تفسیر اطیب البیان سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
تفسیر اطیب البیان
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 11
  1. #1
    مدیر ارشد انجمن
    *شهید گمنام* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,306      تشکر : 274
    1,117 در 662 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *شهید گمنام* آنلاین نیست.

    پیش فرض تفسیر اطیب البیان




    تفسیر اطیب البیان/ج1 : سوره حمد



    سوره حمد






    بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‡

    الْحَمْدُ للهِِ رَبِّ الْعالَمِينَ‡

    الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‡

    مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ‡

    إِيّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيّاكَ نَسْتَعِينُ‡

    اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ‡

    صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لا الضّالِّينَ‡

    ترجمه :

    1 . به نام خداوند رحمتگر مهربان

    2 . ستايش مختصّ خدايى است كه پروردگار جهانيان است

    3 . خداوند رحمتگر مهربان

    4 . خداوند روز جزاست

    5 . تو را عبادت مى كنيم و از تو يارى مى جوييم

    6 . ما را به راه راست هدايت فرما

    7 . راه كسانى كه بر ايشان نعمت بخشيدى، نه راه كسانى كه بر ايشان خشم كردمى و

    نه راه گمراهان


    تفسیر اطیب البیان


    عـاشقان را سر شوریده به پیكر عجب است

    دادن سر نه عجب ،داشتن سر عجب است

    تـن بـی سر عجبـی نیست رود گـر در خاک

    سـر سربـاز ره عشـق بـه پیکـر عجب است


  2.  

  3. #2
    مدیر ارشد انجمن
    *شهید گمنام* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,306      تشکر : 274
    1,117 در 662 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *شهید گمنام* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    در بيان معناى سوره







    و سوره قسمتى از آيات قرآنى است كه داراى نوعى اتصال و ارتباط بوده و به نام معيّنى خوانده

    شده باشد و وجه تسميه آن به «سوره» ممكن است به يكى از جهات زير باشد :

    1 . مأخوذ از «سُور» به معنى حصار و ديوار اطراف شهر باشد و چنانچه سورِ بلد(1) شهر را

    از حوالى آن جدا مى نمايد ، هر سوره قسمتى از آيات قرآن را از آيات ديگر مجزّا و به حدّى

    محدود مى كند .

    2 . از «سُؤر» به معنى قطعه اى از چيزى اخذ شده باشد . چون هر سوره عبارت از قطعه اى

    از قرآن است ، در اين صورت همزه آن به واو قلب شده است .

    3 . از «سُوَر» به معنى رفعت و منزلت و مرتبت گرفته شده باشد ; زيرا هر سوره اى از قرآن درجه

    و مرتبتى از آن است .
    __________________________
    [1] . وطن ، شهر ، كشور .



    تفسیر اطیب البیان


    عـاشقان را سر شوریده به پیكر عجب است

    دادن سر نه عجب ،داشتن سر عجب است

    تـن بـی سر عجبـی نیست رود گـر در خاک

    سـر سربـاز ره عشـق بـه پیکـر عجب است


  4. #3
    مدیر ارشد انجمن
    *شهید گمنام* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,306      تشکر : 274
    1,117 در 662 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *شهید گمنام* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    اسامى سوره حمد







    و براى اين سوره اسامى بسيارى ذكر شده كه برخى از آن ها را متذكر مى شويم :

    1 . فاتحة الكتاب : زيرا فاتحه هر چيزى ابتداى آن است ، چنانچه خاتمه هر چيز پايان و انتهاى

    آن مى باشد . بنابراين اگر مراد از كتاب سوره هاى آن باشد اطلاق فاتحه بر اين سوره حقيقى

    است ; ولى اگر مراد از كتاب ، آيات قرآن باشد ، فاتحه آيه بسم الله الرّحمن الرّحيم است و اطلاق

    آن بر تمام سوره از قبيل اطلاق جزء بر كل مى باشد ; چون سوره مشتمل بر فاتحه است ، و

    همچنين است هر گاه مراد از كتاب ، كلمات و حروف قرآن باشد و لفظ «فاتحة» يا مصدر و به معنى

    «فتح» است و يا اسم فاعل است و تاء آن براى نقل از «وصفيت» به «اسميت» مى باشد . و

    بعضى گفته اند به اين سوره «فاتحة الكتاب» گفته شده ; زيرا اوّلين سوره اى بوده كه بر پيغمبر

    (صلى الله عليه و آله) نازل شده ولى مشهور اين است كه سوره «علق» اوّلين سوره بوده كه نازل

    شده ، يا براى اينكه در مصاحف ، اوّلين سوره اى است كه نوشته شده . لكن آنچه به نظر نزديك تر

    است اين است كه خود پيغمبر(صلى الله عليه وآله) دستور اين ترتيب را داده اند و يا اينكه در مراتب

    نزول اوّليّه كه در مقدّمه ذكر شد به اين ترتيب بوده است .

    2 . الحمد : به واسطه اينكه مشتمل بر آيه (الْحَمْدُ للهِِ رَبِّ الْعالَمِينَ) است چنان كه همه

    سوره هاى قرآن به نام يكى از كلماتى كه در ضمن آيات سوره مذكور است ناميده شده .

    3 . اُمّ الكتاب : زيرا «اُمّ» به معنى اصل و مرجع هر چيزى است و چون اين سوره مشتمل بر اصول

    مقاصد قرآن و رؤوس مطالب آن است از اين جهت آن را «اُمّ الكتاب» ناميدند ، ـ چنانچه شرح آن

    مذكور خواهد شد ـ همين طور كه مكّه را «اُمّ القرى» و مغز را «اُمّ الرأس» گويند .

    و براى «اُمّ الكتاب» اطلاقاتى چند است :

    الف ـ لوح محفوظ : چنانچه مى فرمايد : (يَمْحُواْ اللهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ)(2) .

    و نيز مى فرمايد : (وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ)(3) .

    و مى فرمايد : (بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ* فِي لَوْح مَحْفُوظ)(4) كه از انضمام دو آيه اخير به يكديگر

    و اخبارى كه در ذيل آيه اول است ، استفاده مى شود كه مراد از امّ الكتاب لوح محفوظ است(5) .

    ب - محكمات قرآن : چنانچه مى فرمايد : (مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ)(6) .

    ج - سوره حمد : چنانچه گذشت .

    4 . سبع المثانى : براى اينكه به اتفاق همه مسلمين اين سوره هفت آيه است(7) و مثانى اش

    گفته اند ، براى اينكه دو مرتبه نازل شده : يك دفعه در مكّه و دفعه ديگر در مدينه ; و يا براى اينكه

    در نمازها دو بار خوانده مى شود ; و يا براى اينكه كلمات مكرر در آن مى باشد ; مانند «الله ، رحمن ،

    رحيم ، ايّاك ، صراط ، عليهم» .

    و اسامى ديگرى نيز براى اين سوره ذكر كرده اند ; مانند : «الوافية» ، «الكافية» ، «الشافية» ،

    «الأساس» ، «الصلاة» و «اُمّ القرآن» .

    __________________________________________________ __
    [2] ـ محو مى فرمايد خداوند آنچه مشيتش تعلق بگيرد واثبات مى كند و نزد اوست اصل كتاب .

    سوره رعد : آيه 39 .

    [3] . ومحققاً اين قرآن در امّ الكتاب (لوح محفوظ) در نزد ما بلند پايه وحكيم است . سوره زخرف : آيه 4 .

    [4] . اين نيست بلكه قرآن با مجد وشرافت است در لوح محفوظ ثبت شده . سوره بروج : آيه 21 ـ 22 .

    [5] . چنانچه در همين جلد ، گفتار نهم ، گذشت .

    [6] . كه يك قسمت از آن ، آيات محكم (صريح وروشن) است ، كه اصل كتاب ومقصود اصلى از انزال

    هدايت وارشاد به بهترين راههاست . سوره آل عمران : آيه 7 .

    [7] . بنا بر مذهب اماميه و شافعيه كه (بسم الله) را آيه اى مستقل و جزو سوره مى دانند ،

    (صراط الذين انعمت عليهم) تا (و لا الضالين) يك آيه محسوب مى شود . و بنا بر مذهب مالك و

    ابو حنيفه كه بسم الله را جزو سوره نمى دانند ، (صراط الذين انعمت عليهم) يك آيه و ما بعد آن

    آيه اى ديگر محسوب مى گردد (مؤلف) .


    تفسیر اطیب البیان


    عـاشقان را سر شوریده به پیكر عجب است

    دادن سر نه عجب ،داشتن سر عجب است

    تـن بـی سر عجبـی نیست رود گـر در خاک

    سـر سربـاز ره عشـق بـه پیکـر عجب است


  5. #4
    مدیر ارشد انجمن
    *شهید گمنام* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,306      تشکر : 274
    1,117 در 662 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *شهید گمنام* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    جهات پنجگانه موجود در سوره حمد







    اول : در حديث اول ، پيغمبر اكرم از اين سوره به «فاتحة الكتاب» تعبير فرموده و از آن استفاده

    مى شود كه ترتيب قرآن به صورتى كه فعلاً موجود است در زمان خود حضرت و به امر او بوده است .

    دوم : مزاياى اين سوره مخصوص به مؤمن و معتقد به امامت ائمّه اطهار است ، چنانچه مزاياى ساير

    عبادات نيز مخصوص به اين طايفه مى باشد .

    سوم : اين سوره مشتمل بر اسم اعظم است .

    چهارم : در گنج هاى عرش الهى گنجى بالاتر از سوره حمد نيست .

    پنجم : شفاى جميع دردهاى ظاهرى و باطنى ، از اخلاق رذيله و صفات نكوهيده و حتى عقايد

    باطله ، كه بزرگ ترين امراض باطنى است به وسيله اين سوره مباركه مى باشد ; حتى كسى كه

    به واسطه ابتلاى به ضلالت و گمراهى ، روح ايمان او مرده است ، اگر هفتاد مرتبه اين سوره بر او

    خوانده شود و هدايت شود ، مورد تعجب نباشد .

    تفسیر اطیب البیان


    عـاشقان را سر شوریده به پیكر عجب است

    دادن سر نه عجب ،داشتن سر عجب است

    تـن بـی سر عجبـی نیست رود گـر در خاک

    سـر سربـاز ره عشـق بـه پیکـر عجب است


  6. #5
    مدیر ارشد انجمن
    *شهید گمنام* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,306      تشکر : 274
    1,117 در 662 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *شهید گمنام* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    فضيلت سوره حمد







    در كتاب لآلى الاخبار از امير المؤمنين(عليه السلام) از رسول اكرم(صلى الله عليه و آله) روايت

    مى كند كه فرمود :

    «إنّ الله (تعالى) قال لي : «يا محمّد ، و لقد آتيناك سبعاً من المثاني و القرآن العظيم ،

    فأفرد الامتنان عليّ بفاتحة الكتاب و جعلها بإزاء القرآن ، و إنّ فاتحة الكتاب أشرف ما

    في كنوز العرش . . .» إلى أن قال : «ألا فمن قرأها معتقداً لموالاة محمّد و آله ، منقاداً

    لأمرها ، مؤمناً بظاهرها و باطنها أعطاه الله بكلّ حرف منها حسنة ، كلّ واحدة منها أفضل

    له من الدنيا بما فيها من أصناف أموالها و خيراتها ، و من استمع إلى قار يقرؤها كان له

    قدر ثلث ما للقارئ»(8) .

    (به درستى كه خداوند به من فرمود : اى محمّد ! هر آينه محقّقاً سبع مثانى و قرآن عظيم را به تو

    داديم ، پس به دادن فاتحة الكتاب منّت جداگانه اى بر من نهاده و آن را در مقابل قرآن قرار داده ; و

    به درستى كه «فاتحة الكتاب» شريف ترين چيزى است كه در گنج هاى عرش الهى مى باشد . .

    تا اينكه مى فرمايد :

    آگاه باشيد ، كسى كه اين سوره را بخواند ، در حالى كه به ولايت محمّد(صلى الله عليه و آله) و آل

    او معتقد و نسبت به امر اين سوره تسليم و به ظاهر و باطن آن مؤمن باشد ، خداوند در مقابل هر

    حرفى از آن ، حسنه اى به او عطا كند كه بهتر باشد براى او از دنيا و آنچه در آن است از انواع مال ها

    و خوبى ها ; و كسى كه به قرائت قارى اين سوره گوش فرا دهد ثلث (=يك سوم) ثواب قارى براى او

    باشد) .

    و نيز در لآلى الاخبار از حضرت امام صادق(عليه السلام) روايت كرده كه فرمود :

    «اسم الله الأعظم مقطّع في اُمّ الكتاب»(9) .

    (اسم اعظم الهى در سوره حمد تجزيه شده است) .

    و نيز در لآلى الاخبار از امير المؤمنين (عليه السلام)روايت كرده كه فرمود :

    «لو كَتَبْتُ معاني فاتحة الكتاب لصار حمل سبعين إبلاً»(10) .

    (اگر معانى سوره حمد را بنويسم به اندازه بار هفتاد شتر شود) .

    و در كافى از حضرت امام باقر(عليه السلام) روايت كرده كه فرمود :

    «مَنْ لم يُبرئه الحمد لم يُبرئه شيء»(11) .

    (كسى را كه سوره حمد شفا ندهد چيزى او را شفا نخواهد داد) .

    و در لآلى الاخبار از حضرت امام صادق(عليه السلام) روايت كرده كه فرمود :

    «من نالته علّة ، فليقرأ في جيبه الحمد سبع مرات ، فإن ذهبت العلّة ; و إلاّ فليقرأها سبعين

    مرّة و أنا الضامن له العافية»(12) .

    (كسى را كه مرضى عارض شد ، سوره حمد را در گريبان خود هفت مرتبه بخواند . پس اگر علّت

    مرتفع نشد و بهبودى نيافت ، هفتاد مرتبه بخواند ; و من ضامن شفاى او هستم) .

    و در كافى از حضرت امام باقر(عليه السلام) روايت كرده كه فرمود :

    «لو قُرئت الحمد على ميّت سبعين مرّة ، ثمّ رُدّت فيه الروح ما كان ذلك عجباً»(13) .

    (اگر سوره حمد هفتاد مرتبه بر مرده اى خوانده شود و او زنده گردد ، شگفت آور نيست) .

    و بالجمله ، اخبار در فضيلت اين سوره و تلاوت آن با سوره «توحيد» و «قدر» و آيه «آمن الرسول»(4) و

    آية «الكرسى»(15) و غير اين ها بسيار است ، كه از [فرا] خور اين كتاب خارج است و هر كه طالب

    باشد به كتب اخبار مراجعه كند و ما در اينجا نكاتى چند كه از مجموع اين اخبار استفاده مى شود

    تذكّر مى دهيم :

    __________________________________________________ ______
    [8] . لآلى الاخبار : ج3 ، باب7 ، ص347 ; امالى صدوق : ص241 ح255 و بحار الأنوار : ج89 ،

    ص227 ح5 ، وفيه : منقاداً لأمرهما ، مؤمناً بظاهرهما وباطنهما .

    [9] . لآلى الاخبار : ج3 ، باب7 ص350 ; ثواب الأعمال : ص132 و بحار الأنوار : ج89 ، ص234 ، ح16 .

    [10] . لآلى الاخبار : ج3 ، باب7 ، ص350 .

    [11] . كافى : ج2 ، باب فضل القرآن ، ص624 ، ح22 .

    [12] . لآلى الاخبار : ج3 ، باب7 ، ص351 ; امالى طوسى : ص 284 ، ح553 و بحار الأنوار :

    ج92 ، ص65 ، ح42 .

    [13] . كافى : ج2 ، باب فضل القرآن ، ص622 ، ح16 .

    [14] . سوره بقره : آيه 285 .

    [15] . سوره بقره : آيه 255 .

    تفسیر اطیب البیان


    عـاشقان را سر شوریده به پیكر عجب است

    دادن سر نه عجب ،داشتن سر عجب است

    تـن بـی سر عجبـی نیست رود گـر در خاک

    سـر سربـاز ره عشـق بـه پیکـر عجب است


  7. #6
    مدیر ارشد انجمن
    *شهید گمنام* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,306      تشکر : 274
    1,117 در 662 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *شهید گمنام* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    تفسیر( بسم الله الرحمن الرحیم)



    فضايل و مثوبات بسم الله






    (بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ) به نام خداوند رحمتگر مهربان

    فضائل و مزاياى اين آيه فزون تر از اين است كه شماره شود و ما به برخى از احاديث كه در فضيلت

    اين آيه وارد شده اشاره مى كنيم :

    در كتاب لآلى الاخبار در ضمن حديث مطوّلى كه از احاديث قدسيه است روايت مى كند :

    «قال تعالى : و عزّتي و جلالي ، من قال من اُمّة محمد(صلى الله عليه و آله) :

    بسم الله الرحمن الرحيم ، أكتب له في كتاب حسناته عبادة سبعمائة سنة»(1) .

    (خداوند متعال فرمود : به عزّت و جلال خودم قسم ، كسى كه از امت محمّد(صلى الله عليه وآله)

    بسم الله الرحمن الرحيم را بگويد در نامه حسناتش ثواب عبادت هفتصد سال بنويسم) .

    و در حديث طويلى از اميرالمؤمنين(عليه السلام) از پيغمبر(صلى الله عليه وآله) روايت مى كند كه

    در ضمن آن مى فرمايد :

    «ثمّ تأتي اُمّتي يوم القيامة و هم يقولون : بسم الله الرحمن الرحيم ، فإذا وضعت أعمالهم

    في الميزان ترجّحت حسناتهم»(2) .

    (سپس امّت من در روز قيامت مى آيند در حالى كه بسم الله الرحمن الرحيم مى گويند ، پس وقتى

    كه اعمال آنان در ميزان نهاده مى شود حسناتشان مى چربد) .

    و در لآلى از حضرت امام رضا(عليه السلام) روايت مى كند كه فرمود :

    «إنّها أقرب إلى اسم الله الأعظم من ناظر العين إلى بياضها»(3) .

    (به درستى كه بسم الله به اسم اعظم الهى از سفيدى چشم ، به چشم نزديك تر است) .

    ________________________________________________
    [1] . لآلى الاخبار : ج3 ، باب7 ، ص333 در ضمن حديث خلقت قلم از نور محمد (صلى الله عليه وآله) .

    [2] . لآلى الأخبار : ج3 ، باب7 ، ص334 .

    [3] . همان و عيون أخبار الرضا(عليه السلام) : ج2 ، ص9 ، ح11 ، (وفيه : سواد العين) .

    تفسیر اطیب البیان


    عـاشقان را سر شوریده به پیكر عجب است

    دادن سر نه عجب ،داشتن سر عجب است

    تـن بـی سر عجبـی نیست رود گـر در خاک

    سـر سربـاز ره عشـق بـه پیکـر عجب است


  8. #7
    مدیر ارشد انجمن
    *شهید گمنام* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,306      تشکر : 274
    1,117 در 662 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *شهید گمنام* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    خواص چهارده گانه بسم الله







    براى آيه (بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ) خواص بسيارى در اخبار ذكر شده كه به پاره اى از آن ها ذيلاً

    اشاره مى شود :

    1 . طرد شيطان . گفتن (بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ) در موقع غذا خوردن موجب طرد شيطان مى شود ،

    چنانچه در كافى و وسائل روايت مى كند كه ،

    «إذا وضعت المائدة حفّتها أربعة آلاف ملك ، فإذا قال العبد : بسم الله ، قالت الملائكة :

    بارك الله لكم في طعامكم ، ثمّ يقولون للشيطان : اخرج يا فاسق لا سلطان لك عليهم . . .»

    الحديث(4) .

    (هر گاه سفره نهاده شود ، چهار هزار فرشته آن را احاطه كند ، پس وقتى كه بنده بسم الله

    مى گويد ، ملائكه مى گويند : خداوند بركت دهد براى شما در طعامتان ، سپس به شيطان گويند

    كه ، اى فاسق! بيرون شو تسلّطى براى تو بر ايشان نيست . . .) تا آخر حديث .

    2 . دفع مضارّ طعام ، چنانچه در لآلى از اميرالمؤمنين(عليه السلام) روايت كرده كه فرمود :

    «ضمنت لمن سمّى على طعام أن لا يشتكي منه»(5) .

    (ضامن شده ام براى كسى كه اسم خدا را بر طعام ببرد ، اينكه مريض و مبتلا نشود) .

    3 . دفع دشمن ، در لآلى از حضرت امام صادق(علیه السلام) روايت كرده كه فرمود :

    «كان رسول الله(صلى الله عليه وآله) إذا دخل منزله و اجتمعت عليه قريش يجهر بـ

    (بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ) و يرفع بها صوته ، فتولّي قريش فراراً»(6) .

    (رسول خدا (صلى الله عليه وآله) هر گاه داخل منزل مى شد و قريش عليه او اجتماع كرده بودند

    (بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ) را آشكارا مى گفت و صداى خود را به آن بلند مى نمود ، قريش گريزان

    رو برمى گردانيدند) .

    4 . جهر به بسم الله در نماز موجب طرد شيطان مى شود ، چنانچه در لآلى از حضرت سجاد

    (عليه السلام) نقل مى كند كه به ابى حمزه ثمالى فرمود :

    «إنّ الصّلاة اذا اُقيمت جاء الشيطان إلى قرين الإمام ، فيقول : هل ذكر ربّه؟ فإن قال :

    نعم ، ذهب ، و إن قال : لا ، ركب على كتفيه و دلّى رجليه في صدره ، فكان إمام القوم

    حتى ينصرفوا» . قال الثمالي : فقلت : جعلت فداك ، أليس يقرؤون القرآن؟ قال :

    «بلى ، ليس حيث تذهب ، إنّما هو الجهر بـ «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ»(7) .

    (وقتى نماز به پا شد ، شيطان نزد قرين امام جماعت مى آيد و مى گويد : آيا پروردگار را ياد كرده؟

    اگر گويد : آرى ، مى رود و اگر گويد : نه ، بر دو شانه امام سوار مى شود و دو پايش را بر سينه امام

    آويزان مى كند و امام مردم است تا از نماز برگردند ، ثمالى گويد : گفتم : فداى تو شوم ، مگر آنان

    قرآن نمى خوانند؟ فرمود : بلى ، ولى مقصود از ذكر پروردگار آنچه تو فكر كرده اى نيست ، همانا مراد

    از ذكر جهر(8) به بسم الله الرحمن الرحيم است) .

    5 . گفتن بسم الله در موقع جماع موجب دفع شيطان مى شود و اگر بسم الله نگويد شيطان در

    جماع و نطفه شركت مى كند ، چنانچه در لآلى روايت مى كند كه فرمود :

    «إنّ الرجل إذا دنا من المرأة و جلس مجلسه ، حضره الشيطان ، فإن هو ذكر اسم الله

    تنحّى الشيطان عنه ، فإن فعل و لم يسمِّ أدخل الشيطان ذكره ، فكان العمل منهما

    جميعاً و النطفة واحدة»(9) .

    (انسان هر گاه با همسر خودش نزديكى كند ، شيطان حاضر مى شود . پس اگر اسم خدا را ياد

    كند شيطان از او دور مى گردد ; ولى اگر عمل را انجام دهد و اسم خدا را نبرد شيطان با او شركت

    كند ، پس عمل به وسيله هر دو «انسان و شيطان» واقع شود ، در صورتى كه نطفه يكى باشد) .

    6 . در شروع به هر كارى موجب اتمام و اكمال آن مى شود ، چنانچه از رسول اكرم(صلى الله عليه و آله)

    روايت شده كه فرمود :

    «كلّ أمر ذي بال لم يُبدأ فيه بـ : بسم الله فهو أبتر » . و في رواية اُخرى : « كل أمر ذي بال لم

    يذكر فيه بسم الله الرحمن الرحيم فهو أبتر»(10) .

    (هر كار مهمّى كه به بسم الله الرحمن الرحيم آغاز نشود ، آن كار ناقص باشد) .

    و در لآلى از امير المؤمنين(عليه السلام) روايت كرده كه فرمود :

    «إنّ الله يقول : أنا أحقّ من سُئِل ، و أولى من تُضُرّع إليه ، فقولوا عند افتتاح كلّ أمر صغير

    أو عظيم : بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ، أي أستعين على هذا الأمر بالله . . .» الحديث(11) .

    (به درستى كه خداوند مى فرمايد : من سزاوارتر كسى هستم كه از او سؤال و درخواست شود

    و شايسته ترين كسى هستم كه به سوى او تضرّع و انابت شود ، پس نزد آغاز هر كار كوچك و

    بزرگى بگوييد : «بسم الله الرحمن الرحيم» ; يعنى طلب يارى مى كنم در اين كار از خدا . . .)

    تا آخر حديث .

    7 . در هر گرفتارى موجب وصول به مقصد است ، چنانچه از پيغمبر(صلى الله عليه وآله)روايت شده

    كه فرمود :

    «من حزنه أمر يتعاطاه ، فقال : «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» و هو مخلص لله و يقبل بقلبه إليه ،

    لم ينفك عن إحدى اثنتين : إمّا بلوغ حاجته في الدنيا ، و إمّا يعدّ له عند ربّه و يدّخر له لديه ، و

    ما عند الله خير و أبقى للمؤمنين»(12) .

    (هر كه را محزون كند كارى كه مشغول به آن است ، پس بگويد :

    «بسم الله الرحمن الرحيم» و حال آنكه نسبت به خدا اخلاص داشته باشد و به دل متوجه به او شود

    ، از يكى از دو چيز منفك نشود(13) : يا رسيدن به حاجتش در دنيا و يا اينكه مهيّا و ذخيره مى شود

    براى او نزد پروردگارش ; و آنچه نزد خداست براى مؤمنين بهتر و پايدارتر است) .

    8 . موجب حفظ از بلاست ، در لآلى از حضرت امام باقر(عليه السلام) روايت كرده كه فرمود :

    «أول كلّ كتاب نزل من السماء (بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم) فإذا قرأتها فلا تبالي أن لا تستعيذ ،

    فإذا قرأتها سترتك فيما بين السماء و في الأرض»(14) .

    (اول هر كتابى كه از آسمان نازل شد (بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم) بود ، پس هر گاه بسم الله را قرائت

    كردى باكى نيست از اينكه استعاذه نكنى ، پس هر گاه بسم الله را قرائت كنى مانع مى شود تو را

    از بليّاتى كه بين آسمان و در زمين است) .

    9 . در موقع خلع لباس موجب مى شود كه شياطين آن را در بر نكنند ، چنانچه در لآلى الاخبار از پيغمبر

    (صلى الله عليه وآله) روايت كرده كه فرمود :

    «إذا خلع أحدكم ثيابه ، فليسمّ لئلاّ يلبسه الجنّ»(15) .

    (هر گاه يكى از شما ، جامه خودش را بكند ، پس خدا را نام برد ، تا اينكه ديوان (=جن ها) آن را در

    بر نكنند) .


    تفسیر اطیب البیان


    عـاشقان را سر شوریده به پیكر عجب است

    دادن سر نه عجب ،داشتن سر عجب است

    تـن بـی سر عجبـی نیست رود گـر در خاک

    سـر سربـاز ره عشـق بـه پیکـر عجب است


  9. #8
    مدیر ارشد انجمن
    *شهید گمنام* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,306      تشکر : 274
    1,117 در 662 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *شهید گمنام* آنلاین نیست.

    پیش فرض





    10 . موقع كشف عورت باعث ستر آن از شياطين مى شود ، چنانچه در لآلى الاخبار از حضرت باقر

    (عليه السلام) روايت كرده كه فرمود :

    «إذا انكشف أحدكم لبول أو لغير ذلك فليقل : بسم الله ، فإنّ الشيطان يغضّ بصره عنه

    حتى يفرغ»(16) .

    (هر گاه يكى از شما ، عورت خود را براى بول كردن يا غير آن كشف كند ، سپس «بسم الله» گويد ،

    به درستى كه شيطان چشمش را از آن بپوشاند تا فارغ شود) .

    و در لآلى در خاصّيت هفتم فرموده است :

    «بسم الله ، ستر ما بين أعين الجنّ و عورة بني آدم . . .»(17) .

    (بسم الله پرده و حجابى است بين عورت اولاد آدم و بين چشم هاى جِن ها و شياطين) .

    11 . نوشتن آن بر در خانه موجب دفع بلا مى شود . و روايت شده كه فرعون پيش از آنكه كافر شود

    و دعوى الوهيّت كند ، بر بالاى قصرش (بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم)نوشته بود و تا اين نوشته باقى بود

    عذاب بر وى نازل نشد(18) .

    12 . در وقت سوار شدن موجب دفع شيطان مى گردد ، از رسول خدا(صلى الله عليه وآله)روايت كرده

    كه فرمود :

    «إذا ركب الرجل فسمّى ردفه ملك يحفظه حتّى ينزل ، فإن ركب و لم يسمِّ ردفه شيطان . . .»

    الحديث(19) .

    (هر گاه انسان سوار شود(20) و اسم خدا را ببرد ، ملكى رديف(21) او شود و او را حفظ كند تا اينكه

    پياده شود ، پس اگر سوار شود و نام خدا را نبرد شيطان رديف او باشد . . .) تا آخر حديث .

    13 . در موقع دخول در خانه يا اتاق موجب فرار شيطان و نزول بركت مى شود .

    لآلى از حضرت امير المؤمنين(عليه السلام) روايت كرده كه فرمود :

    «إذا بلغ أحدكم باب حجرته فليسمِّ فإنـّه يفرّ الشيطان ، و إذا دخل بيته فليسمِّ فإنـّه منزل

    البركة و تؤنسه الملائكة»(22) .

    (هر گاه يكى از شما به در اتاقش رسيد و خدا را نام برد ، پس به درستى كه شيطان مى گريزد .

    و هر گاه داخل خانه اش شود خدا را نام برد ، تا محلّ نزول بركت و انس ملائكه شود) .

    14 . در ابتداى وضو موجب طهارت همه بدن مى گردد ، چنانچه مى فرمايد :

    «من قالها في أول وضوئه طهر جميع جسده ، و من لم يسمِّ لم يطهر إلاّ ما أصابه الماء»(23) .


    (هر كه در اول وضويش «بسم الله» گويد ، همه بدنش طاهر باشد و كسى كه «بسم الله» نگويد

    بدنش طاهر نباشد ، مگر آن مقدارى كه آب رسيده است) .

    (بسمله جزو قرآن وآيه اى مستقل است :)

    در بيان اينكه (بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ) آيه اى از قرآن و جزو آن است ميان عامّه اختلاف است ،

    كه آيا بسمله جزو قرآن و آيه مستقلّى از آن است ، يا اينكه جزو قرآن نيست؟ بعضى از آن ها ،

    مانند ابو حنيفه(24) و تابعين او «بسم الله» را جزو قرآن نمى دانند ، نه در سوره حمد و نه در ساير

    سوره ها ، از اين جهت آن را در نماز نمى خوانند و فقط (بسم الله) وسط سوره نمل را جزو قرآن

    مى دانند .

    و جماعتى از آن ها بسم الله را در سوره حمد جزو دانسته و در ساير سوره ها جزو نمى دانند و در

    نماز ، سوره حمد را با بسمله مى خوانند .

    و برخى از آن ها ، مانند شافعى(25) و پيروانش بسم الله را در سوره حمد و در ساير سوره ها (غير

    سوره برائت) جزو قرآن مى دانند .

    ولى شيعه اماميّه متّفقاً بسم الله را در سوره حمد و ساير سوره هاى قرآن (جز سوره برائت) جزو

    قرآن و اعظم آيات آن مى دانند و قرائت آن را در نماز ، چه در حمد و چه در سوره ، واجب و بلند خواندن

    آن را در نمازهاى جهريه واجب و در نمازهاى اخفائيّه مستحب مى دانند . و پايه اين اتفاق اخبارى

    است كه از پيغمبر(صلى الله عليه وآله) و ائمّه اطهار (عليهم السلام)رسيده ، مانند حديثى كه در

    خاصيت چهارم از خواص بسمله ذكر كرديم .

    از ابى حمزه در كتاب امالى از زين العابدين نقل كرده كه فرمود :

    «قيل لأمير المؤمنين(عليه السلام) : أخبرنا عن (بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم) أهي من

    فاتحة الكتاب؟ فقال(عليه السلام) : نعم ، كان رسول الله(صلى الله عليه وآله) يقرؤها

    و يعدّها آية منها ، و يقول : فاتحة الكتاب هي السبع المثاني»(26) .

    (به امير المؤمنين(عليه السلام) گفته شد : خبر ده ما را كه (بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم)جزو از سوره

    فاتحة الكتاب است؟ حضرت فرمود : آرى ، رسول خدا(صلى الله عليه وآله) آن را قرائت مى فرمود و آن

    را آيه اى از فاتحة الكتاب مى شمرد و مى فرمود : فاتحة الكتاب ، همان سبع مثانى است ; «هفت

    آيه» است) .

    و در خصال از حضرت امام صادق(عليه السلام) روايت كرده كه فرمود :

    «ما لهم؟ قاتلهم الله ، عمدوا إلى أعظم آية في كتاب الله ، فزعموا أنـّها بدعة إذا أظهروها»(27) .

    (چه شده است ايشان را؟! خدا بكشد آنان را ، قصد كردند به طرف بزرگ ترين آيه در كتاب خدا ، پس

    گمان كردند هر گاه آن را اظهار كنند بدعت است) .

    و در بعض اخبار از حضرت امام باقر(عليه السلام)روايت كرده كه فرمود :

    «سرقوا أكرم آية في كتاب الله (بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم) ، و ينبغي الإتيان بها عند افتتاح

    كلّ أمر عظيم أو صغير ليبارَك فيه»(28) .

    (بزرگوارترين آيه كتاب خدا را كه (بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم) است دزديدند ، و سزاوار است گفتن آن در


    آغاز هر كار بزرگ و كوچكى ، براى اينكه بركت در آن واقع شود) .

    ____________________________________________
    [4] . كافى : ج6 ، ص292 ، ح1 و وسائل الشيعة : ج24 ، أبواب كتاب الأطعمة والأشربة ، باب 57 ،

    ص352 ، ح1 .

    [5] . لآلى الاخبار : ج3 ، باب7 ، ص339 و كافى : ج6 ، ص295 ، ح18 .

    [6] . لآلى الاخبار : ج3 ، باب7 ، ص339 و كافى : ج8 ، ص266 ، ح387 .

    [7] ـ لآلى الاخبار : ج3 ، باب8 ، ص338 ; تهذيب : ج2 ، ص313 ، ح1162 و وسائل الشيعة :

    ج6 ، أبواب القراءة في الصلاة ب21 ، ص 75 ، ح4 .

    [8] . جهر : صدا را بلند كردن .

    [9] . لآلى الاخبار : ج3 ، باب7 ، ص341 و تهذيب الأحكام : ج7 ، ص470 ، ح584 .

    [10] . لآلى الاخبار : ج3 ، باب7 ، ص343 و تفسير الإمام العسكري(عليه السلام) : ص24 .

    [11] . لآلى الاخبار : ج3 ، باب7 ، ص343 و توحيد صدوق : ص226 .

    [12] . همان .

    [13] . به تعبير ديگر : از يكى از دو مورد جدا نخواهد بود .

    [14] . لآلى الاخبار : ج3 ، باب7 ، ص343 و كافى : ج3 ، ص313 ، ح3 (با اختلاف الفاظ) .

    [15] . لآلى الاخبار : ج3 ، باب7 ، ص344 و ثواب الأعمال : ص37 .

    [16] . لآلى الاخبار : ج3 ، باب7 ص344 ; وسائل الشيعة : ج1 ، ص307 ، ح4 و تهذيب :

    ج1 ، ص353 ، ح10 .

    [17] . كنز العمال : ج9 ، ص157 ، ح26382 و جامع الصغير : ج2 ، ص47 ، ح4662 .

    [18] . لآلى الاخبار : ج3 ، باب 7 ، ص345 .

    [19] . لآلى الاخبار : ج3 ، باب7 ، ص345 ; كافى : ج6 ، ص540 ، ح17 و هدية الزائرين ،

    شيخ عباس قمى : ص28 (در بيان آداب سفر) .

    [20] . به تعبيرى : وسيله اى سوار شود ، چهار پا ياغير آن .

    [21] . ردف ، رديف : سوار دوتركه ، پسِ سوار نشيننده . فرهنگ بزرگ جامع نوين ، واژه «ردف» .

    [22] . لآلى الاخبار : ج3 ، باب7 ، ص345 و علل الشرائع : ج2 ، ص307 ح23 .

    [23] . لآلى الأخبار : ج3 ، باب7 ، ص346 و ثواب الأعمال : ص37 ، از امام صادق(عليه السلام)

    ( بااختلاف الفاظ ) .

    [24] . ابو حنيفه نعمان بن ثابت ; متولد سال 80 ومتوفى سال 150 هجرى قمرى است ، وى رهبر

    و بنيانگذار مذهب حنفى ، يكى از مذاهب چهارگانه اهل سنت و پيشواى معتقدين به رأى است ،

    از جمله شاگردان امام صادق (عليه السلام) مى باشد كه بسيارى از علوم خود ، از جمله فقه را نزد

    آن حضرت آموخت و خودش مى گويد كه فقيه تر از جعفر بن محمد نديدم . اما با اين حال در بسيارى

    از احكام و مسائل دين ، نظرى بر خلاف نظر امام دارد . عالم ترين و فقيه ترين فرد عصر خود بود . از

    امام باقر (عليه السلام) نيز رواياتى نقل كرده است . موسوعة طبقات الفقهاء ، ج 2 ، ص 585 .

    [25] . محمد بن ادريس شافعى ; در سال 150 هجرى در شهر غزه فلسطين به دنيا آمد و در سال

    204 هجرى در مصر درگذشت . وى نيز رهبر و بنيانگذار فرقه و مذهب شافعى ، يكى ديگر از مذاهب

    اربعه اهل سنت است . در طول عمر خود به شهرهاى مختلفى از جمله مكه ، مدينه ، بغداد ، يمن

    و . . . سفر كرد و در علم فقه و قرآن و تفسير و ادبيات عرب علاّمه شد . از علم كلام كه در آن زمان

    به تازگى ايجاد شده و رونق گرفته بود ، به شدت بيزار بود . هر چند وى يكى از عالمان و فقيهان

    بزرگ اهل سنت است ، اما ارادت و محبت ويژه اى به اهل بيت دارد و در وصف آن ها اشعارى نيز

    سروده است . موسوعة طبقات الفقهاء : ج 3 ، ص 465 .

    [26] . امالى صدوق : ص240 ، ح254 .

    [27] . بحارالأنوار : ج82 ، ص21 ، ح40 به نقل از تفسير عياشى : ج1 ، ص19 ، ح4 .

    [28] . تفسير صافى : ج1 ، ص82 ; تفسير عياشى : ج1 ، ص33 ح4 و مستدرك الوسائل :

    ج4 ، أبواب القراءة في الصلاة ، ب8 ، ص165 ، ح2 .

    تفسیر اطیب البیان


    عـاشقان را سر شوریده به پیكر عجب است

    دادن سر نه عجب ،داشتن سر عجب است

    تـن بـی سر عجبـی نیست رود گـر در خاک

    سـر سربـاز ره عشـق بـه پیکـر عجب است


  10. #9
    مدیر ارشد انجمن
    *شهید گمنام* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,306      تشکر : 274
    1,117 در 662 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *شهید گمنام* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    اعراب بسم الله







    مشهور بين مفسرين حتى مفسرين شيعه ، مانند صاحب تبيان و مجمع البيان و غير آن ها اين

    است كه باء (بسم الله) «باء ابتدائيه» است و تقدير اين است كه «ابتدئ بسم الله الرحمن الرحيم»

    و به اخبار متقدّمه كه مى فرمودند در ابتداى هر كارى بسم الله بگوييد استشهاد كرده اند . و گفته اند

    كه باء براى استعانت نيست ; زيرا استعانت را در آيه شريفه بعد (إِيّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيّاكَ نَسْتَعِينُ)صريحاً

    ذكر فرموده ; ولى آنچه به نظر مى رسد باء بسم الله براى استعانت است ، براى اينكه اولاً ، در صريح

    اخبار به استعانت تفسير شده ، چنانچه در خاصيّت هشتم از خواصّ بسم الله در ضمن حديثى كه از

    اميرالمؤمنين(عليه السلام)نقل شد ، فرمود : «أي أستعين على هذا الأمر بالله»(29) .

    و در لآلى از حضرت امام حسن عسكرى(عليه السلام) روايت كرده كه فرمود :

    «أي أستعين على اُموري كلّها بالله»(30) .

    و از حضرت امام صادق(عليه السلام) نقل كرده كه فرمود :

    «أي أستعين على هذا الأمر بالله»(31) .

    و ثانياً ، اگر غرض از ابتدا ، ابتداى به آيه شريفه (بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم)باشد ، بايد يك باء بر

    او زياد شود و تقدير «ابتدئ بسم الله» باشد و اگر مقصود اين است كه باء بسم الله باء ابتدائيّه است ،

    اخبار از خارج است ; يعنى كسى كه در خارج در آغاز كارش گفته باشد : (بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ)

    صدق مى كند كه به اسم خدا ابتدا كرده ; ولى باء استعانت افاده انشا مى كند ; يعنى گوينده طلب

    استعانت به اسم خدا مى كند و همين معنى در موارد متقدمه ظاهر است ، بلكه مناسب با استعاذه

    قبل از قرائت نيز همين معنى است . و «اسم» مأخوذ از «سموّ» به معنى رفعت و بلندى است ، به

    دليل مشتقّات آن ; مانند اسماء و سمّى و تسمية و غير اين ها ، نه اينكه مأخوذ از «وسم» به معنى

    داغ و علامت باشد ، چنانچه بعضى توهّم كرده اند ، و مراد لفظى است كه بر مسمّى دلالت مى كند .

    ___________________________________________
    [29] . يعنى در اين كار از خدا كمك مى خواهم . توحيد صدوق : ص226 و وسائل الشيعة :

    ج7 ، أبواب الذكر ب17 ، ص169 ، ح1 .

    [30] . يعنى در تمام كارهايم از خدا يارى مى جويم . لآلى الأخبار : ج3 ، باب7 ، ص343 و توحيد صدوق :

    ص226 .

    [31] . توحيد صدوق : ص226 .

    تفسیر اطیب البیان


    عـاشقان را سر شوریده به پیكر عجب است

    دادن سر نه عجب ،داشتن سر عجب است

    تـن بـی سر عجبـی نیست رود گـر در خاک

    سـر سربـاز ره عشـق بـه پیکـر عجب است


  11. #10
    مدیر ارشد انجمن
    *شهید گمنام* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 1,306      تشکر : 274
    1,117 در 662 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *شهید گمنام* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    اسامى وصفات خداوند تبارك و تعالى







    و از براى خداوند اسم هاى بسيار است چنانچه مى فرمايد : (قُلِ ادْعُوا اللهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ

    أَيّاً ما تَدْعُوا فَلَهُ الأَسْماءُ الْحُسْنى)(32)
    (بگو : الله را بخوانيد ، يا رحمن را بخوانيد هر كدام را

    بخوانيد ، براى خداست اسم هاى نيكو) . و در بعض اخبار هزار و يك اسم و در برخى ديگر سيصد

    و شصت اسم براى خدا ذكر شده و در قرآن هفتاد اسم مذكور است . و همه اسماى الهيّه از سه

    قسم بيرون نيست :

    قسمت اول : اسماى «صفات» :

    كه دلالت بر وجود صفت كمالى ، يا سلب نقصى دارد ; مانند عليم و قدير كه «اسماء ذات اضافه اش»

    گويند و حىّ و علىّ و قديم كه «اسماء غير ذات اضافه اش» نامند و مانند سبّوح و قدّوس كه دلالت بر

    تنزيه بارى از صفات عيب و نقص دارد و اين صفات ، صفات ذاتيّه و عين ذات است نه زايد بر ذات ،

    چنانچه اشاعره(33) توهّم كرده اند و تحقيق آن ذكر خواهد شد ، إن شاء الله تعالى .

    قسمت دوم : اسماى «افعال» :

    كه بر صدور فعلى از خداوند دلالت دارد ; مانند رحمن و رحيم و خالق و رازق و امثال اين ها .

    و به اعتبار ديگر صفاتى كه بر ثبوت كمالى در خداوند دلالت دارد «صفات كماليّه» و صفاتى كه بر

    سلب عيب و نقص دلالت دارد «صفات جلاليّه» و صفاتى كه بر صدور فعلى دالّ است «صفات جماليّه»

    نامند .

    قسمت سوم : اسماى «ذات» :

    و آن ها سه اسم است :

    «هو» : كه بر مقام غيب الغيوبى ذات دلالت دارد ، كه محال است ممكن به آن پى برد .

    «حق» : كه بر وجوب وجود دلالت دارد ; يعنى ذاتش واجب الوجود و وجود صرف و صرف وجود است

    و فرض عدم بر او محال است .

    «الله» : كه عَلَم است براى ذاتى كه مستجمع جميع كمالات و منزّه از همه عيوب و نواقص باشد

    و لذا اين اسم مختصّ به ذات مقدّس اوست ; زيرا غير او ، نه جامع جميع كمالات است و نه منزّه

    از همه عيوب و نواقص است و از اين جهت اين اسم دلالت بر جميع اسماى الهى دارد .

    __________________________________________________
    [32] . سوره اسراء : آيه 110 .

    [33] . اشاعره فرقه اى از اسلام است كه توسط على بن اسماعيل اشعرى (260 ـ 324 هـ) بنا

    نهاده و به نام او نيز مشهور شد . اهل اين فرقه معتقد به مجبور بودن انسان در اعمال خود هستند

    و اعتقاد دارند كه خداوند همانند انسان ها مى بيند و مى شنود و در روز قيامت نيز ديده مى شود .

    از طرفى ايمان را فقط يك عقيده قلبى مى دانند ، نه گفتار زبانى و انجام اعمال و مى گويند هر كس

    با قلب خود معتقد به خدا شد ، وارد بهشت مى شود . از عقايد ديگر آن ها ، قديم و ازلى بودن قرآن

    است . الملل والنحل : ج 1 ، ص 127 .


    تفسیر اطیب البیان


    عـاشقان را سر شوریده به پیكر عجب است

    دادن سر نه عجب ،داشتن سر عجب است

    تـن بـی سر عجبـی نیست رود گـر در خاک

    سـر سربـاز ره عشـق بـه پیکـر عجب است


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •