آب اروند سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
آب اروند
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض آب اروند




    آب اروند

    سياهي شب همه‌جا را گرفته بود.
    بچه‌ها آرام و بي‌صدا پشت سر هم به ترتيب وارد آب مي‌شدند.
    هركس گوشه‌اي از طناب را در دست داشت
    . گاه‌گاهي نور منورها سطح آب را روشن مي‌كرد و هر از گاهي صداي خمپاره‌هاي سرگردان به گوش مي‌رسيد.
    30 متر به ساحل اروند يكي از نيروها تكان خورد.

    خواست فرياد بزند كه نفر پشت سرش با دست دهان او را گرفت و آرام در گوشش چيزي زمزمه كرد.
    اشك از چشمان جوان سرازير شد، چشم‌هايش را به ما دوخت و در حالي‌كه با حسرت به ما مي‌نگريست، گوشه‌ي طناب را رها كرد و در آب ناپديد شد.

    از مرد پرسيدم: «چه چيزي به او گفتي؟»
    با تأمل گفت: «گفتم نبايد كوچك‌ترين صدايي بكنيم وگرنه عمليات لو مي‌رود، اون وقت مي‌دوني جون چند نفر... عمليات نبايد لو بره»
    تمام بدنم مي‌لرزيد،‌ جوان در ميان موج خروشان اروند به پيش مي‌رفت.



    منبع: مجله طراوت

    راوي: آقاي جابري


    آب اروند

  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •