سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 13 از 13 نخستنخست ... 3910111213
نمایش نتایج: از شماره 121 تا 123 , از مجموع 123

موضوع: سلامتی تن و روان

  1. Top | #121

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    3,110
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمدو آل محمد وعجل فرجهم
    تشکر
    7,964
    مورد تشکر
    6,420 در 1,784
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    وهم و خیال

    در این مبحث به دو نوع تفکر ، اشاره می کنیم :
    یکی تفکر بدون فرمان عقل که همان وهم و خیال است و دوم تفکر در پناه عقل که خیال واقعی یا خیال الهی است .
    وهم
    این ، همان خیال موهوم است که در پناه عقل نیست و عبارت است از یک دسته خیال پردازیهای موهوم ، که در ذهن خود ، زمانی می سازیم و زمانی از ذهن ما محو می شوند ، و در حقیقت ، این تفکرات در منِ مجازی شکل می گیرند و دور از واقعیاتند ، اما اثر آنها در ما ، حقیقی و هلاکت بار است .
    در این وضعیّت ، وهمیات در ذهن ما درمی آیند و سپس ، ما آنها را در بیرون تصویر می کنیم و این دو (یعنی ذهنیات ما و تصویر آنها ، که هر دو مجازی اند) دارای نتیجه حقیقی مخرّب در ما خواهند بود .
    برای روشن شدن مطلب مثال آن شیر را می زنیم که حیوانات جنگل را آزار می داد ، اما هنگامی که نوبت خرگوش رسید ، خرگوش از وهم و خیالات شیر استفاده کرد (منیّت ، کبر ، غرور و برتریها) و به او گفت که شیر دیگری آمده که می خواهد تو را هلاک کند .
    شیر ، بسیار به خشم آمد و گفت :
    «شیر دوم کجاست؟» شیر دیگری را در چاه دید که همو دشمن او بود (تصویر ذهنیات را در بیرون دید) ، و بر عکس خود پرید و در چاه هلاک شد .
    نتیجه وهمیات او ، که مجازی بود ، حقیقی بود که همان هلاکت باشد .
    حمله
    بر خود می کنی ای ساده مرد
    همچو آن شیری که بر خود حمله کرد
    عکس خود را او عدوی خویش دید
    لاجرم بر خویش شمشیری کشید
    شیر خود را دید در چه وز علو
    خویش را نشناخت آندم از عدو
    شیر را در قعر پیدا شد که بود
    نقش او آن کش دگر کس می نموداما موضوع مهم این است که برای آنان که با من مجازی رو به رو هستند :
    من نبینم روی خود را ای ثمن
    من ببینم روی تو ، تو روی من
    ولی اولیای خدا ، که با حقیقت رو به رو هستند ، حقیقت انسانیّت خود را می بینند .
    آن کسی که او ببیند روی خویش
    نور او از نور خلقانست پیش


    امضاء



  2. Top | #122

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    3,110
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمدو آل محمد وعجل فرجهم
    تشکر
    7,964
    مورد تشکر
    6,420 در 1,784
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    مثال دوم :

    برای روشن شدن وهم و خیال ، داستانی است که در مثنوی آمده و بسیار جالب است .
    مولوی در این داستان می گوید :
    کودکان مکتبی که دستورهای استاد را مشکل دیدند ، با هم متحد شدند تا چاره ای بیندیشند .
    یکی از کودکان پیشنهاد کرد که استاد را در وهم و خیال بیندازیم که او بیمار است و چنین کردند .
    موقعی که خدمت استاد رسیدند ، یک به یک می پرسیدند که :
    استاد خیر باشد! شما را بیمار می یابیم و در صورت شما نشانه های بیماری می بینیم! استاد در اثر وهم و خیال و تلقین ، خود را بیمار حس کرد و حتی نسبت به همسر خود بدبین شد که چرا صبح در منزل ، با او هم دردی نکرده است .
    سپس ، کودکان ، استاد را تا خانه همراهی کردند و او در منزل بستری شد و سر استاد هم به شدت درد
    گرفت و به شاگردان گفت :
    به منزل بروید که درس تعطیل است .
    جان همه روز از لگدکوب خیال
    وز زیان و سود و از خوف و زوال
    نی صفا می ماندش نی کر و فر
    نی به سوی آسمان راه سفر
    فکرت بد ، ناخن پر زهر دان
    می خراشد در روی جان
    خیال الهی
    خیال الهی ، خیال در پناه عقل و تفکر را گویند و اعتقاد بر این است که تفکر و اندیشه در پناه عقل ، نخستین قدم به سوی الهام الهی است .
    در این جا پای منِ مجازی در میان نیست ، بلکه منِ اصلی کارسازی می کند و تفکر درست و واقعی است .
    آن خیالاتی که دام اولیا است
    عکس مه رویان بستان خدا است
    در تفکر برین ، انسان حق را می بیند در پناه نور درون ، و نور درون همان حکمت است و رسیدن به اسم کلیم .
    نور حق بر نور حس تزیین شود
    معنی نور علی نور این بود
    در این وضعیّت ، کج اندیشی نیست ، حقیقت نگری در کار است ، و همین اندیشه است که انسان را به سوی خدا سیر می دهد; چرا که ما با تن و وهمیات و نفسانیات به سوی خدا سیری نداریم ، بلکه با اندیشه و تفکر برین ، که نخستین مرحله از مراحل دستیابی به عقل کل است ، به سوی هدف عالی حیات سیر می کنیم .
    فکر آن باشد که بگشاید رهی
    راه آن باشد که پیش آید شهی
    نتیجه کلّی این است که انسان در پناه فکر خود ساخته می شود و سیر می کند; یا سیر به سوی بدیها ، یا به سوی خیر و خوبی
    .
    ای برادر تو همه اندیشه ای
    مابقی را استخوان و ریشه ای
    گر بود اندیشه ات گل گلشنی
    و بود خاری تو هیمه گلخنی
    آدمی را فربهی هست از خیال
    گر خیالاتش بود صاحب جمال
    ور خیالاتش نماید ناخوشی
    می نماید همچو موم در آتشی




    امضاء


  3. Top | #123

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    3,110
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمدو آل محمد وعجل فرجهم
    تشکر
    7,964
    مورد تشکر
    6,420 در 1,784
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    4 سوء ظن و بددلی

    همان طور که در بحث وهم و خیال گفتیم ، سوء ظن ، گمانهای بد است که در منِ مجازی و بدون فرماندهی عقل و من اصلی شکل می گیرد ، و در قرآن کریم آمده است :
    (اجتنبوا کثیراً من الظّنّ إنّ بعض الظّنّ إثم)
    از بسیاری از گمانها بپرهیزید که پاره ای از گمانها ، گناه است .
    و اصولا گمان بد ، حرام است و باز در قرآن کریم داریم که :
    (ظننتم ظنّ السّوء وکنتم قوماً بوراً)
    و گمان بد کردید و شما مردمی درخورِ هلاکت بودید .
    کسی که ظن بد به بندگان خدا می برد ، خود در وهم و خیال خود است و عیب در ذهنیات خود اوست; چرا که جز علاّم الغیوب ، کسی از باطن دیگری به طور کامل آگاه نیست و هیچ دلی ، صد در صد با دل دیگران در ارتباط نیست که بتواند مقاصد و نیّات دیگری را کام دریابد ، جز خدا ، که او هم ستّار العیوب و غفور و رحمان است و اولیای خدا نیز باید با اسمای ستّار و غفور و عفوّ با دیگران برخورد کنند ، نه با کینه ذهنی خود .
    همیشه باید در رابطه با دیگران فکر کنیم که آیا او نزد خدا محبوبتر است یا ما ، و یا به عبارت دیگر ، او عاقبت به خیر است یا ما .
    حکم مستوری و مستی
    همه بر عاقبت است
    کس ندانست که آخر به چسان خواهد رفت
    اصولا نگاههایی که در منِ مجازی و در غیر فرمان عقل است ، وهم آلود و با سوء ظن توأم است ، اما نگاه در پناه عقل و منِ اصلی ، نمی تواند با کینه و کدورت و بدفکری توأم یباشد; چرا که در منِ اصلی اصو بدی و سوء راه ندارد و انسانِ خدا نمی تواند نگاه بد داشته باشد; زیرا به شفافیّت و پاکی و اخلاص او بدگمانی راه ندارد .
    مرا پیر دانای مرشد شهاب
    دو اندرز فرمود بر روی آب
    یکی آنکه بر خویش خویش بین مباش
    دگر آنکه بر خلق بدبین مباش


    امضاء


صفحه 13 از 13 نخستنخست ... 3910111213

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی