داروین دو نظر پر سر و صدا عرضه كرد یكى دربارۀ كلیه موجودات زنده و دیگرى دربارۀ خصوص انسان.

    به موجب نظریه اول كه در كتاب «اصل انواع‏» منتشر شد همه انواع حیوانات در اصل از یك نوع

    سرچشمه گرفته، رفته رفته یك نوع به دو نوع و بعد به چند نوع تبدیل شده است. نظریه دوم كه

    در كتاب «اصل انسان‏» عنوان شده است مى‏ گوید انسان كه یكى از انواع موجودات زنده است‏

    با میمون از یك منشا بوده و این دو داراى اجداد مشتركى بودند. (5)

    در نظریه دوم، داروین و پیروانش معتقدند كه تفاوت هاى بین انسان و حیوان را ناچیز یافته، قبایل

    بدوى بازمانده، طبق توصیفى كه داروین از آنها به دست مى‏ دهد همان حلقۀ مفقوده بین انسان و

    حیوانند. و دانشمند دیگرى ادعا كرده بین انسان و عالی ترین میمون ها تفاوت كمترى هست تا

    بین عالی ترین و پست‏ ترین میمون ها. (6)

    امضاء


    عـاشقان را سر شوریده به پیكر عجب است

    دادن سر نه عجب ،داشتن سر عجب است

    تـن بـی سر عجبـی نیست رود گـر در خاک

    سـر سربـاز ره عشـق بـه پیکـر عجب است



  2.  

  3. Top | #2

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    9287
    نوشته
    1,403
    تشکر
    334
    مورد تشکر
    1,202 در 694
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    مبدا و مراحل تكامل خلقت انسان در قرآن

    بعد از این كه دو نظریه مطرح در بین صاحب نظران را اجمالا بیان كردیم وقت آن رسیده است كه

    خود را در محضر قرآن قرار دهیم و ببینیم قرآن با كدام یك از دو نظریه هماهنگى و موافقت دارد یا این

    كه نظر سومى را دارد. این كه انسان ابتداء به صورت مستقل خلق شده یا این كه تكامل یافته از

    موجودات زنده دیگر مى‏ باشد در قرآن كریم مى‏ خوانیم :


    «ان مثل عیسى عند الله كمثل آدم خلقه من تراب ثم قال له كن فیكون‏».

    «همانا مثل خلقت عیسى علیه السلام در خارق العاده بودن به امر خدا مانند خلقت آدم بوده است

    كه خدا او را از خاك آفرید پس بدان خاك گفت‏ بشرى به حد كمال باش همان دم چنان گردید».


    جریان حضرت عیسى علیه السلام را در جنبه استقلال آن به حضرت آدم علیه السلام كه كاملا

    مستقل به وجود آمده است مقایسه مى‏ كند. یعنى تصریح دارد كه اصل آدم به صورت مستقل از

    خاك گرفته شده است و قرآن نه پدر و مادرى براى آدم قایل مى‏ باشد و نه آدم را تكامل یافته از

    موجودات دیگر مى‏ داند. و در آیه «بداء خلق الانسان من طین‏» (7) ابتداى خلقت انسان را از طین

    مى‏ داند نه از راه دیگر. پس قرآن انسان را نوعى مستقل فرض كرده است و فرضیه تكامل انواع كه

    در نتیجه آن انسان از نوع دیگر به وجود آمده باشد مورد قبول قرآن نمى‏ باشد. آنچه را كه قرآن از آن

    حكایت مى‏ كند مراحلى را خاك پشت‏ سر گذاشته تا انسان به وجود آمده است‏حالا این كه این

    مراحل چگونه گذشته است تصریحى در این زمینه ندارد. مثلا آیه

    «و لقد خلقنا الانسان من سلالة من طین‏» (8)

    یعنى بعد از مرحله تراب مرحله دیگرى كه مخلوط آب و خاك مى‏ باشد كه همان گل مى‏ باشد، آن

    هم مى ‏فرماید گل خالص در سیر تكاملى انسان به عنوان یكى از مراحل آمده است. و علامه طباطبایى

    رحمه الله مى‏ فرماید :«منظور از انسان نوع انسان است پس شامل آدم و مادون آن مى‏ شود و مراد

    از خلق ، خلق ابتدایى است كه همان حضرت آدم علیه السلام مى ‏باشد» (9) بعد از مرحله گل شدن

    قرآن حكایت از گل و لاى تغییر یافته مى ‏كند:

    «لقد خلقنا الانسان من صلصال من حماء مسنون‏». (10)

    معلوم مى ‏شود كه در آن گل هم فعل و انفعالاتى دیگر به وجود آمده است و صرفا گل تازه و جدید

    به دست آمده نبوده است، بلكه حالت دیگرى بر آن دست داده است . مرحله دیگر كه قرآن كریم از

    آن خبر مى‏ دهد:

    «خلق الانسان من صلصال كالفخار». (11)

    صلصال را علامه طباطبایى رحمه الله به معنى گل خشك معنى كرده است. (12)

    گل بعد از این كه مراحل چندگانه را پشت ‏سر گذاشت‏به صورت خشك شده در آمد و شكل خاصى به

    خود گرفت و دیگر آن حالت نرم و شكل پذیرى قبلى را ندارد، از آن به صلصال تعبیر مى‏ كنیم.

    امضاء


    عـاشقان را سر شوریده به پیكر عجب است

    دادن سر نه عجب ،داشتن سر عجب است

    تـن بـی سر عجبـی نیست رود گـر در خاک

    سـر سربـاز ره عشـق بـه پیکـر عجب است



  4. Top | #3

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    9287
    نوشته
    1,403
    تشکر
    334
    مورد تشکر
    1,202 در 694
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    حال وقت آن رسیده است كه دو مطلب را مورد توجه قرار دهیم :

    اول این كه طبق قرآن كریم اصل انسان از چه مى‏ باشد آیا انسان خود مراحل خلقتش از خاك شروع

    شده و سیر تكاملى طى كرد یا این كه انسان تكامل یافته موجودات دیگر است؟

    مطلب دیگر كه در مورد انسان باید روشن شود این است كه این مراحل تكامل آیا به سرعت‏ سپرى

    شد و لحظه ‏اى انسان خلق شده یا این كه مدتى در سیر تكاملى مراحل طى شد؟

    در مورد نكته اول كه اصل انسان استقلالا است نه تكامل یافته موجودات دیگر، آیات قرآن به خوبى

    این مطلب را دلالت دارند و قرآن كریم مراحل پنج گانه‏ اى را بیان مى ‏كند:

    مرحله اول: خلقت را از تراب شروع مى ‏كند.

    مرحله دوم: همان طین كه مخلوط آب و خاك یعنى گل مى ‏باشد.

    مرحله سوم: سلاله از طین كه همان گل خالص است.

    مرحله چهارم: «صلصال من حماء مسنون‏» كه عبارت از گل و لاى تغییر یافته مى ‏باشد.

    مرحله پنجم: «صلصال كالفخار»: گل خشك شده مانند كوزه مى‏ باشد.


    مجمع البیان مراحل چندگانه را بدین عبارت مطرح مى‏ كند: «اصل آدم كان من تراب و ذلك قوله‏

    «خلقه من تراب‏» ثم جعل التراب طینا و ذلك قوله: «خلقه من طین‏» ثم‏ترك ذلك الطین

    حتى تغیر و استرخى و ذلك قوله: «من حماء مسنون‏» ثم ترك حتى جف‏وذلك قوله:

    «من صلصال‏» فهذه الاقوال لا تناقض فیها اذ هی اخبار عن حالاته المختلفة‏».
    (13)

    از عبارت مجمع هم به راحتى و روشنى مراحل پنج گانه فهمیده مى‏ شود پس بنابر دیدگاه قرآن

    خلقت انسان از خاك شروع مى‏ شود سپس وارد مرحله دوم كه مخلوط آب و خاك است و بعد از آن

    گل خالص و سپس بعد از تغییراتى در آن به صورت خشك در آمده و آماده پذیرش روح مى‏ شود.

    پس از نظر قرآن انسان موجودى مستقل مى ‏باشد نه این كه از تكامل موجودات دیگر به وجود آمده

    باشد، و انسان هاى فعلى از نسل ابوالبشر یعنى حضرت آدم علیه السلام مى‏ باشند.


    اما در مورد نكته دوم; كه آیا این مراحل به سرعت طى شده است‏ یا به كندى؟ گر چه قرآن تصریحى

    در این باب ندارد، اما با دقت در آیات ،بیشتر استشمام تدریجى بودن و كندى مى‏ شود یعنى مراحل

    به صورت طبیعى طى‏ شده است. با توجه به این كه عوامل طبیعى هم از عمال خداوند مى ‏باشد

    در واقع خالق خداوند است. قول ضعیفى هم در ذیل آیه

    «هل اتى على الانسان حین من الدهر لم یكن شیئا مذكورا» (14)

    قبل انه اتى (15) على آدم (16) اربعون سنة لم یكن شیئا مذكورا لا فی السماء و لا

    فی الارض بل كان جسدا ملقى من طین قبل ان ینفخ فیه الروح
    (17) .


    نكته دیگر از آنجا كه قرآن شریف براى مردم آمده است و فهم متوسط مردم را در نظر گرفته است

    فهم عرفى از مراحلى كه قرآن كریم یاد مى‏ كند این است كه بین هر مرحله با مرحله دیگر مدتى

    فاصله شده باشد و اگر همه مراحل یك لحظه طى شده باشد عرفا دیگر به آن اطلاق مرحله

    نمى‏ شود گرچه با دقت عقلیه به آن اطلاق مرحله بشود.

    امضاء


    عـاشقان را سر شوریده به پیكر عجب است

    دادن سر نه عجب ،داشتن سر عجب است

    تـن بـی سر عجبـی نیست رود گـر در خاک

    سـر سربـاز ره عشـق بـه پیکـر عجب است



  5. Top | #4

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    9287
    نوشته
    1,403
    تشکر
    334
    مورد تشکر
    1,202 در 694
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    اشكال : با توجه به آیه «قال یا ابلیس ما منعك ان تسجد لما خلقت‏ بیدی...» (18) تعبیر به

    «بیدی‏» دارد احتمال این كه انسان اولى خلقت آن از طریق عوامل طبیعى گر چه عمال خداوند

    هستند را از بین مى‏ برد در نتیجه برداشت هایى از قبیل نظریه تكامل در مورد خلقت انسان

    مردود است. (19)

    جواب : نسبة خلقه الى الید للتشریف بالاختصاص كما قال: «نفخت فیه من روحى‏»

    وتشبیه الید كنایة عن الاهتمام التام بخلقه وصنعه فان الانسان انما یستعمل الیدین فیما

    به یتم به من العمل‏»
    (20) یعنى نسبت دادن خلق به ید براى شرافت است و تثنیه بودن آن هم

    كنایه از اهتمام تام به خلقت آدم است.

    طرح یك اشكال و جواب آن

    نویسنده كتاب خلقت انسان مى‏ گوید: همان‏ طور كه در مقدمۀ كتاب ذكر شد راجع به خلقت

    انسان آنچه از زبان ادیان تقلید و یا تلفیق اخبار جعل شده در تورات شایع كرده ‏اند این است كه

    دو نوع بشر فقط از آدم پدید آمده و آدم هم داراى خلقتى خاص بوده است‏ خداوند هیكل آدم را

    از گل ساخته و سپس در آن روح دمیده و او را موجود زنده ‏اى كرده است زوجه این آدم نیز به نحوى

    از خود آدم خلق شده این زوج توالدها كرده، نوادۀ آنها به تدریج زیاد شده و از آنها بشر به وجود آمده

    است (21) بعد در چند صفحه با اشاره به آیه

    «ان الله اصطفى آدم و نوحا و آل ابراهیم و آل عمران على العالمین‏» (22)

    نتیجه مى ‏گیرد اصطفى به معنى برگزیدن و انتخاب كردن است و در نتیجه همان‏طور كه نوح و آل عمران

    و آل ابراهیم از میان همنوعان خودشان انتخاب مى ‏شدند لذا آدم هم از میان همنوعان خودش

    انتخاب شده پس نوع انسان از آدم پدید آمده باشد مبنى درستى ندارد و در نتیجه انسان قبل از

    حضرت آدم چون هنوز داراى تشخیص و تمییز نبود مسؤول نبوده و بعد از آن به واسطه تشخیص و

    اختیارى كه پیدا مى ‏كند مسؤول مى ‏شود (23) .


    جواب : اصطفى در آدم به معنى دیگرى است غیر از معنایى كه مستشكل گرفته است كه

    حتما باید گروهی باشند بعد اصطفى معنى بدهد بلكه اصطفى به معنى این كه اول خلیفه از نوع

    انسانى حضرت آدم علیه السلام بود و اول كسى كه به وسیله او در توبه باز شد حضرت آدم

    علیه السلام بود و اول كسى كه شرع له الدین.... (24)




    امضاء


    عـاشقان را سر شوریده به پیكر عجب است

    دادن سر نه عجب ،داشتن سر عجب است

    تـن بـی سر عجبـی نیست رود گـر در خاک

    سـر سربـاز ره عشـق بـه پیکـر عجب است



  6. Top | #5

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    9287
    نوشته
    1,403
    تشکر
    334
    مورد تشکر
    1,202 در 694
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    بقاى نوع انسان از دیدگاه قرآن


    با توجه به این كه عمر انسان محدود مى‏ باشد بقاى نوع انسان به چه صورت است از نظر قرآن بقاى

    با نطفه مى‏ باشد در قرآن داریم :

    «خلق الانسان من نطفة...». (25)

    علامه طباطبایى مى‏ فرماید: مراد از خلق در این آیه نوع انسان است و نسل آدم مى‏ باشد و شامل

    حضرت آدم علیه السلام نمى‏ شود. (26)

    مخصوصا با توجه به آیه

    «ثم جعل نسله من سلالة من ماء مهین‏» (27)

    با توجه به این كه خلقت اول انسان را در همین سوره در آیه قبل از این از خاك بیان مى ‏كند پس از

    آوردن این دو آیه در كنار هم صراحت آیه دوم در نژاد و نسل انسان مشخص مى‏ شود.

    و آیه دیگر مراحلى را كه نطفه طى مى ‏كند بیان مى ‏كند:

    «ثم خلقنا النطفة علقة فخلقنا العلقة مضغة فخلقنا المضغة عظاما فكسونا العظام لحما

    ثم انشاناه خلقا آخر فتبارك الله...»
    (28)

    با توجه به این كه در دو آیه قبل، خبر از خلقت اولى انسان مى‏ دهد و در آیه قبل جاى نطفه كه این

    مراحل را طى مى‏ كند مشخص مى ‏كند فهیمده مى‏ شود كه این مراحل در رابطه با نطفه آن هم

    جهت‏ حفظ بقاى نوع انسان مى‏ باشد نه این كه در اصل خلقت ‏حضرت آدم ابوالبشر علیه السلام این

    مراحل طى شده باشد. ممكن است كسى بگوید كه چه اشكالى دارد در مورد حضرت آدم علیه السلام

    هم بگوییم اصل آن از خاك است ‏سپس در مرحله دوم همین نطفه و بعد مراحل بعدى مى‏ باشد.


    علامه طباطبایى رحمه الله در پاسخ مى‏ فرماید:


    «ثم جعل نسله من سلالة من ماء مهین‏»

    فالنسل الولادة بانفصال المولود عن الوالدین و المقابلة بین بدء الخلق وبین النسل لا یلائم

    كون المراد ببدء الخلق بدء الخلق الانسان المخلوق من ماء مهین ولو كان المراد ذلك لكان

    حق ‏الكلام ان یقال: ثم جعله سلالة من ماء مهین‏»
    . (29)


    از كلام علامه رحمه الله این گونه فهمیده مى‏ شود كه اولا: نسل، ولادت منفصل از والدین را مى‏ گویند .

    ثانیا: از «مقابلة بین بدء الخلق و بین النسل‏» فهمیده مى ‏شود كه سازگارى ندارد كه انسان

    مخلوق اولى هم از نطفه خلق شده باشد و اگر منظور این بوده مى ‏بایست نسل دیگر برداشته

    شود. به ناچار باید بپذیریم كه آفرینش از خاك دربارۀ انسان اول و بعد همان‏گونه كه از قرآن استفاده

    مى‏ شود انسان هاى بعدى از نطفه كه بعد خود نطفه تبدیل به مضغه و علقه... مى‏ شود خلق

    شده ‏اند.

    امضاء


    عـاشقان را سر شوریده به پیكر عجب است

    دادن سر نه عجب ،داشتن سر عجب است

    تـن بـی سر عجبـی نیست رود گـر در خاک

    سـر سربـاز ره عشـق بـه پیکـر عجب است



  7. Top | #6

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    9287
    نوشته
    1,403
    تشکر
    334
    مورد تشکر
    1,202 در 694
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    خلقت‏ شگفت انگیز انسان در بعد مادى


    دربارۀ خلقت ‏شگفت انگیز انسان با توجه به آیه قرآن كه مى‏ فرماید:

    «الذی احسن كل شی‏ء خلقه‏». (30)

    به چند نكته بسیار جالب كه علم امروز به آن رسیده است اشاره مى‏ كنیم:

    1. قلب كه عضله‏ اى تقریبا به حجم مشت گره كرده مى‏ باشد هر روز به طور متوسط 110،000 بار

    مى‏ زند و حدودا 10،500 لیتر خون در بدن به جریان مى ‏اندازد.

    2. طول رگ هاى بدن انسان در حدود 560،000 كیلومتر است، یعنى مسافتى معادل یك برابر و نیم

    مسافت‏ بین كره زمین تا ماه.

    3. تعداد گلبول هاى قرمز و سفید بالغ بر 25 تریلیون است اگر این گلبول ها را روى هم قرار دهند

    طول آن حدود 37،500 كیلومتر یعنى فقط كمى كمتر از مدار زمین در خط استوا خواهد بود.

    4. در مغز تعداد 14 میلیارد نرون (سلول عصبى) وجود دارد طول مجموع این اعصاب 480،000 كیلومتر

    یعنى دوازده برابر طول خط استوا است.

    5. در كلیه انسان 200 میلیون كانال بسیار نازك وجود دارد و در آنها هر روز 500 لیتر خون تصفیه

    مى‏ شود.

    6. طول رودۀ كوچك 8 متر و قطر آن 3 سانتیمتر است و در هر سانتیمتر 3 تا 4 هزار برآمدگى وجود

    دارد كه در نوك هر یك از آنها 3000 سلول قرار گرفته است.

    7. در شبكیه چشم 75 میلیون سلول مخروطى شكل وجود دارد. (31)

    8. عدد امواج قرمز نور كه در هر ثانیه داخل چشم مى ‏شود 458،000 هزار میلیارد و عدد امواج رنگ

    بنفش هفتصد و بیست و هفت هزار میلیارد مى‏ باشد.

    9. هر شخص معمولى 34،000 نوع آهنگ را مى‏ تواند تشخیص بدهد و مى ‏دانید تشخیص هر آهنگ

    به گیرنده و عصب خاص نیازمند است.

    هدف از خلقت انسان

    اگر هدف از خلقت ‏به این معنى باشد كه هدف خالق از خلقت چیست؟ یعنى خالق چه انگیزه ‏اى دارد

    و چه چیزى عامل محرك او مى‏ باشد. به این معنى خالق نمى‏ تواند هدفى داشته باشد.

    زیرا هدفى كه برانگیزاننده فاعل است‏ به این معنا است كه چیزى كه باعث ‏شده است فاعل فاعل

    باشد چیزى است كه فاعل در كار خود طبعا مى‏ خواهد به آن برسد و این مستلزم نقص فاعل است.

    اما یك وقت، هدف از خلقت، فعل است; غایت فعل این است كه هر كارى را در نظر بگیریم به سوى

    هدف و كمال است و براى آن كمال آفریده شده است این فعل آفریده شده كه به آن كمال برسد نه

    فاعل این كار را كرده كه خود به كمال برسد. در این صورت خلقت غایت‏ دار، و به طور كلى ناموس

    این عالم چنین است كه هر چیزى وجودش از نقص شروع مى‏ شود و مسیرش مسیر كمال است.

    مسئله این كه غایت در خلقت انسان چیست ‏بر مى‏ گردد به این كه ماهیت انسان چیست

    و در انسان چه استعدادهایى نهفته است و براى آن چه كمالاتى امكان دارد. هر كمالى كه در

    امكان انسان باشد انسان براى آن كمالات آفریده شده است. ما غالبا به صورت مفهومى كلى

    كه درست هم هست مى‏ گوییم انسان براى رسیدن به سعادت آفریده شده است و خداوند هم

    از خلقت انسان هدفى ندارد و سودى نمى ‏خواهد بلكه انسان را آفریده كه به سعادت برسد. اما

    هدف در قرآن به صورت جزئى‏ تر آمده است:

    «ا فحسبتم انما خلقناكم عبثا و انكم الینا لا ترجعون‏». (32)

    اگر بازگشت ‏به خدا نباشد خلقت عبث است ، قرآن در آیات مكرر مسئله قیامت را با مسئله حق بودن

    و باطل نبودن خلقت و لغو و بازى نبودن خلقت توام كرده و در واقع استدلال كرده است. و در حقیقت

    این قیامت و بازگشت ‏به خدا است كه توجیه كننده خلقت این عالم است. و در جاى دیگر تصریح دارد:

    «ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون‏». (33)

    در این آیه، قرآن عبادت را به عنوان غایت‏ خلقت ذكر نموده است. (34)

    باز در مورد دیگر تصریح مى ‏كند كه هدف از خلقت چه مى‏ باشد، مى‏ فرماید:

    «هو انشاءكم من الارض و استعمركم فیها فاستغفروه‏».

    در اینجا اولا نفرموده «انشاكم فی الارض‏» یعنى نفرمود شما را در زمین آفرید فرمود:

    «انشاكم من الارض‏» یعنى شما را از زمین بیرون آورد، مثل این كه اشاره است‏ به همان معنى

    كه زمین مادر دوم شماست; ثانیا فرمود: «و استعمركم فیها» از شما عمران و آبادى زمین را

    مى ‏خواهد. (35)

    امضاء


    عـاشقان را سر شوریده به پیكر عجب است

    دادن سر نه عجب ،داشتن سر عجب است

    تـن بـی سر عجبـی نیست رود گـر در خاک

    سـر سربـاز ره عشـق بـه پیکـر عجب است



  8. Top | #7

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    9287
    نوشته
    1,403
    تشکر
    334
    مورد تشکر
    1,202 در 694
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    چند پرسش و پاسخ

    1. آیا همسر آدم علیه السلام هم از نوع خود آدم بوده است؟

    پاسخ : با توجه به آیه

    «یا ایها الناس اتقوا ربكم الذی خلقكم من نفس واحدة و خلق منها زوجها...» (36)

    علامه طباطبایى رحمه الله مى ‏فرماید: منظور از«نفس واحدة‏» آدم و از «زوجها» زن او است و این

    دو پدر و مادر نسل كنونى انسان مى ‏باشند. و ظاهر جمله «و خلق منها زوجها» این است كه

    مى ‏خواهد بگوید زوج این فرد هم مثل خودش از همین نوع است. و آنچه كه در بعضى از كتب تفسیر

    ذكر شده كه آیه درصدد بیان این مطلب است كه جفت این فرد از خودش گرفته شده و خداوند او را

    جزء بدن وى آفریده است همان طور كه در بعضى اخبار است كه خداوند زن آدم را از یكى از

    دنده‏ هاى وى آفرید هیچ شاهدى از خود آیه بر آن نمى ‏توان یافت. (37)


    2. آیا تاریخ عمر انسان هفت هزار سال است‏ یا عمر آن از میلیون ها سال هم تجاوز مى‏ كند؟

    پاسخ : دانشمندان ژیولوژى (علم طبقات زمین) گفته ‏اند كه عمر انسان از میلیون ها سال هم

    تجاوز مى ‏كند گرچه تاریخ یهود عمر انسان را بیش از هفت هزار سال نمى‏ داند.

    اما قرآن صریحا بیان نكرده است كه آیا ظهور نوع انسان منحصر به همین دوره ست ‏یا این كه قبلا

    هم ادوارى بر او گذشته كه ما آخرین آنها هستیم گرچه مى‏ توان از آیه

    «و اذ قال للملائكة انی جاعل فی الارض خلیفة...» (38)

    استشمام كرد كه قبل از این دورۀ كنونى ادوار دیگر نیز بر نوع انسان گذشته باشد. (39)


    3. با توجه به این كه افراد بشر به چهار دسته سفید پوستان و سیاه پوستان و زرد پوستان

    (مانند اهالى چین و ژاپن) و سرخ پوستان (مانند هندوان (امریكا) تقسیم مى‏ شوند چون اختلاف

    خون نیز هست‏ بعضى گفته ‏اند كه به ناچار هر كدام باید مبدا خاصى داشته باشند پس مبدا نوع

    انسان لااقل چهار زوج است؟

    پاسخ : اختلاف خون كه آن را منشا اختلاف رنگ دانسته ‏اند مفید نمى ‏باشد زیرا با توجه به این

    كه بحث هاى طبیعى امروز مبنى بر تطور انواع است روى این مبنا چگونه مى ‏توان اطمینان پیدا

    كرد كه اختلاف خون و رنگ مستند به تطور این نوع نباشد و در بسیارى از حیوانات مانند اسب و

    گوسفند و فیل و غیره تطورات مسلمى رخ داده است.» (40)


    4. كشف قاره امریكا با بومیان كه در آن زندگى مى ‏كردند خود باعث مى‏ شود كه اصل انسان را

    بیش از یك زوج بدانیم، زیرا نمى‏ توان احتمال داد كه نسل بومیان امریكا كه با مسافتى طولانى از

    ساكنین نیم كره شرقى جدا بوده ‏اند با هم از یك نسل باشند.


    امضاء


    عـاشقان را سر شوریده به پیكر عجب است

    دادن سر نه عجب ،داشتن سر عجب است

    تـن بـی سر عجبـی نیست رود گـر در خاک

    سـر سربـاز ره عشـق بـه پیکـر عجب است



  9. Top | #8

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    9287
    نوشته
    1,403
    تشکر
    334
    مورد تشکر
    1,202 در 694
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    پاسخ : عمر انسان آن‏ طور كه علماى طبیعى نوشته‏ اند به میلیون ها سال مى ‏رسد و آنچه را كه

    تاریخ ضبط كرده بیش از شش هزار سال نیست‏ بنابراین چه مانعى دارد كه حوادثى در ما قبل تاریخ قاره

    امریكا را از سایر قاره ‏ها جدا كرده باشد. و اینك آثار زیاد زمین‏ شناسى در دست است كه نشان

    مى ‏دهد به مرور زمان تغییرات مهمى در سطح زمین به وجود آمده است از قبیل تبدیل دریا به

    خشكى و خشكى به دریا و كوه به دشت و بالعكس. (41)

    بعد علامه رحمه الله مى‏ گوید: قرآن تقریبا تصریح دارد كه نسل موجود بشر به یك زن و مرد كه پدر و مادر

    تمام افرادند مى ‏رسد و اسم مرد را حضرت آدم نامیده و اسم زن در قرآن نام برده نشده است. در روایات

    از آن تعبیر به حوا كرده ‏اند. (42)


    5. ممكن است گفته شود مراد از آدم در قرآن آدم نوعى است نه شخصى از آنجا كه آفرینش هر انسانى

    از زمین منشا گرفته و بقایش هم بسته به زاد و ولد است ‏به نام آدم نامیده شده و ممكن است این

    مطلب را از آیه

    «لقد خلقناكم ثم صورناكم ثم قلنا للملائكة اسجدوا...» استفاده نمود. (43)

    پاسخ : علاوه بر این كه خلاف ظاهر آیات است، آیات دیگر آن را تخطئه مى‏ كنند مثلا آنجا كه خداوند

    قصه آدم و سجده و ملائكه و امتناع شیطان از سجده را متذكر مى ‏شود. (44) مانند آیه:

    «واذ قلنا للملائكة اسجدوا لادم فسجدوا الا ابلیس قال ء اسجد لمن خلقت طینا». (45)

    ******************************

    پى ‏نوشت‏ ها :

    1. پرتوىی از قرآن:1/113.

    2. المیزان، علامه طباطبایى،در تفسیر آیه 1 سوره نساء.

    3. همان.

    4. نظریه تكامل از دیدگاه قرآن.

    5.نظریه تكامل از دیدگاه قرآن.

    6. علم و دین، ایان باربور،ص 114 ترجمه خرمشاۀ.

    7. آل عمران/59.

    8. سجده/7.

    9. مؤمنون/12.

    10. المیزان در ذیل آیه 12 سوره مؤمنون.

    11. حجر/26.

    12. الرحمن/14.

    13. المیزان ذیل آیه مورد بحث.

    14.مجمع البیان.

    15.دهر/1.

    16.روزگار.

    17. مجمع البیان در ذیل همین آیه.

    18. ص/75.

    19. نظریه تكامل از دیدگاه قرآن.

    20. تفسیر المیزان در ذیل آیه مورد بحث.

    21. خلقت انسان، ص 100.

    22. آل عمران/33.

    23. خلقت انسان،ص 107، 106، 105.

    24. المیزان:3/165.

    25. نحل/4.

    26. المیزان در ذیل همین آیه.

    27. سجده/8.

    28. مؤمنون/14.

    29.المیزان در ذیل آیه 8 سوره سجده.

    30. سجده/7.

    31. این 7 مورد از مجله «شاهد» شماره 139، شهریور 1366، ص 42.

    32. مؤمنون/115.

    33. ذاریات/56.

    34. تكامل اجتماعى انسان،ص 70 به بعد، اثر استاد شهید مرتضى مطهرى‏ رحمه الله .

    35. بیست گفتار، ص 74، شهید مطهرى، چاپ صدرا.

    36. نساء/1.

    37. خلاصه ‏اى از آنچه علامه در تفسیر المیزان در ذیل همین آیه فرموده‏ اند.

    38. بقره/30.

    39. المیزان در ذیل آیه اول سوره نساء.

    40. المیزان در ذیل آیه اول سوره نساء.

    41. همان

    42. همان.

    43. اعراف/11.

    44. المیزان در ذیل آیه یك سوره نساء.

    45. اسراء/61.


    نویسنده : حسن علی‌ دادى سلیمانى

    منبع : فصل نامه كلام اسلامی ، شماره 35

    موسسه جهانی سبطین(ع)
    امضاء


    عـاشقان را سر شوریده به پیكر عجب است

    دادن سر نه عجب ،داشتن سر عجب است

    تـن بـی سر عجبـی نیست رود گـر در خاک

    سـر سربـاز ره عشـق بـه پیکـر عجب است



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی