نگاه قرآن به دختر سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
نگاه قرآن به دختر
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    جديد نگاه قرآن به دختر




    به نام خدا


    دختر
    در نظر مؤمنان به دين اسلام، دختر و پسر با هم تفاوتي ندارند. هر دو نعمت و حسنه اي هستند که خداوند متعال براي تداوم نسل بشر و تشکيل خانواده و عشق ورزي به پدر و مادر داده مي شود. اما در نظر کفار و مشرکان، فرزند دختر مطلوب و قابل مقايسه با پسر نبوده و نيست. در اين مقاله نويسنده کوشيده است که نگاهي اجمالي به دختر در آيات قرآن کريم داشته باشد. با هم مطلب را از نظر مي گذرانيم.

    نگاه قرآن به دختر
    نگاه اسلام و قرآن به زن به عنوان موجودي از نظر آفرينش و خلقت همسان با مرد مي باشد و خداوند مي فرمايد: يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّکمُ الَّذِي خَلَقَکم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَ بَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً کثِيرًا وَ نِسَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِي تَسَاءلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللّهَ کانَ عَلَيْکمْ رَقِيبًا.1 ؛ اى مردم، از پروردگارتان که شما را از «نفس واحدى» آفريد و جفتش را [نيز] از او آفريد، و از آن دو، مردان و زنان بسيارى پراکنده کرد، پروا داريد و از خدايى که به [نامِ‏] او از همديگر درخواست مى‏کنيد پروا نماييد و زنهار از خويشاوندان مَبُريد، که خدا همواره بر شما نگهبان است.
    هر چند که قرآن تفاوت هايي ميان زن و مرد قايل است و از نظر جسمي آنان را ناتوان و سست تر از مردان و در مجادله و گفت و گوهاي جدلي ضعيف تر از ايشان مي شمارد. آنان را آفريده هايي مي شمارد که در زيورآلات و زينت رشد و پرورش مي يابند و از احساسات و عواطف قوي تر از مردان برخوردارند. همين عواطف قوي به گونه اي عمل مي کند که گاه احکام عقلي را زير پا مي گذارند و اين توهم پديد مي آيد که ايشان از نظر عنصر عقل ناقص هستند؛ در حالي که قوت و قدرت عواطف و احساسات موجب مي شود تا عقل عقب نشيني کند و فرصت بيشتري به عواطف و احساسات بدهد؛ اين مسئله اي است که براي بقاي نوع بشر بدان نياز است؛ زيرا عواطف و احساسات قوي زن موجب مي شود که مسئوليت بار سنگين نه ماهه آبستني را تحمل کند و پس از تولد از فرزندش چون گرامي تر از مايه جانش محافظت و مراقبت کند.
    از اين رو ديده مي شود که بسياري از زنان حتي جان خويش را براي محافظت و مراقبت از فرزند مي دهند که حکم عقل مقتضي آن است که چنين نکنند و جان خويش را به سلامت دارند نه آن که براي ديگري به خطر افکنند و يا حتي از دست بدهند. اين گونه است که چيرگي عواطف و احساسات در زن به عنوان نقص عقل دانسته مي شود که به معنا و مفهوم کنارگذاري عقل در هنگام قوت احساسات و عواطف است نه فقدان وجودي و يا نقص ذاتي آن در زن؛ زيرا که قرآن بيان مي دارد که ماهيت زن آن است که برگرفته از همان نفس حضرت آدم(ع) مي باشد؛ بنابر اين تفاوتي ميان مرد و زن از اين لحاظ نيست و همان گونه که از ويژگي هاي نفس برخوردار مي باشد زن نيز اين گونه است با تفاوت هاي جزيي که موجب نمي شود تا حکم کلي ميان زن و مرد متفاوت باشد؛ هر چند که در جزئيات به دلايل پيش گفته تفاوتي ها و اختلافاتي پديد مي آيد.
    هر چند که دختر و زن از يک جنس به شمار مي آيند ولي تفاوت هايي است که بيان آن مي تواند در تبيين نگرش قرآن به دختر و جنس زن به طور کلي مفيد باشد. دختر همان فرزند مادينه انسان است که با نگاه به مسئله فرزندي مورد تحقيق و پژوهش قرارمي گيرد نه از جهت جنس آن. اى مردم، از پروردگارتان که شما را از «نفس واحدى» آفريد و جفتش را [نيز] از او آفريد، و از آن دو، مردان و زنان بسيارى پراکنده کرد، پروا داريد و از خدايى که به [نامِ‏] او از همديگر درخواست مى‏کنيد پروا نماييد و زنهار از خويشاوندان مَبُريد، که خدا همواره بر شما نگهبان است.

    احترام به دختر
    در اسلام و قرآن احترام به دختر به عنوان يک ويژگي انساني مورد توجه و تأکيد قرار گرفته است. احترام به دختر مي بايست به گونه اي باشد که در عمل خود را نشان دهد. از اين روست که در آموزه هاي قرآني اين احترام به شکل عملي نشان داده مي شود و تنها در حرف و شعار بسنده نمي شود. احترام به شخص به معناي احترام به عقل و هوش اوست و اين که از پيشنهادها و آرا و نظريات وي استفاده شود.
    در داستاني که قرآن درباره دختران شعيب گزارش مي کند، شيوه درست برخورد با دختران به روشني تبيين مي گردد و احترام واقعي و عملي نشان داده مي شود. حضرت شعيب (ع) هنگامي که با پيشنهاد به کارگيري حضرت موسي (ع) به دليل قدرت بدني و امانت از سوي دختران رو به رو مي شود، آن را مي پذيرد و نشان مي دهد که مشاوره با دختران و زنان هنگامي که با دليل و برهان همراه باشد نه تنها نادرست نيست بلکه امري درست و راست مي باشد. دختران شعيب (ع) به جهت تيزهوشي دريافته بودند که حضرت موسي (ع) شخصي افزون بر قدرت و قوت بدني که در مواجه با ديگر چوپانان و آب دهي به گوسفندان نشان داده بود، داراي رفتاري درست مي باشد و فردي امين مي باشد. آنان در يک گفت و گوي کوتاه و برخوردي ساده دريافته بودند که حضرت موسي(ع) انساني امين مي باشد. 2
    و در سوره نحل به دفاع از شخصيت و حقوق دختران پرداخته و به شدت کساني که از شنيدن دختردار شدن خويش چهره کبود و دگرگون مي سازند را سرزنش مي کند که اين چگونه رفتار زشت و زننده اي است که در پيش مي گيرند؟ دختران همانند پسران هستند و از نظر خداوند تفاوتي در ميان ايشان نيست. بنابراين نبايد از شنيدن دخترداري رو سياه کنند و خشمناک گردند و از مردم به جهت اين خبر بگريزد و متواري شود و با خود انديشد که آيا با خواري او را نگه دارد و يا زنده در گور و خاک کند؟ اين چه حکم و انديشه زشت و ناپسندي است؟! 3

    پدر و دختر
    خداوند در آيات 8 تا 41 سوره تکوير رفتار زشت اعراب جاهلي را به نقد مي کشد و از اين که خود را صاحب جان دختران مي شمارند و به خود حق مي دهند که آنان را بکشند و زنده به گور کنند مورد سرزنش قرار مي دهد و مي پرسد که جان دختران و حق حيات دختران از آن خداست که ايشان را آفريده و جان داده است و کسي را نرسد که اين حق را از ايشان سلب کند و جانشان را بگيرد. آن گاه مي پرسد که اين دختران را به چه گناهي مي کشند؟ در حقيقت از نگاه قرآن دختر بودن با پسر بودن يکي است و ويژگي دختري موجب نمي شود که مستحق مرگ شود. اين در حالي است که اعراب براي دختران و زنان حق حياتي قايل نبوده اند و خداوند با چنين سرزنش و سخنان عتاب آميز مي کوشد تا جايگاه دختران را در نظام آفرينش تثبيت کند و زمينه هاي احترام و بزرگداشت دختران را فراهم آورد.
    اهميت پيامبر(ص) به دختر در انديشه و بينش قرآني دختران آن چنان از جايگاه و مقام والايي برخوردار مي باشند که پيامبر(ص) در مهم ترين مسايل اجتماعي و سياسي آنان را وارد مي سازد و در مسئله مباهله دختر خويش را به همراه مي برد. اين در زماني است که اعراب دختران را زنده به گور مي کردند و از شنيدن دختر ننگ و عار را در خانه تجسم مي کردند. پيامبر با همراه بردن دختر خويش نشان داد که دختران در پيشگاه خداوند از چنان مقام و منزلتي برخوردارند که با دختران مي توان به مباهله رفت و به نام ايشان از خداوند خواست تا دشمنان را نيست و نابود کنند. اين رفتار بيانگر چند مطلب است: نخست اين که مقام دختر در نظر پيامبر(ص) همانند مقام پسران است، دوم اين که در مسائل مهم و اساسي مي توان از مشارکت ايشان بهره برد هر چند که اين امور اساسي و مهم در مسايل سياسي و اجتماعي باشد. سوم آن که دختران در پيشگاه خداوند از مقام و منزلتي برخوردارند که مي توان به آن قسم ياد کرد و در اموري چون مباهله از اين مقام و منزلت بهره برد. چنان که شخص براي شفاعت مي کوشد تا شخصي را که داراي وجه وجيهي است با خود همراه ببرد. دختران در نزد خداوند از چنين مقامي برخوردارند. چهارم آن که دختران مي توانند به همراه بزرگ تر خويش در مسايل اجتماعي و سياسي مشارکت فعال داشته باشند. 4
    خداوند در آيات 53 و 63 سوره آل عمران آن چنان براي دختر ارزش و اهميت قايل مي شود که خود در نام گذاري وي دخالت مي کند و نامش را مريم مي گذارد. اين در حالي است که همسر عمران از اين که دختري زاييده است که نمي تواند در خدمت خانه خدا باشد اندوهگين بود. خداوند نه تنها اين مساله را حل مي کند بلکه وي را براي خدمت کاري خانه مي پذيرد تا نشان دهد که تفاوتي ميان زن و مرد و دختر و پسر براي بندگي نيست هر چند که به علل شرايط جسمي دختران و زنان از برخي از اعمال معاف شده اند. با اين همه اجازه مي دهد که دختر عمران اين مسئوليت را بپذيرد.
    در تحليل قرآني دختر هديه خداوند به انسان هاست و انسان ها مي بايست از اين نعمت خداوند و رحمت وي خشنود شوند. در اين بينش هيچ تفاوتي ميان دختر و پسر از اين جهت نيست و هم دختر و هم پسر به عنوان هديه الهي به بشر مورد تاکيد قرار مي گيرد و خداوند در قرآن از آنان به هبه ياد مي کند. (شوري آيه 94)
    اگر نيازي به گفت و گو با مردان نامحرم پيش آمد مي بايست دختران با رعايت حيا در رفتار و گفتار و حرکات از هرگونه گمان و ظن سوئي جلوگيري کنند.(قصص آيه52)

    ويژگي هاي دختران
    دختران در تبيين و تحليل آموزه هاي قرآني موجوداتي هستند که به طور ذاتي داراي حيا و عفت هستند و از اين روست که حيا و عفت در ايشان به عنوان يک ارزش اهميت مي يابد؛ زيرا بيانگر حفظ طبيعت و سلامت روح و روان ايشان است و کساني که بي عفتي و بي حيايي را در پيش مي گيرند در حقيقت گرفتار شده و از فطرت سالم و طبيعت خدادادي خويش دور شده اند.

    دختر بچه اي در حال بوسيدن قرآن
    دشمنان دين و بشريت مي کوشند تا براي افزايش فساد و تباهي در زمين دختران را از فطرت سالم خويش دور سازند و به بي حيايي بکشانند. از اين روست که فرعون که شخصي فاسد و مستکبر بوده و خداوند وي را متهم به فساد در زمين مي کند در اين انديشه باطل دختران بني اسرائيل را زنده مي داشت و آنان را به بي حيايي سوق مي داد .
    قرآن کار بيروني زنان و دختران را نادرست بر نمي شمارد ولي شرط حيا و عفت را همواره مورد تاکيد قرار مي دهد. به اين معنا که اگر دختري براي کار در بيرون مي رود مي بايست حيا و عفت را رعايت کند. البته کار کردن مي تواند مقطعي باشد و يا دايمي. يعني مي تواند به شکل اشتغال نيز باشد چنان که دختران شعيب به شغل چوپاني و گله داري و آب دهي به گوسفندان مشغول بودند. اما در همان زمان اشتغال به گونه اي رفتار مي کردند که از اختلاط با مردان دور باشند. اشتغال داشته باشند.
    از ديگر شروط اشتغال و کار کردن دختران حيا و آزرم داشتن و گفت و گو با مردان است. به اين معنا که اگر نيازي به گفت و گو با مردان نامحرم پيش آمد مي بايست دختران با رعايت حيا در رفتار و گفتار و حرکات از هرگونه گمان و ظن سوئي جلوگيري کنند.
    ويژگي ديگر دختران آن است که نيازمند کسي هستند که ايشان را ولايت و سرپرستي کند. از اين روست که پدر و پدربزرگ پدري بر دختر در امر ازدواج نخست وي ولايت دارد. همان گونه که مادر نيز در برخي از امور خاص بر دختران ولايت دارد که در آيه 53 سوره آل عمران به مساله ولايت همسر عمران بر دخترخويش براي خدمت براي خانه خدا اشاره شده است. البته به نظر مي رسد که اين ولايت کامل مادر بر دختر نيازمند اذن پدر و ولي مي باشد. اما در برخي از موارد ولايت داشته و اين ولايت قابل اثبات است.
    آيات قرآني با بيان اين مطالب و نا گفته هاي ديگر مي کوشد تا جايگاه حقيقي زن و دختر را معرفي کند و آنان را به مقام و منزلتي برساند که لايق و شايسته آن هستند. اين نگرش و بينش بر خلاف نگرش و بينشي است که برخي از جوامع آن را ترويج مي کنند. در نگرش برخي از جوامع ارزش زن و دختر در جلوه هاي ظاهري است تا براي بهره کشي جنسي از آنان استفاده شود. در کتب جامعه شناسي اقتصاد به اين مساله اشاره شده است که علت خروج زنان از خانه و اشتغال در بيرون نياز کارخانه هاي ماشيني پس از عصر صنعت بوده است که کارگران مرد هم گران و هم کم بودند و نيازهاي کارخانه هاي ماشيني را برآورده نمي ساخت. از اين رو کار در بيرون از خانه تبليغ شد و در حال حاضر نيز براي بهره کشي ها ديگر روي اين مساله تبليغ مي شود. زنان و دختران از جهاتي کم توقع و پرکار هستند و انتظارات کارفرمايان را برآورده مي سازند و حقوق کم و دستمزدهاي کم را مي پذيرند.
    بنابراين سخن گفتن از حقوق برابر و عدم تبعيض در برخي از جوامع تنها براي ايجاد بستر و زمينه هايي است که بتوانند به گونه اي بهتر و آسان تر به بهره کشي از دختران و زنان بپردازند. اين در حالي است که زن و دختر در اسلام از مقام واقعي برخوردار مي باشد و هرگونه بهره کشي و استثمار از آنان نهي شده است.

    نويسنده: بشري بهشتي
    گروه دين و انديشه تبيان، تلخيص فاطمه محمدي



    نگاه قرآن به دختر





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  2. تشكر

    parsa (03-02-1389)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •